گنجینه ی ادب
محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ... محرم آمد ...
آخرین مطالب
لینک دوستان
وبلاگ دبیر ارجمند اقای محمود کاظمی(دینی وعربی )وبلاگ دوست عزیز آقای کاظمی (نرم افزار موبایل)سوال وپاسخ امتحانات امتحانات هماهگ ونهايي (حتما سري بزنيد) آموزش ریاضی وفیزیک دبیرستان وپیش دانشگاهینمونه سوال تمام دروس دبیرستان وپیش دانشگاهی یک وبلاگ بسیار زیبا(فیلم، صوت ، کتاب و ... )پایگاه احادیث موضوعیآخرین اطلاعات واخبار سازمان سنجشآموزش تمامی دروس دبیرستاناداره کل سنجش وارزشیابی تحصیلیگزینه دو (حتما سری بزنید)سازمان آموزش وپرورش چهارمحالآموزش وپرورش منطقه ی بن مخصوص دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی * حتما سری بزنید* یک وبلاگ بسیار پر محتوا حتما دیدن نماییدمعرفی رشته های دانشگاهی حتماسری بزنیدکتاب های مجازی ودانلود های آن برروی موبایل کد های جاوا گروه رباتیک دفتر مقام معظم رهبریپایگاه اطلاع رسانی دولت یک سایت علمی بسیار ارزشمند از ابتدایی تا دبیرستان( سفارش می کنم دیدن نمایید) همه چیز از همه جا * شهر دانلود ........... استخاره با قرآن- دانلود نرم افزار بزرگترین سایت علمی دانش آموزان (حتما سری بزنید )نمونه سوالات امتحانیپایگاه پنج تن علیهم السلامدوستانهرهروان ولايتوخدايي كه در اين نزديكي استشهر بن - شهر مناخبار دانش آموزي شهرستان بنمهدويتزندگي زيباست اما شهادت زيباتركلامي از قرآنخبربسيج چهارمحال امام زمان (عج).....یک سایت علمی بسیار مفید مخصوص تمام دوره های تحصیلی ******پایگاه مذهبی میقاتیاحسین(ع)
+ نویسنده در جمعه یازدهم بهمن 1387 |

 به نام خدا            ادبیات فارسی بخش غنایی   نام ونام خانوادگی 

  1- " حادي " يعني ......

1) سرود خوان 2) پرده دار 3) هواخواه 4) ستايشگر  

  2- املاي چند کلمه در عبارت «به دار ظيف اميري از امراي .... نزول کردم، سياهي ديدم مغلول و مسلسل مرا گفت: اين غلامي است حادي که صوتي خوش دارد» غلط است؟ (سراسري 75)

1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

  3- « کشف المحجوب» اثر کيست؟ (آزاد 77)

1) رابعه کعب قزداري 2) علي بن عثمان هجويري 3) عبيد زاکاني 4) فخرالدين اسعد گرگاني  

  4- در « مر اکرام ضيف را امير بيامد» يعني .... (آزاد 77)

1) براي بزرگ داشت ميهمان ، امير آمد 2) هنگام گرامي داشت ميهمان، امير آمد 3) امير آمد و مرا به ميهمان معرفي کرد
3) ميهمان مرا گرامي داشت تا امير آمد  

  5- مفهوم عبارت «قصد کردم تا او را به شفاعت بخواهم از امير» کدام است؟ (سراسري 78)

1) تصميم گرفتم که امير را به ميانجي گري خود برانگيزم 2) خواستم با ميانجيگري او را از بند حاکم برهانم
3) مايل شدم ميانجي گري او را به خاطر حاکم بپذيرم 4) نيت کردم او را براي ميانجي گري از حاکم تشويق کنم  

  6- معني کدام عبارت ، در برابر آن نادرست مطرح شده است؟ (سراسري 78)

1) به دار ضيف اميري از امراي حي نزول کردم: به مهمان خانه يکي از اميران قبايل عرب فرود آمدم
2) تو را بر همه ي چيزها حاکم است تا در ضيافت مايي : تا وقتي که مهمان مايي ، به هر کاري مختاري
3) سياهي ديدم مغلول و مسلسل بر در خيمه افکنده اندر آفتاب: متوجه شدم که نابکاري را در هنگام روز، در درون چادري به زنجير کشيده اند.
4) مرا به ملک تو حاجتي نيست، اين غلام را در کار من کن : من به ملک تو نيازي ندارم، اين غلام را به خاطر من ببخشاي».  

  7- مؤلف «کشف المحجوب» کيست و به کدام قرن منسوب است؟ (سراسري 79)

1) منوچهري دامغاني - پنجم 2) عبدالرحمن جامي- نهم 3) سعدالدين وارويني- هفتم 3) علي بن عثمان هجويري- پنجم  

  8- معناي کدام لغت درست است؟ (آزاد 80)

1) حادي : سرود خوان 2) جزيل : کوتاه 3) تعريض : سخن گفتن 4) تطاول : طولاني  

  9- مفهوم بيت هاي زير با کدام گزينه ارتباط معنايي دارد؟ (سراسري 81)
ز هر سو کرد بر عادت نگاهي   نظر ناگه در افتادش به ماهي     چو لختي ديد ز آن ديدن خط ديد    که بيش آشفته شد تا پيش ترديد

1) بگفت از من کنم دوري نگاهي/ بگفت آفاق را سوزم به آهي 2) بگفت از عشق کارت سخت زار دست/ بگفت از عاشقي خوشتر چه کار است؟ 3) بگفتار دوري از مه نيست در خود؟ / بگفت آشفته از مه دور بهتر 4) چو عاجز گشت خسرو در جوابش / نيامد پيش پرسيدن صوابش  

  10- صورت منظوم عبادت «چون وي قصد طعام کرد من ابا کردم ، گفتم اين غلام را در کار من کن» کدام بيت است؟ (سراسري 83)

1) گفت انگشت به خوايت ننهم / تا نبخشي گنه اين سیهم 2) کرد در ساخت بر آن خيمه نگاه / ديد شب رنگ غلامي چون ماه
3) صوفي از ذوق گريبان زد و چاک / و ز جهان بي خبر افتاد به خاک 4) هستم از وصف خوش آواز او / آرزومند حدي سازي او  

  11- ابيات زير، صورت کوتاه شده و منظوم کدام عبارت از دوستان «حدي خوان» است؟ (سراسري 83)
دو سه روزه ره اين سرمنزل / کردشان بارگران مستعجل و ز حدي صورت طرب وايي کشيد / تا به يک روز بدين جاي رسيد

1) چون باراز استران فرو گرفتند، اشتران همه يگان دو گان هلاک شدند 2) وي برفت و دو بار شتر بر هر اشتري نهاد و اندر راه حدي مي کرد تا به مدتي قريب اين جا آمدند 3) اين غلام را فرمود تا به حدي صورت برگشاد. اشتران صوت وي و شنيدن آن مشغول شدند. 4) بدان که اين غلامي است که حاوي و صوتي خوش دارد. من اين را به ضياع خود فرستادم با اشتري چند.  

  12- معناي کدام واژه غلط است؟ (آزاد 83)

1) رجم : ترجمه کردن 2) رمعب : نيم 3) شرزه : خشمگين 4) شوخ چشم : گستاخ  

13- مبتکر فن مناظره در شعر فارسي کيست؟ (سراسري 75)

1) اسدي توسي 2) پروين اعتصامي 3) نظامي گنجوي 4) وحشي بافقي  

  14- معادل فارسي مجسمه کدام است؟

1) تنديس 2) تسنيم 3) صنم 4) طاقديس
15- «بگفتا اگر سریابیش خشنود؟ / بگفت: از گردن اين وام افکندم زود» يعني : پرسيد .... (سراسري 78)
1) که چه هديه اي را در سر داري که به دلدار خود بدهي؟ جواب داد هر چه مرسوم باشد، هديه مي کنم.
2) اگر او به بيش از آنچه تو در سرداري، رضايت بدهد چه مي کني؟جواب داد که از قصد اين کار در مي گذرم
3) که اگر او به ملاقات تو راضي باشد، چه مي کني؟ جواب داد، که هر چه زودتر به ديدارش مي شتابم
4) اگر رضايت او را در هديه دادن سر خودت ببيني ، چه مي کني؟ جواب داد که هر چه سريعتر تقديم مي کنم
16- فرهاد، در کدام بيت مناظره خود با خسرو نديدن دلبر را به صلاح و مصلحت خويش توجيه مي کند؟ (سراسري 78)
1) بگفتا: گر به سر يا بيش خشنود؟/ بگفت: از گردن اين وام افکنم زود 2) بگفتا: جان مده بس دل که با اوست / بگفتا: دشمن اند اين هر دو بي دوست 3) بگفتا: گرخرامی در سرايش/ بگفت: اندازم اين سرزير پايش4) بگفتا: دوري از مه نيست در خور / بگفت: آشفته از مه دور بهتر
17- در هر گزينه ، به جز گزينه ي ... نام يکي از مشهورترين مقلدان منظومه خسرو و شيرين نظامي آمده است. (سراسري 78)
1) امير خسرو دهلوي 2) عرضي شيرازي 3) سنايي غزنوي 4) وحشي بافقي
18- - در هر بيت مناظره زير، به جز بيت .... عاشق اظهار مي کند که از بدل جان و فدا کردن خويشتن ، دريغ ندارد. (سراسري 79)
1) بگفتا گر خرامي در سرايش ؟ / بگفت اندازم اين سر زير پايش 2) بگفتا گر به سر يا بيش خشنود؟ / بگفت از گردن اين وام افکنم زود 3) بگفتا جان مده بس دل که با اوست / بگفتا دشمن ند اين هردو بي دوست 4) بگفتا گر نيابي سوي او راه / بگفت از دور شايد ديد در ماه
۱۹- در بيت «بگفتا گر خرامي در سرايش / بگفت اندازم اين سر زير پايش» بخش حذف شده چه ويژگي دارد؟ (آزاد 78)
1) يک جمله توضيحي است 2) يک جمله عاطفي است 3) فاعل جمله هاي دوم و سوم بيت است 4) يک جمله ي پرسشي است
۲۰- در بيت «تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم» چه آرايه اي وجود دارد؟ (آزاد 83)
1) لف و نشر2) اسلوب معادله 3) ايهام 4) تشخيص  

 

 117- در همه ي گزينه ها به جز گزينه ... صنعت ادبي تشبيه ديده مي شود. (سراسري 75)

1) من خويشتن اسير کمند نظر شدم 2) مگسي کجا تواند که بيفکند عقابي3) گهي چو اشک نشستم، گهي چو رنگ پريدم
4) بگذار تا به چاه مذلت فرو رود  

  118- در مصرف هاي کدام گزينه نقش ضمير«م» همانند است؟

1) دستم نداد قوت رفتن به پيش دوست / از کف خاکم غباري بيش نيست2) مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم / ديوانه منم، من که روم خانه به خانه 3) کز عشق نبوده هرگزم بهر/ از در درآمدي و من از خود به در شدم 4) خواب در چشم ترم مي شکند/ مرا بس شد از هر چه اندوختم  

  119- در کدام مصراع دو آرايه ي «تشبيه و استعاره» وجود دارد؟ (سراسري 77)

1) اکسير عشق بر مسم افتاد و ز شدم 2) از در درآمدي و من از خود به در شدم3) چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم
4) مهرم به جان رسيد و به عيوق برشدم  

  120- اضافه تشبيهي کدام است؟ (آزاد 77)

1) اکسير عشق 2) يمن قدم 3) کوس رحلت 4) معتکف دير  

  121- کدام گزيه از مفهوم بيت «گفتم ببنمش مگرم درد اشتياق / ساکن شود، بديدم و مشتاق تر شدم » دريافت نمي شود؟ (سراسري 78)

1) به وقت ديدار يار، سوز اشتياقم فروني يافت 2) تنها به گاه ديدار يار، سوز اشتياقم ، سکون و قرار يافت
3) در فراق و وصال، سوز اشتياق ، همچنان موجود بود 4) مي انگاشتم که ديدار يار، سوز اشتياق را فرو مي نشاند  

  122- با توجه به بيت در سر آن ندارد امشب که برآيد آفتابي / چه خيال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابي نقش دستوري کدام کلمه با ديگر کلمه ها متفاوت است؟ (سراسري 78)

1) امشب 2) آفتابي 3) خوابي 4) خيال ها  

  123- در بيت «گويند روي سرخ تو سعدي! که زرد کرد / اکسير عشق برمسم افتاد و زر شدم» کدام آرايه ي ادبي موجود نيست؟ (سراسري 78)

1) استعاره 2) تشبيه 3) جناس تام 4) کنايه  

  124- معني «برآيد» در«دل من نه مرد آن است که باغمش برآيد» چيست؟ (آزاد 78)

1) شکست بخورد 2) تحمل کند 3) مقابله کند 4) آرام گيرد  

  125- کدام گزينه از بيت «بيزارم از وفاي تو يک روز و يک زمان / مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم» فهميده مي شود؟ (آزاد 79)

1) خشنود آسوده خاطر بوده ام 2) ديگر طاقت هجران تو را ندارم 3) در فراق تو آشفته و پريشان بوده ام
3) هرگز اميدي به وصالت نداشته ام  

  126- معني «نگردد» در مصراع در عجب است اگر نگردد که بگردد آسيابي» چيست؟ (آزاد 79)

1) نچرخد 2) نرم نشود 3) آرام نگيرد 4) آشفته نشود  

  127- از حرف «و» و مصراع «چه خيال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابي» چه مفهومي يافت مي شود؟(آزاد 79)

1) اما 2) اگر 3) چون 4) زيرا  

  128- مقصود شاعر از «مهر» در «مهرم به جان رسيد و به عيوق برشدم» چيست؟

1) گرماي خورشيد 2) گرماي معشوق 3) محبت معشوق 4) گرماي عشق به معشوق  

  129- در مصراع «نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاري ضمير «م» در «دشمن» چه نقشي دارد؟ (آزاد 80)

1) مفعول 2) مضاف اليه 3) متمم 4) مسند اليه  

  130- در بيت «گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق ساکن شود بديدم و مشتاق تر شدم» چند جمله ي اسميه وجود دارد؟ (آزاد 80)

1) دو 2) چهار 3) سه 4) يک
131- بيت «با صد هزار جلوه برون آمدي که من / با صد هزار ديده تماشا کنم تو را » با کدام گزينه ارتباط معنايي دارد؟ (سراسري 81)
1) دستم نداد قوت رفتن به پيش دوست / چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم 2) گوشم به راه تا که خبر مي دهد ز دوست / صاحب خبر بيامد و من بي خبر شدم 3) تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم
4) او را خود التفات نبودي به صيد من / من خويش اسير کمند نظر شدم
132- بيت «چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب / مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم» با کدام گزينه تناسب معنايي دارد؟ (سراسري 81)
1) دستم نداد قوت رفتن به پيش دوست / چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم 2) تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم 3) گويند روي سرخ تو سعدي که زرد کرد / اکسير عشق برمسم افتاد و زر شدم 4) بيزارم از وفاي تو يک روز و يک زمان / مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
133- گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق / ساکن شود بديدم و مشتاق تر شدم «م» در «مگرم» چه نقشي دارد؟ (آزاد 82)
1) مضاف اليه2) مفعول 3) متمم 4) نهاد
134- مقصود شاعر از «مجموع اگر نشستم » در مصراع «مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم» چيست؟ (آزاد 82)
1) آسوده زيستن 2) با جمع نشستن 3) ناراحت بودن 4) خاطر پريشان داشتن
135- در بيت «تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم» چه آرايه اي وجود دارد؟ (آزاد 83)
1) لف و نشر2) اسلوب معادله 3) ايهام 4) تشخيص  

    

 154- منظور از «خميازه» در مصراع «لاله و گل زخمي خميازه اند» چيست؟ (سراسري 75)

1) بسته شدن 2) بويا شدن 3) پرپرشدن 4) شکفته شدن  

  155- کدام گزينه از مفهوم بيت در غرقه ي وهميم و رند اين محيط / از تنک آبي کناري بيش نيست دريافت نمي شود؟ (سراسر 75)

1) آگاهي هاي ما تنک بايد و کم عمق است 2) حقايق ، عظيم تر از آن است که مي شناسيم 3) خيالبافي هاي ما، دريا را کوچک جلوه مي دهد 4) به کند و حقيقت هستي ، دست نيافته ايم  

  156- بيت «سرم به دين و عقبي فرو نمي آيد/ تبارک الله از اين فتنه ها که در سرماست» با مفهوم کدام گزينه متناسب است؟ ( سراسري75)

1) آرزوهاي دو عالم دستگاه / از کف خاکم غباري بيش نيست 2) اي شور، از همرهان غافل مباش / فرصت ما نيز باري بيش نيست 3) لاله و گل زخمي خميازه اند/ عيش اين گلشن خماري بيش نيست 4) مي رود صبح و اشارت مي کند/ کاين گلستان خنده .... بيش نيست  

  157- معني «از کف خاکم غباري بيش نيست» چيست؟ (آزاد 76)

1) در نظرم بيش از غباري از کف خاکي نيست 2) در کفم غبار خاکي بيشتر موجود نيست3) از اين کفي خاک، غباري بيشتر در دستم نيست 4) در نظرم اين مشتي خاک بيش از غباري نيست  

  158- بيت «اگر در ديده مجنون نشيني/ به غير از خوبي ليلي نبيني» بيانگر کدام مفهوم زيباي اخلاقي است؟ (آزاد 76)

1) خوشخويي 2) عيب پوشي 3) آرام جويي 4) طنازي  

  159- با توجه به مفهوم بيت «تا به کي نازي به حسن عاريت/ ما و من آيينه داري بيش نيست» پاسخ صحيح کدام است؟ (آزاد 76)

1) فعل «نازي» از وجه التزامي است 2) بين «ماوحسن» و «آيينه دار» رابطه شباهت برقرار است 3) «ما و من» وجودهاي پايدار و غير عاريتي هستند 4) از «داري در آيينه داري» مفهوم مصدري برمي آيد  

  160- مفهوم کامل بيت «بيدل اين کم همتان ،.... جاه / فخرها دارند و عاري بيشت نيست» چيست؟ (سراسري77)

1) اين ها که خواهان احترام اند نمي دانند که کار ننگين مي کنند 2) اين بيچاره ها نمي دانند که زندگي نکبت داري دارند
3) سرفرازي و سربلندي اين ساده انديشان، شرم آور است 4) نازش اين افراد را سست اراده، به مال و مقام دنيايي، ننگ آور است

  161- مفهوم بيت «تا به کجا ناز به حسن عاريت / ما و من آيينه داري بيش نيست» مي گويد: تا کي مي خواهي ... (سراسري 78)

1) به هستي هاي عاريتي که فقط جلوه گر جمال حق اند/ خود ناپايدارند، مباهات کني؟ 2) به زيبايي عاريتي و ناپايدار ديگران حسرت بخوري در حاليکه بايد به توانايي هاي خود بينديشي؟ 3) ظاهر خود را بيارايي در حالي که ديگران بيش از تو اهليت آن را دادند؟ 4) از رفتار و کردار ديگران تقليد کني بايد بکوشي که به خود متکي باشي؟  

  162- بيت «اگر دو ديده مجنون نشيني/ به غير از خوبي ليلي نبيني با کدام بيت قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 78)

1) ديده عقل بين گزينه حق / ديده ي رنگ بين نبيند حق 2) ستايش سرايان نه ياد تواند / ملامت کنان دوستدار تواند 3) ور هنري داري و هفتاد عيب/ دوست نبيند مگر آن يک هنر 4) دوست آن است که او معايب دوست / همچون آيينه روبرو گويد  

  163- مفهوم بيت «اي شرر از همرهان غافل مباش/ فرصت ما نيز بادي بيش نيست» کدام است؟

1) وقت و مجال کم است نبايد از همديگر غافل باشيم 2) با نادان و بي خبر همدلي مکن که در زندگي فرصت زودگذر است
3) فرصت شرارت براي غافلان شرور باقي است 4) زمان آن چنان طولاني نيست که روزگار به غفلت بگذرانيم  

