گنجینه ی ادب
محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ...
آخرین مطالب
لینک دوستان
وبلاگ دبیر ارجمند اقای محمود کاظمی(دینی وعربی )وبلاگ دوست عزیز آقای کاظمی (نرم افزار موبایل)سوال وپاسخ امتحانات امتحانات هماهگ ونهايي (حتما سري بزنيد) آموزش ریاضی وفیزیک دبیرستان وپیش دانشگاهینمونه سوال تمام دروس دبیرستان وپیش دانشگاهی یک وبلاگ بسیار زیبا(فیلم، صوت ، کتاب و ... )پایگاه احادیث موضوعیآخرین اطلاعات واخبار سازمان سنجشآموزش تمامی دروس دبیرستاناداره کل سنجش وارزشیابی تحصیلیگزینه دو (حتما سری بزنید)سازمان آموزش وپرورش چهارمحالآموزش وپرورش منطقه ی بن مخصوص دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی * حتما سری بزنید* یک وبلاگ بسیار پر محتوا حتما دیدن نماییدمعرفی رشته های دانشگاهی حتماسری بزنیدکتاب های مجازی ودانلود های آن برروی موبایل کد های جاوا گروه رباتیک دفتر مقام معظم رهبریپایگاه اطلاع رسانی دولت یک سایت علمی بسیار ارزشمند از ابتدایی تا دبیرستان( سفارش می کنم دیدن نمایید) همه چیز از همه جا * شهر دانلود ........... استخاره با قرآن- دانلود نرم افزار بزرگترین سایت علمی دانش آموزان (حتما سری بزنید )نمونه سوالات امتحانیپایگاه پنج تن علیهم السلامدوستانهرهروان ولايتوخدايي كه در اين نزديكي استشهر بن - شهر مناخبار دانش آموزي شهرستان بنمهدويتزندگي زيباست اما شهادت زيباتركلامي از قرآنخبربسيج چهارمحال امام زمان (عج).....یک سایت علمی بسیار مفید مخصوص تمام دوره های تحصیلی ******پایگاه مذهبی میقاتیاحسین(ع)
+ نویسنده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 |

تاملی در مفهوم چند بیت کتاب ادبیات فارسی عمومی ( پیش دانشگاهی )

 

الف – رباعی :

حسنت به ازل نظرچودرکارم کرد                بـنـمود جمـــال وعـــاشــق زارم کــرد

مـن خفتــه بـدم به نـاز درکتم عدم                 حسن تو به دست خویش بیدارم کرد

 

به قدیم بودن عشق اشاره دارد عراقی در غزلی دیگر می گوید :

 

عشــق شوری در نهـاد مـا نهـاد                    جـان مـا را در کـف ســودا نهـاد

شـور وغوغـایی برآمد از جهــان                   حسن او چون دست در یغما نهاد

چون در آن غوغا عراقی را بدید                    نـام او سـر دفـتـر غـوغــا نهـاد

 

وقدیم بودن عشق درونمایه ای است که اکثر عرفا بدان پرداخته اند

احمد غزالی می گوید:

    اصل عشق از قدم  قدم رود

 

سعدی می گوید:

 

همه عمربرندارم سر از این خمار مستی /  که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

 

مولانا می گوید:

 

پیشتر از خلقت انگور ها                           خورده می ها ونموده شورها

 

وگویا این رباعی هیچ ارتباطی با مفهوم درس نیایش ندارد

 

ب- در بیت :

 

 بگفتا گر کند چشم تو را ریش           بگفت این چشم دیگر دارمش پیش

(ص45)کتاب پیش دانشگاهی  که ظاهرا مفهوم آن چنین است :

اگر درفراق او چندان گریه کنی که از گریه فراوان چشم سر تو کور گردد چه خواهی کرد ؟ خسرو  می گوید

چشم دیگر(چشم دل) را تقدیم او می کنم

وگرنه آن مفهوم ظاهر آبکی است وبا هنر سخن سرایی نظامی سازگار نیست

 

ج- در بیت :

 چو شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب              مهرم به جان رسید وبه عیوق بر شدم

 

( ص 50) به نظر می رسد در واژه "مهر" ایهام وجود دارد نه ایهام تناسب  یعنی ارجاع( مهر) به مشبه به معنی "عشق" وبه مشبه به (شبنم) به معنی خورشید است واینگونه ایهام در سعدی سابقه دارد سعدی در بیتی می گوید:

 

مثال: راکب دریاست حال کشته ی عشق          به ترک بار بگفتند وخویشتن رستند

 

ارجاع واژه(بار)به( راکب دریا ) معنی بار واثاثیه وبه(کشته عشق)به معنی تعلقات است در حقیقت گونه ای از استخدام است

 

د‌-      دربیت :

 گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد    اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

 مصرع اول ودم با توجه به شبکه پیچیده ایهام که معهود ذهن همکاران واستادان است یک مفهوم دارد اکسیر عشق روی سرخ ( مس ) را  زر (زرد) کرد جدای از ایهام تناسب که در روی  وجود دارد محض اطلاع این ایهام در حافظ هم بکار رفته است

 ازکیمیای مهر تو زرگشت روی من / آری به یمن لطف شما خاک زر می شود

 

باسمه تعالی

الف )در رباعی صفحه 68

هر سبزه که بر کنار جویی رسته است         گویی زلب  فرشته خویی رسته است

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی              کان سبزه زخاک لاله رویی رسته است

در بیت اول سبزه کنار جوی به خط سبز کنار لب تشبيه  شده است  که در گذشته نشان  زیبایی بوده است نزاری قهستانی گوید:

خط سبزه ش نگرید آمده بر گرد لبش

                                              اینک آن خضر کزین چشمه ي حیوان برخاست

بعضی از همکاران به تبعیت از کتابهای مکمل درسی خاک  لاله رورا در مصرع چهارم به دو معنی حمل می کنند (خاکی که لاله  می روید-خاک انسان زیبا)که ظاهرا نمی تواند درست با شد چون با تفکر خیام که عبرت پذیری و تامل و تدبردر مرگ باشد سازگار نیست. وهمان خاک انسان زیبا معنی می دهد یعنی انسان زیبا معنی می دهد  یعنی انسان زیبا  که مرده و خاک شد سعدی می گوید:

آهسته رو که بر سر بسیار مردم است                 این جرم خاک را که تو امروز بر سری

ب)  در رباعی صفحه 70

کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت               با زخم نشان سر افرازی نگرفت

زین پیش  دلاورا کسی چون تو شگفت             حيثيت مرگ را به بازی نگرفت

 در بیت اول درنشان ایهام تناسب وجود درد  و نشان به معنی مدال است  که با زخم که خود نشانی است مراعات نظیر دارد.

 در درس پرورده گویی  ص 74

اگر پای در دامن آری چو کوه         سرت ز آسمان بگذرد در شکوه

زبان در کش ای مرد بسیار دان        که فردا قلم نیست بر بی زبان

به نظر  می رسد دو بیت  موقوف  المعانی باشند یعنی اگر چون کوه گوشه ای گیری سرت به آسمان برسد  زبان در کش...

اگر  این گونه نباشد ارتباط معنایی دوبیت ضعیف می گردد و در ضمن کوه به جهت گوشه گیری  ذاتا و به خودی خود سرش به آسمان  می رسد این هم نظری است.

صفحه 79 عبارت "گلگونه مردان خون ایشان است ظاهرا معنی آن اين است  زیور و زینت مردان راه حق شهادت آنهاست.

درابتداي درس حلاج  قتیل الله به مفهوم شهید عشق است چون ما دو نوع شهادت داریم یکی که در جنگ با دشمن می  میرد  و دوم که در راه عشق و رسیدن به معشوق می میرد.

رباعی :

غازی به ره شهادت اندرتک و پوست          غافل که شهید عشق بالاتر از اوست

 در روز قیامت این بدان کی ماند              کاین کشته ی دشمن است  و آن کشته دوست

در مسمط منوچهری دامغانی صفحه 92 بیت :

چوک ز شاخ درخت خویشتن آویخته          زاغ سیه بر دوبال غالیه آمیخته

معنی  و مفهوم مصرع دوم چنین می با شد "زاغ به سبب گشت و گذار در باغ و بوستان  به جهت فرارسیدن فصل بهار خوشبو شده است "حتی زاغ که مظهر فصل سرد زمستان است

بعضی از همکاران بر این عقیده اند که زاغ به پرهای خود غالیه سیاه زده است و رنگ سیاه او بهمين جهت است که البته غلط می باشد چون زاغ به خودی خود سیاه است در صورت قبول این معنی حشو قبیح در بیت نمودار می گردد .ادامه دارد...................

+ نویسنده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 |

شرح بعضی از نکات درس اول

1- منّت خدای را...: را در اینجا حرف اضافه است و به معنای مخصوص: سپاس مخصوص خداست

2- به شکر اندرش مزید نعمت: برای متمم دو حرف اضافه به کار رفته است. معنا: شکرگزاری خدا باعث افزایش نعمت است. تلمیح به آیه ی لئن شَکَرتُم لأزیدنَِّکُم. همچنین مولوی: شکرنعمت نعمتت افزون کند// کفر، نعمت از کفت بیرون کند.

3- از دست و زبان... : سئوال مطرح شده در این بیت استفهام انکاری است. یعنی پاسخ آن منفی است.معنا: از دست و زبان هیچ کس بر نمی آید...

4- باران رحمت ...: باران رحمت و خوان نعمت اضافه ی تشبیهی است.رحمت اهی چون باران است و نعمت هایش چون سفره ای.

5- پرده ی ناموس بندگان...: پرده ی ناموس اضافه ی تشبیهی است. پرده دری کردن کنایه از آبرو ریزی است.در این جمله به ستّار العیوب بودن خدا اشاره شده است. همچنین در وظیفه ی روزی ... به رزّاق بودنش.

6-فراش باد صبا را ...: فراش باد صبا اضافه ی تشبیهی است. فرش زمرّدین استعاره از سبزه ها.دایه ی ابر بهاری و بنات نبات(دختران گیاه) و مهد زمین هم اضافه ی تشبیهی است. را در این جملات به معنای حرف اضافه ی «به» به کار رفته.معنا: به باد صبا امر کرده تا همچون فرّاشی سبزه زار بگستراند . به ابر بهار دستور داده تا گیاهان را برویاند.

7- درختان را به خلعت: معنا: به عنوان لباس نوروزی بر تن درختان برگ های سبز رنگ پوشانده است و به مناسبت آمدن فصل بهار بر سر شاخه ها شکوفه را چون کلاهی قرار داده. در گذشته کلاه داشتن نشانه ی بزرگی و احترام بوده است.

8- ابرو باد و مه ... : در این بیت در مصراع اول مراعات النظیر به کار رفته. و ابر و باد و مه مجازا به معنای تمامی موجودات. تلمیح به آیه ی سَخَّرَ لکم اشمس و القمر...غفلت به مفهوم جهل و نادانی است. نان هم به معنای مجازی رزق و روزی است.

9- چه غم دیوار امّت... : امت به معنای پیروان یک مذهب است.بیت استفهام انکاری است. تلمیح به داستان نوح و مصراع دوم یک تمثیل است.

10- ایزد تعالی در او نظر نکند: به کنایه: به او توجه نمی کند.

11-بازش بخواند، باز اعراض کند. ضمیر ش : مفعول است. در بار دیگرش هم همینطور.

12- عاکفان کعبه ی ... : گوشه نشینان(عابدان)بزرگی خدا – کعبه ی جلال اضافه ی تشبیهی است. واصفان حلیه ی جمال: وصف کنندگان زیور جمال الهی.

13- گر کسی وصف او... : معنا اگر کسی از من بخواهد که خدا را برایش توصیف کنم. من که عاشقی دلداده ام چگونه از خداوند بی نام و نشان چیزی بگویم. وجود عاشق در معشوق فنا شده است و کسی از کشته صدایی نمی شنود.

14- سر به جیب مراقبت فرو بردن: به تفکر فرو رفتن- بحر مکاشفت: اضافه ی تشبیهی : دریای کشف حقایق الهی. - معاملت: همان مراقبت و مکاشفت و به کنایه سیر و سلوک عرفانی است.- بوستان هم همان منظور را دارد- ما را: را حرف اضافه است و به معنای برای.

15- درخت گل: گلستان حقایق و معارف الهی - 

16- دامنی پر کنم هدیه ی اصحاب را: دامنی از معارف را برای هدیه به یاران جمع کنم.

17- بوی گلم چنان ... : ضمیر م در گلم مفعول است.- ضمیر م در دامنم مضاف الیه است برای دست. معنا: بوی گل( جمال الهی ) آنچنان مرا از خود بیخود کرد که اختیار از دستم رفت( اختیارم را از دست دادم).

18- ای مرغ سحر ... : ای عارف، رسم عاشقی را از پروانه یاد بگیر. که جانش را از دست می دهد ولی اعتراض نمی کند.- کسانی که ادعای رسیدن به خدا را دارند در حقیقت بیخبرند زیرا کسی که از عشق واقعی آگاه شد، کسی از و نمی تواند کسب خبر کند. تلمیح به حدیث: من عَرَفَ اللهَ کلَّ لسانُه. مولوی می فرماید: هر که را اسرار حق آموختند//مهر کردند و دهانش دوختند.

 

شرح ترکیب بند جمال الدین

19-ای کسی که گذرگاه تو از کنار درخت سدره در آسمان هفتم می گذرد و آنچنان مقامت بلند است که گنبد عرش تکیه گاه توست. قبه ی عرش استعاره ی مکنیّه است. یعنی عرش به بارگاهی تشبیه شده که دارای گنبد است. مفهوم بیت بلندی مقام پیامبر است.

20- ای کسی که آسمان نهم از گوشه ی کلاه تو افتاده است.- طاق نهم رواق: طاق رواق نهم: آسمان نهم(فلک الافلاک)

21- عقل در رکاب تو و خدمتگزار توست و دین در پناه تو به آرامش می رسد.- در رکاب کسی دویدن کنایه از خدمت گزاری است.

22- ماه با تمام زیبایی گردنبند اسب توست و شب با تمام سیاهی حاشیه ی پرچم توست.- پرچم هم به معنای ضاهری خود به کار رفته و هم به معنای گیسو ی پیامبر(ایهام)

23- آسمان با تمام بلندی خاک پای توست و در مقابلت بی ارزش است و عقل با تمام بزرگی در مقابل تو چون طفلی است.

24- خداوند به خاطر بزرگداشت تو به نام تو قسم خورده است.

25- خداوندی که عقل را نگهبان جان قرار داده است نام تو را در کنار نام خود ذکر کرده است.- رقیب: نگهبان

ترکیب بند چیست؟

قالبی شعری است که از به هم پیوست چند غزل با قافیه های مختلف تشکیل یافته و این غزل ها با بیتی غیر تکراری به هم پیوند می خورند.   شکل ترکیب بند:

......................................*       ................................*

...................................         ..................................*

...................................         ..................................*

..................................          ..................................*

                          ............................+

                          ............................+

.................................#        ............................#

...........................           ...........................#

..........................           ............................#

..........................           ............................#  

   

درس2 رستم و اسفندیار

1- چو شد روز...: گبر: لباس جنگی- ببر: نوعی زره- وقتی روز شد رستم لباس جنگی پوشید و زره را برای محافظت از تن بر روی آن پوشیید

2- کمندی به فتراک…:فتراک: ترک بند،تسمه ای چرمی که به زین می آویختند- باره:اسب- کمندی به ترک بند چرمی خود بست و بر آن اسب بزرگ اندام سوار شد

3- بیامد چنان تا …: دل پر از باد : کنایه ای است از اظهار آه و تأسف – رستم اینگونه بر لب رود هیرمند آمد در حالی که آه و افسوس دلش را فراگرفته بود و نصیحت هایی بر لب داشت(بین دو لب در دو مصراع جناس تام است)

4- خروشید…: فریاد برآورد ای اسفندیار خجسته، حریف تو آمد،خودت را برای جنگ آماده کن (فرخ اسفندیار:موصوف و صفت مقلوب است. در اصل اسفندیار فرخ است)

5- 6- چو بشنید…: دوبیت موقوف المعانی است- وقتی اسفندیار این سخنان را از رستم شنید،گفت، من از لحظه ای که بیدار شده ام آماده ی نبرد بوده ام

7- 8- بفرمود تا…:ترکش:تیردان- دستور داد تا لباس جنگی و کلاه خود و جعبه ی تیر و نیزه اش را پیش او بردند. لباس جنگ را بر تن کرد و کلاه شاهی را بر سر گذاشت

9-10-11- چو جوشن…: وقتی اسفندیار لباس جنگ پوشید، بخاطر قدرت و بر اثر نیرو و نشاطی که داشت، نیزه را بر زمین زد و از روی زمین به روی زین اسب پرید همانند پلنگی که بر پشت گور خر قرار بگیرد و او را به بیقراری و به واکنش وادار کند

12- بر آن گونه…: اینگونه رستم و اسفندیار به جنگ با یکدیگر رفتند. انگار که در جهان هیچ خوشی وجود نداشت

13- …….

14- خروش آمد…: اسب آن ها فریادی برآورد که انگار میدان جنگ از هم گسیخته شد

15 تا19- رستم با لحنی خشن گفت: ای شاه خوشبخت و شاد، اگر طالب جنگ و خونریزی و نبرد سخت هستی،بگو سوارانی از اهل زابل که خنجر کابلی دارند بیاورم و در این جنگ آن ها را به نبرد با هم مشغول کنیم و خودمان استراحت کنیم. آرزوی تو جنگ و خونریزی و دیدن پیکار است.

20- چنین..: اسفندیار اینگونه پاسخ داد که چرا بیهوده گویی می کنی

21- چه باید…: گر به معنای یا به کار رفته است- من نیازی به جنگ با زابلیان ندارم و یا اینکه با سپاه کابل نبرد کنم

22- مبادا…: راه و رسم در جنگ اینگونه نیست و این کار در دین من شایسته نیست

23- …..

24- تو را گر…: تو اگر به کمک نیاز داری بیاور من به کمک نیازی ندارم

25-  نهادند پیمان..: دو جنگی: دو جنگجو – دو جنگجو چنان پیمان جنگی بستند که هیچ کس به آن ها کمک نکند.

26 – نخستین به نیزه…: ابتدا به وسیله ی نیزه با یکدیگر درگیر شدند و از لباسشان خون جاری شد

27- ز نیروی…: به خاطر نیرویی که اسب ها وارد می کردند و ضربه هایی که دو پهلوان می زدند، شمشیرهای سنگین شکسته شد

28- چو شیران…: همانند شیران جنگجو آشفته شدند و خشمگینانه بدن یکدیگر را مورد ضربات هم قرار دادند

29- همان دسته…: همچنین دسته ی گرزهای سنگین هم شکست و دست دو پهلوان از جنگیدن فروماند

30- گرفتند…: دوال کمر: کمر بند- تگاور: تیزرو- بعد از آن کمر بند یکدیگر را گرفتند.اسب ها زیر این فشار سر خود را خم کردند

31- همی زور کرد…: هر دو برای به زمین زدن یکدیگر تلاش کردند اما هیچ کدام از پشت زین تکان نخورد

32- پراکنده گشتند…: برگستوان: میدان جنگ را رها کردند در حالی که لباس هایشان پاره پاره بود و اسب هایشان خسته

33- کف اندر…: دهانشان پر از خاک و خون و کف آلوده بود و لباس هایشان پاره پاره

34- فراموش کردی…: ای رستم سیستانی ، مگر تیر و کمان و قدرت و نیروی مرد جنگجو(من-اسفندیار)را فراموش کرده ای

35- به خاطر حیله های زال تنت سالم شده وگرنه مرگت حتمی بود(پای کسی گور جستن کنایه هست)

36- بکوبمت زین…: ضمیر ت در فعل بکوبمت مضاف الیه یال است- آنگونه گردن را بر زمین بکوبم که زال از این به بعد تو را زنده نبیند

37- بترس از…: از خداوندی که این جهان متعلق به اوست بترس، عقل و احساس خود را تباه نکن

38- من امروز…: من به خاطر جنگیدن نیامده ام بلکه به خاطر عذر خواهی و حفظ اعتبار و آبرو آمده ام

39- تو با من…: تو با من ظالمانه می جنگی و چشم عقلت را بسته ای

40- 41- کمان را…: کمان را آماده کرد و آن تیر گزی که نوکش را در آب رز(سم) پرورده بود در کمان قرار داد و در حالی که سر خود را به آسمان گرفته بود

42-43- گفت ای خدایی که خورشید را آفریده ای و ای کسی که قدرت و شکوه و علم ما را می افزایی. تو از جان و توان و نیّت من آگاهی داری

44- تو آگاهی که ….آن قدر تلاش می کنم تا اسفندیار از جنگیدن منصرف شود

45- تو می دانی که اسفندیار ظالمانه با من می جنگد و راه و رسم مردانگی از بین رفته

46- به باد افره…: بادافره: مجازات- مگیر: باز خواست نکن- ای خدایی که ماه و تیر را آفریده ای ، به خاطر این گناه مرا مجازات و از من باز خواست نکن

47- …..48…..49- خم آورد بالای…: سهی: بلند- قامت بلند اسفندیار را که چون سروی راست قامت بود خم کرد و دانش و شکوه و بزرگی او از او دور شد.

+ نویسنده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389 |

باسمه تعالی زبان فارسی 2 سال چهارم کلیه ی رشته ها اسفند 89 نام ونام خانوادگی ..........

1-"   دانشگاه های من "  حسب حال کدام نویسنده است ؟

الف)  امیل زولا             ب) ماکسیم کورکی              ج)دکتر طه حسین            د) آلفونس دوده

2- موضوع کدام کتاب ، حسب حال است ؟

الف)  یکی بود یکی نبود            ب)سووشون               ج)سر نی               د)بدایع الوقایع

3- مولف کتاب " الایام " کیست ؟

الف)  دکتر زرین کوب             ب)دکتر طه حسین         ج)سید محمد امین         د)میرزا طاهر تنکابنی

4- یکی قطره باران زابری چکید " یاد نامه ای در باره ی کدام نویسنده ی معاصر را به یاد می آورد ؟

الف)  احمد آرام            ب)محمد پروین گنابادی             ج)دکتر زریاب خویی            د)دکتر یوسفی

5- کدام اثر شرح حال امام محمد غزالی است ؟

الف)  شرح زندگانی من           ب)صفیر سیمرغ         ج)فرار از مدرسه          د)جست وجو در تصوف

6- کدام کتاب در شرح حال مولانا نوشته شده است ؟

الف)  از کوچه ی رندان           ب)پله پله تا ملاقات خدا          ج)فرار از مدرسه      د)یکی قطره باران

7- مولف " اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابو سعید " کیست ؟

الف)  ابو سعید ابو الخیر           ب)عطار نیشابوری           ج)عبد الرحمان جامی             د)محمدبن منور

8- مفهوم عبارت " بی خویشتن نشسته بود ، خواجه وار وپای بگرد کرده " توصیف چگونه فردی است ؟

الف)  اندوهگین           ب)بیمار                    ج) فروتن                        د) مغرور

9- با توجه به معنی ، املای کدام کلمه درست است ؟

الف)  ازار شلوار         ب) عاذر از ماه های رومی          ج)عذار پوزش          د) عزار رخسار

10- معنی کدام واژه غلط است ؟

الف)  ورنایان جوانان        ب) متصوفه صوفیان       ج) مقامران والا مقامان        د)  ازار شلوار

11- با توجه به عبارت " سهل است ، چغزی و صعوه ای نیز بر روی آب می رود " معنی چغز چیست ؟

الف)   سنجاقک           ب)قور باغه         ج)ماهی               د)مار آبی

 12-"  به قول مردمان خطی به وی فرو نتوان کشید " معادل کدام اصطلاح امروزی است ؟

الف)  برچسب زدن به کسی   ب)سر کیسه کردن مردمان   ج)مردم را به چیزی نگرفتن   د) همه را سر وته یک کرباس دانستن

13- با کاروان حله  را مولف کدام کتاب تالیف کرده است ؟

الف)  اعیان الشیعه          ب) بامداد اسلام          ج) آزادی مجسمه               د) کارنامه ی سفر چین

14- در کدام ترکیب غلط املایی وجود ندارد ؟

الف)  واقعات قرایب               ب)سلابت شریعت           ج) مخاطب معاند               د)  حصار عبوص

15- معنی کدام کلمه نادرست است ؟

الف)  تبتل دگر گونی         ب) تضرع زاری         ج)تهجد شب زنده داری           د)تفقد دلجویی

16- معنی " خشک دستی " با توجه به عبارت " تنگ عیشی او ناشی از خست وخشک دستی نبود " چیست؟

الف)  بخل           ب) ریا             ج) طمع               د) قناعت

17- " به تقریبی " در عبارت " مشایخ دیگر هر کدام به تقریبی حاضر می شدند " یعنی چه ؟

الف)   به وقتی          ب) به صورتی            ج) به تنهایی                  د) به مناسبتی

18- املای کدام کلمه درست است ؟

الف)  ظیف مهمان        ب) تبطل از جهان بریدن          ج) ذندیق بی دین         د) حضیض پستی

19-  آزادی مجسمه اثر کدام نویسنده ی معاصر است ؟

الف)  غلامحسین مصاحب       ب)محمد علی اسلامی ندوشن      ج) رسول پرویزی         د) جلال آل احمد

20- در کدام گزینه یکی از دو حرف نزدیک به هم  حذف شده است ؟

الف)  سر خورده          ب) ره نورد             ج) شیر خوارگی            د) کبوده

21- در کدام ترکیب آرایه ی تضاد وجود دارد ؟

الف)  سایه ی گیسوی نگار    ب) این چرخ کج مدار ج) این شیخ همیشه شاب    د) آن بی بها ناسزاوار پوست

22- شبیه بودن سخن سعدی به همه وبه هیچ کس شبیه نبودن کدام ویژگی کلام اوست ؟

الف)  دشوار ومصنوع بودن    ب) سهل وممتنع بودن      ج) موزون ومسجع بودن         د)کوتاهی عبارات

23- در عبارت " کز عشق نبوده هرگزم بهر " ؛ (م) چه نقشی دارد ؟ الف)  متمم      ب) مفعول       ج) مضاف الیه                 د) نهاد

24- در بیت " خر گم شده را بخواند کای یار   اینک خر تو بیار افسار " کلمه ی خر در مصراع دوم با کدام آرایه ی ادبی مطابقت دارد ؟ الف)  تناقض                   ب) استعاره              ج) تشخیص                   د) حس آمیزی

 

   25- مفهوم عبارت «بي خويشتن نشسته بود خواجه وار و پاي بگرد کرده» وصف چگونه فردي است؟

1) اندوهگين 2) بيمار 3) فروتن 4) مغرور  

   26- مؤلف «پله پله تا ملاقات خدا» کيست؟

1) دکتر غلامحسين يوسفي 2) دکتر عبدالحسين زرين کوب 3) اقبال لاهوري 4) عباس اقبال آشتياني  

   27- نويسنده کدام يک از زندگي نامه ها و شرح احوال بزرگان علم و ادب دکتر عبدالحسين زرين کوب نيست؟

1) پله پله تا ملاقات خدا 2) پیرگنجه در جستجوي ناکجا آباد 3) غزالي نامه 4) فرار از مدرسه  

   28- کدام گزينه درباره کتاب«اسرار التوحيد مقامات شيخ ابوسعيد» نادرست است؟

1) اين کتاب درباره شيخ ابوسعيد است و در سه باب فراهم آمده است 2) نواده ي ابوسعيد به نام محمدبن منور، آن را تأليف کرده است 3) نمونه اي زيبا از شرح حال نويسي است 4) شيخ ابوسعيد آن را براي ارشاد خلق و تهذيب اخلاق ايشان ، نوشته است  

   29- کدام عبارت از نظر املايي بدون غلط است؟

1) از زندگي به قدر ضرورت تمتع مي برد 2) او در طريق تبطل و انقطاع،خويشتن را از «خود» خالي کرده بود
3) در زبان فارسي اهدي نتوانسته است مانند او حرف بزند 4) اين صافي صحار اوست که سخن را مي پالايد
 

   30- در کدام ترتيب غلط املايي وجود ندارد؟

1) واقعات قرايب 2) سلابت شريعت 3) مخاطب معاند 4) حصار عبوص  

   31- کدام پاسخ صحيح است؟

1) مغازي ازواقدي 2) الغارات از قاضي ابرقو 3) قصص الانبيا از ميرزا طاهر تنکابني 4) اعيان الشيعه از ابوسحاق ثقفي  

   32- مؤلف کتاب «الايام» کيست؟

1) دکتر عبدالحسين زرين کوب 2) دکتر طه حسين 3) سيدمحمد امين 4) ميرزا طاهر تنکابني  

   33- «کم زني» در جمله ي «هر گونه اهانت وايذار را با خونسردي کم زني مقابله مي کرد» چيست؟

1) بدگماني 2) بي توجهي 3) مهرباني 4) هوشياري  

   34- معني «کم زني» در جمله ي در هر گونه اهانت و .... را با خونسردي و کم زني مقابله مي کرد» چيست؟

1) خوشرويي 2) بزرگواري 3) ريشخند 4) بي توجهي  

   35- کدام گزينه از عبارت «اگر چه صحبت را بر خلوت ترجيح مي داد، باز عزلت را از صحبت کساني که در قيد تعلقات باقي مانده بودند، بهتر مي ديد» دريافت نمي شود؟

1) روي آوردن و ميل به افت و خيز با همنوعان وارسته 2) ترجيح تنهايي به همراهي و همنشيني با دنيا دوستان
3) برتري نهادن انزوا و گوشه نشيني، از دوستي با فرزندانگان 4) اجتناب از معاشرت با دلبستگان حيات مادي
 

36- مفهوم جمله ي «با تسليم به طريقت ، پاي ارواح از دام تعلق خاک مي دهيد» چيست؟

1) اظهار عجز و ناتواني، آدمي را از گرفتاري به دست زورمندان نجات مي بخشيد 2) روي آوردن به راه خداشناسي، روح انساني را به از وابستگي جهان مادي آزاد مي کرد 3) پذيرفتن مخاطرات سفر، به جسم و روح آدمي نشاط و اعتماد مي بخشيد
4) سر فرود آوردن به اهل سير وسلوک ، آدمي را از علايق مادي و معنوي آزاد مي کرد
 

   37- محتواي کدام کتاب «حسب حال» است؟

1) الايام 2) بريد السعاده 3) عقل سرخ 4) سير الملوک
38- کدام گزينه براي کامل کردن عبارت زير، مناسب است؟
«سيره و مغازي، گزارش زندگي و جنگ هاي پيامبر اسلام (ص) است و از انواع مشهور آن مي تان به ... اشاره کرد.
1) لباب الالباب محمد عوفي 2) با کاروان ... دکتر عبدالحسين زرين کوب 3) رجال ماقماني 4) سیره رسوال الله  عباس زریاب
39- معني «خشک دستي» در عبارت «اين تنگ عيشي براي او نوعي رياضت نفساني بوده ناشي از خمت و خشک دستي نبود» چيست؟ 1) بخل 2) ريا 3) طمع 4) قناعت
40- کدام کتاب در شرح حال مولانا نوشته شده است؟
1) از کوچه ي رندان 2) پله پله تا ملاقات خدا 3) فرار از مدرسه 4) يکي قطره باران
41- عبارت «به قول مردمان خطي به وي فرو نتوان کشيد» معادل کدام اصطلاح امروزي است؟
1) به گفته ديگران نمي شود او را از دور خارج کرد 2) با حرف مردم نمي شود به او برچسب زد
3) به قول مردم نمي شود اعتمادکرد 4) با فتواي مردم نمي شود او را نابود کرد
* باتوجه به متن زير به سؤالهاي شماره 42 و 43 پاسخ دهيد. آورده اند که شيخ ما ابوسعيد- قدس ال..روح العزيز. روزي در نيشابور روي اسب نشسته بود و جمع متصوفه در خدمت او. به بازار فرو مي راند ، جمعي ... مي آمدند، برهنه، هر يکي از ارپاي چرمين پوشيده و يکي را برگردن گرفته مي آوردند. چون پيش شيخ رسيدند شيخ پرسيد که در اين کيست؟ گفتند: «امير ... است» شيخ او را گفت که «اين اميري به چه يافتي؟ گفت: « اي شيخ به راست باختن و پاک باختن» شيخ نعره اي بزد و گفت: «راست باز و پاک باز و اميرباش».
42- شيوه تعليم شيخ چگونه بوده است؟
1) بهره گيري مثبت از هر سخن و عمل ناپسند 2) تشويق و تحريک گناهکاران براي رسيدن به اهدافشان
3) برخورد خشونت آميز و فرياد کشيدن بر سرگناهکاران 4) نهي از منکر به روش مستقيم
43- کدام گزينه دريافت مي شود؟
1) پاسخ امير ... به شيخ طنز آميز و اهانت آميز بود 2) صداقت و اخلاص، عامل اصلي ترقي و تعالي است
3) همراهان شيخ، جمعي از برنايان و مسکينان بودند 4) مخاطب شيخ، يکي از اميران و فرمانروايان محلي بوده است
44- با توجه به عبارت «گفت ، سهل است ، چغري و صعوه اي نيز بر روي آب مي رود» معني «چغره » چيست؟ 
1) سنجاقک 2) قورباغه 3) ماهي 4) مار آبي
45- «ياران را از اين که تکيه بر فتوح و نذور اهل خير نمايند، تخديرشان مي نمود» يعني ...
1) از مريدان مي خواست که خلق الله را از ثروت اندوزي و اسراف ورزي ، دور کنند 2) دوستان خود را از دلبستگي به گرفتن هداياي نيکوکاران، برخورد مي داشت 3) مردم را از دادن هديه و .... به ياران خود باز مي داشت. 4) ديگران را از وابستگي ها و مال اندوزي ها و کسب ثروت ، منع مي کرد
46- در کدام گزينه، به ترتيب ، نام اثري از «ابواسحاق ثقفي» و «ابواسحاق نيشابوري» آمده است؟
1) الغارات- قصص العلما 2) الغارات- قصص الانبياء 3) اعيان الشيعه ، سيرت رسول الله 3) سيره رسول الله- مغازي
 

 

 

 

.

+ نویسنده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 |

نكات مهم درس بيست و يكم

 اسوالد اشپنگلر كتاب انحطاط غرب را در خلال جنگ جهاني اول نوشته است و در آن اعلام كرد كه تمدّن غربي و ارزش هاي مسلط آن به پايان خود نزديك مي شود.

 مفهوم پُست مدرنيسم را اولين بار فدريكو دي اونيس،نويسنده ي اسپانيايي،در كتاب گزيده ي شعر خود بكار برد.

 مدرنيسم در حقيقت آن شيوه اي بود كه از سنّت فراتر مي رفت.

 خرد – حقيقت – سنّت – اخلاق و تاريخ عناصر سازنده ي پست مدرنيسم هستند.

 خورخه لوييس بورخِس آرژانتيني – مارسل پروست فرانسوي – ساموئل بِكِت انگليسي و جيمز جويس ايرلندي از نويسندگان بزرگ مكتب پست مدرنيسم هستند.

 در انتظار گودو مهمترين اثر پست مدرن بكت بود كه شهرت او را عالم گير كرد.

 ارنست همينگوي از چهره هاي درخشان رمان نويسي آمريكاست.

 وداع با اسلحه ، خورشيد هم چنان مي درخشد ، زنگ ها براي كه به صدا در مي آيند ، پيرمرد و دريا و برف هاي كليمانجارو از آثار ارنست همينگوي مي باشند.

 شهرت و اعتبار جيمز جويس بر پايه ي چهار اثر داستاني « دوبليني ها ، تصوير هنرمند در مقام يك مرد جوان ، يوليسيز و بيداري فين گان ها» او استوار است.

 تي.اس.اليوت   شاعر ، منتقد و نمايش نامه نويس انگليسي مي باشد.

 اثر مشهور تي.اس.اليوت منظومه ي بلند The Waste Land  است كه در ايران به نام هاي سرزمين بي حاصل، خراب آباد و سرزمين هرز ترجمه شده است.

 خشم و هياهو شاهكار فاكنر در رمان نويسي است.

 قهرمان اصلي رمان خشم و هياهو ابلهي به نام بنجي است كه عقلش در سه سالگي مانده است.

 فاكنر بزرگ ترين رمان نويس آمريكايي بين دو جنگ جهاني شناخته شده است.

 جيمز جويس به دليل ضعف بينايي، بيش تر از طريق صداها، حساسيت خويش را به محيط اطرافش نشان داده است.

 همينگوي در زنگ ها براي كه به صدا در مي آيند، چنين پيام ميدهد : «مرگ هر انسان جانم را مي كاهد ؛ چرا كه با تمام بشر در هم آميخته ام و بدين سان هرگز نمي پرسم كه ناقوس براي كه مي نوازد ؛ چرا كه مي دانم براي توست.

 كامو در خلال جنگ دوم جهاني به گروه مقاومت فرانسه بر ضد آلمان پيوست.

 دموكرات از نظر كامو « دموكرات كسي است كه اجازه بدهد مخالفش نظر خود را بگويد و  مي پذرد كه به آن نظر ها فكر كند».

 محاكمه – قصر و امريكا از رمان هاي عجيب و ناتمام كافكا مي باشند كه از نبوغ و توانايي كافكا حكايت مي كنند.

 از آثار هرمان هسه به ترتيب محبوبيت مي توان به دِمِيان – گرگ بيابان – گرترود – نرگس و زرين دهن – سيذارتا و بازي با مهره هاي شيشه اي اشاره كرد.

 

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس بيست و دوم                          ص193

 1)چرا در ميان اعراب جاهلي هنرهايي مانند معماري،مسجد سازي و نقاشي جايگاهي نداشت؟

چون عرب زندگي كوچ نشيني داشت و با مدنيّت و شهر نشيني انس نگرفته بود.

2)ويژگي هاي شعر جاهلي را بيان كنيد.

حسّي بودن محتوا و برخورد با طبيعت .

آزادي ، رهايي و بي قيد و بند بودن .

غرور و عزّت نفس .

مفاخره و مباهات نسبت به مكارم اجداد .

 3)مُخضرم به چه گروهي گفته مي شد؟

يعني شاعراني كه نيمي از زندگي هنري آنان در عصر جاهلي و نيمه ي ديگر در دوره ي اسلامي سپري شده است.

 4)چرا ادب دوره ي عباسي را ادب مولّد يا محدَث مي نامند؟

زيرا بيشتر شاعران و اديبان اين عصر دورگه بودند؛ يعني ، از پدر و مادري زاده شده بودند كه يكي عرب و ديگري غير عرب بود و ادبيّات زاييده ي  انديشه ي آنان آميخته اي از ادب عرب و غير عرب بود. بدين ترتيب ادب عرب در عصر عبّاسي با فنون و هدف هايي مواجه شد كه پيش از آن در ميان اعراب سابقه نداشت؛ مانند : خمريّات ، زياده روي در اوصاف شهر نشيني ، رها كردن عصبيّت عربي و جز آن .

 5)فضاي كلي حاكم بر شعر گذشته ي عرب چگونه بود؟

شاعر عرب هنوز بر خرابه ها زاري ميكرد و در چارچوب قالب هاي آهنين شعر مي سرود.

 6)چه عواملي سبب بروز نهضت علمي و فرهنگي جديد و نوعي بازگشت ادبي در ادبيات عرب شد؟

اشغال مصر توسط ناپلئون و به دنبال آن باز شدن پاي اروپاييان به اين سرزمين و به استعمار كشيده شدن آن از سوي انگليس .

 

 

 7)كلاسيك هاي نو يا مقلدان چه كساني بودند؟

شاعران عرب كه به روش قدماي خود توجه كردند و ضمن پرداختن به انسجام شعري، خويش را از بند شعر منحط عصر عثماني آزاد ساختند.

 8)درباره ي شاعران بلاد مَهجَر و درون مايه ي شعري آنان توضيح دهيد.

شاعران بلاد مَهجَر از لبنان به آمريكاي شمالي و جنوبي مهاجرت كرده بودند. و درون مايه ي آن مسائلي چون دوري از وطن ، دردها و رنج هاي عميق زندگي و نوعي گرايش صوفيانه در شعر اينان ديده مي شود.

 9)چه عاملي سبب شد تا مسئله ي تعهد براي نخستين باردرادبيات وهنرعرب مطرح  شد.

دسته بندي هاي سياسي در مصر پس از انقلاب و مطرح كردن توده ها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز كشورها مسئله ي«تعهد» در ادبيات و هنر را براي اولين بار در ادب عرب مطرح ساخت .

 10)ويژگي هاي شعر امروز عرب را بنويسيد.

شعري است كه صراحت دارد، خشمگين است و مدت هاست پوسته هاي سخت محافظه كاري را تركانده و از اعماق حنجره با تمام توان فرياد ميزند : «من وجدان بيدار ملت عربم».

 11)در شعر عرب چه كسي را مي توان با نيما يوشيج مقايسه كرد؟

خانم نازك الملائكه.

 خودآزمايي هاي نمونه درس بيست و سوم                             ص199

 1)نخستين شعري كه در آن چهره ي ستم ديده ي آوارگان فلسطين به تصوير كشيده شده است، از كيست؟

كامل سليمان

 2)شعر فلسطين از1917 تا 1948 چه ويژگي هايي داشت؟

بيانگر عواطف و واكنش اعراب فلسطيني است كه در معرض ساطه جويي اسرائيل قرار گرفته اند.

موضوع اين اشعار مسائل روز است. مثل فروش زمين به يهوديان و ماهيت رهبران فلسطيني.

اين اشعار بر گسترش مبارزه عليه حكومت صهيونيست تأكيد مي ورزد.

 3)چند تن از شاعران پيشگام را كه در ايجاد شعر مقاومت نقش داشته اند، نام ببريد.

عبدالوهاب البياتي – محمد درويش – توفيق زياد .

 4)مسائل مهم شعر فلسطين را به اختصار بيان كنيد.

رويدادها – سختي ها و رنج هاي مردم فلسطين است.

 5)چرا سال 1967 را در ادبيات عرب بايد نقطه ي عطفي به شمار آورد؟

زيرا بعد از اين زمان بود كه مشكل فلسطين به شكل گسترده در آثار ادبي مونعكس شد.

 6)در اشعار پس از 1948 فلسطين چه موضوع هايي  در سطح گسترده مطرح مي شود؟   

ملّي گرايي و انسان دوستي به همراه مذهب.

خودآزمايي هاي نمونه ي درس بيست و چهارم                      ص200

 1)دو جريان اصلي دوران جديد ادبيات داستاني عرب را نام ببريد.

1 – گرايش تاريخي .                2 – گرايش اجتمائي .

 2)جرجي زيدان را معرفي كنيد و چند اثر او را نام ببريد.

از نويسندگان روشن فكر عرب است كه مي كوشد با طرح مباحث تاريخي و اجتماعي عرب الگوهاي اخلاقي را ارائه دهد و مردم را به مبارزه با فساد دعوت نمايد . او تاريخ اسلام را به شكل داستان بيان مي كند.

از آثار او :  1 – ابومسلم خراساني        2 – دوشيزه ي قريش         3 – فاجعه ي رمضان   4 – سلاح الدين عيوبي          5 – زيباي كربلا .

 

3)در مورد درون مايه ي قصه هاي عرب توضيح دهيد.

بازگشت به خويشتن – ارائه ي واقعي جهان عرب – رويارويي با سنت ها – طرح مسائل آشقانه و عرفان سطحي – انعكاس زندگي مردم عادي .

 4)يكي ازنخستين نويسندگان داستان كوتاه درمصر را نام ببريد ودوضعف عمده ي آثار او را بنويسيد.

مصطفي لطفي المنفلوطي – دو نكته ي ضعف آثار او : 1 – ضعف در طرح بيان و بكارگيري زبان .        2 – ضعف فرهنگي به دليل ناآگاهي از علوم مشرق زمين .

 5)درون مايه ي بيشتر قصّه هاي منفلوطي را بيان كنيد.

غم و مشكلات مردم پايين دست جامعه.

 6)جبران خليل جبران در آثارش،چه دوره هايي  را از جهت انديشه از سر گذرانده است؟

سه دوره :   1 – چهره ي لبناني كه عليه بي عدالتي قيام مي كند .      2 –دوره ي چنين گفت : زرتشت كه با تمام توان در برابر هستي مي ايستم .      3 – مرحله ي مصطفي كه فلسفه را رها مي كند و به آرامش مي رسد .

 7)كدام رمان نويس عرب جايزه ي نوبل ادبي را دريافت كرد؟آن چه درباره ي او مي دانيد،بنويسيد.

نجيب محفوظ – او به جاي شكل توصيفي داستان ها تلاش مي كند مشكلات فكري را حل كند و جدال ميان علم – دين – واقعيت و شعار را روشن كند . آثار او منعكس كننده ي جامعه ي مصر از زمان شكوه و قدرت تا شكست اعراب است.

 8)مهم ترين تفاوت شيوه ي داستاني نجيب محفوظ و يوسف ادريس را بيان كنيد.

يوسف ادريس ذوق و انديشه ي خود را با استفاده از افكار فلسفي به كار مي برد و در برابر تنهايي و دلتنگي انسان به پا مي خيزد او سعي مي كند مفاسد اجتماعي و انساني را با خنده – اشك – اميد و آرزو بيان كند در حالي كه نجيب محفوظ به شكل توصيفي در داستان ها        مي خواهد جدال بين علم – دين و واقعيت و شعار را نمايان كند و خشونت به خرج نمي دهد.

 

خودآزمايي هاي نمونه ي بخش اوّل                               ص 29

 1)سبب تشتت و پراكندگي فرهنگي در زمان حكومت ايلخانان چه بود؟

سبب عمده ي آن حكومت قوم بيگانه ي تاتار و خون ريزي هاي ناشي از آن بود.

 

2)پيامدهاي فتنه ي مغول را در فكر وانديشه و زندگي اجتماعي بنويسيد؟

پريشاني انديشه، سستي گرفتن بنيان هاي فلسفي،رواج خرافات و بي مسئوليتي،  دل سپاري به قضا و قدر وگسترش روح تسليم و بي توجّهي به دنيا را تا حد زيادي مي توان از پيامد هاي فتنه ي مغول دانست.  

3)علت آزادي مذاهب در عصر حافظ چه بود؟

به دلبل بي عقيدگي برخي از ايلخانان و بي تعصّبي بعضي ديگر، گروه ها توانستند مذهب و اعتقاد خود را آزادانه آشكار كنند.

 4)تقليد در شعر حافظ چگونه جلوه گر شده است؟

نخست تقليد از شيوه و سبك استادان پيشين و ديگر،جواب گويي شعرهاي مشهور پيشينيان غالباً بر همان وزن و قافيه.

 5)دو شاعرتوانا درزمينه ي طنز و انتقاد اجتماعي ازعصر حافظ را نام ببريد؟

عبيد زاكاني _ بُسحاق اطعمه

 6)حديقه ي سنايي با كدام اثر فخرالدّين عراقي هم وزن است؟

عشاق نامه

 

7)موضوع كتاب لمعات عراقي چيست؟

عرفان و سيروسلوك عارفانه است.

 8)اشعةاللّمعات از كيست و در چه زمينه اي است؟

جامي _ شرح اللمعات عراقي

 9)درباره ي تأثير خواجوي كرماني بر سبك حافظ توضيح دهيد؟

خواجو با حافظ دوستي و ارتباط نزديك يافت و چون به سال وتجربه ي شعري بر حافظ پيشي داشت،بر شعر و انديشه ي وي پرتو تعليم افكند.به همين سبب در ديوان خواجه بسياري از ابيات و غزل ها را مي بينيم كه به تقليد يا استقبال از خواجو سروده شده است.

  10)مناظره هاي خواجوي كرماني را نام ببريد؟

رسالة اللباديه : در مناظره ي ني و بوريا

سبع المثاني : در مناظره ي شمشير و قلم

مناظره ي شمس و سحاب

 11)موضوع قصيده هاي ابن يمين چيست؟

مدح و منقبت امامان شيعه.

 12)اين توضيح درباره ي كيست؟«شاعر و نويسنده ي طنز پرداز و شوخ طبع سده ي هشتم كه در قزوين زاده شد».

عبيد زاكاني

 13)طنزهاي عبيد زاكاني چه ويژگي هايي دارد؟

اغلب خنده آور و گاهي ركيك است.

 

14)پيام دو بيت زيراز سيف فرغاني را بيان كنيد.

من ني ام شاعركه مدح كس كنم هر شاه را

                                                 از براي  حق  نعمت  پند  دادم  اين  قَدَر

خير و شرّ كس نگفتم از هواي طبع و نفس

                                                 مدح و ذمّ كس نكردم از براي سيم و زر

او اثير دنيا نيست و به خواطر دنيا كسي را ستايش نميكند(دوري از هواي نفس)

 

15)مثنوي هاي هفت اورنگ جامي را با ذكر موضوع هر يك نام ببريد.

سلسلة الذهب : در ذكر حقايق عرفاني‌‌ ؛

سلامان و ابسال : منظومه اي تمثيلي حاوي اشارات اخلاقي و عرفاني؛

تحفة الاحرار: در پند و نصيحت همراه با حكايت ها و تمثيل هاي زياد؛

سبحة الابرار: در ذكر مراحل سلوك و تربيت نفس؛

يوسف و زليخا : نظم داستان مشهور يوسف و زليخا كه مختصر آن در قرآن هم آمده است.

ليلي و مجنون : داستان معروف ليلي و مجنون كه نظامي هم آن را به نظم در آورده است.

خردنامه ي اسكندري : در ذكر موعظه و نصيحت از زبان فيلسوفان يونان.

 16)دو نمونه از بهترين نسخه هاي ديوان حافظ و شرح هاي نوشته شده بر آن را نام ببريد.

قاسم بني _ شرح غلامحسين يوسفي _ شرح خليل خطيب رهبر
+ نویسنده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 |

خودآزمايي هاي نمونه ي درس دوازدهم                          ص100

1)در آستانه ي مشروطه چه عواملي سبب دگرگوني چهره ي فرهنگي جامعه ي ايران شد؟

رواج صنعت چاپ – رواج و گسترش روزنامه نويسي و مطرح شدن روزنامه به عنوان مهمترين رسانه اي كه اخبار و اطّلاعات را در كوتاه ترين زمان در همه جا منتشر مي كرد – تأسيس مدرسه ي دارالفنون در اثر كوشش هاي ترقي خواهانه ي امير كبير و گسترش دانش هاي نوين – ضرورت روي آوردن به دانش و فنون جديد كه تا حدودي پيامد جنگ هاي ايران و روس به فرماندهي عبّاس ميرزا در عهد فتحعلي شاه قاجار بود.

 2)چگونه انديشه ي غرب گرايي در جامعه ي ايراني زمينه ي رشد و پرورش پيدا كرد؟

بيزاري ازعوامل بازدارنده ي سنّتي كه به معناي روي گرداني ازارزش هاي اصيل وباورهاي مردمي بود.

 3)وجه مشخصه ي شعر و ادب عصر بيداري را نسبت به ادبيات كهن توضيح دهيد.

از نظر كاركرد و دايره ي شمول، شعر در اين دوره عموميّت يافت و به عنوان زبان بُرنده ي نهضت در اختيار روزنامه ها و مطبوعات قرلر گرفت.

جهان شناسي شاعران دوره ي بيداري با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل مي گرفت.                   

از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – شعر عصر بيداري دو مسير مجزا و نسبتاً متفاوت را در پيش گرفتند.

تخيّل و قالب شعري در عصر بيداري بيش و كم بي تغيير باقي مانده است.

تغيير و تحوّل شعر عصر بيداري تنها به قالب و تخيّل محدود نماند بلكه از نظر محتوا و درون مايه هم پا به پاي زمان پيش رفت.

 

4)شعر عصر بيداري از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – چه خصوصيتي دارد؟ توضيح دهيد.

گروهي مانند اديب الممالك فراهاني و محمّد تقي بهاربا آگاهي لازم كه با سنّتهاي ادبي ايران داشتند از زبان فاخر و پرصلابت گذشته كه به عروض و سنن موسيقايي شعر فارسي تكيه داشت،استفاده مي كردند و بدان سخت پاي بند بودند.گروهي ديگرمانند سيّد اشرف الدّين گيلاني ،ميرزاده ي عشقي  و عارف قزويني كه با موازين ادب گذشته انس چنداني نداشتند، زبان كوچه و بازار را بر گزيدند و با صميميّتي كه در اين طريق از خود نشان دادند، از قبول عام برخوردار شدند

 5)برجسته ترين درون مايه هاي شعر عصر بيداري را نام ببريد.

آزادي – قانون – وطن – تعليم و تربيت نوين – توجّه به علوم و فنون جديد – توجه به مردم .

 6)درباره ي مفهوم وطن در ادبيّات عصر بيداري توضيح دهيد.                   وطن به معناي سرزميني كه مردماني داراي مشتركات قومي،زباني و فرهنگي در آن زندگي مي كنند ، مفهوم ديگري است كه از عصر بيداري وارد قلمرو ادبيّات فارسي شده است. در اشعار بهار و اديب الممالك كه از تاريخ و فرهنگ گزشته ي ايران آگاهي نسبتاً وسيعي داشتند، مايه هاي وطني فراواني ديده مي شود.

 7)درمورد مهم ترين حوزه هاي جغرافيايي شعرو ادب عصربيداري توضيح دهيد.

بعد از تهران، بازار سياسي و مطبوعاتي تبريز از شهرهاي ديگر گرم تر بود. به دليل اينكه تبريز بر سر راه اروپا قرار داشت و تازه ترين اختار و اطلاعات كه از استانبول و كشورهاي غربي مي رسيد،ابتدا در تبريز و بعد در تهران منتشر مي شد –– تبريز به دليل مجاورت با دو كشور بزرگ عثماني و روسيه ي تزاري حسّاس بود –– تبريز مقرّ وليعهد و پايتخت دوم كشور بود و همين امر موجب مي شد كه در اين شهر جنب و جوش فكري و سياسي بيشتري پديد آيد.

 

نكات مهم درس دوازدهم

 چند ويژگي شعر دوره ي عصر بيداري عبارتند از :

از نظر كاركرد و دايره ي شمول، شعر در اين دوره عموميّت يافت و به عنوان زبان بُرنده ي نهضت در اختيار روزنامه ها و مطبوعات قرلر گرفت.

جهان شناسي شاعران دوره ي بيداري با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل مي گرفت.                    از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – شعر عصر بيداري دو مسير مجزا و نسبتاً متفاوت را در پيش گرفتند.

تخيّل و قالب شعري در عصر بيداري بيش و كم بي تغيير باقي مانده است.

تغيير و تحوّل شعر عصر بيداري تنها به قالب و تخيّل محدود نماند بلكه از نظر محتوا و درون مايه هم پا به پاي زمان پيش رفت.