  164- کدام گزينه از بيت «تا به کي نازي به حسن عاريت/ ما و من آيينه دادري بيش نيست» دريافت نمي شود؟

1) هر محبوب و معشوق نازنين، آيينه دار زيبايي ناپايدار خود در وجود ماست 2) زيبايي حقيقي از آن محبوب ازلي است و زيبايي آفريده ها فقط جلوه اي ناپايدار از اوست 3) جلوه ي مجاز يار، به آفريده ها، عمر جاويد و زيبايي ابدي بخشيده است
4) ارزش وجودي محبوب، همانند پرتو زيبايي هاي ناپايدار، در يک آيينه است  

  165- معني «با» در مصرع در برق با شوقم، شهرداري بيش نيست» چيست؟ (آزاد 79)

1) همراه 2) در برابر 3) موافق 4) همانند  

  166- مفهوم بيت «اگر درديده ي مجنون نشيني / به غير از خوبي ليلي نبيني» به کدام گزينه ، تأکيد دارد؟ (سراسري 80)

1) اغماض از کاستي 2) سلامت چشم 3) نحوه نگرش 4) وجاهت محبوب  

  167- از همه ابيات زير به جز بيت ... زوال و ناپايداري دنيا دريافت مي شود.(سراسري 81)

1) لاله و گل زخمي خميازه اند/ عيش اين گلشن خماري بيش نيست 2) مي رود صبح و اشارت مي کند/ کاين گلستان خنده وادي بيش نيست 3) تا به کي نازي به حسن عاريت/ ما و من آيينه داري بيش نيست 4) غرقه ي وهميم و رند اين محيط/ از تنک آبي، کناري بيش نيست
168- مفهوم بيت «اگر بر ديده مجنوب نشيني/ به غير از خوبي ليلي نبيني در کدام گزينه وجود دارد؟ (آزاد 82)
1) اواخر التفات نبودي به صيد من / من خويشتن اسير کمند نظر شدم2) برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر/ وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد3) گفت از خوبان تو افزون نيستي/ گفت خامش چون تو مجنون نيستي 4) بگفتا دوستش از طبع بگذار/ بگفت از دوستان نايد چنين کار
169- از مشهورترين رباعي سرايان تاريخ ادبيات ايران است؟ (آزاد 83)
1) بيدل 2) هاتف 3) سعدي 4) منوچهري

170- اگر بيت «داد معشوقه به عاشق پيغام / که کند مادر تو با من جنگ» اولين بيت منظومه اي باشد ، آن منظومه چه نام دارد؟ (سراسري 75)
1) رباعي 2) قطعه 3) غزل 4) مثنوي
171- در کدام گزينه غلط املايي هست؟ (سراسري 75)
1) از لاي صخره ها مي گذشت و فقط کابوس و اضطراب مي ديد2) فجايع بشريت را مي نگريستند و مي خواستند حضيصي بيابند و خود را در آن افکنند. 3) گاه جغذي از گوشه اي برمي خواست و به زودي باز بر لب چاهي مي نشست 4) فرات از دهشت زدگي صحرا قصه ها مي خواند
172- در همه ي گزينه ها، به جز گزينه ي ... «صورت» کجا رفته است.(سراسري75)
1) آه، دست پسرم يافت خراش/ واي پاي پسرم خورد به سنگ 2) بگفت:ار من کنم دروي نگاهي/ بگفت: آفاق را سوزم به آهي 3) فريب جهان را مخور زينهار/ که در پاي اين گل بود خارها 4) هان اي عزيز فصل جواني به هوش باش/ در پيري از تو هيچ نيايد به غيرخواب
173- در کدام گزينه غلط املايي هست؟ (سراسر 78)
1) فريادشان در ميدان کارزار طنين افکند و همه تاليان قرآن بودند 2) امشب دراين پهنه ي موهش، مردان بزرگي سر به آستان شهادت نهاده اند 3) ديشب پس از امضاي طومار عشق، ميان خيمه ها در تهجد و نيايش فرو رفتند 4) آن ها باز نرمه اي درهم آميخته و گيرا در ذکر خدا غرق شدند و ما به فداکاريهاي ايشان احترام گذاشتيم.
174- در همه ي گزينه ها به جز گزينه ي ... ، غلط املايي هست(سراسري 79)
1) ديشب پس از امضاي تومار عشق در تحجد و نيايش فرو رفتند 2) من او را به ضياء خود فرستادم با اشتري چند و اندر راه حدي مي کرد 3) مولانا از اين که تکهي بر فتوح و نذور اهل خير نمايند تخديرشان مي نمود 4) هر چند حيلت کردم خوابم نيامد و زجرتي سخت بزرگ به من دست يافت
175- در کدام گزينه، غلط املايي هست؟(سراسري 80)
1) پس از امضاي طومار عشق و فداکاري، ميان خيمه ها در تحجد و نيايش فرو رفتند 2) اندوه انسان ها شادي دژخيمان را تهديد مي کند و اشک سيد روزان استحکام کاخ جباران با به سخره مي گيرد. 3) همه، مظهر يک مسلمان کامل و تاليان قرآن در عبادت و پايگاه عظمت و فضيلت بودند 4) اختران حيرت زده فجايع بشريت را مي نگريستند
176- در جمله در قميص را برداشتند به پشت بام رفتند معني «قميص» چيست؟ (سراسري 80)
1) حصير 2) شلاق 3) شمد 4) کوزه
177- کدام ترتيب از نظر املايي نادرست است؟ (آزاد 80)
1) نشاط ملاعبت 2) بساط ملاعبت 3) تلألؤ پرشکوه 4) طاليان قرآن

 178- کدام واژه به معني «پيراهن و شمد» به کار رفته است؟ 1) شليطه 2) قطيفه 3) حصين 4) قميص
179- باتوجه به معني ، املاي کدام واژه درست است؟ (آزاد 83) 1) عطاب : غضب 2) عسرت: لغزش 3) تهجد: شب بيداري 4) فرتوط : فرسوده  

    

 

 

 

 

  180- در همه گزينه ها به جز گزينه ي ... به غير انسان، شخصيت انساني بخشيده شده است.(سراسري 75)

1) به آواي ناي و به آهنگ چنگ/ خروشد ز سر و وسمن ، تارها 2) بهاران که شاباش ريزد سپهر/ به دامان گلشن زرگبارها
3) به جز اشک چشم و به جز داغ دل / نباشد به دست گرفتارها 4) کشد رخت سبزه به هامون و دشت/ زند بار گر گل، به گلزارها  

  181- کلمه «قافيه» در کدام گزينه ، نقش مفعولي دارد؟ (سراسري 75)

1) به ياد خم ابروي گل و خان / بکش جام در بزم مي خوارها 2) به شادي و آسايش و خواب و خور/ ندادند کاري دل افکارها
3) رود شاخ گل در بر نيلفر/ برقصد به صد ناز گلنازها 4) نگارش دهد گلبن جويبار/ در آيينه ي آب، رخسارها  

  182- «قافيه» در کدام بيت مفعول است؟( سراسري 75)

1) گره را ز راز جهان باز کن / که آسان کند باده دشوارها 2) رود شاخ گل در بر نيلفر/ برقصد به صدناز گلنارها
3) پيامي بکش جام و سرگرم باش/ بهل تا بگيرند بيکارها 4) جز افسون و افسانه نبود جهان / که بستند چشم خشايارها  

  183- معني «بکش جام در بزم مي خوارها» در کدام گزينه آمده است؟ (آزاد 77)

1) در مجلس جشن مي خواران، جام از ساقي بگير 2) در مجلس عاشقان و عارفان سرمست، شراب عشق الهي را بنوش
3) در مجلس عارفان سرمست عشق الهي، زبان درکش 4) در بزم مي خوارگان، هم نفس باش و از جامشان جرعه اي بنوش  

  184- در بهل گر بگيرند بيکارها، يعني .... (آزاد 75)

1) بيکاره ها را از خود دور مکن 2) بگذار آدمهاي بيکار خرده بگيرند 3) بگذار دمهاي بيکاره را بگيرند 4) مگذار آدمهاي بيکاره خرده بگيرند  

185- بيت «سهين مهرورزان که آزاده اند/ بريزند از دام جان تارها» با کدام گزينه ارتباط معنايي بيشتر دارد؟ (سراسري 79)

1) به جز اشک چشم و به جز داغ دل / نباشد به دست گرفتارها 2) کشيدند در کوي دل دادگان / ميان دل و کام ، ديوارها
3) ولي رادمردان و وارستگان/ نيازند هرگز به مردارها 4) همي گويم و گفته ام بارها/ بود کيش من مهر دلدارها  

  186- سفارش استاد علامه در بيت «پيامي بکش جام و سرگرم باش/ بهل گر بگيرند بيکارها» چيست؟ (سراسري 79)

1) اشتغال به عيش و عشرت و رهايي از رنج دوران 2) پرداختن به عشق عارفانه و بي اعتنايي به خرده گيران
3) ارشاد گمراهان و بي توجهي به سخنان ياوه گويان 4) اجتناب از بدخواهي و همراهي با خوش بينان  

  187- مفهوم بيت «مهين مهرورزان که آزاده اند/ بريزند از دام جان، تارها، کدام است؟ (سراسري 79)

1) عالي ترين مرتبه انسانيت ، اجتناب از فريبکاري است 2) والاترين مرتبه عاشقان، وارستگي و ترک وابستگي هاست
3) دو رسم آيين خورشيد پرستي، رنگ و ريا جايگاهي ندارد 4) تفکر و انديشه باعث رهايي آدمي از گرفتاري هاست  

  188- در مصراع «در نبازندهرگز به مردارها» واژه «نبازند» کدام معني را مي رساند؟ (آزاد 80)

1) نمي پردازند 2) طمع نمي کنند3) نمي آزارند 4) نمي سازند  

  189- در کدام گزينه مصدرهاي در نمي هلند، ذکر شده است؟ (آزاد 80)

1) هلانيدن ، هشتن 2) هليدن ، هشتن 3) هلاندن ، هليدن 4) هليتن، هشتيدن  

  190- مضمون بيت «با صبا در چمن لاله سحر مي گفتم / که شهيدان که اند اين همه خونين کفنان » يادآور کدام بيت است؟ (آزاد 80)

1) عجب نيست ازگل که خندد به سروي / که در اين چمن پاي در گل نشيند 2) شور سحر حشر، اگر باورتان نيست / گل ، مصحف صدبرگ به سوگند گشوده است 3) به خون خود آغشته و رفته اند/ چه گل هاي رنگين به جويارها4) هر قدح لاله که کردم به دست / جوش شراب دگرم کردست  

  191- املاي کدام کلمه غلط است؟(آزاد 80)

1) تحجد: شب بيداري 2) تفقد : دلجويي 3) تبتل: از مردن بريدن 4) حضيض : نشيب  

  192- در کدام گزينه صنعت ادبي «تشخيص » مي يابيد؟ (آزاد 80)

1) بود کيش من مهر دلدارها 2) برقصد به صد ناز گلنارها 3) جز افسون و افسانه نبود جهان3) گره را ز راز جهان باز کن  

  193- مفهوم بيت «به شادي و اسايش و خواب و خور / ندادند کاري دل افگارها» با کدام بيت، متناسب نيست؟ (سراسري 82)

1) کي کند عاشق نگاهي در جهان / زان که عاشق جهاني ديگر است 2) ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست / عاشقي شيوه ي رندان بلاکش باشد 3) مهين مهرورزان که آزاده اند / بريزند از دام جان تارها 4) عاشق شو، ارنه روزي کار جهان سرآيد / ناخواه نقش مقصود از کارگاه هستي
194- از کلمه ي «بگيرند» در مصراع «بهل گر بگيرند بيکارها» کدام مفهوم دريافت مي شود؟(آزاد 82)
1) اعتنا نکنند 2) بردارند 3) توجه کنند 4) خرده بگيرند
195- بيت «ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست / عاشقي شيوه رندان بلاکش باشد، با کدام بيت قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 83)
1) پيامي بکش جام و سرگرم باش/ بهل گر بگيرند بيکارها 2) به شادي و آسايش و خواب و خور/ ندادند کاري دل افگارها
3) چه دارد جها جز دل و مهريار/ مگر توده هايي ز پندارها 4) دلي راد مردان و وارستگان / نبازند هرگز به مردارها

196- مفهوم بيت زير از حافظ، با کدام گزينه، ارتباط معنايي نزديک تر دارد؟در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد / عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
1) زان يار دلنوازم شکريست با شکايت / گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت 2) پرستش به مستي است در کيش مهر/ بردن اند زين جرگه هوشيارها 3) برق با شوقم ... بيش نيست/ شعله طفل ني سواري بيش نيست 4) از شبنم عشق خاک آدم گل شهر/ بس فتنه و شور در جهان حاصل شد
197- در مصراع «پا بر سر سبزه تا به خواري ننهي » کدام کلمه را مي توان معادل «زنهار» و «مواظب باش» دانست؟ (آزاد 82)
1) تا 2) به 3) سر 4) بر  

 

  199- نوع «که » در کدام گزينه با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)

1) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ گر فاش گردد شور روي زرد 2) زبان درکش اي مرد بسيار دان / که فردا قلم نيست بر بي زبان 3) کم آواز هرگز نبيني خجل / جوي شک بهتر که يک توده گل 4) از آن مرد دانا، دهان دوخته ست / که بيند که شمع از زبان سوخته است  

  200-«پاي در دامن آوردن» کنايه از چيست؟ (سراسري 75)

1) پشيمان شدن 2) قدرت يافتن 3) گوشه گرفتن 4) ناتون شدن  

  201- کدام دو کلمه براي تکميل کردن عبارت «وقتي درجامعه اي خلاقيت هنري بميرد، ... جاي ... را مي گيرد. به ترتيب ، مناسب است؟ (سراسري 75)

1) ابتکار- تقليد 2) الهام- تصنع 3) تصنع - الهام 4) شعر- نظم  

  202- سراينده «نصاب الصبيان» کيست و در چه موضوعي تأليف شده است؟ (آزاد 76)

1) ابونور فراهي- تعليم لغت 2) ابن مالک- صرف و نحو عربي 3) محمود واضحي- حسب حال 4) ابوبکر عتيق نيشابوري- شرح حال انبياي الهي  

  203- در مصراع «اگر پاي در دامن آري چو کوه» چه صنعتي بکار رفته است؟ (آزاد77)

1) کنايه 2) ايهام 3) تضاد 4) مراعات نظير  

  204- «پاي در دامن آوردن» در مصراع «اگر پاي در دامن آري چو کوه» کنايه از چيست؟

1) در خود نگريستن 2) تأمل کردن 3) گوشه گرفتن 4) فروتني کردن  

  205- در کدام بيت رنگي از طنز به چشم مي خورد؟ (آزاد 77)

1) زبان درکش اي مرد بسيار دان / که فردا قلم نيست بومي زبان 2) بشارت بود کوي مي فروشان / حافظ از توبه از زهد و ريا کرد 3) بر کام دل به گردش ايام دل مبند/ کاين چرخ کج مدارند پر آرزو رود 4) مي رود صبح و اشارت مي کند/ کاين گلستان خنده داري بيش نيست  

  206- معني «خدر کن ز نادان ده مردگوي» در کدام گزينه آمده است؟ (آزاد 77)

1) از ناداني که به اندازه ده تن سخن مي گويد بپرهيز 2) از ناداني که ادعا مي کند از ده مرد ، گوي سبقت مي برد، بپرهيز
3) از نادان بپرهيز و او را به همه شناسان 4) به ديگران بگو که از نادان پرگو بپرهيزند  

  207- موضوع «نصاب الصبيان ابونصر فراهي» ، «الفيدي ابن مالک» به ترتيب چيست و جزو کدام قسم شعر و ادبيات محسوب مي شوند؟ (سراسري 78)

1) آداب معاشرت، فرهنگ جغرافيا ، داستاني 2) تعليم لغت، صرف و نحو عربي، تعليمي 3) روان شناسي، تاريخ ادبيات، غنايي 4) روان شناسي، تفسير و حديث ، اخلاقي  

  208- کدام گزينه با بيت در فراوان سخن باشد آکنده گوش / نصيحت نگيرد مگر در خموش تناسب معمولي دارد؟ (سراسري 78)

1) مکن پيش ديوار غيبت بسي / بودند پيش گوش دارد کسي 2) درون دلت شهر بند است راز/ نگر تا نبيند در شهر بار
3) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ که گر فاش گردد شود روي زرد 4) چو خواهي که گويي نفس بر نفس /نخواهي شنيدن مگر گفت کس  

  209- سفارش بيت «چرا گويد آن چيز در خفيه ، مرد / که گنکاش گردد روي زرد؟ چيست؟ (سراسري 80)

1) کم حرف بزن 2) افشاگري مکن 3) سخن مگوي 4) غيبت مکن  

  210- پيام کدام بيت با ديگرابيات ، متفاوت است؟(سراسري 80)

1) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ که گر فاش گردد شود روي زرد 2) صدف وار گوهرشناسان راز/ دهان جز به لؤلؤ نکردند باز 3) چند انداختي تير و هر صد خطاست/ اگر هوشمندي يک اناز و راست 4) کم آواز هرگز نبين خجل / جوي مشک بهتر که يک توده گل  

  211- در مصراع «اگر پاي در دامن آي چو کوه» مقصود از «پاي در دامن آوردن» چيست؟ (آزاد 80)

1) گوشه گرفتن 2) محکم بودن 3) مقاومت کردن 4) بي اعتنايي کردن  

  212- مصراع : چو دانا يکي گوي و پرورده گوي با کدام گزينه قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 80)

1) سخن هرچه گوي همان بشنوي 2) کم گوي و گزيده گوي چون در 3) کم آواز هرگز نبين خجل 4) زبان درکش اي مرد بسيار دان
213- سفارش و پيام کدام بيت با ديگر بيت ها ، متفاوت است؟ (سراسري 82)
1) حذر کن ز نادان ده مرده گوي / چو دانا يکي گوي و پرورده گوي 2) صدانداختي تير و هر صد خطاست / اگر هوشمندي يک انداز و راست 3) مکن پيش دويار غيبت بسي / بود کز پيش گوش داد کسي 4) کم آواز، هرگز نبيني خجل / جوي شک بهتر که يک توده گل
214- در همه ابيات به جز بيت .... آرايه اي استعاره بکار رفته است. (سراسر 82)
1) درون دلت شهر بند است راز / نگر تا نبيند در شهر باز 2) صدف وار گوهرشناسان راز / دهان جز به لؤلؤ نکردند باز
3) از آن مرد دانا دهان دوخته است / که بيند که شمع از زبان سوخته است 4) حذر کن ز نادان ده مرده گوي / چو دانا گوي و پروده گوي
215- کدام کلمه دو جزئي است؟ (آزاد 82)
1) مگر 2) اگر 3) سرا 4) هوس

216- بيت «در پس آزادگان به هيچ طريقي / پيش کسان بد مگو که نيک نباشد» با مفهوم کدام بيت تناسب بيشتري دارد؟ (سراسري 83)
1) از آن مرد دانا دهان دوخته است / که بيند که شمع از زبان سوخته است 2) چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ که گر فاش گردد شود روي زرد 3) صد انداختي تير و هر صد خطاست/ اگر هوشمندي يک انداز و راست 4) کم آواز هرگز نبيني خجل / جوي شک بهتر که يک توده گل
217- مفهوم کدام بيت با بيت «از آن مرد دانا دهان دوخته ست / که بيند که شمع از زبان سوخته است» متناسب است؟ (سراسري 83)
1) سخن کم گوي تا در کارگيرند / که در بسيار ، بد بسيار گيرند 2) بگويم تا بداند دشمن و دوست / که من مستي و مستوري ندانم 3) به حرف عشق مشغولم که باشد/ حيات شمع از آتش زباني 4) دمي بي گفت و گو مگذار لب را / لب بي گفت و گو لب نيست گوش است
218- مصراع «جوي مشک بهتر که يک توده گل» با کدام گزينه تناسب معنايي دارد؟ (آزاد 83)
1) ز دانش چو جان تو را مايه نيست / به از خامشي هيچ پيرايه نيست 2) صدف وار گوهرشناسان راز / دهان جز به لؤلؤ نکردند باز 3) يک دسته گل دماغ پرور/ از خرمن صد گياه بهتر 4) سخن تا نگفتي بود چون گهر / چو گفتي شد از خاک ده تيره تر
219- «چرا گويد آن چيز در خفيه مرد/ که اگر فاش گردد شود روي زرد » با کدام گزينه ارتباط معنايي دارد؟ (آزاد 83)
1) مکن پيش ديوار غيبت بسي / بود کز پسش گوش دارد کسي 2) سخن تا نگويند پنهان بود / چو گفتند هر جا فراوان بود
3) سخن در نهان نبايد گفت / که بهر انجمن نشايد گفت 4) ز بهتر سخن نيست پاينده تر / وزو خوش تر و دل فزاينده تر  

    

 

 

 

 

 

    

 

 

 

 

             

 

 

+ نویسنده در جمعه یازدهم بهمن 1387 |

  59- مفهوم کدام گزينه، با گزينه هاي ديگر متفاوت است؟ (سراسري 75)

1) شده بر بدي دست ديوان دراز/ ز نيکي نبودي سخن جز به راز. 2) نهان گشت آئين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان 3) يکي شادماني بداندر جهان/ ميان كهان و ميان مهان4) هنر خوار شد، جادوي ارجمند/ نهان راستي ، آشکارا گزند  

  60- «آتش » در کدام گزينه نقش فاعلي دارد؟ (سراسري 75)

1) اگر کوه آتش بود بسپرم / از اين تنگ خوار است اگر بگذرم 2) چو او را بديدند بر خاست غو/ که آمد ز آتش برون شاه نو 3) زمين گشت روشن تر از آسمان / جهاني خروشان و آتش،دمان 4) مگر کاتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند  

  61- مصراع «همي خاک نعلش برآمد بر ماه» بيانگر کدام مفهوم است؟ (آزاد 76)

1) سرعت 2) تيرگي 3) عروج 4) شهرت  

  62- معني «يکي تازيي بر نشسته سياه » چيست؟(آزاد 76)

1) عربي بر يک اسب سياه نشسته بود 2) بر يک اسب سياه عربي نشسته بود 3) مرد سياهي ، بر يکي اسب تازي نشسته بود 4) کسي با عربي بر اسب سياهي نشسته بود  

  63- کلمه ي «دشت» در مصراع «سراسر همه داشت بريان شدند» ، با کدام صنعت ادبي مطابقت دارد؟ (آزاد 76)

1) ايهام 2) مجاز 3) کنايه 4) حقيقت  

  64- مفهوم بيت «چوخواهي که پيدا کني گفت و گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي» کدام است؟(سراسري 78)

1) اگر دوست داري که از تو بدگويي کنند، لازم است که اين خطر را به جان بپذيري 2) اگر مي خواهي که حقيقت آشکار شود، بايد به آزمايش وامتحان بپردازي 3) چنانچه مي خواهي در اين زمينه سخن بگويي، شايسته است که جديت بيشتري از خود نشان بدهي 4) چنانچه از بدگويي ديگران آزرده اي ، بايد با آنان به بحث و مناظره بنشيني  

  65- واژه «دشت» در همه ي ابيات زير، به جز بيت ... داراي آرايه ي «مجاز» است. (سراسر 78)

1) يکي دشت با ديدگان پر زخون / که تا او کي آيد ز آتش برون 2) نهادند بر دشت هيزم دو کوه / جهاني نظاره شده هم گروه 3) سواران لشکر برانگيختند/ همه دشت پيشش درم ريختند 4) سراسر هه دشت بريان شدند/ برآن چهره خندانش گريان شدند  

  66- در بيت (سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهر خندانش ، گريان شدند) کدام صنعت و آرايه ي ادبي وجود ندارد؟ (سراسري 78)

1) جناس 2) مجاز 3) تضاد 4) تشبيه  

  67- با توجه به داستان «گذر سياوش از آتش» مفهوم مصراع اول بيت زير چيست؟ (سراسري 78)
مگر آتش تيز پيدا کند/ گنه کرده را زود رسوا کند

1) احتمال دارد که بزودي آتش سوزان را ببيند 2) امکان دارد که آتش ، حرارت و گره ي خويش را بازيابد 3) ستم گر ندادي تو بر من روا / به فرزند من ، دست بردن چرا 4) همه سوي دوزخ نهاديد روي / سپرديد دل ها به گفتار اوي  

  69- مفهوم بيت «سراسر همه دشت بريان شدند / بر آن چهره خندانش گريان شدند»، در کدام گزينه آمده است؟ (سراسري 79)

1) آتش همه ي آن دشت و چمن را سوزانيد و چمنزارهاي شاداب به برهوت بدل گشتند 2) به خار آن دشت ، همه آزرده شدند و بر چهره هاي شاداب نشان قطره هاي اشک جاري شد3) همه ي موجودات صحرا در آتش سوختند و خنده ها به گريه و زاري بدل شد 4) همه ي مردم آن جا اندوهگين گشتند و به خاطر چهره ي شاداب او، اشک ريختند  

  70- با توجه به بيت «همان به کزين زشت کردار، دل / بشويم کنم چاره دل گسل «نقش دستوري کدام کلمه نادرست است؟ (سراسري79)

1) به : مسند 2) دل : نهاد 3) زشت کردار: متمم 4) همان: نهاد  

  71- مقصود شاعر از «سياووش را کرد بايد درست» چيست؟(سراسري79)

1) سياووش را بايد به گناه خود متوجه کرد 2) سياووش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 3) سياووش را بايد از اين کار بازداشت4) سياووش را بايد نابود کرد  

 72- همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل ، يعني ... (سراسري80)

1) بهتر است که از اعمال پليد پيشين خود، توبه کنم و بدانها دل نبندم 2) شايسته است که درباره ي او بدي نکنم و از بدکاران دوري نکنم 3) سزاوار است که از اين دل بدخواه، دوري کنم و راه بهتري را پيشه سازم 4) بهتر است که از اين رفتار ناپسند، اجتناب کنيم و براي رفع مشکلم، چاره اي اساسي بکنم  

  73- معني و مفهوم کدام گزينه درست است؟ (سراسري 81)

1) انجمن شدن : مقرر گشتن 2) تپش يافتن: ترديد کردن 3) در کتم عدم خفتن: غافل گشتن 3) نماز بردن: تعظيم کردن
74- در بيت «وزان دختر شاه هاماوران / پرانديشه گشتي به ديگرکران» دختر شاه هاماوران کيست و معني «به ديگران کران» چيست؟ (سراسري81)
1) جزيره- سرزمين پهناور 2) سودابه- از سوي ديگر 3) کتايون- هرمکان 4) فرنگيس- از طرف ديگر
75- در کدام بيت آزمايش چاره ي رهايي از بد گماني است؟ (سراسري 82)
1) كزين دو يکي گر شود نابکار / از اين پس که خواند مرا شهريار 2) چو خواهي که پيدا کني گفت گوي / ببايد زدن سنگ را بر سبوي
3) همان به کزين زشت کردار دل / بشويم کنم چاره ي دل گسل 4) چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که با بد دلي ، شهرياري مکن
76- «مقصود از سياوش را کرد بايد درست» چيست؟ (آزاد 82)
1) سياوش بايد بي گناهي خود را ثابت کند 2) سياوش را بايد کيفر داد 3) سياوش را بايد درمان کرد 4) سياوش خود بايد اعتراف کند
77- مفهوم بيت « چه گفت آن سپهدار نيکو سخن / که بابد دلي شهرياري مکن» شاعر فرمانروايان را از چه چيزي تخدير مي نمايد؟ (سراسري83)
1) سوء ظن 2) سوء تدبير 3) بد اخلاقي 4) بدرفتاري
78 - «سپردن» يعني ...( آزاد 83)
1) قدم زدن 2) مقاومت کردن 3) پايمال کردن 4) ايستادن  

 

 

  79- معني بيت «در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم / سرزنش ها گر کند خار مغيلان غم مخور» با کدام گزينه متناسب است؟

1) نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجي / نتوان شبه تو گفتن که تو دور هم نيايي 2) از در درآمدي و من از خود به درشدم / گويي کز اين جهان به جهان دگر شدم 3) عشق را خواهي که تا پاي بري / بس که بپسنديد بايد ناپسند 4) لاله و گل زخمي خميازه اند/ عيش اين گلشن خماري بيش نيست  

  80- در عبارت و عرفان و اصطلاحات صوفيه به حوزه غزل راه مي يابد و در بين آثار متصور فارسي ،نمونه هاي برجسته اي از ادبيات غنايي در قالب تحميديه، هزل و شکوائيه به ظهور رسيده است» چند غلط املايي هست؟ (سراسر 75)

1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

  81- در کدام مصراع حرف «که» معادل کلمه «اگر» آمده است؟ (آزاد 76)

1) مکن کاري که بر پا سنگت آيو 2) بس که بپسنديد بايد ناپسند 3) عشق را خواهي که تا پايان بري
4) تو پنداري که بر هرزه است اين ايوان چون مينا  

  82- وصف شور عاشقانه و و جود عارفانه و لحظه هاي هجرا وصل، در اشعار کدام دو شاعر، بيشتر جلوه گر است؟ (سراسري 77)

1) حافظ و مولانا 2) عنصري و منوچهري 3) فرخي و ملک الشعراي بهار 4) توپنداري که بر هرزه است اين ايوان چون مينا  

  83- نمونه هاي معروف و موفق «ساقي نامه» را کدام گروه از شاعران زير سروده اند؟ (سراسري 78)

1) خاقاني- فرخي يزدي- مسعود سعد سلمان 2) عطار- مولوي- سنايي 3) نظامي- حافظ- رضي الدين آرتيماني
4) رودکي- سعدي- خاقاني  

  84- فرامرز بن خداداد ارجاني مؤلف کدام اثر داستاني است؟ (سراسري 78)

1) بختيار نامه 2) سمک عيار 3) سندبادنامه 4) هزار و يک شب  

  85- مؤلف «راحه الارواح يا بختيار نامه » کيست؟ (سراسري 78)

1) تعايقي مروزي 2) ضياء نخشبي 3) ظهيري سمرقندي 4) فرامز بن خداداد  

  86- سروده هاي کدام گروه از شاعران زير را مي توان از نمونه هاي موفق «ساقي نامه» به شمار آورد؟ (سراسري 78)

1) اتوري- عبيد زاکاني 2) حافظ- رضي الدين آريتماني 3) خاقاني- محتشم کاشاني 4) منوچهري- فرخي سيستاني  

  87- مفهوم بيت «عشق را خواهي که تا پايان بري / بس که بپسنديد بايد ناپسند» با کدام بيت قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 78)

1) آن چه بر نفس خويش نپسندي / نيز بر نفس ديگران مپسند 2) در بيابان گر به شوق کعبه خواهي زد قدم / سرزنش ها گر کند خارمغيلان غم مخور 3) هر آن چيز کانت نيايد پسند/ تن دوست داشتن بدان در منبر 4) گرچه منزل بس خطرناک است و قصد بس بعيد/ هيچ راهي نيست که آن را نيست پايان غم مخور  

  88- در مصراع «عشق او باز اندر آورد دم به بند» چه نقشي دارد؟ (آزاد 78)

1) فصول 2) فاعل 3) نهاد 4) مسند  

  89- مناسب ترين کلمه ها براي تکميل عبارت زير، به ترتيب در کدام گزينه آمده است؟ در دو غزل حافظ، مسايل اجتماعي که با بياني .... و بر اساس «...» گسترده و اجتماعي شاعر مطرح مي شود، با مسايل خصوصي به هم مي آميز و در يک زمينه کلي .... سير مي کند». (آزاد 79)

1) حماسي- عرفان- اجتماعي 2) عرفاني- ين- تعليمي 3) غنايي- عرفاني- حماسي 4) غنايي- من- عرفاني  

  90- شروع رشد وباروري اشعار عاشقانه را در تغزلات کدام شاعر بايد جست و جو کرد؟ (آزاد 80)

1) سنايي 2) نظامي 3) حافظ 4) رودکي  

  91- در هر گزينه به جز گزينه ي ... نام يکي از شاعراني که نمونه هاي موفق شعر غنايي از نوع مديحه سرايي دارند ذکر شده است.(سراسري 81)

1) انوري 2) عنصري 3) منوچهري 4) ناصرخسرو  

  92- در کدام گزينه عنوان اثري از «ضياء بخشي» عبدالطيف طسوجي ، علي بن عثمان حلالي هجويري و اوحدي» به ترتيب آمده است؟ (سراسري 82)

1) هزار و يک شب، طوطي نامه ، جام جم، کشف العجوب 2) طوطي نامه ، کشف المحجوب، هزار و يک شب ، جام جم 3) طوطي نامه ، هزار و يک شب، کشف العجوب ، جام جم 4) طوطي نامه، هزار و يک شب ، جام جم ، کشف العجوب
93- کدام اثر در حوزه ي اشعار «غنايي- تعليمي» قرار دارد؟ (آزاد 82)
1) گلشن راز 2) غزليات حافظ 3) دانش نامه مسيري 4) منظومه ي حاج ملاهادي سبزواري
94- معناي کدام واژه درست است؟ (آزاد 83)
1) فند: هنر2) دژم : دشمني 3) استنکاف : خوار شمردن 4) توسني : سرکشي  

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نویسنده در جمعه یازدهم بهمن 1387 |

 

مجموعه طبقه بندي شده زبان و ادبيات فارسي کنکور
زبان و ادبيات فارسي پيش دانشگاهي
– کریمی

 

  1- در بيت «هر که جز ماهي ز آبش سير شد/ هر که بي روزيست روزش دير شد». مفهوم «دوست» ، «ماهي» ، و «آب» به ترتيب در کدام گزينه آمده است؟ (سراسري 75)

1) عاشق – عشق 2) عارف – عقل 3) قانع – قناعت 4) معشوق – معرفت  

  2- کلمه ي «جان » در بيت تن زجان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست . » در کدام نقش بکار نرفته است؟ (سراسري 75)

1) مسند 2) نهاد 3) متمم 4) مضاف اليه  

  3- بيت « تن زجان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست» تکرار و تأکيد کدام بيت است ؟ (آزاد 72)

1) سر من از ناله من دور نيست / ليک چشم و گوش را آن نور نيست 2) هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش 3) آتش است اين بانگ ناي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد، نيست باد 4) محرم اين هوش جز بي هوش نيست / مرزبان را مشتري جز گوش نيست  

  4- کدام بيت مولوي با نظر «گوته» در بيت زير مطابقت دارد؟ (سراسري 77)
«حافظا، مي خواهم هيچ کلامي را دوبار در قافيه نياورم، مگر آنکه با ظاهري يک سان معنايي جداگانه داشته باشد»

1) هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش 2) روزها گر رفت، گو ناي رو باک نيست/ تو بمان اي آنکه چون تو پاک نيست 3) آتش است اين بانگ وفاي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد نيست باد
4) تن زجان و جان زن تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست  

  5- فعل هاي بيت «ني حديث راه پرخون مي کند/ قصه هاي عشق مجنون مي کند» کدامند؟(آزاد 77)

1) پر خون مي کند، مجنون مي کند 2) حديث مي کند، قصه مي کند 3) حديث مي کند، مي کند 4) مي کند، مي کند  

  6- کدام گزينه از بيت «محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست» فهميده مي شود؟ (سراسري 78)

1) گوش براي ادراک سخنان زبان مناسب نيست 2) حقيقت عشق را تنها عاشق در مي يابد 3) هيچ کس توان درک حقيقت را ندارد 4) عاشق حقيقي پيوسته از بيان راز درون خود ، عاجز نيست  

  7- کدام گزينه را مي توان بيش از ديگر موارد، از نمونه هاي عالي و با شکوه تحميديه و مناجات ها در ادب فارسي به حساب آورد؟ (سراسري 78)

1) ثنا و سپاس و نيايش جلال الدين مولوي در مثنوي معنوي. 2) ستايش ها و نيايش هاي شاهنامه از زبان رستم در لحظه هاي حساس پيکار و نبرد3) مناجات ها و نيايش هاي لطيف و زيباي نظامي در مثنوي هاي وي. 4) نيايش هاي شور انگيز وحشي بافقي در آغاز منظومه ي شيرين و فرهاد  

  8- کلمه ي «جان» در بيت «تن ز جان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستوري نيست» در کدام نقش دستور نيامده است؟ (سراسري 78)

1) متمم 2) نهاد 3) مضاف اليه 4) مفعول  

  9- بيت «تن ز جان و جان ز تن مستور نيست/ ليک کس را ديد جان دستور نيست» تکرار و تأکيد کدام بيت است؟( آزاد 78)

1) محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست 2) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 3) سر من از ناله من دور نيست / ليک چشم و گوش را آن نور نيست 4) جان و دل را طاقت آن جوش نيست / با که گويم، در جهان يک گوش نيست  

  10- بيت «هر کسي کاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش » با کدام بيت ارتباط معنايي نزديکي دارد؟( آزاد 78)

1) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 2) هر که آيد به جهان ز اهل فنا خواهد شد / آن که پاينده و باقي است خدا خواهد بود 3) هر که آمد در جهان پر زشور/ عاقبت مي بايدش رفتن به گور 4) ما ز درياييم و دريا مي رويم / ما ز بالائيم و بالا مي رويم  

  11- مصراع «هر که بي روزي است روزش دير شد» با کدام گزينه تناسب معنايي دارد؟ (آزاد 78)

1) هر که پايان بين تر،او مسعودتر 2) هر که روزي بزاد و روزي بميرد 3) روز اميد بس دراز بود
4) کسي را که کاهل بود گنج نيست

  12- در کدام گزينه متضاد وجود ندارد؟ (سراسري 79)

1) من به هر جمعيتي نالان شدم /جفت بد حالان و خوش حالان شدم 2) در نيابد حال پخته هيچ خام / پس سخن کوتاه بايد والسلام 3) همچون ني زهري و ترياقي که ديد /همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد 4) سينه خواه شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق  

  13- کدام بيت نمايانگر اين مفهوم است. «ني هم زهر است و هم پادزهر»؟(آزاد 79)

1) همچو ني زهري و ترياقي که ديد / همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد 2) آتش است اين بانگ ناي و نيست باد / هر که اين آتش ندارد، نيست باد 3) ني حديث راه پرخون مي کند/ قصه هاي عشق مجنون مي کند 4) ني حريف هر که از ياري بريد / پرده هايش پرده هاي ما،دريد  

  14- در مصرع «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» مقصود شاعر از «بي هوش» کيست؟ (آزاد 79)