 تغيير محتواي اشعار مهمترين تغييري بود كه در شعر عصر بيداري اتفاق افتاد.

 (نسيم شمال) لقب سيّد اشرف الدّين گيلاني مي باشد.

 مفهوم  آزادي در شعر عصر بيداري تقريباً به مفهوم  دموكراسي غربي  نزديك مي شود و بر روي هم به اين معناست كه مردم علاوه بر اين كه از نظر فردي حقوق و آزاديهايي دارند، از نظر اجتماعي نيز مختارند سرنوشت سياسي و اقتصادي خود و سرزمين خود را معيّن كنند.

 فرمان مشروطيّت در 14 جمادي الآخر (ه.ج) به امضاي مظفّر الدّين شاه رسيد .

خودآزمايي نمونه ي درس چهاردهم                                    ص123

 1)ويژگي عمده ي شعر و سبك شاعري نسيم شمال چيست؟ توضيح دهيد.

 گذشته از سادگي و صميميت زباني ، مضمون و محتواي آن است.

 2)درباره ي تصنيف سازي عارف و امتياز بزرگ تصنيف هاي او توضيح دهيد.

 تصنيف سازي فارسي را عارف قزويني ابداع نكرده است و پيش از او هم كساني در اين قالب شعري طبع آزمايي كرده اند اما تصنيف سازي عرصه ي هنري مسلم عارف است.  از اين جهت كه وي به اين نوع ادبي خاص جاني تازه بخشيد. او كه خود شاعر و موسيقي دان بود و صداي خوشي هم داشت، تصنيف را با مهارت و امتيازي بارز براي بيان مقاصد و مضامين ملّي به كار گرفت.          

 3)در مورد ويژگي زبان و بيان و موضوع سروده هاي ميرزاده عشقي توضيح دهيد.

 شعر عشقي از لحاظ زبان و بيان، پختگي لازم را نداشت و بيش تر به سبك روزنامه اي پسند آن روزگار بود.

 4)چرا در عصر بيداري، نيازهاي عامّه ي مردم بيشتر در شعر جلوه گر شد؟

 بريدن شعر و ادب از خواص و طبقات مرفّه و دربار و روي آوردن آن به مردم كوچه و بازار سبب شد كه در اين عصر بيش تر از هميشه نيازها و تمايلات عامه ي مردم و طبقات محروم جامعه در شعر منعكس گردد.

 5)چگونگي زندگي و مرگ فرّخي يزدي را شرح دهيد.

 فرّخي به سبب شعري كه سروده بود، از مدرسه اخراج شد . ديوان سعدي و مسعود سعد سلمان همدم جواني فرّخي بودند. فرّخي در جواني سر از حزب دموكرات يزد درآورد و حاكم يزد به سبب شعري كه در ستايش آزادي سروده بود ، لب هايش را دوخت و او را  به زندان انداخت.  سه سال پس از امضاي مشروطه به تهران رفت و روزنامه ي طوفان را منتشر كرد و با نوشتن مقالاتي آتشين و انتقادآميز در اين روزنامه به جنگ با استبداد و بي قانوني رفت. در دوره ي هفتم مجلس مردم يزد او را به وكالت برگزيدند و فرّخي جزو جناح اقليّت مجلس با هيئت حاكمه به مبارزه پرداخت. و روزنامه ي طوفان را كه تعطيل شده بود، بار ديگر منتشر كرد اما به حكم دولت توقيف شد . فرّخي به دليل تحت فشار بودن ناگزير ايران را ترك كرد و به برلين رفت. فرّخي در سال1312به تهران بازگشت و در كنار آزادي خواهان با قرارداد 1919وثوق الدوله به مخالفت بر خواست . سرانجام فرّخي در سال1318 ش با تزريق آمپول هوا در زندان به قتل رسيد.

 6)محتوا و مايه ي اصلي غزل هاي فرّخي يزدي را بنويسيد.

 محتواي غزل او نه عشق و عواطف شخصي بلكه سياست و مسائل حادّ اجتماعي است.

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس پانزدهم                                ص131

 1)در جريان بحث  ميان كهنه و نو در دوره ي  نو گرايي ، سنّت گرايان براي پيش گيري از يك انقلاب تهاجمي بر ضد سنّت ها چگونه عمل مي كردند؟

 

مي كوشيدند موضوع هاي تازه را در قالب شعر سنّتي بريزند. بدين سان، مثلاً در غزل به جاي معشوق سنّتي از مام وطن و در قصيده به جاي توصيف اسب و قاطر در وصف هواپيما و قطار سخن گفتند.

 2)عنوان سعدي نو به كدام شاعر اختصاص يافت؟ چرا؟

 ايرج ميرزا – به سبب سبك جديد و مردم پسندي كه به وجود آورد، عنوان سعدي نو را به خود اختصاص داد.

 3)نخستين نظريه پرداز شعر نو نيمايي كه بوده و در جريان پيكار كهنه و نو در دوره ي نو گرايي چه نقشي داشت؟

 تقي رفعت – او مقاله ي دنباله دار عصيان ادبي را نوشت و در چند شماره ي پياپي تجدّد منتشر كرد. سپس، بحث هاي تازه اي را در روزنامه ي تجدّد و آزاديستان، تبريز پيش كشيد و رسماً اعلام كرد كه ادبيّات گذشته ي ايران در ذهن محافظه كارا ن، همچون سدّي استوار بر سر راه تجدّد واقعي ايستاده است و ما برآنيم كه در بنيان اين سدّ رخنه كنيم.

تقي رفعت قطعه شعري سرود كه هم از لحاظ قالب و هم از نظر ديد و محتوا با شيوه ي معمول در نزد قدما تفاوت داشت و در آن قافيه بندي و تساوي مصرع ها نيز مراعات نشده بود.

 4)در دوره ي نو گرايي چه كسي نخست بار اشعاري در قالب چهارپاره سرود؟اين نوع سروده چه ويژگي هايي داشت؟

 خامنه اي نخستين بار اشعاري در قالب چهار پاره سرود كه از نظر زبان و ديد شاعرانه با اسلوب پيشينيان تفاوت داشت. قطعه ي كوتاه به وطن سروده ي خامنه اي از نظر قافيه بندي و شيوه ي بيان شايان توجّه است.

5)سه تن از پيشگامان  شعر نو نيمايي را نام ببريد.

 تقي رفعت – جعفر خامنه اي – بانو شمس كسمايي.

 6)انجمن ادبي دانشكده در چه زماني و در كجا شكل گرفت و اساس فعاليّت آن چه بود؟

 

در نيمه ي دوم سال1294ش در تهران شكل گرفت.

هدف آنها ترويج معاني جديد در لباس شعر و نثر قديم و تعيين حدود انقلاب ادبي و لزوم احترام به آثار برجسته ي پيشينيان بود.

خودآزمايي هاي نمونه ي درس شانزدهم                               ص142

 1)نخستين منظومه ي نيما چه نام داشت و در چه قالبي سروده شد؟

قصّه ي رنگ پريده – مثنوي.

 2)نيما در آغاز نوجواني به چه شيوه اي شعر مي سرود؟

نيما در آغاز به سبك شاعران گذشته به ويژه سبك خراساني شعر مي سرود.

 3)در سال 1301شمسي درچند زمينه ي ادبيات معاصر(شعر، داستان كوتاه، رمان و نمايش نامه) آثار مهمّي به وجود آمد. آن ها را ذكر كنيد.

- شعر«افسانه»سروده نيما.

- مجموعه ي داستان هاي كوتاه فارسي«يكي بود،يكي نبود»اثر جمال زاده.

- رمان«تهران مخوف»اثر مشفق كاظمي.

- نمايش نامه ي«جعفرخان از فرنگ برگشته»اثر حسن مقدّم.

 4)در مورد قالب و محتواي افسانه ي نيما توضيح دهيد.

افسانه، منظومه اي بلند و موزون است كه پس از هر چهار مصراع،يك مصراع با قافيه ي آزاد آمده است. در اين شعر،دردها و تنهايي هاي شاعر كه درد و تنهايي جامعه ي او نيز هست، بازگو شده است.

5)ويژگي هاي افسانه ي نيما را بيان كنيد.

«افسانه»:نوعي تغزّل آزاد است كه درآن،سرگذشت بي دلي ها و ناكامي ها ي خود شاعر با سرنوشت جامعه و روزگار وي پيوند خورده است / در آن به واقعيّت هاي  ملموس توجّه شده، ضمن آن كه شاعر به

6)شعر ققنوس از نظر شكل و بيان و درون مايه چه خصوصيتي دارد؟

همان شكل و بيان كاملا تازه ي شعر فارسي است كه هم از قيد تساوي و قافيه ي سنّتي آزاد است و هم تخيّل و شكل ارائه ي آن با آنچه در شعر گزشته ي فارسي بود ، به كلّي تفاوت دارد.   

ققنوس شعري تمثيلي است كه مي توان آن را كنايه اي از سرگزشت خود شاعر دانست.

 7)مقصود از اين سخن كه«نيما شعر را نوعي زيستن مي دانست»چيست؟

به اعتقاد او شاعر كسي است كه چكيده ي زمان خود باشد و بتواند ارزش ها و ملاكهاي زمان را در شعر خود منعكس سازد و به اصطلاح فرزند زمان خويشتن باشد . بر اين اساس ، نيما براي شعر زمانه ي خود نوعي محتواي اجتماعي پيشنهاد مي كند .

 8)عقيده ي نيما را درباره ي وزن و قافيه در شعر بنويسيد.

شعر نيمايي دارا ي وزن است يعني او معتقد به ون است ولي از نظر قافيه او خود را ملزم به آوردن قافيه در مصراع هاي مشخص ندارد و بستگي به مطلب دارد و هر جا كه مطلب عوض شود قافيه هم عوض مي شود به همين دليل جاي قافيه مشخص نيست.

  خودآزمايي هاي نمونه ي درس هفدهم                                  ص154

1)آيا ظهور شعر نو نيمايي تزلزلي در ستون اصلي شعر سنّتي فارسي پديد آورد؟

2)دو جريان اصلي شعر سنّت گراي معاصر را از نظر محتوا، بيان كنيد.

3)تحول شعر سنّت گراي عصر نيما نسبت به عصر بيداري چگونه بود؟ علت اين تحوّل را توضيح دهيد.

4)شيوه ي تلفيقي و سبك قصايد پروين اعتصامي را شرح دهيد.

5)مضامين سروده هاي پروين اعتصامي ابتكاري است يا تقليدي؟ توضيح دهيد.

6)قطعه ي سپيدار و تبر(شاخ بي بر)را مورد بررسي قرار دهيد و درباره ي زبان و بيان و محتواي آن گفت و گو كنيد.

7)اشعار نيمايي شهريار از نظر مضمون چه ويژگي هايي دارند؟

8)چرا شهريار را شاعر شكوه روستا يا شاعر حيدربابا خوانده اند؟

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس هجدهم                                 ص166

 1)در مورد تأثيرپذيري اميري فيروز كوهي از صائب توضيح دهيد.

2)شيوه ي شاعري و سبك شعري رهي معيري را شرح دهيد.

3)شعر متاع جواني پروين از كتاب ادبيّات سال اول را با غزل نقد جواني مقايسه كنيد.

4)مراحل شعر و شاعري حميدي شيرازي را بيان كنيد.

5)سبك شعر حميدي شيرازي را توضيح دهيد.

6)درباره ي زبان و لحن و محتواي شعر قوي زيبا  حميدي توضيح دهيد.

7)غزل از درد سخن گفتن را از كتاب ادبيّات(3)مورد بررسي قرار دهيد و در مورد خصوصيات ادبي و سبكي آن گفت و گو كنيد.

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس نوزدهم                                ص172

 1)پنداشت انديشه وران قرن نوزدهم نسبت به قرن آينده چه بود و چرا محقّق نشد .

قرن آينده را قرن سعادت بشر مي پنداشتند و بسيار به آن دل بسته بودند . زيرا پس از اولين دهه ي قرن بيستم،جنگ جهاني اوّل درگرفت و ثابت كرد كه انسان با سعادت حقيقي قرن ها فاصله دارد.

2)واژه ي كليدي ادبيات قرن بيستم چيست؟

كلمه ي مدرن،جوهره و ستون فقرات هنر و ادبيّات قرن بيستم را تشكيل مي دهد.

 3)بناي مكتب سوررئاليسم بر چه چيزي استوار است؟

بر اصالت وهم و رؤيا و تداعي آزاد و صورت هاي پنهان در ضمير ناخودآگاه است.

 4)«شعر،بيان كتمان است».اين سخن«رولان بارت»،منتقد فرانسوي را شرح دهيد.

در تمامي مكتب هاي جديدهنري نوعي گريز از بيرون به درون مي توان يافت.آثار خود را به شيوه ي غيربازنمايي يا غير شيئي ارائه مي دادند.هنرمند نمي خواهد چيزي را بيان كند بلكه مي خواهد آن را پنهان كند.

  5)علت نااميدي و يأس فلسفي انسان معاصر چيست؟

انسان له شده در زير چرخ دنده هاي فنّاوري و جنگ ، مي خواهد براي ذات خويشتن  معنايي بيابد و چون نااميد مي شود، به يأس فلسفي مي رسد و دست بسته ،منتظر مرگ مي ماند.

 نكات مهم درس

 نوگرايي،چشم گيرترين ويژگي ادبيّات اين عصر محسوب مي شود.

 

وهم گرايان(سوررئاليست ها)از نظريات فرويد در روان كاوي بهره مي گرفتند و خود اغلب روان پزشك بودند.

 مكتب وهم گرايي به هرنوع خواب ديدن درحالت بيداري اصالت هنري مي بخشيد.

 نقاشي مشهور زرافه ي شعله ور،از آثار سالوادور دالي يكي از بهترين چهارچوب مكتب وهم گرايي را به نمايش مي گذارد.

 «شعر،بيان كتمان است» گفته ي رولان بارت مي باشد. 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس بيستم                                  ص 178

 1)توصيه ي دادائيست ها به نويسندگان چه بود؟

به نويسندگان توصيه مي كردند كه روزنامه و قيچي بردارند و كلمات را از هم جدا كنند و در كيسه بريزند و تكان دهند و بعد آنها را كنار هم بگذارند.

  2)واژه ي سوررئاليسم را نخست بار چه كسي و با چه هدفي به كار گرفت؟

نخستين بار گيوم آپولينر (1918 – 1880) براي ناميدن يكي از نمايش نامه هايش به كار برد. هدف آپولينر اين بود كه اثر خود را نوعي شعر خيالي و تفنني بي سابقه معرّفي كند.

 3)مواد مرام نامه ي سوررئاليسم را درباره ي ادبيّات به اختصار بيان كنيد.

سوررئاليسم بيان شفاهي يا كتبي عملكرد حقيقي انديشه است.

ما با ادبيات كاري نداريم.

سوررئاليسم وسيله اي است براي آزاد سازي مطلق ذهن.

ما مصمم به ايجاد يك انقلاب هستيم.

ما واژه ي  سوررئاليسم را با واژه ي  انقلاب در يك رديف قرار داده ايم تا  خصلت عيني و بي غرض انقلاب را نشان دهيم.

 4)تفاوت دادائيسم و سوررئاليسم را بنويسيد.

دادائيست ها با هر نظامي مخالف بودند و بهترين نظام را بي نظامي مي دانستند اما سوررئاليست ها به نوعي كشف و شعود عرفاني معتقد بودند.

 5)نمادگرايان(سمبوليست ها)را در فرهنگ و ادب ايراني با چه گروهي مي توان مقايسه كرد؟

با شاعران عارف : چون نماد گرايان هم مثل عارفان براي بيان اعتقادات خود از نماد و سمبل استفاده مي كردند.

 6)در شعر« فانوس خيس »عناصر سوررئاليستي را نشان دهيد.

تخيل ستاره بودن انسان – ديوار تشنه ي روح – روييدن زمزمه هاي شب در رگ انسان .

خودآزمايي هاي نمونه ي درس بيست و يكم                           ص185

  1)عناصر سازنده ي دوران مدرن يا ماقبل پست مدرن را بيان كنيد.

 خرد – حقيقت – سنّت – اخلاق – تاريخ .

 2)ويژگي عمده ي آثار كامو را بنويسيد.

 آثار كامو بيان كننده ي توانايي شگرف او در همدردي با انسان از خود بيگانه است.

 3)اصول پست مدرنيسم را بيان كنيد.

 1 – انكار حقيقت و بي اعتباري سنّت و مدرنيسم.

2 – انكار واقعيّت؛ بر اساس اين مكتب،هيچ واقعيت نهاني وجود ندارد.

3 – زندگي انسان،يك وانمودگر به جاي واقعيت است؛ از اين رو غير واقعي است.

 

 

4 – پست مدرنيسم بر بي معنايي استوار است.

 4)داستان پيرمرد و دريا اثر كيست و علّت توجّه نقّادان به آن چيست؟

 ارنست همينگوي  –  زيرا در اين كتاب،پيام همينگوي اين بود كه«انسان براي شكست آفريده نشده است. او ممكن است نابود شود اما شكست نمي خورد».

+ نویسنده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 |

خودآزمايي هاي نمونه ي درس ششم                                   ص53

 1)چه عواملي سبب برجستگي غزل هاي كليم كاشاني و شهرت وي شده است؟

ابداع معاني و خيال هاي رنگين .

 2)دشواري شعر صائب به چه سبب است؟

به تازگي مضمون و تصاوير شاعرانه ي او مربوط مي شود .

 3)ويژگي غزل ها و ساير شعرهاي بيدل را بنويسيد.

خيال بندي و نازك  انديشه هاي  شاعرانه و به كار بردن مضمون هاي  بديع و گاهي دور از ذهن – غزل ها و مثنوي هايش رنگ عرفاني تندي دارد كه در پاره اي  موارد كمي رنگ فلسفي به خود مي گيرد .

 4)شاهكار شاعري صائب چه نوع شعري است و چه محتوايي دارد؟

شاهكار شاعري صائب غزل هاي فارسي اوست كه آميخته اي از عرفان و حكمت و معني آفريني اند .

 5)با توجه به ويژگي هاي شعري عصر صائب، بيت زير را بررسي كنيد.

جان مي رسد به لب ، منِ شيرين كلام را

                                                    تا حرف تلخي از دهنِ يار مي كشم

استفاده از الفاظ و زبان محاوره .

 

7)دو مثنوي از آثار بيدل را نام ببريد.

عرفات – محيط اعظم .

 

نكات مهم درس ششم

 آفريننده ي معنا و مضمون لقب كليم همداني مي باشد .

 كليم همداني نزد شاه جهان عنوان ملك الشعرايي را يافت.

 كليم همداني به طالبا و كاشاني هم معروف است.

 كليم همداني ملقّب به خلاق المعاني ثاني ميباشد.

 كليم سرانجام در كشمير در سال 1061ه. در گذشت.

 ميرزامحمّد علي به صائب يا صائبا شهرت دارد.

 صائب تبريزي شهسوار ميدان خيال مي باشد.

 از آثار وي ميتوان به قندهار نامه –  محمود واياز اشاره كرد.

 شاهكار صائب غزل هاي فارسي اوست. 

 مي توان صائب را پهلوان شاعران سبك هندي در داخل ايران و بيدل را شهسوار

 سخن پارسي در قلمرو اين زبان در خارج از ايران دانست.

 از آثار بيدل مي توان به نكات – مراسلات – عرفات ومحيط اعظم اشاره كرد.

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس هفتم                                ص 61

 1)چه عواملي سبب بيماري و فساد سبك نويسندگي پارسي در عصر قائم مقام شد؟

عاميانه شدن نثر و درآميختن آن با الفاظ و تعبيرات تازي.

 2)ويژگي هاي نثر قائم مقام را ذكر كنيد.

سادگي – صراحت بيان – ايجاز و پختگي.

 3)عواملي را كه سبب تحوّل نثر فارسي و رواج ساده نويسي پس از قائم مقام شد، بنويسيد.

 – رواج صنعت چاپ و تأسيس و گسترش روزنامه نويسي.

 – گسترش سواد خواندن و نوشتن در بين مردم.

 –رواج سفرنامه نويسي.

 – رواج و گسترش ترجمه از زبان هاي اروپايي.

 4)چند اثر عصر قائم مقام را كه سرمشق ساده نويسي بوده اند،نام ببريد.

حاجي بابا اصفهاني – مسالك المحسنين – سياحت نامه ي ابراهيم بيك.

 5)مسالك المحسنين چه نوع اثري است و موضوع آن چيست؟

يك نوع سفر نامه ي تخيّلي است.

 سفر رويايي گروهي است با تخصّص هاي گوناگون كه مأمور مي شوند  به قلّه ي دماوند صعود كنند.

 6)نويسنده ي كتاب حاجي بابا اصفهاني كيست و هدف او از نوشتن اين اثر چه بوده است؟

جيمز موريه – نويسنده ي انگليسي .

 او اين كتاب را به قصد انتقاد از ايرانيان عصر قاجاري و برخي از آداب و رسوم آن زمانه نوشته است.

 7)دو درس حاكم و فرّاشان و سفر به بصره از ادبيّات سال اول (1)را از نظر نوع نثر و سبك نويسندگي با هم مقايسه كنيد.

 

 

خودآزمايي هاي نمونه ي درس هشتم                                     ص68

 1)پيشگامان انجمن ادبي مشتاق چه كساني بودند و در چه راهي تلاش مي كردند؟

 پيشگامان اين انجمن ميرسيّد علي مشتاق، سيد محمّد شعله و آذر بيگدلي بودند و بعد ها گروهي  ديگر از قبيل طبيب اصفهاني، ميرزا نصيراصفهاني، سيداحمد هاتف اصفهاني و عاشق اصفهاني هم  به  آنها  پيوستند . اينان كه اغلب تا اين  زمان به راه شاعران  دوره ي صائب       مي رفتند، به تدريج، از اين راه روي برتافتند و احياي سنّت هاي پيشين را كه درعصرحافظ ،

سعدي و مولوي معمول بود، وجهه ي همّت خود قرار دادند.

 2)چرا در عصر هاتف، تحوّل شگرفي در فضاي شعر فارسي پديد نيامد؟

 چون در اين دوره كار شاعران بيشتر تقليدي بود. يعني توجه به شيوه ي شاعران پيش از خود و تقليد در اين دوره عموميّت پيدا كرده بود و راه را بر هر نوع ابتكاري بسته بود.

 3)درباره ي موضوع غزل در عصر هاتف و تفاوت آن با غزل عصر حافظ و مولانا توضيح دهيد.

 موضوع غزل هم چنان عشق و هجران و فراق بود امّا به جاي آن كه مانند شاعران عصر حافظ و مولانا بر يك تجربه ي مستقيم و اصيل عارفانه و بيان عواطف اصيل متّكي باشد، بر بازگويي و تكرار و تقليد مضامين عاطفي تكيه داشت.

 4)چرا مضمون قصايد در اين دوره، بيش تر مناقب و مراثي اهل بيت است؟

 زيرا با وجود آن كه نادر براي ترك مخاصمه ميان مذاهب شيعه و سنّي بسيار كوشيد و ديگر اصراري بررسميّت بي چون و چراي تشيّع در سراسر ايران نداشت، مردم و از آن ميان شاعران و صاحب دلان، عموماً بر مذهب شيعه بودند و از ابراز عواطف ديني خود در شعر لذّت مي بردند.

5) سيد محمّد علي مشتاق كه بود؟ شيوه ي شاعري او را توضيح دهيد.

 از طبقه ي سادات اصفهان بود و در اين شيوه ي تازه، به يك معني طريقه ي محتشم را كه در آغاز عهد صفويان تا حدي با شيوه ي پيشينيان هم مربوط مي شد باز آفريني كرد. مشتاق با بازگشت به شيوه ي قدما تا حدّ معتدلي علاقه به صنايع بديعي را هم كه در عصر صائب از ياد رفته بود، از نو برانگيخت. او در شيوه ي قدما به طرز گويندگان عراق و فارس توجّه داشت.

روي گرداني از سبك هندي و بازگشت به شيوه ي شاعران عراقي و خراساني.

خود آزمايي نمونه ي  درس نهم                                       ص75

 1)آتشكده از كيست و موضوع آن چيست؟

از آذر بيگدلي – كه شرح حال مختصر و گلچيني از اشعار850 شاعر پارسي گوي در آن گرد آمده است.

 2)اخوانيات به چه نوع شعري گفته مي شود؟ در اين باره تحقيق كنيد.

به اشعاري كه در مورد دوستان سروده شده باشد مي گويند.

 3)در مورد مضمون و لحن ترجيع بند هاتف اصفهاني توضيح دهيد.

ترجيع بند هاتف كه شاهكار سخنوري اوست، شعر ممتازي است كه شاعر در سرودن آن به نمونه هاي پيشين و از آن جمله ترجيع بند سعدي و تركيب بند جمال الدّين عبدالرّزاق نظر داشته است.            و مضمون آن عشق عارفانه و دعوت به انصاف و سعه ي صدر است.

 4)هنر فروغي در چه نوع شعري جلوه گر شده است؟سرمشق وي در اين كار چه كساني بوده اند؟

هنر فروغي در غزل سرايي است و سرمشق كار او هم غزل هاي شيخ و خواجه ي شيراز است.

  

نكات مهم درس

 قصايد و غزليّات آذر بيش تر بر شيوه ي شاعران عصر سعدي و حافظ است.

 آذر با هاتف اصفهاني و صباحي بيدگلي همدم بوده است.

 آذربيگدلي به سبب دقّتي كه در شناخت و گزينش اشعار شاعرانه داشته ، به آذر ديرپسند معروف شده است.

 

هاتف اصفهاني بزرگترين شاعر ترجيع بند مي باشد.

 شاخص ترين سخنور شيوه ي بازگشت سيّد حمد هاتف مي باشد كه با ترجيع بند موحّدانه ي خود نام و احترام سزاواري پيدا كرد. 

 ميرزا عبّاس در ابتدا مسكين تخلّص مي كرد امّا بعد تخلّص فروغي را براي خود برگزيد.

 ترجيع بند هاتف مشتمل بر پنج بند است و در همه ي آنها از عشق سخن مي رود و با لحني گرم آدميان را به گذشت وسعه ي صدر و تحمّل عقايد مخالف و سرانجام توجّه به حق به وجهي عارفانه دعوت مي شوند.

خودآزمايي هاي نمونه ي درس دهم                               ص 84

 1)چرا در عصر صبا،توجّه علما و خواص به شعر فزوني گرفت و گرايش طبقات پايين و پيشه وران نسبت به آن كاهش يافت؟

زيرا ديگر صرف داشتن قريحه براي شعر و شاعري كافي نبود و بدون آشنايي لازم با بعضي اصول و قواعد،هيچ شاعري نمي توانست شعري بسرايد كه نزد ادب شناسان زمانه مقبول افتد.

 2)مقصود جمله ي«شعر اين دوره(عصر صبا)شعري آفاقي وعينيت گراست» را توضيح دهيد.

يعني شعر دراين دوره بيشتر محصوصات و عشق مجازي را بيان ميكرد و كمتر چاشني عرفاني داشت.

  3)شعر عصر صبا از نظر مضمون و محتوا،چگونه بود؟

از نظرمحتوا و مضمون،هنر شعر اين دوره بازآفريني مضامين و انديشه هايي است كه يك بار ديگر در عصر شكوه مكتب خراساني در ادب فارسي تجربه شده است.

 4)وضع تصوّف و شعر صوفيانه در عصر صبا چگونه بود؟

در اين دوره در كنار شعر و شاعري،تصوّف هم نسبت به دوره هاي گذشته تا حدّي رواج پيدا كرد و شعر وسيله ي نشر عقايد و تعاليم عرفا نيز قرار گرفت.

 

5)سبك شعر و ويژگي شاعري«فتحعلي خان صبا»را توضيح دهيد.

طرز مديحه،شعر او گاهي سبك مسعود سعد را به خاطر مي آورد امّا لطف كلا م و روان سخن مسعود در كلام صبا ديده نمي شد.طرز صبا به ويژه در قصيده سرايي،سرمشق اكثر سخن سنجان عصر وي بوده است؛در شعراو برخي مسامحه ها و ناپختگي هاي انشايي و دستوري و پاره اي سهل انگاري ها در استعمال الفاظ و تركيبات به چشم مي خورد.

 6)موضوع كتاب عبرت نامه چيست؟اين كتاب به تقليد ازكدام اثر نوشته شده است؟

مدح فتحعلي شاه و آميخته به اندرز و هجو،  به تقليد از تحفةالعراقين خاقاني

 7)درباره ي ادبيات حماسي در عصر صبا توضيح دهيد.

شاهان قاجاري گويي از اين لحاظ هم مي خواستند چيزي از سلاطين غزنوي كم نداشته باشند. بنابراين،زمينه طوري فراهم شد كه برخي شاعران _ مانند صبا _ به حماسه روي آوردند و آثاري هم در اين مسير پديد آمد.

منظومه ي خداوند نامه ي صبا حماسه اي مذهبي و شهنشاه نامه ي او كه به وقايع عصر فتحعلي شاه و آقامحمّد خان و جنگ هاي عبّاس ميرزا با سپاه روسيه ي تزاري مي پردازد، حماسه اي تاريخي است كه به تقليد از شاهنامه و بر همان وزن در چهل هزاربيت سروده شده است . علاقه مندي به داستان ها ي  كهن و روح حماسه ي ملّي ايران در شعر قاآني در قالب واژه ها و صحنه هاي پر آب و تاب و تلميح به حوادث عصر حماسه ها بروز كرده است.

 خودآزمايي هاي نمونه درس يازدهم                               ص 92

 1)درباره ي ويژگي غزليات وقصايدنشاط اصفهاني توضيح دهيد .

غزل هاي اورنگ فلسفي وعرفاني دارد تقليدي استادانه از شيوه ي غزل سرايي حافظ است قصايداو كه دربعضي ازآن ها تركيب هاي ناماُنوس وصنعت پردازي هاي متكلفانه به چشم   مي خوردغالباً ًازسادگي بيان ولطف انديشه برخوردارند.

 2)شيوه ي زندگي وصال شيرازي چگونه بود؟

او درسايه ي استعداد ادبي وخط شيرين وآوازخوشي كه داشت به محافل انس راه يافت وبه كارشاعري روي آورد . وصال شاعري راهيچ گاه وسيله ي معيشت ونردبان ترقّي در دستگاه ديواني قرارنداد.چون انواع خط را نيكو مي نوشت، از راه كتابت قرآن روزگارمي گذراند و به رونويسي از ديوان هاي شعر و كتب ارزنده توجّهي خاص داشت.

 3)آثار يغماي جندقي به چه سبب داراي اهميّت و ارزش است؟

يغما درآثار خود_چه نظم و چه نثر_مظالم و فجايع عصر خويش را ضمن هجو و هزل هاي تند و بي پروا  بر ملا مي كند و فساد اجتماعي آن روزگار را به خوبي نشان مي دهد.

 4)در مورد شيوه ي نويسندگي و ويژگي نثر يغما ي جندقي توضيح دهيد.

وي عربي نمي دانست و از اين زبان بيزار بود. درنوشته هاي خود نيزاز بكار بردن واژه هاي تازي پرهيز مي كرد و به سره نويسي_ كه در آن زمان مطرح بود_دل بستگي نشان مي داد.

 5)درباره ي سبك شاعري و مضامين شعري ميرزا حبيب قاآني توضيح دهيد.

همواره لفظ بر معنا پيشي مي گيرد امّا او درانتخاب الفاظ استوار و سرشار و آوردن تشبيهات خيال انگيز و تعبيرات خوش آهنگ چنان قدرتي از خود نشان مي دهد كه خواننده را مجذوب ميكند و از توجّه به معنا باز ميدارد.او برخلاف پيشينيان از معاني فلسفي و عرفاني كم تر بهره برده و در شعر،سرو كارش بيشتر با طبيعت و امورحسّي است.قاآني در استفاده از قصص و روايات ملّي و استوره هاي ايراني علاقه ي ويژه اي نشان داده است.

 6)مثنوي بزم وصال از كيست و به پيروي از كدام اثر پديد آمده است؟

از وصال شيرازي _ او مثنوي بزم وصال را به شيوه ي بوستان پرداخت.

+ نویسنده در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 |

تاريخ ادبيات 2 سوم انساني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاريخ ادبيات 2

 

خودآزمايي هاي نمونه درس اول                                      ص11

 1)آثار حمله ي مغول را در قلمرو ادبيات بيان كنيد.

رواج پاره اي واژه هاي مغولي در زبان و ادب فارسي، دل مردگي و بي سرانجامي و بلاتكليفي با انديشه ي ادبي فارسي قرين گشت، ذوق ها پژمرده شد و عواطف شاعران و نويسندگان از خلاقيت باز ماند.

 2)شاهرخ ميرزا در عرصه ي هنر و فرهنگ اسلامي چه نقشي داشته است؟توضيح دهيد.

شاهرخ ميرزا توانست بخش وسيعي از ممالك تيموري را از آسيب و پريشاني نجات دهد.او شهر هرات را مركز فرمانروايي خود قرار داد و با علاقه اي كه به هنر و فرهنگ اسلامي داشت،نظر هنرمندان و صاحبان ذوق از جمله خوش نويسان و نقاشان و شاعران را جلب كرد و حامي نهضت بزرگ هنري عصر خويش شد.

 3)وضع زبان و فرهنگ را در عصر حافظ شرح دهيد.

شيراز هم چنان پايتخت شعر و ادب اين عصر به شمار مي رفت.اما فرهنگ شهرهاي بزرگي مثل نيشابورو سبزوار و توس و مرو و به خصوص هرات كه مركز ذوق و هنر بود باعث شدند كه خراسان از لحاظ شعر و ادب موقعيّت پيشين خود را حفظ كند.

 4)چرا در عصر حافظ، قالب قصيده از رواج افتاد؟

چون آثار خرابي هاي مغولان تاتار به حدّي بود كه ديگر شاعران از قالب قصيده كه مهمترين قالب براي ستايش بزرگان است استفاده نمي كردند يعني شاعران انگيزه اي براي ستايش شاهان نداشتند و اگر قصيده اي هم مي گفتند در مدح اهل بيت پيامبر(ص)بود.

 5)عمده ترين موضوع ها و مضامين قصيده در عصر حافظ را بيان كنيد.

در اين دوره قصيده رو به ضعف و كسادي گذاشته بود و اگر قصيده اي سروده مي شد، بيشتر به موضوعات و مضاميني از قبيل حمد خدا ، نعت رسول اكرم(ص) ، مناقب امامان شيعه ، عرفان ، حكمت ، شكوه و شكايت ، موعظه و مسائل اجتماعي ، هجو و هزل و مقداري هم مدح شاهان و صاحب منصبان اختصاص مي يافت.

 6)زبان شعر در عصر حافظ چه كيفيّتي داشت؟

زبان شعر اين دوره ، جز در سروده هاي برخي از شاعران مانند حافظ ، خواجو ، رو به سقوط و تباهي است‌. اين تباهي و كم مايگي هم در لفظ پيداست و هم در ساخت و بافت كلام . گسترش و عموميت يافتن شعر و ادب در كوچه و بازار و در ميان افراد نافرهيخته ، به اين ناپختگي دامن مي زد.

7)نام ديگر كتاب عشاق نامه چيست و اين كتاب در چه زمينه اي است؟

ده نامه – عرفاني

 8)شعر شراب بي خودي را با شور عشق از ادبيات سال اول مقايسه كنيد.

خود آزمايي هاي نمونه ي درس دوم                        ص 21

 1)قصايد«خواجوي كرماني»چه موضوعات و مسائلي را در بر دارد؟

بخشي در توحيد و نعت و منقبت معصومين وبخشي در زهد و پند و پاره اي هم به انظمام بيش تر قطعاتش در بر گيرنده ي مطالب و مسائل اجتماعي و انتقادي است.

 2)غزل هاي«ابن يمين»چه مضموني دارد؟

به شيوه ي معمول شاعران،عشق و دل دادگي است.

 3)در دو بيت زيراز«ابن يمين» كدام ويژگي ستوده شده است؟

دوقرص نان اگر از گندم است اگر از جو

                                            دوتاي جامه اگر كهنه است اگر از نو

 

هزار   بار   نكوتر    به  نزد    ابن يمين

                                            ز  فرّ  مملكت  كي قباد  و كي خسرو

قنائت پيشگي _ بي اعتباري دنيا

 4)«سيف فرغاني»از قالب قصيده به چه منظور بهره برده است؟

براي بيان انتقاد هاي كوبنده و طرح ديدگاههاي اجتماعي و اخلاقي خويش سود برده است.

 5)ذوق و هنر عبيد زاكاني در چيست و چگونه جلوه گر ميشود؟

در نكته يابي و انتقادهاي ظريف اجتماعي جلوه ميكند.

 6)منظومه ي«موش وگربه»ي عبيد ازنظرزبان وبيان چگونهاثري است.

حكايتي _ تمثيلي _ انتقادي _ سياسي .

 7)علت تندي و گزندگي زبان طنز عبيد را بيان كنيد؟

اين تندي و پررنگي واكنشي دربرابرشدّت فساد و تباهي هاي روزگار شاعر است.

 8)بيت زير به كدام ويژگي«موش و گربه»عبيد اشاره دارد؟

غرض از موش و گربه برخواندن

                                           مدّعا    فهم    كن    پسر    جانا

رندانه و زيركانه بودن و سياسي بودن اثر را نشان ميدهد

  نكات مهم درس دوم

 خواجو به دليل هنر نمايي هايش در عالم شعر به نخل بند شاعران شهرت يافت

 آثار خواجو شامل: ديوان _ شش مثنوي _ آثارمنثور

 

شش مثنوي خواجو شامل :    سام نامه _ هماي و همايون _ گل و نوروز _     روضة الانوار _ كمال نامه و گوهر نامه مي باشد.

 آثار منثور خواجو شامل : رسالةاللباديه در مناظره ي ني و بوريا _ سبع المثاني در مناظره ي شمشير و قلم _ مناظره ي شمس و سحاب مي باشد.

 خواجو در قصيده از سنايي، در غزل از سعدي و در حماسه از فردوسي تقليد كرده است و در داستان غنايي، نظامي را سرمشق خود قرار داده است.

 ابن يمين شاعر شيعه مذهب عصر سربداران است.و درقريه ي فريومد،آبادي اي از ولايت جُوين خراسان، زاده شد.

 مضامين ابن يمين از نتايج حكمت عملي مايه مي گيرد و در قالب تشبيهات و تمثيلات بديع عرضه مي شود.

 غزل هاي سيف بيش تر در جواب سعدي شيرازي است.

 آثارمنثورعبيد شامل :  اخلاق الاشراف _ صد پند _ رساله ي دل گشا‌ _        رساله ي تعريفات مي باشد.

 عبيد براي پرداختن هزليّات خود، به سعدي و سوزني نظر داشته است.

 قصايد سيف فرغاني بيشتر در استقبال از سخنوران ناموري چون رودكي،انوري، خاقاني،سنايي،عطار و كمال اصفهاني گفته شده است.

 منظومه ي موش و گربه حكايتي تمثيلي است و عبيد در آن از وضع جامعه و دو طبقه ي حاكمان و قاضيان را مورد انتقاد قرار مي دهد.

 چهره ي ادبي ممتاز عبيد را بايد در آثار طنزآميز او ديد.

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس سوم                        ص 29

 1)درباره ي تأثيرقرآن و معارف آن برذهن و زبان حافظ توضيح دهيد؟

اوازهمه ي علوم قرآني،ازقرائت وتفسيرگرفته تا كلام وفلسفه وعرفان،بهره داشت.

حتّي شگرد شاعري وسبك ويژه ي بيان خود را از قرآن كريم آموخته بود و در آگاهي از زير و بم الفاظ و معاني و مفاهيم از آن الهام مي گرفت.

 2)درديوان حافظ مقصود از محتسب كيست وچرا حافظ وي رابه اين نام خوانده است؟ 

امير مبارز الدين محمّد _ به خواطر رياكاري ها و عوام فريبي هاي او با كنايه و تمسخر او را محتسب مي خواند.

 3)در مورد لحن حافظ وشيوه ي مبارزه ي اوبا نابه ساماني هاي جامعه توضيح دهيد.

لحن حافظ گزنده و تلخ و توأم با نيشخند و كنايه آميز است و در آن مايه اي از خيرخواهي و اصلاح طلبي هم ديده مي شود.گويي حافظ پس از سيف فرغاني و عبيد و ابن يمين،با رندي و هوشياري و فرزانگي خويش شيوه ي تازه اي براي مبارزه با نابه ساماني ها و بداخلاقي هاي جامعه برگزيده است كه به مانند بيان شاعرانه ي او تازگي دارد.

 4)درباره ي نحوه ي نگاه ونگرش حافظ به زندگي توضيح دهيد.

جوان شيرازي وقتي به علم و ادب روي آورد،هرگز دانش خود را دست مايه ي مال اندوزي قرار نداد.حتّي پس از آن كه در پرتو موقعيّت خود مورد توجه حاكمان وفرمانروايان فارس شد و به دربار ابواسحاق اينجو و شاه شجاع مظفّري راه يافت و از عنايت ويژه ي حاجي قوام الدّين،كلانتر شيراز،برخوردار گرديد،باز ناداري و نيازمندي ازسر او دست بر نداشت.

 5)غزل هاي اجتماعي حافظ چه ويژگي هايي دارد؟

درغزل اجتماعي حافظ،فرهنگ گذشته ي ايران با همه ي كمال ايراني اسلامي خود رخ مي نمايد. گويي حافظ در تلفيق دو فرهنگ ايران و اسلام به مانند استاد و حكيم فرزانه ي توس،ابوالقاسم فردوسي،به توفيق بيش تري دست يافته است.

 6)يك غزل از حافظ و سعدي را با هم مقايسه كنيد و درباره ي سبك،  زبان و درون مايه ي آن دو گفت و گو كنيد.

 7)اشعةاللّمعات از كيست و موضوع آن چيست؟

جامي _ شرح و توضيح لمعات فخرالدين عراقي

 8)كدام اثر جامي به پيروي از گلستان سعدي نوشته شده است؟

بهارستان

 نكات مهم درس

خواجه شمس الدّين محمّد شيرازي كه ما او را به نام حافظ و لقب لسان الغيب    مي شناسيم، در حدود 726ه. در شيراز زاده شد.

 از ميان پادشاهان معاصر حافظ، شاه شيخ ابواسحاق با او به حرمت رفتار ميكرد.

 سرمشقان حافظ در غزل سرايي بيش تر         سعدي شيرازي، كمال اصفهاني،  سلمان ساوجي و خواجوي كرماني مي باشند.

يكي از ابتكارات حافظ در غزل  تلفيق غزل عاشقانه و عارفانه مي باشد.

 حافظ بيشترين غزل هاي خود را در مبارزه با رياكاري و عوام فريبي با لحني نيشدار و گزنده خطاب به امير رياكار مظفّري سروده و با كنايه و تمسخر او را محتسب خوانده است.

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس چهارم                               ص 35

 1)دلايل رونق تاريخ نويسي را در دوران حاكميت مغول و تيمور بنويسيد.

نخست مغولان و تيموريان به ويژه شخص تيمور به تثبيت و ضبط وقايع و كشور گشايي ها و باقي نگه داشتن نام و آوازه ي خويش از اين راه بسيار علاقه مند بودند و به همين دليل ، مورّخان را حمايت و تشويق مي كردند . ديگر آن كه برخي از فرزانگان ايراني ، از بيم آن كه مبادا ارزش هاي فرهنگي و تاريخي ايرانيان دست خوش حوادث شود و از ميان برود و هم براي آن كه مظلومييت اين ملت در اوراق تاريخ به ثبت رسد ، به نگارش جريان وقايع گذشته و حال اقدام مي كردند و از شوق و رغبت ايلخانان براي ارضاي حسّ نام جويي خويش سود مي بردند .

 2)شيوه ي نويسندگي در عصر خواجه رشيدالدّين چگونه بود؟

به شيوه هاي نويسندگي دوره هاي قبل ادامه پيدا كرد.نويسندگان متكلّف از بكاربردن واژه هاي تركي كه در اثر حضور و حكومت بيگانگان در فضاي فرهنگ وتاريخ ايران رو به فزوني بود ، روي گردان نبودند. بنابراين ميزان استفاده از واژه هاي بيگانه ي تركي كه از دوره ي پيش آغاز شده بود ، افزايش  يافت البته وجود  پاره اي از واژه هاي تركي در زبان فارسي نمي توانست فارسي زبانان را با مشكل عمده اي روبرو سازد : به خصوص كه بيشتر اين واژه ها بعدها فراموش شد و از قلمرو زبان فارسي رخت بربست.

 3)درباره ي ويژگي نثر تاريخ جهان گشا توضيح دهيد.

نثر جهان گشا مصنوع و دشوار و در همان مسير كلّي نثر فارسي در سده ي هفتم هجري است و در آن لغات عربي و واژه هاي مغولي زيادي به كار نرفته است.

 4)جامع التواريخ از نظر نوع نثر چه ويژگي هايي دارد؟

 اين كتاب با نثري پخته وعالمانه نوشته شده  و اگر از پاره اي لغات تركي و مغولي كه در روزگار او و در دستگاه اداري مغولان رايج بوده است بگذريم ، نثر خواجه به سبب سادگي و استحكام آن قابل توجه و از نمونه هاي سالم نويسندگي در سده ي هشتم هجري است.

    5)تاريخ جهان گشا را از نظر نوع نثر و سبك نويسندگي با تاريخ بيهقي مقايسه كنيد.

تاريخ جهان گشا نثر فني و مصنوع دارد اما تاريخ بيهقي نثري بينابين حد فاصل نثر مرسل يا ساده دارد.

 6)موضوع تاريخ جهان گشا چيست؟

شرح ظهور چنگيزخان و احوال فتوحات او و تاريخ خوارزمشاهيان و فتح قلعه هاي اسماعيليه و حكومت جانشينان حسن صبّاح.

جامي در مثنوي هايش از نظامي تقليد مي كرد.  و هفت اورنگ خود را دقيقاً در برابر خمسه سروده است.

 آثار جامي  شامل ديوان و هفت اورنگ مي باشد.

 هفت اورنگ مثنوي هاي زير را شامل مي شود

سلسلةالذهب _ سلامان و ابسال _ تحفةالاحرار _ سبحة الابرار _ يوسف و زليخا _ ليلي و مجنون _ خرد نامه ي اسكندري.

 

آثار منثور جامي شامل : بهارستان _ نفحات الانس  _ اشعّة اللّمعات   را شامل    مي شود.

 خودآزمايي هاي نمونه ي درس پنجم                                  ص 47

 1)چه عواملي سبب مهاجرت شاعران ايراني به هند شد؟

شاعر نوازي و ادب گرايي سلاطين بابري هند با بي مهري شاهان صفوي به شعر و شاعري هم زمان شده بود .

 2)در عصرصائب،قالب عمده ي شعر و موضوع آن چه بود و چه تفاوتي با گذشته داشت؟

در اين دوره، قالب عمده ي شعر از لحاظ  كميّت هم  چنان غزل است و موضوع آن سخن دل و بر خلاف عصر مولانا و حاحظ ، بار ديگر خود شاعر و تمنيّات او در مركز توجّه قرار گرفته است.

 3)ويژگي هاي سبك شعر را در عصر صائب بيان كنيد.

حس آميزي – جان بخشي – استفاده از ضرب المثل و تشبيه تمثيل – استفاده از زبان و الفاظ محاوره – توجّه به تجربيات ساده روزمره ي زندگي – رواج نوعي حكمت و استدلال عاميانه – خيال پردازي هاي غريب و بي سابقه.

 4)پدر مرثيه سرايي در ادب فارسي كيست و علت شهرت او چيست؟

محتشم كاشاني –– به علت تركيب بند مشهور او در ذكر واقعه ي كربلا.

 5)در بيت زير، كدام يك از ويژگي هاي شعري عصر صائب ديده مي شود؟ توضيح دهيد.

 اظهار عجز در بر ظالم روا مدار        

                                                 اشك كباب موجب طغيان آتش است

 

تجربيات  ساده ي  روزمره ي  زندگي  يعني همان طور كه اشك  كباب«چربي» باعث افزايش شعله ي آتش مي شود گريه ي انسان هاي مظلوم در برابر ظالمان هم باعث افزايش ظلم ظالم مي شود .

 6)مثنوي ناتمام فرهاد و شيرين را چه كسي سرود؟ اين مثنوي را چه كسي كامل كرد؟

وحشي بافقي ––  وصال شيرازي .

+ نویسنده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 |

پاسخ خود آزمایی های نمونه ی بخش دهم صفحه 178

1)    دو حادثه ی مهم تاریخی: 1- جنگ های صلیبی میان مسیحیان و مسلمانان در آسیای صغیر 2- یورش تاتار:  در این دوره علاوه بر فارس مراکز علمی و فرهنگی دیگری چون قونیه و دهلی در بیرون مرزهای جغرافیایی قبلی پیدا شد.

2)    نشانه ی وسعت اندیشه و جامع نگری و اعتدال او است که همهی جنبه های هنری، فنی و جهان مضونی، فکری، اجتماعی و عاطفی و عقلی را مد نظر داشته است.

3)    نویسندگان بسیاری گلستان  سعدی را سرلوحه کار خود قرار دادند، از جمله: جامی، قاآنی، قائم مقام فراهانی، مجد خوافی و ...

4)                       نظامی

5)    امیر خسرو و طوطی زبان آور هند است که نقش ارزنده و سازنده ای در معرفی زبان و فرهنگ ایرانی در شبه قاره داشته است. همچنین حجم آثارش در رواج و تبلیغ و فرهنگ ایرانی موثر بوده است.

 

 

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 183

1)    از ملت های مصر، کلده، آشور، بابل و ایران وام گرفتند.

2)                       بوطیقا(فن شعر)

3)                       ایلیاد و اودیسه هومر

4)    تیری به پاشنه ی پایش که رویین نبوده، اصابت می کند و او را می کشد.

5)    هر دو از «هومر» است که ظاهراً ده قرن پیش از میلاد مسح می زیسته است.

6)                       نمایش نامه نویسی

7)    جنگ یوانان با ترواست و آن چنین است که پاریس، فرزند پریام، پادشاه تروا، اسپارت می رود و منلائوس، پادشاه آن سرزمین او را به گرمی در خانه ی خود می پذیرد. پاریس با همسر منلائوس می گریزد. پادشاه برای انتقام جویی از یونانیان کمک می طلبد و جنگ ده ساله ای به پا می شود.

8)    با توجه به پختگی و قدرتی که در منظومه های ایلیاد و ادویسه مشاهده می شود .

9)    انه اید : سروده ی ویرژیل                  بهشت گم شده اثر جا ن میلتون

رامایانا و مابهاراتا: سروده ی صدها شاعر بی نام و نشان

الحماسه : سرودی بحتری

اومانیسم همان جنبش فرهنگ دوستان استکه بازگشتی به دوره ادبیات یونان باستان است .

با اسفندیار زیرا هر دو رویین تن بودند با یان اوصاف که آشیل از ناحیه پاشنه ی پا آسیب پذیر بود و اسفندیار از نا حیه چشم .

 

 

درس بیستم ادبیات اروپا و مکتب های ادبی

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 188

1-رنسانس(احیاء‌تجدید ) در حقیقت نوعی بازگشت به دوران ادب و هنر گذشته است که در ربع آخر قرن چهاردهم شروع شد و تا سال 1959 میلادی ادامه داشت .

2-فلورانس

3-چهره ی لائوار معشوقه ی پتراک در آثارش تصویر زنی فاضل فرهیخته و والامقام است و برخلاف نظر اهل کلیسا در آن روزگار شیطان مجسم وعامل گناه نیست .

4-ابهام هنری به آثار او حالتی خردگرایانه می دهد و او بادقت و ظرافت هم چو کالبدشناس اندامها و اجزاء‌را ترسیم می کند و نشان دهنده ی تاکید هنرمند بر آزادی و جایگاه انساندر تفکر او مانیستی است .

5-لبخندی رازناک و ابهام آلود که در حقیقت حالتی گذراو دواینچی این حال زودگذر را به ابدیت پیوندزده است .

6-انقلاب صنعتی

7-رساله الغفران

8-دکامرون مجموعهای ازداستانهای کوتاه است که نویسنده ی آن بوکاچیو از جامعه ی روزگار خود انتقاد می کند.

9-شک در مسایل اجتماعی و مقابله با اندیشه های کلیسا

 

 

 

درس بیستم و یکم :‌کلاسی سیسم

پاسخ خود آزمایی  های نمونه  صفحه  195

1- می توان این مکتب را مکتب سنت گرایی در ادبیات و هنر به ویژه تقلید از نویسندگان باستان دانست .

2- آغاز قرن هفدهم

3- بوالو

4- تقلید از طبیعت اصل عقل نزاکت ا دبی آموزندگی و خوشایندی

5- گفته ی نیکولا بوالو ادبیت و منتقد فرانسوی به اصل تقلید از طبیعت اشاره دارد.

6- از نظر این مکتب اثر ادبی باید از لحاظ اخلاقی و تاریخی آن چه را که با عرف و عادت عمومی موافق باشد مطرح کند بنابراین اصل هماهنگی با روحیات مخاطبان هنر در این مکتب اصلی بنیادین است .

7- لویی چهاردهم این پادشاه یک هدف داشت وآن عظمت فرانسه و عزت شاه بود . او به چیزی کم تر از کمال قانع نبود . بلند پروازی او در ساختن کاخ و رسای تجربه ی تازه ای در خلق زیبایی بود.

8- بوالو فرانسوی با فن شعر مولیر فرانسوی با نمایشنامه ی خسیس جان میلتون انگلیسی با بهشت گمشده راسین فرانسوی با استر

9- راسین با این تراژدی ها : 1- استر 2- اسکندر کبیر 3- مهردارد 4- بایزید.

 

 

درس بیست و دوم :‌عصر روشنگری و رومانتی سیستم

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 201

1-                       ژان ژاک روسو ولتر

2-    اعتقادداشتند بشر ذاتا به نیکی گرایش دارد و چنین استدلال می کردند که عواطف آدمی همانند خرد او قابل اعتماد است .

3-    در ایجاد فضای روشنفکری و آگاهی مردم نقش مهمی بازی کرد و با پیروزی این اثر در حقیقت فلسفه و تفکر پیروز شدند در زمینه ی انقلاب مردمی را فراهم آورد .

4-    کلاسیک ها ایده آل هسند یعنی در هنر فقط خوبی و زیبایی را می خواهند در حالی که رمانتیک ها می کوشند افزون بر زیبایی ها زشتی ها و بدی ها را هم نشان دهند . نکته ی دیگر این استکه کلاسیک ها عقل را اساس شعر می دانند و رمانتیک ها بیش تر پای بند احساس و خیال پردازی اند.