1) معشوق 2) بي خرد 3) عاشق 4) بي توجه
15- معناي مصرع، «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» کدام گزينه است؟ (آزاد 80)
1) افرادي هوش بهره اي از عشق ندارند 2) عاشق هم به حقيقت عشق دست نمي يابد 3) تنها عاشقان محرم اسرار خدانيد
4) فقط شوريدگان ، حقيقت عشق را در مي يابند
16- مصراع «ني» حريف هر که از ياري بريد» با کدام مفهوم معادل است؟(آزاد 80)
1) نغمه هاي ني همدم هر عاشق هجران ديده است 2) نغمه هاي ني به عاشق هجران ديده آرامش نمي بخشد
3) آواي ني، داغ عشق را تازه مي کند 4) نغمه ي ني ، گل عشق را در دل عاشق مي پژمرد
17- مفهوم بيت : « سينه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق» کدام است؟ (آزاد 80)
1) دل دردمندان ، مشتاق ديدار معشوق است2) کسي درد فراق را درک مي کند که از درد اشتياق فارغ باشد
3) براي بيان درد فراق آرزومند ديدار معشوقم 4) هجران کشيده اي مي خواهم تا درد آرزومندي وصال خود را بيان کنم
18- در همه ي ادبيات به جز بيت ... کلمه اي وجود دارد که به شيوه نمادين و تمثيلي بر عاشق و عارف واصل دلالت مي کند(سراسري 81)
1) در نيابدحال پخته هيچ خام / پس سخن کوتاه بايد والسلام 2) سينه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد اشتياق
3) محرم اين هوش جز بي هوش نيست/ مرزبان را مشتري جز گوش نيست 4) هر که جز ماهي ز آبش سير شد / هر که بي روزي است روزش دير شد
19- مفهوم بيت « سرمن از ناله من دور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست» با کدام گزينه متناسب است؟ (سراسري 81)
1) حال من اکنون برون از گفتن است / اين چه مي گويم نه احوال من است 2) اي گل فروش ، گل چه فروشي به جاي سيم / وز گل عزيزتر چه ستاني به سيم گل3) گفت آن يار کزو گشت سردار بلند / جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد
4) رنگين سخنان در سخن خويش نهان اند / از نکهت خود نيست به هر حال جدا گل
20- معناي کدام کلمه نادرست است؟ (آزاد 83)
1) نفير: نفرت و بيزاري 2) نزهت : خوشي و خرمي 3) ..... : خوردني اندک 3) مورب : کج
21- در کدام گزينه آرايه ي «جناس» به کار رفته است؟ (آزاد 83)
1) هر کسي از ظن خود شد يار من / از درون من نجست اسرار من 2) تن ز جان و جان ز تن مستور نيست / ليک کس را ديد جان دستور نيست 3) همچو ني زهري و ترياقي که ديد؟ / همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد؟ 4) ني حديث راه پر خون مي کند / قصه هاي عشق مجنون مي کند
22- بيت « هر کسي کو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش » با کدام گزينه قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 83)
1) هر کسي بر خلقت خود مي تند 2) تا ريشه در آب است اميد ثمري هست 3) هر کسي آن کند کزو شايد
4) باز گردد به اصل خود هر چيز
23- مفهوم «محرم اين هوش جز بي هوش نيست» چيست؟ (آزاد 83)
1) سرمستي و بي هوشي آدمي را از درک حقيقت باز مي دارد 2) فقط عاشقان محرم اسرار الهي اند 3) تنها عاشق محرم اسرار عشق و درک حقيقت آن است 4) نيروي تفکر از فهم اسرار الهي عاجز است  

  46- خروشيد کاي پايمردان ديو / بريده دل از ترس کيهان خديو» يعني فرياد برآورد که اي ..... (سراسري 75)

1) مردان خدا شناس که از ديو نفس دور مي کنيد 2) شيرمردان که نعره تان، حاکمان ستمگر را به هراس مي افکند
3) جوان مردان که از پادشاه جانب داري مي کنيد 4) حاميان شاه ديو سيرت که از آفريدگان نمي هراسيد  

 47- در مصرع اول بيت «بدان بي بها ناسزاوار پوست / پديد آمد» آواي دشمن ز دوست» چند صفت براي متمم آمده است؟ (سراسري 77)

1) يک 2) دو 3) سه 4) چهار  

  48- مؤلف «چشمه ي روشن» کدام يک از کتاب هاي زير را نوشته است؟ (سراسري 77)

1) آهنگ هاي شاعرانه و مذهبي2) تخيلات شاعرانه 3) برگ هايي در آغوش باد 4) سفر شرق  

  49- بدو گفت مهتر به روي دژم/ که برگوي تا از که ديدي ستم: يعني ضحاک .... (سراسري 77)

1) با اندوه فراوان درباره ظلمي که در حق وي روا داشته بودند، گفت و گو کرد. 2) با خوشحالي و اظهار شادماني از کاوه بازجويي کرد 3) دوستانه به او گفت: که از هر کسي آزرده شده است باز گويد 4) خشمگينانه ، نام کسي را که به کاوه ظلم کرده بود از او پرسيد  

  50- براساس داستان «کاوه دادخواه» همه گزينه ها به جز گزينه ي ... از دلايل رفتن ضحاک به سرزمين هندوستان است. (سراسري 78)

1) به خيال خود از پيش بيني اختر شناسان و نابودي تخت و تاج خود به دست فريدون برهد 2) از سقوط و کيفر ، جان به در برد و سرنوشت شوم را از خويش دفع کند 3) دشمنان دين را براندازد و سرزمين ايران را از گزند پيروان اهريمن، ايمن سازد 4) مي خواهد چنان خون بريزد تا در آبزني، سر و تن خود را با آن خون شست و شو دهد  

  51 - «دژم» يعني .....(آزاد 78)

1) دشمن 2) بدخو 3) سختگير 4) خشمگين  

  52- در بيت «خروشيد کاي پايمردان ديو / بريده دل از ترس گيهان خديو» منظور از «ديو» و «کيهان خديو» کدام است؟ (سراسري 79)

1) شيطان- امير 2) شيطان- فريدون 3) ضحاک- خدا 3) ضحاک- فريدون  

  53- باتوجه به شاهنامه فردوسي ، پدر فريدون که بود و به چه سرنوشتي گرفتار آمد؟ (سراسري 79)

1) آبتين- مغز سرش غذاي ماران شد 2) سياوش- در سرزمين غربت کشته شد3) کي خسرو- به مرگ طبيعي در گذشت
4) کيکاووس- به ناکامي و تيره روزي درگذشت  

  54- معناي مصراع «شماريت با من ببايد گرفت» چيست؟(آزاد 80)

1) بايد به من حساب پس بدهي 2) بايد به حساب من رسيدگي کن 3) بايد با هم به حساب او برسيم
4) بايد هر دو حساب پس بدهيم  

  55- «شده بر بدي دست ديوان دراز» بيانگر چه مفهومي است؟(سراسري 78)

1) رعايت حال بدکاران 2) تعدي محاکم به حقوق عمومي 3) تسلط اهريمن صفتان و آشوبگران 4) رواج زشتي و پليدي  

  56- معني بيت «هم آنگه يکايک ز درگاه شاه / برآمد خروشيدن دادخواه» چيست؟ (سراسري 80)

1) بعد از آن به آرامي نواي عدل و دادگري از همه جا به گوش درباريان رسيد 2) در آن لحظه، ناگهان فرياد اعتراض ستمديده از کاخ بلند شد 3) در آن زمان پشت سرهم براي عدالتخواهي از بارگاه بيرون آمدند 4) سپس اندک اندک شاکيان به بارگاه حاکم درآمدند  

  57- «مني چون بپيوست با کردگار / شکست اند آورد و برگشت کار» يعني ....(سراسري 83)

1) چون خودخواهي و خودپسندي به جايي رسيد که ادعاي خدايي کرد بدبخت شد 2) غرور را با خداپرستي درهم آميخت و به همين سبب در برابر شيطان نفس مغلوب گشت 3) هنگامي که غرور خودخواهي او را به آفريدگاري رساند از ادعاهاي خودش برگشت 4) هوا و هوس، انگيزه و سبب شکست او در برابر خواهش هاي نفساني اش شد  

  58- شاعر در کدام گزينه از «آرايه ي مراعات نظير» استفاده کرده است؟(آزاد 83)

1) بدان بي بها تا سزاوار پوست / پديد آمد آواي دشمن ز دوست 2) زديوارها خشت و از بام سنگ / به کوي اندرون تيغ و تير خدنگ 3) همي برخروشيد و فرياد خواند / جهان سراسر سوي داد خواند 4) نهان گشت آيين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان  

 

 

 

    

 

 

+ نویسنده در جمعه یازدهم بهمن 1387 |

آموزش املاي فارسي

يكي از علل افت تحصيلي دانش آموزان در درس املاي فارسي وجود حروف مشترك در زبان فارسي است منظور از حروف مشترك حروفي هستند كه يك صدا دارند و چند شكل . مانند حرف ز  كه يك صدا و چهار شكل دارد ( ز –  ظ – ذ – ض )در زبان فارسي پانزده حرف مشترك داريم كه عبارتند از ( الف – ع ) ( ق – غ  ) ( ت – ط ) ( ح – ه ) ( س- ث – ص ) (  ز – ذ – ظ – ض )

بيشتر دانش آموزاني كه در درس املاي فارسي نمره ي كم مي گيرند اين حروف را خوب تشخيص نمي دهند . در نوشتن كلمه اشتباه مي كنند مثلاً كلمه ي صابون را به صورت سا بون مي نويسند براي اين كه اين دسته از دانش آموزان به مشكل بر نخورند پيشنهاد مي گردد به شيوه اي كه بيان مي گردد عمل نمايند تا انشاء الله مشكل درسي بر طرف گردد.    در اين شيوه لازم است همراه دانش آموزان ، يكي از اولياي گرامي نيز كمك نمايند .ابتدا حروف مشترك را به شكل زير در دفتر يا برگه اي بنويسيد .

الف :

ع :

ق :

غ :

ط :

ت :

ح :

ه :

س :

ص :

ث :

ز :

ض :

ذ :

ظ :

 سپس كلماتـي را كه اهميّت املايــي دارند را پيـدا مي كنيـم ( اين كلمات را به صورت جداگانه در و بلاگ آورده ام )

به دانش آموزان مي گوييم هر يك از كلماتي را كه قرائت مي كنيم به كتاب يا لغت در آن نوشته توجه نمايند تا شكل صحيح اين كلمه در ذهن او نقش بندد . سپس اين كلمه را در جلوي حروف موجود در كلمــه بنويسيد به عنوان مثال كلمه ي اظهار را جلوي حروف ( ا ) ( ظ ) و ( ه ) مي نويسيم .در اين خصوص لغات يكي از دروس را به عنوان نمونه مي نويسيم به آن توجه كنيد

 

درس سوم

 

 

 

 

 

 

 

 

الف : وظايف – مبدأ- به عزّت برساند- استكبار– ضايع –

ع : به عزّت برساند- عظمت– معطوف – تضييع معنوي– ضايع –

ق :

غ :

ط : محيط مدرسه- محيط دانشگاه – معطوف –

ت : عظمت- استكبار- تضييع معنوي

ح : محيط مدرسه- محيط دانشگاه –

ه : محيط مدرسه- محيط دانشگاه –

س : محيط مدرسه- به عزّت برساند- استكبار

ص :

ث :

ز : به عزّت برساند

ض : تضييع معنوي– ضايع –

ذ :

ظ : وظايف- عظمت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد از تمام شدن اين مرحله لازم است به دانش آموز املا گفته شود اما نه به شيوه هاي سابق . به اين صورت كه كلماتي را كه تمرين كرده را يك به يك آرام تلفظ كنيم و در صورت لزوم كلماتي كه تلفظ آن ها كمي مشكل به نظر مي رسد را هجي كنيد ( بخش كردن دوران ابتدايي ) مثلاً كلمه ي استكبار را به صورت ( اس – تك – بار ) تلفظ كنيم و از او هم بخواهيم چند بار تكرار كند بعد از او بخواهيم تا آن كلمه را بنويسد اگر در مورد كلمه اي اشتباه كرد شكل صحيح كلمه را به او نشان دهيم تا ببيند و در خاطر خود بسپارد و از او بخواهيم تا شكل درست آن را بنويسد و بعد به كارمان ادامه مي دهيم بعد از گفتن چند لغت ديگر ، همان لغت را دوباره تكرار مي كنيم تا ببينيم كه آيا شكل درست آن را آموخته يا نه و اگر هم دوباره اشتباه نوشت باز هم بدون هيچ گونه ناراحتي يا عصبانيت عمل قبلي را تكرار كنيم  تا زماني كه اطمينان حاصل كنيم كه شكل درست آن را آموخته باشد اگر هم خود گوينده ي املا هم، همراه دانش موز يك بار بنويسد تا به خاطر بسپارد بهتر است . اين شيوه براي دانش آموزاني كه در درس  املاي ضعيف  هستند بسيار مناسب مي باشد 

اميد است كه مورد استفاده ي دانش آموزان عزيز و اولياي محترم قرار گیرد.                           

. کریمی دبیر ادبیات فارسی منطقه ی بن

+ نویسنده در چهارشنبه نهم بهمن 1387 |

پاسخ خودآزمایی های ادبیات سوم انسانی

به نام نقش بند صفحه خاك

 

صفحه 5:

 1- يتيمي كه ناكرده قرآن درست       كتب خانه چند ملت بشست

2- معراج

3- چون حرام امن الهي است و حريم و پناهگاه پناه آورندگان است و در آنجا هيچ گونه آزادي بر هيچ موجودي روانيست

4- بزرگ داشت

5- گل زرد

6= براساس اعتقاد يونانيان قديم عطارد دبيرفلك است ونماد نويسندگي است .

7- فرشتگان عالم ملكوت

8- كسي با او نه و او با همه كس ، نماند هيچ كس او ماند و بس .

 

صفحه 13:

1-     با آشيل در حماسه يونان و بالدر در حماسه شمال اروپا ، هر سه از نقطه خاصي اسيب پذير ند وجه شباهت رويين تني .

2-     چون برايش احترام قائل است و نمي خواهد ارتباطش را با خانواده كيان قطع كند .

3-    از نظر گشتاسب بله چون مي دانسته كه رستم حاضر نيست دست به بند بدهد ولي از نظر آيين پهلواني خير ، بستن دست پهلوان توجيهي منطقي ندارد .

4-     خيرچون مصلحت انديشي كه با خفت وخواري همراه باشد ، پذيرفتني نيست وبسته شدن دست پهلوان با آيين پهلواني مغايرت دارد .

5-      براي منصرف كردن اسفنديار ،چون اسفنديار قصد جنگ دارد و به هيچ وجه حاضر به سازش نيست.

6-     آغاز درس ، ناليدن بلبل از سوگ اسفنديار كه نشان دهنده يمرگي است كه در پايان داستان انجام مي گيرد .

صفحه 18:

1-     براي حفظ آبروي خودش رستم ناگزير ميشود چون پافشاري او را در مورد منصرف كردن اسفنديار بي ثمراست.

2-     ابتدا تلاش كرد تا رستم را متقاعد كند كه جنگ را نپذيرد و هنگامي كه رستم را درگير جنگ ديد به او كمك كرد .

3-     پذيرفتن بند خلاف آيين پهلواني است ، رستم اگر به بند ميداد ارزش و اعتبار پهلواني را از دست مي داد .

4-     بپيچم = پافشاري  ميكنم ، اصرار مي كنم . بپيچاند = منصرف شود ، برگرداند .

5-     اسفنديار را در جنگ بيشتر ثابت قدم مي كند .

6-     ساده دلي كه فقط پيك پدر بود.

7-     چون پرنده اي روش روان است و مظهر و نمادياري گري است . چون اسفنديار در هفت خوان جفت او را كشته بود .

8-     خروش آمد از پاره ي هر دو مرد تو گفتي بدريد دشت نبرد ببردند از روي خورشيد رنگ .

 

صفحه ي 29و 30 :

1-     پاك نويس كردن كتاب شروح الظفر

2-     چون به نظر او كتابي بود سراسر ناسزا به خانواده و تبارش ( هم نوعش ) .

3-     تو فقط بايد بنويسي بدون اينكه در مورد نوشته ها انديشه كني .

4-     كساني كه شرزين را به خاطر انديشه اش محاكمه مي كنند .

5-     چون خطر سوختن كتاب وجود داشت .

6-     كم سوادي كه خود را ارزان مي فروشد

7-     قلم به دست كم تجربه

8-     تا آداب تشرف به دربار را بداند .

9-     برخورد حكومت هاي غاصب و خود كامه با صاحبان دانش و انديشه و قلم .

10- از روي لطف ، بدون آنكه شايستگي اش را داشته باشد و طعنه و تمسخر

11- رسالت پاسدارياز خون شهيدان به عهده نويسندگان است كه در هر دو مورد يك مفهوم را مي رساند .

 

صفحه ي 36 :

1-     از دزدان حق السكوت مي گرفت تا گزارش ندهد (شاه دزد)

2-     باخونسردي و تدبيربرخورد كرد.

3-     الف : قهرمان كه بازرگان بود . ب: راوي كه داناي كل است.

4-     برخورد بازرگان با پاسبان در مورد سرقت اموالش و حدس دشوار او كه دزد مغازه چه كسي است.

5-     ،6- سمك عيار ، خير وشر.

 

صفحه 52:

1-   ‌[داوري درباره ي وقايع و كسان كه دوست و دشمن ، بيگانه و خوديگويي سرانجام اعضاي يك خانواده مي شود ] از نظر نويسنده وجه اشتراك دو كتاب است .

2-     قهرمانان بالزاك مانند قهرمان بيهقي در كسب پول و مقام هستند .

3-     وجود آدمي به دل است (دل جايگاه حق است )

4-     توجه به خرد ، پرورش آزاد مردان ، گسترش نيكي .

5-     نويسنده نه تنها شخصيت بيهقي را تحليل ميكند و او را از خلال اثرش مي شناساند بلكه درباره چند و چون كتاب به داوري مي پردازد .

 

صفحه 60:

1-     آنان تجسمي از روحيات و آرزوهاي يك ملت اند .

2-   الف : اگر هزار در را به روي مرگ ببنديد از روزني كه نمي پنداريد به درون مي آيد .   ب: آن كه انساني را مي كشد ، انسلنيت را مي كشد .

3-     عدم تمايل هردو به جنگ وتن دادن به جنگي ناخواسته و در مورد اسفنديار وسوسه قدرت طلبي و پادشاهي

4-   گشتاسب در جنگ با ارجاسب دو سال مهمان رستم بود و رستم از او پذيرايي كرد ونه تنها پاداشي نگرفت بلكه پسرش را فرستاد تا رستم را دست بسته بياورد .

5-      كار بيهوده و بي حاصل ( راه به جايي نبردن ).

 

صفحه 66 :

1-     كمي لغات عربي ، كوتاهي جملات : سزاست كه خدمتش كنند ، آوردن حرف تاكيدي «مر»نمرود مرنديمان را گرفت .

2-     آوردن «ب» زايدآغاز فعل هاي ماضي بنشست ، بياورند ، بگفت آوردن واژه هايي مانند مر اندر ، منجنيق تپش .

3-     جاه و مقام وبزرگي شان ازبين ميرود .

4-     پاره كردن درمعني شكستن . فرمودند معني فرمان دادن . در ايمن درمعني مطمئن .

5-     كاووس شاه .

6-   منظور از آتش در بيت حافظ آتش هجران و عشق است كه از راه رسيدن به معشوق خواهان سرد شدن آن است (به وصال رسيدن ) و آن را با اتشي كه قرار بود حضرت ابراهيم را بسوزاند و بر حضرت ابراهيم به سلامت سرد مقايسه كرده است . آرايه تلميح .

 

صفحه 76 :

1- الف ) در مورد خواجه (خواجه احمد حسن ميمندي ) هيچ قصد بدي نداشتم و كار ناروايي انجام ندادم و خانواده اش را مورد توجه قرار دادم .    

 ب ) از نعمت هاي جهان بهره برده ام و سياست هايي به كاربردم ( پست ومقام هايي داشتم )

ج) اين همه وسايل نزاع ودشمني را به خاطرمال دنيا گذاشته و رفتند .

د) به پاسخ آن كارهايي كه انجام داده ، گرفتار شده است .

2- توصيف ظاهر حسنك ، گريه و زاري مردم ، برخورد حسنك ، بابوسهل زوزني .

3- توصيف جزئيات ، فضا سازي ، ايجاز و اطناب بع جا .

4- لا تبديل لخلق الله ، اگر امروز اجل رسيده است، كس باز نتواند داشت كه بردار كشند يا جزدار . كه بزرگتر از حسين علي ني ام.

5- توصيف بوسهل ( خلقو خوي و عمل كرد او ) دار زدن حسنك . توصيف توطئه گري هاي بوسهل .

6- بيانگر وضع حاكميت آن روزگار به كارگيري افراد مزدور براي پيش برد اهداف پليد .

 

صفحه 85 :

1-     الف )چه نظري داري درمورد ملك كه گوشه نشيني اختيار كرده و حركت و شادماني را رها كرده است ؟

ب) پشتيبان سپاه من بود موجب رنج دشمنان و موجب زيبايي ( جمال ) دوستان بود .