5-    مکتب آزادی  بدین معنی که هنر هر بخش از زندگی را که خواست  می تواند آزادانه به تصویر بکشد.

6-    الف- هنر مند هر بخش از زندگی را که خواست می تواند آزادانه به تصویر بکشد

ب- هنر مند رمانتیک که از قید و بند اشرفی کلاسی سیسم آزاد شده است می تواند من وجودی خود را در هنر مستقر سازد.

ج- رمانتی سیسم مکتب دل است ودل باید بدون قید و بند سخن بگوید.

د- رمانتیک ها با انوعی حالت عارفانه به زندگی می نگرند .

7- ویلهلم شلگل و برادرش فردیک شلگل

8- 1-تصویر آزادانه از زندگی جوانی خود .

2-من وجودی خود را به تصویر کشیده است .

3-رگه های عرفان در قطعه دیده می شود و.....

9- گوته


درس بیست و چهارم :‌ دو نمونه از آثار رئالیست ها

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 213

1-    در مرحله ی معین از تکامل فکری بشر به وجود آمد یعنی زمانی که انسانها به شناخت ماهیت و جهت تکاملی اجتماعی نیاز مبرمی داشتند و آن هنگامی بود که مردمی سرچشمه ی اعمال وافکار انسان ها را علت های مادی می دانستند .

2-    این گروه نقاش نام خود را از دهکده ی باربیزون در شمال فرانسه گرفته بودند . پیروان این مکتب در کار پرداختن مناظر طبیعت سنت های نقاشی کلاسیک و ایتالیایی را که مرسوم آن زمان بود . منسوخ می شمردند و خواهان مشاهده ی مستقیم طبیعت بودند .

3-    آدم واقع گرا به بیلچه می گوید: بیلچه اما طعبیت گرا می گوید: کج بیلها کهنه ی لعنتی :

طبیعت گرایی حالی از انگشت نهادن بر پلیدی ها و زشتی هایی است که بی محابا و به دقت توصیف آنها  می پردازند و در هر چیز جنبه ی ناگوار آن را می بینند اما واقع گرا چیزها را همانگونه که هست می بیند و توصیف می کند. 

4-    بیشتر با کارهای بالزاک شروع می شود تعهد به باز آفرینی دقیق و کامل و صادقانه اما ساده ی محیط اجتماعی و جهان معاصر از ویژگی های آن است .

5-    تاکید بر روی کار که کار عنصری خلاق است و باعث شکوفایی انسان و جامعه می گردد.

6-    بله زیرا مکتبی امیدوار و خوش بین است ومعمولا قهرمانان داستان از محیط خویش جلوترند و برای رسیدن به اجتماعی تازه تلاش می کردند .

7-    در این سبک همه چیز عادی است اما یک عنصر جادویی وغیر طبیعی در آنها وجود دارد . مبتکر آن کابریل گارسیا مارکز نویسنده ی معاصر آمریکای لاتین با نوشتن رمان صد سال تنهایی.

8-    (مطالعه داستان و دریافت عناصر واقعی به عهده ی دانش آموزان واگذارمی شود.)

گفتنی است آثار فریت ادگو نویسنده و شاعر معاصر ترکیه ترجمان احساس زندگی روشن فکران ترکیه است که دستخوش نوسان های سیاسی و مناسبات اقتصادی کشور خویش اند . با توجه به مکتب ادبی او افراد داستان او مردمیاند عادی اند .

9-                       به عهده ی دانش آموزان

گفتنی است اوکتاویوپاز در آثار اصالت رادر دهقانان و کارگران مزارع می دهد . پدر این نویسنده ی مکزیکی وکیل دعاوی زاپاتا انقلابی معروف بود.

10-وی رمان نویس فرانسوی و پیشوای ناتورالیست ها بود. اعتقاد داشت واقع گرایی علمی یا طبیعت گرایی فرمول کاربرد علم جدید در ادبیات است .


درس بیست و پنجم :‌طبیعت گرایی (ناتورالیسم)

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه  228

1- رئالیست نگاهی مثبت و سازنده به جامعه دارد و طبیعت را آن گونه که هست تصویر می کند اما ناتورالیسم جامعه بشری را به گونه ای یاس آور توصیف می کند و بر جنبه های زیشت و پلید طبیعت و انسان توجه خاصی می گردد.

2- به معنایی به کار می رفت که ماده گرایی و لذت جویی وهر گونه دین گریزی را در بر می گرفت و تا قرن ها معنی اصلی آن همین بود.

3- نقاشی بود که می کوشید تا شکل های موجود در طبیعت را به طور دقیق تقلید و نقاشی کند .

4- نام امیل زولارا چون سبک خاص داستانهای اوست که تقریبا جوهره ی طبیعت گرایی است .

5- انقلاب صنعتی که موجب توسعه ی گسترده ای در عرصه ی اقتصادی شد. سکه ای بود که آن روی آن فقر سیاه و دردناک و بردگی انسانها بود . این تضادها در آثار طبیعت گرایان نقش ا ساسی داشت. تلاش برای کسب ثروت و قدرت از طریق توسعه ی کار مضمون صریح بسیار از رمان ها از جمله پول اثر امیل زولاست .

ناتورالیست ها با پرداختن به مسایل طبقات زحمت کش با انقلاب صنعتی  وپیامدهای آن پیوند مستقیمی دارند .

6- گروه ادبیمدان ضد رمانتیک بودند و اعضای این گروه کتابی به نام شب های مدان منتشر کردند .

امیل زولا و گی دو موپاسان افراد شاخص این گروه بودند .

7-    ترزراکن اثر میل زولا

8- ناتورالیست ها زبان محاروه را نخست در رمان وسپس در تئاتر وارد کردند . آنها در نقل گفت و گوها همان جملات تعبیراتی را به کار می بردند که افراد استعمال می کنند .

9- چون ناتورالیسم ها از لحاظ موضوع چه در رمان و چه در نمایش نامه همواره تصویر گر طبقات زحمت کش اند به همین سبب آن را شعر تهی دستان گفته اند .

10-    آنان مانند نیچه فیلسوف معروف آلمانی انسان را ضمیر نمی دیدند بلکه او را یک نظام عصبی و قابل تشریح علمی می دانستند. در حقیقت رمان ها و آثار پیروان این سبک آزمایشگاه تشریح مزاج افراد جامعه بود .

11-    او رمان نویس توانای آمریکایی است . برخی او را واقع گرا می دانند اما در واقع  رمان های او بازتاب نومیدی نویسنده و هم نمایانگر روح مبارز اوست . اشتاین یک استاد ابیدات کارگری بود و زندگی قربانیان بدبخت و تیره روز را با چیره دستی کامل و با بیانی ساده و رش ترسیم می کرد . در سال 1962 جایزه ی ادبی نوبل به اشتایل بک اعطا شد . رمان معروف او خوشه های خشم نام دارد .

12-                      به عهده دانش آموزان

13-    نماد تظاهر به تجمل گرایی و یا فقره سیاه و دردناک قشری از جامعه

14-                      طبقه ی زحمت کش و محروم جامعه

15-    چون نا تورالیست ها با افشای واقعیت های تلخ زندگی ریاکاری ها نابسامانی ها وبیدادگری های پنهان وآشکار جامعه پرداختند و هنر را در خدمت مردم و زندگی در آوردند .

 

 

 

درس بیست و ششم : نماد گرایی (سمبولیسم)

پاسخ خود آزمایی صفحه 237

1- در نظر بودلر دنیا جنگلی است مالامال از علایم واشارات حقیقت از چشم مردم عادی پنهان است و تنها شاعر با قدرت ادراکی که دارد به وسیله ی تفسیر و این علایم می تواند آن را احساس کند.

2-    شارل بودلر

3- سمبولیسم هنر بیان افکار و عواطف نه از راه شرح مستقیم نه به وسیله ی تشبیه آشکار آن افکار وعواطف به تصویر های عینی ملموس بلکه از طریق اشاره به چگونگی آنها واستفاده از نمادهایی بدون توضیح برای ایجاد آن عواطف وافکار به ویژه در حوزه ی شعر

4-    ادبیات عرفانی به ویژه در حوزه ی شعر

5- تصویر ها با همه ی  تفاوت هایی که دارند دارای نقطه ی مشترکی اند که با استفاده از آن شعر را می توان تفسیر و حتی معنا کرد .

6- توجه به فلسفه ی بدبینی او باعث می شد که هنرمندان سمبولیسم هیچ چیزی را مناسب تر از د کور ها مه آلود و مبهمی که تمام خطوط تند و قاطع زندگی در میان آن ها محو می شود ندانند.

7- شاعر سمبولیست در محیط الهام آمیز پیرامون خود و در میان رویاهایشان تسلیم مالیخولیای خود می شد قصر های کهنه و متروک و شهرک های خراب و سوسوی نور چراغ در شب ظلمانی و تکان خوردن اشباح روی پرده . به عبارت دیگر حالت اندوه بار و ماتم زای طبیعت و مناظر و حوادثی که مایه ی یاس و عذاب ونگرانی و ترس انسان می شوند سلطنت سکوت را فرا یاد می آورند .

8- شعر را زا قید های وزن و قافیه سنتی رها کردند و شکل شعر منثور را که به کار گرفتند .

9- گلهای بد بو: از بوردلر فصلی دردوزخ: از ژان آرتومبر بعد از ظهر یک فون: از استفاده ملارمه سوسک طلایی : از ادگار آلن پو.

10-                      به عهده ی دانش آموزان

11-                      نماد روح یاس زده و حالت اندوه بار و ماتم زا

12-                      به عهده دانش آموز

13-    قصد دارد به فراسوی واقعیت رخنه کند و جهانی آرمانی را بجوید.

 

 

 

+ نویسنده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 |

پاسخ خودآزمایی های نمونه صفحه 113

1- این ترکیب بند مشهود ای از برسد ره شاهراهت    وای قبه عرش تکیه گاهت

موضوع آن نعت و ستایش پیامبر گرامی اسلام است .

2-    یعنی  آفرینشگر معانی تازه . کمال الدین اصفهانی بدنی نام لقب یافت چن وی در خلق معانی تازه دستی توانا داشته است .

3-    دوره ی پرآشوب حمله ی مغول او سرانجام به دست مغولان به قتل رسید.

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه بخش هفتم صفحه 113

 

1-    استفاده از زبان محاروه در شعر یعنی آوردن معانی دقیق و مشکل در کلام روان و نزدیک به لهجه ی تخاطب در زبان محاوره

2-                       انوری کمال الدین عبدالرزاق اصفهانی و مسعود سعد

3-                       به عهده دانش آموز

 

بخش هشتم                   عصر ابوالعمالی

در آمدی بر عصر ابوالمعالی دوره ی کمال فنی نثر فارسی

نکته های مهم:

-  پیش از عصر بیهقی وابوالمعالی زبان فارسی گستره های ماورای جیحون تا آن سوی عراق عجم و منطقه جبال و دیلمان و ... را در بر گرفته بود .

-  به دلیل وجودامکانات فرهنگی متنوع و زبانهای محلی متفاوت دراین سرزمین ها و استیلای بی چون و چرای زبان عربی در قرون گذشته زبان فارسی دستخوش تحولی چشمگیر شد و از سادگی و سلامت خوددور شد .

-  عصر ابوالمعالی ازدهه های نخستین سده ی ششم تا میانه ی سده ی هشتم هجری عموما ادامه داشت .

-  در عصر المعالی بیشتر به الفاظ وصورت توجه شد و از تاکید بر معنا بازماند .

-  دراین عصر علاوه بر کمال فنی نثر تنوع دامنه ی نوشته ها و موضوعات کتب و رسال در خور یادآوری است .

-  در میان کتب این دوره آثاری نیز به زبان ساده و روشن تالیف شده است که در آن ها معنا بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. مانند کلیله و دمنه و گلستان سعدی.

 

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 122

1-                       رساله های یزدان شناخت و تمهیدات

2-    سبک نگارش او ساده و بی تکلف و روان است و در عین حال به آیات قرآنی و اشعار پارسی وتازی بسیار استشهاد شده است.

3-                       بیش تر از تفکر ایرانی وحکمت خسروانی مایه می گرفت .

4-    محمد بن منور این کتاب سه باب دارد و موضوع آن بیان حالات سرگذشت و سخنان شیخ ابوسعید ابی الخیر است .

5-    این کتاب با نثری شیوا  ودر عین حال استوار و دلکش نگاشته شده است و زبان محاوره ای عامه هم در این کتاب تا اندازه ای لحاظ شده است  . این کتاب  در واقع بهترین نمونه ی نثر داستانی فارسی است.

 

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه  صفحه 129

1)    ظهیری سمرقندی، اصل این اثر از هند به ایران آمده است و مولف آن، سندباد، حکیم هندی است.

2)                       سادگی و نزدیکی ان با زبان عامه است.

3)                       روض الجنان یا روح الجنان تألیف شیخ ابوالفتوح رازی

4)    این کتاب از جمله ی کهن ترین و استوار ترین کتاب هایی است که در زمینه ی علم بلاغت نوشته شده است.

5)    موضوع این کتاب تمثیل ها و داستان هایی است که از زبان حیوانات به ویژه دو شغال به نام های «کلیله» و «دمنه» نقل می شود.

نثر کنتاب از لحاظ استواری انشا و ترکیب عبارات و داشتن اسلوب عالی و آراستگی و پیراستگی زبان و مفردات کم نظیر است. در این کتاب سجع و موازنه و اشعار و امثال فارسی . عربی و آیات و احادیث به کار رفته است.

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه ی بخش هشتم صفحه 130

1) عیاران جوان مردانی بود  که صفات مردانگی و مردم نوازی و راست گویی را در فرهنگ ناحیه ی خود ترویج می کرده اند.

عیاران طبقه ای از طبقات اجتماعی ایران را تشکیل می دادند. این گروه از مردم عادی چابک و هوشیار تشکیل می شدند که آداب و رسوم خاصی داشتند. عیاران مردمی جنگ جو، شجاع و ضعیف نوار بودند. یعقوب لیث صفاری از همین گروه بود و به یاری عیاران، سلسله ی صفاری را تأسیس کرد. عیاران راز نگهدار، یاور درماندگان، امانت دار، وفادار به عهد و ... بودند.

2) این کتاب شامل دو بخش است: بخش اول در فن عروض و بخش دوم در علم قافیه و نقد شعر. این کتاب پر آوازه ترین و برجسته ترین کتاب است که در طول تاریخ حیات ادبی در قلمرو ادبی فارسی تألیف یافته است و تا روزگار ما هم  حاکمیت و نفوذ خود را از دست نداده است.

3) اصل کتاب به زبان طبری(گویش مازندران قدیم) نوشته شده و مرزبان بن رستم تألیف کرده است.

4) نام دیگر این کتاب مجمع النوادر و موضوع آن درباره ی دبیران، شاعران و منجمان و طبیبان  است.  وی در ابتدای هر یک از مقالات خویش، فصلی در اهمیت آن دانش آورده و آ ن گاه به ذکر حکایاتی از پیشینیان پرداخته است.

5) موضوع آن مباحثی از علم معانی و بیان و صنایع فلزی و معنوی کلام است.

6) سعدی از تمام شیوه ها و شگردهای نویسندگی فارسی استفاده کرده است که عبارتند اند از: پرداخت زیبا، فشرده  نویسی، بهره وری از شعر، تمثیل و حکایت، تنوع معنایی، رنگارنگی الفاظ، دریافت های تیزبینانه  از مسائل مهم اجتماعی و اخلاقی و سرانجام، ریختن همه ی این ها در ظرفی آراسته و پرداخته، او با این اوصاف، ترکیب تازه ای در نویسندگی فارسی پدید  آورد. از گلستان هم رایحه ی نثر مسجع خواجه عبدالله و هم نشانه های نثر آراسته و استوار ابوالمعالی به مشام و چشم می رسد. اسلوب سهل ممتنع نیز بر حسن نویسندگی او می افزاید.

7) گلستان شامل یک مقدمه و هشت باب است.

باب اول: در سیرت پادشاهان، باب دوم: در اخلاق درویشان، باب سوم: در فضیلت قناعت، باب چهارم: در فواید خاموشی، باب پنجم: در عشق جوانی، باب ششم: در شعف و پیری، باب هفتم: در تأثیر تربیت و باب هشتم: در آداب  صحبت.


بخش نهم  عصر مولوی

در آمدی بر عصر مولوی دوره ی حماسه عرفانی

نکته های کوتاه

-  در برهه ای از تاریخ سرزمین ما حکومت فرمانروایان بیگانه کشمکش های بی مورد و مکرر حکومت ها و تاخت و تاز اقوام بی فرهنیگ چون غزان  و مغولان باعث بروز تباهی ها و بی سامانی های فرهنگی و دل مردگی مردم شده است .

-  در این زمان تنها پادزهر نیرومندی چون عرفان می توانست با ایجاد زمینه برای پایداری های معنوی بقای فرهنگ و مدنیت ایرانی را ضمانت کند .

-  شعر عرفانی با تکیه بر عواطف انسانی و پیش کشیدن اصولی مثل تسامح و مدارا محبت خدمت بلاشرط بی نیازی و آزادگی با یادآروی ارزش وجود انسان او را به سوی کمال و سرنهادن بر آستان حق دعوت می کند.

-  شعر مولوی هم لفظ نمر و دلنشین است و هم معنی برتر و اسنانی و آسمانی .

-  در شعر عصر مولوی سنایی پیشگام است و به قول مولانا چشم  و چراغ وعطار قافله سالار و خود مولانا خداوندگار قلمرو شعر و عرفان است.

-         شعر عصر مولوی را با شاهان و فروانروایان کاری نیست .

-         دراین عصر قالب غزل جایگزین قصیده می شود .

-  بلند ترین و سرشارترین مثنوی های عرفانی که حاوی نغزترین داستانها و پرمغزترین تمثیل های ادب فارسی هستند دراین دوره سروده شده اند.

 

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 141

1)    سنايي در قصاید خود به زهد و حکمت و مضامین اخلاقی روی آورد و در غزل به جای مضمون های عاشقانه و معنی های برخاسته از عشق ظاهری به معانی عرفانی و الهامات ناشی از عشق واقعی به مبدأ هستی پرداخت.

2)    چون در پاره ای از قطعات، سنایی را چنان شیفته و دل باخته ی اهل بیت و فضائل ائمه ی دین می بینیم که او را شاعری شیعی و محب اهل بیت می یابیم.

3)    مثنوی حدیقه الحقیقه، دیگر آثار او عبارتند از : سیر العباد الی المعاد، طریق التحقیق، کارنامه ی بلخ، مثنوی عشق نامه، مکاتب  سنایی و دیوان اشعار.

4)    خاقانی در قصاید حکمت آموز و غزلیات عارف منشانه ی خود بر طریق سنایی رفته است و در نظم تحغه العراقین به حدیقه توجه داشته است. عطار، غزل سرای عرفانی به طرز سنایی را به کمال رسانیده و در تصنیف منطق الطیر خود به حدیقه ی سنایی نظر داشته است. مولانا در دیوان شمس از پی سنایی و عطار رفته است و مثنوی معنوی را به شیوه ی الهی نامه سنایی به نظم در آورده است. به طور کلی پس از او سرودن اشعار زهد آمیز در میان بسیاری از شاعران معمول گردید و قالب غزل گسترش و بالندگی بیشتری پیدا کرد.

5)    مولانا جلال الدین عطار  را روح سنایی را دو چشم او می دانسته که خود از پی سنایی و عطار آمده است و در واقع خود را وامدار و پیرو سنایی خوانده است:

عطار  روح بود و سنایی دو چشم او           ما از پی سنایی و عطار امدیم

6)    دوره ی حماسه های عرفانی و ادبیات تمثیلی، مثنوی های حدیقه، مخزن الاسرار منطق الطیر و مثنوی معنوی

7)    رباعی، مخصوص اندیشه های کوتاه و عمیق و تأملات فلسفی است که معمولاً در آن تکیه اصلی معنا در مصراع چهارم است.

8)                       سنایی

9)                       تأملات فلسفی

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 151

1)    زیرا خاقانی در توصیف صبح و طلوع آفتاب دستی توانا دارد.

2)    خاقانی در نظم تحفه العراقین بر طریق سنایی رفته و به حدیقه توجه داشته است.

3)    شیوه ی خاص او بر پیچاندن معنا و آشنا و آفریدن ترکیبات و تعبیرات تازه استوار است. تشبیهات و استعارات خاقانی مثل تعبیراتش غریب است و فهم آن ها دقت و دانش افزون تری می طلبد.

4)    خیر ، هنگامی که به ری رفت از بد روزگار بیمار شد ودر همان جا هم خبر حمله غزان به خراسان به وی رسید و او را از ادامه سفر بازداشت.

علت سفر او این بود که: از خدمت در دربار شروانشاهان ملول شد و آرزوی دیدار استادان  و شاعران عراق در وجودش قوت گرفت و قصاید چندی در اشتیاق دیدار خراسان سرود و او را به این سفر واداشت.

5)    دیدن کاخ فرو پاشیده ی مداین موجب شد خاقانی قصیده ی پر درد و عبرت انگیز خود را با مطلع:

«هان، ای دل عبرت بین از دیده عبر کن، هان                                ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان»

در وصف آن بنای تاریخی و پر  سابقه بسراید.

پس از خاقانی بحتری با قصیده المدائن این کاخ را توصیف کرده است.

شاعران دیگری کما بیش اشاره ای به عظمت این کاخ داشته و به توصیف ایوان مداین پرداختنه اند. از جمله خیام در رباعی زیر:

آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو       بر درگه آن شهان نهادندی رو

دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای

بنشسته همی گفت که : کوکو! کوکو!

پس از خاقانی، قصیده ی «ایوان مداین» معروف شد و بعدها چند تن از شاعران، مانند جسین دانش (1286-1362 ه.ق) شاعر فاضل ایرانی و مترجم رباعیات حکیم عمر خیام به ترکی، آن را تسدیس کردند. (به نقل از گزیده ی اشعار خاقانی به کوشش دکتر سجادی)

6)این مسئله را باید ناشی از نوعی واخوردگی و حقارت که متأثر از سرگذشت کودکی و جوانی اوست، دانست همچنین غرور ذاتی و طبع بلند او عامل دیگری است.

مضافاً او مردی نازک دل و زود رنج بوده است که چون از چیزی یا کسی بر آشفته می شود، نمی تواند خشم آتشین خود را فرو بخورد و با خودداری و شکیبایی آبی بر آتش طبع خود فرو ریزد. لذا دیوان مشکل و شعر دشوار و دیریاب خاقانی در واقع چیزی جز بازتاب اندیشه و زندگی پر فراز و فرود او نیست.

7)نظامی نه تنها برای خود سبک و روشی جداگانه دارد، بلکه تأثیر شیوه ی او بر شعر فارسی تیز انکار ناپذیر است. وی با گشودن این مسیر و هم چنین توجه به مضمون های اخلاقی و اندرزی تکیه گاه تازه ای برای شعر فارسی ایجاد کرد و نشان داد که می تواند چیزهای دیگری غیر از مدیحه و توصیف و غزل را وارد شعر کند. او به شاعران پس از خود نشان داد که می توان شاعر بزرگی بود اما به دربارها و زورمندان تکیه نداشت.

8)امیر خسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، جامی، مکتبی شیرازی، وحشی بافقی، فیضی دکنی، کاتبی ترشیزی، عرفی و غیره ... موفقیت بیشتر، از امیر خسرو دهلوی بوده است اما جامی را هم در سرایش هفت اورنگ نباید از نظر داشت.

9)بیشتر از فردوسی تأثیر گرفته است و رد پای مقابله با سنایی در شعر او دیده می شود.

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 163

1)    موضوع آن اندیشه های عارفانه و فیلسوفانه و قالب آن رباعی است.

2)    بدون شک، عطار  از شاعران بزرگ و معتدل زبان فارسی است که خود به درجه والایی از کمال و معرفت دست یافته است. او آن چه را که سنایی در آغاز کار از سرمایه های عرفانی به عرصه شعر فارسی وارد کرد، با والایی و برجستگی خاصی به کمال نسبی خود نزدیک کرده است و اگر بگوییم حتی برای مولانا جلال الدین راه رسیدن به اوچج عارفانه ای را که مثنوی و غزلیات شمس می بینیم هموار کرده است، سخنی به گزاف نگفته ایم.

3)    پدر مولانا هنگامی که به بلخ مهاجرت می کند در سر راه خود به شهر نیشابور وارد می شود. او در این شهر با عطار نیشابوری ملاقات می کند در این زمان مولانا نوجوانی سیزده ساله است. عطار کتاب اسرار  نامه ی خود را به او هدیه می کند و به پدرش می گوید :« زود باشد که این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند».

4)                       منطق الطهیر، الهی نامه، مختارنامه، تذکره الاولیا.

5)    آشنایی و ملاقات با شمس تبریزی، که یک باره سرنوشت و درس و عظ و مریدان و شاگردان جلال الدین را دگرگون کرد.

6)                       چنان که خود گفته است به سه دوره می توان تقسیم کرد:

حاصل عمرم سه سخن بیش نیست                          خام بدم، پخته شدم، سوختم

1-                       مرحله ی خامی: از کودکی تا دوره ی جوانی

2-    مرحله ی پختگی: از جوانی تا دیدار شمس و تا مرگ صلاح الدین

3-                       مرحله فنا شدن و سوختن: انقلاب روحی تا پایان عمر

7)                       مثنوی معنوی

8)    مولوی خوش نام ترین و مردمی ترین شاعر زمانه ی خویش و حتی سراسر ادبیات فارسی است. او خداوندگار شعر و ادب فارسی است، کسی که عشق و عرفان را در اوج قله ی ادب نشاند: مولوی  یکی از ارکان اصلی فرهنگ و ادب ایرانی است.

9)    شعر جوششی برخاسته از جذبه ها و کشش های عمیق  درونتی شعر است. که از اعماق وجود او بر می خیزد و بر لب او جاری می شود و حاصل یک نوع بی خودی و جوشش عشق است. اما شعر کوششی و پیوندی از دل بر نمی خیزد و حاصل جذبه و عشق نیست. شاعر می کوشد الفاظ را در قالب وزن ها و قافیه های دلخواه بریزد و سپس به رفع اشکالان آن بپردازد و ...

شعر مولوی جوششی است، که بر ذهن و زبان او جاری می شده است و مریدان او می نوشته اند.


پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 164

1)    تحفقه العراقین است که شاید بتوان آن را کهن ترین و مهم ترین سفرنامه ی منظوم حج در زبان فارسی دانست. تأثیر حدیقه ی سنایی در آن پیداست.

2)    به طور کلی تفاوت شعر او با شاعران پی.ش از وی عبارتست از:

1- معانی پیچیده 2- ترکیبات و تعبیرات تازه 3- تشبیهات و استعارات غریب و ..

3)    مادرش از نژاد ترسایان  بود و این امر باعث شد که اصطلاحان ترسایی وارد شعر او شود. حبسیه هایی که سروده نشان از زندانی هایی است که دچار آن شده و مرثیه هایی که در فراق فرزند فرزند سروده نشان از داغ هایی است که بر جگر داشته است.

4)    نظامی شیفته ی زر و زور نبود، پاکدامن بود که قناعت و گوشه نشینی را به جای تمایلات دنیوی انتخاب کرد. شاعری بوده که لفظ را به زشتی نیالوده است. بزرگ بود و بزرگ ماند.

5)    بنا بر روایاتی غیر موثق در حمله ی خانمان سوز مغول به شهادت رسید.

6)    سبک بیان عطار در این منظومه تمثیلی است و از نوع ادب تعلیمی شمرده می شود.

7)    سبک بیان عطار در این کتاب ساده و روان است. جمله های کوتاه و ایجاز از ویژگی های نثر این اثر است.

8)    مجموعه ی نامه هایی است که مولانا به این این و آن نوشته است.

9)    پیرو مرشد، راهنمای کسانی است که راه طلب حق و حقیقت قدم بر می دارند که بی همرهی او نمی توان به مقصد رسید:

ترک این مرحله بی همرهی خضر مکن    ظلمات است بترس از خطر گمراهی (حالفاظ)

جایگاه او در ادب عرفانی بسیار والا و ارزشمند و اطاعت از او مبذول بوده است.

10)                خود مولانا فرموده است:

عطار روح بود و سنایی دو چشم او                           ما از پی سنایی و عطار آمدیم

عطار برای مولانا که خود را وام دار و دنباله ی سنایی و عطار می دانست راه رسیدن به اوج عارفانه ای را که در مثنوی و غزلیات شورانگیز شمس می بینیم، هموار کرده است.


بخش دهم                      عصر سعدی

در آمدی بر عصر سعدی در اوج واعتدال

نکته های مهم

-  عصر سعید عصر فروپاشی قدرتها حتی قدرت معنوی خلافت بغداد نیز هست.

-  در این دوره گسترش زبان فارسی در بیرون مرزهای جغرافیایی ایران به اوج خود رسید.

-  عصر سعدی  روزگار کسایی نسبی بازار قصیده و رونق بازار واعتبار غزل است.

-  با رسمیت یافتن ثبت نام یا تخلص شاعر در غزل شاعران هویت شعری خود را در غزل یافتند .

-  درشعر عصرسعدی قصیده از رونق می افتد اما نمی میرد و مسیر تازه ای می یابد.

-  در شعر این عصر از خشکی زبان شعر آغازین خراسان و تکلف ها و واژه پردازی ها تازی مآبانه عصر انوری خبری نیست .

-  خود عصر سعدی در خدمت تجربیات زندگی و دستاوردهای اخلاقی و عاطفی آن روزگار قرار دارد .

-  بخشی از خرد عصر سعدی مصروف شناخت جامعه و محیط بیرون وبخش دیگر هم متوجه درون آدمی و بازشناسی ابعاد احساس و عاطفه شاعر می شود.

-  غزلیات این دوره نغز و پر احساس است وغزلهای ناب را در کلیات سعدی می یابیم .

-  بوستان بهترین جلوه گاه خرد و انسان خردمند عصر سعدی دراوج است .

-         در شعر و ادب این دوره سعدی در اوج عظمت و اعتدال است .


-         پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 177

1)    چون او با خلق شگرف و پر تأثیر مثل گلستان در عرصه نثر فارسی نیز هم چون شعر، بی رقیب مانده است. خود او چنین می گوید: «سخن ملکی است سعدی را مسلم»

2)    بنا بر مشهور باید از نام سعدبن ابی بکر، اتابک سلغری زمان خود گرفته باشد. برخی از محققان اخیراً ابراز کرده اند  به علت انتساب اجدادش به قبیله ی بنی سعد این نام در واقع نام خانوادگی او بوده است.

3)    رموز عاشقی و معیارهای زیبا پسنداتنه در فضایی سرشار از عاطفه و احساس

4)                      نظام الدین اولیا عارف پر آوازه ی دهلی

5)    کتاب مثنور، اعجاز خسرو دیوان اشعار، مثنوی خضر خان و دولرانی، خمسه ی او که به تقلید پنج گنح نظامی سروده است، عبارتند از: 1- مطلع الانوار 2- شیرین و خسرو3- مجنون و لیلی 4- آیینه ی اسکندری 5- هشت بهشت. میزان ابتکار او در داستان ها از حد همان نام هایی که برای کتاب هایش برگزیده فراتر نمی رود.

6)    نام آوران این سبک عبارتند از: سعدی، حالفاظ، مولانا، نظامی، خاقانی، عطار نیشابوری و ...

در باره ی ویژگی سبک عراقی به بخش«در آمدی بر عصر انوری» نگاه کنید

 

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه ی بخش دهم صفحه 178

1)    دو حادثه ی مهم تاریخی: 1- جنگ های صلیبی میان مسیحیان و مسلمانان در آسیای صغیر 2- یورش تاتار:  در این دوره علاوه بر فارس مراکز علمی و فرهنگی دیگری چون قونیه و دهلی در بیرون مرزهای جغرافیایی قبلی پیدا شد.

2)    نشانه ی وسعت اندیشه و جامع نگری و اعتدال او است که همهی جنبه های هنری، فنی و جهان مضونی، فکری، اجتماعی و عاطفی و عقلی را مد نظر داشته است.

3)    نویسندگان بسیاری گلستان  سعدی را سرلوحه کار خود قرار دادند، از جمله: جامی، قاآنی، قائم مقام فراهانی، مجد خوافی و ...

4)                       نظامی

5)    امیر خسرو و طوطی زبان آور هند است که نقش ارزنده و سازنده ای در معرفی زبان و فرهنگ ایرانی در شبه قاره داشته است. همچنین حجم آثارش در رواج و تبلیغ و فرهنگ ایرانی موثر بوده است.

 

 

+ نویسنده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 |

بخش چهارم           ـ عصر عنصری

در آمدی بر عصر عنصری یا دوره ی ستایشگری و جای گزینی تاریخ به جای حماسه

 

·         نكته هاي کوتاه :

- باقدرت يافتن غزنويان ،پايتخت ادب فارسي از بخارا به غزنه انتقال يافت .

- حلقه ي شاعران وادب دوستان منتسب به دستگاه غزنوي درهمه دوره هاي تاريخ ادبي، زبانزد است .

- از ميان شاعران دربار آن كه معمولاً شعري برترومهارتي تمام تر داشت ، (امير الشعرا ) يا (‌ملك الشعرا )‌پيدا مي كرد .

- شاعران ديگر پس ازتاييد ملك الشعرا مي توانستندشعر خودشان درموقع مناسب به سمع سلطان برسانند .

- مشهور ترين ملك الشعرا دربار غزنه ، عنصري بلخي بود .

- زبان شعر اين دوره از دوره استواري واستحكامي ويژه برخوردار است درصد لغات عربي درآن  روبه فزوني است.

- تنو ع معاني ومضامين شعري اين دوره ازعصر سامانيان كم تراست ودرعوض ، زبان وبيان شعر پخته و متكامل ترمي نمايد.

 

 

 

پاسخ خود آزمايي هاي نمونه   :                      صحفه 75

1)    عنصري 

2)    فرخي سيستاني

3)    قصه ي وامق وعذرا،‌شادبهر ، عين الحيات ، سرخ بت وخنگ بت

4)    مديح وتوصيف

5) قالب مسمطّ عبارت است از چندين بند وهر بند مركب از چهار تا هشت مصراع هموزن وهم قافيه كه آخرين مصرع درهر بند بامصرع هاي آخر بندهاي ديگر قافيه اي يكسان دارد منوچهري دراين نو ع شعر استاد وسر آمد بوده است.

----------8                                ----------8

----------8                                ----------8

----------8

----------S

----------ª                                ----------ª

----------ª                                ----------ª

----------8

----------S

 

6- بیشترین مسائلی که منوچهری در زندگی با آنها سرو کار داشته است . مانند توصیف طبیعت و گل وگیاه و پرندگان خوش آواز که در واقع تصویر خاطرات ایامی است که او در گرگان و طبرستان گذرانده است . همچنین توصیف کاروانگه و ربع و اطلال ودمن و حرکت شبانه ی شتران با آن جرس های خوش آواز . این توصیفات بیشتر خیال بر انگیز و شاعرانه است.

7- ناصر خسرو و به قول خود دو لفظ دری رادر پای خوکان نمی ریزد و درباره ی عنصری نیز اینگونه نظر می دهد که :

پسنده است با زهد عمار وبوذر                          کند مدح محمود مر عنصری را


پاسخ خود آزمایی های نمونه بخش چهارم صفحه 86

1-حدود پانصد بیت اصل داستان یونایی است .

2-چون قصاید او عموما بر شیوه ی منوچهری است . کار اصلی او قصیده سرایی و مضمون عمده ی شعرش مدیح و توصیف است .

3-شعر اودر عین استحکام ساده وروان است وی در قصاید خود شاعر نخست جلوه های طبیعت مثل بهار و خزان و صبح و شب ابر و رود را توصیف کرده و آن گاه از بزرگی ها و بزرگواری های ممدوح یا کرده است .

4-منوچهری دامغانی شاعر طبیعت.

5-ستایشگری و جای گزینی تاریخ به جای حماسه چون بیشتر قصایدی یافت نمی شود که مضمون آنها وصف و مدح پادشاهان است .همچنین شاعران به جای آن که تجربیات واندیشه های خود را در شعر بیاورند پسن و سلیقه ی ممدوحان خود را در نظر می گرفتند .

6-دو بخش: 1- قصیده های با مقدمه 2- قصیده های بی مقدمه (محدود یا مقتضب)

قصیده های با مقدمه از ازجای زیر تشکیل می شوند :

- تغزل یا تشبیب یا نسیب تخلص شریطه

موضوع قصاید بیشتر ستایش  نکوهش ، وصف و مسایل اخلاقی و حکمی و پند و اندرز است .

7-برای رقابت باسامانیان بساط شاعرپروری را گسترده است .

او علاوه بر فنون شعر از دانش های زمان خود نیز بهره مند بوده و به ویژه پاره ای از اصطلاحات حکمت و منطق را در شعر خویش به کار گرفته است .

بخش پنجم  عصر ناصر خسرو

در آمدی بر عصر ناصرخسرو و یادوره ی شعر مکتبی

نکته های مهم :

- در عصر ناصر خسرو جمعیت معروف به اخوان الصفا پیشاهنگان فکر و فلسفه به شمار می رفتند .

- دراین عصر تجربه های تازه ای از طریق برخورد عقاید و آرای کلامی پدید آمد.

- از دوره ی حاکمیت غزنویان کلام اشعری چیرگی یافت.

- کلام اشعری برداشتی راکد و ایستا از اسلام بود .

- در این دوره فرقه ای از شیعیان زندیه با تشکیل حکومتهای شیعه قدرت سیاسی چشم گیری به دست آورند  .

- فرقه ای دیگ راز شیعیان هفت ا مامی به نام فاطمیان در مصر و شام حکومتی الهی بر مبنای تعلیمات مذهب شیعه تشکیل دادند .

- فاطمیان دامنه ی فعالیت پنهانی و تبلیغات مذهبی خود را در ایران گسترش دادند و به تربیت نیروهای مختلص و وفادار به نام فداییان اسماعیلی اقدام کردند.

- فداییان اسماعیلی خواجه نظام الملک توسی و بسیاریاز رجال دولت متعصب سلجوقی را از پا در آوردند .

- ناصر خسرو بزگرترین شاعر یان دوره در میانه ی عمر به خدمت این تشکیلات در آمد و مامور تبلیغ تشیع اسماعیلی در سرزمین خراسان گردید.

- در میانه این دوره یعنی نیمه ی دوم قرن پنجم هجری جریان تازه ای ابتدا رد نثر و سپس در شعر فارسی به نام عرفان آشکار کرد که طلیعه ی آن در اواخر عصر ناصر خسرو آشکار گردید.

عرفان در میان مسلمانان تصوف نیز نامیده  می شود .

عرفان در آغاز عبارت بوداز شیوه هایی از وصل به حقیقت و رسیدن به حق بر اساس ریاضت و پارسایی و پاک دامنی و دوری از آلایش های مادی و پرهیز از دنیاداری به گونه ای که شخص عارف بتواند درون خود را برای تابش انوار الهی صافی کند و  بی واسطه به مقام قرب حق نایل آید .

-         عرفان اسلامی منشا قرآنی دارد .

-  تمایلات عارفانه ابتدا در بین النهرین پیدا شد و سپس ایرانیان آنرا در خراسان پرورش دادند .

-  در سده های نخستین اسلامی عارفان بیشتر بر جنبه ی عملی کار تاکید داشتند از این دسته اند بایزید بسطامی . حسین بن منصور حلاج که به دوره های قبل از ناصر خسرو مربوط می شوند .

-  از نخستین اسلامی عارفان بیشتر بر جنبه ی عملی کار تاکید داشتند . از این دسته اند بایزید بسطامی حسین بن منصور حلاج که به دوره های قبل از ناصر خسرو مربوط می شوند .

-  از نخستین عرفان دوره ی مورد بحث (عصر ناصر خسرو) ابوسعید ابوالخیر است .

-  محمد بن منور نواده ی ابوسعید ابوالخیر در کتاب اسرارالتوحید سخنان و سرگذشت جد خود را به رشته تحریر آورد.

-  از بابا طاهر عریان همدانی پاک باخته جز دوبیتی سخنان کوتاهی نیز به عربی باقی مانده است .

از دوبیتی های اوست:

اگر دل دلبر و دلبر کدومه                                           و گر دلبر دل و دل را چه نومه

دل و دلبر به هم آمیته وینم                                       ندونم دل که و دلبر کدومه

 

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 86

1- زیرا در این عصر  علم و فلسفه ومعارف به اوج شکفتگی رسدی و دانشوران صاحب نامی هم چون فارابی ابن سینا ابوریحان و... به پا خواستند و دانش های طب و ریاضی ونجوم پا به پای فلسفه و کلام و فقاهت به شکوفایی رسید.

2- حکومت های آل بویه زیاریان دیلمیان که در صفحات شمالی رشته کوه البرز و کرانه های مازندران مستقر بود .

3- چون در سده های  نخستین اسلامی عارفان بیشتر بر جنبه های عملی کار تاکید داشتند و به نشر اصول وبه تعالیم عارفانه از طریق درس و بحث و کتاب و تعلیم بی اعتقاد بودند.

4- دو بیتی (ترانه) که به لهجه ی لری سروده شده است .

5- سفرنامه خوان اخوان، زاد ا لمسافرین ، جامع الحکمتین.

6- محتوای شعر او در مسیر خردورزی است و دین واعتقاد و علم و جویندگی و حقیقت نگری و کمال انسانی .

7- برخلاف شعر پیشینیان  شعر او در خدمت فک راخلاقی و اجتماعی مسیر اندیشه ی مکتبی است نه در خلافت دربار وتوصیف ومدیح.

8- در علم کلام عقایددینی به کمک استدلال و منطق اثبات می شود.

9-   تصوف طریقت مخصوصی است که از دیرباز درایرن ظهور نموده  به تدریج وسعتیافته و به ادبیات ایران راه یافته است . در این که این طریقت از کجا و چه زمان میان مسلمانان راه یافت اختلفا است . به طور کلی صوفی کامل کسی است که مراحل تقلید و توسل به تعالیم دیگران و دلایل منطقی را طی کرده و از طریق کشف و شهود و مطالعه ی نفس راه به حقیقت برده و قلب خود را مرکز عشق و محبت و جلوه گاه احدیت قرار داده است .

تصوف ایران دو جنبه دارد اول جنبه ی منفی که اعراض از دنیا و ریاضیت و ترک علایق و ترجیح فقر  و پشمینه پوشی سرلوحه ی عقاید آنان است و این مسلک با تصوف هندی شباهت دارد .

دوم جنبه ی مثتب که عبارت است از سلوک و جستجوی طلب وطی مراحل اخلاص عبادت و خدمت به خلق مطاله و تربیت نفس وکسب معرفت و رسیدن به مقام عشق و فنا و قیام به اوامر حق و خدمت بی ریا.

10- ترک دل بستگی های مادی و پرهیز از وصف معشوق و طبیعت.

 

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه بخش پنجم صفحه 87

1- اسماعیلیان چه کسانی بودند؟ درمورد فکر واندیشه ی ایشان چه می دانید ؟

گروهی از شیعیان هفت امامی بودند که پس از امام جعفر صادق به ا مامت اسماعیل فرزند بزرگ آن حضرت اعتقاد داشتند واو آخرین امام آنان بود.

2-    عقایدعارفانه

3- بی قراری هایی که ارامش طبع او را بر هم می زد و ناشی از تنگ نظری ارباب مذهب عصرش بود .

4-    حجت

5- مردم چون نسبت به آن چه می گفت شور و شوقی نشان نداند و حتی برخی در سخنان او با طعن و انکار نگریستند و در صدد آزارش بر امدند واو را فاطمین و بی دین خواندند به یمگان رفت .

6-    ابوعلی سینا .

 

 

 

بخش ششم                                       عصر بیهقی

درآمدی بر عصر بیهقی و بلاغت طبیعی فارسی

نکته های مهم

-  خاستگاه نثر فارسی به مانند شعر خراسان و ماوراء‌النهر بود.

-         کم کم زبان فارسی در کنار زبان عربی رسمیت یافت .

-  زبان فارسی در اثر مجاورت لهجه های محلی و آمیختگی تدریجی با آنها تحولات تازه ای یافت و در معرض تغییر و دگرگونی قرار گرفت .

-  نمونه بارز این دگرگونی دور شدن زا سادیگ اولیه و آمیختگی با واژه ها و تعبیرات عربی بود.

-  در این دوره آرام آرام زمینه ی آرایش های لفظی و توصیف های ادبی در کتاب ها فراهم شد و نثر به صورت میداین برای هنرنمایی و نمایش توانایی های زبانی نویسندگان در آمد .

-         نثر صوفیانه از همین دوره آغاز شد .

-  در این دوره مناجات های منثور خواجه عبدالله انصاری به تمامی ،‌جوهر و معنا و مفهوم شعری پیدا کرد .

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 97

1-    الف- این کتاب یک دوره کامل از فلسفه وطبیعیات را به زبان فارسی شامل می شود.

ب- بسیاری از اصطلاحات منطقی و فلسفی را به زبان فارسی در بر می گیرد .

2- در زمینه های طب جغرافی  و ریاضی و فلسفه که به زبان عربی تالیف شده است .

3- عنصر المعالی کیکاووس بن قابوس بن وشمگیر زیاری در چهل و چهار باب و موضوع آن نشان دادن راه و رسم زندگی به فرزند خودگیلانشاه.

4- آیین مملکت داری و رسوم پادشاهان پیشین و آیین پادشاهی نام دیگر آن سیرالملوک است .

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 102

1-    موضوع آن طریقت و اصول تصوف و بیان کیفیت عشق به پروردگار است .

کتاب دیگر در باره ی این موضوع عبارت اند از شرح تعرف المصباح الهدایه و نیز مفتاح الکفایه می باشد .

2-                       طبقات الصوفیه رسایل و مناجات نامه و ...

3-    این اثر حاوی لطیف ترین و عمیق ترین معانی عرفانی و با بیانی شاعرانه و خوش آهنگ است .

4-    نثر مرسل نثری است ساده و روشن باجملات کوتاه که از لغات مهجورعربی خالی است . توصیفات کلی و کوتاه. اما نثرمسجع و فنی که می خواهد به شعر نزدیک شود .

5-                       از تفسیر سوره ی مریم تا پایان قرآن .

6-                       با ترجمه تفسیر طبری

7-    این تفسیر ها برای استفاده ایرانیان مسلمانی که عربی نمی دانستند تالیف گردید دو نمونه از تفسیر های مهم 1- تفسیر قرآن مجید معروف به تفسیر کمبریج 3- تفسیر سور آبادی .

 

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه بخشش ششم صفحه 103

1-                       تا مورد استفاده بیشتری در دنیای اسلام قرار گیرد .

2-    این کتاب اولین و مهمترین کتابی است که خاص علم نجوم و هندسه و حساب به فارسی نوشته شده است .

3-                       تحت تاثیرمتون آموزشی پیش از اسلام

4-    نثر بخش نخست کتاب ساده و طبیعی و به شیوه ی کتابهای تاریخ دوره قبل مانند بلعمی است که تاحدودی از لغات و ترکیبات دشوار تازی به دور مانده است اما بخش دوم که در اوایل قرن هشتم با سبک نثر همان زمان نگارش یافته است سادگی بخش اول را ندارد .

5-    این اثر ارزشمند در سی مجلد فراهم شده بود . اما متاسفانه آنچه از تاریخ بیهقی مانده است مربوط به روزگار سلطان مسعود غزنوی از این رو به تاریخ مسعود نیز مشهور است .

6-    در تاریخ بیهقی وظیفه شناسی و زبان آوری و ایمان به کار دست به دست هم داده و اثری را پدیدآورده است که بلاغت طبیعی زبان فارسی را درخود منعکس کرده است . همچنین قدرت نویسندگی بیهقی و توانایی او در قلمرو امکان زبان فارسی از یک طرف و امانت داری ودقت در جزئیات و پیوند دادن به حوادث مربوطه باعث شده است .

7-    سیمای شهر ها و مردمان آ  نها و وضع زندگی واجتماعی آن روزگاران را برای خواننده ی امروز تصویر می کند .

8-                       اسماعیل بن محمد مستملی بخاری

9-    نثر کتاب آراسته و زیبا در بسیاری موارد به ویژه در مقدمه شاعرانه و موزون به نظر می آید.

10-                 شیخ ابوالحسن خرقانی

11-   اصلا شخصی به نام شخصی ابو عبدالرحمان سلمی نیشابوری به زبان تازی تالیف کرده بود و خواجه عبدالله آن را به فارسی هروی املا می کرد و یکی از شاگردان او فراهم می آورد .


بخش هفتم  عصر انوری

در آمدی بر عصر انوری فرجام رونق ستایشگری

نکته های  کوتاه

-  دوره ی دوم فرمان روایی سلجوقیان که در سراسر نیمه ی اول سده ی ششم هجری ادامه داشت یا یورش غزان خراسان و شکست سنجر در سال 548 هجری  پایان گرفت.

-   سیاست کلی سلاجقه و امرای  پس از آنان بر حمایت از شعر و ادب فارسی استوار نبود چون با فرهنگ وزبان ایران بیگانه بودند .

-  در این دوره شاعران هم اگر شعری می گفتند از روی عادت و بیشتر بدان دلیل بودکه اغلبشان هنر دیگری نداشتند .

-  مضمون عمده ی شعر این دوره البته هنوز مدح است و صورت  به مقدار بیشتری نسبت به دورههای پیش هم غزل

-  در کنار مضمون های اصلی بد زبانی وهجاگویی وروی گردانی از دنیا و پاره ای از اندرزگویی های بی پشتوانه و فاقد اعتبار علمی وعملی نظر منتقد شعر این عصر را به خود جلب می کند .

-  قالب شعر در این عصر  عمدتا قصیده وغزل که آرام آرام نسبت غزل فزونی میگیردو بعد هم قطعه و رباعی و مسمط وترکیب بند . قالب مثنوی روایی چندانی ندارد .

-  زبان شعر عموما پخته و نسبت به دوره های گذشته نرم تر و رام تر است و روی هم رفته  ترکیب شعر دشوارتر و دیریابتر .

-  تفاوت عمده شعر این دوره را شعر دوره های پیش و به دلیل بالندگی اش در سرزمین عراق عجم آ ن را سبک عراقی نامیدند.

 

 

پاسخ خود آزمایی های نمونه صفحه 111

 

1-    قطعه ابیاتی استکه هم وزن که مصرع های زوج آن با هم در قافیه یکی اند . حداقل 2 بیت و حداکثر معمول آن پانزده بیت است . محتوای قطعه بیتشر مطالب اخلاقی وحکمی پندر واندرز است .

2-    تخلص انوری در آغاز خاوری. خاقانی در آغاز حقایقی و شهریار نیز بهجت و قاآنی حبیب بود.

3-    مسعود سعد سلمان اشاره به زندانهای سو و دهک و نای است که مسعود سعد بهترین سالهای عمرش رادر آن بود.

4-    این توصیف درباره ی انوری است که او را پیامبر ستایشگران نامیده اند زیرا قصایدش سه مضمون بیش یافت نمی شود اول ستایش شاهان وبزرگان دوم وصف طبیعت وهجو دشمنان و مخالفان

 

 

پاسخ خودآزمایی های نمونه صفحه 113

1- این ترکیب بند مشهود ای از برسد ره شاهراهت    وای قبه عرش تکیه گاهت

موضوع آن نعت و ستایش پیامبر گرامی اسلام است .

2-    یعنی  آفرینشگر معانی تازه . کمال الدین اصفهانی بدنی نام لقب یافت چن وی در خلق معانی تازه دستی توانا داشته است .

3-    دوره ی پرآشوب حمله ی مغول او سرانجام به دست مغولان به قتل رسید.

 

+ نویسنده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 |

خود آزمایی ها ؛ پژوهش ها  و

خلاصه ی درس های

 تاریخ ادبیات 1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس اول ) خط وزبان درایران پیش ازاسلام

 

·         نکته های کوتاه : 

-  تاریخ ادبیات فارسی تاریخ زبان وخط فارسی هم هست . 

-  بشر درآغاز نوشتن نمی دانست ومقصود خود راتنها با گفتار ادا می کرد . 

-  تاریخ پیدایی خط به درستی معلوم نیست .

-  خط تصویری نخستین نوشتار های انسان بوده است . 

-  خط تصویر پس از تکامل وگذشتن از مرحله ی علامت نویسی (معنی نگاری ) به مرحله ی الفبایی قدم گذاست . 

-  ایرانیان دردوره ی پادشاهی مادها علامت های میخی بابلی راقتباس کردند ومانند فینیقی ها از آن الفبایی مستقل                    به نام خط میخی ترتیب دادند. 

-  تمام سنگ نوشته های باز مانده از عصر هخامنشی به خط میخی است . 

-  خط اوستایی دراصل از خطوط سامی گرفته شده است . 

-  دربخش (یشت ها )از کتاب اوستا اخبار تاریخی وبعضی داستان ها وروایات  بیشتری از بخش های دیگر است. 

-  قسمت عمده ای ادبیات پارسی میانه به خط پهلوی نوشته شده است .

-  زبان ایران پیش از اسلام مادر وریشه ی زبان امروز ایران است . 

-  زبان ایران پیش از اسلام پارسی (فارسی )نامیده می شود . 

-  یکی از منابع عمده ی شاهنامه ی فردوسی شاهنامه منثور ابومنصور عبدالرزاق توسی است . 

-  درزمینه ی ادبیات داستانی وجد کتاب های  مانند هزار افسانه یا داستان های مربوط به خسرو وشیرین وهفت پیکر               گذشته ی ادبی پر باری رانشان می دهد . 

-  برخی منشا کتاب هزار ویک شب راکتاب  هزار افسانه است . 

-  داستان های مربوط به خسرو  وشیرین  وهفت پیکر به دوره های از اسلام باز می گردد. 

-  زبان پارسی ازشاخه های اصلی زبان های هند اروپایی است .

-  منظور از فارسی نو فارسی تحول یافته ی آغاز دوره ی  اسلام است .

-  فارسی دری همان فارسی نو است .

 

 

 

 

·         پاسخ های خود آزمایی  نمونه ـ صفحه 15 

1- الف :  بسیار ساده وابتدای بوده است .    ب:   به طرزی از ظرافت تصویر چیزها رامی کشیدند ومقصود خود را به دیگران              می فهمانند. 

2- الفبا برای اولین بار درمیان فنیقی ها درحدود سه هزار سال قبل از میلاد رواج پیدا کرد. 

3- منظورافراد هستند که مهم ترین ویژگی های ادبی یک مقطع رامی توان درآثار آنها پیدا کرد . 

4- زیرا گاهی شاعری که ازنظر دردوره ای زندگی می کند ازلحاظ ادبی وفکری دردوره ی پس یاپیش ازخود قرار می گیرد . 