ج) هركسي كه انديشه اي ضعيف وناتوان و عقل كم و ناقصي دارد ، از مقام بالا بع مرتبه پست گرايش پيدامي كند .

د) قناعت نشانه پست همتي وكمي جوانمردي است .

2- نمادين ، شخصيت بخشي ، آرايه ها ، بر مفهوم غلبه دارد .به كاربردن مترادفات ، حذف شناسه به قرينه ، بع كاربردن موصوف و صفت جمع .

3- پيام مذمت :

دهان بيني ، اطلاعات غلط گرفتن و تصميم گيري هاي ناآگاهانه ، سخن چيني .

4- گاو نماد موجودي صادق و درستكار ، شير نماد حاكم زود باور ، كليله نماد موجود عاقل و متعادل .

5- هركه را همت او طعمه است ، در زمره بهايم معدود گردد، چون سگ گرسنه كه به استخواني شاد شود و به پاره اي نان خشنود گردد. خدمت كار سلطان در خوت وحيرت همچو خانه مار و هم خوابه ي شير است ، كه اگر چه مار خفته و شير نهفته باشد . درديده ي دشمنان خار وبر روي دوستان خال .

6- گرم شكمي = حريص بودن ، زياد خواب بودن ، برباد نشاندن = تحريك كردن .

7- رنج نفس سير و سمت نقض عهد و هلاك گاو و هدر شدن خون او .

 

صفحه 90 :

1-     پليديهاي وجودم را با گريه كردن در برابر پروردگار از بين مي بردند ( وجودم را صفا مي دادم ) تصميم گرفتيم كه برگرديم .

2-     ( نشايد، نپايد ) ( برد، رود ) (انيس ، جليس )

3-     پايداري كتاب ، بهره بردن متكلمان از آن ، افزودن بلاغت نويسندگان.

4-     هرچه نپايد ، دلبستگي را نشايد ، گل همي پنج روزو شش باشد زبان بريده به كنجي نشسته صم بكم .

 

صفحه 93 :

1-     عيد نوروز از بزرگترين وقديميترين عيدها است

2-     آموزش به كودكان در حفظ آداب ورسوم وسنت ها ،احترام به بزرگترها ،آموزش غيرمستقيم ،تشويق وقدرداني كردن.

3-     خلافت حضرت علي ،واقعه غديرخم،ساختن كشتي نوح .

 

صفحه ي98:

1 تا جهان جفا را پيشه همي كند.

2در اين بيت سرو نماد آزدگي است ودر متن درس سپيدار نماد تهي دستي است ودر هردو بيت نماد وجود دارد وتهي دستي درهردرخت مشتركاست ولي تفاوت معنايي درتهي دستي  وجوددارد .درمتن درس تهي دستي منظورتوشه آخرت نداشتن است.

3-نرگس ترنج راثمر دارندارزش مند مي داند ولي سپيدار را بي ارزش ميداند چون تهي دست است .

4-بيت 17،. به هارون ما داد..........

5-بيت17(مقايسه منزلت حضرت علي به هارون)

6-به كارگيري سخن برايمدح صاحبان قدرت مانند ريختن مرواريد درپاي خوكان است.

 

صفحه ي 102:

1-درشعرعراقي نوعي طلب ديده مي شود عراقي خواهاندرد است به اميد درمان از جانب معبود ،بابا طاهر تسليم محض معشوق است وطا لب درد عشق .

2-چه باك آيد ز كس آن را كه او را نگهدارد ونگبا نش تو باشي .

3-دردامان مي كشد ابهام وجود دارد .

4-سركشي

5-تشبيه اشك به طوفان

 

صفحه ي110

1-بيت 5و6

2-دردورازتو،ايهام وجوددارد،الف:دردوريوهجران تو،ب : از تو دورباد.

3-بيت8و9

4-ايهام تناسب

5-شهيدشدن حضرت عباس وقطعه قطعه شدن بدن اوباعث اشكار شدن ايثارواز خودگذشتگي اوست .

6-ماه، آسمان،نور-و-كوه-،كمر،آيه ومحكم،لب وكنار.

 

 

صفحه ي114:

1-شخصيت بخشي به گل است ومقصودايناست كه گل طبيعت

هم ازشهادت شهيدان ناراحت است .

2-ان مع العسر يسرا،جاءالحق وزهق البا طل

3-زمين سترون ودروي نشان ......

4-نه آرامش دارم ونه به سا حل نجا ت رسيده ام همچون آه بر روي آيينه  هستم كه نا پايداري ولي بي ثبات است وچون ابرگذرا ونا پايدارم.

5-جهان

 

صفحه ي118:

1- طبيعت

2- بيت چهارم

3- نماد:خضوع وفروتني در برابر معبود

4- صخره: نماد مردم مقاوم.دريا : نماد مشكلات وسختي وحوادث

 5- رزم شما رزمي عاشقانه و خدا جويانه است رزمي كه در آن لطافت عشق و ايثار باشد . چه زيباست .

6- بيت ششم

 

صفحه 129 :

1-

2- منظورش اين است كه از همان بسطام كه نزديك بود ، گرفته شده است .

3-مسافت ، اعتقادات مذهبي مردم ، تحفه مخصوص شهرها ، از تاريخي

4 تكليف دانش آموزي

5- خسي در ميقات

 

 صفحه 135 :

1-     انتظار دارد كه مدرس جدي تر و با استواري بيشتر صحبت كند.

2-   معتقد است كه نگاه امام خميني خشم آگين است و مي توان آن را در پله كمام گذاشت و نگاه برادرش آ رام كه مي توان به آن تكيه كرد .

3-     آرام بودن و متفكد بودن و سخنان انديشه گرانه گفتن واعتقادات ظلم ستيزانه

4-     سوم شخص

 

صفحه 140 :

1-     محدود بودن انديشه انسان از درك عالم عرفان

2-          

3-     خال لب،

 

صفحه 144 :

1- نمازي كه انسان   خدا هيچ نبيند وهيچ چيز حس نكند جز درك باري تعالي كه موجب كمال انسان است و انسان را به خدا مي رساند همان گونه كه حضرت علي (ع)در متن درس ....

2- وقتي كه جمال حضرت يوسف كه نمونه اي از جمال ذات باري تعالي است ، انسانها (زن ها) را آن گونه شيفته و سرمست مي كند ، به جاست كه ديدار ذات حق تعالي حضرت علي را اين گونه سرمست و از خود بي خود مي كند .

3-

اقوال نيك ، افعال نيك ، اخلاق نيك و معارف

4-   انسان كامل هيچ اطاعتي را بهتر از آن نمي داند كه جهان را اصلاح كند و درميان مردم درستكارس را رواج دهد و عادت ها ورسوم بد را از ميان بردارد و راه و روش درست را در بين مردم رواج دهد. مردم را به خداي تعالي بخواند و از عظمت و بزرگواري و يگانگي خداوند به مردم خبر دهد . و مردم را دوستدار ويار يكديگر كند. تا به يكديگر آزار نرسانند و آسايش يكديگر را از بين نبرند و يار يكديگرباشند و فرمان دهد تا مردم به يكريگر آسيب نرسانند نه از راه زبان ونه از راه دست . وقتي كه بر خود واجب كنند كه به يكديگر صدمه و آسيب نرسانند در حقيقت با هم پيمان بسته اند . و نبايد پيمان را بشكنند و هر كس كه پيمان شكني كند ، ايمان ندارد . كسي كه پيمان ندارد ايمان ندارد . مسلمان كسي است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسايش باشند.

 

 صفحه 147 :

1-     همه سرگشته و يك جز از انسان ....

2-     هردو

3-     بيت اول

4-     بيت ششم

5-     چون جهان منعكس كنندهي جمال معبود ازلي است .

6-     بيت چهار و هفت و هشت

7-     غنايي

8-     بيت نهم

 

صفحه 159 :

1-      دريا : حقيقت مطلق (حق ) شبنم: بهشت.

2-      تحقيق دانش آموزي

3-      سالك نبودن آنها

4-   هدهد كه نماد رهنما و رهبر است . دريا و خشكي كه سختي راه عشق است . سيمرغ :كه نماد حقيقت مطلق است . بازشكاري كه نماد جاه طلب و مقام طلب است .

 

صفحه 164 :

1-   سخنان عارفانه در كلام و قافيه نمي گنجد ، نادان همواره گرفتار مشكلاتي است كه براي خود به بار مي آورد ، در عرفان حفظ زبان و رعايت خاموشي لازم است .

2-   مردن پرنده در هندوستان و آموزش دادن به طوطي بازرگان ، زندگي عاشق موقوف به فنا و نيستي است . به جز خدا به چيز ديگري نينديشيدن

3-   به جز معبود و معشوق به چيز ديگري نبايد انديشيد و در همه احوال بايد به خداوند انديشيد .در پناه لطف حق گريختن و تكيه گاهي جز حق تعالي نداشتن و به دستاويز ديگر متوسل نشدن.

4-      طوطي : نماد جان پاك ومجرد . قفس : نماد تن . هندوستان : نماد عشق و عرفان

5-   عطار داستان را بيان كردهبدون افزودن مطلبي به آن در حالي كه مولانا درلابه لاي كلام گريز به عرفان زده و داستان را به مسايل عرفاني كشانده شايد به همين دليل است كه عطار اين داستان را در حدود 30 بيت بيان كرده ولي مولانا آن را در 367 بيت در دفتر اول آورده است .

6-      خشمگين شدن ، مردن ، مورد توجه واقع شدن .

 

صفحه 171 :

1-     زاهد و پادشاه = مذمت زهد ريايي ، بادنجان بوراني = تملق و چاپلوسي

خلعت خاص دوستان شيطان : درمورد عنايت شاهانه به بياني طنزآميز 

 مذمت : سوگند دروغ و سخن دروغ

شمار عاقلان : طنزي است كه بيانگر اين است كه انسان هاي نادان بيش تر از دانايان هستند .

عسل قاتل : زيرك بودن وآگاهانه برخورد با كسي كه به انسان نيرنگ مي زند .

2-     بيت دوم

3-      بيت چهارم

 

صفحه 183 :

1-     همسر

2-     به بركت اين افسون نه كسي مي توانست مرا ببيند و نه در مورد من تصور بدي كند .

3-        

4-     خاك پشت سر كسي ريختن  : انتظار بازگشت مسافر را نداشتن

5-     ندارد

6-     چون در راه عشق بي پايان به خدا زندگي و هستي خود را از دست داده اند .

صفحه 192 :

1-     شايددر متن درس به معني شايسته است ولي امروزه قيد شك و ترديد است .

2-     در عطر گل ياسمن (شا دابي و سر سبزي طبيعت )

3-   تشبيه : سفيد شدن روي زمين از برف مانند زال كه موي سفيد دارد . تلميح : اشاره داردبه داستان بهمن و زال در شاهنامه فردوسي . ايهام : كه در واژه ي بهمن ايهام دارد يكي منظور ماه بهمن است و ديگر اشاره دارد به شخصيت در شاهنامه فردوسي .

4-     با پوشش برف

5-     مانندميهماني كه سكونت او طولاني شده وباعث خسته شدن ميزبان مي شود .

6-     بيت دوازدهم و نوزدهم و بيستم

7-     آه غم انگيز

 

صفحه 194 :

1-   سنگ : نماد انسانهاي  كه بي روح هستند و هيچ دچار دگرگوني انديشه نمي شود و از طبيعت الهام نمي گيرند. خاك : نماد انسانهايي كه از وجودشان ديگران بهره مند مي شوند .

2-     نگرش عميق و ديدي و سيع داشتن

3-   تشخيص در خاك ، تشخيص در مهروهمچنين ايهام در مهر استعاره از نوع تشخيص در سينه خاك . شكافته شدن زهره ي خاك كنايه از رويش گل و گياه

4-     نيما يوشيج ، سهراب سپهري ، فريدون مشيري ، فروغ فرخزاد

 

+ نویسنده در چهارشنبه نهم بهمن 1387 |

نمونه سوالات امتحان نهایی سوم نظری زبان شناسی

به نام خدا

1- در جمله ي « من ، من را در آيينه ديدم» كدام قاعده ي زباني رعايت نشده است؟ 5/0 -84

2- آلگوي هجايي واژه ي « گل» را بنويسيد.5/0-84

3- تغيير تكيه ، روي كدام واژه سبب تغيير  معنايي مي شود ؟5/0-84

« ولي دانش آموز بايد بداند كه با تلاش و پيگيري مستمر مي توان به نتيجه رسيد»

4- آهنگ هر يك از جمله هاي زير چگونه است؟ 5/0-84

الف) چنين شتابان به كجا مي روي؟

ب) هيچ به زندگي انديشيده اي؟

5- در بيت زير واژه اي بيابيد كه هم منعناي ديم خود را حفظ كرده است و هم معناي جديد گرفته است.5/0-84

دريا دلان راه سفر در پيش دارند           پا در ركاب راهوار خويش دارند

6- علامت اختصاري تركيب «كتابخانه ي ملي ايران» را با استفاده از سر واژه هاي آن بنويسيد.5/0-84

7- كدام يك از نقش هاي زبان كاركرد اجتماعي بيشتري دارد ؟ چرا؟1-84

9- چرال توليد واحدهاي زباني زير غير ممكن است؟ 5/0-82

الف- امروز دانش آموزان به مدرسه رفت. ب- داگْكْ

10 – الگوي هجايي واژه هاي سرو را بنويسيد.5/82

11- آيا تكيه مي تواند مميز معنا باشد؟ (توضيح دهيد)75/0-82

 12- جايگاه تكيه را در كلمه ي « نزن» مشخص كنيد.25/0-82

13- واژه ي «دستور» مشمول كدام يك از وضعيت هاي زباني شده است؟5/0-82

14- معناي غير مستقيم عناصر زباني چگونه استنباط مي شود ؟5/0-82

15- هر ارتباط زباني چه هدف هايي دارد؟5/0-84

16- تكيه يعني چه؟5/0-81

17- نوع آهنگ را در جمله هاي زير مشخص كنيد.5/0-81

الف- احمد به مدرسه مي رود؟                ب- دانش آموز درس را خوانده است.

18- در جمله ي « دانش آموزان خوب در درس موفق مي باشد »  كدام قاعده ي زباني رعايت  نشده است؟25/0-81

19- براي رعايت نكردن هر يك از قواعد واجي و هم نشيني  مثالي ذكر كنيد.1-81

20 – واژه هاي زير علامت اختصاري چه كلماتي هستند.5/0-81        الف-هما           ب- ساف

21- دو واژه بنويسيد كه هم معناي قديم را حفظ كرده اند و هم معناي جديد گرفته اند. 5/0 -81

22- منظور از واحد هاي زبر زنجيري چيست؟5/0- 82

23- جاهاي خالي را با كلمات مناسب به گونه اي كامل كنيد كه معناي فعل تغيير كند.5/0-82

الف- ..............................پريد.                        ب- ...................................پريد.

24- كدام يك از واژه هاي بيت زير هم معناي قديم خود را حفظ كرده است و هم معناي جديد گرفته است؟25/0-82

  چو بوسيد پيكان سرانگشت اوي               گذر كرد بر مهره ي پشت اوي

25- براي رعايت نكردن قواعد معنايي زبان مثالي بياوريد، سپس صورت صحيح آن را بنويسيد.1-82

26- نوع آهنگ جملي زير را بنويسيد. آيا فردا امتحان داريم.؟25/0-82

27- هرگاه در گوشه اي بنشينيم و با خود حرف بزنيم از كدام يك از نقش هاي زبان استفاده كرده ايم؟5/0

28- هرگاه شاعر بتواند بر مجموعه ي ساخت آوايي ، ساخت هاي تازه اي همچون ساخت وزن و قافيه بيفزايد به آن اثر ادبي چه مي گويند؟5/0-82

29- تكيه در كدام هجاي كلمات زير قرار دارد؟5/0- 82 

30 – براي رعايت نكردن هريك از قواعد واجي و هم نشيني مثالي ذكر كنيد 5/0-81

31- چرا توليد واحد زباني زير غير ممكن است؟5/0-81    كتاب دست هايش را شست.

32- آيا تكيه مي تواند مميز معنا باشد ؟(توضيح دهيد) 75/-81

33- كوچكترين واحد زنجيري گفتار چيست؟25/0- 81

34- براي ساخت زير يك مثال بنويسيد.5/0- 81    بن مضارع + ان= صفت/ قيد

35- كلماتي كه در گذشته وجود داشته و امروز نيز با تغيير در حوزه معنايي وجود دارد ، كدامند؟5/0-81

  رعنا- سوفار- كثيف- ديوار- برگستوان

36- جاي خالي را پر كنيد.5/0 – 81             شايد اساسي ترين نقش زبان .......................در ميان.......................باشد.

37- اصطلاح «حديث نفس » در نقش هاي زبان به چه معني است.؟5/0-81

38- كدام يك از نقش هاي اساسي زبان در نمونه ي زير ديده مي شود.؟5/0-83

           به نام خداوند جان خرد           كزين برتر انديشه بر نگذرد

39- با توجه به شيوه ي واژه سازي جديد ، واژه ي «ساف» چه معنايي دارد و چگونه ساخته مي شود؟5/0 -83

40 – تعداد واج هاي كلمات زير را بنويسيد . 5/0-83                الف- ابر                  ب- دماوند

41- چرا ساختن واژه ي «مرْتْد» امكان پذير نيست؟ 5/0 – 83

42- كدام واژه هاي زير داراي تكيه در هجاي پاياني هستند ؟ 5/0-83   

                              الف- آهو                        ب- نمي گويند                          ج – آبي                    د- برگشتي

43- دو واژه مثال بياوريد كه معناي پيشين خود را از دست داده و معناي جديد پذيرفته باشند.5/0-83

44- آهنگ جمله زير را معين كنيد. 25/0- 83         كدام گل را مي پسندي؟

45- هر واژه در زبان فارسي چند تكيه دارد؟25/0-83

46- كدام يك از نقش هاي زبان در نمونه ي زير ديده مي شود؟ 25/0- 83

  مي تراود مهتاب / مي درخشد شبتاب/ نيست يكدم شكند خواب به چشم كس و ليك / غم اين خفته ي چند/ خواب در چشم ترم مي شكند.

47- اگر به كمك زبان از خود و آن چه در درونمان مي گذرد ، سخن بگوييم ، از كدام نقش زبان استفاده كرده ايم؟25/-83

48- چرا جمله هاي « علي، علي را ديد» و « من ، من را سرزنش كردم » غلط است ؟ 5/0-83

49- واحدهاي زباني را از بزرگ به كوچك به ترتيب نام ببريد.5/1-83

50- دو واژه مثال بياوريد كه پس از انتقال به دوره هاي بعد،كاملا متروك شده باشند. 5/  - 83

51- آهنگ جمله هايي كه زير آن ها خط كشيده شده بنويسيد.5/0-83

  الف- بانگ هزاهز و غريو خاست. امير برخاست .             ب- چه كسي بود صدا زد؟ سهراب!

52-  با استفاده از روش جانشين سازي جملي « كيفم با دلخوري مدادش را تراشيد» را باز سازي كنيد تا به جمله ي عادي معنا دار تبديل شود . 5.0 - 82

53- واج ها با هم تركيب مي شوند  و واحد بزرگ تر زباني .................................ساخته مي شود. 5/0- 82

54- مهمترين واحدهاي زبرزنجيري را نام ببريد.75/- 82

55- نوع آهنگ جمله ي  را بنويسيد .     5/0  - 82    آيا فردا امتحان داريم ؟       

56- نقش هاي زبان را نام ببريد.1-82

 57 – در توليد واحد هاي زباني زير چه قاعده اي رعايت نشده است ؟ 5/0- 82    پسرك به مدرسه رفت.

58- الگوي هجايي واژه ي «خويش »را بنويسيد.5/0 82

59- در توليد واحد هاي زباني زير چه قواعدي رعايت نشده است؟ 5/0- 82

الف- بر مي داشتند داشتند .         ب- من من را صدا زدم.      پ- مدرسه ي يك روز خاطره

60 - نوع آهنگ را در جمله هاي زير مشخص كنيد.  5/0-82

الف- احمد به مدرسه مي رود ؟                             ب- دانش آموز درس را خوانده است.

61- كدام واژه هاي زير داراي تكيه در هجاي پاياني هستند؟ 5/0- 82

  الف – آهو      ب- آبي                      ج-  نمي گويند                          د- برگشتي

62- كامل كنيد. 5/0-82       هر عنصر زباني داراي دو معناي...........................و...........................است.

63- واژه هاي زير به كمك كدام روش واژه سازي ساخته شده است ؟75/0

  الف- پوشاك                       ب- دردناك                   ج- روپوش

64- با استفاده از كلمات مناسب در جاهاي خالي ، جمله ي زير را كامل كنيد .5/0-82  دي ماه

   شايد اساسي ترين نقش زبان ....................در ميان..............................باشد.

65- هدف از هر ارتباط زباني چيست؟ در دو سطر توصيح دهيد.1- 81 دي

66- واژه هاي جديد به چند شيوه ساخته مي شوند؟نام ببريد.1-81 شهريور

67- جايگاه تكيه را در واژه ي نشست مشخص كنيد.25/081

69- كوچك ترين جزء زبان چه نام دارد؟25/0-80

70- در توليد واحد زباني « گنجشك كتاب مي خواند » چه قاعده اي رعايت نشده است؟25/0 - 80

71 - مهمترين واحد هااي زبر زنجيري گفتار چه نام دارد .75/0 -80

72- « روش اختصاري »در ساخت واژه ها ي جديد چگونه است؟ 5/0-80

73- دو هدف از ارتباط زباني  را در ميان افراد يك جامعه بنويسيد.5/0  - 80

74- از ميان واژه هاي زير دو واژه اي كه با همان معناي قديم به حيات خود  ادامه داده است مشخص كنيد. 5/0

                       يخچال   - گريه  - برگستوان – زيبايي

75- در نظام آوايي زبان فارسي الگوي هجايي با صامت آغاز مي شود يا مصوت؟25/0 82  كرمان

76- هر واژه اي در زبان فارسي چند تكيه دارد؟25/0 – 82

77- با گذاشتن علامت « ، »  در جاي مناسب  عبارت « اين جا آشپز خانه ندارد » را به دو گونه بنويسيد كه معاني متفاوت داشته باشد . 5/0- 82

78- كلمه ي « گشت » را در دو جمله جدا با دو معني متفاوت بنويسيد. 1- 82 

79- چگونگي ساخت واژه هاي جديد را به روش اشتقاق بنويسيد .5/0 -

 

 

+ نویسنده در چهارشنبه نهم بهمن 1387 |

پاسخ خودآزمایی های ادبیات فارسی3نظری

خود آزمايي درس اول صفحه ي 6

1-كوتاهي در سپاس گزاري و عبادت

2-الف) رحمت ( باران رحمت بي حسابش …) ب) عيب پوشي ( پرده ي ناموس بندگان …)

  پ) روزي رساني ( وظيفه ي روزي به…)      ت) بخشايندگي و آمرزش (هر گه كه يكي از بندگان…)

3- ابر و بادو مه خورشيد…        /       همه از بهر تو …

4- ضمير «ش» در جمله ي «بازش بخواند» و « بار ديگرش به تضرع و زاري بخواند » و ضمير «م» در جمله ي « بوي گلم چنان مست كرد.»

5- الف) مه طاسك….( مه مانند طاسك…) ب) شب طره ي پرچم…( شب مانند طره ي…)و…

6- نثر مسجع و فني زيرا در ان انواع سجع ها ، تشبيهات ، استعاره ها و …به صورت طبيعي و با رعايت اعتدال به كار رفته است.

7- غزل هايي است هم وزن  با قافيه هاي متفاوت كه با بيت مصرع غير تكراري ، به هم مي پيوندد.

درس دوم ص 13

1-اندوه و تآسف و اندرز گويي

2- پيشنهاد مي كند كه سپاهياني از زابل بياورد كه با هم بجنگند و اسفنديار كه خواهان جنگ و خون ريزي است به آرزوي خود برسد . و همچنين ص 63 سطر دوم و سوم

3- الف كنايه در مصراع دوم بيت سوم. ب) تضاد واستعاره در بيت پانزدهم . مبالغه در بيت شانزدهم و…

4- كوشش و اصرار

5- زال در كودكي به وسيله ي سيمرغ پرورش يافته است…

6- الف ) زمينه ي داستاني دارد .ب) جنبه ي قهرماني دارد ج) خرق عادت در ان ديده مي شود(رويين تني اسفنديار و حضور سيمرغ)د) تا حدودي جنبه ي ملي دارد.

درس سوم ص 21

1-صفحه ي 16 سطر 13 و14 همچنين صفحه ي 17 دو سطر آخر و …

2- شخصي حراف ، چاپلوس ، حسود و نوكر صفت

3-الف لحن خشن رضا شاهي كه بيشتر حالت محاوره اي دارد ب) لحن سنگين و با وقار و ادبي كمال الملك ج) زبان معيار (توضيحات نويسنده در متن)

4- صفحه ي 17 سطر 10 تا 15 صفحه ي 15 سطر 16 تا 18

5- تابلوي خود را از روي بوم برداشت و بر زمين گذاشت اين كار نشانه ي تواضع در مقابل افراد شايسته و گمنام و ارزش نهادن به هنر و هنرمندي ديگران است.

درس چهارم ص 37

1-صفحه ي 28 سطر 11 تا پايان بند

2- به علت انس و دلبستگي بيش از حد به گاو و چون گاوش همه ي زندگي اش است و نمي خواهد كه باور كند.

3-از خود بيگانگي كه موجب گريز از واقعيت مي شود – جهل و فقر – نا بساماني هاي اجتماعي – زندگي درد بار روستاييان. 

4- در داستان نظامي عروضي بزرگ زاده اي را مي بينيم كه به علت بيماري مغزي (ماليخوليا) خود را گاو مي پنداشت كه بوعلي سينا با ابتكار خود او را مداوا نمود ، اما در اين داستان شخصي را مي يابيم كه با از دست دادن همه ي سر مايه ي خود ، خود را گاو مي پنداشت و در نهايت به مرگش منتهي شد.

درس پنجم ص 45

1- گل دسته ها ( 1- مناره ها 2- بچه ها) فلك ( 1- آسمان 2- نوعي ابزار تنبيه )

2- لحن داستان كودكانه است ، از طريق گفته هاي كودكانه به طرح موضوع اصلي پرداخته است البته براي شخصيت هاي ديگر نيز لحن ويژه اي به كار برده است.

3- بله زيرا مواردي چون فلك، مناره ، پله ، مي توانندمفاهيم رشد ، كمال  و عروج را القا كنند و اين دو مي توانند نماد كساني باشند كه مي خواهند به رشد و تعالي برسند . و مدرسه مي تواند نماد جامعه باشد . از طرفي نمايانگر مفاهيمي چون محروميت هاي اجتماعي ، وجود محدوديت هاي جامعه ، قوانين سليقه اي نيز هست.

4- اصغر نماد افراد پر ادعا اما در عمل ناتوان و ترسو و متكي به ديگران . راوي فردي كنجكاو و جستجوگر و بي باك است . (قهرمانان با توجه به موقعيت سني و اجتماعي خود ، داراي صداقت كودكانه و همان شيطنت هاي زمان تحصيل كه نويسنده  توانسته است شخصيت آن ها را به طور كامل در ذهن بگنجاند)

5- از اصل غافل گيري استفاده نموده و مستقيما وارد اصل ماجرا شده است و همچنين به كار گيري ايهام لطيف در عنوان درس به زيبايي آن افزوده است.

درس ششم ص 53

1- من فرزند و شاگرد اين پدرو تربيت شده و تابع او هستم بنابر اين من هم چون او اين هديه ها را  نمي پذيرم.

2- شبهه ناك بودن اموال( يقين نداشت كه آن اموال حلال است يا نه)

3- من بايد در قيامت براي آن هدايا پاسخگو باشم.

4- قناعت ، بلند همتي ، شجاعت ، حق گويي ، تربيت صحيح و…

5- الف) به كار بردن متمم بعد از فعل (صفحه ي 49 آغاز سطر دوم ) ب) به كار بردن افعال فراوان (51 بند آخر)  ج) ايجاز( صفحه ي 50 سطر اول بند دوم ) وجود لغات و تركيبات عربي ، حذف به قرينه و….

درس هفتم ص 57

1-براي نمايش هنر نويسندگي بيهقي و پيوستگي مطالب آن.

2- سر و لباس و وضع ظاهر و طرز رفتار آنان.

3- الف ) محبو بيت حسنك ب) بد جنسي دشمنان او ج) استفاده از اوباش در موقعيت هاي مختلف.

4- تا بر نشاط و رغبت خوانندگان بيفزايد و به آنها پند و اندرز دهد.

درس هشتم ص 65

1-زيرا در اين داستان با مرگ يكي از قهرمانان محبوب فاجعه رخ مي دهد و باز گوينده ي ماجراي غم انگيز مرگ اسفنديار است.چند نمونه : 1- رستم و سهراب 2- داستان سياوش

2- هفت خان رستم 1- پديدار گشتن شير و كشتن أن 2- غلبه تشنگي و رفع آن 3- كشتن اژدها 4- كشتن زن جادو گر 5- گرفتاري اولاد به دست رستم 6- جنگ با ارژنگ ديو 7- كشتن ديو سپيد.

3-  1) هردو جوان و جوياي نام و كم تجربه اند  2 )هردو فريب خورده اند 3) هردو خواهان پي ريزي نظام نوين هستند  ديگر اينكه  1) سهراب از جنگ با رستم مي گريزد ولي اسفنديار جنگ طلب است 2) سهراب رستم را نمي شناسد اما اسفنديار او را مي شناسد . با توجه به اين ويژگي ها ، سهراب را شخصي بي آلايش ، مهربان و…مي يابيم اما اسفنديار را چهره اي جنگ طلب ، لجوج و مغرور و…مي بينيم.

4- رستم دلبسته ي آيين كهن است حال آنكه اسفنديار اين گونه نيست . رستم دوستدار آزادگي  و اسفنديار دوستدار به اسارت كشيدن رستم است.(به بندهاي چهارم و پنجم صفحه ي 60و بندهاي اول و دوم صفحه ي 61) 

 5- الف) شاهزاده است و وابسته به دستگاه حاكم ب) رويين تن است پ) جوان است ت) در جنگ هاب پيشين پيروز بوده است.

6- رستم شخصيتي است با پيشينه اي درخشان ،شخصي است آزاده كه اسارت را به هيچ قيمتي نمي تواند بپذيرد  و معتقد به آيين كهن است و اسفنديار جواني است مغرور و رويين تن و معتقد به آيين نو خواهان تاج و تخت پادشاهي و مي خواهد به هر روش ممكن آن را به دست آورد ولو اسارت رستم.

درس نهم ص78

1- صفحه ي 70 بند اول و دوم

2- بله ، زيرا لحني حماسي دارد و به مبارزه دعوت مي كند البته زمينه هاي حماسه در آن چندان مشهود نيست اما وجود بعضي زمينه ها را در آن نمي توان انكار كرد : خرق عادت، قهرماني، ملي (امت اسلامي) اماعنصر داستاني آن مشهود نيست .

3- الف ) موسي= حضرت امام ب) فرعونيان و قبطيان = اسرائيلي ها و صهيونيست ها

4- چهره ي پير (حبيب بن مظاهر و جناده ) جوان( حضرت قاسم بن الحسن (ع)- عمروبن جناده)

5- بيت اول « خار و خاره » جناس  بيت ششم تلميح و…

درس دهم ص 87

1 – آن ها داراي روحيه ي ايثار ، شجاعت ، مقاومت، صميميت ، مهرباني و …هستند.

2- شجاعت ، آرامش استواري ، مردانگي ، مظلوميت ، اعتماد به نفس

3- پاتك: ضد حمله براي پس گرفتن خاك و يا ضربه زدن پس از هجوم دشمن. انهدام نيرو: عمليات براي از بين بردن امكانات نظامي و انساني دشمن .عمل كردن : الف) حمله كردن  ب) منفجر شدن ابزار انفجاري.

4- سر مشق گرفتن نيرو هاي مقاوم و استوار از يكديگر.

5- دو مرغ رها ، دو صف يا كريم

6- تا رو شني نگاه جانباز را برتر از آفتاب نشان دهد .

7- يك سبد اينجا واحد شمارش و به مفهوم انبوهي و فراواني است. نور و رو شنايي فراوان و بسيار زياد، نور معنويت ، بصيرت.

درس يازدهم ص 96 

1- زيرا امري خدايي و مظهر پاكي و روشنايي است.

2- عزت و كمال ، شكوه و نعمت هاي جواني

3- جواني ، انسان

درس دوازدهم ص105

1- كسب درآمد بيشتر

2- زاويه ديد = سوم شخص (داناي كل) درون مايه= آزمندي و حرص اوج داستان = پايان داستان

3- الف) ققنوس عطار: در هندوستان است.     ققنوس اين داستان :در عربستان است.

    ب) ققنوس عطار: آواز خوان است.           ققنوس اين داستان: اين ويژگي را ندارد.

    پ) ققنوس عطار: مظهر انسان است.      ققنوس اين داستان: مظهر هويت ملت هاست.

    ت)ققنوس عطار: دست نيافتني است.     ققنوس اين داستان: دست يافتني است.

اما هردو ققنوس ويژگي هاي مشتركي دارند از جمله: هردو مرگ يكسان دارند و هردو موجودي يگانه و تنها هستند. ديگر اينكه هردو موجودي افسانه هستند.

4- خدا به انسان مي گويد :/ شفايت مي دهم /از اين رو كه آسيبت مي رسانم / دوستت دارم/ از اين رو كه مكافاتت مي كنم.

5- آنهايي كه حقيقت را ناديده مي گيرند و قصد دارند آن را پنهان كنند.

درس سيزدهم ص 112

1- رامين                                           2- اميد رسيدن به محبوب ، زندگي بخش است.

3- زيرا در اين شعر از مفاهيمي چون : احساسات و عواطف ، عشق، وفا، اميدو… سخن به ميان آمده است.

4- راز محرمانه و نهاني عاشق.

5- به دليل صفا و صداقت در پيام رساني.

6- با بيت اول شعر خاقاني. با اين توضيحات : الف) در بيت حافظ«صبا» به هدهد تشبيه شده است ودر بيت خاقاني اين مورد نيست.ب) در بيت حافظ«سبا» استعاره از جايگاه معشوق است.و در بيت خاقاني«آفتاب وفا» استعاره از خود معشوق است.پ) در بيت حافظ ابتدا خبر و سپس تآكيد آمده ولي در بيت خاقاني ابتدا تآكيد و سپس خبر آمده است . ت) در بيت حافظ آرايه هاي :تشبيه، استعاره ، تلميح و تشخيص وجود دارد. و در بيت خاقاني تشبيه و استعاره وجود دارد. و ديگر اينكه در هر دو بيت مقصد مقدس است و پيام اهميت دارد . و از نظر اصالت مضمون اين موضوع ابتدا در شعر خاقاني مطرح شده و سپس حافظ آن را به شكلي ديگر بيان كرده است.

درس چهاردهم ص116

1- شناخت پروانه ي اول و دوم ؛ زيرا معرفت اولي در مرحله ي علم اليقين و دومي در مرحله ي عين اليقين قرار داشت در حالي كه سومي به مرحله ي حق اليقين رسيد و حقيقت حال محبوب را درك كرد.

2- آتش شمع.

3- از تمام داستان مفهوم دو بيت سعدي را در مي يابيم و آن اين است كه: تا خود را فراموش نكني به حق نمي رسي.

4- بيت اول: هين سخن تازه بگو تا دو جهان…

5- خمش ايهام دارد : 1- خاموش - ساكت  2- تخلص مولوي

6- هيچ موفقيتي بدون لطف و نظر خدا حاصل نمي شود.

درس پانزدهم 125

1- كبوتر طوقدار : پيام نويسنده اين است كه اتحاد يكدلي  و تعاون باعث موفقيت مي شود.از ماست كه بر ماست: : پيام شاعر اين است كه عامل همه ي تباهي ها ، تكبر و غرور است و هرچه نصيب ما مي شود حاصل و نتيجه ي اعمال ماست.

2- كبوتران اضطرابي مي كردند و هر يك خود را مي كوشيد. ( مي كوشيد = مي كوشيدند )

3- آنچه كه لازمه ي رهبري و بزرگي است بايد انجام دهم .

4- چون لازمه ي رهبري و بزرگي اين است كه رهبر در مواقع خطر ابتدا به فكر ديگران باشد.

درس شانزدهم ص 132

1- عقل موجودي استدلالي و منطقي است و هميشه در پي يافتن مجهولات و نادانسته هاست به همين دليل تكرار را نمي پسندداما احساس در پي تجديد خاطره ها و مرور گذشته هاست به همين خاطر احساس، تكرار را دوست دارد.(اين سؤال ياد آور اين بيت حافظ است:

             يك قصه بيش نيست غم عشق و اين عجب         كز هر زبان كه مي شنوي نا مكرر است)

2- نوروز و طبيعت

3- نياز به باز شناخت طبيعت به علت پيچيدگي تمدن مصنوعي/ نوروز نياز ضروري جامعه و خوراك حياتي يك ملت است/ نوروز تجديد تاريخ و باز گشت به اصل است / نوروز فصل شكفتگي روح و جان است / نوروز با اعتقادات ديني ما پيوند دارد .

4- صفحه ي 130 چهار سطر آخر

5- بيت دوم = عرصه و عرضه جناس  / بيت چهارم واج آرايي و…

6- تقليد كور كورانه ، خودباختگي و تهاجم  فرهنگي

درس هفدهم ص139

1- كل ارض كربلاء و كل يوم عاشورا و كل شهر محرم « امام صادق»

2- مبارزه ي دايمي بين حق و باطل

3- تلميح / روح و نوح جناس / روح ايهام  دارد 1- جان 2- جبرئيل / طوفان و نوح مراعات نظير

4- پريدن پلك چشم « آمدن مهمان و وقوع يك اتفاق و رويداد »

5- مصراع دوم بيت چهارم ومصراع اول بيت هفتم درهردو بيت پايان همه چيز راامام زمان معرفي مي كند.

6- مرجع هردو امام زمان است.

7- متناقض نما «پارادكس » آرامش طوفاني

8- قالب سپيد 1- بي وزن است 2- قافيه ندارد 3- كوتاه و بلندي مصراع ها

درس هجدهم ص 149( اين درس در دو سال اخير فقط براي مطالعه ي دانش آموزان مي باشد )

درس نوزدهم ص 154

1- وسعت وجودي امام / غمخوارگي / بيدارگري / مورد علاقه ي مردم است

2- كلام امام منبعث از آيه هاي روشن قرآن است و تازگي و طراوت كلامش هميشگي است.

3- خود اتهامي« محاكمه ي دروني » شاعر غفلت هاو كوتاهي هاي خود را يك يك…

4- بشكن دل بي نواي مارا اي عشق       اين ساز شكسته اش خوش آهنگ تر است

5- زيرا خداوند دل هاي شكسته را دوست دارد . اشاره به حديث:«همانا خداوند نزد دلهاي شكسته است »

6- رباعي تقديمي آرايه ي جناس بين هزار/ هزار

 درس بيستم ص 164( اين درس در دو سال اخير فقط براي مطالعه ي دانش آموزان مي باشد )

 درس بيست و يكم ص 171

1- بهره از شيوه ي توصيف و داستان نويسي به شكل رمان

2- اعتقادو باورقلبي نويسنده به پيامبرودين اسلام و قدرت قلم نويسنده واين كه مكه همه ي عظمت خودرامديون پيامبر است.