5- چون این افراد سنت گذاران وشاخه های ادبی عصر خود هستند و ویژگی های آثار پیش از آنها به نحوی مستقل و              رو به کمال درآثار شان پیداست ومی توان انها را فرزندان واقعی زمانه ی خودشان دانست . افرادی که قادرند دست                         به خلق آثار وطرح اندیشه های بزنند که به نحو بارزی تحت تاثیر کارها وافکار آنها قرار گیرد. 

6- ازپنج کتاب به این نام: یسنا- یشت ها ویسپرد وندیداد خرده اوستا  

7-خدای نامه مهم ترین نوشته های است به پارسی میانه ی که اواخر عهد ساسانی پدید آمد ودرنخستین سده های اسلام چند بار به عربی ترجمه شده خدای نامه سرمشقی برای تاریخ نویسی دردوره ی بعد است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول ـ عصر پیش از رودکی 

درآمدی  برعصر پیش از رودکی ...(ازسال 21 تا 250 هـ ق )

 

 

·         نکته های کوتاه : 

- درسال 21هجری قمری سپاه تازه نفس و فداکاراسلام عظیم ساسانی را از درون متلاشی شده بود درجنگ مهمی درحدود نهاوندکه عرب ها آن را (فتح الفتوح ) نامیدند ؛ یزدگرد سوم آخرین امپراتورساسانی رابه زانو درآوردند و او را به داخل فلات ایران عقب راندند. 

- حکومت های ساسانی به علت های : الف) نابه سامانی های اقتصادی واجتماعی  ـ ب) فاصله گرفتن زمامداران از عامه ی مردم ازدرون متلاشی شده بود .

-بعد ازاین سال نزدیک به دویست سال ایران ازداشتن حکومت مستقل ملی محروم بود . 

- درطول این دو قرن بدون حکومت مستقل فعالیت های زیر ادامه داشت : 

الف)جنگ وگریز برخی ازایرانیان مخالف مانند: القنع - به آفرید بابک وکوشش ابومسلم خراسانی دربرانداختن حکومت بنی امیه .  

ب) تلاش های ایرانیان دانش دوست درفرا گرفتن زبان عربی وانتقال میراث فرهنگی گذشته ایران به دامن اسلام از طریق ترجمه ی متوی پهلوی به عربی.

ـ بعد ازاین دو قرن ابتدا امرای طاهری وبعد ازآن ها سامانیان درشرق وشمال شرقی ایران حکومت های نسبتاً مستقلی             تشکیل دادند .

 

 

 

 

·         پاسخ خود آزمایی های نمونه ـ صفحه 26  

1- الف) راه یافتن ایرانیان  به دستگاه حکومت به ویژه درعصر عباسی وبه دست گرفتن قدرت وامکانات دولتی ـ  ب) روآوردن ایرانیان به مباحثات مذهبی  دردوره ی  اسلامی وتوجه به دانش  های  آن روزگار به سبب آشنا بودن به بحث وتحقیق پیرامون فضایل دینی .ـ  ج) ترجمه علوم مختلف فرهنگ ایران به زبان عربی و انتقال روحیه ی  علمی مناسب با آن به فرهنگ اسلامی 

2-   با تمسک به آیه شریفه ی (وجعلنا کم شعوبا لتعارفواان اکرمکم عندا اتقیکم ) موضوع برابری عرب وعجم رامطرح کردند وتنها عامل امتیاز بخش را (تقوا ) دانستند. 

3- فارسی نو وگویش دری دنباله ی پهلوی ساسانی است ودرآن عناصری از اشکانی هم دیده می شود این گویش ابتدا درمشرق ایران رایج بود اما دردوره ی بعد از اسلام پس از آن که حکومت های مستقل ونیمه مستقل ایرانی درخراسان و                ماوراء النهر پیدا شدند رسمیت یافت ودرامور اداری وبرای نوشتن آثار ادبی به کار گرفته شد. کلمه ی (دری )به                        معنای (درباری ) ومنسوب به (در)(دربار ) است. 

۴-- کتب (الا بنیه عن حقایق الادویه ) است که درزمینه ی پزشکی وبه خط اسدی توسی نوشته شده است . 

5- خیر زیرا درایبن باره اقوال گوناگونی نقل شده است واشعاری هم که به عنوان نخستین شعرهای پارسی درتذکره ها              نقل شده  غالباً یک دست نیست اولین نمونه هایی هم که تذکره نویسان عنوان کرده اند چنان پخته وفصیح است که پذیرفتن آن ها بعنوان نخستین اشعار فارسی دری آسان نیست (مانند اشعار حنظله ی بادغیسی ) اما به قول مولف تاریخ سیستان    مبنی برنخستین شاعر پارسی گوی یعنی محمد بن وصیف سیستانی اعتماد بیشتری می توان کرد.


 

 

·         پاسخ خود آزمایی نمونه ی بخش اول ـ صفحه   26   

۱-  ایجاد روحیه ی  مقابله با برتری جویی تازیان واعتماد به اصل و برادری مسلمانان و پدید آمدن قیام های مردمی علیه ظلم وفشارهای بنی امیه ایرانیان منصف ودانش دوست حساب تازیان وبنی امیه متعصب را از اسلام واقعی جدا کردند واز اسلام راستین باآغوش باز استقبال نمودند وآثار بسیاری دربرتری ایرانیان مانند شاهنامه پدید آمد ودر تحکیم مبانی فرهنگ ایرانی وایجاد دولت ملی سهم عمده داشتند. 

2- مبنای وزن درشعر پیش ازاسلام وحتی قرن های اولیه اسلامی با آنچه ما به عنوان (شعر عروضی ) می شناسیم متفاوت بوده است . ایرانیان شعر عروضی رادر ظاهر از شعر عربی تقلید کرده اند هرچند درزبان های ایرانی پیش از اسلام وحتی دراوستا

هم شعر موزون از قرن ها قبل ازآن وجود داشته است که تعداد هجاهای مصراع ها تقریبا یکسان بوده است . 

3- تاریخ سیستان  

4-  ازآن جایی که زبان قرآن بود زبان ولغات عربی دربین ایرانیان ودرزبان فارسی نفوذ یافت وخط عربی برای نوشتن زبان فارسی پذیرفته شد استفاده ازاین خط زبان وفرهنگ توده های مردم ایران را با دیانت مقدس اسلام نزدیک کرد.

 

 

 

 

 

 

بخش دوم : عصر رودکی

درآمدي برعصر رودكي يادره تغزل وخرد آزمايي

 

 

·         نکته های کوتاه : 

-  عصر رودکی از رودکی از نظر سیاسی وتاریخ هم زمان است بادوره ی  اوج و اعتلاي حكومت ساماني درماوراء النهر و خراسان كه بيش از صد سال دوام داشته است . 

-  در زمان سامانيان ، بخارا عمده ترين مركز فرهنگي به شمار مي آيد.  

-  بعضي ازاميران ساماني ،خود صاحب فضل وادب بودند. 

-  علاوه بر بخارا  ، سمرقند  ،مرو ، توس ، نيشابور هم از مراكز فضل ودانش وادب به شمار مي رفت. 

-  درعصر ساماني شعر دري به تمام ويژگي هاي زبانيس ومضموني خود با ظهور شاعران بزرگي چون رودكي ، شهيد بلخي            رو به گسترش نهاد.

-  حمايت شاهان ساماني ازشعر وشاعري سبب ظهور عده ي زيادي از شاعران خويش قريحه وپر مايه شد. 

-  رودكي (پدرشعرفارسي ) (آدم الشعرا) دراين دوره ي ظهوركرد وشيوه ي اوسرمشق شاعران بعدي قرار گرفت .

-  طرز شاعري اين دوره برسادگي الفاظ وآساني معني استواراست. 

-  موضوعات شعري ،گذشته از وصف ، بيشتر ستايش بود واندرز ومعاني تغزّلي واحساس وكمي هم مزاح. 

-  قالب هاي شعر اين دوره ، قصيده وقطعه واندكي هم رباعي بود . 

- محور شعري شاعران اين دوره خرد بود وتكيه بردانش وفضيلت.

 

 

 

 

 

·         پاسخ خود آزمايي هاي نمونه ـ صفحه 36 

1-    علاوه برلطف طبع ،اشعار او غالباً فكر وفلسفه نيزتوام شده است . سادگي الفاظ وآساني معني كه از ويژگي هاي عمده ي شعر شهيد بلخي وشاعران اين دوره بوده است .

2-محمدبن زكرياي رازي ،طبيب وفيلسوف  

3- اين مطلب نشانه ي ديوان عظيم  رودكي است كه گفته اند صد دفتر شعر بوده است اماّ بيش ازحدود هزار بيت                      برجاي نمايده است . 

4-    غزل درلغت به معني عشق بازي است ودراصطلاح عبارت است از ابياتتي چند بريك وزن وقافيه ، مشتمل برمضاميني بلند ودلنشين ودر تصوير احوال عاشق وجمال معشوق وشرح رنج فراق وشوق وصال وغيره ،اماّ تعزّل به معني وصف محبوب وغزل سرايي درباره ياوست كه بعضي از شاعران درقصايد خود ،پيش ازشروع به موضوع اصلي مقدمه اي دلكش و                      لطيف مي آورند.

تشابه درمضمون است اما تفاوت دراين است كه غزل خود يك غالب شعري است امّا تعزّل مقدمه ي غزلگونه ي قصيده است . 

5- عنصري بر رودكي رشك مي برد، غزل را «رودكي وار» نيكو مي دانست واعتراف مي كرد كه غزل او رودكي وار نيست.   ناصر خسرو رودكي را شاعر «تيره چشم روشن بين»گفته است.كسايي مروزي وي را «پدر شاعر فارسي»و                            «سلطان شاعران جهان » لقب داده است .و اين همه به علت شور وشادي وزهد و اندرزهاي اوست . 

6- مثنوي كليله ودمنه ومنظومه ي سندبادنامه كه از آن ها جز ابياتي پراكنده در دست نيست.

 

 

·   پاسخ خود آزمايي نمونه ـ  صفحه 41 

1) ابوشكور بلخي 

2) موضوعات شعري، گذشته از وصف بيش تر ستايش بوده است و معاني تعزلي و احساسي و كمي هم مزاح 

3) چون مذهب شيعه دوازده امامي داشته است و هم زمان با فردوسي به عنوان نخستين شاعر دل بسته ي اهل بيت، درفش جانبداري و ستايش خاندان پيامبر را بر دوش كشيده است: 

مدحـــت كن و بستاي كسي را كه پيمبـــر                            بستــود و ثنا كـرد و بدو داد  همه كار 

آن كيست بدين حال كه بوده است و كه باشد                         جز شير خــــداوند جهـان حيدر كرار 

4) كسايي مروزي

 

 

 

 

 

 

 

 

·         خود آزمايي هاي نمونه ي بخش دوم صفحه 41 

1) رودكي سمرقندي

2) الف) سادگي لفظ و آساتي معني ـ ب) توجه به بيروت و واقعيت حيات ـ ج) طرح مفاهيم ذهني در قلمرو تعاليم كلي    اخلاقي در حد صميمانه و علمي 

3) منسوب به ابوسليك گرگاني، شاعرذ معاصر عمر بن ليث. 

4) خير، زيرا از اشعار او آنچه در دست است به ويژه در توصيفات دقيق و رنگارنگش، بر نمي آيد كه همه ي عمر را در كوري و تاريكي هاي دنياي روشن دلان، گذارنده باشد.

5)    ابوالحسن كسايي مروزي

6)  ابوالحسن شهيد بلخي


 

بخش سوم ـ عصر فردوسی

درآمدی بر عصر فردوسی دوره ی حماسی ملی و خرد آزمایی

 

 

·         نکته های کوتاه :  

-  عصر فردوسی را حماسه ملی وخرد آزمایی نام نهاده اند .  

-  آغاز عصرفردوسی از نظر تاریخی هم زمان است با اوج حاکمیت سامانیان

- دوره ی فردوسی . عصر اندیشه استقلال ملی ایران است .  

-  دراین دوره امرای سامانی می کوشند با تشویق بزرگان علم و ادب ترکیب تازه ای از هویت فرهنگی را که باز یافتن اندیشه ایرانی در چهار چوب فرهنگ اسلامی است ترویج کنند. 

-  در آغاز این دوره هنوز بیشتر دانشمندان ایرانی به ضرورت آثار خود را به عربی می نوشتند تا بتوانند در سرتاسر دنیای اسلام خوانندگان بیشتری پیدا کنند. 

-  تا آنجا که به قلمرو و کار سامانیان مربوط می شد بیشتر نویسندگان فارسی زبان به نوشتن زبان فارسی تشویق می شدند .

-  نثر هم در عصر سامانیان مانند نظم رو به ترقی گذاشت .  

-  تکیه ی اصلی جریان شعری در این دوره بر حمایت از فرهنگ قومی واعتبار بخشیدن به زبان فارسی است . 

-  می توان کار دقیقی و فردوسی را در کنار ادبیات ستایشی و وابسته به دربار وقت ؛ در زمره ی ادبیات مردمی به شمار آورد .

 

 

·         پاسخ خود آزمايي نمونه ـ صفحه 49 

1) خوا ص گياهان و داروها(علم داروشناسي) 

2) خير، بلعمي اطلاعات ديگر درباره ي تاريخ ايران بر آن افزود و با حذف مطالبي از اصل تاريخ طبري، در واقع آن را به صورت تأليفي مستقل در آورد. 

3) نخستين كتاب نثر فارسي است كه به عنوان اثري مستقل عرضه شد و چون به دستور و سرمايه ي ابومنصور                         محمد بن عبدالرزاق توسي فراهم شد ، به شاهنامه ي ابومنصوري شهرت يافت و تاريخ گذشته ي ايران به شمار  مي آمده است. اصل كتاب از بين رفته است و تنها مقدمه ي آن در حدود 15 صفحه باقي است. 

4) حدودالعالم من المشرق الي المغرب نام دارد، مولف آن معلوم نيست.

5) زيرا خردورزي و دست يابي به انديشه هاي حكيمانه در آثار اين دوره بسيار متجلي است.

6) ترجمه ي تفسير طبري كه به نثر فارسي در زمان سامانيان فراهم آمده است.

7) دقيقي توسي، فردوسي توسي، اسدي توسي

·         پاسخ خودآزمايي هاي نمونه ـ صفحه 62 

1) ابومنصور دقيقي توسي نخستين كسي است كه پس از مسعودي مروزي، به اين مهم همت گماشت. 

2) به امر نوح منصور ساماني مأموريت يافت تا شاهنامه ي منثور ابومنصوري را به نظم در آورد ولي چون به دست غلام خود كشته شد ، كارش نا تمام ماند. 

3)    گشتاسب نامه 

4) روحيه ي حماسي، جوان مردي و مردانگي، دليري و خودورزي دقيقي را به نظم داستان هاي ملي ايران وا داشت و در موقع پيشواي فردوسي در اين كار بود و بر او تأثير گذار. او با سرودن هزار بيت از شاهنامه، زمينه را براي فردوسي آماده كرد. 

5) دهقانان طبقه اي صاحب مقام و داراي املاك و اموال بودند و زندگي راحتي داشتند  و روايات تاريخي و سرگذشت پيشينيان خود را بهتر از هر گروهي مي دانستند و آن را سينه به سينه به نسل هاي بعد از خود انتقال مي دادند.

6)    الف) شاهنامه اثري ايراني بود و محمود ترك نژاد  

ب) فردوسي شيعه مذهب بود و محمود سني و متعصب 

ج) فردوسي وزير ايران دوست عصر غزنوي- ابوالعباس اسفرايني- را مدح گفته و شايد به تشويق او بود كه كتاب خود را بر محمود عرضه كرد، اما هنگام حضور فردوسي در غزنين و درگاه محمود اين وزير بر كنار شده و مورد غضب سلطان بود.  

د) در شاهنامه از محمود چنتدان ستايش به عمل نيامده بود و بيشتر سرشار از ستايش پهلوانان و شاهان گذشته ي ايران بود.

 7) 1- محتويات عبرت انگيز و حكمت آموز و آزادگي و آزاد انديشي

 2- ايمان پاك و اخلاص و صميميت و علاقه ي مخلصانه ي فردوسي  به نظم شاهنامه كه علل عمده ي توفيق شاهنامه در ميان مردم است. 

8) ملاحظات نغزي است كه در ضمن با پايان داستان ها و جنگ هاي بزرگ اظهار مي دارد. 

9) 1- انتخاب هوشمندانه قالب مثنوي و بحر متقارب براي به نظم كشيدن داستان هاي شاهنامه كه مناسب ترين قالب و وزن است.

2- چيره دستي در تشبيه وتوصيف صحنه هاي گوناگون به ويژه ميدان هاي رزم ولحظه هاي پر تپش كارزار. 

3- استواری واستكام ابيات  

4- اشاره به حكايت هاي ، ضرب المثل ها ومعاني ديني واخلاقي وآميختن مفاهيم اخلاقي واسلامي با معتقدات پهلوانان

5- گنجينه هاي پر بهاي واژ ههاي فارسي (‌درسراسر شاهنامه تنها حدود هشتصد لغت عربي به كاررفته است.) 

6-زبان فخيم وآراسته

 

10) خير ، بامطالعه شاهنامه از مراسم اجتماعي ، ازتمدن ومظاهر مدنيّت واخلاق ايرانيان ومذهب ايشان وبحث هاي فلسفي وديني آنان مطلع مي شويم همچنين انديشه هاي اخلاقي واجتماعي درخلال داستان هاي  بازگو مي شود . 

11) ارادت خالصانه فردوسي به خاندان پيامبر (ص) وتعظيم تشيع

12) زيرا توس خاستگاه حماسه اي ملّي ايران واستمرار دهنده ي فرهنگ وقوميت ايراني از اولويّت خاصي برخورداراست . 

13) 1200لغت فارسي . چون قديم تين كتاب لغت موجود واولين لغت نامه ي مدوّن فارسي است از اهميت خاصي برخورداراست. 

14) مناظره دراصطلاح به شعري گفته مي شود كه درآن دو طرف سخن ( درانسان يا حيوان ياشي يادو مفهوم )‌هر يك خواّص وامتيازات خود را برشمرند و سعي كنند خود را برتر از ديگري بدانند . مبدع مناظره اسدي توسي است . در شعر عصرما مناظره هاي پروين اعتصامي چشم گير است . 

15) چون شعراسدي ، استوار ولطيف والفاظ وتعبيرات او اصيل وكهن است وتحولاتي كه زبان فارسي براثر مهاجرت به سرزمين هاي عراق عجم درروزگار او پيدا كرده ،‌ هنوز به شعر اوراه پيدا نكرده است .

 

 


 

 

·         پاسخ خود آزمايي هاي نمونه ي بخش سوم ـ صفحه 63

1) سادگي الفاظ وآساني معني ، استحكام قالب ومعني ، تنوع اوزان وقالب ها ،‌گونه گوني مضامين ومايه ها وخيال هاي شعري، پايه گذاري سنت داستان پردازي ،‌ منظومه سرايي اخلاقي ونظم حماسه هاي ملّي .

2)الف ـ دوره ي اساطيري : ازآغازتمدن بشري وظهور كشاورزي ،‌بافتن ، ساختن ، تا داستان ضحاك وقيام كاوه و فريدون .

  ب ـ دوره ي پهلوي : پيدا شدن سام وزال ورستم وعصر كيكاووس وكيخسرو ؛ جنگ هاي دراز ايران و توران و وجود شخصيت رستم .

  ج ـ دوره تاريخي : روي كارآمدن بهمن وحوادث عصر اسكندر وپادشاهي اشكاني وساساني .

3) آزادي ، آزادانديشي ، ستايش دادپيشگي و تاكيد بر دادگري.

4) تشبيه ، توصيف ، اغراق

5) عشق به حقيقت ، برتري يافتن خبر دربرابر شر ،‌بهروزي قوم ايراني ودرنهايت ،همه  انسان هاي حق طلب است.

6)غلبه ي روح ايران دوستي واحساس نياز به هويتي مستقل ودرواقع چون اين دوره عصر انديشه ي استقلال ملي ايران بوده است .

7)حسّ ديني وعلاقه به مياني اسلام.

8)شعراين عصر، منادي صلح وآرامش ورفاه وشادي است . از خصوصيات بارز آن نزديكي به طبيعت،‌آميختگي با موسيقي، داشتن رنگ ملي وايراني دربرگيرنده ي مايه ي حكمي واخلاقي وفقدان مايه هاي عرفاني وآسماني است .

9)(اين پرسش پژوهشي است به عهده دانش آموزان واگذارمي شود .)

حماسه ي مردم روم باستان :‌اِنه ائيد:‌ سروده ويرژيل

حماسه ي مردم هند :‌(ادبيات سانسكريت ) مهابهارات ورامايانا : سروده ی صدها شاعربي نام ونشان درزمان هاي مختلف .

حماسه ي مردم يونان باستان : ايلياد واٌ ديسه ، اثر هومر

ادبيات عرب : ‌الحماسه ، نام دوكتاب ازشاعر بزرگ عرب ، ابوتمام وبحتري است .

ادبيات فارسي :‌ شاهنامه ي فردوسي و ....

 

 

 

 

 

 

 

+ نویسنده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 |

درس پانزدهم

خود آزمايي ص 114

       1-  واژه هاي زير را بر اساس ترتيب اجزاي سازنده ، تا مرحله تك واژه تجزيه كنيد.

واژه                                     مرحله ي نخست                                          مرحله ي دوم                                        مرحله ي سوم

ناتواني                                 ناتوان + ي                                                       نا + توان                                                -----

بي حوصلگي                       بي حوصله + گي ( گ + ي )                          بي + حوصله                                         -----

يخجال سازي                    يخچال ساز + ي                                               يخچال + ساز                                        يخ + چال

گرفتاري                           گرفتار + ي                                                       گرفت + ار                                             -----

نسنجيده                            ن +  سنجيده                                                    سنجيد + ه                           سنج + يد(تكواژ ماضي ساز )

هنرآموزي                        هنر آموز+ ي                                                    هنر + آموز                                             -----

پروار بندان                       پروار بند + ان                                                   پروار + بند                                               -----

دل بستگي                        دل بسته + گي                                                 دل + بسته                                               بست + ه 

دل دادگان                       دل داده+ گان                                                 دل + داده                                                داد + ه

هم دردي                         هم درد+ ي                                                      هم + درد                                                 -----

هزارتوماني                       هزارتومان + ي                                                هزار + تومان                                            -----

دانش آموزان                   دانش آموز+ ان                                               دانش + آموز                                         دان +      ش

بي مسئوليتي                     بي مسئوليت + ي                                             بي + مسئوليت                                       مسئول + يت  

ستايشگري                       ستايش گر+ ي                                                ستايش + گر                                           ستاي + -ِ ش

دانشگاه                           دانش + گاه                                                       دان +    ش                                              -----

2- برخي از واژه هاي مشتق ، بيش از يك وند دارند : (نا هماهنگي  ، نا شكيبايي) پنج كلمه بنويسيد كه بيش از يك وند داشته باشند و وندآخرآن ها  «گي » باشد ، بي برنامگي ، وارستگي ، نقدينگي ، بي پردگي ، ناپيوستگي ، وا نهادگي ، بي پايگي ، بي حوصلگي ، هم خانوادگي ، بي مايگي، همپايگي و …

پنج كلمه بنويسيد كه بيش از يك وند داشته باشند و وند آخر آن ها  « ا »  باشد،مثل:ناشنوا،نازيبا ، ناروا ، ناخوانا ، ناشكيبا ، نازيبا ، نابينا  

       3- تكليف دانش آموزي     

 با    4- با مراجعه به فرهنگ لغت بنويسيد كدام تلفّظ درست است؟

شکل ب صحيح است .  ب -   غِرّه مشو ، متمِّمِ فعل ، مٌصاحَب خوب ، مصوِّت كوتاه ، مٌضافً اِليه

 

درس شانزدهم

خود آزمايي    ص 124

       1- تكليف دانش آموزي است .

       2- با كمك فعل هاي ساده ي زير ، فعل پيشوندي بسازيد. آن گاه تفاوت تعداد اجزاي آن ها را دردو كاربرد نشان دهيد.

داشتن : بازداشتن ، برداشتن ، واداشتن

داشت : من چند كتاب داشتم   ←  ( سه جزئي مفعولي )

بازداشت : او من را از اين كار بازداشت ( منع کرد )   ←    ( 4 جزئي مفعولي متممي )

برداشت : او كتاب را برداشت .  ← ( 3جزئي مفعولي )

واداشت : او مرا به اين كار واداشت ( وادار کرد )  ← ( 4 جزئي مفعولي متممي )

انگيختن : بر انگيختن

انگيخت : سخنان او شوري در من انگيخت ( ايجاد کرد ) . ( در نثر معيار امروزي كاربرد چنداني ندارد )  ←  ( 4جزء مفعولي ، متممي )

برانگيخت : خداوند ، پيامبران را برانگيخت ( مبعوث کرد ) / اين سخن خشم او را  برانگيخت   ←  ( 3جزئي مفعولي )

رسيدن : فرارسيدن

رسيد : كتاب ها رسيد   ←  ( 2 جزئي )

فرا رسيد:فصل بهار فرا رسيد . ( آغاز شد )   ←  ( 2جزئي)

بردن :    فرو برد

بردن : كتابم را بردم ، بچه را بردم   ←  (3جزئي مفعولي )

فرو برد : او خشم خود را فرو برد   ← (3جزئي مفعولي )

ماند :  درماند، بازماند  ،  فرو ماند

ماند : او در خانه ماند  ( نرفت )  ←  (2جزئي )

درماند : او از پاسخ درست در ماند   ←  ( 3 جزئي متممي )

بازماند : او از تحصيل باز ماند   ←  ( 3 جزئي متممي )

فرو ماند : ماه از جمال محمّد (ص) فروماند . ( متحير شد )  ←  ( سه جزئي متممي )

كشيد : باز كشيد ،دركشيد ، فروکشيد ، برکشيد

كشيد : او نقاشي كشيد  ←  ( 3 جزئي مفعولي )

بازكشيد : او دست از كار باز كشيد ( برداشت )  ← ( چهار جزئي مفعولي متممي )

دركشيد : او را از اسب دركشيد  (استفاده ي تاريخي دارد به معني پايين كشيدن  )  ←  ( 3 جزئي مفعولي ) 

فرو کشيد : او را از ديوار فرو کشيد   ←  ( سه جزئي مفعولي )

برکشيد : او خود را برکشيد ( ترقي داد )    ←   ( سه جزئي مفعولي )

خواست : درخواست ، باز خواست

خواست : من كتاب را خواستم ، او چند كاغذ مي خواست  ←  ( 3 جزئي مفعولي )

درخواست : او كتاب را از من درخواست ( درخواست كرد )  ←  ( 4 جزئي مفعولي متممي )

امروزه به جاي « درخواست » ، « درخواست كرد » رايج است .

بازخواست : قاضي متهم را بازخواست كرد  ←  ( 3 جزئي مفعولي ) 

3- پنج واژه ي ديگر در زبان فارسي معاصر بيابيد كه صورت ملفوظ و مكتوب آن ها متفاوت باشد.

شنبه : شمبه  / تمبر : تمر / دست آويز : دستاويز  /  بيابان : بي يابان / زنبور : زمبور / زودتر : زوتر / مجتمع : مشتمع / خويش : خيش /

خوار : خار

 

درس هفدهم

خود آزمايي  ص 129

      1- با توجه به آن چه خوانده ايد ، ويژگي هاي دستوري اين جمله ها را پيدا كنيد.

الف) تقديم مضاف اليه : . ابودجانه را قاعده چنان بود …….. قاعده ي ابودجانه ……

ب) كاربرد ساخت كهن ماضي استمراري : به جنگي رفتي ، برسر بستي ، بربستي ، بدانستندي

پ)كوتاهي جملات        ت)كاربرد فعل پيشوندي : بر بستي            ث) تكرار واژه ها  مثل : عصابه ، بربستي  و تكرار جمله عصابه بربستي 

2- جابه جايي اجزاي جمله را در نمونه هاي زير پيدا كنيد.

تقديم فعل بر مفعول : برداشتيم ، تني هفتاد ( مفعول ) /جابه جايي صفت و موصوف : تني هفتاد / تقديم فعل : يافتم امير را فرودآمده /

تقديم فعل بر نهاد : نباشد خصمان را بس خطري / تقديم مضاف اليه : سالار هندوان را گوش

3- پنج كلمه مثال بزنيد كه فرايند واجي كاهش در آن صورت پذيرفته باشد.

دل آور : دلاور / صحراء : صحرا  /  علما ء : علما   / دست به دست : دس به دس  /دست رنج : دس رنج / خواهر : خاهر

قند شكن : قن شكن / ماست بند : ماس بند / پستچي : پسچي

 

درس هجدهم

خودآزمايي ص 136

1ـ تكليف دانش آموزان است .

2ـ تكليف دانش آموزان است.

3ـ علاوه بر صامت ( ي) چه صامت هاي ديگري مشمول قاعده ي افزايش مي شوند؟

صامت ( گ)     ←            ستاره : ستارگان /  خسته : خستگي                            صامت «همزه»    ←           خانه : خانه اي / خانه : خانه ات

صامت (ج) ←                    ترشي : ترشيجات /  سبزي : سبزيجات                     صامت «ك» ←                  نيا: نياكان / پلّه: پلكان

صامت (و)          ←             جادو : جاودان /  آهو: آهوان (1)                          صامت «د»        ←              بدين / بديشان

صامت «هـ »      ←              بهت / بهش

(1)  توجه : در گفتار واج ( و) ( v) نمود آوايي دارد ولي در خط نشان داده نمي شود.

 

درس نوزدهم

خودآزمايي ص 144

       1- معادل امروزي فعل هاي زير را بنويسيد.

گفتندي: مي گفتند / همي خواست : مي خواست / شنيدستم  : شنيده ام / بديدمي : مي ديدم / مي نويس : بنويس / مي بنوشت : مي نوشت

2- شكل امروزي فعل هاي دعايي زير را بنويسيد.

زديده گرچه برفتي نمي روي از ياد                      كه چشم بد به جمال مباركت مرساد ← نرسد.

درهاي علم و حكمت بر ايشان گشاده گرداناد ←گرداند.

خداي – عزّوجل – بر زندگاني تو بركت كناد  ←كند.

و بر شما كسي گماراد  كه شما را مكافات كند. ←بگمارد.

3- ده مورد از فعل هاي تاريخي در س حسنك وزير را استخراج كنيد و نوع و معادل امروزي آن ها را بنويسيد.

گذشته شده است : در گذشته است .                                     ببايد رفت : بايد برود .

در تاريخي كه مي كنم : در تاريخي كه مي نويسم .              خشم گرفتي : خشمگين مي شد .

مي جنبانيدندي : مي جنبانيدند .                                               

مي شنودم : مي شنيدم                                                              خلعت مصريان استد : خلعت مصريان را گرفت .

پيغام بگزاردم : پيغام رساندم .                                                 در آن خلوت چه رفت : چه روي داد.

حسنك پيدا آمد :  حسنك پيدا شد.                                        خليفه را به چند گونه صورت كردند :  گزارش دادند .

5-واژه هايي نظير مراجعه ، لبريز ، نگريستن ، استفاده و به متمم نياز دارند. پنج جمله از كتاب ادبيات فارسي انتخاب كنيد كه نظير اين واژه ها در آن ها به كار رفته باشد.

مبارزه با : طبق طرح مارشال وزير امورخارجه آمريكاي لاتين براي مبارزه با كمونيسم به كشورهاي اروپايي كمك مالي پرداخت شد.

دلجويي از و تسلا بخشيدن به : تُم براي دلجويي از ضعفا و تسلا بخشيدن به‌آنها وسيله اي مي يافت .

روي آوردن به : روي آوردن به ادبيات معاصر از اوايل دوره مشروطه آغاز شد.

مصاحبه با : خبرنگار با وزير آموزش و پرورش مصاحبه كرد .

مهارت در : رشهريار در سرودن انواع شعر سنتي مهارت داشت  .

علاقه مند به : پدرش بسيار به افسانه و داستان علاقه مند بود .

بحث درباره ي : بحث درباره ي ادبيات خوب است  .

مراجعه به : به مدير مدرسه مراجعه كردم .                                                

لبريز از : نگاهش لبريز از محبت است  .                                                 

 آشنايي با : از آشنايي با شما خوشحالم . 

گفتگو با : او با ما گفتگو كرد . 

جنگ با : جنگ آمريكا با عراق فجايع بسيار به بار آورد . 

توجه : اين واژه ها با حرف اضافه هاي اختصاصي در جمله به كار مي روند.

 

درس بيست و يكم

خود آزمايي ص 162

       1- درس ( چگونگي تصنيف گلستان ) را از نظر دستور تاريخي بررسي كنيد.

جابه جايي ضمير :  به چه كار آيدت ز گل طبقي = به چه كارت

حذف فعل قرينه : فلان عزم كرده است و نيّت جزم / آزردن دوستان جهل است و كفّارت يمين سهل

حذف فعل بدون قرينه : به عزّت عظيم و صحبت قديم (قسم مي خورم ) / موضعي خوش و خرّم و درختان درهم (بود)

كاربرد كهن واژه ها : گفتا ، بقيّت …

توجّه : مي توان متن را به طور كامل به شيوه ي فوق بررسي كرد.

 

درس بيست و دوم

خود آزمايي  ص 168

       1- معادل امروزي جمله هاي زير را بنويسيد.

آن حال كه همي طلب كرد   ← آن حالتي كه طلب مي كرد ( مي خواست )

مرا رشك وي مي رنجه داشت   ← حسادت وي مرا مي آزرد . ( ناراحت مي كرد)

ابراهيم ينال برادر كهين سلطان طغرل بود   ←  ابراهيم ينال كوچكترين برادر طغرل بود.

همي يك باري از جاي بجست   ←  ناگهان ( يك باره ) از جاي برخاست ( ناگهان از جا پريد).

ديگر بار شيخ حديث دستار كرد  ←  بار ديگر شيخ درباره ي عمامه صحبت كرد.

اما حدود سيستان و شهرهاي او كه چند است از كجا تا كجاست  ←  حدود سيستان از كجا تا كجاست و شهرهايش چند تاست؟

اگرپنداري كه به خواباندراست،چون بخواني پاسخ هميدهد  ←  اگر فكرمي‎كني كه خوابيده‎است وقتي‎صدايش‎بزني‎جواب مي دهد.

به پهلوي او بر، ستارگكي است خُرد ، نام او سُها  ←  در كنار آن ، ستاره اي كوچك به نام سهاست .

2- دو جمله ي زير را با آهنگ افتان و خيزان بخوانيد و تفاوت آن ها را توضيح دهيد.

*او خيلي بر انجام اين كار تاكيد داشت .     ــــــــــــــــ  افتان

جمله ي فوق ، خبري و آهنگ آن افتان است .

*او خيلي بر انجام اين كار تاكيد داشت ؟  ــــــــــــ  خيزان

جمله ي فوق ، پرسشي و آهنگ آن خيزان است .

*شما هم اين موضوع را به خوبي مي دانيد. ـــــــــــ   افتان

جمله ي فوق ، خبري و آهنگ آن افتان است .

*شما هم اين موضوع را به خوبي مي دانيد؟ ـــــــــــ  خيزان

جمله ي فوق ، پرسشي و آهنگ آن خيزان است.

 

درس بيست و سوم

خود آزمايي  ص 173

       1- براي هر يك از نقش هاي زبان مثالي ( غير از آن چه در كتاب آمده است ) ذكر كنيد.

الف : انتقال پيام : فردا به مسافرت خواهم رفت .

ب : محمل انديشه : سنگ فاقد روح است .

پ : حديث نفس : بايد عجله كنم .                   

ت : آفرينش ادبي: اگر همه شب قدر بودي ، شب قدر بي قدر بودي . /    و يا : چشمان سبزو آبي خطه ي شمال مرا به خويش خواند.

2- كدام يك از نقش هاي زبان ، كاركرد اجتماعي بيشتري دارد؟ چرا؟

ايجاد ارتباط : زيرا زبان يك پديده قانون مند اجتماعي است كه براي اطلاع رساني و ايجاد هم حسّي و هم زباني و هم دلي به كار مي‎رود.

يا زيرا برقراري هر گونه مناسبات اجتماعي و انتقال پيام و ايجاد ارتباط و هم حسّي و هم دلي و هم زباني با ديگران در مسائل اجتماعي از طريق ارتباط كلامي صورت مي گيرد .

3- درباره ي ارتباط زبان با فكر يك بند بنويسيد .

 زبان تكيه گاه انديشه است يعني به خاطر وجود زبان است كه انسان قادر به انديشيدن است از طرف ديگر انسان تنها موجودي است كه فكر مي كند و سخن مي گويد از اين طريق معلوم مي شود بين فكر و زبان ارتباط عميقي وجود دارد .

اگر انسان از زبان بي بهره بود ، نه مي توانست تفكر كند نه مي توانست علمي را به دست آورد و نه مي توانست فكر و علم خود را به ديگران منتقل كند . اغراق نيست ، اگر گفته شود كه بدون زبان حيات انسان بر روي زمين ناممكن بوده است .

4ـ جمله ها وكلمه هاي زير را بخوانيد و محل تكيه را با گذاشتن علامت مشخص كنيد و با تغيير جاي تكيه تفاوت جمله ها و كلمه ها را توضيح دهيد  . 

الف) آيا به او اطلاع داديد كه در جلسه شركت كند ؟

در اين جمله تكيه بر « اطلاع داريد» مي باشد يعني بايد به او اطلاع  داديد ولي اگر تكيه بر « شركت كند » باشد مفهوم جمله منفي و اعتراض آميز است .

ب) از او خواهش كرديم كه انشايش را در كلاس بخواند  .   بر هر كدام از واژه ها تأكيد كنيم تكيه مي گيرد .

                            از او                      ←                                                             از او نه كس ديگر

                                    خواهش كرديم               

 

                                                    انشايش را                ←                        انشايش را نه چيز ديگر

                                                                         كلاس                    ←              در كلاس نه جاي ديگر

 

                                                                                بخواند          ←             بخواند نه كاري ديگري انجام دهد

                                                        

 

 

                                      اگر «ي» نكره باشد، تكيه بر هجاي سوم (وا ) مي باشد .

 

 

پ) شنوايي               اگر«ي» مصدري باشد، يعني علاقه مند بودن ، تكيه بر هجاي آخر (يي) مي باشد .

      ش- ن -و ا-يي             اگر «ي» به جاي فعل باشد ،يعني شنوا هستي ، تكيه بر هجاي سوم ( وا ) مي باشد .

 

 

                                             اگر «ي» نكره باشد، تكيه بر هجاي ماقبل آخر يا هجاي چهارم (مَن) مي باشد .

 

 

ت)علاقه مندي               اگر «ي» مصدري باشد، يعني علاقه مند بودن ، تكيه بر هجاي آخر ( دي ) مي باشد .

عَ ـ لا ـ قه ـ من ـ دي            اگر « ي» به جاي فعل باشد، يعني علاقه مند هستي ، تكيه بر هجاي چهارم يا ماقبل آخر ( مَن ) مي باشد .

 

 

                                    اگر «ي» نكره باشد، تكيه بر هجاي اول ( دي ) است .

 

ث)ديني

                                     اگر « ي ِ» نسبت باشد، تكيه بر هجاي دوم ( ني ) است . مثل : كتاب ديني ، گرايشات ديني

                                                                           صفت نسبي                        صفت نسبي

 

درس بيست وچهارم

خود آزمايي ص 188

        3- تلفظ قديم برخي از كلماتي را كه در محل زندگي شما رواج دارند اما در فارسي امروز متروك شده اند پيدا كنيد.

      درگويش شيراز :     گاس : شايد  /  جومولو : دوقلو  /   وواري :  قرض  /   لمته : لاغر و ضعيف   /    سيل كردن : ديدن  

       4- مثل جمله هاي نمونه ي آغاز بياموزيم درس دو جمله بنويسيد.

ما نان و پنير ، تازه خورديم / مدير مدرسه ، ما را ديد.  / اميد ما ، در موفقيت توست / اين لباس ، فروشي است ./ مادر، حسين آمد.

ما نان و پنير تازه ، خورديم/ مدير ، مدرسه ي ما را ديد. / اميد مادر ، موفقيّت توست / اين ، لباس فروشي است ./مادرحسين ، آمد.

 

درس بيست وششم

خود آزمايي ص 197

1ـ با توجّه به آن چه خوانده ايد، ويژگي هاي دستوري متن زير را بنويسيد.

1ـ كهنگي زبان با توجّه به جمله بندي هاي كوتاه

2ـ  استفاده از شكل هاي قديم و تاريخي فعل : همي خورديم ، فرمود

3ـ ويژگي تكرار خصوصاً در ضماير مانند تكرار « ما » ، « وي » و حرف نشانه ي « را »

4ـ كاربرد (را) به جاي حرف اضافه ي( به ) : احكام شريعت ما را مي آموخت .

5- كاربرد ( به ) به جاي ( براي ) :  او را به رسالت به ما فرستاد.

6ـ جابه جايي اجزاي جمله : از پرستيدن بتان ما را منع كرد.

7ـ به كار بردن مفعول ومتمم به صورت مضاف اليه : ما تصديق وي نموديم . ← ما وي را تصديق نموديم .

متابعت وي كرديم      از وي متابعت كرديم.

8ـ همراه بودن «ب» با فعل ماضي مثل : بكرديم 

2-انواع ( نقش نما ) را در جمله هاي زير پيدا كنيد و معاني ( را ) را بنويسيد.

مرا  ديگر روز نوبت بود. به ديوان آمدم . استادم به باغ رفت و بوالحسن دلشاد را فرمود تا آن جا آمد و بونصر و تني چند ديگر . و نماز شام را باز آمد . يافتم امير را آن جا فرود آمده و اعيان همي آمدند. گمان افتاد كه مگر اين جا ثبات خواهد كرد و لشكر را ضبط كرد و آن  را مي ماندند تا كساني از اعيان كه رسيدني اند در رسند و آفتاب زرد را  امير به آب روان رسيد. ديگران در آمدند و اسب و سلاح بستدند و مردان را دل شكست . گفتند > زندگاني خداوند دراز باد . بيش ايستادن را روي نيست < و اين حاجب را از غم زهره بترقيد.

1 – مرا ديگر روز نوبت بود : فک اضافه ( تقديم مضاف اليه )     ←       نوبت من

2 به ديوان آمدم :  به حرف اضافه   نشانه ي متمم 

3 -  استادم به باغ رفت : به حرف اضافه   نشانه ي متمم

4 - بوالحسن دلشاد را فرمود :  را حرف اضافه   نشانه ي متمم 

5 – تا آنجا آمد : تا حرف اضافه    نشانه ي متمم

6 -  نماز شام را باز آمد : نشانه قيد    ←      هنگام نماز شام

7 – يافتم امير را آن جا فرو آمده : نشانه مفعول

8 – گمان افتاد که مگر اينجا ثبات خواهد کرد : که حرف ربط وابسته ساز

9 – لشکر را ضبط کرد : را نشانه ي مفعول

10 – آن را مي ماندند : حرف اضافه ( براي )

11 – تا کساني از اعيان که رسيدني اند ، در رسند : تا و که حرف ربط وابسته ساز /  از حرف اضافه نشانه ي متمم

12 – آفتاب زرد را امير به آب روان رسيد : را نشانه ي قيد      ←      هنگام آفتاب زرد / به حرف اضافه نشانه ي متمم

13 – مردان را دل بشکست : فک اضافه      ←      دل مردان شکست

14 – بيش ايستادن را روي نيست : فک اضافه      ←     روي بيش ايستادن

15 – اين حاجب را از غم زهره بترقيد : را فک اضافه     ←     زهره ي اين حاجب / از حرف اضافه نشانه ي متمم

* واو در همه ي جمله ها حرف ربط هم پايه ساز است .

3- تكليف دانش آموزي است .

4-با فعل ( پختن ) جمله هايي بسازيد كه هر بار معناي فعل در آن جمله ها تغيير كند.

الف – او را پختم  ( آماده كردم  )                        ب : غذا را پخت ( گذرا )                  پ : غذا پخت .( ناگذر)

ت : از گرما پختم . ( خيلي گرمم شد)                  ث : چه خيال ها در سر مي پخت . ( مي پرورد )

ج : خرما بر نخل پخت . ( رسيد  )                         چ : در كوره ي حوادث پخت . ( تجربه کسب كرد)

 

 

 

 

درس بيست وهفتم

فعاليت 1   ص 199

جمله ي زير را ويرايش كنيد.

*اين مسئله را مطرح و مورد بررسي قرار گرفت .

ويرايش شده : اين مسئله مطرح شد و مورد بررسي قرار گرفت .

فعاليت 2   ص200

*يكي از دلايل علاقه ي من به موسيقي كلاسيك اين است كه شما با شنيدن آن احساس راحتي مي كنيد.

ويرايش شده : يكي از دلايل علاقه ي شما به موسيقي كلاسيك اين است كه با شنيدن آن احساس راحتي مي كنيد.

فعاليت 3 ص 200

*به بخش بعدي ملاحظه بفرمائيد .

ويرايش شده : بخش بعدي را ملاحظه بفرماييد .

دليل خطاي جمله اول : زيرا فعل « ملاحظه كردن » گذرا به مفعول است و نياز به حرف اضافه ندارد .

فعاليت 4   ص 201

*ادامه و تاكيد بر انجام چنين تمرين هايي باعث ورزيدگي در نگارش مي گردد.

ويرايش شده : انجام چنين تمرين ها و تاكيد بر ادامه ي آن ها باعث ورزيدگي در نگارش مي شود.

فعاليت صفحه ي 5  ص 202

*او با برادر همسايه اش احمد مسافرت كرد.

ويرايش شده : او با احمد برادر همسايه ي خود مسافرت كرد.

فعاليت 6  ص 202

*اگر از چسب كم تر يا بيشتر از حد معمول استفاده شود ، به صافي و شفّافيّت كتاب آسيب مي رسد  .

ويرايش شده : استفاده ي نادرست از چسب به شفّافيّت كتاب آسيب مي رساند.

فعاليت 7  ص 203

براي هر يك از كلمات بيگانه ي زير معادل هايي مناسب پيشنهاد دهيد.

كاناپه : نيمكت      / فريم : قاب    / تيراژ : شمارگان / تيتر : عنوان   / اديت : ويرايش / سوبسيد : يارانه / نگاتيو : منفي

 

درس بيست و هشتم

خودآزمايي ص 210

جمله هاي زير را ويرايش كنيد.

*اين موضوع در جلسه ي امروز مطرح و مغاير اهداف شركت تشخيص داده شد.

ويرايش شده : اين موضوع در جلسه ي امروز مطرح گرديد و مغاير با اهداف شركت تشخيص داده شد.

*هر نواري را سالي يك بار استفاده مي كنند.

ويرايش شده : از هر نوار سالي يك بار استفاده مي كنند.

*دروازه بان توپ را براي مدافع كناري واگذار كرد.

ويرايش شده : دروازه بان توپ را  به مدافع كناري داد.

*برنامه اي كه از سمع و نظر گراميتان گذشت را با هم نقد و بررسي مي كنيم .

ويرايش شده : برنامه اي را كه مشاهده كرديد ، نقد و بررسي مي كنيم.

*حسن به برادرش گفت كه مقاله اش منتشر شد.

ويرايش شده : حسن به برادرش گفت كه مقاله ات منتشر شد.

*زندگي دانشمندان بايد ضمن آن كه به دست اهل فن نوشته شود مورد دقت قرار گيرد.

ويرايش شده : اهل فن بايد زندگي نامه ي دانشمندان را با دقّت بنويسند.

*تيم مقابل از ده بازيكن خود مورد استفاده قرار داد و در فينال نهايي اين بازي را به سود خود پايان داد.

ويرايش شده : تيم مقابل از ده بازيكن خود استفاده كرد و بازي نهايي را به سود خود پايان داد.

*روش مورد استفاده در اين پژوهش روش توصيفي مي باشد كه در اين روش از روش تحليل محتوا استفاده شده است.

ويرايش شده : در اين پژوهش از روش توصيفي و تحليل محتوا استفاده شده است.

*مي رفتيم كه دومين گل را از حريف دريافت كنيم .

ويرايش شده : نزديك بود كه دومين گل را از حريف بخوريم .

*در هفته هاي اخير ، تجارت جهاني رونق بي سابقه اي را تجربه مي كنند.

ويرايش شده : در هفته هاي اخير تجارت جهاني رونق بي سابقه اي داشته است.

*اين كودك از كم خوني قابل توجّهي برخوردار است.

ويرايش شده : اين كودك دچار كم خوني شديدي است. / اين كودك بسيار كم خون

 

+ نویسنده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389 |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زبان فارسي 3 تخصصي

علوم انساني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خود آزمایی های زبان فارسی 3 انسانی

پاسخ  خود آزمايي هاي زبان فارسي 3

باسمه تعالي

درس اول

فعاليت 1  ص 11

بر اساس الگوي زير ، يك گروه اسمي بسازيد و درباره ي امكان جابه جايي اجزاي آن گفت و گو كنيد:

صفت + صفت + اسم + نقش نماي - + صفت + نقش نماي - + اسم 

1- آن        چند         اختر                         تابناك                         آسمان

2- اين       دو          كتاب                        ارزشمند                      تاريخ

3- هر        دو          خاطره       ي            زيبا                ي            نويسنده (صفت جانشين اسم درحكم اسم است )   

شايد بتوان در برخي از اين گونه مثال ها جايگاه صفت پسين را با اسم عوض نمود، نه همه جا . مثال :

اين دو كتاب تاريخ ارزشمند ← نمي توانيم جاي صفت شمارشي«دو» و صفت اشاره«اين را عوض كنيم←   دو اين يا نمي توانيم جاي « كتاب» و « تاريخ را عوض كنيم   ←  «اين دو تاريخ كتاب ارزشمند »زيرا بر خلاف قواعد همنشيني است .

در شماره (1) هم نمي توانيم جاي « آن» و « چند» را عوض كنيم چون بر خلاف قواعد همنشيني است . و صفت اشاره ، دورترين وابسته ي پيشين به هسته است . و جاي « اختر » و آسمان را هم نمي توان عوض كرد .

در شماره (3) هم مانند دو شماره ي قبل است فقط مي توانيم  جاي « زيبا» و نويسنده را عوض كنيم .

فعاليت 2 ص 12

با استفاده از روش جانشين سازي هر يك از گروه هاي جمله را دوبار تغيير دهيد تا به جمله هايي كاربردي تبديل شوند.

كتاب ، درس را نجات يافت : ازديدگاه نحوي جمله غلط است .

كتاب ، درس را نجات داد : از ديدگاه معنايي جمله غلط است .

مادر، فرزند را نجات داد.

 

 

 

 

خودآزمايي ص13

1- براي رعايت نكردن هر يك از قواعد واجي ، هم نشيني ، نحوي و كاربردي مثال بزنيد.

* قواعد واجي رعايت نشده است . مثل :  پرد ، شچر

*قواعد هم نشيني  رعايت نشده است . مثل : كتاب سعدي ارزشمند گلستان / درس فارسي زبان 3

*قواعد نحوي رعايت نشده است . مثل : من به مدرسه رفتيم / ما را از مدرسه بيرون كرديم .

*قواعد معنايي رعايت نشده است . مثل : سنگ كوه را ديد / قورباغه سرفه  كرد .

*قواعدكاربردي  رعايت نشده است . مثل  : آيا آب ميل داريد ؟ بلي پرنده آواز مي خواند.

2        - چرا توليد واحدهاي زباني زير غير ممكن است ؟

 مر: خــارج از ضـــوابط هجـايي فارسي است و چنين الگويي ( cc  ) در زبان فـارسي نيست يعني هيچ واژه اي با دو صامت آغاز نمي شود . ( قواعد واجي رعايت نشده است ) .

ژزف :  بر خلاف قواعد واجي و الگوي هجايي است مصوت ندارد .

چجد:  بر خلاف قواعد واجي و الگويي هجايي است و مصوت ندارد « چ » و«ج » واجگاهي مشترك دارد .   

پرورش وزارت و آموزش : قواعد هم نشيني رعايت نشده است .

3- چرا  تو ، تو  را سرزنش مي كردي ؟ از نظر نحوي غلط است، زير  « تو » تكرار شده است و در دو نقش به كار رفته است . به جاي آن بايد از ضمير « خود » و يا  « خودت » استفاده نمود.

4- با ضميرهاي پرسشي زير ، گرو ه  قيدي بسازيد و آن ها را در جمله به كار ببريد:

كي   ←  از كي غايب بودي ؟        از كي آمدي ؟

كي   ←  با كي رفتي ؟                  با كي آوردي ؟

چه   ←  از چه مي گويي ؟             از چه افتادي ؟

2 - ضميرهاي پرسشي بالا را به عنوان متمم اجباري دريك جمله ي سه جزيي به كار ببريد.

کی

 

 

      از كي گفتي بپرهيز.                کی        با كي جنگيدي .                      چه        به چه مي نازي ؟

           از كي و كجا بگذر                             به كي نگريستي                                     به چه مي ماند؟

درس دوم

فعّاليّت 1   ص15

 جمله هاي مستقل يك فعلي و چند فعلي را در نمونه ي آغاز درس مشخص كنيد.

جمله هاي بند اول « مستقل چندفعلي » و جمله هاي بند دوم  « مستقل يك فعلي » است .

فعّاليّت 2   ص 16

هسته ي گروه هاي زير را بيابيد و تعداد واژه هاي هر گروه را نير مشخص كنيد:

گروه هاي اسمي                        هسته               تعداد واژه

اين پرسش ها                            پرسش                  2 

دماي اجرام آسماني                    دما                      5

ابزارهاي گوناگون                      ابزار                     3 

شاخه هاي تخصصي                  شاخه                    3

تاريخچه ي جهان                      تاريخچه                 3

فعّاليّت 3  ص 18

هسته ي گروه هاي زير را بيابيد ، تكواژهاي هر گروه و تعداد واج هاي هسته را نيز معين كنيد

                                           تعداد تكواژ                   هسته                      تعداد واج هسته

هر چهار كارمند ساده :              6                            كارمند                                7

آن آدمهاي كوشا :                    6                            آدم                                    5

دفترچه هاي مشق بچه ها :          8                           دفترچه                                 8 

داستان هاي جن وپري :             6                           داستان                                 6 

 

فعاليت 4  ص 19

تكليف دانش آموزان است .

 

 

خود آزمايي  ص 22

1- در متن زير ابتدا جمله ها را بر اساس درست ترين شيوه ي ممكن بازنويسي كنيد . آن گاه جمله هاي مستقلّ ساده و مركب را مشخص كنيد.