3- قديم : سيره ي ابن هشام / جديد : سيرت رسول الله از دكتر عباس زرياب خويي

4- دو بيت اول: پيامبر اسلام سواد خواندن ونوشتن نداشت به اراده ي خداوند از همه ي علوم سرشار گرديد.بيت سوم: با مفهوم پيامبر اسلام با قلب  و درون پاك با خدا ارتباط داشت نه از طريق قراردادهاي مرسوم زندگي… صفحه ي 167 بند دوم صدايي از عالم بالا…

درس بيست و دوم ص178

1- بي اعتباري و بي اهمي2تي او

2- ص 176 بند چهارم دلم از ترقي عدليه…

3- ماجراي مسافرت امير ساماني و بازگشتش تحت تآثير شعر رودكي

4- صفحه ي 172دو سطر آخر / رفتم تا قاضي شوم و درخت بيداد را از بيخ و بن بر اندازم. / از ترقي عدليه…

درس بست و سوم ص 185

1- پا و فرق تضاد/ پاي بر فرق و فرقدان بيني كنايه از ارزش و مقام بسيار بالا يافتن/ بيت اغرق نيز دارد

2- جان گداختن به آتش عشق

3- صفحه ي 182 سه بيت آخر

4- براي درك حقايق الهي نيازي به ابزار مادي نيست چون حقايق مانند آفتاب روشن است ولي درك ما اندك وناقص است.                                               5- بيت نوزدهم درس

6- صفحه ي 182 دو بيت آخر / صفحه ي 183پنج بيت آخر

درس بيست و چهارم ص 189

1- بيت پانزدهم           /         

      2- بيت پانزدهم                         

3- ...                                 

      4- كرم و بخشش كردن بر بندگان  

5- به حضرت موسي هم وحي رسيد و هم حقايق عالم را ديد ( به بينش و يقين بالايي دست يافت)

6- بيت آخر . هيچ آدابي و ترتيبي…

درس بيست و پنجم ص 193 

1- دل عصاره ي روح آميخته با عشق است .         2- بار نيافتن در دل انسان

3- دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند    گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند...     

 

 

+ نویسنده در چهارشنبه نهم بهمن 1387 |

نمونه سوالات امتحان نهایی زبان فارسی 3 نظری نگارش و دستور

 

 

1- عبارت زير را ويرايش كنيد.5/0-82

هنوز معلوم نشده است چه تعداد از قبول شده گان شامل اين قانون شده اند .

2- بيت زير را مختصر جابه جايي به نثر بازگرداني كنيد . 5/‌‌‌‍ .- 82

گرت همواره بايد كامكاري                زمور آموز رسم بارداري

 3- با آرايه ي تشخيص ، فرا رسيدن بهار ، در دو جمله جداگانه ، نويد دهيد . 1- 82

4-  جمال زاده ، هدايت و دهخدا در طنز پردازي چه شيوه اي داشتند ؟ 1- 82

5- در سال هاي اخير كدام منبع تحقيقاتي بيش از همه بر روند تحقيقاتي تاثير گذاشته است ؟ 25/.-82

6- دايرةالمعارف فارسي در چند جلّد و به سرپرستي چه كسي تدوين شد ؟ 5/.- 82

7- براي اطلّاع از شرح حال دانشمندان و بزرگان از كدام منبع تحقيق بهتر است استفاده كنيد ؟ 25/.- 82

8- طنز چيست ؟ 5/.- 82

9- تاليف دايرةالمعارف فارسي به شيوه ي نوين در ايران از چه زماني و با ترجمه ي چه كتابي آغاز شد ؟ 5/.-82

**10- معمولاً چه مطالبي مي تواند الهام بخش يك نمايش نامه نويس باشد ؟ ‌‌‍) ذكر سه مورد كافي است . ) 75/.- 82

11- جمله ي « خورشيد طلوع كرد » به كمك واژگان يا تعبيرات مناسب ديگر ، به يك جمله ي ادبي تبديل كنيد . 5/.- 82

12- چه عاملي سبب شده است كه نوشته ي زير آهنگين شود ؟ 5/0-82

ياشا نشست به انتظار طلوع ، كه دستي ناپيدا رنگ نارنجي را چون دانه هاي --------------------

13- در عبارت لب گشود « مرواريد و در مي ريخت ، صدايش مثل مخمل نرم و لطيف يود . » كدام واژه ها استعاره هستند ؟ 5/. – 82

**14- چرا در باز آفريني يك اثر ، اثر دقيقاُ همان اثر اوليه نيست ؟ 5/. – 82

15 - اساس و پايه ي همه ي طنزها چيست ؟ 5/. – 82

 16- نويسنده زندگي نامه ي زير را با چه شيوه اي آغاز كرده است ؟ 25/.- 83

« اصلاحگر بود يا قدّيس يا سياستمداري بي پروا ؟ در نظر اكثريت جهانيان « گاندي »اصلاحگري انقلابي بود. مردي لاغر اندام ، ... »     

17- روش هاي گردآوري اطلاعات براي زندگي نامه نويسي را بنويسيد . ( سه مورد ) 75/.- 83

18- نام دو اثر معاصر را كه در طنز هاي خود از واژه هاي عاميانه ، ضرب المثل ها و كنايات استفاده كرده اند ، بنويسيد . 5/. – 83

19- دو نمونه از منابع غير چاپي استفاده شده در تحقيق را نام ببريد . 5/. – 83 

20- جمله ي « خورشيد طلوع كرد » را با استفاده از آرايه ي تشبيه به اثر ادبي بنويسيد . 5/. – 83

21- بيت زير را با جابه جايي مختصر به نثر بازگرداني كنيد . 5/. – 83

داني كه را سزد صفت پاكي             آن كاو وجود پاك نيالايد

22- جمله ي مقابل را ويرايش كنيد . 1 – 83

« خانم مديره ي محترمه آزمايشات شيمي را زباناُ تاييد كرند . »

23- مقاله ها از نظر شيوه ي نوشتن چند گونه هستند ؟ نام ببريد . 1- 83

24- چرا مقاله ي « كتاب و كتاب خواني » در كتاب زبان فارسي سال دوم ، يك مقاله ي تحقيقي است ؟ 5/. – 83

25- نويسنده ، زندگي نامه ي رمان گونه را بر چه اساسي مي نويسد ؟ 1- 83

26- بيت زير را با جابه جايي مختصري به نثر بازگرداني كنيد . 5/. – 83

« اگر هوشمندي به معني گرايي          كه معني بماند نه صورت به جاي »

27- جمله ي « محبت دل انسان را شاد مي كند .» را يك بار به كمك تشبيه و بار ديگر با استعاره به نثر ادبي بنويسيد . 1- 83

28- اساس تمام شيوه هاي ساخت طنز بر چه چيزي استوار است ؟ 5/. – 83

29- جمله ي زير را با كلمات مناسب كامل كنيد . 5/. – 83

 وجود دو عنصر . . . و . . . كافي است تا نثر ما هنري تلقّي گردد .

30- شيوه ي نگارش نوشته ي زير را مشخّص كنيد . 5/. – 83

31- شيوه ي نگارش نوشته ي زير را مشخص كنيد . 5/. – 83

مدرسه دو طبقه بود و نوساز بود و در دامنه ي كوه تنها افتاده بود وآفتاب رو بود . يك فرهنگ دوست ، عمارتش را در وسط زمين هاي خودش ساخته بود ، تابلوي مدرسه هم حسابي بزرگ و خوانا ، از صد متري داد مي زد كه : توانا بود  . . . »

32- ضرب المثلي بنويسيد كه در آن به صورت طنزآميز از « آرزوهاي طولاني » انتقاد شده باشد . 5/. – 83

33- عبارتهاي زير را ويرايش كنيد .1-83

الف : هنوز معلوم نشده است چه تعداد از قبول شده گان شامل اين قانون شده اند .

ب : آيا چه گونه پيامبر « صلّي الله » بر عليه كفّار جنگيد .

34- مولوي در دو بيت زير از كدام قشر انتقاد مي كند ؟25/0-83

« آن يكي پرسيد اشتر را كه هي         از كجا مي آيي ، اي فرخنده پي

گفت از حمّام گرم كوي تو               گفت خود پيداست از زانوي تو !»

35- از جمله منابع رايانه اي كه دسترسي به مراكز اطلاعاتي سراسر دنيا را ممكن مي كند ، چيست؟ 25/0-83

36- دايره المعارف فارسي در چند مجلد و و به سرپرستي چه كسي تدوين شد؟5/-  83

37- در نوشته ي زير ، نويسنده از چه شيوه اي براي نوشتن زندگي نامه ، بهره گرفته است؟5/0-83

  « ابراهيم شيرازي با چهره ي قدرتمند و چيره اما قدري گرفته و فشرده ، سحر در دالان خانه قدم مي زد...»

38- شيوه ي نگارش نوشته ي زير را مشخص كنيد.5/0-83

  « مدرسه دو طبقه بود و نوساز و در دامنه ي كوه تنها افتاده بود و آفتاب رو بود . يك فرهنگ دوست ، عمارتش را وسط زمين هاي خودش ساخته بود ، تابلوي مدرسه هم حسابي بزرگ و خوانا ...»

39- بيت زير را با جابه جايي مختصري به نثر باز گرداني كنيد.5/0-83

از تيغ كوه تا لب دريا كشيده اند       فرشي كش از بنفشه و سبزه است تار و پود

 40 – جمله زير را كامل كنيد.5/0-83

   وجود دو عنصر .................و........................كافي است تا نثر ما هنري تلقي گردد.

41 - تركيب هاي مشخص شده ي عبارت زير هريك كدام آرايه ي ادبي را نشان مي دهد؟ 5/0-83

          « تو اي   بهار آرزوي من ، به دوش نسيم پرواز مي كني.

42- جمله زير را كامل كنيد. 5/0-83

  نويسندگان از شيوه هاي مختلف براي ساخت طنز استفاده مي كنند كه اساس همه ي آنها .............است.

43 - عبارت هاي زير را ويرايش كنيد25/1- 82- شهريور

   الف- يك افسر بازرسي هنگام بازديد، يك گلوله دركرد و كلّه ي يكي از قاچاقچيان را زد .

   ب- در سال 334 ، آل بويه ، بغداد را فتح و خليفه را بر كنار و پسرش را به جاي او برگماردند

44- مقاله ها از نظر شيوه ي نوشتن به چند گونه تقسيم مي شود ؟ فقط نام ببريد. 75/0- 82

45- روش گردآورياطلاعات را براي نوشتن « زندگي نامه » بنويسيد.(دو مورد) 5/0 – 82

46- بيت زير را با مختصر جابجايي به نثر بازگرداني كنيد 5/0- 82

    گرت همواره بايد كامكاري                زمور آموز رسم بردباري

47- اساس تمام شيوه هاي ساخت طنز بر چه استوار است؟5/0- 82

48- نام چهار منبع از منابع ديداري و شنيداري تحقيق را بنويسيد .1-82

49- ابهام جمله ي زير را مشخص كنيد و آن را ويرايش نماييد.1- 82 خرداد

 انيشتن ، پس از بيست و دو سال زندگي در شهر پرينستون امريكا در گذشت.

50-  عام ترين و رايج ترين راه تشريح چيست؟ 5/0-82

51- هنگام نگارش زندگي نامه ، توجه به چه نكاتي ضروري است؟(دو مورد)5/0-82

52- شعر زير را با جا به جايي به صورت نثر در آوريد.5/0-82

   خاتم ملك سليمان است علم         جمله عالم صورت و جان است علم

53- سه ويژگي يك نوشته ي ادبي را بنويسيد.75/0-82

54- شخصيت هايي چون «جمال زاده ، هدايت و دهخدا »در طنز خود از چه شيوه اي به خوبي استفاده كرده اند؟75/0- 82

55- ويژگي هاي دايرةالمعارف فارسي كه به سرپرستي دكتر مصاحب تدوين شد چيست؟1-82

56- جمله ي زير را ويرايش كنيد.5/0- 81 دي ماه

  مورّخان جرئت به افشاي كشف خود كردند.

57- چرا در جمله ي زير كاربرد حرف نشانه ي «را»پس از كلمه « آمد» نادرست است؟ 5/0-81

   « نتايجي كه امروز به دست آمد را گزارش مي كنم.»

58- عبارت زير را ويرايش كنيد: 5/0-81

  هنوز معلوم نشده است چه تعداد از قبول شده گان شامل اين قانون شده اند.
59- جاي خالي را با كلمه مناسب پر كنيد. 5/0- 81

    زندگي نامه گونه اي از نوشته هاي .......................است.

60- دو دايره المعارف به زبان فارسي را نام ببريد. 5/0-81

  61- چرا خنده ي حاصل از خنده ي شادماني نيست؟5/0

62- بيت زير را با جا به جايي مختصري به نثر بازگرداني كنيد. 5/0- 81

  « گرت همواره بايد كامكاري         زمور آموز رسم برباري

 63- درباره يكي از دو موضوع زير قطعه اي ادبي بنويسيد.1-81     الف آسمان       ب- معلم حوب من

64- جمله هاي زير را ويرايش كنيد. 1- 81 شهريور

   الف- همه ي بچه ها به او احسن گفتند. 

  ب- ادامه و تاكيد بر انجام چنين تمرين هايي باعث تقويت مهارت هاي نگارشي مي گردد.

65- زندگي نامه چه ويژگي هايي بايد داشته باشند؟دو مورد 5/0-81

66- دو بيت زير را با رعايت نكات و با توجه به اصول و قواعد نگارش در چهار سطر بازنويسي كنيد.1-81

    گردن چه نهي به هر قفايي   راضي چه شوي به هر جفايي

    چون شير به  خود سپه شكن باش   فرزند خصال خويشتن باش

 67- نوشته ي ادبي چه تأثيري در خواننده مي گذارد.دو مورد 5/0-81

68- جمله ي زير را كامل كنيد . 5/0-81

 نوشنه هاي تشريحي حاصل ..........................و.......................هستند.

69- اگر نويسنده عمدا به جاي« تنظيم كنندگان» از« طنزيم كنندگان» استفاده كند از كدام شيوه ي طنز پردازي بهره برده است.5/0- 81

70 -چرا جمله ي زير ازنظر نگارشي نادرست است؟ 5/0-81 خرداد

    كليات لايحه ي بودجه در جلسه ي امروز مجلس مطرح و به تصويب رسيد.

71- جمله هاي زير را از نظر نگارشي ويرايش كنيد.5/0-81

     الف – به قول معروف خسته شدم .                           اين بيمار از ضعف برخوردار است.

72- اگر بخواهيم چيزي يا جايي را كه امروز وجود ندارد تشريح كنيم چه بايد بكنيم؟5/0-81

73- بيت زير را با رعايت نكات و با توجه به اصول و قواعد نگارش در چهار سطر بازنويسي كنيد.1-81

    افسرده مباش اگر نه سنگي          رهوارتر آي اگر نه لنگي

 74- براي جمله ي « با رسيدن بهار شكوفه ها باز شد» به كمك زبان هنري و ادبي ، تعبيري ديگر بنويسيد. 5/0-81

75- وجود غلط هاي املايي چه تأثيري در طنز دارد ؟5/0- 81

76- براي انجام دادن هر گونه پژوهش ابتدابايد چه كرد ؟5/0-81

77- جملات زير را ويرايش كنيد : 1-80

  الف- سارق را دستگير و به زندان بردند.

  ب- يك افسر حفاظت دشمن يك گلوله در كرد و كله ي يكي از مخالفان را زد.

78- براي اينكه زندگي نامه اي حالت معمول و عادي نداشته باشد به چه گونه اي مي توان نوشت؟يك مورد 5/0-80

79- بيت زير را با جابه جايي مختصري به نثر باز گرداني كنيد: 1- 80

  شنيدم كه در تنگنايي شتر                بيفتاد و بشكست صندوق در

80 – در باره ي خنده ي حاصل از طنز توضيح دهيد. يك سطر .5/0-80

 81- دايره المعارف عنوان چه نوع كناب هايي است؟5/0- 80

82- دو عاملي كه نثر معمولي را به نثر هنري تبديل مي كند نام ببريد.5/0-80

83- منظره اي را به دلخواه در يك بند (حداقل چهار سطر )توصيف كنيد.1-80

84- عبارت زير را ويرايش كنيد . 5/0-84خرداد

   بازرسان با توجه به سوابق گذشته ي متهم ، نتايج به دست آمده را تلفنا يا با پست گزارش مي كنند.

85- نوشنه هاي تحليلي حاصل.............................ما هستند.5/0-84

86- در نوشته ي زير كه بخشي از زندگي نامه ي ملا صدراي شيرازي است ، نويسنده از چه شيوه اي بهره گرفته است؟5/0 – 84

«  ابراهيم نگاه را از لاي در گذراند و به محمد انداخت . محمد با چشمان بسته سخن مي گفت . اما چاره اي نبود.لايچشم ها را آهسته باز كرد و گفت: عاقبت اين نور مرا كور خواهد كرد، پدر......»

87- بيت زير را به نثر بازگرداني كنيد. 1-84

   اگر هوشمندي به معني گراي               كه معني بماند نه صورت به جاي

88- شيوه هاي ساخت همه ي طنز ها بر چه اساسي است؟ 5/0- 84

 89- يك بند ادبي در مورد «خورشيد» بنويسيد.1-84

90- لوح فشرده (ديسكت) جزء كدام منابع تحقيق محسوب مي شوند ؟5/0

91- از ميان واژگان داخل كمانك واژه اي را انتخاب كنيد كه مناسب يك نوشته ي ادبي و هنري باشد.5/0-84

( همانند – مثل )امواج كه  به شنزار ساحل راه مي جويند ، دقايق عمر ما نيز به (جهت – سوي )فرجام خويش مي شتابند

نمونه سؤالات امتحان نهايی زبان فارسی قسمت دستور

 

1- جمله ي روبرو چند جزئي است ؟ « كودك خوابيد . » 5/0-دي83

2- براي جمله ي مستقل ساده و مستقل مركب يك مثال بنويسيد . 1-83

3- انواع « ان » را در واژهاي زير مشخص كنيد 1-83.

گيلان         كوهان         بهاران        سواران

4- از مصدر « چيدن » آينده ، سوم شخص جمع بسازيد . 5/0- 83

5- جمله ي زير را با گذرا كردن فعل آن دوباره نويسي كنيد . 5/0-83

    برادرم يك هفته در خانه تنها ماند .

6- يك جمله چهار جزيي با ، مفعول و مسند همراه با فعل « مي ناميم » بنويسيد . 5/0-83

7- كدام جمله مجهول مي شود ؟ به چه دليل ؟ 5/0-83

آلف ) او كتاب را خواهد خريد .             ب ) علي به مدرسه رفت .

8- نوع وابسته هاي پيشين و پسين گروهاي اسمي زير را بنويسيد . 75/0-83

        اين برگه ها به صورت الفبايي تنظيم شده اند .

9- با ذكر علّت بنويسيد كدام گزينه ، شاخص ندارد . 5/0-83

الف ) آقاي طباطبايي                  ب) علّامه علي اكبر دهخدا

ج ) دكتر عبدالحسين زرين كوب      د) خواجه شمس الدين محمّد

10- وابسته هاي وابسته را در جمله ي زير پيدا كنيد و نوع آن ها را بنويسيد . 1-83

پرونده ي برق و تلفن مدرسه را هم از بايگاني بسيار محقّر مدرسه ، بيرون كشيده و خوانده بودم .

11- بن مضارع مصادر « چرخيدن – رقصيدن – رميدن – جهيدن » را بنويسيد . 1-83

12- جمله ي زير از جمله هاي چند جزيي است . 25/0-83

      سفر بخير

13- واژه ه ي « خوش حال » را به يك تركيب وصفي تبديل كنيد . 25/0-شهريور83

14- يك صفت از تركيب « اسم + ور » بسازيد . 25/0-83

15- واژه هاي « آموزگار » و آفريدگار » از نظر ساخت چه فرقي با هم دارند ؟ 5/0-83

16- تعداد تكواژه هاي گروه مقابل را به عدد بنويسيد . باغ قشنگ آرزوها 25/0-83

17- تعداد واج هاي « پرسش » و « آرزو » را به عدد بنويسيد .  5/0-83

18- فعل كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را توضيح دهيد . 5/0-83

الف ) هيئت گفتند .           ب) هيئت گفت .