 

شاعري غزلي بي معنا و بي قافيه سروده بود .                              مستقلّ ساده

 

آن را نزد جامي برد .                                                              مستقلّ ساده

 

 پس از خواندن آن گفت : همان طوري كه ديديد در اين غزل از حرف > الف < استفاده نشده است .              جمله ي مستقلّ مركب

 

جامي گفت : بهتر بود از ساير حروف هم استفاده نمي كرديد .                     جمله مستقلّ مركب

2- نخستين جمله ي متن بالا را بر اساس سلسله مراتب واحدهاي زبان ، تا حد واج ساده كنيد.

شاعري غزلي بي معنا و بي قافيه سروده بود.

شاعري غزلي بي معنا و بي قافيه سروده بود………………………………………………..                 جمله ي مستقل

شاعري غزلي بي معنا و بي قافيه سروده بود ………………………………………………                   يك جمله ساده

شاعري / غزلي بي معنا و بي قافيه/ سروده بود………………………………………………………   3 گروه

 

شاعري/ غزلي/ بي معنا/ و/ بي قافيه/ سروده بود……………………………………………………     6 واژه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاعر           ي           غزل            ي          بي         معنا       و       بي      قافيه     سرود      ه         بود          1 تكواژ

 

5               1              5               1           2           5           2        2         6            5         1        3      1        تعداد واج 

1- هر يك از كلمات متشابه زير را تا حد امكان گسترش دهيد و طولاني ترين گروه اسمي معنادار را با آن بسازيد .

                   عمل : همان يك عمل جوانمردانه ي فلاني                        انتصاب : همان يك انتصاب نادرست او  

                    امل : امل دست نيافتني جوانان ما                                     انتساب : اين انتساب بزرگ پدرش

                   تعلّم : همين تعلم دوره ي تربيت معلم تهران                        حيات : حيات شورانگيزعاشقان 

                   تألّم : غم انگيزترين تألّم خاطر آن بزرگمرد                        حياط : بزرگ ترين حياط مدارس شهر ما

                   جذر : جذر اين عدد چهار رقمي

                   جزر : جزر فريبنده ي رودخانه ي اروند

 

درس سوم

خودآزمايي ص 30

1-   براي نهادهاي زير ، فعل مناسب بياوريد و علت مفرد و جمع بودن فعل را توضيح دهيد.

استادان : استادان با شيوه ي نيكوي خود دانشجويان را به علم آموزي ترغيب مي كنند.

روال عادي زبان . مطابقت نهاد و فعل

                        استاد بسيار زيبا سخن مي گفت . روال عادي زبان . مطابقت نهاد و فعل

استاد

                       استاد با روش خاصي سخن مي گفتند . استثناي زبان . عدم مطابقت  نهاد و فعل به لحاظ احترام

 

                       آجرها به دست معماران بر روي هم قرار گرفت . روال عادي زبان . فعل مفرد براي نهاد جمع غير جان دار   

 آجرها                 براي نهاد جمع بي جان به كاربردن فعل به صورت مفرد ، جمع ، هر دو صحيح است

                       آجرها به دست معماران بر روي هم قرار گرفتند . گونه اي كه امروز در زبان رايج است.مطابقت نهاد و فعل

                    

                         گل ها روييد. روال عادي زبان . فعل مفرد براي نهاد جمع غير جان دار / براي نهاد جمع بي جان به كار بردن           

                          فعل به صورت مفرد و جمع ، هر دو صحيح است .

گل ها

                            گل ها بر سر شاخسار ادب روييدند. مطابقت نهاد و فعل گونه اي كه امروز رايج است .

 

                                  هيچ كس از بزرگان علم و ادب آن جا نبود. 

          

هيچ كس

                                   هيچ كس از بزرگان علم و ادب آن جا نبودند.

 

                                    هيچ يك از آن ها نيامد.

هيچ يك از                                                                                                هر دو شكل درست است .

                                   هيچ يك از آن ها نيامدند.

 

                              گروه ادبيات با دقت كار خود را دنبال مي كند.

گروه                                                                                                                                                            

                              گروه نقاشان از …….. با دقت كار خود را دنبال مي كنند.

تبصره  :‌ اگركلمه بعداز « گروه » جمع باشد فعل جمع است و اگر مفرد باشد فعل مفرد است .              

 

2-   دو جمله مثال بياوريد كه در آن ها نهاد و متمم حذف شده باشد.

كتاب را خريد.                             عاشقانه نگريست

3- فعل هاي مجهول زير را به معلوم تبديل كنيد و براي هر يك از آن ها نهاد مناسبي بنويسيد.

گرفته شده است  : گرفته است .                اوكتاب فارسي مرا گرفته است .

گفته مي شد : مي گفت .                         اوبسيار شيوا سخن مي گفت .

جوشانده شده بود : جوشانده بود .            فريده چاي را جوشانده بود.

برده خواهد شد : خواهد برد .                  او ميز را از اين جا خواهد برد.

4-   جملات زير را ويرايش كنيد:

او در منزل استجاره اي زندگي مي كند و در ابتداي هر ماه با صاحب خانه اش تصفيه حساب مي كند.

ويرايش شده : او در منزل استيجاري ( اجاره اي ) زندگي مي كند ودرابتداي هرماه با صاحب خانه اش تسويه حساب مي كند.

مس سرو پا از اعمال وضو است .            ويرايش شده : مسح سر و پا از اعمال وضو است

همه ي بچه ها به او احسن گفتند .           ويرايش شده : همه ي بچه ها به او احسنت گفتند.

 

درس چهارم

خودآزمايي  ص 41

1 تكليف دانش آموزان است .

2- در جمله هاي زير ، كدام نهاد و فعل مطابقت ندارند؟ كدام را درست تر مي دانيد؟ چرا؟

* صحبت هاي دوستان به درازا كشيد . مطابقت ندارد. به همين شكل درست است ، زيرا نهاد بي جان است. (درفارسي امروز تمايل بر تطبيق نهاد جدا و پيوسته است )

 * نامه هايي رسيده اند كه داريم پاسخ آن ها را تهيه مي كنيم . مطابقت دارد. نامه هايي رسيده است . چون نهاد غير جان دار است پس مي تواند مطابقت نكند .

* در كتابخانه ي آن شهر ، كتاب هاي بسياري بودند كه دشمنان همه را در آتش سوزاندند.

مطابقت دارد. كتاب هاي بسياري بود . چون نهاد غير جان دار است پس مي تواند مطابقت نكند .

* روزهاي بيستم و بيست ويكم اين ماه براي بررسي علمي زبان انتخاب شده اند.

مطابقت دارد . چون نهاد غير جان دار است ، پس نياز به مطابقت ندارد.

* در اين كتاب ، آيات قرآني تفسير شده اند . مطابقت دارد… چون نهاد غير جان دار است ،  فعل مي تواند مفرد هم بيايد  .

* گروه اعزامي ، نخست به دوري راه اعتراض كرد . مطابقت دارد . اگر واژه ي بعد از « گروه »  جمع باشد فعل جمع و اگر مفرد باشد فعل به صورت  مفرد به كار مي رود  .

* حرف هاي اضافه نبايد بدون قرينه از كلام حذف شود. مطابقت ندارد. به همين شكل دو دسته است . زيرا نهاد غير جان دار است و فعل در اين شكل به صورت مفرد به كار مي رود.

2- نمازگذار : نمازگزار /  بنده گان  : بندگان  /  خسته گي : خستگي /  غرض  : قرض /  نقز : نغز /  بر خواستن : برخاستن

 

درس پنجم

خودآزمايي ص 45

1- مدخل « گذشتن »  را از فرهنگ معين استخراج كنيد .

     گذشتن : gozas- tan    ] پهـ . [vitartan  ( گذشت ، گذرد ، خواهد گذشت ، بگذر، گذرنده ، گذرا ، گذران ، گذشته )

الف :‌ ( مص ل ) عبور كردن ، مروركردن ، گذر كردن                              ب : طي شدن ، سپري شدن  

ت :‌ مردن ، درگذشتن                                                                           ج : ‌به سرآمدن ، پايان يافتن ...

شامل اطلاعات املايي - آوايي - ريشه تاريخي - دستوري و معنايي است .

2- دو سطح واژگان شناسي و واژگان نگاري چه تفاوتي با هم دارند؟

سطح واژگان شناسي به انواع روابط ساختاري ، تاريخي ، روان شناختي و جامعه شناختي ميان واژه ها مي پردازد ، ولي در سطح واژگان نگاري به چگونگي گرد آوري ، تدوين و ضبط واژه ها پرداخته مي شود.

3- با مراجعه به يكي از فرهنگ هاي معتبر درباره ي يكي از واژه هاي زير از نظر ريشه شناسي مطالعه كنيد.

      فردوس : اصل آن اوستايي است . معرب شده است .               كنز : اصل آن فارسي است . معرب شده است .

      نيم كت : اصل آن پهلوي است .                                            هندسه : اصل آن پهلوي است . معرب شده است .

4- دو جمله بنويسيد كه در آن ها ، قيدهاي ( بي شك و بي ترديد) درست به كار رفته باشد.

*  بي شك آناني پيروزند كه در راه حق پا مي گذارند.

*  بي ترديد جوانان ساعي امروز ، مردان موفق آينده اند.

درس هفتم

       خودآزمايي  ص 58   

1-  جمله هاي زير چند جزئي هستند؟

                    متمم مفعول

      *   نمونه هايي از اين نوع شعر مردمي  را در بررسي ادبي دهه ي اخير  ، خواهيم ديد              ( 3 جزئي مفعولي )

                گروه مفعولي                                       متمم قيدي                   فعل

شعر اين دوره  ، پناه شكست خوردگان و نوميدان و از راه واماندگان   شده بود.                 ( 3 جزئي مسندي )

          نهاد                                          گروه مسندي                              فعل

شعراي متعهد دهه ي چهل    شعر مبتذل مسلط بي مايه   را  شعري بيمار   مي دانستند .        ( 4 جزئي مفعولي مسندي )

           نهاد                                 مفعول                          مسند                 فعل

قالب ترجيع بند   متشكل  از تعدادي غزل   است .                                                         ( 3 جزئي مسندي )

          نهاد               مسند    متمم اسم(مسند)   فعل

 2- جمله هاي مركب زير را با تاويل جمله ي وابسته به يك جمله ي ساده تبديل كنيد و پس از آن ، تعداد اجزاي هريك  از جمله ها را بنويسيد.

* نويسندگاني كه به افزوني تقسيم بندي ها ، علاقه ي زيادي داشته اند ، نوعي از ترجيع بند را كه بند ترجيع آن در هر خانه ، متفاوت است، تركيب بند خوانده اند.

                                             متمم نهاد

* نويسندگاني علاقه مند به افزوني تقسيم بندي ، ترجيع بند داراي بيت برگردان متفاوت  را تركيب بند   خوانده اند .

                            گروه نهادي                                            گروه مفعولي                            مسند            فعل

                            ( 4 جزيي مفعولي و مسندي ) اين جمله را به صورت كوتاه شده ي زيرمي توان نوشت :

نويسندگان ، نوعي ترجيع بند را تركيب بند خوانده اند.

   نهاد                  مفعول               مسند           فعل

 *گاهي شاعران مجاز بوده اند كه با استفاده از اختيارات شاعري ، تغييراتي جزئي در وزن شعر اعمال كنند.

 گاهي شاعران  با استفاده ازاختيارات شاعري مجاز به اعمال تغييراتي در وزن  بوده اند.          ( 3جزئي مسندي )

               نهاد                                               مسند              متمم مسند              فعل

گاهي شاعران با استفاده از اختيارات شاعري،تغييرات جزئي در وزن شعر اعمال مي كنند          ( 3 جزئي مفعولي )

* هر جا شاعر تصوير سازي شعر را تا حد نازل ، ساده مي كند،معلوم مي شود كه مايه ي سخن از كيفيت والايي برخوردارنبوده است .

تصوير ساده ي شعر   بيانگر   بي بهرگي مايه ي سخن   از كيفيت بالا   است .                        ( 3 جزئي مسندي )

           نهاد                  مسند         مضاف اليه مسند     متمم مضاف اليه  فعل

 

2-   براي هر يك از واژه هاي زير، كدام علامت جمع مناسب تر است ؟

چشمه          چشمه ها / گوسفند         گوسفندان ( گوسفندها )/   رود         رودها /  ديوار         ديوارها

شهيد         شهيدان ، شهيدها/ انسان            انسان ها

درس هشتم

خود آزمايي ص 64

      1-در نوشته ي زير كار برد زبان هنري را نشان دهيد:

 اين متن يك نوشته ي ادبي است و ويژگي هاي هنري آن بدين گونه است :

(1)          در قلمرو زيبايي شناسي و صور خيال :

تشبيه : حراي جاهليّت سياه ، جاده ي نور ، همچون كهكشان ،  …

تشخيص : لبان عبوس و تيره ي افق ، …

استعاره مكنيه :‌ لبخندي از نور شكفت .

حسّاميزي : پرتو سبز الهام

     (2) كاربرد زباني :

الف – بعضي واژه ها ساخت تاريخي دارند مانند: اندر.

ب- فعل هاي پيشوندي مانند : فرو نشست .

پ- جملات عموما خبري است .

(3 ) بار عاطفي و احساسي بعضي از جملات به گونه اي است كه در خواننده ايجاد هم حسّي با نويسنده  مي كند. مثال : بر قلب اُمّي من ، پرتو سبز الهامي فرو تابيد.

 

     2- در جمله هاي زير ، زمان فعل ها را بنويسيد.

آن چه در نظام آموزشي ما به عنوان ادبيّات به دانش آموزان ياد داده مي شود ( مضارع اخباري مجهول ) قطعاتي است

( مضارع اخباري)كه گاهي تنها به دليل دشوار بودن براي درج دركتاب هاي درسي برگزيده شده است.( ماضي نقلي مجهول ) هدف آموختن ادبيّات به دانش آموزان بايد اين باشد ( مضارع التزامي ) كه قوّه اي در او پديد آيد ( مضارع التزامي) كه بتواند  از سر اين عبارات دشوار بگذرد ( مضارع التزامي ) و به معنايي كه در پس آن ها ست  ( مضارع اخباري ) برسد  

( مضارع التزامي ) و اين جز با ايجاد انس با ادبيّات در دانش آموز ميسّر نيست . ( مضارع اخباري )

3- يكي از واژگان داخل كمانك ( پرانتز) را انتخاب كنيد. ( در انتخاب واژه ها آزاد هستيد) . 

به ، چه صبح ( زيبايي ، قشنگي ، خوبي ) است ( تمام ، همه ، سرتاسر) شب ماه ( جلوه فروخته ، خودنمايي كرده ، حركت كرده ) اكنون شرمنده از گوشه ي ميدان ( به در مي رود ، فرار مي كند ، مي گريزد ).

( نيمي ، نصفي ، بخشي ) از صورتش پيدا است.ستارگان همه گريخته اند، مگر چند دانه كه وفا به جا آورده و هنوزماه را

( رها ، ول ، يله ) نكرده اند . ( شاه جهان ، خورشيد عالم تاب  ، آفتاب ) از ( آرامگاه ، مقر ، نهانخانه ) خود بيرون مي آيد. موجودات همه با شور و ذوق منتظر و نگران اند . پرده ي ( ساحره  ، جادوگر ، شعبده باز ) صبح گسترده است . از يك طرف ذرّات لاجوردي و از طرف ديگر ذرات طلايي سخت در هم ريخته و از افق ( كبود ، تيره ، سياه ) تا افق ( سرخ ، قرمز ، لعل فام ) هزاران رنگ (ساخته اند ، درست كرده اند ،آورده اند .) درختان (بر پا ايستاده اند ، صف كشيده اند  ، قامت افراشته اند) و نسيم صبحگاهي هم چون كمان ( نرم ، خشن ، زبر) استادي كه براي دل خود ساز مي زند ، بر شاخ و برگ ها (مي گذرد ، عبور مي كند ، مي رود ) و آوازهاي آسماني و نغمه هاي جان پرور ( مي نوازد ، مي خواند ، سرمي دهد  ) .

4- براي هر يك از واژگان زير سه مترادف با بارهاي معنايي متفاوت بنويسيد.

مثال : عميق ، گود، ژرف ( توجه : چون اين واژگان كاربردهاي متعددي دارند، در نتيجه مترادف هاي گوناگوني نيز دارند).

وسيع : گسترده ، فراخ ، پهن                                    كم كم : آرام آرام ، اندك اندك ، نرم نرمك

آرام : ساكت ، خاموش ، آهسته                                خشمگين : دژم ، عصباني ، غضبناك

انداختن : افكندن ، رهاكردن ، پرتاب كردن             ايستادن : قيام كردن ، برپا بودن ، توقف كردن ، مقاومت كردن

گذشتن : گذر كردن ، عبور كردن ، رد شدن            نا بينا : كور ، اعمي ، روشندل

5-كلمات زير را با > ان < جمع ببنديد و نوع صامت هاي ميانجي آن ها را مشخص كنيد.

پله : پلّكان (ك)  / دانا : دانايان ( ي)  /  سخن گو:  سخن گويان ( ي) / گرسنه : گرسنگان (گ)

 

درس نهم

خودآزمايي ص 73

1- گروه هاي اسمي جمله هاي زير را استخراج كنيد . نقش آن ها را بنويسيد و هسته و وابسته ي هر گروه را با ذكر نمودار پيكاني مشخص كنيد.

گروه هاي اسمي : نگرش حاكم بر آموزش ادبيات فارسي / در مدارس و دانشگاه هاي ما / نگرش لغوي و دستوري / هنري / اين نگرش / تلاش غالب / معناي شعر/ درستي آن / معيار دستور زباني واحد و انعطاف ناپذير / يك اثر ادبي / انتقال معنا / نحوه ي انتقال رشد/ تاثير آن / اهميت انكار ناپذيري .

نقش ها : نگرش حاكم بر آموزش ادبيات فارسي : نهاد / در مدارس و دانشگاه هاي ما : گروه اسمي ( متمم قيدي ) / نگرش لغوي و دستوري : گروه مسندي / هنري : صفت وابسته به مسند محذوف / تلاش غالب : گروه نهادي / معناي شعر ، مفعول / درستي آن : گروه مفعولي/با معيار دستور زباني واحد و انعطاف ناپذير : متمم قيدي (گروه قيدي) / يك اثر ادبي : نهاد / مسند / نحوه ي انتقال : نهاد / شدّت تاثير آن ، معطوف : نهاد / اهمّيّت انكارناپذيري : مفعول / انتقال معنا  متمم قيدي ( گروه قيدي )

 

هسته و وابسته ها با ذكر نمودار پيكاني : نگرش حاكم بر آموزش ادبيّات فارسي                در مدارس و دانشگاه هاي ما

 

نگرش لغوي و دستوري     هنري : يك گروه اسمي . چون صفتي است كه اسم آن حذف شده است .

 

در اين   نگرش        تلاش غالب           معناي شعر            درستي آن           معيار دستور زباني واحد و انعطاف ناپذير

 

  يك  اثر  ادبي             براي انتقال   معنا             نحوه ي انتقال                  شدت تاثير آن               

 

  اهمّيّت انكار ناپذير  ي            اهمّيّت انكار ناپذير  ي

  

3- چه بخش هايي از اين جمله ها حذف شده است ؟ جزء حذف شده و نوع حذف را تعيين كنيد.

( من – نهاد جدا – قرينه ي لفظي ) از پنجره ي اتاقم او را در حياط خانه اش مي ديدم كه ( او  - نهاد جدا – قرينه ي لفظي )

( در حياط خانه اش  - گروه قيدي – قرينه ي لفظي ) قدم مي زد و ( او  - نهاد جدا – قرينه ي لفظي ) باغچه ها را آب مي داد و (او  نهاد جدا- قرينه ي لفظي ) پرنده ها را با احتياط ، دانه  ( مي داد – فعل – قرينه ي لفظي )

       3- براي هر كدام از نقش هاي تبعي يك مثال ذكر كنيد.

الف – معطوف :    سعدي و  حافظ   از شاعران برجسته ي ايران هستند.

                                    معطوف به نهاد

ب – بدل : عارف بزرگ قرن هفتم ، مولوي  ، از بلخ بود

                                                      بدل

پ – تكرار :  به گلستان سعدي توجه كنيد  .  به گلستان

                                                                                        تكرار

4- در جمله ي زير، متمم اسم را مشخص كنيد.

افتخار به دوستي  با دانايان  افتخار واقعي است .

متمم نهاد      متمم           متمم

درس دهم

فعّاليّت  ص 75

يك بار ديگر در جملات درس دقّت كنيد ، در تمام اين جمله ها چه عامل مشتركي را مي توان يافت ؟ صور خيال

خود آزمايي   ص 80

        1- در نوشته هاي زير ، انواع صور خيال را نشان دهيد.

امان ازهم نشين بد.آخر به آتش او خواهي سوخت . آتش: استعاره  ازبدي/به آتش كسي سوختن:كنايه از ضرر ديدن از بدي كسي.

بغض آسمان تركيد و چنان گريست كه سيل جاري شد . تشخيص

بابام مي آيد ، لباسش پر از بوي آفتاب است .                            بوي آفتاب : حساميزي / آفتاب : استعاره .

اگر پلك ها شكفته شوند :‌  استعاره ي مكنيّه/ اگر گوش ها به شنيدن ايستند : تشخيص و استعاره ي مكيّنه .

همه چيز معلم انسان است :تشبيه / عبور ثانيه ها : تشخيص و استعاره ي مكنيه / بيداري شبانگاه ستارگان : تشخيص واستعاره ي  مكنيه ومراعات/ خواب زمستاني درختان : تشخيص و استعاره ي مكنيه  /  و بيداري بهارانه ي بذرها : تشخيص و استعاره ي مكنيه / غروب و طلوع: تضاد/ مرگ  و تولد :تضاد / هر صحنه و لحظه و پديده معلمي است . تشبيه / كه در كلاس بزرگ آفرينش ، تشبيه / با ما دانش آموزان سخن مي گويد. /سخن گفتن صحنه و لحظه وپديده : تشخيص و استعاره ي مكنيه

كلبه ي گلي آنان روي خاك خيس و نم كشيده ي كنار رودخانه ، قوز كرده بود و انگار پنجه هاي خود را به خاك فرو برده بود . در سرازير آن جا خود را به زور روي تپه نگه مي داشت. كلبه قوز كرده بود: استعاره ي مكنيه / پنجه هاي خود را در خاك فرو برده بود : استعاره ي مكنيه / در سرازير نگه مي داشت : تشخيص واستعاره ي مكنيه /شب چون شبحي ، در حياط بادكي مي وزيد . مهتاب روي موج هاي كوچك حوض سر مي خورد و هزار بار در لايه هاي سربرآورده ي آب تكثيـــــر مي شد و باز سكوت آن يكي مي شد و نمي شد.

شب چون شبح : تشبيه / مهتاب سر مي خورد :تشخيص واستعاره ي مكنيه / لايه ها سر بر آورده ي آب : تشخيص و استعاره ي مكنيه/ مهتاب تكثير مي شد استعاره ي مكنيه / چنان مي نشيند كه گويي كوهي گران برجاي نشسته است.نشستن به كوه ، تشبيه/كوهي نشسته است ، تشخيص و استعاره ي مكنيه

در زندگي زخم هايي هست كه مثل خوره روح را آهسته و در انزوا مي خورد و مي تراشد.

زخم ها :  مجاز از درد وناراحتي /  زخم مثل خوره : تشبيه 

       2-  مفهوم هريك از كنايه هاي زير را بنويسيد.

ابرو در هم كشيدن : اخم كردن ، ناراحت شدن ، عصباني شدن

خط و نشان كشيدن براي كسي : تهديد كردن ،توطئه كردن

لب تر كردن : كوچك ترين اشاره ي لفظي ، اراده كردن

ضرب شست نشان دادن : قدرت نمايي ،اظهار وجود كردن

پنبه از گوش بيرون آوردن : تنبّه و آگاهي ، هشيار شدن

مو بر تن راست شدن : ترسيدن ، وحشت كردن

3 ـ تكليف  دانش آموزي است .

4ـ كلمات زير را يك بار در معني واقعي  و يك بار در معني مجازي آن به كار ببريد.

 

واژه

 در معني اصلي

در معني مجازي

كاسه

كاسه شكست .

تمام كاسه را سر كشيدم

دست

دست يكي از اعضاي بدن انسان است .

دست بالاي دست بسيار است .

با دست (انگشت) سرم را خاراندم

كلّه

چنگيـز از كلّه ي انسـان مناره ها ساخت

كلّه اش كار مي كند.

چشم

او عينك به چشم دارد.

چشمهايش را بست

ديشب چشمم روي هم نيامد (پلك)

دل

يك كيلو دل و جگر خريدم .

دل اين كار را نداشت .

 

 

 5- يك بند نوشته ي طنزآميز بنويسيد و درآن از كنايه هاي زير استفاده كنيد .

پاسخ آزاد ، مانند :  با اون كه خيلي سر به هواست تا حالا دم به تله نداده . تازگي ها هم خودشو داخل آدما كرده و حرف تو دهن مردم گذاشته .

درس سيزدهم

خودآزمايي  ص 97

1ـ در نوشته ي « رنگ هاي زندگي » نويسنده از كدام عناصر و عوامل هنري براي زيبايي نوشته ي خود استفاده كرده است؟

1 – شروع و پايان مناسب                    6 -  فضا سازي                                    11 - مراعات نظير در رنگ ها (سفيد،آبي و … )

2 - هم حسّي ( عاطفه و احساس )       7 -  ساده نويسي                                12 - استفاده از جمله هاي كوتاه و اغلب خبري

3 -  عنوان زيبا و مناسب                      8 - داشتن طرح مشخص                   13 - استفاده از گفت و گو.

4 -  بهره گيري درست از واژگان        9 -  داشتن صداقت و صميميت         14 - دوري از ريا و تصنّع

5 - صور خيال : اشك هايم مثل باران (تشبيه)            10 -   استفاده از طنز (امروز فهميده ام ،كورتراز من هم در دنيا هست ) .

2ـ يكي از عبارات زير را به كمك صور خيال به صورت هاي مختلف بنويسيد :

* رزمندگان اسلام در جبهه ها حماسه آفريدند.

الف) رزمندگان اسلام شيران عرصه پيكارند ( تشبيه )

ب) شيران عرصه ي پيكار فاتحانه بازگشتند. ( استعاره )

پ) رزمندگان فرياد سرخ پيروزي سردادند. ( حس آميزي )

ت) رزمندگان اسلام در جنگ حق ، حق جنگ را ادا كردند. ( عكس )

3 ـ جمله ي زير را با توجه به كلمه هاي داخل كمانك ( پرانتز ) تغيير دهيد.

*مهتاب چون حرير سپيد روي برف بيابان ، نشسته بود. ( نرم و ملايم )

مهتاب نرم و ملايم چون حرير سپيد روي برف بيابان نشسته بود.

يا : مهتاب چون حرير سپيد روي برف بيابان ، نرم و ملايم نشسته بود.

* مهتاب چون حرير سپيد روي برف بيابان دامن گسترده بود.

*آهوي مهتاب روي برف بيابان نشسته بود.

*عروس سپيد پوش مهتاب آرام و با وقار بر حرير برف بيابان نشسته بود.

*حرير ماهتاب روي برف بيابان نشسته بود.

    4- ده واژه كه در زبان فارسي امروز دو تلفظ دارند ، بنويسيد.

 

ارجمند – آموزگار – مستمند – آسمان – سازمان – رايگان – پروردگار – روزگار – رستگار ـ كارگر ـ يادگار

 

ارجمند – آموزگار – مستمند – آسمان – سازمان – رايگان – پروردگار – روزگار – رستگار  ـ كارگر ـ يادگار

 

درس چهاردهم

فعّاليّت 1

در جاهاي خالي ، واژه هاي مناسبي بنويسيد كه معناي فعل ها را تغيير دهند. سپس در باره ي معناي فعل ها گفت و گو كنيد.

*پرنده به هوا پريد . ( پرواز كرد)

*رنگ از صورت خسرو پريد. ( ترسيد)

*علي از ديوار پريد.( به پايين آمد . پايين پريد)

*ناگهان از خواب پريد. ( بيدار شد)

*لبه ي استكان پريد . ( شكست )

آيا مي توانيد نمونه هاي ديگري با تغيير معنا ذكر كنيد؟

                 فعل بريد                                                           گرفت                                                            فعل خورد

حسن طناب را بريد.  (جدا كرد )              خورشيد گرفت(كسوف كرد)                         احمد با سر به ديوار خورد ( اصابت كرد ) خسرو از شهباز بريد. ( قطع رابطه كرد)                  دلم گرفت ( غمگين شدم )                             كتاب او خيلي به دردم خورد( مفيد بود )

احمد دستش را بريد.(زخم كرد )             پليس دزد را گرفت ( دستگير كرد )                هوشنگ غذا خورد ( تناول كرد )

خياط پارچه را بريد. ( جدا كرد )              صياد آهو را گرفت ( صيد كرد )                     موتور به ماشين خورد ( تصادف كرد )

                                                                لوله گرفت( مسدود شد )                               او تمام پولهايم را خورد ( تصاحب كرد )

                                                                طفل دستش را به ديوار گرفت (چسبانيد )      او حق من خورد ( پايمال كرد )

                                                                آب همه جا را گرفت ( احاطه كرد )

 فعاليت 2 ص 103

هريك از واژه هاي زير مشمول كدام يك از وضعيت هاي چهارگانه هستند ؟

 

واژه

معناي قديم

معناي جديد

 

 

كرسي

تخت حكومت ، مركز حكومت

چهار پايه كه آتش زيرآن مي گذارند و لحاف روي آن قرار مي دهند ، چهارپايه معمولي چهارپايه درس تخصصي يك استاد (كرسي استادي)

ت

تحول‎ معنايي با حفظ يكي از معاني قديم

دستور

وزیر ، فرمان  ، اجازه

دستور زبان فارسی ، فرمان ، برنامه

ت

تحول معنايي با حفظ يكي از معاني قديم

زين

زين اسب ، ابزار جنگي

زين اسب ، زين دوچرخه

ت

تحول معنايي باحفظ

معنی قدیم معنی جدید پذیرفته است

زين وبرگ

وسايل ابزار جنگي

ـــــــــــــــ

الف

متروك

برگ

برگ درخت ، درفش، ساز ، دستگاه ، ...

برگ درخت ، برگ كاغذ ، كباب برگ

ت

تحول معنايي با حفظ يكي از معاني قديم

پاره

پول ، رشوه ، مزد ، گرز آهنين

شكافته و پاره شدن ، قطعه

ب

تحول معنايي

پارچه

تكه ، قطعه ، هرچيز بافته شده 

قماش و منسوج ، هر چيز بافته شده ، قطعه 

ت

تحول معنايي با حفظ معاني قديم

ساده

بي نقش و نگار ، ابله و نادان ، آسان

بي نقش و نگار ، ابله ، آسان ، بسيط درمقابل مركب

ت

تحول معنايي

مزخرف

آراسته و زر اندود شده

سخن بيهوده

ب

تحول معنايي

برگستوان

پوششي كه در قديم بر اسب و فيل مي انداختند و …

ـــــــــــــــ

الف

متروك

آچار

انواع پرورده ها در آبليمو و سركه ، قلم حكاكي، زمين پست و...

وسيله ي فلزي براي باز كردن پيچ و مهره

ب

تحول معنايي

تيم

كاروان ، سراي بزرگ ، تعهد ، غمخواري

دسته ي ورزشي

ب

تحول معنايي

       تبصره - كلمه آچار دخيل تركي و كلمه تيم دخيل انگليسي است .

خود آزمايي ص 106

 

1ـ آخشيج : عنصر / آبزن : حوضچه /  بابزن : سيخ كباب / مزگت : مسجد/  پرويزن : غربال

2ـ  چهار كلمه مثال بزنيد كه در گذشته وجود داشته اند و امروز نيز با تغيير در حوزه ي معنايي به كار مي روند:

 

لغت

قديم

جديد

شوخ

چرك

بذله گو

سیاست

 تنبیه

 سیاست

حوصله

چينه

صبر و تحمل

دبير

نويسنده

معلم

سوگند

گوگرد

قسم

 

3- واژه هاي زير چه معنايي دارند و چگونه ساخته شده اند ؟

 نزاجا : نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي                                       ساف : سازمان آزادي بخش فلسطين

سمت : سازمان مطالعه و تدوين كتب دانشگاهي                                      ره : رحمه الله عليه و رضوان الله عليه

 

4- چرا فعل هاي زير ، ساده اند ؟

 زيرا بن مضارع آن ها از يك تك واژه ساده تشكيل مي شود.

آموختم : آموز / آویختی : آویز / افزود : افزای / آلودن : آلای / بخشید : بخش / پرداختن : پرداز / پیوست : پیوند / چسبید : چسب /

سپرد : الف ) سپار : سفارش کردن     ب ) سپر : طی کردن  / فروخت : فروش

 

5ـ براي موصوف هاي زير صفت هاي طنزآميز و جدي بنويسيد. مثال :                     

 

موصوف

صفت

جدي

طنز‌آميز

قد

بلند

دراز

كلاس

بزرگ

گنده

خيابان

وسيع ، ناهموار

گًل وگشاد ، پرچاله چوله

امتحان

آسان ، دشوار

آبكي ، نفس گير ، پدر در بيار

پا

بزرگ ، كوچك

فسقلي ، گنده ، دراز

 

6- سه نمونه ي ديگر جز آن چه در بياموزيم درس آمده است ، بنويسيد كه دو تلفظ متفاوت دارند و تلفظ رايج آن را مشخص كنيد.

الف –  تجربه – لذت – مداد – عطر – نماد – جهاد   ←  ( تلفظ الف رايج است )

ب -   تجربه – لذت – مداد – عطر – نماد – جهاد

 

 

+ نویسنده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 |
تعریف : واج کوچک­ترین واحد صوتی ( آوایی )  زبان است که گر چه خود معنایی ندارد امّا با تغییر در یک واژه ( تکواژ ) تغییر معنایی ایجاد می­کند[1] :

خار  و کار  تنها در یک واج با هم اختلاف دارند ؛ همان­طور هستند جفت واژه­ها یا گروه واژه­های مقابل : دَست ،  مَست ،  سَر ، سِر ، سار ، سیر  ،  چین ، چون  ،  کُشت ، کاشت ، کشت  ،  جان ، جام ، جار، جال ، جاز  هر یک از این کلمات با جفت واژه­های خود تنها در یک واج با هم اختلاف دارند .

انواع واج : واج­ها دو دسته هستند « صامت و مصوِّت »

صامت­ها : « /  ء  ،  ع  /  ب  /  پ  /  ت  ،  ط  /  ث  ،  س  ،  ص  /  ج  /  چ  /  ح  ،  هـ  /  خ  /  د  /  ذ  ،  ز  ،  ض ، ظ  /  ر /  ژ /  ش /   غ  ،  ق  /  ف  /  ک  /   گ  /  ل  /  م  /  ن /  و  /  ی  /  = 23 صامت ؛ با این توضیح که تمام صامت­هایی که در کنار هم با کشیدن خطی زیرشان آمده­اند در واقع یک واج محسوب می­شوند .

مصوِّت­ها : /   ـَـ  /  ـِـ  /  ـُـ  /  ا  /  و  /  ی  /  = 6 مصوِّت ؛  با این توضیح که شکل­های / ا ، و ، ی / زمانی مصوِّت محسوب می­شوند که در یک هجا واج دوّم باشند . ( در ادامه بیشتر توضیح داده می­شود . )

ترکیب واج­ها :

 به این معنا که چه واجی در کنار واج دیگر می­آید و چه واج­هایی نمی­توانند بلافاصله در کنار دیگر واج­ها بیایند . همواره ترکیب اصلی واج­ها که به ساخت یک هجا ( بخش ) منتهی می­شوند به سه شکل زیر خواهد بود :

( در ادامه واج صامت را با « ص » ، واج مصوِّت را با « م » نمایش می­دهیم  . )

ص  +  م  = نه ( ن ـَ  ) ، به ( ب ـِـ ) با ، بو ، کی ( چه کسی ؟) کو ( کجاست ؟ ) را ، ما ، بی ( بدون ِ ) چه ، جا ، وَ ...

ص  +  م  +  ص    =  سَر ، سِر ، سُر ، خان ، چین ، چون ، دار ، دیر ( با تأخیر ) زور ، دَر  کِی ( چه وقت ) مِی(شراب ) دُو ( بن مضارع دویدن ) رُو ( بن مضارع رفتن ) خویش = ( خیش ،  چرا که در آوانگاری ( واج نگاری ) تنها به نوشتن واج­هایی می­پردازیم که تلفّظ می­شوند . ) آب = ( ء ا ب )   ...

ص  +  م  + ص  + ص   =  داشت ، پوست ، دَرد ، سوخت ، دِیر ( عبادت­گاه ) خواست = ( خاست ، چرا که در آوانگاری ( واج نگاری ) تنها به نوشتن واج­هایی می­پردازیم که تلفّظ می­شوند . ) دوخت ، است = ( ء ـَ  ست )

چند نکته : با اندکی توجّه معلوم می­شود :

 اوّلین واج در تمام ترکیب­ها صامت  است .

 دومین واج در تمام ترکیب­ها مصوّت  است .

سومین  و چهارمین واج همواره صامت  است .( ما در زبان فارسی معیار هجایی نداریم که بیشتر از چهار واج داشته­باشد .)

     با توجّه به الگوهای ارائه شده ما هجایی (تکواژ و واژه­ای ) نداریم که با مصوّت شروع شده باشد و یا به اشکال زیر آمده باشد :

« م + ص   یا    ص +  م + م   یا   ص + ص  یا   ص + م + م  + ص »

 

راه­ تشخیص صامت از مصوّت  : ( پیش از هر کاری لازم است 1- واژه­ها و تکواژهای داده شده را به هجاها تقسیم نماییم  2-  واج­نگاری ( آوانویسی ) کنیم  3-  در پی  یافتن نوع و تعداد واج­ها باشیم . ) 

امّا برای یافتن نوع و تعداد واج­ها بهترین و ساده­ترین راه استفاده از الگوی هجایی و یا در واقع استفاده از محور جانشینی است ؛ یعنی ، باید با توجّه به الگوهای ارائه شده واج­ها را جانشین یکدیگر نماییم تا به این وسیله امکان تشخیص نوع واج ممکن شود و چون در زبان فارسی هیچگاه صامت جانشین مصوّت  و یا بالعکس مصوّت  جانشین صامت نمی­شود ؛ پس تمام واج­هایی که جای اوّلین واج را اشغال می­کنند قطعاً صامت  و واج دوم مصوّت  و واج­های سوم  و چهارم صامت  خواهند بود :

 

تکواژ

=

صامت

+

مصوّت

+

صامت

+

صامت

 

نه

=

ن

+

ـَـ

 

 

 

 

 

دار

=

د

+

ا

+

ر

 

 

 

موش

=

م

+

و

+

ش

 

 

 

دین

=

د

+

ی

+

ن

 

 

 

دوخت

=

د

+

و

+

خ

+

ت

 

آرد

=

ء

+

ا

+

ر

+

د

 

چای

=

چ

+

ا

+

ی

 

 

 

لارو

=

ل

+

ا

+

ر

+

و

« و » در این تکواژ صامت  است .

و

=

و

+

ـَـ

 

 

 

 

« و »  در این تکواژ صامت  است .

رُو

=

ر

+

ـُـ

+

و

 

 

« و »  در این تکواژ صامت  است .

کوشک

=

ک

+

و

+

ش

+

ک

« و »  در این تکواژ مصوّت است .

 

پس هر واجی که در ستون صامت­ها قرار گرفت مطمئن خواهیم بود که صامت  است و هر واجی در ستون مصوّت­ها قرار گرفت قطعاً مصوّت  خواهد بود .

( چون هر هجایی برای شکل­گیری آوایی حدّاقل به یک صامت و یک مصوّت  نیاز دارد و باز با عنایت به اینکه تعداد مصوّت­ها در یک هجا نمی­تواند بیشتر از یکی باشد بنا براین تعداد هجاها در هر واژه و یا تکواژ قطعاً برابر با تعداد مصوّت­ها خواهد بود و این یکی از بهترین و سریعترین راه اثبات صحت و سقم اوّلیه­ی آوانگاری و واج­شماری است . )

قابل توجّه :

 الف )  بدانیم که هجاهایی مانند زیر به اشتباه آوانگاری ( واج نویسی ) و واج شماری   نشوند .

     آ  = /  ء  / ( صامت  ) +  /   ا  /  ( مصوّت  )  =  2 واج    ، 

 اَ  =  /  ء  /  ( صامت  ) +  /  ـَـ  /  ( مصوّت  ) =  2 واج  ،

اِ  =  /  ء  /  ( صامت  )  +  /  ـِـ / ( مصوّت  ) =  2 واج  ،  

  اُ  =  /  ء  / ( صامت  )  +  /  ـُـ  / ( مصوّت  )  =  2 واج

ب )  آوانگاری چند واژه که به نسبت مشکل ساز هستند :

« دو » ( بن مضارع دویدن ) =  / د  / ( صامت  ) +  /  ـُ  /  ( مصوّت  ) + /  و  / ( صامت )  ،

« رو  »( بن مضارع رفتن ) =/ ر  / ( صامت  ) +  /  ـُ  /  ( مصوّت  )  + /  و  / ( صامت ) ،

« نو » = ( تازه )  / ن / ( صامت  ) +  /  ـُ  /  ( مصوّت  )  + /  و  / ( صامت )  ، 

 « کی » ( چه وقت  ) =  / ک  / ( صامت  ) +  /  ـِ /  ( مصوّت  )  + /  ی  / ( صامت )  ،

 « می  »( شراب ) = / م  / ( صامت  ) +  /  ـِـ  /  ( مصوّت  )  + /  ی  / ( صامت ) ،

« دی » ( نام ماه ) =  / د/ ( صامت  ) +  /  ـِـ /  ( مصوّت  )  + /  ی / ( صامت )

نمونه سؤالات کنکوری مرتبط با واج نگاری و یا واج شماری :

1-  ترکیب واج­های واژه­ی « آسایشگاه » به ترتیب در کدام گزینه آمده­است .( کنکور- 81 )

الف) / ص / م / ص / م / ص / م / ص / ص / م / ص /       

ب) / ص / ص / م / ص/ ص / ص / م / ص /

ج) / ص / م / ص / م / م / ص / م / ص / م /     

د) / م / ص/ م / ص / م / ص / م / م / ص/ م /        

در این سؤال گزینه­ی « ب » بلافاصله حذف می­شود چرا که با دو صامت آغازین آمده و این خلاف قانون ترکیب واج­ها است.

گزینه­ی « ج» نیز حذف می­شود چرا که دو مصوّت  بلا فاصله پشت سر هم آمده است .

گزینه­ی « د » نیز به خاطر آمدن مصوّت  در ابتدای واژه حذف می­شود .

بنابر این بدون اینکه حتّی به واژه نگاه کنیم جواب صحیح را یافته­ایم .

                ( الف ) / ص= ء / م = ا / ص = س / م = ا / ص = ی / م = ـِ / ص = ش / ص = گ / م = ا / ص = ه /         

2-  ترتیب واج­ها در نظام آوایی کدام واژه درست نیست ؟ ( المپیاد ادبی 79 )

الف) سود = صامت + مصوّت+ صامت      ب)اَثَر=  صامت + مصوّت+  صامت +  مصوّت  + صامت        

ج) ناله =  صامت + مصوّت+ صامت + مصوّت   د) تحفه =   صامت + مصوّت+ صامت + مصوّت   

 با تعیین تعداد هجاها می­توان به این نتیجه رسید که تنها گزینه­ی « د » دو هجا است بنابراین باید دو مصوّت داشته باشد «تـُح / فـِ »و چون دو مصوّت دارد تا اینجا عیبی مشاهده نمی­شود امّابا اندک توجّهی به تعداد واج­ها می­توان بلافاصله حکم به غلط بودن گزینه­ی « د » داد چرا که با نوشتن هجاهای این واژه اندکی دقّت می­توان تعداد واج­های آن را حدس زد ( 5 واج ) امّا می­بینیم که چهار واج است و این حکم غلط بودن این گزینه است بدون این­که به نوع واج­ها بخواهیم بپردازیم . جواب گزینه­ی « د »  = صامت + مصوّت+ صامت +  صامت + مصوّت 

3- واج­های کدام گزینه با واژه­ی « بهجت­انگیز » مطابقت می­کند ؟ ( کنکور ریاضی – 85 )

الف) / ص / م / ص / م / ص / م / ص / ص / م / ص /               

 ب) / ص / ص / م / ص/ م / ص / ص / م / ص / م / ص /

ج) / ص / م / ص / ص/ م / ص/ ص / م / ص/  ص / م / ص /         

د) / ص / م / ص / ص / م / ص  / م / ص / ص/ م / ص

گزینه­ی « ب » به خاطر داشتن دو صامت آغازین از نظر قانون ترکیب واج­ها غلط است پس نمی­تواند جواب باشد .

اکنون هجاهای واژه را می­نویسیم : « بـِـه ، جـَـت ، ء ـَ ن ، گیز »

در این مرحله بدون توجّه به نوع صامت و مصوّت و تنها با شمارش واج­های موجود در آوانگاری می­توان دانست که واژه­ی مذکور دارای 12 واج است و این شرط تنها در گزینه­ی « ج » موجود است .(بِـه  = / ص / م / ص *[2] جـَت = ص/ م / ص *  ء ـَن = ص / م / ص *  گیز = ص / م / ص *)

( توضیح : متأسّفانه اشکالی بر این سؤال وارد است چرا که می­توان واژه را با توجّه به قاعده­ی کاهش بدون همزه نیز آورد در این صورت جواب می­تواند گزینه­ی « د » باشد . )   

4- کلمه­ی « آسِمان خراش » از چند واج تشکیل شده­است ؟ ( سنجش – 82 )

الف)   9              ب) 12                    ج)    13                   د)    10

اوّلین و بهترین کار این است که واژه را به هجا تقسیم نموده و واج­نگاری کنیم : « ء ا  * سـِ  * مان * خـَ * راش * »  = 12 واج

بنابراین بلافاصله با شمردن تعداد هجاهای آوانگاری خود ، به جواب صحیح  پی­می­بریم . ( جواب =  ب )

5-    تعداد صامت و مصوّت در کلمه­ی « دانش­نامه­نویسی » به ترتیب در کدام گزینه آمده­است ؟

الف )   8  ،  7            ب )   6  ،   9[4]             ج )   7  ،  8 [5]              د ) 9  ،  6

باز طبق روال ابتدا هجابندی و آوانگاری می­کنیم : « دا  *  نـِش  *  نا  *  مـِ  * نـِ  * وی  *  سی  * » با همین کار بدون این­که لازم باشد تمام واج­ها را بشماریم و نوع آن ها را تشخیص دهیم به جواب صحیح می­رسیم . ( الف )

چرا که ما می­دانیم همواره در زبان فارسی تعداد مصوّت­ها برابر با تعداد هجاها است پس چون هفت هجا داریم بنابراین هفت مصوّت  نیز داریم و این پاسخ تنها در گزینه­ی « الف » وجود دارد .

صامت­ها :  / د  ن ش ن م ن و س /  = 8       مصوّت­ها : / ا ـِـ ا ـِـ ـِـ ی ی / = 7

   


1- با این توضیح که گاهی اختلاف در واج باعث تمایز معنایی نمی­شود ،  به  عنوان مثال جفت واژه­های « فیل ، پیل » و « سپید ، سفید » و امثالهم با وجود اختلاف در واج یک معنا دارند امّا  این استثناها هم نمی­تواند قانون کلّی زبان را نقض کند  چرا که هریک از این ااستثناها هم با قوانین زبان­شناسی قابل توجیه هستند .

2-  ( * ) به عنوان فاصله­ی میان هجاها از این علامت بهره گرفته شد .

3- با توجّه به دو تلفّظی بودن اگر در صورت سؤال مصوّت « ـِـ » زیر صامت « س » قرار داده­نشده­بود  می­توانستیم واج­ها و هجاها را به این شکل نیز نمایش دهیم : « ء اس  * مان * خـَ * راش * = 11 واج

4- لازم به توضیح است که غلط بودن این گزینه بسیار مشهود است چرا که ما هیچ هجایی نداریم که تعداد صامت­های آن کمتر از مصوّت­هایش باشد یا همواره صامت­ها با مصوّت­ها برابرند و یا تعداد صامت­ها بیشتر از مصوّت­ها خواهد بود .

5- عیناً با عنایت به توضیح قبل این گزینه نیز غلط است .

+ نویسنده در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389 |
سؤالات درس هشتم : « تشبيه »

1. در بيت زير پايه های تشبيه را معين کنيد ؟

ايام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد

ساقی به دور باده ی گلگون شتاب کن

E ايام گل : مشبه / عمر : مشبه به / چو : ادات تشبيه / به رفتن شتاب کرد : وجه شبه .

2. در بيت زير ارکان تشبيه را مشخص کنيد ؟

بلم آرام چون قويی سبکبار         به نرمی بر سر کارون همی رفت

E بلم : مشبه / قو : مشبه به / چون : ادات تشبيه / آرام رفتن : وجه شبه .

3. پايه های تشبيه را در اين مثال مشخص کنيد .

گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقيه

با هر چه خوانده ای همه در زير خاک کن

E تو مستتر در فعل باش : مشبه / خاک : مشبه به / چو : ادات تشبيه / تحمل کردن : وجه شبه .

4. ارکان تشبيه را در عبارت زير مشخص کنيد .

نادان چون طبل غازی است بلند آواز و ميان تهی .

E نادان : مشبه / طبل غازی : مشبه به / چون : ادات تشبيه / بلند آواز و ميان تهی : وجه شبه .

5. در بيت زير چهار رکن تشبيه را پيدا کنيد .

معلم چو کانونی از آتش است          همه کار او سوزش و سازش است

E معلم : مشبه / کانونی از آتش : مشبه به / چو : ادات تشبيه / سوختن و ساختن : وجه شبه .

6. با توجه به بيت زير به پرسشها پاسخ دهيد .

چون آينه جان نقش تو در دل بگرفته است

دل در سر زلف تو فرو رفته چو شانه است

الف: مشبه و وجه شبه را در مصراع اول بيابيد .

ب: مشبه به و وجه شبه را در مصراع دوم بيابيد .

E الف: جان : مشبه / نقش چيزی در دل گرفتن : وجه شبه .

ب: شانه : مشبه به / فرو رفتن در زلف معشوق : وجه شبه .

7. با توجه به بيت

گرت ز دست برآيد چو نخل باش کريم

ورت ز دست نيايد چون سرو باش آزاد

در مصراع اول : الف: مشبه : (......) ب: وجه شبه : ( ........)

در مصراع دوم : ج: ادات تشبيه : (.....) د: مشبه به : (......) را بنويسيد.

E الف: تو مستتر در فعل باش : مشبه / ب: کريم بودن : وجه شبه

ج: چون : ادات تشبيه / د: سرو : مشبه به .

8. در مصراع " همچو جنگم سر تسليم و ارادت در پيش " مشبه به و       وجه شبه را مشخص کنيد .

E جنگ : مشبه به / اوفتادگی (سرتسليم و ارادت در پيش بودن):وجه شبه.

 

9. با توجه به بيت زير به پرسشها پاسخ دهيد .

لبت تا در لطافت لاله ای سيراب را ماند

دلم در بی قراری چشمه ی سيماب را ماند

الف: مشبه به و وجه شبه در مصراع اول کدام است .

ب: مشبه و ادات تشبيه را در مصراع دوم بنويسيد .

ج: غرض شاعر از تشبيه نخستين چيست ؟

E الف: لاله : مشبه به / لطافت : وجه شبه .

ب: دل : مشبه .                 ج: اغراق در لطافت لب معشوق .

10. وجه شبه معمولاً در کدام يک از طرفين تشبيه بايد مشخص تر و بارزتر باشد ؟

E مشبه به

11. در کدام گزينه کلمه دريا مشبه به است ؟

الف: تلاطم زندگی امواج دريا را به ياد می آورد .

ب: دلش چون دريا بزرگ است .

ج: دريای بی کران چون دل عارفان است .

د: رنگ دريا همچو رنگ آسمان آبی است .

E گزينه "ب" صحيح است .

 

سؤالات درس نهم : « تشبيه بليغ »

12. در مثال زير کدام پايه تشبيه حذف شده است ؟

ميان دو کس جنگ چون آتش است .

E وجه شبه

 

13. در تشبيه زير کدام يک از پايه های تشبيه محذوف است ؟

مرد نقال از صدايش ضجه می باريد و نگاهش مثل خنجر بوده .

الف: وجه شبه     ب:مشبه      ج: ادات تشبيه        د: مشبه به

E گزينه الف صحيح است .

14. مشبه و مشبه به را تعريف کنيد و در بيت زير مثالی برای آن دو معين کنيد .

هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جريده ی عالم دوام ما

E مشبه چيزی يا کسی است که قصد مانند کردن آن را داريم . مشبه به چيزی يا کسی است که مشبه ، به آن مانند می شود . در اين بيت جريده عالم يک تشبيه بليغ است که عالم مشبه است و جريده مشبه به .

15. با توجه به بيت زير :

الف: يک تشبيه بليغ در بيت بيابيد .

ب: در مصراع دوم مشبه به چيست ؟

نه اين زمان دل حافظ در آتش طلب است

که داغدار ازل همچو لاله ی خود رو است

E الف: آتش طلب يک تشبيه بليغ است .           ب: لاله

16. در بيت زير يک تشبيه بليغ بيابيد .

گذشت روزگاران بين که دوران شباب ما

در اين سيلاب غم دسته گلی شاداب را ماند

E سيلاب غم

 
 

17. در بيت زير يک تشبيه بليغ بيابيد و مشبه به آن را ذکر کنيد .

روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت   

بی تو اگر سرخ شود بر اثر غازه بود

E لعل لب يک تشبيه بليغ است و لعل مشبه به است .

18. چرا اضافه تشبيهی درخت دوستی يک تشبيه بليغ است ؟

E زيرا وجه شبه و ادات تشبيه در آن حذف شده است .

19. چرا اضافه ی تشبيهی قد سرو يک تشبيه بليغ است ؟

E زيرا ادات تشبيه و وجه شبه در آن حذف شده است .

20. در بيت زير تشبيهات بليغ اضافی و غير اضافی را مشخص کنيد .

در مکتب حقايق پيش اديب عاشق   هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

E اديب عشق در مصراع اول يک تشبيه بليغ اضافی است . در مصراع دوم تشبيه بليغ غير اضافی وجو دارد . تشبيه تو(ضمير مستتر در فعل بکوش)به پدر

21. بيت های زير را بخوانيد و به پرسشها پاسخ دهيد .

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد

 

گويند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری ، شود ولی به خون جگر شود

الف: تشبيهات بليغ اضافی و غيراضافی را مشخص کنيد .

ب: غرض از تشبيه موجود در بيت دوم چيست ؟

Eالف:درخت دوستی و نهال دشمنی در بيت اول دو تشبيه بليغ اضافی است.سنگ لعل شود در بيت دوم يک تشبيه بليغ اسنادی (غير اضافی)است .                    ب: اغراق

22. در بيت زير چند تشبيه وجود دارد ؟

تو همچون گل ز خنديدن لبت با هم نمی آيد

روا داری که من بلبل چو بوتيمار بنشينم

E در اين بيت سه تشبيه وجود دارد :

1.     تشبيه تو (معشوق) به گل در مصراع اول . / 2. تشبيه من (عاشق) به بلبل در مصراع دوم که يک تشبيه بليغ اسنادی (غيراضافی) است. /            3. تشبيه من (عاشق) به بوتيمار در مصراع دوم .

23. دو تشبيه بليغ اضافی و غيراضافی بسازيد که "شب" مشبه آن باشد ؟

E چاه شب تشبيه بليغ اضافی / شب چاه است تشبيه بليغ غيراضافی .

24. دو تشبيه بليغ اضافی و غيراضافی بسازيد که "عشق" مشبه آن باشد ؟

 E دريای عشق تشبيه بليغ اضافی / عشق درياست تشبيه بليغ غيراضافی .

25. مشبه و مشبه به در بيت زير کدام است ؟

تو دی ماهی و آن دلبر بهار است   رسيدنتان به هم دشوار است

E تو و آن دلبر مشبه است / ماه و بهار مشبه به است .

26. در بيت زير مشبه به و وجه شبه را پيدا کنيد .

حريف دوست که از خويشتن خبر دارد

شراب صرف محبت نخورده است تمام

E شراب يا شراب صرف مشبه / مستی آوری وجه شبه .

27. در بيت زير مشبه به و وجه شبه را پيدا کنيد .

غرق دريای غمت را رمقی بيش نماند

آخر اکنون که بکشتی به کنار اندازش

E دريا مشبه / پهناوری و عمق وجه شبه .

 

28. رساترين و خيال انگيزترين تشبيه چه نام دارد ؟

E تشبيه بليغ

 

سؤالات درس دهم : « تشبيه مفرد ، تشبيه مرکب »

29. در دو بيت زير تشبيه مفرد و مرکب را مشخص کنيد .

الف: از ديده گر سرشک چو باران چکد رواست

      کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر

 

ب: آن شاخه های نارنج اندر ميان ابر    

    چون پاره های اخگر ميان دود

E الف: تشبيه مفرد           ب: تشبيه مرکب

30. با توجه به بيت زير به پرسشها پاسخ دهيد .

آن شاخه های نارنج اندر ميان ابر        چون پاره های اخگر ميان دود

الف: تشبيه در اين بيت مفرد يا مرکب / ب: وجه شبه را معين کنيد .

E الف: تشبيه مرکب / ب: قرار گرفتن اشيايی قرمز در ميان توده ای سياه

31. با توجه به بيت زير به پرسشها پاسخ دهيد .

عرقت بر ورق روی نگارين به چه ماند ؟

همچو بر صفحه ی گل قطره ی باران بهاری

الف: تشبيه در اين بيت مفرد است يا مرکب / ب: وجه شبه را معين کنيد .

E الف: تشبيه مرکب / ب: قرار گرفتن چيزی سفيد و روشن بر صفحه ای سرخ رنگ .

 

 

32. در بيت زير مشبه ، مشبه به ،وجه شبه را بيابيد و نوع تشبيه را بنويسيد؟

بر گل سرخ از نم اوفتاده لالی            همچو عرق بر عذار شاهد غضبان

E مصراع اول مشبه / مصراع دوم مشبه به / قرار گرفتن چيزی شفاف بر صفحه ای سرخ رنگ وجه شبه .

33. در کدام از اين ابيات تشبيه مفرد و در کدام يک تشبيه مرکب به کار رفته است ؟

الف: آن قطره ی باران که برافتد به گل سرخ

چون اشک عروس است بر افتاده به رخسار

 

ب: ای زلف تو هر خمی کمندی        

چشمت به کرشمه چشم بندی

E الف: تشبيه مرکب / ب: تشبيه مفرد

34. تشبيه مفرد ، مرکب و بليغ را در ابيات زير مشخص کنيد .

الف: بر گل سرخ از نم اوفتاده لالی   

همچو عرق بر عذار شاهد غضبان

 

ب: هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جريده عالم دوام ما

 

ج: تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم

تبسمی کن و جان بين همی سپرم

E الف: تشبيه مرکب / ب: تشبيه بليغ جريده عالم يک تشبيه بليغ است / ج: تشبيه مفرد .

35. با توجه به بيت زير تشبيه بکار رفته مفرد است يا مرکب ؟

به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله

به نديم شاه ماند که به کف اياغ دارد

E تشبيه مرکب

36. با توجه به بيت زير به پرسشهای زير پاسخ دهيد .

صلای يوسف گل شد جهان گير     زليخای جوان شد عالم پير

الف: دو تشبيه بليغ بيابيد و بنويسيد از نوع اضافی هستند يا غير اضافی .

ب: تشبيهات بيت مفرد هستند يا مرکب ؟ دقيقاً مشخص کنيد .

الف:يوسف گل در مصرع اول يک تشبيه بليغ اضافی است و گل مصراع دوم يک تشبيه بليغ غير اضافی است/ب:هر دو تشبيه مفرد محسوب می شود .

37. در تشبيه مرکب زير مشبه و مشبه به را معين کنيد . بعد شعر را طوری به نثر بازنويسی کنيد که تشبيه مرکب به تشبيه مفرد تبديل شود.

در خم زلف تو آن خال سيه دانی چيست ؟

نقطه ی دوده که در حلقه ی جيم افتاده است .

E مصراع اول مشبه / مصراع دوم مشبه به / تبديل تشبيه مرکب به تشبيه مفرد : خال سياه مانند نقطه ای بوده است .

38. در تشبيه مرکب زير ، مشبه و مشبه به را تعيين کنيد . بعد شعر را طوری به نثر بازنويسی کنيد که تشبيه مرکب به تشبيه مفرد تبديل شود .

عرق بر ورق روی نگارين به چه ماند  

همچو بر صفحه ی گل قطره ی باران بهاری

E مصراع اول مشبه / مصراع دوم مشبه به / تبديل تشبيه مرکب به تشبيه مفرد : عرق مانند قطره ی باران بهاری است . (عرق مانند قطره است.)

 

39. طرفين تشبيه و وجه شبه را در بيت زير مشخص کنيد .

شقايق بر يکی پای ايستاده            چو بر شاخ زمرد جام باده

E مصراع اول مشبه / مصراع دوم مشبه به / قرار گرفتن سرخی در بالای سبزی وجه شبه .

40.تشبيه مرکبی بنويسيد که مشبه آن ستاره های سرخ در تيرگی شب باشد

E ستاره های سرخ رنگ در تيرگی شب چون جرقه های آتش در ميان دود است .

41. درباره ی دو تشبيه زير کدام گزينه درست است ؟

الف: قرار در کف آزادگان نگيرد مال چو صبر در دل عاشق ، چو آب در غربال

 

ب: ماه خورشيد نمايش ز پس پرده ی زلف

آفتابی است که در پيش سحابی دارد

1. هر دو تشبيه مفردند .              2. هر دو تشبيه مرکب اند .

3. الف: مرکب / ب: مفرد           4. الف: مفرد / ب: مرکب

E گزينه 2 صحيح است .

 

سؤالات درس يازدهم : « استعاره مصرحه (آشکار) »

42. عبارت زير را تکميل کنيد .

تشبيه ادعای ..... است اما استعاره ادعای ...... است .

E همانندی – يکسانی .

43. غرض از تشبيه ، ادعای همانندی است ، غرض از استعاره چيست ؟

E ادعای يکسانی

44. کدام يک از ارکان تشبيه می تواند استعاره مصرحه باشد ؟

E مشبه به

45. استعاره مصرحه تشبيهی است که همه ارکان آن به جز ...... حذف شده است .

E مشبه به

46. در بيت زير شاعر سه تشبيه در ذهن خود ساخته است آنها را بنويسيد و بگوييد اين صورت خيالی چه نام دارد ؟

بتی دارم که که گرد گل ز سنبل سايه بان دارد

بهار عارضش خعلی به خون ارغوان دارد

E ا. يار در زيبايی مانند بت است / 2. چهره ی يار مانند گل است /

3. موی يار چون سنبل است اين صورت خيالی استعاره مصرحه نام دارد .

47. با توجه به واژه ی مشخص شده در بيت زير ، به پرسشها پاسخ دهيد .

چو تنها ماند ماه سرو بالا           فشاند از نرگسان لؤلؤی لالا

1.                    معنای غير حقيقی که شاعر از آن اراده کرده است چيست ؟

2.                    چه تناسبی ميان معنی حقيقی و غير حقيقی آن وجود دارد ؟

3.                    کدام نشانه خواننده را از توجه به معنای حقيقی باز می دارد ؟

4.                    چنين استفاده ای از زبان را چه می نامند ؟

       الف: حسن تعليل / ب: کنايه / ج: تشبيه / د: مجاز

5.    اين آرايه چه ارتباطی با استعاره دارد .

1. محبوب و معشوق / 2. شباهت / 3. تمام نشانه هايی که دلالت بر انسان بودن دارد مثل تنها ماند ، گريستن بی اختيار / 4. گزينه د: مجاز /

5. مجازی است که علاقه آن شباهت است .

48. در بيت زير يک استعاره ی مصرحه پيدا کنيد . آن را به تشبيه تبديل کنيد و مشبه به آن را مشخص کنيد .

مرا برف باريده بر پر زاغ           نشايد چو بلبل تماشای باغ

E در اين بيت دو استعاره مصرحه وجود دارد :

1. برف استعاره از موی سپيد / 2. زاغ استعاره از موی سياه

تبديل اين دو استعاره ی مصرحه به تشبيه :

1.        موی سپيد چون برف است / 2. موی سياه چون پر زاغ است . برف و پر زاغ هر دو مشبه به هستند .   

49. با توجه به واژه ی مشخص شده در بيت به پرسشها پاسخ دهيد .

نشست و لؤلؤ از نرگس همی ريخت     بدان آب از جهان آتش برانگيخت

1.                    معنای غير حقيقی که شاعر از آن اراده کرده است چيست ؟

2.                    چه تناسبی ميان معنی حقيقی و غير حقيقی آن وجود دارد ؟

3.                    کدام نشانه خواننده را از توجه به معنای حقيقی باز می دارد ؟

4.                    چنين استفاده ای از زبان را چه می نامند ؟

الف: مجاز / ب: کنايه / ج: تشبيه / د: حسن تعليل

5.    اين آرايه چه ارتباطی با استعاره دارد ؟

E 1. چشم / 2. شباهت / 3. لؤلؤ (اشک) ريختن يا هر مفهوم مشابه /         4. گزينه الف / 5. مجازی است که علاقه آن مشابهت است .

50. در بيت زير استعاره مصرحه را مشخص کنيد سپس آن را به تشبيه بدل کنيد .

بخت آن نکند با من کان شاخ صنوبر را  بنشينيم و بنشانم گل بر سرش افشانم

 E شاخ صنوبر استعاره از يار و معشوق / يار در زيبايی و طراوت چون شاخ صنوبر است .

51. استعاره را در بيت زير بيابيد و نوع آن را بنويسيد .

ای غنچه ی خندان چرا خون در دل ما می کنی

خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا می کنی

E غنچه ی خندان استعاره از يار و محبوب است و نوع آن استعاره مصرحه است .

 

سؤالات درس دوازدهم:« استعاره مکنيه،شخصيت بخشی (تشخيص) »

52. کدام آرايه از بقيه زيباتر ، بليغ تر و هنری تر است ؟

الف: تشبيه ساده   ب: تشبيه بليغ    ج: استعاره مصرحه    د:استعاره مکنيه

E گزينه د صحيح است .

53. در اين عبارت استعاره مکنيه را بيابيد و مشبه و مشبه به و وجه شبه را معين کنيد .

به صحرا شدم عشق باريده بود .

E عشق /  عشق : مشبه    از جهت باريدن : وجه شبه                  مانند : ادات تشبيه     باران:مشبه به    است .

54. استعاره مکنيه را در مثالهای زير نشان دهيد .

الف: قضا چون ز گردون فرو هشت پر

ب: عشق آموخت مرا شکل دگر خنديدن

E الف: قضا / ب: عشق

55. کدام کلمه در بيت زير در مفهوم استعاری به کار رفته است ؟ نوع آن را مشخص کنيد و دليل آن را بنويسيد .

گل بخنديد و باغ شد پدرام           ای خوشا اين جهان بدين هنگام

E گل: استعاره مکنيه يا تشخيص / چون مشبه به آن انسان است .

56. ترکيب پيشانی عفو اضافه ی تشبيهی است يا استعاری ؟

E اضافه ی استعاری .

57. از ترکيبات جريده عالم ، دست جفا و ديده ی عقل کدام يک اضافه ی استعاری است ؟

E 1.دست جفا 2. ديده ی عقل / جريده ی عالم تشبيه بليغ است .

58. استعاره مکنيه ای که مشبه به آن انسان باشد چه نام دارد ؟

E تشخيص

59. توضيح دهيد چرا در عبارت دمدمه های ارديبهشت ، اصفهان ، آرام آرام از خواب بيدار می شود صنعت تشخيص بکار رفته است ؟

E زيرا مشبه به آن انسان است .

60. در کدام يک از مثالهای زير واژه ی بنفشه آرايه تشخيص دارد ؟

الف: از سبزه و بنفشه و گل های رنگارنگ

      گويی بهشت آمده از آسمان فرود

 

ب: چون ز نسيم می شود زلف بنفشه پر شکن

     وه که دلم چه ياد از آن عهد شکن نمی کند

 E قسمت ب زلف بنفشه تشخيص است .

61. در بيت زير يک تشخيص پيدا کنيد و توضيح دهيد چرا به آن تشخيص می گويند .

ای نسيم صبح اگر باز اتفاقی افتدت    

آفرين گويی بر آن حضرت که ما را بار نيست

E نسيم صبح يک تشخيص است زيرا با حرف ندا مورد خطاب قرا گرفته و بدان شخصيت انسانی داده شده است .

62. در بيت زير يک تشخيص پيدا کنيد و توضيح دهيد چرا به آن تشخيص می گويند .

ای عقل نگفتم که تو در عشق نگنجی

در دولت خاقان نتوان کرد خلافت

E عقل يک تشخيص است زيرا با حرف ندا مورد خطاب قرار گرفته و بدان شخصيت انسانی داده شده است .

63. استعاره ای که در اين شعر به کار رفته مصرحه است يا مکنيه ؟

خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

E دست غم استعاره مکنيه است که به شکل اضافه ی استعاری آمده است.

64. در ابيات زير استعاره مصرحه و مکنيه را پيدا کنيد و بنويسيد که استعاره مکنيه تشخيص است يا غير تشخيص ؟

الف: گل بخنديد و باغ شد پدرام      

       ای خوشا اين جهان بدين ايام

       

ب: مرا در خانه سروی هست کاندر سايه قدش

     فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم

E الف: گل استعاره مکنيه از نوع تشخيص زيرا مشبه به آن انسان است .

ب: سرو استعاره مصرحه از يار و محبوب راست قامت ( همسر شاعر )

65. بيت های زير را بخوانيد و به پرسشها پاسخ دهيد .

يکی درخت گل اندر ميان خانه ماست

که سروهای چمن پيش قامتش پستند

 

خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود

الف: در هر بيت يک استعاره بيابيد و نوع آن را مشخص کنيد .

ب: کدام يک از استعاره ها تشخيص است ؟ چرا ؟

E الف: درخت گل استعاره مصرحه از يار و محبوب ، دست غم استعاره مکنيه است که به شکل اضافه ی استعاری آمده است .

ب: دست غم استعاره مکنيه از نوع تشخيص است . زيرا مشبه به آن انسان است .

66. استعاره را در بيت زير مشخص کنيد و نوع آن را بنويسيد .

ای ماه سرو قامت ، شکرانه سلامت

از حال زير دستان ، می پرس گاه گاهی

E ماه سرو قامت استعاره مصرحه از يار و معشوق

67. انواع استعاره مصرحه و مکنيه را در ابيات زير مشخص کنيد .

الف: مرا برف ديده ، بر پر زاغ       نشايد چو بلبل تماشای باغ

 

ب: شبی گيسو فرو هشته به دامن     بلاسين معجر و قيرينه کردن

 

ج: امشب ای ماه به درد دل من تسکينی 

    آخر ای ماه تو هم درد من مسکينی

 

د: آسمان مکثی کرد .

 

 

E الف: برف و پر زاغ هر دو استعاره مصرحه هستند /

ب: شب استعاره مکنيه از نوع تشخيص / ج: ماه استعاره مکنيه از نوع تشخيص / د: آسمان استعاره مکنيه از نوع تشخيص .

68. بيت زير را بخوانيد و بگوييد استعاره مکنيه است يا مصرحه ؟

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سايه بان دارد

بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

E بت و گل و سنبل هر سه استعاره مصرحه هستند .

69. دو استعاره در ابيات زير پيدا کنيد و نوع آنها را بنويسيد .

الف: مرا در خانه سروی هست کاندر سايه قدش

      فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم

 

ب: تو را ز کنگره عرش می زنند صفير

    ندانمنت که در اين دامگه چه افتاده است

E الف: سرو استعاره مصرحه / ب: کنگره عرش استعاره مکنيه .

 

سؤالات درس سيزدهم : « حقيقت و مجاز »

70. در مثالهای زير تعيين کنيد که کلمات مشخص شده کدام حقيقت است و کدام مجاز ؟ قرينه های مجازها را نشان دهيد .

الف: دزدان دست کوته نکنند تا دستشان کوته نکنند .

 

ب: چو آشاميدم اين پيمانه را پاک      درافتادم ز مستی بر سر خاک

E الف: دست در هر دو بار در معنی اصلی خود به کار رفته است و حقيقت است . ب: پيمانه مجاز است . بقيه مصراع اول قرينه است . خاک در مصراع دوم در معنی اصلی خود به کار رفته است و حقيقت است .

71. در اين بيت واژه ی سر به دو صورت حقيقت و مجاز به کار رفته است آن را مشخص کنيد .

طاقت سر بريدنم باشد                         وز حبيبم سر بريدن نيست

E سر در مصراع اول حقيقت است / سر در مصراع دوم مجاز است .

72. کدام يک از دو کلمه ی مشخص شده در عبارت زير در معنی حقيقی (غير مجازی) به کار رفته است ؟

مسابقات کشتی دهه ی فجر در ايران انجام شد و ايران به مقام اول دست يافت .

E ايران اول در معنی حقيقی خود به کار رفته است و حقيقت است . ايران دوم به معنی تيم ايران است و مجاز است .

73. قرينه را در عبارت جهان خوردم و کارها راندم معلوم کنيد .

E خوردم

74. کدام واژه از واژه های مشخص شده ی زير حقيقت و کدام مجاز است؟

همه کس را دندان به ترشی کند شود الا قاضيان را که به شيرينی .

E ترشی حقيقت است و شيرينی مجاز است . بقيه جمله دوم قرينه است .

75. کدام يک از واژه های مشخص شده ی زير در معنی مجازی است ؟ دليل آن را بنويسيد .

ما را سری است با تو گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سريم

E سر در مصراع اول مجاز است زيرا در معنی اصلی خود (عضوی از بدن) به کار نرفته است . سر اول در مصراع دوم به معنی عضوی از بدن است و حقيقت است . سر دوم در مصراع دوم مجاز است زيرا در معنی اصلی خود (عضوی از بدن) به کار نرفته است .

76. نوع علاقه در استعاره چيست ؟

E شباهت

77. فرق استعاره و مجاز در چيست ؟

E علاقه در استعاره شباهت است ، حال آنکه در مجاز علاقه غير شباهت است .

 

سؤالات درس چهاردهم : « علاقه های مجاز »

78. علاقه را در مجازهای زير مشخص کنيد .

الف: شهر تبريز قيام کرد .          ب: جلال آل احمد قلم رسايی داشت .

E الف: محليه / ب: آليه

79. در اين مثالها علاقه های مجاز را تعيين کنيد .

الف:دهخدا قلم خوبی داشت /  ب:دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان کرد.

E الف: آليه / ب: کليه

80. در ابيات و عبارات زير مجاز را پيدا کرده ، نوع علاقه ی آنها را مشخص کنيد .

الف: بر آشفت عابد که خاموش باش

      تو مرد زبان نيشتی گوش باش

 

 

ب: سر آن ندارد امشب که برآيد آفتابی

چه خيال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

 

ج: ای ز خود گشته سير ، جوع اين است .

E زبان مجاز از سخن است به علاقه ی آليه / ب: سر مجاز از انديشه است به علاقه ی محليه / ج: سير مجاز از بيزاری است به علاقه ی سببيه .

81. مجازها را در عبارات زير پيدا کرده و قرينه ی آنها را بنويسيد .

الف: بر صفرای خويش برنيامدم . / ب: جهان خوردم و کارها راندم .

E الف: صفرا مجاز است از خشم به علاقه ی سببيه و بقيه جمله قرنيه است .

ب: جهان مجاز از نعمتهای جهان است و خوردم قرينه است .

82. در دو بيت زير نوع علاقه ی مجازهای مشخص شده را بنويسيد .

الف: محتاج قصه نيست گرت قصد خون ماست

چون رخت از آن توست به يغما چه حاجت است .

 

ب: به ياد روی شيرين بيت می گفت

چو آتش تيشه می زد . کوه می سفت .

E الف: لازميه / ب: جزئيه

83. با توجه به واژه ی مشخص شده در بيت زير به پرسشها پاسخ دهيد .

اگر رفت و آثار خيرش نماند              نشايد پس از مرگش الحمد خواند

الف: معنای غيرحقيقی که شاعر از آن اراده کرده است چيست ؟

ب: کدام نشانه خواننده را از معنای حقيقی باز می دارد ؟

ج: چه تناسبی ميان معنای حقيقی و معنای مجازی آن وجود دارد ؟

E الف: قرآن / ب: پس از مرگ خواندن / ج: الحمد بخشی از قرآن است علاقه جزئيه . (ذکر جز و اراده کل )

84. علاقه های مجاز را ( با توجه به کلمات معين شده ) در ابيات زير مشخص کنيد .

الف: سپيد شد چو درخت شکوفه دار سرم

      وزين درخت همين ميوه غم است برم

 

ب: برآشفت ايران و برخاست گرد

     همی هر کسی کرد ساز نبرد

E الف: سر : علاقه ی کليه / ب: ايران ، علاقه ی محليه

 

سؤالات درس پانزدهم : « کنايه »

85. در بيت زير کنايه را بيابيد و مفهوم آن را مشخص کنيد و بگوئيد نشانه است يا نمونه يا دليل ؟

همينت بسنده است اگر بشنوی          که گر خار کاری سمن ندروی

E اگر خار کاری سمن ندروی : يک کنايه است . مفهوم اين کنايه اين است که کار بد پايانی خوب نخواهد داشت . اين کنايه يک نمونه است .

86. در بيت زير کنايه را بيابيد و مفهوم آن را مشخص کنيد . و بگوئيد نشانه است يا نمونه يا دليل ؟

نپندارم ای در خزان کشته جو               که گندم ستانی به وقت درو

E جو کاشتن و انتظار گندم داشتن : کنايه است . مفهوم اين کنايه اين است که نتيجه هر کار با پايان آن همسان است و نبايد انتظاری جز آن داشت. اين کنايه يک نمونه است .

87. عبارت هنوز از دهان بوی شير آيد حاوی چه آرايه ادبی است ؟ مقصود گوينده چيست ؟

E اين عبارت يک کنايه است و مقصود گوينده اين عبارت کنايه از کودکی است . اين کنايه يک نشانه است .

88. در بيتهای زير کنايه را مشخص کنيد و مفهوم آن را بيان کنيد .

الف: هر که دل پيش دلبری دارد          ريش در دست ديگری دارد

ب: چو بشنيد بيچاره بگريست زار       که ای خواجه دستم ز دامن بدار

E الف: ريش در دست کسی داشتن : يک کنايه است . مفهوم اين کنايه اختيار آدمی به دست کسی ديگر بودن است . اين کنايه يک نشانه است .

89. در مثالهای زير مفاهيم کنايی را بنويسيد .

الف: دلا معاش چنان کن گر بلغزد پای

      فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد

ب: فلانی ، شخص سر به هوايی است .

E پای لغزيدن يک کنايه است . مفهوم اين کنايه گرفتاری و مشکل ناگهانی و نامنتظر پيش آمدن است . اين کنايه يک نمونه است .

ب: سر به هوا بودن يک کنايه است . مفهوم اين کنايه بی توجه و بی دقت بودن يا بی بند و بار و لاابالی بودن است . اين کنايه يک نشانه است .

90. در بيت زير کنايه را دقيقاً مشخص کنيد و بنويسيد از نوع نمونه است يا دليل يا نشانه ؟

از مکافات عمل غافل مشو             گندم از گندم برويد جو ز جو

E گندم از گندم روئيدن و جو از جو روئيدن کنايه است . مفهوم اين دو کنايه اين است که آغاز هر کار با پايان آن متناسب است . اين دو کنايه نمونه هستند .

91. در مصراع دوم بيت زير کنايه کدام است ؟ معنای آن چيست ؟ اين کنايه با دليل بيان شده است يا نمونه و يا نشانه ؟

شکر خدا که همت من زاد راه شد        در پيشگاه دوست نگشتيم رو سياه

E رو سياه گشتن يک کنايه است . مفهوم اين کنايه شرمنده و شرمسار شدن است . اين کنايه يک نشانه است .

92. در مصراع نخست بيت زير کنايه کدام است ؟ معنای آن چيست ؟ اين کنايه با دليل بيان شده است يا نمونه و يا نشانه ؟

دست کفچه مکن به پيش فلک         که فلک کاسه ای است خاک انبار

E دست کفچه کردن يک کنايه است . مفهوم اين کنايه گدايی کردن است . اين کنايه يک نشانه است .

93. مفهوم کنايه فلانی ريش سفيد است چيست ؟

E پيری و باتجربگی

94. کنايه را در بيت زير مشخص کنيد و تعيين کنيد که نشانه ، نمونه يا دليل است ؟

يکی نغز بازی کند روزگار               که بنشادت پيش آموزگار

E که بنشادت پيش آموزگار يک کنايه است . مفهوم اين کنايه اعتراف به نادانی و ميل به آموختن است . اين کنايه نشانه است .

95. دو کنايه به دلخواه بنويسيد .

E 1. رخت بر بستن : کنايه از سفر کردن و رفتن است .

2. دست گزيدن کنايه از افسوس خوردن است .
+ نویسنده در شنبه چهاردهم اسفند 1389 |
التحلیل الصرفی )تجزیه:



در برخی از موارد ذکر شده، نوع آن نیز بررسی می‌شود مثلا مشتق، اسم فاعل، مذکر حقیقی، یا مجازی و مصغّر و ......

مثال: المؤمنات = اسم، جمع مونث سالم، مشتق( اسم فاعل)، منصرف صحیح‌الآخر.

نکته: اسم موصول، ضمیر، اسم اشاره، باید صیغه‌ی آن ذکر شود.

توضیح مختصر در مورد هر کدام از موارد تقسیم اسم:

اسم چیست؟ اسم کلمه‌ای است که بر زمان دلالت ندارد و تنوین، ال، مضاف واقع شدن از نشانه‌هایش است. 

- مفرد= بر یک فرد یا یک شیء دلالت می‌کند: مانند: قلم، شجرةُ‍، رجل ٌ 

- مثنی= بر دو فرد یا دو شی دلالت دارد، مانند: رجلانِ، رجلینِ که در حالت رفعی انِ مکسور و در حالت نصبی ینِ مکسور می‌گیرد= المُسْلِمانِ، المُسْلمینِ

جمع :

1- جمع مذکر سالم: در حالت رفعی(ونَ) مفتوح و در حالت نصبی و جری (ینَ) مفتوح می‌گیرد : الطالبونَ ، الطالبینَ. 

2- جمع مونث سالم: در حالت رفعی(اتُ) با همان نشانه‌ی اصلی رفع، و در حالت نصب و جر(اتِ) مکسور می‌آید توجه کنید که (ات) جمع مونث سالم هیچگاه به صورت مفتوح نمی‌آید. مسلماتُ، مسلماتِ. 

3- جمع مکسر: صورت مفرد آن تغییر می‌کند مانند علم که می‌شود عُلوم، اغلب سماعی و دارای اوزان مختلفی است. 

- مذکر: اسمی است که علامت مونث (ت) (ة) ندارد مانند: رجل، قلم. 

- مونث: اسمی است که علامت تأنیث دارد و اقسام گوناگونی دارد که در اینجا از آوردن آنها معذوریم. 

- جامد: اسمی است که ریشه‌ی فعلی و معنوی وصفی ندارد و بر دو نوع مصدری و غیرمصدری است. 

- مشتق: اسمی است که ریشه‌ی فعلی و معنوی وصفی دارد و چندین نوع است: از جمله: اسم فاعل، اسم مفعول، اسم مبالغه، صفت مشبهة، اسم تفضیل و ... 

- معرفه: اسم معرفه یعنی اسمی که تنوین نداشته باشد و شناخته شده باشد که 6 نوع است. ضمیر، معرفه به اضافه، اسم علم، معرفه به ال، موصول، اسم اشاره. 

- نکره: اسمی که تنوین بگیرد و جزء موارد ششگانه بالا نباشد. 

- معرب: کلمه‌ای است که حرکت حرف آخرش به تناسب موقعیت در جمله تغییر می‌کند. 

- مبنی: کلمه‌ای است که حرکت حرف آخرش به تناسب موقعیت در جمله تغییر نمی‌کند. 

- منصرف: اسمی است که تنوین می‌گیرد و غالب اسم‌های معرب منصرف است. 

- غیرمنصرف: اسمی است که تنوین نمی‌پذیرد واقسام آن عبارتند از: علم مؤنث، علم غیرعربی، صفت بر وزن أفْعَلْ، اسم شهر و کشور، جمع مکسر بر وزن مفاعل، مفاعیل و.... 

- اسم مقصور: اسمی است که به الف ختم می‌شود. مانند: موسی، دنیا و .... 

- اسم ممدود: اسمی است که به الف و همزه ختم می‌شود. مانند: زهراء، صحراء و..... 

- اسم منقوص: اسمی است که به یای ماقبل مکسور ختم می‌شود. مانند: داعی، قاضی و .... 

- اسم صحیح الآخر: اسمی است که مقصور، ممدود، منقوص نباشد. مانند: العلمْ ، محمّد و ... 

منصوب: اسمی است که یای نسبت داشته باشد. مانند: مَکّة = مکّی. 

- مصغّر: اسمی است که به منظور «تحبیب» یا «تحقیر» به کار می‌رود. 

روش ساختن اسم مصغر: فَعل = فُعَیل / رَجُل=رُجَیْلْ

اکنون به شناخت فعل می‌پردازیم:



- فعل ماضی: درعربی 14 صیغه دارد و دارای یک ریشه‌ی سه حرفی است = ذَهَبَ 

- مضارع:(ا، ت، ی، ن) نشانه‌های فعل مضارع است = یَذْهَبُ، یَذْهَبانِ 

امر: امر حاضر از 6 صیغه‌ی مخاطب مضارع ساخته می‌شود. 

- صیغه: الغائب، المخاطب، متکلم وحده و .... را صیغه‌ی فعل گوییم. 

- ثلاثی: فعل ثلاثی بر دو نوع است. 1) مجرد 2)مزید 

1- ثلاثی مجرد: فعلی که در باب نرفته است واز 3 حرف تشکیل شده است: ذَهَبَ 

2- ثلاثی مزید: فعلی که در باب‌های اِفْعال، تفعیل، مُفاعلة و …. برود و از 3 حرف بیشت است: کَلَّمَ، یُنْزِلُ، اِسْتَخْرَجَ و …. 

- معتل: فعلی که حروف (و ا ی ) در ریشه‌ی آن است و بر 4 نوع است: 

مثال ، اجوف، ناقص، لفیف (مفروق و مقرون) 

- صحیح: فعلی که معتل نباشد. مهموز، مضاف، سالم، جزء فعل صحیح است. 

لازم: فعلی که نیاز به مفعول به ندارد و فقط فاعل دارد. (ذَهَبَ عَلیٌّ )ذَهَبَ: لازم 

- متعدی: فعلی که علاوه بر فاعل، مفعول به نیز دارد.( کَتَبَ عَلیٌّ الدرسَ. )کَتَبَ : متعدی 

- معرب: افعال مضارع به جز صیغه (6 و 12) معرب هستند. توضیح معرب داده شده است 

- مبنی: فعل‌های ماضی، فعل‌های امر و صیغه‌ی 6 و 12 مضارع، مبنی هستند. 

- معلوم: فعلی است که فاعل دارد. مانند: کَتَبَ عَلیٌّ الدرسَ. 

- مجهول: فعلی است که به جای فاعل، نایب فاعل دارد و هم ماضی و هم مضارع آن ساخته می‌شود. 

ماضی مجهول: کَتَبَ = کُتِبَ / ماضی مجهول: یَکْتُبُ = یُکْتَبُ 

مثال: تجزیه یستخدمون= فعل مضارع/ للخائبین، ثلاثی مزید، متعدی، معلوم، صحیح، معرب، سالم. 

برای تجزیه‌ی حرف هم از 3 چیز استفاده می‌کنیم: 

1- ذکر نام حرف(جاره، ناصبه، جازمه و (….. 

2-عامل، غیرعامل 

3-نوع بناء حرف )مبنی بر فتح – کسر سکون و …. )

مثال: تجزیه (فی) = حرف ، حرف جر، عامل، مبنی بر سکون.

الاعراب (ترکیب):

ابتدا ساختار جمله را بررسی کنید که اسمیه است یا فعلیه سپس به موارد زیر مراجعه کنید. 

1- مرفوعات: مبتدا، خبر، فاعل، نائب فاعل، اسم افعال ناقصه، خبر حروف، مشبهة بالفعل و لای نفی جنس، اسم افعال مقاربه و … 

2- منصوبات: مفعول به، مفعول مطلق تأکیدی یا نوعی، مفعولٌ فیه، مفعولٌ له، حال، تمییز، منادا، مستثنی، متجعبٌ منه، خبر افعال ناقصه، اسم حروف مشبهةٌ بالفعل و لای نفی جنس و…. 

3- مجرورات: مجرور به حرف جر، مضافٌ الیه و….. 

4- توابع: صفت، بدل، عطف بیان، عطف به حروف، تأکید لفظی و معنوی




+ نویسنده در شنبه چهاردهم اسفند 1389 |
کلمات متضادّ   إبتَعدَ : دور شد   /   إقتَربَ : نزدیک شد

أحَلَّ : حلال کرد   /   حَرَّمَ : حرام کرد

إستَیقظَ : بیدارشد   /   نامَ : خوابید

أطفأ : خاموش کرد   /   أشعَلَ : روشن کرد

بارِد : سرد   /   حارّ : داغ ، گرم

البَرد : سرما   /   الحَرّ : گرما

البُرودَۀ : سردی   /   الحَرارَۀ : گرمی

تَشاوُم : بد بینی   /   تَفاؤل : خوش بینی

جاعَ : گرسنه شد   /   شَبِعَ : سیر شد

الجَنَّۀ : بهشت   /   النّار : آتش ، جهنم

الحَرکَۀ : حرکت   /   السُّکون : سکون

الحَسنات : خوبی ها ، نیکی ها   /   السَّیئات : بدی ها

الحُلو : شیرین   /   المُرّ : تلخ

الحُلوَۀ : شیرینی   /   المَرارَۀ : تلخی

الحَیاۀ : زندگی   /   المَوت : مرگ

الدّار الباقِیۀ : کنایه از آخِرت   /   الدّار الفانِیۀ : کنایه از دنیا

الدُّنیا : دنیا   /   العُقْبَی : آخرت

ذاتَ یَومٍ : روزی   /   ذاتَ لَیلۀٍ : شبی

رَخیص : ارزان   /   ثَمین ، غالی ، باهِظ : گران

رَطب : تر ، خیس   /   یابِس : خشک

رَفضَ : نپذیرفت ، رد کرد   /   قَبِلَ : پذیرفت

زَین : خوبی   /   شَین : بدی

ساءَ : بد شد   /   حَسُنَ : خوب شد

السَّهل : آسان   /   الصَّعب : دشوار ، سخت

الشَّباب : جوانی   /   الشَّیب : پیری

العَذب : شیرین   /   المُرّ : تلخ

العَلانیۀ : آشکار ، ظاهر   /   السَّریرة : درون ، نهان

الفَرَح : شادی   /   الکَآبَۀ : مصیبت ، افسردگی

مُحرِق : سوزاننده   /   الهامِد : سرد و خاموش 

النَّشاط : نشاط ، شادابی   /   الخُمول : سستی ، تنبلی

نِعْمَ : خوب است   /   بِئسَ : بد است

نَهضَ : بلند شد ، ایستاد   /   جلَسَ : نشست

وُلِدَ : متولد شد   /   تُوُفِّیَ : وفات یافت

الیأس : نا امیدی   /   الرَّجاء : امید

یَسَّرَ : آسان نمود   /   عَسَّرَ : دشوار نمود

یَمین : راست   /   یَسار : چپ


+ نویسنده در شنبه چهاردهم اسفند 1389 |
- ماهو الخطاء فی ما یأتی

الف) هم أحسَنوا                       ب)أنتم أحسِنوا                      ج)هم تقبَّلوا                       د) أنتم تقـَبِّلوا

2- میّز الصحیح فی ما یلی

الف)هنّ أکر ِمنَ                       ب)أنتنّ إستغفـََرنَ                  ج)هما تفرّ َقتا                      د)أنتما تحاسَبتَا

3- ماهوالمرادف لکلمة «مقاتـَلة»

الف)قتلٌ                                 ب)قتیلٌ                               ج)قِتالٌ                              د) مُقـاتِـلٌ

4- تـَتَّبعان ِ از چه بابی است

الف)تَـفعـُّل                             ب) تفعیلٌ                             ج)إفعالٌ                             د) إفتعالٌ

5- عیّن الفعل الذی علامة جزمه حذف حرف العلة

الف) لم یخَف                          ب) لم یسَع                          ج) لم یعِد                          د) لم یَدعُ

6- ما هو إعراب «یتوکّلِ» فی ( وعلی اللهِ فلیتوکّل ِ المؤمنونَ )

الف) جـــــــــر                       ب)جـــــــــزم                        ج)رفـــــــع                        د)نصــب

7- میّز المضارع المجزوم فیما یأتی

الف) إسعَ                            ب) لِمَ یذهَب                          ج) لیَرضَ                         د) لا یأتی

8- ماهو الصحیح عن الفعل الذی تحته خط ٌ «اُدرسُوا کثیراً حتی لا ترسبوا»

الف)منصوب                       ب) مجزوم                            ج) مجرور                      د) مرفوع

9- عین الصحیح فی الأمر:

الف)بـِـع/ بـِیعی                    ب)قـِف/قِـفی                          ج)قـُل/قـُلی                      د) قـُم/ قـُمی

10- عین الصحیح فی«تــَدعِین»

الف) اجوف واوی- للمخاطبات      ب)اجوف یایی-للمخاطبین        ج)ناقص یایی- للمخاطب       د)ناقص واوی- للمخاطبة

11- عین الخطاءمن فعل «رجا،یرجو »للفراغ«............رحمةالله »

الف) أنتِ ترجینَ                 ب) هنَّ ترجونَ                     ج) هم یرجونَ                  د)هی رَجَت

12- ما هو الخطاءفی الامر

الف) عِد /عِدا                     ب) صِل/ صِلا                      ج) مِل/ مِلا                      د) خـَف/ خـَافــَا

13- میّز الفعل الذی لا اعلال فیه :

الف) أنتِ تهتدینَ                 ب) هم یهتدونَ                    ج) هی إهتدَت                    د) هنَّ یهتدینَ

14- فعل عبارت «أنت تُعطِی بیمینک صدقََة ً»

الف) أعطی                         ب) إعطِ                           ج) أعطِ                           د) إعطی

15- میز الفعل اللذین اعلاهما متشابه

الف) یرمِی / إرمی                ب) ترمی/ إرمی                 ج) إرم ِ/ إرمی                  د) یرمینَ / یرمونَ

16- میز الفعل اللذین اعلاهما متشابه

الف) لم یدعُ/ لم تدعی             ب) لم تدعُ/ لم تدعونَ          ج) یقـُولُ/ یخافُ              د) یبیعُ/ بـِعنَ

17- کیف یکون فعل «وصفتِ» مع (لم)

الف) لم توصفی                    ب) لم تصفی                     ج) لم تصفینَ                  د) لم تـَصف

18- ما هو الخطاء عن فعل قــُمنَ

الف) امر                            ب) مبنی                            ج) ماضی                    د) معرب

19- میّز الخطاء فیما یلی ( من فعل نالَ , ینالُ وباعَ , یبیعُ )

الف) أنتنّ نِلنَ                     ب) أنتنّ بــِــعنَ                    ج) هنّ نِلنَ               د) انتنّ بــِــعنَ  

20- عین الصحیح «ألم ترَ ربّکَ » للمخاطبة 

الف)الم تَری ربکِ           ب) الم تـُری ربکِ                     ج) الم ترینَ               د) الم تریینَ

21- ماهو المبنی للمجهول للفعل التالی«یُعیدُکَ»

                                                                الف) یُعادُ                    ب) تُعودُ                                   ج)تـُعادُ                    د) یَعودُکَ

22- عیّن الخطاء

الف) جئنا لندعوَکم        ب) لِندعُ اللهَ خاشعینَ                   ج) لم نرضَی بالذلّ        د) لمّا یذقنَ طعمَ الإیمان

23- مِن ایّ بابٍ «تَنتصفونَ »

الف)تَفعّل                    ب) افتعال                                ج) إنفعال                   د) إفعال

24- عیّن الصحیح فی الامر«تــُلحّینَ »

الف) اُلِحّی                 ب) إلحّی                                ج) ألحّی                      د) إلحِّّ

25- کیف تکونَ الجملة مع الفعل المبنی للمجهول  :لا یَجِدُ الإنسانُ العزة َ بغیر التعب.

الف) لاتـُـوجَدُ العزةَ         ب) لا یُوجَدُ العزةُ                  ج) لا تــُـجَدُ العزة ُ         د) لا تـُوجدُ العزة ُ

 

+ نویسنده در شنبه چهاردهم اسفند 1389 |
صرف و نحو

برای آموختن هر زبانی ،نخست لازم است با قواعد آن زبان آشنا شویم به این قواعد در زبان فارسی (دستور زبان )ودر زبان انگلیسی (گرامر )ودر زبان عربی (صرف ونحو )گفته میشود .

همانطوریکه شما خواننده ی ارجمند ارزش دانستن این زبان را بیش از من واقفید اما من باب تذکر توج تان را به بارزترین دلیل و شاید بهترباشد بگوییم الزام یادگیری این زبان از این آیه به وضوح مستفاد می گردد...

 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ

این قرآن را عربی نازل کردیم باشدکه شما تعقل کنید

1.علم صرف چیست؟

صرف علمی است که از تحویل ودگرگونی کلمه به صورتها وشکلهای گوناگون برحسب معنای مورد نظر بحث میکند .

 

2.کلمه برچند نوع است؟

**اسم ،مانند رجل (مردی)

**فعل ،مانند شرب(نوشید)

**حرف مانند علی (بر)

 

3.آیا صرف برهمه بر همه انواع کلمه اجرا میشود؟

صرف تنها بر فعل واسم اجرا میشود ،چون این دو کلمه قابل تحول وتبدیل به صورتهای گوناگونند ،وبر حرف اجرا نمیشود

چون حرف همواره بر یک شکل وصورت است .

 

 

4.دگرگونی کلمه از یک صورت به صورت دیگر چه نامیده میشود ؟تصریف مینامند .

 

5.تصریف افعال چگونه است ؟

تصریف فعل به منتقل کردن آن از ماضی به مضارع وسپس به امر است مانند:

ماضی مضارع امر

فرح یفرح افرح (شادمانی کرد)

 

 

6.تصرف اسمها چگونه است؟

تصریف اسمها عبارت است از :

نقل آن به تثنیه یا جمع مانند نهر (جوی)___________نهران_______انهار

مصغر کردن آن مانند:نهرٌ نُهیرٌ

نسبت دادن به آن مانند: نهرٌ نهریٌ

 

 

*در عربی دو مبحث مورد بررسی قرار میگیرد :

الف :تجزیه (تحلیل الصرفی )

ب:ترکیب (نحو)

 

تجزیه به بررسی خصوصیات فردی هر کلمه بدون در نظر گرفتن جایگاه آن در جمله میپردازد .به عنوان مثال تجزیه کلمه (معلِّم)در عبارت زیر چنین است المعلمُ یذهبُ المعلم:اسم –مفرد-مذکر-مشتق-معرفه به ال-معرب

در مبحث صرف سه نوع کلمه وجود دارد :1فعل 2اسم 3حرف

فعل :کلمه ای است که انجام شدن کاری ویا داشتن حالتی را با داشتن زمان وشخص نشان میدهد.

اسم:کلمه ایست که دارای معنای مستقلی بوده ولی برزمان خاصی دلالت نمیکند .

حرف:کلمه ایست که به تنهایی دارای معنای کامل ومستقلی نیست بلکه در جمله به کار میرود .

حروف الفبا در عربی :الف (همزه)-ب-ت-ث-ج-ح-خ-د-ذ-ر-ز-س-ش-ص-ض-ط-ظ-ع-غ—ف-ق-ک-ل-م-ن-و-ه-ی

تعداد حروف در عربی 28 حرف بوده ودر این زبان 4حرف وجود ندارد (پ-چ-ژ-گ) حروف الفبا در عربی به دو دسته حروف قمری وشمسی تقسیم میشود.

حروف شمسی :به حرفی گفته میشود که در صورت قرار گرفتن در ابتدای اسم واضافه شدن حرف تعریف (ال)به ابتداآن،حرف ال تلفظ نشده وبه جای آن حروف شمسی ای که بعد از آن قرار گرفته به صورت مشدد تلفظ میشود.14 حروف شمسی عبارتند از :ت-ث-د-ذ-ر-ز-س-ش-ص-ض-ط-ظ-ل-ن-

حروف قمری :حروفی میباشند که در صورت قرار گرفتن ابتدای هر اسم واضافه شدن حرف ال به ابتدای آن حرف ال تلفظ میشود .14 حروف قمری عبارتند از :الف –ب-ج-ح-خ-ع-غ-ف-ق-ک-م-و-ه-ی

فرق الف وهمزه :الف حرفی است که همیشه ساکن است وآنرا بصورت آتلفظ میکنیم ولی همزه علاوه براینکه میتواند ساکن باشد بلکه حرکات دیگر را هم قبول میکند .

انواع همزه :همزه وصل وهمزه قطع

همزه وصل همزه ای است که اگر در ابتدای جمله قرار گیرد تلفظ میشود ولی اگر در وسط جمله باشد تلفظ نمیشود .

همزه قطع همزه ایست که در هر کجای جمله باشد فرقی نخواهد داشت وتلفظ میشود .


حرکات

در عربی چهار نوع حرکت وجود دارد 1. فتحه 2کسره 3ضمه 4 سکون

تنوین نون ساکنی است که نوشته نمی شود ولی تلفظ میشود .

انواع تنوین 1. تنوین ضمه ٌ2تنوین کسره ٍ3تنوین فتحه ً

ترکیب

در ترکیب به سه مطلب توجه خواهیم داشت :

1.نقش کلمه

2.اعراب کلمه

3.نوع اعراب

 

تقسیمات دهگانه فعل

1. از لحاظ تعداد وحروف اصلی ---------------------ثلاثی ورباعی

2. به لحاظ نوع--------------------------------------ماضی ،مضارع ،امر

3. به لحاظ وجود وعدم حرف عله-------------------معتل وصحیح

4. به لحاظ نیاز وعدم نیاز به مفعول ----------------متعدی ولازم

5. به لحاظ نسبت دادن به فاعل یا مفعول -----------معلوم ومجهول

6. به لحاظ نفی واثبات-----------------------------منفی ومثبت

7. به لحاظ خبر از وقوع فعل یا انشاء آن-----------خبری وانشایی

8. به لحاظ ماده ووزن-----------------------------اصلی وملحق

9. به لحاظ تصرف وعدم تصرف-----------------متصرف وجامد

10. به لحاظ تغییر یا عدم تغییر آخر آن ------------معرب ومبنی

 

 

فعل به لحاظ نوع بر سه قسم است:

1.ماضی 2.مضارع3.امر

حالت های فاعل

1. یا فاعل خود گوینده است که به آن متکلم گویند:مانند من وما

2. یا مورد خطاب گوینده است که به آن مخاطب گویند مانند:تو وشما

3. یا نه متکلم ونه مخاطب است که به آن غایب گویند مانند:او وآنها

فعل ماضی:

به انجام دادن کاریا روی دادن حالت در زمان گذشته فعل ماضی گفته می شود که دارای ۱۴ صیغه است:۶صیغه غایب، ۶صیغه مخاطب،۱صیغه متکلم وحده،۱صیغه متکلم مع الغیر
فعل مضارع:
انجام دادن کاریا روی دادن حالت در زمان حال فعل مضارعگفته می شود که مانند فعل ماضیدارای ۱۴ صیغه است:۶صیغه غایب، ۶صیغه مخاطب،۱صیغه متکلم وحده،۱صیغه متکلم مع الغیر
فعل مستقبل:
انجام دادن کاریا روی دادن حالت در زمان آیندهفعل مستقبلگفته می شود که مانند فعل مضارعدارای ۱۴ صیغه است:۶صیغه غایب، ۶صیغه مخاطب،۱صیغه متکلم وحده،۱صیغه متکلم مع الغیر طریقه ساختن: برای ساختن این فعل کافی است به اول فعل مضارع س یا سوف اضافه کرد.
فعل امر:
این فعل برای دستور دادن به فرد یا افراد به کار برده می شود که دارای ۶ صیغه مخاطب است
طریقه ساختن: برای ساختن این فعل حرف مضارعه(ت)را حذف می کنیم وبه جای ان (الف) می گذاریم وسپس آخرآن را مجزوم می کنیم. تذهبان=اذهبا
فعل نهی:
این فعل برای نهی کردن به فرد یا افراد به کار برده می شود که دارای ۶ صیغه مخاطب است
طریقه ساختن: برای ساختن این فعل اول صیغه(لا) می گذاریم وسپس آخرآن را مجزوم می کنیم. تذهبان=لا تذهبا

 

 

فعل بر انجام دادن كار یا روی دادن حالتی در زمان خاص دلالت می كند. زمان فعل ماضی، مضارع و مستقبل است.

 

علامتهای فعل عبارتند: از

۱- خبر واقع می شود

۲- قد بر سر فعل قرار می گیرد

۳- س و سوف بر سر فعل مضارع می آید

۴- حروف جزم و یا نصب بر سر آن می آید

۵- ضمایر متصل مرفوعی می گیرد

۶- ت تأنیث فعل می گیرد

۷- نون تأكید می پذیرد

۸- صرف می شود.

 

 

فعل جامد به فعلی گفته می شودكه صرف نمی گردد مانند نِعْمَ.

فعل متصرف: فعلی است كه به صورت چهارده صیغه صرف می شود، ماضی، مضارع و امر دارد.

حالتهای بنای فعل ماضی:

فعل ماضی مبنی بر فتح مانند ذهبَ.

اما اگر به ضمیر جمع مذكر متصل شود مبنی بر ضم است مانند ذهبوا.

فعل ماضی مبنی بر ضم است و هنگامی كه ضمائر رفع متحرك به فعل متصل شوند مبنی بر سكون است مانند ذهبْتَ.

حالتهای بنای امر:

فعل امر مبنی بر سكون است مانند اُكْتُبْ.

اگر فعل حرف آخر آن عله باشد حرف عله حذف می شود مانند اُدعُ از تدعو، واو حذف شده در امر و اعراب دیگر فعل مضارع حذف نون اعرابی از آخر فعل.

حالتهای بنای فعل مضارع:

۱- مبنی بر سكون: در دو صیغه جمع مؤنث غائب و مخاطب.

۲- مبنی بر فتح: وقتی كه آخر فعل نون تأكید خفیفه یا ثقیله باشد.

 

فعل سه نوع است:

۱- ماضی بر انجام دادن كار یا روی دادن حالتی در گذشته دلالت می كند مانند كتبَ ربكم علی نفسه الرحمة

علامتهای ماضی عبارتند از: ضمیر تَ فاعلی در فعل ماضی (تَ، تِ، تُ، تما، تُنﱠ، تم) و تْ تأنیث مانند اَخْرَجتِ الرضُ اثقالها.

۲- فعل مضارع: دلالت بر انجام دادن كار یا روی دادن حالتی در حال یا آینده دارد مانند یرحمُ من یشاء.

علامتهای فعل مضارع عبارتند از: بر سر آن حروف جزم و یا نصب قرار می گیرد، حروف استقبال مانند س، سوف

فعل ماضی گاهی دلالت بر زمان حال می كند و گاهی برآینده.

زمانی كه فعل دعا باشد، یا در جملات شرط باشد یا بعد حرف اذا و اِن شرطیه باشد. فعل مضارع نیز گاهی معنی ماضی می دهد.

۳- فعل امر دلالت بر طلب درخواست دارد. ضمیر یاء مونث را می پذیرد مانند اشربی.


اذن یكی از حروف ناصبه فعل مضارع است كه به سه شرط عمل می کند:

1- درابتدای جمله جواب باشد

2- بین فعل جواب و اذن فاصله نباشد

۳- فعل دلالت بر آینده كند نه زمان حال مانند بسأ زورك عذاً اذن اُكرمَكَ (جمله جواب

حروف ناصبه اصلی عبارتند از: اَنْ، لن، كی، اذن.

اما حروف دیگر حتی، ف، او، لام و واو كه در آنها اَنْ مقدره وجود دارد.

حتی: فعل مضارع را نصب می دهد.

اگر فعل مضارع دلالت بر آینده داشته باشد (نسبت به ماقبل خود) و به معنای الی ان است مانند كلوا و اشرابوا حتی یتبین لكم خیطُ الابیض من خیط الاسود من الفجر.

او: نیز فعل مضارع را نصب داده و به معنی الی اَن می باشد و یا به معنای الا است.

لام دو نوع است:

۱- حجود كه به معنای انكار است و قبل از آن كان منفی آورده می شود مانند ما كان اللهُ لِیُعذبَهم و انت فیهم

۲- لام تعلیل برای بیان علت. ما قبل آن علتی است برای ما بعد از آن.

واو معیه و فاء سبیه: به شرطی نصب می دهند كه قبل از آن ها فعل نفی یا طلب باشد. لعلّی ابلغُ (فعل ترجی) اسبابَ الموات فاطلع

نشانه های نصب فعل مضارع فتحه و یا حذف نون اعرابی است.

فتحه یا ظاهری است مانند لن یدعوَ- لن یهدیَ و یا فتحه مقدره است.

در فعل مضارعی كه به الف ختم شده زیرا الف حركت نمی پذیرد مانند لن یرضی (مضارع منصوب تقدیراً).

حذف نون اعرابی در افعال خمسه است.

افعال خمسه عبارتند از: یفعلان، تفعلان، یفعلون، تفعلونَ، تفعلین. مانند انّ الذین اشتروا الكفر بالایمان فلن یضروا اﻠ... شیئاً.

حذف نون

مضارع مجزوم فعلی است كه یكی از ادوات جزم بر سر آن آورده شود.

انواع ادوات جزم عبارتند از:

۱- ادواتی كه فقط یك فعل مضارع را مجزوم می كنند مانند لم- لما- لای نهی- لام امر.

۲- ادواتی كه دو فعل مضارع را مجزوم می كنند ادوات شرط هستند كه همه آنها اسمند به جز اِنْ و اِذما كه حرف هستند و همه مبنی است بجز ایّ.

ادوات شرط عبارتند از:

اِنْ- اِینما- ایُّ- مَنْ- ما- مهما- متی- ایّان- حیثما- انّا- كیفما- اذما- دركیفما- كیف ادات شرط و ما زائد است.

مانند

اینما تكونوا یُدْرِكْكُم

فعل شرط جواب شرط به علامت جزم

 

غایب ( کس یا کسانی که هنگام صحبت کردن حاضر نیستند)

 

1- مفرد مذکر غایب ( للغائب ) هُوَ ( او یک نفر مرد )

2- مفرد مؤنث غایب ( للغائبة ) هیَ ( او یک نفر زن )

3-مثنی مذکر غایب ( للغائبَین ِ ) هما ( آن دو مرد )

4 -مثنی مؤنث غایب ( للغائبـتَین ِ ) هما ( آن دو زن )

5-جمع مذکر غایب ( للغائبینَ ) هم ( آن چند نفر مرد )

6-جمع مؤنث غایب ( للغائبات ) هنّ ( آن چند نفر زن )

 

مخاطب( حاضران مثل تو یا شما)

 

1- مفرد مذکر مخاطب ( للمخاطب ) أ َنتَ ( تو یک مرد )

2- مفرد مؤنث مخاطب ( للمخاطبة ) أنتِ ( تو یک زن )

3- مثنی مذکر مخاطب ( للمخاطبَین ِ ) أنتما ( شما دو مرد )

4- مثنی مؤنث مخاطب ( للمخاطبتین ِ ) أنتما ( شما دو زن )

5- جمع مذکر مخاطب ( للمخاطبینَ ) أنتم ( شما چند مرد )

6 – جمع مؤنث مخاطب ( للمخاطبات ) أنتنّ ( شما چند زن )

 

متکلم ( من یا ما زن و مرد فر قی ندارد)

1- متکلم وحده ( للمتکلم وحده ) أنا (من )

2- متکلم مع الغیر ( للمتکلم مع الغیر ) نحنُ (ما)

 

توضیح صیغه ها به عربی:

مفرد مذکر علامت ندارد پس می نویسیم للغائب

مثنی دو نشانه دارد ( ان ِ-ین ِ ) هر کدام را به کلمه اضافه کنیم مثنی می شود چون در بالا این کلمات با لـ ِ یعنی حرف جر می آید و جار و مجرور می شود ین را انتخاب می کنیم:

( الغائبین ِ یا للغائبَین ِ )

علامت جمع مذکر ( ون َ- ین َ ) است

علامت جمع مؤنث ( ات ) است

علامت مفرد مؤنث ( ة ) است

هر کدام از این نشانه ها را به کلمه اضافه کنیم همان صیغه ساخته می شود

 

برای فعل، بجز تقسیم فعل به ماضی و مضارع و امر، می توان هفت زمان دیگر بیان کرد که عبارتند از:

 

الف - ماضی بعید: ( کان + اسم کان + قد + فعل ماضی ساده )

کان الطالبُ قد ذهب إلی بیته. / الطالب کان قد ذهب الی بیته. ( دانش آموز به خانه اش رفته بود. )

کان الطالبان قد ذهبا إلی بیتیهما. / الطالبان کانا قد ذهبا الی بیتیهما.

 

ب - ماضی استمراری: ( کان + اسم کان + فعل مضارع )

کان الرجل یُسافر. / الرجل کان یسافر. ( مرد مسافرت می کرد. )

کان الرجلان یسافران. / الرجلان کانا یسافران.

( نکته: تقدیم و تأخیر بین کان و اسم کان در هر حال جایز است. )

 

ج - ماضی نقلی: ( قد + فعل ماضی )

قد سافر زیدٌ. ( زید مسافرت کرده است. )

( نکته: فعلی با نام ماضی نقلی در زبان عربی وجود ندارد ولی حرف « قد » بر سر فعل ماضی به آن تحقّق می بخشد و وقوع آن را تأکید می کند. در حالیکه این حرف همراه فعل مضارع، شک و احتمال وقوع فعل را می رساند که در این صورت معنای این حرف در فارسی « شاید » است. )

 

د - ماضی ساده:

سافر زیدٌ. ( زید مسافرت کرد. )

 

ه - حال محض: ( لام حالیه + فعل مضارع )

لَیَکتبُ زیدٌ. ( هم اکنون زید می نویسد. )

 

و - مضارع:

یکتب زید. ( زید می نویسد. )

 

ز - آینده: ( س/ سوف + فعل مضارع )

سَیُسافرُ زیدٌ. / سوف یُسافرُ زیدٌ. ( زید مسافرت خواهد کرد. )

( نکته: برخی در ترجمه « س » می گویند: « بزودی خواهد ... » که صحیح نیست. افزودن کلمه « بزودی » به هیچ وجه ضرورت ندارد. به جای کلمه « بزودی » در جمله عربی می توان کلمه « بسرعة » را نوشت.

 

نفی فعل:

در زبان عربی برای نفی فعل اغلب از حروف ( لم ، لما ، لا ، ما ، لن ) با شرایطی استفاده می شود.

ما + فعل ماضی = ماضی منفی

ما ذهب : نرفت ، ما ذهبا : نرفتند ( دو نفر ) ، ما ذهبوا : نرفتند ، ما ذهبتَ : نرفتی ، ...

 

لم + فعل مضارع = ماضی منفی

لم یذهب : نرفت ، لم تذهب : نرفتی ، لم نذهب : نرفتیم ، ...

 

 

لمّا + فعل مضارع = ماضی نقلی منفی

لما یذهب : نرفته است ( هنوز نرفته است ) ، لمّا نذهب: نرفته ایم ( هنوز نرفته ایم )، ...

 

 

لا + فعل مضارع = مضارع منفی

لا یذهبُ : نمی رود ، لا نذهبُ : نمی رویم ، لا تذهبُ: نمی روی ، لا یذهبون : نمی روند ، ...

 

 

لن + فعل مضارع = مستقبل منفی

لن یذهبَ : هرگز نخواهد رفت ، لن یذهبا : هرگز نخواهند رفت ( دو نفر ) ، لن یذهبوا : هرگز نخواهند رفت ، ...

نکته: « لم » و « لمّا » فعل مضارع را مجزوم می کنند و « لن » فعل مضارع را منصوب می کند و « ما » و « لا » نفی، غیر عامل هستند یعنی اعراب و بناء فعل بعد از آنها تغییری نمی کند.

 

افعال کمکی یا ربطی:

در زبان های فارسی و انگلیسی و دیگر زبان ها، جمله ای بدون فعل ساخته نمی شود یعنی اگر جمله دارای یک فعل اصلی نباشد، از افعالی استفاده می شود که در فارسی آنها را « فعل ربطی » ( است ، بود ، شد ، گشت ) و در انگلیسی آنها را فعل کمکی ( did , do / das , was / were , am / is / are ) می نامند، ولی در زبان عربی:

اگر جمله حاکی از زمان حال باشد و دارای هیچگونه فعل اصلی نباشد، فقط از دو اسم تشکیل می شود.

مثال: زیدٌ حاضرٌ . زید حاضر است.

و اگر جمله حاکی از زمان گذشته یا آینده باشد، باید از فعل ماضی « کان » یا مضارع آن « یکونُ » استفاده شود.

مثال: کان زیدٌ حاضرا . زید حاضر بود.

سَیَکونُ زیدٌ حاضراً . زید حاضر خواهد بود.

 

 

افعال ناقصه در عربی عبارتند از:

کان ( بود ) ، صار ( گردید ) ، لیس ( نیست ) ، اصبح ( شد ) ، مادام ( مادامی که ) ، مازال ( همواره )

این افعال در عربی بر سر جمله اسمیه می آیند، مبتدا می شود « اسم افعال ناقصه » و مرفوع می شود و خبر می شود « خبر افعال ناقصه » و منصوب می شود.

کان الطالبُ ناجحا. دانش آموز موفق بود. / صارت الأمّة الإسلامیة متّحدة. امت اسلامی متحد گردیدند.

 

جملات در زبان عربی به دو صورت به کار می روند: اسمیه و فعلیه.

اسمیه = مبتدا + خبر ( الطالب فی المدرسة )

فعلیه = فعل + فاعل + مفعول ( یکتب الطالب درسه )

 

انواع فعل:

1. ماضی: فعلی که در زمان گذشته اتفاق می افتد.

2. مضارع: فعلی که در زمان حال یا آینده اتفاق می افتد.

3. امر: فعلی که به انجام کاری در زمان حال یا آینده دستور می دهد.

 

صرف افعال ماضی به همراه ضمایر آنها:

هو فعل / هما فعلا / هم فعلوا / هی فعلت / هما فعلتا / هنّ فعلن / انتَ فعلتَ / انتما فعلتما / انتم فعلتم / انتِ فعلتِ / انتما فعلتما / انتنّ فعلتنَّ / أنا فعلتُ / نحن فعلنا

 

صرف افعال مضارع به همراه ضمایر آنها

هو یفعل / هما یفعلان / هم یفعلون / هی تفعل / هما تفعلان / هنّ یفعلن / انتَ تفعل / انتما تفعلان / انتم تفعلون / انتِ تفعلین / انتما تفعلان / انتنّ تفعلن / انا أفعل / نحن نفعل

 

صیغه های امر:

فعل امر مخاطب ( امر حاضر ) از صیغه های مخاطب فعل مضارع ساخته می شود.

1. حرف مضارعه را حذف کنید.

2. اگر بعد از حذف حرف مضارعه اولین حرف ساکن باشد باید یک همزه امر بر سر فعل بیاورید ( در غیر این صورت نیازی به همزه امر نیست ).

3. آخر فعل را مجزوم کنید.

مثال: تَذهَبُ : إذهَب ( برو ) / تذهبانِ: إذهبا ( بروید )

 

فعل امر غایب و متکلم ( امر به لام ):

1. اضافه کردن لام امر به ابتدای یکی از صیغه های غایب یا متکلم فعل مضارع.

 

2. مجزوم کردن آخر فعل.

یذهب : لیذهب ( باید برود ) / یذهبون : لیذهبوا ( باید بروند )

 

رابطه فعل با فاعل در جمله:

1. فعل از لحاظ تذکیر و تأنیث مطابق فاعل جمله به کار می رود. یعنی اگر فاعل جمله مذکر باشد فعل نیز مذکر می شود و بالعکس.

 

2. اگر فعل غایب قبل از فاعل در جمله ذکر شود به صورت مفرد به کار می رود حتی اگر فاعل مثنی یا جمع باشد. اما نسبت به مخاطب و متکلم، همیشه صیغه فعل با فاعل مطابقت دارد.

یحضر الطالب. / یحضر الطالبان. / یحضر الطلّاب. / تحضر الطالبة. / تحضر الطالبتان. / تحضر الطالبات.

 

جای فعل در جمله:

در زبان عربی بر خلاف زبان فارسی غالبا فعل اول جمله یا قبل از فاعل ذکر می شود. این قاعده در صورتی در زبان عربی رعایت نمی شود که گوینده بخواهد بر «فاعل» تأکید کند.

+ نویسنده در شنبه چهاردهم اسفند 1389 |
- نقش كلمه ي "السعادة " در " يا للسعادة " چيست ؟

ج : اين عبارت در تقدير بوده است " يا للسعادة لي " كه لام حرف جر و السعادة در لفظ مجرور به حرف جر مي باشد لكن به خاطر اينكه منادي است محلا منصوب و خود للسعادة متعلق به فعل محذوف است چون منادي خود فعلي در تقدير دارد .

2- كلمه ي " نهاية " در : نهاية الفراق : چه اعرابي دارد ؟

ج- مي توان آنرا خبر براي مبتداي محذوف گرفت مثلا بوده " هذه نهاية الفراق " و يا مي توان آنرا مبتدا و خبر آنرا محذوف گرفت ( اولي بهتر است ) .

3- كلمه ي " غدا حفلة " چه نقشي دارد ؟ غدا كه ظرف است خبر مقدم (شبه جمله) و حفلة را مبتداي موخر مي گيريم .

4- " من " در جمله ي " من هو " چه نقشي دارد ؟

ج- من چون در اينجا اسم استفهام است ميتوان دو نظر داد يا اسم استفهام را مبتدا واسم بعد آنرا خبر گرفت .و يا اسم استفهام را خبر مقدم و كلمه ي بعدي را مبتداي موخر گرفت ( دومي بهتر است )

5- كلمه ي "هنيئا " در جمله ي " هنيئا لك الشهادة يا اويس " چه اعرابي دارد ؟ بهتر است آنرا حال و منصوب بگيريم .

6- " آسفة " در : لا اقدر آسفة : چه نقشي دارد ؟

خبر است براي مبتداي محذوف ( انا ).

7- كلمه ي "وراء ها " د ر جمله ي " ما الفائدة في ثروة وراء ها لعنة الناس " چه اعرابي دارد ؟

وراء چون ظرف است وقبل از لعنة قرار گرفته آنرا خبر مقدم براي لعنة گرفته وجمله ي اسميه بعد از ثروة را جمله ي وصفيه محلا مجرور مي گيريم .

(عـــــربـــي ‌دو – تجربي – رياضي )

1- يفقهوا " در جمله ي واحلل عقدة من لساني يفقهوا قولي " چرا مجزوم شده است ؟

ج- چون بعداز فعل امر آمده واز طرفي جواب شرط است براي فعل شرط محذوف مثلا بوده " ان تحلل يفقهوا قولي ".

2- ويحك چه نوع كلمه اي است ؟

ج- كلمه أي است براي اظهار عذاب و نقش مفعول به براي فعل محذوف را دارد . كلمه ي ويـل نيز در ويلك مثل آن است البته لازم به توضيح است اين دو كلمه اگر به غير از لام اضافه شود مفعول به است ولي اگر بعد از آن لام بيايد "مثل ويل لكل همزة ...در اين صورت مبتدا است واگر اضافه نشده باشند مفعول مطلق هستند .

3- انت " در "فالعب ‌أنت مع الأطفال "چه نقشي دارد ؟

ج- تأكيد براي ضمير مستتر أنت در فعل العب است .

4- كلمه ي حيا در "وا حيائي " چه اعرابي دارد ؟

ج – مناداي مضاف از نوع ندبه تقد يرا منصوب است .

5- كلمات "هي و نحو" در جمله ي " الامة الاسلامية هي امة سائرة نحو الكمال " چه نقشي دارند ؟

ج –كلمه "هــي " ضمير فصل است محلـي از اعراب ندارد وكلمه ي نحو جانشين مفعول فيه است .

6- كلمات "غير و ذاتـي " در " يبعث ضوء من مصدر غير ذاتـي " چه اعرابي دارند ؟

ج – غيـر صفت است وتابع مصدر و كلمه ي ذاتي مضاف اليه و مجرور است .

7- آيا " وصل " در جمله ي " ما جاورت قلب امرئ إلا وصل " محلي از اعراب دارد ؟

ج – بله جمله ي حاليه محلا منصوب است چون مستثني مفرغ است پس جمله ي بعد إلا صاحب اعراب است . البته امرء نكره است در حاليكه صاحب حال بايد معرفه باشد اما چون جمله منفي است اشكالي ندارد از طرفي جمله حاليه وقتي ماضي باشد با يد با قد همراه باشد كه چون جمله شعر است مي توان گفت قد در تقدير است .

چندسوال:

س1- بيت " قيمه الانسان ما يحسنه اكثر الانسان منه ام اقلّ " تركيب و ترجمه اش چيست ؟

ج- ارزش انسان به چيزى است كه آن را خوب انجام دهد خواه انسان آن را زياد انجام دهد يا كم .

قيمه مبتدا و انسان مضاف اليه و ما خبر و جمله ى يحسنه صله ى ما است ( فعل و فاعل آن هو مستتر و ضمير ه مفعول به ) و اكثر فعل وانسان فاعل آن است .منه جار ومجرور محلا و اقل معطوف به اكثر است.

س2- " لا اله الا الله "چه نوع استثنائى است و تركيب آن چگونه است ؟

معروف ترين تركيب آن استثناء مفرغ بوده و اله اسم لا ى نفى جنس بوده و خبرش موجود حذف شده است و الله بد ل ازمحل اله مى باشد .

س3- كدام جمله صحيح تر است ؟ الف ) شعب ايران لا يركع ب ) شعب ايران لا يركعون

ج- به اعتبار لفظ مى توان فعلش را مفرد آورد و به اعتبار معنا چون اسم جمع است مى توان فعلش را جمع آورد لذا هردو مورد جايز است گر چه به اعتبار لفظ صحيح تر است يعنى گزينه الف.

س4- جمله ى "انما يستدل على الصالحين بما يجري الله لهم على السن عباده ". ترجمه ى روانش چيست و نا ئب فاعلش كدام است ؟

ج- صالحان با آنچه كه خداوند بر زبان بندگانش در باره ى آنها جارى مى سازد شناخته مى شوند .

صالحين نايب فاعل و محلا مرفوع است و حرف جر على در اينجا زائد است .

س5 – جمله ى " و ما ادريك ما ليله القدر " ترجمه ى روانش چيست ؟

ج- چه چيزى ترا آ گاه كرد كه شب قدر چيست ؟

س 6- در جمله ى " لن تنال شفاعتنا من اشستخف الصلوه " اعراب من و نوعش چيست "؟

ج-" من " اسم موصول و مفعول به است و شفاعت فاعل است .

س7 – در جمله ى " اليد التي محبوبه عند الله " تركيبش و صله ى موصول و عائد صله كدام است ؟

ج- اليد خبر براى مبتداى محذوف ( هذه ) و التي صفت و محبوبه خبر است براى هى كه آورده نشده است و جمله

" هي محبوبه" روى هم صله براى اليد است . لذا اين جمله درست نيست .چون عائد صله بيان نشده است و جمله ى صله نيز وجود ندارد.

س8 – در جمله ى " كانت طفله تسير في الشوارع حافيه القدمين " نقش حافيه القدمين چيست ؟

ج- حافيه حال ونيابا منصوب و القدمين مضاف اليه است ضمنا خبر كان كامل آمده است و حافيه حالت طفل را هنگام قدم زدن نشان مى دهد

+ نویسنده در جمعه سیزدهم اسفند 1389 |

1- شناسه ها ،تکواژوابسته تصریفی اند ودر شمارش تکواژها یک تکواژ محسوب می شوند .

2- تکواژ صفر / تهی( Φ ) نمود آوایی نداردامّا در شمارش یک تکواژ به حساب می آید ؛ مانند« است »  که 2 تکواژ است .

3- نقش نمای اضافه (-ِ )  یک واژه ، یک تکواژ و یک واج است .

4- (یِ ) ؛ یک واژه ، یک تکواژ ودو واج است .

5- « برایِ » یک واژه است و یک تکواژ ؛ زیرا ( -ِ ) زیر صامت « ی » متعلّق به خود واژه است .

6- نقش نمای اضافه ( -ِ ) وحروف پیوند مثل « و » به تنهایی یک واژه اند .

7- « ی » اسنادی در فعل ربطی ، یک واژه محسوب می شود . مثلاً « ی » در ، تویی دو تکواژ ( تو + ی )      « ی » اوّلی در« تویی » حرف میانجی است و در شمارش تکواژ به حساب نمی آید .

8- گروه فعلی بر روی هم یک واژه به حساب می آیدو ممکن است چندین تکواژ داشته باشد :                       

« داشتند برمی گشتند ، خواهم رفت ، خوانده است ، می رفت و ... »

9 -  هسته ی گروه قیدی قید یا اسم است .

10 - به بخشی از جمله ی مستقلِّ مرکّب که دارا ی پیوند وابسته ساز است جمله ی وابسته ( پیرو ) می گویند .

11 -  « ان » تکواژ گذرا ساز است. این تکواژبه بن مضارع بعضی از فعل های ناگذر افزوده می شود و آن را گذرا به مفعول می سازد ، همچنین به برخی فعل های گذرا .

12 -  تکواژ گذرا ساز « ان » جمله های دو جزیی را به سه و سه جزیی را به چهار جزیی تبدیل می کند .

13 برخی از مصدر ها مثل : شتافتن ، زیستن ، آسودن ، این تکواژ را نمی پذیرند .

14 -  برخی از فعل های ناگذر از مصدر های « آمدن ، رفتن ، ماندن و افتادن »  به شکلِ : 

                                   « آوردن ، بردن ، گذراندن/ گذاشتن ، انداختن » گذرا می شوند .

15 -  افعالی مانند « دیده شده است و ... » با وجودداشتن فعل معین ( کمکی ) ساده اند ، چون بن مضارع آنها یک تکواژ است بین  .  چنین فعل هایی در شمارش واژه ها یک واژه به حساب می آیند ، چون  افعال معین به تنهایی واژه نیستند .

16 -  فعل « ساده ( داشت خورده می شد ) مرکب ( او پدرش را دوست دارد ) پیشوندی ( برافراشت ، درغلتید ، واماند و ... ) » دربرخی افزودن پیشوندباعث تغییر معنا می شود :« افتادن برافتادن» دربرخی تغییرپدید نمی آید :

                                                                               « شمردن برشمردن»     

17 - واژه های « نیست ، باید ، پهناور ، ادبیّات » به ترتیب : « 3 ، 2 ، 3 ، 3 » تکواژ اند .

18 فعل هایی که به متمم نیاز مندند ، دارای حرف اضافه ی  اختصاصی اند ، امّا فعل هایی که به متمم نیاز ندارند ، دارای حرف اضافه ی اختصاصی نیستند ؛ مثلاً رفتن به این دلیل نیاز به متمم ندارد که با هر سه حرف اضافه ی « از، به ، با » کاربرد دارد . هم چنین است « رسیدن و آمدن و ... »   سارا ( به ، با ، از ) دانشگاه / دوستش رفت . اما نمی توان گفت : سارا با پدرش می نازد .

19 اگر « است ، بود ، شد و مشتقّات آن ها » در ساختمان فعل های دیگر به کار روند و فعل معین واقع شوند  فعل اسنادی نیستند : گفته است ، خورده بود و ...

20 جمله های دو جزیی بی فعل در حقیقت همان جمله های سه جزیی با مسند اند که فعل آن ها حذف شده است .

21 فعل های گروه « گردانیدن و هم معنی های آن : نمودن ، ساختن ، کردن  » همیشه جمله های چهار جزیی با مفعول و مسند می سازند .

22 - جمله های سه جزیی بی فعل در حقیقت همان جمله های سه جزیی با مسنداند با این تفاوت که به جای فعل « است » از واژه ی « یعنی » استفاده می شود .

23 شاخص ها عناوین و القابی اند که بدون هیچ نشانه ای یا نقش نمایی پیش از اسم می آیند . شاخص ها همیشه بدون فاصله در کنار هسته می آیند و در جای دیگر می توانند هسته ی گروه اسمی باشند .

24 نقش تبعی آن است که اسم یا گروه اسمی ، تابع نقش گروه اسمی قبل از خود باشد :     « معطوف ، بدل ، تکرار»

25 ملاک تشخیص واژه های ساده از غیر ساده وضعیّت امروزی آن هاست و اهل زبان پیشینه تاریخی زبان را در نظر نمی گیرند ، واژه های زیر ساده اند :

« تابستان ، زمستان ، دبستان ، ساربان ، خلبان ، شبان ، زنخدان ، ناودان ، خاندان ، سیاوش ، سهراب ، رستم ، تهمینه ، شیرین ، دستگاه ، استوار ، بنگاه ، پگاه ، غنچه ، پارچه ، کلوچه ، کوچه ، مژه ، دیوار ، دیوانه ، رادار »

26 هر واژه یک تکیه دارد : « آموزش و پرورش ، رخت و خواب ، کتاب خانه ، دهکده ، کفش و ... »

27 فرایند های واجی : « کاهش ( دست بند ، امضا و... ) ، افزایش ( خانه ی دوست ، خانه ای ، خیابان ) ، ابدال ( شنبه شمبه  اجتماع  اشتماع ، تخلیص  تلخیص ، نامَه  نامِه )، ادغام ( زود تر  زوتّر ، شب پره  شپّره )

29 کلمات دخیل کلماتی اند که در اصل فارسی نبوده اند ، اما در طول تاریخ با زبان فارسی آمیخته شده اند . « نشان دار( با ال : البتّه ، خاتم الانبیا، با تنوین : شخصاً ، حرف + اسم : علی رغم ، مع الوصف ) و بی نشان : کتاب ، کیف ، قلم و... »

30 تکواژ آزاد را« پایه » ووابسته را « وند » می گویند .

31 اسم ها از نظر ساخت : 1- ساده « کیف ، کتاب و... » 2 -  مرکب « کتاب خانه ، آبدارخانه ، و... » 3 - مشتق « گلزار ، دهکده ، ترشی ، و ... » 4 - مشتق مرکب « دانش سرا ، دادوبیداد ، دوچرخه و... »

32 برخی از واژه های مشتق بیش از یک وند دارند : « ناهماهنگی ، ناشنوایی ، بی مسؤولیّتی و... »

33 تكواژهاي آزاد دستوري شامل : 1- حروف پيوند 2- حروف اضافه 3- را مفعولي 4- حروف ندا

5- ضمايرشخصي متصل و منفصل 6- مخفف زمان حال بودن « -َ م ، ي ، يم ، يد ، ند = هستم ، هستي و ...

7 ضماير اشاره ، پرسشي ، مبهم 8-  نقش نمای اضافه (-ِ ) 

34   تكواژهاي وابسته ي تصريفي شامل : 1- «ي» نكره 2 نشانه هاي جمع 3- «تر/ ترين » 4- شناسه ها 5- جزء پيشين فعل ها ( مي ، ﺑـ ، ﻧـ مي روم ، بروم ، نروم ) 6- پسوند گذرا ساز ( ان ) 7- پسون هاي ماضي ساز ( اد ، يد ، ست ، ت ، د افتاد ، كشيد ، دانست ، كُشت ، خورد )  8- تکواژ صفر / تهی( Φ )

34- « همان و همين » يك تكواژ به حساب مي آيند .

35 « ان » در پلكان مجموعه ساز است و واژه ساده به حساب مي آيد .

36 « هم چون و هم چنين و اين چنين » به خاطر داشتن يك تكيه يك واژه و دو تكواژاند ؛ « چنين » صرف نظر از دستور تاريخي ، فقط يك واژه و يك تكواژ است .

37 - درصورتی که: ۴ تكواژ-  وقتی که : ۳ تكواژ - چنانچه : ۲ تكواژ   پروردگار : ۲ تكواژ- پرندگان : ۳ تكواژ

38 - تکواژ ماضی ساز درشمارش تعداد تکواژها محاسبه نمی شود. (*۱- ((اد)) مثل: افتاد    ۲- ((د)) مثل :خورد    ۳- ((ست)) مثل: دانست    ۴- ((ت)) مثل:کشت  ۵- ((ید)) مثل: پوسید . دراین واژه ها بن مضارع بااین تکواژهاترکیب می شود. )

* البته لازم به تذكّر است كه در برخي از اين موارد جاي بحث وجود دارد وقطعي نيست و اجماع كلّي وجود ندارد ولي در بين بسياري هم اتفاق نظر زيادي در اين موارد وجود دارد

+ نویسنده در جمعه سیزدهم اسفند 1389 |
درس اول

دانستني‌هاي مربوط به درس
1-نظر منطقيان درباره ي شعر چيست؟ سخن خيال‌انگيز داراي وزن و قافيه
2-عبارت «گل خورشيد شكفت» چه ويژگي‌هايي است؟ خيال انگيز و موزون است.
3-چرا عبارت «گل خورشيد شكفت» موزون است؟ چون هجاهاي آن با نظمي كنار هم نشسته‌اند.
4- شاعر چگونه به سرودن شعر و آفرينش زيبايي مي‌پردازد؟ با واژه
5براي شناختن قافيه و وزن شعر از كجا بايد شروع كرد؟ حرف
6-حروف ملفوظ چندگونه است؟ دو گونه
7- زبان فارسي چند (مصوت) دارد؟ شش(سه مصوت‌كوتاه، سه‌مصوت بلند)
8-زبان فارسي چند (صامت) دارد؟ بيست و سه صامت دارد.
9-حروف قافيه در بيت «به نام خداوند جان آفرين / حكيم سخن در زبان آفرين» كدام است؟ (ان)
10-واژه‌هاي قافيه چيست؟ واژه‌هايي است كه حرف يا حروف قافيه در آخر آن‌ها مشترك باشد.
11-در بيت «شد موسم سبزه و تماشا / برخيز و بيا به سوي صحرا» حرف قافيه كدام است؟ الف
12-حداقل حروف مشترك لازم براي قافيه تابع چند قاعده است؟ دوقاعده
13-قافيه در بيت «سال‌ها دل طلب جام جم از ما مي‌كرد / و آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي‌كرد» تابع كدام قاعده است؟ قاعده‌ي يك
14-قاعده‌ي يك در قافيه چيست؟ هر يك از مصوت‌هاي (ا، و) به تنهايي اساس قافيه قرار مي‌گيرند.
15-در بيت «كسي دانه‌ي نيك مردي نكاشت / كزو خرمن كام دل برنداشت» حروف قافيه كدام است؟ اشت
16-در واژه‌هاي (نُو، درو) قافيه كدام است؟ - ‍ُ و (مصوت + صامت)
17-مصوت‌هاي بلند زبان فارسي كدام‌اند؟ ا ، و ، ي
18«رديف» چيست؟ كلمه يا كلماتي است كه در پايان مصراع‌ها عيناً تكرار مي‌شود.
19-كلمات درست و مناسب براي اين عبارت كدام‌اند؟ «در قافيه و وزن شعر صورت . حرف مورد نظر است نه شكل» ملفوظ، مكتوب

درس دوم
قواعد قافيه
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- استثناهاي قافيه در چند مورد طبقه‌بندي شده است؟ هفت مورد
2- حروف الحاقي در قافيه چه وضعيتي دارند؟ جزء حروف مشترك قافيه‌اند و رعايت آن‌ها لازم است.
3- قدما آخرين حرف اصلي قافيه را چه مي‌ناميدند؟ حرف روي
4- براي مشخص كردن قافيه ي هر شعر چه بايد كرد؟ ابتدا روي را مشخص مي‌كنيم بعد حروف الحاقي را و سپس حروف اصلي را
5- حروف الحاقي در بيت «اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي / دل بي‌تو به جان آمد وقت است كه بازآيي» كدام‌اند؟ يي
6- حروف الحاقي كدام‌اند؟ شناسه‌ها، ضماير متصل، پسوندها، مخفف صيغه‌هاي زمان حال بودن، (ي) آخر بعضي از واژه‌هاي مختوم به (ا، و)
7- واژه‌هاي «منظر و تصور» در چه صورتي با هم قافيه‌ي مي‌شوند؟ در صورت افزوده شدن حرف الحاقي
8- وضع پيشوند و پسوند در قافيه‌ي شعر چگونه‌اند؟ گرچه واژه نيستند اما گاهي در قافيه‌ي شعر در حكم واژه‌ي قافيه قرار گرفته‌اند.
9- چرا در بيت «شب سياه بدان زلفكان تو ماند / سپيد روز به پاكي رخان تو ماند» قافيه درست نيست؟ چون (ان) در هر دو واژه نشانه‌ي جمع است و تكرار شده است.
10- كلمات درست و مناسب براي جاهاي خالي كدام است؟ «اگر واژه‌هاي قافيه لفظاً يك‌سان ولي در ....... متفاوت باشند، قافيه ..... است و جناس هم دارد.» معنا، درست
11- تعداد واژه‌هاي هم‌قافيه در زبان فارسي چگونه است؟ نسبتاً زياد
12- اگرشعر داراي دوقافيه‌ي‌پاياني باشد، آن را چه مي‌نامند؟ ذوقافيتين
13- قافيه ي دروني چيست؟ گاهي قافيه تنها در پايان مصراع يا نيم‌مصراع نيست بلكه درون مصراع هم قافيه دارد.
14- چرا قافيه كردن واژه‌هاي (حضيض، لذيذ، مشك بيز) درست نيست؟ چون شكل خطي آن‌ها از نظر ديداري متفاوت است.
15- علماي بلاغت تكرار واژه‌هاي قافيه را چگونه مي‌دانند؟ عيب فاحش مي‌شمرند.
16- تكرار واژه‌هاي غير ساده، در چه صورت جايز است؟ در صورتي كه جاي اجزاي سازنده‌ي آن‌ها چندان آشكار نباشد.
17- قافيه در (شعر نو) چگونه است؟ بستگي به مطلب دارد و در آخر بيت‌ها نمي‌آيد.
18- تكرار واژه‌هاي قافيه در مصراع چهارم، چه صنعتي را به وجود مي‌آورد؟ رَدُّ القافيه
19- «قافيه بر مبناي زبان شناخته مي‌شود.» به چه معناست؟ يعني به صورت ملفوظ شناخته مي‌شود.
20- بيت «گزيد از غنيمت ظرايف بسي / كز آن سان نبيند طرايف كسي» چه نوع قافيه‌اي دارد؟ چه نوع قافيه‌اي دارد؟ ذوقافتين

درس سوم
حرف، هجا، وزن
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «حرف» چندگونه است؟ دو گونه
2- «مصوت»ها چند نوع‌اند؟ مصوت‌كوتاه ـَـِـُ / مصوت‌بلند: آـ اي ـ او
3- «هجا» چيست؟ يك واحد گفتار است كه با هر ضربه‌ي هوا ريه به بيرون رانده مي‌شود.
4- در وزن شعر فارسي چند نوع هجا داريم؟ سه نوع
5- هجاي كوتاه چند حرف دارد؟ دو حرف
6- واژه‌ي (سر) چه هجايي دارد؟ هجاي بلند
7- «هجاي‌كشيده» چگونه‌هجايي است؟ داراي چهار يا پنج حرف است
8- در چه حالتي (ن) در وزن شعر به حساب نمي‌آيد؟ (ن) ساكن بعد از مصوت‌هاي بلند به‌حساب نمي‌آيد.
9- وزن شعر چيست؟ نظمي است در اصوات گفتار
10- وزن شعر فارسي بر چه مبنايي است؟ كميت هجاها، نظم ميان هجاهاي بلند
11- «علمي كه قواعد تعيين وزن شعر و طبقه‌بندي آن را از جنبه‌ي نظري و عملي» به دست مي‌دهد، چه نام دارد؟ عروض
12- واحد وزن در شعر فارسي چيست؟ مصراع
13- واحد وزن شعر عرب چيست؟ بيت
14- چند قاعده براي تعيين وزن يك شعر بايد رعايت شود؟ چهارقاعده
15- «خط عروضي» چگونه خطي است؟ صورت ملفوظ نه مكتوب شعر
16- حرفي كه مشدد باشد به چه صورت نوشته مي‌شود؟ به صورت دو حرف نوشته مي‌شود.
17- «تقطيع»دراصطلاح به‌چه معناست؟ تجزيه ي شعر به هجاها و اركان عروضي
18- هجاي دو حرفي به چه صورتي نشان داده مي‌شود؟ U
19- علامت هجاي بلند كدام است؟ -
20- هجاي پاياني اوزان شعر فارسي، چگونه هجايي است؟ هميشه بلند است.

درس چهارم
تقطيع به اركان
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- مصراع «مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي» از تكرار كدام ركن حاصل شده است؟ فعولن
2- از تكرار كدام ركن در مصراع «اي ساربان آهسته ران كارم جانم مي‌رود» حاصل شده است؟ مستفعلن
3- در صرف زبان عربي كلمات را به چه مي‌سنجد؟ (ف ع ل)
4- هم وزن (فعولن) چه ركني است؟ U - -
5- ركن (مفاعيلن) چگونه نشان داده مي‌شود؟ U - - -
6- مهم‌ترين اركان عروضي فارسي چندتاست؟ نوزده تاست
7- (مفاعلن) در كجاي مصراع مي‌آيد؟ آغاز و ميان و پايان
8- اركان غيرپاياني كدام‌اند؟ اركاني كه در آخر مصراع قرا نمي‌گيرند چون آخرين هجاي آن كوتاه است.
9- چند ركن غيرپاياني داريم؟ شش
10- اركاني كه فقط در آخر مصراع مي‌آيند چه ناميده مي‌شوند؟ اركان پاياني
11- براي آشكار شدن نظم هجاهاي يك شعر آن‌ها را چگونه از هم جدا مي‌كنيم؟ بايد هجاهاي آن را چهار تا چهار تا يا سه تا سه تا يا چهار تا و سه تا جدا كنيم.
12- در تقطيع كدام نظم ترجيح دارد؟ نظم تكراري
13- ركن معادل - U - - چيست؟ فاعلاتن
14- اركان پاياني چند ركن است؟ دو ركن
15- (بحر) به چه معناست؟ واحد بزرگ‌تر از وزن

درس پنجم
چگونگي تقطيع شعر به اركان
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- براي تقطيع شعر به اركان، ابتدا چه مي‌كنيم؟ آن را تقطيع هجاي مي‌كنيم.
2- معادل U - - كدام ركن است؟ فعولن
3- ركن پاياني در مصراع «خدايا به خواري مران از دَرَم» چيست؟ فَعَّل (درم)
4- مصراع «تو همچون گل ز خنديدن لبت با هم نمي‌آيد» از تكرار كدام ركن حاصل شده است؟ مفاعيلن
5- اگر از (فاعلاتن) يك هجا حذف شود، به چه صورت در مي‌آيد؟ فاعلن
6- براي پيدا كردن وزن يك شعر چند نكته را بايد رعايت كرد؟ هشت
7- چرا تقطيع يك مصراع از شعر براي تبيين وزن شعر كافي نيست؟ چون از اختيارات شاعري استفاده شده است.
8- اختيارات شاعري چندگونه است؟ دو
9- اختيارات زباني به چه معناست؟ برخي از واژه‌ها دو يا چند گونه تلفظ دارند، كه شاعر مي‌تواند هر كدام را كه بخواهد به كار برد.
10- اختيارات زباني چند نوع است؟ دو
11- در چه صورت امكان حذف همزه وجود دارد؟ اگر قبل از همزه‌ي آغاز هجا، حرف صامتي بيايد.
12- در كدام هجاي بيت «نبيني باغبان چون گل بكارد / چه مايه غم خورد تا گل برآرد» مصوت كوتاه بلند تلفظ شده است؟ هجاي سوم
13- در چه صورتي مصوت بلند، كوتاه تلفظ مي‌شود؟ پس از كلمات مختوم به مصوت‌هاي بلند (و ، ي) شاعر مي‌تواند اين مصوت‌ها را كوتاه تلفظ كند.
14- (ي) ميانجي چيست؟ اگر دو مصوت كنار هم بيايند. معمولاً (ي) بين آن‌ها ظاهر مي‌شود كه به آن (ي) ميانجي گويند.
15- در بيت «راستي آموز بسي جو فروش / هست درين كوي كه گندم نماست» در كدام هجا مصوت بلند، كوتاه تلفظ شده است؟ سوم
16- تقطيع مصراع (به تو حاصلي ندارد، غم روزگار گفتن) چگونه است؟ فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن
17- مصراع «گفت اي موسي دهانم دوختي» چند هجا دارد؟ يازده
18- اگر واژه‌ي (مردافكن) به اين صورت (- - -) تقطيع شود، از كدام اختيار شاعري استفاده شده است؟ حذف همزه
19- در بيت «توانا بود هركه دانا بود / ز دانش دل پير برنا بود» در هجاي پنجم ازكدام‌اختيار شاعري استفاده‌شده‌است؟مصوت‌كوتاه بلند تلفظ شده است.
20- (و)دركلمات(مو،رو،جو وبو)چگونه‌تلفظ‌مي‌شود؟هيچ‌گاه‌كوتاه‌تلفظ نمي‌شود.

درس ششم
اختيارات وزني
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «اختيارات وزني» چه امكاني را به شاعر مي‌دهد؟ امكان تغييراتي كوچك در وزن را به شاعر مي‌دهد.
2- «اختيارات وزني» چندگونه است؟ دو
3- هجاي پاياني مصراع، چه هجايي است؟ هميشه هجاي بلند است.
4- كدام اختيار وزني بسيار رايج است؟ به جاي فعلاتن اول و زن مي‌تواند فاعلاتن بياورد.
5- از مقايسه دو مصراع «از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است / همه آن است وگرنه دل و جان اين همه نيست» چه نتيجه‌اي مي‌توان گرفت؟ در ركن اول به جاي فعلاتن از فاعلاتن استفاده شده است.
6- كلمات درست و مناسب براي جاهاي خالي عبارت كدام است؟ «شاعر مي‌تواند به جاي دو هجاي ........ يك هجاي ....... بياورد.»كوتاه، بلند
7- در بيت «هرچه داري اگر به عشق دهي / كافرم گر جوي زيان بيني» در كدام هجاها، به جاي دو هجاي كوتاه، از يك هجاي بلند استفاده شده است؟ دوهجاي ماقبل آخر
8- آيا مي‌توان به جاي (فاعلاتن) فعلاتن آورد؟ خير
9- «قلب» در اصطلاح عروضي به چه معناست؟ جابه‌جا كردن يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه كنار هم
10- كاربرد (قلب) در كدام اركان رخ مي‌دهد؟ مفتعلن و مفاعلن
11- يكي از راه‌هاي تشخيص استفاده از (اختيارات شاعري) چيست؟ استفاده از گوش
12- مقايسه‌ي هجاهاي دو مصراع به چه معناست؟ ترتيب و تعداد هجاهاي كوتاه و بلند يك مصراع در تمام مصراع‌هاي ديگر رعايت مي‌شود.
13- اختيارات زباني، چه تسهيلاتي را براي شاعر فراهم مي‌كند؟ تسهيلاتي در تلفظ براي شاعر فراهم مي‌كند.
14- كلمه‌ي (كشت) در كجاي مصراع با كلمه‌ي (كش) برابر است؟ در آخر مصراع
15- استفاده از هجاي بلند به جاي دو هجاي كوتاه در كدام هجاهاي بيت بسيار رايج است؟ دو هجاي ماقبل آخر
16- در چه صورتي، شاعر مي‌تواند از (قلب) استفاده كند؟ به ضرورت وزن
درس هفتم
طبقه بندي اوزان
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- طبق سنت، اصل هر گروه وزني، چند ركني است؟ چهار ركني
2- از هر وزن چهار ركني، از آخر چند ركن را مي‌توان حذف كرد؟ يك ركن و به ندرت دو ركن
3- هر مصراع بيت از چند «مستفعلن» تشكيل شده است؟ «درياي هستي دم به دم / در چرخ و تاب و پيچ و خم» دو، مربع سالم
4- از تكرار «مفاعيلن» كدام وزن حاصل مي‌شود؟ هزج
5- وزن حاصل از تكرار «فاعلاتن» چه نام دارد؟ رمل
6- وزن «متقارب» از تكرار كدام ركن حاصل شده است؟ فعولن
7- اوزانش شعر فارسي به چند دسته تقسيم مي‌شوند؟ سه دسته
8- از تكرار «مستفعلن» چه وزني حاصل مي‌شود؟ رجز
9- تعداد اوزان پر كابرد شعر فارسي چندتاست؟ بيست و نه
10- بيت «روزگار است اين كه گه عزت دهد گه خوار دارد / چرخ بازيگر از اين بازيچه‌ها بسيار دارد» كدام وزن را دارد؟ رمل مثمن سالم
11- (الول ساتن) تعداد وزن‌هاي شعر فارسي را چند تا دانسته است؟ صد و پانزده
12- پر كاربردترين وزن شعر فارسي كدام است؟ مفاعلن فعلاتن مفاعلن، فعلن
13- وزن رباعي چيست؟ مستفعلن، مستفعلن، مستفعل، فع
14- تقطيع مصراع «هر كسي از ظن خود شد يار من» به اركان چگونه است؟ فاعلاتن، فاعلاتن. فاعلن
15- وزن« فعولن فعولن فعولن فعل» در كدام نوع از مثنوي، كاربرد بسيار دارد؟ مثنوي حماسي
16- «تك وزن» هاي شعر فارسي چندتاست؟ دويست و پنجاه
17- بيت «با من بگو تا كيستي مهري بگو، خوابي، خيالي، چيستي؟ اشكي بگو، آهي بگو» چه وزني دارد؟ رجز مثمن سالم

درس هشتم
نكاتي ديگر .....
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- نام ديگر (وزن دوري) چيست؟ متناوب
2- وزن دوري چيست؟ وزني است كه هر مصراع آن از دو قسمت تشكيل مي‌شود و قسمت دوم تكرار قسمت اول است.
3- اوزان دوري چند مشخصه دارد؟ چهار
4- وزن دوري از كدام اركان ساخته مي‌شود؟ اركان متناوب
5- مصراع «بار غمت مي‌كشم و ز همه عالم خوشم» از تناوب كدام ركن ساخته شده است؟ مفتعلن فاعلن
6- هجاي پاياني نيم مصراع اول در وزن دوري چگونه است؟ هميشه بلند است.
7- هجاهاي هر نيم مصراع در وزن دوري چندتاست؟ پنج يا پنج هجا
8- مصراع «دل مي‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را» در تناوب كدام ركن حاصل شده است؟ مستفعلن فعولن
9- كدام وزن از خوش‌ترين وزن‌هاي شعر فارسي است؟ رباعي
10- براي سرودن مثنوي‌ها از چند وزن، استفاده شده است؟ هفت وزن
11- شاهنامه‌ي فردوسي در كدام وزن سروده شده است؟ فعولن فعلون، فعلون فعل
12- وزن (مفاعيلن مفاعيلن فعولن) براي چه داستان‌هايي مناسب است؟ داستان‌هاي عاشقانه
13- منطق‌الطير عطار و مثنوي مولوي در كدام وزن سروده شده است؟ فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
14- ويس و رامين فخرالدين گرگاني و خسرو شيرين نظامي در چه وزني سروده شده‌اند؟ مفاعيلن مفاعيلن فعولن
15- صورت منظم (مستفعل مستفعل مستفعل فع) اصل كدام وزن است؟ وزن رباعي
16- از وزن اصلي رباعي، از طريق ابدال چند وزن حاصل مي‌شود؟ ده وزن
17- نيما يوشيج كدام وزن را تند و رقص‌آور مي‌داند؟ مفتعلن مفتعلن مفتعل
18- وزن انتخابي (وقار شيرازي) درباره‌ي مصايب زلزله چگونه وزني است؟ سخت نامناسب، چون وزني شاد و طرب‌انگيز دارد.



درس نهم
گونه‌هاي وزن شعر فارسي
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- وزن شعر فارسي به سبب ثابت بودن شماره‌ي مصوت‌هاي كوتاه و بلند، چگونه وزني است؟ وزن كمّي
2- اوزان شعر فارسي به چند دسته تقسيم مي‌شود؟ دو (رسمي و غير رسمي)
3- اوزان شعر رسمي چند گونه است؟ دو گونه
4- تا چه زماني شعر فارسي اوزان مبتني بر نظم و تساوي هجاها در هر مصراع بوده است؟ تا زمان نيما يوشيج
5- اوزاني كه نظم ميان هجاها را دارد، اما طول مصراع‌ها يك‌سان نيست، چند نوع‌اند؟ سه نوع
6- «مستزاد» چگونه شعري است؟ شعري است كه در پايان هر مصراع آن مصراع كوتاهي مي‌آيد.
7- شعري كه «هر مصراع آن از تكرار نامعين اركان عروضي فعلاتن يا مفاعيلن ساخته مي‌شود» چه نام دارد؟ بحر طويل
8- قالب شعري «هر لحظه به شكلي بت عيار برآمد / دل برد و نهان شد» چيست؟ مستزاد
9- وزن غالب‌ شعرهاي زبان فارسي تاكنون از نظر نظم هجايي، چگونه بوده است؟ مبتني بر نظم و تساوي هجاها در هر مصراع بوده است.
10- مصراع‌هاي كوتاه در انتهاي مستزاد، چه وزني دارد؟ هم وزن هستند، در وزن مصراع‌هاي اصلي
11- «مستزاد» از چه زماني رونق و رواج يافت؟ از دوره ي مشروطيت
12- چه كسي ابتدا «قيد تساوي» را از شعر فارسي برداشت؟ نيما يوشيج
13- چرا فكر يافتن وزني جديد در شاعران پيدا شد؟ چون نظم و تساوي هجاهاي شعر، با مفاهيم و احساسات روزگار متناسب نبود.
14- «وزن نيمايي» به چه مفهوم است؟ شاعر در اين وزن مجبور نيست جمله‌هايش را مساوي بياورد.
15- مصراع در«شعر نيمايي» به چه مفهومي به كار مي‌رود؟ در اين گونه وزن مصراع جايي تمام مي‌شود كه كلام خاتمه يابد.
16- شعر «مي‌تراود مهتاب» در كدم وزن است؟ رمل مخبون
17- تقطيع مصراع «مي‌درخشيد شب‌تاب» چگونه‌است؟ فاعلاتن فع‌لن
18- «تكيه»به‌چه‌معناست؟برجستگي‌اي كه‌فقط‌به يك‌هجاي كلمه داده مي‌شود.
19- در كدام زبان‌ها، زير و بمي نقش مهمي دارد؟ زبان‌هاي چيني و ويتنامي
20- وزن شعر زبان‌هاي (فرانسوي و ژاپني) چه نوع وزني است؟ وزن عددي

درس دهم
تعارف و انواع نقد 1
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «نقد» در لغت به چه معناست؟ جدا كردن دينار و درهم سره از ناسره
2- «نقد» در اصطلاح ادب چيست؟ تشخيص محاسن و معايب سخن
3- «نقد ادبي» به چه معناست؟ شناخت ارزش و بهاي واقعي آثار ابداعي و آفرينش‌هاي ادبي
4- كدام نويسنده نقادان را چون خرمگس‌هايي مي‌داند كه روي پيكر اسب مي‌نشينند و او را نيش مي‌زنند.... چخوف، نويسنده‌ي روسي
5- «نقد» در زبان گفتار به چه چيزي اطلاق مي‌شود؟ به بهاي مال و غيره
6- «تكنيك» در نوشته به چه معناست؟ خصوصيات فني‌اي كه داستان‌نويس يا نمايش‌نامه نويس در اثر خود به كار مي‌گيرد.
7- منظور از «نقد لغوي» چيست؟ بررسي و ارزيابي كاربرد زبان و اصول و قواعد آن
8- «كلمه» چه موقع مي‌تواند معني و مفهوم خود را القا كند؟ زماني كه درست و در جاي خود به كار رود.
9- مسئله‌ي مترادفات در كدام حوزه‌ي نقد قرار مي‌گيرد؟ نقد لغوي
10- «بحث در چگونگي كاربرد فنون بلاغي در شعر و نثر و ارزش اعتبار آن» چه نوع نقدي است؟ نقد فني
11- (نقد فني) را در چه كساني پايه ريزي كردند؟ ارسطو و اريستاك
12- مهم‌ترين نوع نقد در ادب عربي و فارس، چه نقدي است؟ نقد فني
13- در ادب فارسي قديم چه كساني به بحث در اصول و قواعد نقد فني پرداخته‌اند؟ رشيدالدين وطواط و شمي قيس رازي
14- چه‌چيزي موسيقي‌دركلام‌را به‌وجودمي‌آورد؟كميّت‌و ريتم، هماهنگي حروف
15- «ارتفاع»به‌چه‌معناست؟ عبارت است از واحدهاي متقارن و متكرّر يك وزن
16- چه كسي (نقد فني) را در روم باستان بنيان نهاد؟ هوراس
17- «بررسي كامل بلاغت، اعم از معاني، بيان و بديع» در حوزه‌ي كدام نوع نقد است؟نقد فني
18- چه كساني در ادب عرب به بحث اصول و قواعد نقد فني پرداختند؟ قدامّه بن جعفر، ابو هلال عسكري و عبدالقادر جرجاني

درس يازدهم
تعارف و انواع نقد 2
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «نقد زيبايي شناسي» چه نوع نقدي است؟ بررسي جوهر هنر دور از محتواي خاص آن است.
2- ريشه‌ي «نقد زيبايي شناسي» را در اروپا، در آثار چه كساني مي‌توان يافت؟ كالريج و ادگار آلن‌پو
3- عبارت «انشاي آثار ادبي در حكم بنايي است كه معمار مي‌سازد و آن‌چه اهميت دارد، هماهنگي و توازن است» از كيست؟ ادگار آلن‌پو
4- مكتب ادبي «پارناس» در كجا به وجود آمد؟ فرانسه
5- اصطلاح «هنر براي هنر» را نخستين بار چه كسي اعلام كرد؟ ويكتور هوگو
6- از بزرگ‌ترين نمايندگان مكتب هنر پارناس- چه كسي را مي‌توان نام برد؟ لوكنت دوليل
7- نقد كدام شاعران در قرن بيستم تا حدي با نقد زيبايي شناسي هم ريشه است؟ ريجاردز عزرا پوند وتي اس اليوت
8- اصول نظريه‌ي ريچاردز مبتني بر چيست؟ توجه منتقد به دلالت الفاظ و اوزان شعر و استعارات و لحن كلام
9- از قديم‌ترين شيوه هاي نقد، كدام است؟ نقد اخلاقي
10- نظر (ارسطو) راجع به شعر چيست؟ حدف شعر، خاصه تراژدي بايد تصفيه يا تزكيه‌ي نفس باشد.
11- اهل كليسا در قرون وسطي، شعر را چه مي‌ناميدند؟ غذاي شيطان
12- عبارت «هدف يك اثر ادبي اين است كه به آدمي عشق به تقوا و وحشت از نابكاري را القا كند» از كيست؟ ديدرو
13- «نقد اجتماعي» چيست؟ نشان دادن ارتباط ادبيات با جامعه تأثير جامعه در ادبيات
14- كدام منتقد ادبيات را محصول «رمان، محيط اجتماعي و نژاد مي‌داند»؟ هيپوليت تن
15- عبارت «هنر جهان پسند همواره ملاك ثابت و معتبري با خويشتن دارد و آن ملاك، معرفت ديني و روحاني است.» درباره ي كدام نوع نقد است؟ نقد اخلاقي
16- «هوراس» ارزش شعر را در چه مي‌داند؟ در سودمندي وز يبايي ان
17- از ميان تجدد خواهان و مشروحه خواهان كه براي شعر، شرايط اخلاقي قابل بودند، چه كساني را مي‌توان نام برد؟ آخوندزاده، ميرزا آقاخان كرماني و اديب الممالك فراهاني
18- در ميان اثار شاعران و نويسندگان ايران، آن چه متعلق به جنبه‌هاي اجتماعي است، چگونه بيان شده است؟ يا رنگ ديني و اخلاقي دارد و يا انگيزه‌ي ملي و ميهني
19- «نقد روان‌شناسي» به چه معناست؟ بيان جريان باطني و احوال دروني شاعر يا نويسنده

درس دوازدهم
تحليل آثار مهم نظم و نثر
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- كدام كتاب، شاهكار آثار حماسي ملي ايران، است؟ شاهنامه‌ي فردوسي
2- شاهنامه‌ي فردوسي به كدام سبك سروده شده است؟ سبك خراساني
3- شاهنامه‌ي فردوسي چند دوره را شامل مي‌شود؟ سه دوره
4- از عهد كيومرث تا ظهور فريدون مربوط به كدام دوره است؟ دوره‌ي اساطيري
5- دوره‌ي پهلواني حماسي از زماني كدام پادشاه شروع مي‌شود؟ فريدون
6- كشف آتش و جدا كردن آهن از سنگ در كدام دوره صورت مي‌گيرد؟ دوره‌ي اساطيري
7- ظهور زرتشت پيغمبر در زمان كدام پادشاه است؟ گشتاسب
8- كدام كتاب در درجه‌ي اول مأخذ تدوين شاهنامه بوده است؟ شاهنامه‌ي منثور ابومنصوري
9- شاهنامه‌ي فردوسي چند بيت دارد؟ شصت هزار
10- نظم «شاهنامه» چند سال طول كشيد؟ سي و پنج يا چهل سال
11- «ضحاك» در پايان كدام دوره به حكومت مي‌رسد؟ عهد اساطيري
12- نام برادر رستم كه او را از بين مي‌برد، كيست؟ شغاد
13- «جمله‌ي اسكندر مقدوني به ايران در زمان كدام پادشاه است؟ دارا
14- هدف فردوسي از تدوين شاهنامه گذشته از احياي زبان فارسي، چه بوده است؟ تقويت روحيه‌ي مبارزه‌جويي با بيگانگان و بيگانه پرستان
15- «خيام» در چه قرني زيسته است؟ اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم
16- «رباعيات خيام» را چه كسي به زبان انگليسي ترجمه كرده است؟ فيتز جرالد
17- «شيوه‌ي عراقي» را چه كسي در قالب مثنوي و داستان در ادب فارسي وارد كرد؟ نظامي گنجه‌اي
18- مهمترين اثر «نظامي گنجوي» كدام كتاب است؟ خسرو و شيرين
19- قديمي‌ترين كسي كه از «خيام» به عنوان شاعر ياد كرده است، كيست؟ شهروزي در اواخر قرن ششم
20- موضوع كتاب «هفت پيكر» چيست؟ داستان شادخواري‌ها و كامروايي‌هاي بهرام گور

درس سيزدهم
تحليل آثار مهم 2
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- «مثنوي معنوي» چند بيت و چند دفتر است؟ بيست و شش هزار بيت در شش دفتر
2- چه كسي از مولوي خواست كه به شيوه‌ي سنايي و عطار، مثنوي‌اي به نظم درآورد؟ حسام‌الدين چلبي
3- چه نامي بر مثنوي نهاده‌اند؟ قرآن عجم
4- مبناي كتاب مثنوي بر چيست؟ حكايت و تمثيل
5- «ني» در مثنوي مولوي به چه معناست؟ روح سرگشته‌ي انسان كه از اصل خود دور مانده است.
6- چرا مثنوي را (قرآن عجم) ناميده‌اند؟ چون نزديك 745 حديث نبوي تفسير شده و 528 آيه، در كتاب آمده است.
7- «حافظ» در چه قرني زيسته است؟ قرن هشتم
8- حافظ لقب «محتسب» را به كدام حاكم شيراز داده است؟ محمد مبارز‌الدين
9- زمان كدام حاكم، دوره‌ي تكفير حافظ» است؟ شاه شجاع
10- از لحاظ تقسيمات كلي سبك شعر حافظ، چه سبكي است؟ سبك عراقي
11- كدام آرايه‌هاي معنوي، بيشتر در شعر حافظ ديده مي‌شود؟ ايجاز و ايهام
12- نماينده‌ي واقعي شعر دوره‌ي صفويه و سبك هندي كيست؟ صائب تبريزي
13- «قالب» بيشترين اشعار صائب تبريزي چيست؟ غزل
14- از لحاظ فكر و مضون، صائب چه مضاميني را بيشتر از ديگر شاعران هم دوره‌ي خود دارد؟ حكمت و عرفان
15- براي آزادگي و ستايش آزادي كه حافظ در شعر خود دارد، به او چه لقبي داده‌اند؟ رند
16- سبك خاص شعر حافظ، چه سبكي است؟ سبك والا
17- انقلابي كه در روح (مولوي) به وجود آمد، از برخورد با چه كسي بود؟ شمس تبريزي
18- حكايت‌هاي «مثنوي معنوي» به چه شيوه‌اي است؟ داستان در داستان
19- «ناله‌ي ني» در مثنوي به چه مفهومي است؟ روحي سرگردان و جوياي اصل
20- «زبان و بيان مولوي» در مثنوي چگونه است؟ زبان اديبانه را به كار نمي‌گيرد و از آن دوري مي‌گزيند.

درس چهاردهم
تحليل آثار مهم- نثر
دانستني‌هاي مربوط به درس
1- بهترين نمونه‌هاي نثر فارسي، كدام كتاب‌ها هستند؟ تاريخ بيهقي، قابوس نامه و گلستان سعدي
2- كدام كتاب شاهكار نثر مرسل است؟ تاريخ بيهقي
3- نام ديگر «تاريخ بيهقي» چيست؟ تاريخ مسعودي
4- اهميت تاريخ بيهقي در چيست؟ تاريخ‌نويسي و هنر نويسندگي
5- چرا كتاب بيقهي از نظر فن تاريخ‌نگاري اهميت زياد دارد؟ مورخ سعي كرده است حقايق تاريخي را با دروغ‌گويي‌هاي بي‌مورد در نياميزد.
6- براي پرهيز از تعارفات و دروغ‌گويي‌هاي بي‌مورد بيهقي از چه عواملي استفاده مي‌كند؟ از يك طرف مشاهدات خود را بيان مي‌كند و از سويي ديگر بر افراد قابل اعتماد تكيه مي‌كند.
7- «ايجاز» به چه معناست؟ گرفتن بيشترين معني از كمترين واژه
8- كتاب «قابوس‌نامه» در چه قرني نوشته شده است؟ از آثار منثور اواخر قرن پنجم است.
9- نويسنده‌ي «قابوس‌نامه»كيست؟عنصرالمعالي‌كي‌كاووس بن قابوس و شمگير
10- نام اصلي كتاب «قابوس‌نامه» چيست؟ نصيحت‌نامه
11- نثر كتاب «قابوس‌نامه» چه نوع نثري است؟ نثري است ساده و روان كه لغات عربي در آن اندك است.
12- «گلستان» در چه سالي نوشته شده است؟ ششصد و پنجاه و شش
13- «گلستان» چند باب دارد؟ هشت
14- نثر سعدي در گلستان چگونه است؟ تركيبي است نو ميان نثر مصنوع و نثر مرسل و پيوندي زيبا ميان آن دو سبك
15- اهميت كتاب «گلستان» گذشته از محتواي آن، در چيست؟ هنر نويسندگي سعدي
16- هم نقشي از خود به يادگار گذارد و هم خلق را نصيحتي كند.
17- منظور بيهقي از (پدريان و پسريان) چه كساني است؟ پدريان: طرفداران اميرمحمد و پسريان طرفداران سلطان مسعود هستند.
18- محل شكست سلطان مسعود كجا بود؟ دندانقان

+ نویسنده در جمعه سیزدهم اسفند 1389 |
 

فصل اول:زبان شناسی

1-درس اولزبان

2-درس ششمشکلهای زبان

3-درس پانزدهمزبان شناسی چیست؟(1)

4-درس بیست وچهارمزبان شناسی چیست؟(2)

فصل دوم:نگارش

1-درس سوممروری بر نگارش دوره ی راهنمایی

2-درس پنجمویرایش

3-درس نهمنگارش علمی،نگارش ادبی

4-درس یازدهممقایسه

5-درس چهاردهمتوصیف

6-درس هفدهمساده نویسی

7-درس نوزدهمخاطره نویسی

8-درس بیست و دومنامه نگاری (1)

9-درس بیست و پنجمنامه نگاری(2)

فصل سوم:دستور

1-درس دوم و چهارمجمله واجزای آن

2-درس هشتم ودهمویژگیهای فعل

3-درس دوازدهم وشانزدهم و هجدهمگروه اسمی

4-درس بیستمضمیر

5-درس بیست وسومگروه قیدی

6-درس بیست وهفتمنقش نما

فصل چهارم:املا

1-درس هفتمچرا املا می نویسیم؟

2-درس سیزدهمبا چه خطی می نویسیم؟

3-درس بیست ویکمچه کلمه ای اهمیت املایی دارد؟

4-درس بیست و ششمگروه کلمه چیست؟

بیاموزیم

درسهای:اول،ششم،پانزدهم،بیست وچهارم

«زبان یک نظام استکه کار اصلی آن ایجاد ارتباط بین انسانهاستطبق تعریف ارکان اصلی تعریف

زبان عبارتند از:1-نظام بودن 2-ایجاد ارتباط 3-انتقال پیام 4-انسانی بودن

در این تعریف منظور از یعنی یک مجموعه ی پیچیده وبه هم پیوسته که از اجزای کوچکتری تشکیل

شده است و انسانی بودن یعنی اینکه مخصوص انسانهاست و آنها بوسیله زبان با هم ارتباط برقرارمی کنند.

گر چه استفاده از زبان آسان است ولی شناخت آن دشوار است دلیل آن پیچیدگی وگستردگی زبان و درعین حال چون ما طرز استفاده از آن را می دانیم فکر می کنیم شناخت آن نیز آسان نیز آسان است،درحالی که این طور نیست.

زبان انسان اگر چه نظام یگانه ای است ولی شکلهای متنوعی دارد:1-گونه2-لهجه3-گویش

گونه:شکلی از زبان که در جا و مو قعیت به خصوص بکار می رود:طرز صحبت با معلم،یا با کودک

لهجه:که در تلفظ با هم فرق می کنند.کردی،لری

گویش:علاوه بر تلفظ در انتخاب کلمات و قواعد دستوری هم تفاوت دارد:1-جغرافیای2-اجتماعی 3-تاریخی 4- معیار

این گوناگونی فقط در زبان انسان است نه پدیده های دیگر؛به علت ویژگیهایی که دارد: 1)دوساختی 2)نابه جایی 3)زایایی

«علمی که به مطالعه و شناخت زبان می پردازد«زبان شناسی»نام داردمقصود از کلمه «علمی»این است که مثل همه ی علوم دیگر از روش های رایج در تحقیقات استفاده می کند.

علم زبان شناسی:1)سنتی 2)جدید یا همگانی یا ساخت گرا

زبان شناسی سنتی:به منظور کتب آسمانی وایجاد ارتباط بین ملل مختلف.سابقه ی آن به چندین هزار سال قبل می رسد.

زبان شناسی جدید:مطالعه ی زبان در درجه ی اول به قصد شناختن خود آن.سابقه ی آن از آغاز قرن بیستم.

مشکلات مطالعه ی زبان به شیوه ی جدید:1)تغییروتحول دائمی آن )وجودگونه ها،لهجه ها وگستردگی بیش ازحد آن 3)پیچیدگی و گستردگی بیش ازحد آن

برای رفع مشکل اول«تغییر و تحول دائمی»:عامل«زمان»را کنارمی گذارند واگر برای این کارصورت تاریخی کلمات که مربوط به گذشته ی زبان فارسی است بررسی می کنند زبان شناسی تاریخی نام می گیرد.

برای رفع مشکل دوم، زبان شناسان مطالعه ی خود را فقط به یکی از شکل های گوناگون زبان محدود می کنند.اگر برای این کار یکی از این گویشها را انتخاب کنند،در آن صورت گویش شناسی می گویند.

در مورد مشکل سوم،زبان شناسان زبان را به چند بخش تقسیم می کنند و جداگانه هربخش را مورد

بررسی قرار می دهند:1)واج شناسی =>مطالعه ی صداهای زبان و قواعد ترکیب آنها به منظور ایجاد ساختهای آوایی 2)دستور الف)صرف=>بررسی وطبقه بندی نشانه های ساده وتکواژها وچگونگی ترکیب تکواژها تا حد انواع کلمات.ب)نحو=>شیوه ترکیب انواع کلمات تا سطح گروه یا جمله.3)معنا شناسی=>بررسی معنای انواع تکواژها،کلمه ها،گروه ها وجمله ها و روابط معنایی آنها می پردازد.

رابطه ی معنایی کلمات در حوزه معنایی:1)ترادف=>پدر و بابا 2)تضاد=>روز و شب 3)تضمن=>پدر و والدین

درسهای:سوم،پنجم،نهم،یازدهم،چهاردهم،هفدهم،نوزدهم،بیست ودوم،بیست وپنجم و بیست وهشتم

درس سوم:مهارتهای نگارشی:1-تبدیل گفتاربه نوشتار2-ساده نویسی وکوتاهی جملات3-توصیف4-خاطرات روزانه5-شرح حال6-تشخیص(جان بخشیدن به اشیاء)7-بازسازی وقایع ورویدادها8-انتخاب مناسب ترین واژه9-عناصرزیبایی سخن10-نامه نگاری11-خلاصه نویسی

درس پنجم:بازبینی نوشته ها ازجهات گوناگون محتوا،بیان،صحت واعتبار،دقت ونظم،آراستگی،علایم نگارشی و...ویرایش نام دارد.وکسی که این کار را انجام می دهد« ویراستار».

انواع ویرایش:1)فنی:آراستگی ظاهری و نظم وترتیب بخشیدن به اثر2)تخصصی:ناظر برجنبه ی علمی یا تخصصی اثر3)زبانی وساختاری:ناظر برجنبه های دستوری و نگارشی و املایی

یکی از جهات ویرایش،ویرایش فنی و یکی ازکارهای ویرایش فنی،رعایت علایم نگارشی است.

درس نهم:زبان به اعتبار شیوه بیان دو گونه است:1)علمی 2)ادبی

زبان علمی برای انتقال مستقیم مفاهیم دقیق و صریح به کار می رود؛اما زبان ادبی به آفرینش آثار ادبی اختصاص دارد.درزبان علمی چند پهلو نوشتن عیب ونقص بکار می رود؛اما درنوشته های ادبی باعث حسن وزیبایی سخن می شود.در نوشته های ادبی،نویسنده از آرایه های ادبی استفاده می کند.

زبان ادبی سعی می کند علاوه بررساندن مقصود بررفتار مخاطب اثر بگذارد واورا با خود همراه سازد.

درس یازدهم:مقایسه یکی از راههای پروردن معانی است که معمولا بین دو امر با اعتباری تقریبا یکسان انجام ی شود.غرض از مقایسه روشن کردن معنی ومفهوم،بیان شباهتها وتفاوتهای درجات و ویژگی های دو امراست.

درس چهاردهم:توصیف یکی از راههای پرورش مطلب است که در انواع نوشته های علمی وادبی کاربرد دارد.حواس پنج گانه وتجربه های حسی وعاطفی مواد توصیف را می سازد.

نویسنده درهریک از انواع و گونه های وصف به گنجینه های واژگان در خورومتناسبی نیازمند است. علاوه براین استفاده درست از هر گونه صفت،فعل وقید مناسب برای توصیف دیده ها و شنیده ها ضروری است.در توصیف نباید از همه ی جزئیات سخن گفت،بلکه باید تنها به آن دسته از جزئیات پرداخت که به روشن تر شدن مقصود کمک می کنند.

درس هفدهم:ویژگیهای نوشته ساده:1)صمیمی و نزدیک به گفتار بودن زبان نوشته2)جملات کوتاه،ساده وروان3)عدم کاربرد کلمات وعبارتهای دشوار و زاید4)قابل فهم بودن مقصود نویسنده

نکاتی که باید در ساده نویسی رعایت کنیم:1-تمرین تبدیل گفتاربه نوشتار.هرچه زبان نوشته به زبان گفتار نزدیک شود روح و تحرک بیشتری می یابد.2-فهم خوب مطلب وبیان فهمیده ها به زبان خودمانی.

3-استفاده از جملات کوتاه تا مفهوم زودتر وبهتررسانده شود.4-از تکلّف کلامی وشاخ وبرگ دادن بی مورد به مطالب بپرهیزیم.5-عدم کاربرد واژگان و عبارتهای زاید،تکیه کلامها،تکرار فعلها،اسم ها ، صفت ها و... .6-دوری ازابهام وکلّی گویی.7-عدم استفاده از واژگان و ساخت های دستوری کهن.

8-عدم استفاده از آرایه های ادبی در نوشته های علمی

درس نوزدهم:عام ترین وصمیمانه ترین نوع نوشته خاطره نویسی است.برای نوشتن خاطره هیچ قید و محدودیتی نیست.خاطره نویسی سبب می شود که از مراحل وایام زندگی آثاری جاندارو روشن برجا بماند.همه چیزمی تواند موضوع خاطره باشد.در ثبت وقایع« جدول ضربی»نباید عمل کرد.یادداشت ها گاهی کوتاه گاه بلند هستند.واز نظم منطقی خاصی پیروی نمی کنند.برای نوشتن خاطره ویادداشت روزانه بهتراست رئوس مسائل هم روزانه ،یادداشت شود.

درس بیست وپنجم:انواع نامه :1-رسمی واداری :الف)اداری ب)پیام های تبریک،تسلیت،دعوت،تفکرو..

2-خصوصی ودوستانه

کلیه ی مکاتباتی که بین ادارات و سازمانها رد و بدل می شود«نامه های اداری»و جزء اسناد دولتی است.

نامه های رسمی و اداری از چند قسمت تشکیل می شود:1- سرآغاز2- تاریخ 3- موضوع نامه 4-عنوان 5- کلمات احترام آمیز6- متن نامه7- امضا

نامه های اداری موضوع،عنوان،شروع،پایان و متن قالبی و کلیشه ای است. اگر ادعا وشکایتی در نامه طرح شده،باید اسناد و مدارک لازم با نامه همراه باشد.

پیام ها نیز باید کوتاه،گویا،محترمانه و صریح باشد.

نامه های خصوصی و دوستانه:این نامه ها عاطفی تر،صمیمی تروبی تکلف تر است و حرفهای خصوصی درآن طرح شده است.

اساسی ترین ویژگیهای نامه های خصوصی:1-تقلیدی نیستند،لحن کلام آنها صمیمی و خودمانی است.2-قالبی نبودن آنها

نامه ی خصوصی به شیوه ی دلخواه شروع و ختم می شود.حسن نامه ی خصوصی این است که همه ی عناصر آن از تصنع خالی می باشند.

درس بیست و هشتم:

خلاصه نویسی:یکی از راههای تمرین نگارش خلاصه نویسی است.که چندین فایده دارد:

1-با خلاصه کردن کردن خوانده ها نتیجه ی تمامی مطالعات خود را در حجمی اندک حفظ می کنیم.تا در صورت لزوم از آن استفاده کنیم.

2-میزان دقت و تمرکز ما برای درک و دریافت مطالعات بیشتر می شود.

3-دست ما را برای نگارش باز و توانا می کند.

پیشنهادهایی برای خلاصه نویسی:1-متنی که باید خلاصه شود باید به دقت خوانده شود.

2-میزان و روش خلاصه نویسی قبلا تعیین شود.

3-مفاهیم و نکات مهم مطلب مشخص شود.

4-به محتوای اصلی و مفاهیم کلیدی نه چیزی اضافه،نه چیزی کم می شود.

5-نکات اضافی و غیر مهم و تکراری حذف شود.

6-بندها و علایم نگارشی به درستی رعایت شود و مشخصات نوشته ای که خلاصه کرده ایم،با دقت بنویسم.

درسهای:دوم وچهارم،هشتم ودهم،دوازدهم وشانزدهم وهجدهم،بیستم،بیست وسوم،بیست وهفتم.

جمله:1-نهاد=>صاحب خبر2-گزاره=>خبر=>هسته گزاره فعل ونشانه ی فعل شناسه است.

به شناسه نهاد پیوسته می گویند.شناسه ی فعل درشمار(=مفرد و جمع)بانهاد مطابقت دارد.نشانه -ی نهاد،مطابقت آن با شناسه است.

گاهی گزاره فقط از فعل تشکیل می شود مانند:علی آمد. جمله

نهاد گزاره

فعل

علی آمد

و گاهی نیز علاوه بر فعل یک یا چند چیز دیگر ممکن است داشته باشد

فعل جمله

-مشرکان بتها را می پرستیدند.گزاره

مفعول

نهاد گزاره

 

مشرکان مفعول فعل

بتها را می پرستیدند

مسند جمله -ایران سرزمین دلیران است.گزاره

فعل

نهاد گزاره

ایران مسند فعل

سرزمین دلیران است

 

 

متمم جمله

-علی با دشمن می جنگد.

فعل نهاد گزاره

علی متمم فعل

با دشمن می جنگد

مفعول جمله

-علی کتاب را از کتاب فروشی خرید. متمم نهاد گزاره

فعل علی مفعول متمم فعل

 

کتاب را ازکتابفروشی خرید

ویژگیهای فعل:1-شخص=>هر فعل شش شخص دارد3تا مفرد،3تا جمع مانند:می شنوَم ،می شنوی،می شنوَد،می شنویم،می شنوید،می شنوَد

2-زمان:الف)ماضی=>بن ماضی =مصدر بدونَ ن پایانیدیدن=>دید

ب)مضارع=>بن مضارع=مصدر بدون«ب»آغازی»ببین=>بین پ)آینده

3-گذر4-معلوم و مجهول 5-وجه

صفت مفعولی=>بن ماضی+ه/=>شناخته،دیده

انواع ماضی:1)ماضی ساده=>بن ماضی+شناسه ها=>رفتم،رفتی،رفت،رفتیم،رفتید،رفتند.

2)ماضی استمراری=>می+ماضی ساده=>می رفتم،می رفتی،می رفت،می رفتیم،می رفتید،می رفتند.

3)ماضی بعید=>صفت مفعولی+بودم،بودی و...=>رفته بودم،رفته بودی،رفته بود،رفته بودیم،رفته بودید،رفته بودند.

4)ماضی التزامی=>صفت مفعولی+باشم،باشی و...=>رفته باشم،رفته باشی،رفته باشد،رفته باشیم،رفته باشید،رفته باشند.

5)ماضی نقلی=>صفت مفعولی+ام،ای و...=>رفته ام،رفته ای،رفته است،رفته ایم،رفته اید،رفته اند.

انواع مضارع:1)اخباری=>می+بن مضارع+شناسه ها=>می روم،می روی،می رود،می رویم،می روید،می روند.

آینده=>خواهم،خواهی و...+بن ماضی=>خواهم رفت،خواهی رفت،خواهد رفت،خواهیم رفت،خواهید رفت،خواهند رفت.

فعل از نظرویژگی گذر:1-ناگذر=>فقط به نهاد نیاز دارند:کودک دوید،گنجشک پرید

2-گذرا=>الف)به مفعولعلی کتاب را خواند.ب)به مسندقصه های مثنوی گوناگون است.

پ)به متمماحمد از دوستش رنجید.

اگربه بن مضارع برخی افعال«ن»بیفزاییم،بن مضارع گذرا بدست می آید=>دوید=>دواند یا دوانید.

«گروه اسمی»

اسم:کلمه ای که در ساختار جمله قرار می گیرد انواع نقش ها را می تواند بپذیرد.

راههای شناخت اسم:الف)می توان آن را جمع بست.ب)می توان به دنبال آن «ی»نکره آورد.پ)می توان واژه های «این وآن»را قبل از آن به کار برد.ت)می توان آن را به عنوان«نهاد،مفعول،متمم و...»به کار برد.

ویژگیهای اسم:الف)شمار ب)معرفه(شناس)،نکره(ناشناس)،اسم جنس پ)عام وخاص ت)ساخت: 1)سادهفقط یک جزء دارد:آتش 2)مرکباز دو یا چند جزء مستقل تشکیل شده است:رود خانه،سفیدرود 3)مشتقحداقل یک جزء آن مستقل نیست،پسوند یا پیشوند است:گلدان،باهوش

اسم از لحاظ شمار:الف)مفردهیچ نشانه ای ندارد:درخت،گل،قلم ب)جمعیکی از نشانه های جمع را دارد:1)«ها،ان»2)ات3)ین،ون4)جمع مکسر

معرفه یا شناس:مهم ترین نشانه ی آن درمفعول«را»است.=>کتاب(معرفه) را خریدم.

نکره یا ناشناس:نشانه ی آن «ی» و«ی را»پس از اسم است.=>کتابی (نکره)خریدم.

جنس:نه معرفه،نه نکره است.=>کتاب(جنس)خریدم.

عام:بر همه ی افراد طبقه دلالت می کنددرخت،گل

خاص:جمع بسته نمی شود،«ی»نکره نمی گیرد و برفرد یا چیز خاصی دلالت داردمحمد.

گروه اسمی:الف)هسته=>وجود هسته اجباری،هسته هرگروه اسمی،«اسم»است و می تواند پیش یا پس از خود وابسته هایی بگیرد.

ب)وابسته=>وجود وابسته اختیاری است،برای توضیح برخی ویژگیهای هسته ی گروه اسمی می آید.

انواع وابسته:الف)پیشین:1-صفت اشاره:این گل،آن گل

2)صفت پرسشی:کدام کتاب؟،چند،چه

3)صفت تعجبی:عجب هوایی!،چه هوایی!

4)صفت شمارشی:الف)اعداد اصلییک تا بی نهایت؛دو کتاب. ب)اعداد اصلی+ۥمین؛سومین کتاب

5)صفت عالی؛بهترین دانش آموز

6)صفت مبهم؛هر شاعری،همه،هیچ

ب)وابسته های پسین:1)«ی»نکره:مردی

2)نشانه های جمع:مردها،زنان

3)صفت شمارشی ترتیبی 2(اعداد اصلی+ۥم)؛سوم،چهارم،مانند:کلاس سوم

4)مضافٌ الیه؛کتابِ من

5)صفت بیانی؛آسمانٍ آبی

فرمول گروههای اسمی=>وابسته های پیشین+هسته+وابسته های پسین

وابسته های پیشین قبل ازهسته و وابسته های پسین بعد ازهسته قرار می گیرند.

ضمیر

به جای اسم یا گروه اسمی می نشیند واز تکرار آن جلوگیری می کند.گروه اسمی که ضمیربه جای آن می نشیند مرجع ضمیر نام دارد.

«مریم(مرجع ضمیر)همراه با مادرش(َش ضمیر) به بازار رفت

انواع ضمیر:1)شخصیجانشین اسم می شودوشش تاست.بردوگونه:

الف)جدامن،تو،او،ما،شما،ایشان

ب)پیوستهَم،َت،َش،ِمان،ِتان،ِشان

2)مشترکبرای هر شخص با لفظ مشترک به کار می رودخود،خویش،خویشتن

3)اشاره:واژه های این وآن،جانشین اسم و جع بسته می شود.آنان،آنها،اینان،اینها

4)پرسشیجانشین اسم می شود و برای پرسش به کار می رودکدام را می خواهید؟

«گروه قیدی»

ساده ترین راه شناخت قید حذف آن از جمله است:دیروز،آنجا بازعلی را دیدیم=>علی را دیدیم.

اقسام قید:الف)نشانه دار:1-کلمات تنوین دارعربی:اصلا˝،جدا˝

2-پیشوند+اسم:به دقت،به سختی

3-متمم های قیدی:تاشهر،از امروز،با او

ب)بی نشانه:1-قیدهای مختص:هنوز،البته

2-اسم های زمان و مکان مشترک با قید؛صبح،شب

3-صفت های مشترک با قید:خوب،زیاد،آهسته

«نقش نما»نقش کلمه را در جمله مشخص می کند.

انواع نقش نما:1-راپس واژه ی مفعولی است:نفس را در سینه حبس کرد.

2-نقش نمای اضافهکلمه ی بعد ازآن مضاف الیه یاصفت است؛پرپرنده(مضاف الیه)،کلاس خوب (صفت)

3-حرف اضافهنشانه ی متمم است:موضوع را ازدوستم پرسیدم.

4-حرف ربط(پیوند):الف)وابسته ساز=>که،تا،چون،زیرا و... . سریع رفتم چون عجله داشتم.

ب)همپایه ساز:و،اما،ولی،یا. هوا سرد بود وبرف می بارید.

5-نشانه ی ندا؛منادا می سازد=>ای،یا،آی و«ا»درانتهای بعضی کلمات:خدایا،ای خد

درسهای:هفتم،سیزدهم،بیست ویکم،بیست وششم

«درس هفتم»:

«تقریر»به معنای بیا کردن است واملای تقریری آن است که معلم متن املا را به تدریج قرائت کند تا دانش آموز آن را بنویسد.

فواید املای تقریری عبارتند از:1-کسب مهارت گوش دادن 2-آشنایی با تلفظ صحیح کلمه و جمله ها3-تقویت دقت و حافظه 4-درک بهترشنیده ها5-تبدیل گفتاربه نوشتار6-درست،زیبا و خوانا نوشتن شنیده ها

«درس سیزدهم»:

«تحریر»درلغت به معنی نوشتن است.خط تحریری در اصطلاح،خط نوشتن با دست است.این خط هر چند به «خط نستعلیق ریز»نزدیک است اما از لوازم مهارت نوشتن به شمار می رود و نباید صرفا خط هنری و خوش نویسی تلقی شود.

«درس بیست ویکم»:

در فارسی کلمه ای اهمیت املایی دارد که اولا عربی رایج در فارسی باشد؛ثانیا چند شکل مکتوب داشته باشد و باید شکل صحیح آن را انتخاب کرد. بین «صدا»و«حرف»کلمات غیرعربی غالبا تطابق یک به یک وجود دارد. بنابراین در املای آنها مشکل چند شکل نویسی نداریم.

«درس بیست وششم»:

- ترکیب هایی که نه کلمه اند نه جمله،«گروه کلمه»نامیده می شوند.گروه کلمه یا گروه واژه معمولا یا مضاف و مضاف الیه هستند یا موصوف و صفت یا مترادف یا متضاد و... .

- گروه کلمه ها برای املای تقریری جنبه ی تکمیلی و ترمیمی دارند.به کمک گروه کلمه،متن های ساده ی املا برای ارزش یابی،تعدیل و متناسب می گردد.

- شاخصه ی گروه کلمه های املا این است که گویا و واضح باشند و به پرسش های مقدر ما پاسخ دهند.

«بیاموزیم»

- حرف همزه(ء)وقتی حرکت می گیرد که کلمه ی مختوم به آن به واژه ی دیگر اضافه شود،یعنی مضاف یا موصوف باشد:جزءاول

- هر گاه بخواهیم جمله های دعایی عربی را در فارسی به کار ببریم،باید آن ها را به طور کامل نقل کنیم.مانندرضی الله عنه»

- هرگاه واژه ای به «صامت»ختم شود،درحالت اضافه فقط نقش نما یا کسره ی اضافه می گیرد و اگر به مصوت های«آ،او»ختم شود،علاوه برآن به«ی»میانجی هم نیازمند است که کار تلفظ را ساده تر می کند.

- کلمات«علیه و له»عربی هستند.به کار بردن آنها همراه با «بر»نادرست و حشو است.

- همزه(ء)یکی از سی وسه حرف الفباست و هرچند به«ی»میانجی کوچک(ء)شباهت دارد اما مستقل از آن است.بهتر است در نوشتاربه جای «ی»میانجی کوچک،شکل بزرگ آن را به کار ببریم.

- از نشانه های خطی در مواردی استفاده می کنیم که رعایت نکردن آنها موجب ابهام وبد فهمی می شود.

+ نویسنده در جمعه سیزدهم اسفند 1389 |

1- شناسه ها ،تکواژوابسته تصریفی اند ودر شمارش تکواژها یک تکواژ محسوب می شوند .

2- تکواژ صفر / تهی( Φ ) نمود آوایی نداردامّا در شمارش یک تکواژ به حساب می آید ؛ مانند« است »  که 2 تکواژ است .

3- نقش نمای اضافه (-ِ )  یک واژه ، یک تکواژ و یک واج است .

4- (یِ ) ؛ یک واژه ، یک تکواژ ودو واج است .

5- « برایِ » یک واژه است و یک تکواژ ؛ زیرا ( -ِ ) زیر صامت « ی » متعلّق به خود واژه است .

6- نقش نمای اضافه ( -ِ ) وحروف پیوند مثل « و » به تنهایی یک واژه اند .

7- « ی » اسنادی در فعل ربطی ، یک واژه محسوب می شود . مثلاً « ی » در ، تویی دو تکواژ ( تو + ی )      « ی » اوّلی در« تویی » حرف میانجی است و در شمارش تکواژ به حساب نمی آید .

8- گروه فعلی بر روی هم یک واژه به حساب می آیدو ممکن است چندین تکواژ داشته باشد :                       

« داشتند برمی گشتند ، خواهم رفت ، خوانده است ، می رفت و ... »

9 -  هسته ی گروه قیدی قید یا اسم است .

10 - به بخشی از جمله ی مستقلِّ مرکّب که دارا ی پیوند وابسته ساز است جمله ی وابسته ( پیرو ) می گویند .

11 -  « ان » تکواژ گذرا ساز است. این تکواژبه بن مضارع بعضی از فعل های ناگذر افزوده می شود و آن را گذرا به مفعول می سازد ، همچنین به برخی فعل های گذرا .

12 -  تکواژ گذرا ساز « ان » جمله های دو جزیی را به سه و سه جزیی را به چهار جزیی تبدیل می کند .

13 برخی از مصدر ها مثل : شتافتن ، زیستن ، آسودن ، این تکواژ را نمی پذیرند .

14 -  برخی از فعل های ناگذر از مصدر های « آمدن ، رفتن ، ماندن و افتادن »  به شکلِ : 

                                   « آوردن ، بردن ، گذراندن/ گذاشتن ، انداختن » گذرا می شوند .

15 -  افعالی مانند « دیده شده است و ... » با وجودداشتن فعل معین ( کمکی ) ساده اند ، چون بن مضارع آنها یک تکواژ است بین  .  چنین فعل هایی در شمارش واژه ها یک واژه به حساب می آیند ، چون  افعال معین به تنهایی واژه نیستند .

16 -  فعل « ساده ( داشت خورده می شد ) مرکب ( او پدرش را دوست دارد ) پیشوندی ( برافراشت ، درغلتید ، واماند و ... ) » دربرخی افزودن پیشوندباعث تغییر معنا می شود :« افتادن برافتادن» دربرخی تغییرپدید نمی آید :

                                                                               « شمردن برشمردن»     

17 - واژه های « نیست ، باید ، پهناور ، ادبیّات » به ترتیب : « 3 ، 2 ، 3 ، 3 » تکواژ اند .

18 فعل هایی که به متمم نیاز مندند ، دارای حرف اضافه ی  اختصاصی اند ، امّا فعل هایی که به متمم نیاز ندارند ، دارای حرف اضافه ی اختصاصی نیستند ؛ مثلاً رفتن به این دلیل نیاز به متمم ندارد که با هر سه حرف اضافه ی « از، به ، با » کاربرد دارد . هم چنین است « رسیدن و آمدن و ... »   سارا ( به ، با ، از ) دانشگاه / دوستش رفت . اما نمی توان گفت : سارا با پدرش می نازد .

19 اگر « است ، بود ، شد و مشتقّات آن ها » در ساختمان فعل های دیگر به کار روند و فعل معین واقع شوند  فعل اسنادی نیستند : گفته است ، خورده بود و ...

20 جمله های دو جزیی بی فعل در حقیقت همان جمله های سه جزیی با مسند اند که فعل آن ها حذف شده است .

21 فعل های گروه « گردانیدن و هم معنی های آن : نمودن ، ساختن ، کردن  » همیشه جمله های چهار جزیی با مفعول و مسند می سازند .

22 - جمله های سه جزیی بی فعل در حقیقت همان جمله های سه جزیی با مسنداند با این تفاوت که به جای فعل « است » از واژه ی « یعنی » استفاده می شود .

23 شاخص ها عناوین و القابی اند که بدون هیچ نشانه ای یا نقش نمایی پیش از اسم می آیند . شاخص ها همیشه بدون فاصله در کنار هسته می آیند و در جای دیگر می توانند هسته ی گروه اسمی باشند .

24 نقش تبعی آن است که اسم یا گروه اسمی ، تابع نقش گروه اسمی قبل از خود باشد :     « معطوف ، بدل ، تکرار»

25 ملاک تشخیص واژه های ساده از غیر ساده وضعیّت امروزی آن هاست و اهل زبان پیشینه تاریخی زبان را در نظر نمی گیرند ، واژه های زیر ساده اند :

« تابستان ، زمستان ، دبستان ، ساربان ، خلبان ، شبان ، زنخدان ، ناودان ، خاندان ، سیاوش ، سهراب ، رستم ، تهمینه ، شیرین ، دستگاه ، استوار ، بنگاه ، پگاه ، غنچه ، پارچه ، کلوچه ، کوچه ، مژه ، دیوار ، دیوانه ، رادار »

26 هر واژه یک تکیه دارد : « آموزش و پرورش ، رخت و خواب ، کتاب خانه ، دهکده ، کفش و ... »

27 فرایند های واجی : « کاهش ( دست بند ، امضا و... ) ، افزایش ( خانه ی دوست ، خانه ای ، خیابان ) ، ابدال ( شنبه شمبه  اجتماع  اشتماع ، تخلیص  تلخیص ، نامَه  نامِه )، ادغام ( زود تر  زوتّر ، شب پره  شپّره )

29 کلمات دخیل کلماتی اند که در اصل فارسی نبوده اند ، اما در طول تاریخ با زبان فارسی آمیخته شده اند . « نشان دار( با ال : البتّه ، خاتم الانبیا، با تنوین : شخصاً ، حرف + اسم : علی رغم ، مع الوصف ) و بی نشان : کتاب ، کیف ، قلم و... »

30 تکواژ آزاد را« پایه » ووابسته را « وند » می گویند .

31 اسم ها از نظر ساخت : 1- ساده « کیف ، کتاب و... » 2 -  مرکب « کتاب خانه ، آبدارخانه ، و... » 3 - مشتق « گلزار ، دهکده ، ترشی ، و ... » 4 - مشتق مرکب « دانش سرا ، دادوبیداد ، دوچرخه و... »

32 برخی از واژه های مشتق بیش از یک وند دارند : « ناهماهنگی ، ناشنوایی ، بی مسؤولیّتی و... »

33 تكواژهاي آزاد دستوري شامل : 1- حروف پيوند 2- حروف اضافه 3- را مفعولي 4- حروف ندا

5- ضمايرشخصي متصل و منفصل 6- مخفف زمان حال بودن « -َ م ، ي ، يم ، يد ، ند = هستم ، هستي و ...

7 ضماير اشاره ، پرسشي ، مبهم 8-  نقش نمای اضافه (-ِ ) 

34   تكواژهاي وابسته ي تصريفي شامل : 1- «ي» نكره 2 نشانه هاي جمع 3- «تر/ ترين » 4- شناسه ها 5- جزء پيشين فعل ها ( مي ، ﺑـ ، ﻧـ مي روم ، بروم ، نروم ) 6- پسوند گذرا ساز ( ان ) 7- پسون هاي ماضي ساز ( اد ، يد ، ست ، ت ، د افتاد ، كشيد ، دانست ، كُشت ، خورد )  8- تکواژ صفر / تهی( Φ )

34- « همان و همين » يك تكواژ به حساب مي آيند .

35 « ان » در پلكان مجموعه ساز است و واژه ساده به حساب مي آيد .

36 « هم چون و هم چنين و اين چنين » به خاطر داشتن يك تكيه يك واژه و دو تكواژاند ؛ « چنين » صرف نظر از دستور تاريخي ، فقط يك واژه و يك تكواژ است .

37 - درصورتی که: ۴ تكواژ-  وقتی که : ۳ تكواژ - چنانچه : ۲ تكواژ   پروردگار : ۲ تكواژ- پرندگان : ۳ تكواژ

38 - تکواژ ماضی ساز درشمارش تعداد تکواژها محاسبه نمی شود. (*۱- ((اد)) مثل: افتاد    ۲- ((د)) مثل :خورد    ۳- ((ست)) مثل: دانست    ۴- ((ت)) مثل:کشت  ۵- ((ید)) مثل: پوسید . دراین واژه ها بن مضارع بااین تکواژهاترکیب می شود. )

* البته لازم به تذكّر است كه در برخي از اين موارد جاي بحث وجود دارد وقطعي نيست و اجماع كلّي وجود ندارد ولي در بين بسياري هم اتفاق نظر زيادي در اين موارد وجود دارد .

+ نویسنده در جمعه سیزدهم اسفند 1389 |
- همه ی آرایه ها در بیت زیر به کار رفته جز ..............

ای دیو سپید پای در بند                     ای گنبد گیتی ای دماوند

الف)  ترصیع               ب)تلمیح               ج)تشخیص                   د)استعاره

17- منظور از شیر سپهر واختر سعد در بیت زیربه ترتیب کدام است ؟

باشیرسپهر بسته پیمان            با اختر سعد کرده پیوند

الف)  آفتاب – مشتری                 ب) آفتاب – کیوان          ج)کیوان – مشتری        د)مشتری – کیوان

18- آوند یعنی :

الف)  معلق                ب)طراوت              ج)فریاد             د)ارامش

19- " چند " در بیت "ای مشت زمین بر آسمان شو   بر وی بنواز ضربتی چند "  چیست ؟

الف)  قید پرسشی               ب)قید مبهم              ج)صفت مبهم              د)صفت پرسشی

20- املای کدام کلمه غلط است ؟

الف)  ضیعت : زمین زراعتی     ب)سماط: صف        ج)قصور : عیب          د)ظماد کردن : مرهم نهادن

21- منظور شاعر از سوخته جان در بیت زیر کیست ؟

پنهان مکن آتش درون را    زین سوخته جان شنو یکی پند

الف)  کوه دماوند          ب)عاشق          ج)خود او               د) مردم ستم دیده

22- معنی فند چیست ؟

الف)  هنر             ب) مکر                 ج)پند                  د) رنگ

23- معنی درست " معجر- مرعوب   - کور سو " به ترتیب کدام است ؟

الف)  پیراهن – نا خالص – نا بینا                       ب)رو سری – ترسیده -  نور اندک 

ج) آتشدان – پوشیده – احوال                          د)گذرگاه – آشفته  - ناامید

24- اورند به کدام معنی نیامده است ؟

الف)  تخت پادشاهی           ب)حیله وفریب             ج)شان وشوکت               د)شکوه وفر

25- املای کدام واژه غلط است ؟

الف)  مقری – خواننده               ب)ارقند – خشمگین          ج)مهجور – دور افتاده        د)غرامت – تاوان

26- با توجه به مفهوم بیت " برکن زبن این بنا که باید ازریشه بنای ظلم برکند " فعل مصراع دوم کدام است ؟

الف)  باید برکند           ب)برکند           ج)بنای ظلم برکند              د)ظلم برکند

27- معنی " بر رود " در " مبلغی بر باروی شهر بررود " چیست ؟

الف)  سرریز شود           ب)فرو رود                ج)هدر رود                    د)بگیرد

28- با توجه به معنی املای کدام واژه درست است ؟

الف)  حصین – استوار         ب) دحشت – حیرت             ج) صخره – ریشخند        د) قریو – هیاهو

29- معنای کدام واژه غلط است ؟

الف)  خامل – بی قدر           ب)طیره – سبکی           ج) پاژه – پایدار                 د) عنا – رنج

30- مشرعه یعنی :

الف)  جای نوشیدن آب         ب)بادبان کشتی         ج)در ورودی معبد                   د)دستگیره ی در

31- شاعر بزرگ وقصیده سرای قرن پنجم کدام است ؟

الف)  شیخ بهایی          ب)ناصر خسرو            ج) فخر الدین اسعد گر گانی            د) جلال الدین مولوی

32- املای کدام کلمه غلط است ؟

الف)  مغلول – بسته شده      ب)ایجاذ – سخن کوتاه کردن   ج)نز هتگه – تفرج گاه      د)نشئت – سر خوشی

33- معنای کدام کلمه درست است ؟

الف)  نعت – خصلت            ب)هتاک – یاوه گو          ج)نشئت – تراوش          د) اورنگ – نگران

34- در کدام گزینه " حس آمیزی"  به کار رفته است ؟

الف)  لطافت گل در زیر انگشتان تشریح می پژمرد               ب)آسمان هم نژاد کویر شد

ج) آن عالم پر شگفتی وراز ، سرایی سرد شد                        د) آ سمان فریبی آبی رنگ شد

35- "عواید " یعنی :

الف)  نتایج                     ب) زیان ها                   ج) منافع                 د) اموال

36- در کدام جمله ضمیر شخصی با مرجه خود هم نقش است ؟

الف)  همه سرشان را می تراشند             ب) کولی ها فقط در تابستان پیداشان می شود

ج) در امامزاده که اهالی معصوم زاده اش می نامند گچ به کار برده اند

د) بناهای عمومی ده یکی همین معصوم زاده است و بعد حمام ده که با گون گرمش می کنند

37-"   دانشگاه های من "  حسب حال کدام نویسنده است ؟

الف)  امیل زولا             ب) ماکسیم کورکی              ج)دکتر طه حسین            د) آلفونس دوده

38- موضوع کدام کتاب ، حسب حال است ؟

الف)  یکی بود یکی نبود            ب)سووشون               ج)سر نی               د)بدایع الوقایع

39- مولف کتاب " الایام " کیست ؟

الف)  دکتر زرین کوب             ب)دکتر طه حسین         ج)سید محمد امین         د)میرزا طاهر تنکابنی

40- یکی قطره باران زابری چکید " یاد نامه ای در باره ی کدام نویسنده ی معاصر را به یاد می آورد ؟

الف)  احمد آرام            ب)محمد پروین گنابادی             ج)دکتر زریاب خویی            د)دکتر یوسفی

41- کدام اثر شرح حال امام محمد غزالی است ؟

الف)  شرح زندگانی من           ب)صفیر سیمرغ         ج)فرار از مدرسه          د)جست وجو در تصوف

42- کدام کتاب در شرح حال مولانا نوشته شده است ؟

الف)  از کوچه ی رندان           ب)پله پله تا ملاقات خدا          ج)فرار از مدرسه      د)یکی قطره باران

43- مولف " اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابو سعید " کیست ؟

الف)  ابو سعید ابو الخیر           ب)عطار نیشابوری           ج)عبد الرحمان جامی             د)محمدبن منور

44- مفهوم عبارت " بی خویشتن نشسته بود ، خواجه وار وپای بگرد کرده " توصیف چگونه فردی است ؟

الف)  اندوهگین           ب)بیمار                    ج) فروتن                        د) مغرور

45- با توجه به معنی ، املای کدام کلمه درست است ؟

الف)  ازار – شلوار         ب) عاذر – از ماه های رومی          ج)عذار – پوزش          د) عزار – رخسار

46- معنی کدام واژه غلط است ؟

الف)  ورنایان – جوانان        ب) متصوفه – صوفیان       ج) مقامران – والا مقامان        د)  ازار – شلوار

47- با توجه به عبارت " سهل است ، چغزی و صعوه ای نیز بر روی آب می رود " معنی چغز چیست ؟

الف)   سنجاقک           ب)قور باغه         ج)ماهی               د)مار آبی

 

48-"  به قول مردمان خطی به وی فرو نتوان کشید " معادل کدام اصطلاح امروزی است ؟

الف)  برچسب زدن به کسی           ب)سر کیسه کردن مردمان                                                          ج)مردم را به چیزی نگرفتن              د) همه را سر وته یک کرباس دانستن

49- با کاروان حله  را مولف کدام کتاب تالیف کرده است ؟

الف)  اعیان الشیعه          ب) بامداد اسلام          ج) آزادی مجسمه               د) کارنامه ی سفر چین

50- در کدام ترکیب غلط املایی وجود ندارد ؟

الف)  واقعات قرایب               ب)سلابت شریعت           ج) مخاطب معاند               د)  حصار عبوص

51- معنی کدام کلمه نادرست است ؟

الف)  تبتل – دگر گونی         ب) تضرع – زاری         ج)تهجد – شب زنده داری           د)تفقد – دلجویی

52- معنی " خشک دستی " با توجه به عبارت " تنگ عیشی او ناشی از خست وخشک دستی نبود " چیست؟

الف)  بخل           ب) ریا             ج) طمع               د) قناعت

53- " به تقریبی " در عبارت " مشایخ دیگر هر کدام به تقریبی حاضر می شدند " یعنی چه ؟

الف)   به وقتی          ب) به صورتی            ج) به تنهایی                  د) به مناسبتی

54- املای کدام کلمه درست است ؟

الف)  ظیف – مهمان        ب) تبطل – از جهان بریدن          ج) ذندیق – بی دین         د) حضیض – پستی

55-  آزادی مجسمه اثر کدام نویسنده ی معاصر است ؟

الف)  غلامحسین مصاحب       ب)محمد علی اسلامی ندوشن      ج) رسول پرویزی         د) جلال آل احمد

56- در کدام گزینه یکی از دو حرف نزدیک به هم  حذف شده است ؟

الف)  سر خورده          ب) ره نورد             ج) شیر خوارگی            د) کبوده

57- در کدام ترکیب آرایه ی تضاد وجود دارد ؟

الف)  سایه ی گیسوی نگار    ب) این چرخ کج مدار ج) این شیخ همیشه شاب    د) آن بی بها ناسزاوار پوست

58- شبیه بودن سخن سعدی به همه وبه هیچ کس شبیه نبودن کدام ویژگی کلام اوست ؟

الف)  دشوار ومصنوع بودن    ب) سهل وممتنع بودن      ج) موزون ومسجع بودن         د)کوتاهی عبارات

59- در عبارت " کز عشق نبوده هرگزم بهر " ؛ (م) چه نقشی دارد ؟

الف)  متمم         ب) مفعول             ج) مضاف الیه                 د) نهاد

60- در بیت " خر گم شده را بخواند کای یار   اینک خر تو بیار افسار " کلمه ی خر در مصراع دوم با کدام آرایه ی ادبی مطابقت دارد ؟

الف)  تناقض                   ب) استعاره              ج) تشخیص                   د) حس آمیزی

+ نویسنده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389 |

تست عربی

۱- الصّامِدُ لا ........... أمامَ الظّالِم أبداً.

 

يَثورُ

 

 

يَلينُ

 

 

يَنهَضُ

 

 

2- بَعضُ الشَّبابِ غارِقونَ فـﻰ الـ ...... .

 

حُلْم

 

 

بَطَل

 

 

تَمْر

 

 

3- ضَربةٌ قويّةٌ كَسَرَتْ ....... يَدى .

 

قَلعةَ

 

 

سَعَةَ

 

 

عَظْمَ

 

 

4- مَن حَفَرَ ....... لِأخيهِ وَقَعَ فيها.

 

فِضَّةً

 

 

بِئراً

 

 

سحابةً

 

 

5- هى لَمْ ....... فـﻰ مُساعَدَةِ أختِها .

 

تُقَصِّرْ

 

 

تُغَيِّرْ

 

 

تُكَفِّرْ

 

 

6- غُصنُ هذه الشَّجَرَة........ .

 

هُبوطٌ

 

 

غَضٌّ

 

 

رَمْلىٌّ

 

 

7- الـ ........ لَمْ يَنجَحْ فـﻰ الحياة.

 

نَشيط

 

 

بَطَل

 

 

كَسْلان

 

 

8- مَنْ يَعمَلْ خيراً ......... بِهِ .

 

يَنتَفِعْ

 

 

يَثورُ

 

 

يَحْفِرْ

 

 

9- ﴿ لِيُنفِقْ ذوسَعَةٍ مِنْ ......... ﴾

 

ساعَتِهِ

 

 

سَعَتِهِ

 

 

سِراجِهِ

 

 

10- أيُّها الصّامدون، ........إلي الأمام.

 

ساروا

 

 

سيروا

 

 

يَسيرونَ

 

 

11- عَمّا قَريب مِنَ اللهَ ........ نَصرٌ مُبين.

 

يَنحَنـى

 

 

يَلينُ

 

 

يأتـى

 

 

12- ﴿ ........ تَحْزَنْ إنَّ اللهَ مَعَنا﴾

 

لَنْ

 

 

أنْ

 

 

لا

 

 

13- مَنْ يَصْبِرْ ........... .

 

يَظْفَرْ

 

 

يَظْفَرُ

 

 

يَظْفَرَ

 

 

14- أريدُ أن .......... .

 

أذهَبُ

 

 

أذهَبَ

 

 

أذهَبْ

 

 

15- ........ تَفْعَلْ فـﻰ السِّرِّ يَعْلَمْهُ اللهُ.

 

ما

 

 

مَنْ

 

 

لَمْ

 

 

16- ﴿ فَلْـ ........ رَبَّ هذا البيت ﴾

 

يَعبُدونَ

 

 

يَعْبُدوا

 

 

يَعبُدُ

 

 

17- « لَمْ يَسْمَعْ» يعني :

 

لا تَسمَعْ

 

 

لِيَسمَعْ

 

 

ما سَمِعَ

 

 

18- مضارعٌ مجزومٌ:

 

أن يُهْمِلوا

 

 

لَنْ يَنتَفِعا

 

 

لِتَنجَحا

 

 

19- حرف مشترك بين جوازم و نواصب:

 

لَمْ

 

 

مَنْ

 

 

لِـ

 

 

20- فعلٌ لِلْمخاطبينَ:

 

تَنْصُرانِ

 

 

تنصُرْنَ

 

 

تنصُرونَ