19- نوع افعال نوشته ي زير را از نظر ساختمان ( ساده ، پيشوندي و مركّب ) بنويسيد .5/0-83

   بهار گره از شكوفه باز كرد و گل در آغوش چمن بشكفت .

20- از مصدر « چيدن » ، سوم شخص جمع فعل آينده بسازيد .5/0-83

21- فعل جمله ي « دوستان من آمدند » را گذرا كنيد . 5/0-83

22- نمودار جمله ي « موزه ي كلمانسو ديدني است » را رسم كنبد . 75/0-83

23- فعل « گفت » را در جمله ي چهار جزئي با مفعول و متمّم به كار ببريد . 5/0-83

24- واژه ي « اين » را يك بار به عنوان « ضمير اشاره » ، و بار ديگربه عنوان « صفت اشاره » در جمله هاي جداگانه به كار ببريد ؟ 5/0-83

25- كلمه ي « دكتر» را دو جمله ي جداگانه ، طوري به كار ببريد كه يك بار « شاخص » ، و بار ديگر « هسته ي گروه اسمي » باشد . 5/0-83

26- براي واژه ي « يخچال » يك ممّيز و يك صفت شمارشي بنويسيد . 5/0-83

27- نمودار پيكاني گروه اسمي « لباس آبي آسماني »را رسم كنيد . 5/0-83

28- واژه ي « زياد » را در جمله اي به صورت « صفت » ، و در جمله اي ديگر به صورت « قيد صفت » به كار ببريد . 1-83

29- واژه ي « بد رفتار » فشرده ي چه جمله اي است ؟ 25/0-خرداد83

30- نمودار پيكاني گروه اسمي « شهري نسبتاً قشنگ » را رسم كنيد . 5/0-83

31- براي واژه ي « راه » يك مميّز و يك صفت شمارشي بنويسيد . 5/0-83

32- واژه ي « كدام » را به صورت صفت در يك جمله به كار ببريد .  5/0-83

33- نام وابسته هاي پيشين مشخص شده را بنويسيد . 5/0-83

اين چند روز هفته

34- يك جمله چهار جزئي با مفعول و مسند ، همراه با فعل « مي ناميم » بنويسيد . 5/0-83

35- نمودار جمله ي « ما به فرهيختگان خود مي باليم » را رسم كنيد . 75/0-83

36- در نوشته ي زير نوع افعال را از نظر ساختمان ( ساده ، پيشوندي و مركّب ) بنويسد 5/0-83.

 او با سخنان دلنشين خود ، ما را به آينده اميدوار كرد و به تلاش بيشتر واداشت .

37- از مصدر « پذيرفتن » ماضي بعيد اول شخص مفرد بسازيد . 5/0-83

38- جمله ي « سنگ ها افتادند » را با گذرا كردن فعل آن باز نويسي كنيد . 5/0-83

39- چرا جمله هاي زير از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟5/0-83

الف ) هيچ يك از دشمنان موفق نشد .

ب) هيچ يك از دشمنان موفق نشدند .

40- در نوشته ي زير جمله هاي مستقل ساده و مركب را مشخص كنيد . 75/0-83

در گنجه ي كوچك كلمانسو سه كلاه مي بينيد . يكي شاپوي اوست كه كلاه رسمي و آداب داني او بود .

ديگري كپي اوست كه هنگام گردش و ورزش به سر مي گذاشت .

41- هسته ي گروهاي « آن تپّه هاي جنگل سوخته » و « ريگ هاي كف رودخانه » را بنويسيد . 5/0-83

42- تعداد تكواژه هاي جمله ي زير را به عدد بنويسيد . 25/0-83

  انقلاب ، تاريخ را از يك تكرار ملالت آور رهايي مي دهد .

43- دو جمله مثال بزنيد كه در آن ها واژه هاي « روز » و « شب » مضاف اليه مضاف اليه قرار گيرد . 5/0-83

44- كدام واژه ، بر اساس الگوي « بن + وند + بن » ساخته نشده است ؟   25/.-83

زد و بند ، گير و دار ، مرگ و مير

45- كدام واژه ي « مشتق – مركب » داراي وند مياني يا ( ميان وند ) نيست ؟ 25/. -83

دست به عصا ، دست بوسي ، دختِ خواب

46- تعداد تكواژه هاي گروه « همان آدم هاي ديروزي » و تعداد واج هاي هسته ي اين گروه اسمي را به عدد بنويسيد . 5/0-شهريور 82

47- فعل كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را توضيح دهيد .5/0-82

الف) مجلس در اين باره گفت : ...           ب) مجلس در اين باره گفتند : ...

48- با فعل « دوخت » دو جمله با معناي مختلف بنويسيد .5/-82

 49- با استفاده از تكواژ « فرار » دو فعل پيشوندي بسازيد . 5/0-82

50- حرف اضافه ي ويژه ي مصدر هاي « پرداختن ، جنگيدن و گنجيدن » را بنويسيد .75-82

51- نقش هاي تبعي را در جمله هاي زير ، تعيين كنيد و نام آن ها را بنويسيد .1-82

 الف ) پدرش ، خان بابا ، قزويني بود .              ب ) گاندي ، منجي و پيشواي هند بود .

52- نوع واژه هاي زير را از نظر ساخت مشخّص كنيد . 5/0-82

الف ) گلستان                    ب) مداد

53- « جويا » از نظر دستوري چه نوع كلمه اي است ؟ و چگونه ساخته شده است ؟ 75/0-82

54- با توجه به الگوي هاي داده شده ، واژه ي مشتق بسازيد . 5/0-82

الف ) اسم + ناك                   ب ) اسم + ور

55- واژه هاي « دل بستگي » را تا مرحله ي واج تجزيه كنيد و صامت ها و مصوت هاي آن را بنويسيد . 5/0-82

56- قسمت هاي خالي را پر كنيد . 5/0-82

« واژه ي « بي هنر » از تركيب « ... + اسم       ... » حاصل مي شود . »

57- تعداد واج هاي كلمات زير را به عدد بنويسيد . 5/0-خرداد82

اصول – قوانين

58- جمله ي زير را تا مرحله ي گروه تجزيه كنيد . 75/-82

« مسجد مكان مقدسي است . »

59- در جمله ي « در كتابخانه او را ديدم . » چه جزئي حذف شده است ؟ به چه قرينه اي ؟ 5/-82

60- زمان دقيق هر يك از فعل هاي زير را بنويسيد . 1-82

  شنيده بودي ، دارند مي نويسند ، بر گرفته است ، مي رفتم

61- افعال ناگذر « جنبيد » و « جوشيد » را به فعل گذرا تبديل كنيد . 5/0-82

62- نمودار جمله ي « اين پارچه از ابريشم است . » را رسم كنيد . 75/0-82

63- نقش كلمات مشخص شده را بنويسيد75/0-82 .

نثر جهانگشا دشوار و ديرياب است .                           علي برادر بزرگم امروز از مسافرت آمد .

64- در گروه اسمي زير نوع وابسته هاي پيشين و پسين را معيّن كنيد و نام آنها را بنويسيد . 5/-82

« برخي نوشته هاي طنز آلود »

65- ساخت واژه ه ي هر يك از گزينه هاي زير را بنويسيد . ( ساده ، مركّب و ... ) 75/0-82

الف ) سي و سه پل           ب ) گلستان                   پ ) با نشاط

66- واژه ي « ناشنوايي » را به عناصر سازنده تجزيه كنيد . 75/0-82

67- تجزيه ي عناصر سازنده ي كدام دو واژه ، با هم برابر است ؟ 25/0-82

كارشناسي ،  دانشمندي ، كتاب فروشي

68- چرا جمله ي زير از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟ 5/0-دي ماه 81

الف ) هيچ يك از دشمنان موفق نشد

ب) هيچ يك از دشمنان موفق نشدند

69 – از مصدر « شتافتن » ماضي نقلي ، دوم شخص مفرد بسازيد .5/0-81

70- با توجه به جمله ي « بچه از سگ ترسيد » به پرسش ها ، پاسخ دهيد .

الف) جمله را به گذراي مفعول و متمم تبديل كنيد . 5/0-81

ب) فعل را با حفظ شخص به مضارع اخباري تبديل نماييد . 5/0-81

71- مميز هاي « طاقه ، تخته » براي چه چيز هايي مناسب هستند ؟ 75/0-81

72- جمله زير را با گذرا كردن فعلشان دوباره نويسي كنيد . 75/0-81

دوستم با اتوبوس به ييلاق رفت و يك هفته آنجا ماند .

73- نقش كلمات مشخص شده را بنويسيد . 75/0-81

- تا از دل و جان نكوشيم به آزادگي نخواهيم رسيد .

- ابوعلي سينا ، شيخ الرئيس در همدان در گذشت .

- به شما دارم مي گويم به شما

74- انواع « وندها » را نام ببريد . 75/0-81

75- واژه ي زير را بر اساس ترتيب اجزاي سازنده آن تا مرحله ي تكواژ تجزيه كنيد . 1-81

« نابينايي »

76- هسته هاي گروهاي زير را بيابيد و تعداد واژه هاي هر گروه را به عدد بنويسيد . 1-81

الف) شاخه هاي تخصّصي                ب) ابزارهاي گوناگون كار

77- نام اجزاي تشكيل دهنده « دست بند » و « هواپيما » را بنويسيد . 1-81

78- نمودار جمله ي « ما به فرهيختگان خود مي باليم » را رسم كنيد . و جمله چند جزيي است ؟ 1-81

79- هسته ي گروههاي « تپّه هاي جنگل سوخته » و « ريگ هاي كف رودخانه » را بنويسيد . 5/. –شهريور 81

80- تعداد تكواژهاي گروه « دفترچه ي مشق بچه ها » و تعداد واج هاي هسته ي اين گروه اسمي را به عدد بنويسيد . 5/. -81

81- فعل كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را توضيح دهيد . 5/. -81

الف) كاروان به مقصد رسيدند             ب) كاروان به مقصد رسيد

82- چرا جمله هاي زير از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟ 5/. -81

الف) هيچ يك از دشمنان موفق نشدند               ب) هيچ يك از دشمنان موفق نشد

83- از مصدر « پذيرفتن » ماضي بعيد اول شخص مفرد بسازيد . 5/.-81

84- واژه هاي زير از نظر ساختمان ( ساده يا مركب يا مشتق يا ... ) بنويسيد .1 -81

  دستگاه – سه گوش – دانشمند – ناخودآگاه

85- قسمت هاي خالي را پر كنيد . 5/.  -81

« واژه ي « بي هنر » از تركيب « ... + اسم             ... » حاصل مي شود . »

86- واژه ي « ناهماهنگي » چند وند دارد ؟ 25/. -81

87- دو كلمه ي « سرهنگ » و « كدخدا » را طوري به كار ببريد كه يك بار « شاخص » قرار بگيرد و بار ديگر هسته ي گروه اسمي باشد . 1 -81

88- جمله ي زير چند جزئي است ؟ نوع آن را بنويسيد . 1 -81

الف) از مصاحبت جاهل بپرهيزيد .                  ب) مردم او را قهرمان ملي مي شناسند .

89- نوع وابسته ها را در نمونه هاي زير مشخص كرده ، نمودار پيكاني آن را رسم كنيد . 1-81

90- واژه ي « دانشمندي » را بر اساس اجزاي سازنده ي آن تا مرحله تكواژ تجزيه كنيد . 75/.  -81

91- هسته ي گروههاي زير را بيابيد و تعداد واژه هاي هر گروه را به عدد بنويسيد . 1-خرداد81

الف) اين پرسش ها                            ب) دماي اجرام آسماني

92- در عبارت « به خانه ي دوستم رفتم كه او را ببينم ، اما نتوانستم » چه جمله اي حذف شده است ؟ به چه قرينه اي ؟ 5/. - 81

93- كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را بنويسيد . 5/. - 81

الف ) مردم به خيابان آمدند                       ب) مردم به خيابان آمد

94- از مصدر « چيدن » آينده ، سوم شخص جمع بسازيد . 5/. -81

95- جمله ي « كار يعني خلاقيت و سازندگي » چه نوع جمله اي است ؟ نمودار آن را رسم كنيد . 1-81

96- در جمله ي زير نقش هاي تبعي را مشخص كنيد و نام هر يك را بنويسيد .1-81

 الف) از احمد بپرس از احمد .                                      ب) احمد برادر رضا را ديدم .

97- در عبارت « من علاقه ي او را به هنر نسبتاً خوب مي بينم » يك مضاف اليه ، يك مفعول ، يك قيد و يك مسند مشخص كنيد . 1-81

98- واژه هاي زير را از نظر ساختمان ( ساده يا مركب يا مشتق يا ... ) بنويسيد .1-81

كم حوصله – خوش – دو پهلو – نوجواني

99- كلمه « خنده » از تركيب « ... + ه     ...   » ساخته شده است . ( نوع هر جز مشخص شود . )5/.- 81

100- واژه ي « نوجواني » را تا مرحله ي تك واژه به عناصر سازنده ي آن تجزيه كنيد . 5/.-81

101- كدام واژه بيش از يك وند دارد ؟5/.-81

   دانش آموز – گفت و شنيد – ناخود آگاه – ستايشگري – دانشمند

102- تعداد تكواژهاي گروه « هر چهار كارگر ساده » را بنويسيد . در اين گروه « هسته » كدام واژه است؟ 5/ - دي 80

103- تعداد واج هاي واژه ي « تاريخچه » را بنويسيد . 25/. -80

104- كدام جمله از نظر مطابقت نهاد و فعل درست است ؟ 25/. -80

الف) دسته ي عزاداران حسيني از مسجد حركت كردند .

ب) دسته ي اسكناس هزار توماني گم شد .

105- از مصدر « شتافتن » مضارع اخباري ، دوم شخص مفرد بسازيد . 5/. -80

106- زمان ( با ذكر نوع زمان ) فعل جمله ي زير را بنويسيد . 5/.-80

گاندي مظهر زنده ي هندوستان شناخته شده است .

107- جمله هاي زير چند جزئي هستند ؟5/. -80

الف) ايران به دانشمندان خود مي نازد .

ب) گل هاي رنگارنگ جلوه ي بي مانندي به شهر مي دادند .

108- شاخص و مميز را در جمله زير مشخص كنيد . 5/. -80

مرتضي از استاد جوهري دو جلد كتاب هديه گرفت .

109- نام وابسته هاي وابسته را در گروههاي اسمي زير بنويسيد .5/.-80

هواي نسبتاً خوب – رنگ سبز زيتوني

110- نام واژه هاي زير را از نظر ساختماني ( ساده و مشتق و ... ) بنويسيد . 1-80

چهار راه – آميزه – بيابان _ دانشسرا

111- در واژه هاي «ناسپاس» و «گريه» وند ها را مشخص كنيد.5/0-80

112- واژه ي «ناشكري» را بر اساس اجزاي سازنده تا مرحله ي تكواژ تجزيه كنيد.5/0-80

113- با توجه به نوشته ي زير به سؤالات دستوري پاسخ دهيد .

  زمين به بهار نشست ؛ بهار گره از شكوفه باز كرد . نسيم در گيسوي بيد افشان فروپيچيد.

الف- نقش اصلي واژه هاي « زمين » و «گره» را بنويسيد.5/0-80

ب- بن مضارع « پيچ» را گذرا كنيد.

ت- بن مضارع « نشستن» را بنويسيد. 25/0- 80

114- فعل « خورده بود » را با حفظ زمان مجهول كنيد.5/0

115- نهاد و گزاره ي جمله ي « عيدتان مبارك » را زير نمودار درختي بنويسيد.5/0-80

116- تعداد تكواژ هاي گروه« هر چهار كارمند ساده» و تعداد واج هاي هسته ي اين گروه اسمي را به عدد بنويسيد.5/0-دي 82

117- تعداد واژه ها و گروه هاي سازنده ي جمله ي مستقل مركب نوشته ي زير را به عدد بنويسيد.5/-82

واج كوچك ترين واحد صوتي زبان است كه معنايي ندارد.

118 جمله ي زير را به كمك گذرا كردن فعل( با رعايت زمان) به جمله ي چهار جزئي با مفعول و متمم تبديل كنيد.( شخص فعل اختياري است)   1- 82            - من درس را مي فهمم.

119- از مصدر « ترسيدن » دوم شخص جمع ماضي التزامي بسازيد.5/0-82

120- نمودار جمله ي « اين پارچه از ابريشم است را رسم كنيد. 75/-82

121- جمله ي زير چند جزئي است؟  روانش شاد75/-82

122- كلمه ي «استاد» را در دوجمله به كار بريد كه يك بار شاخص و بار ديگر هسته ي گروه اسمي باشد.5/-82

123- نام وابسته هاي پيشين گروه اسمي زير را بنويسيد5/0-82

  اين چند روز هفته

124- نوع وابسته ي پيشين را در جمله ي زير مشخص نماييد.25/0-82

عجب گلي در باغ روييده است.

125- نمودار پيكاني گروه اسمي زير را رسم كنيد.5/0-82

كيف پسر همسايه

126- تفاوت واژه ي « كوزه گري » با « ياغي گري » را بنويسيد.1-82

127- كدام واژه ي « مشتق - مركب » داراي وند مياني يا ( ميانوند) نيست؟25/0-82

  دست به عصا- دانش پژوه – رختِ خواب

 128- وابسته ي وابسته ي جمله ي زير را بيابيد و نوع آن را بنويسيد.5/0-82

  قيمت پنج قطعه مرغ ، حقوق ماهيانه ي اوست.

  129- ساخت واژه ي هريك از گزينه هاي زي را بنويسيد.( ساده ، مركب،....)75/0-82

     1- سي و سه پل     2- گلستان                     3- با نشاط

 

 

+ نویسنده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 |

بررسی اصطلاحات سو وشون سیمین دانشور

 

 

     بر همگان واضح و مبرهن است که زبان، وسیله ای است برای تفهیم و تفاهم و هم چنین ابراز احساسات ،عواطف و اندیشه هاست تا زمانی که افراد یک زبان دارای احتیاجات محدود هستند ،استفاده از این  ارتبا ط زبانی ,بسیار ساده و ابتدایی است و زمانی که نیازمندی های بشر افزایش  یابد   طبیعتا  برای   القای   معانی از الفاظ  یا   قالب های   به خصوص  و پیچیده تری  بهره می برند.از سوی دیگر زبان های مختلف خواه ناخواه  بر یکد یگر تاثیر گذاشته یا تاثیر پذیرفته اند و بر اثر این تاثیر و تاثرات  زبانی , گاهی واژه های یک زبان تغیر معنایی داده ،کهنه و متروک شده و یا جای خود را به الفاظ تازه وارد داده است و بررسی این تاثیرپذیری ها نیز فوق العاده دشوار است .با این توضیح کوتاه حال تلاش بر این است که در این مختصر ،اصطلاحات ،کنایات و الفاظ مشترک سووشون، این رمان بزرگ و شاهکار ادبی سیمین دانشور را باتوجه به زبان روز و رایج شهرستان سمیرم مورد بررسی قرار دهیم هر چند که معتقدیم خانم دانشور در این رمان اهداف بسیار والایی را در قالب زبان عامیانه ریخته و این زبان را به عنوان وسیله ای برای القای معانی و مفاهیم مورد نظر برگزیده و هنرمندیهای خود را در این میدان کاملا به منصه ی ظهور گذاشته است و به درستی در این راه بسیار خوش درخشیده  وحتی  در بسیاری از محافل ادبی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .اکنون در این وجیزه ،هدف این نیست که کدام عبارات یا الفاظ دقیقا از کدام زبان گرفته شده است و این کار عظیم و مهم با این همه گستردگی ،کار بسیار دقیق و سنجیده ای است که از عهده هر کسی ساخته نیست و از طرف دیگر زبان شناسان باید به این مهم جواب دهند. تنها چیزی که در این رمان به صراحت آمده این است که بعضی از این اصطلاحات به خاطر ارتباط تنگاتنگ زندگی مردم آن روزبا زندگی عشایری و هم چنین رابطه ی دو سویه ی  فارسی زبانان و ترک زبانان این منطقه ترکی است و بسیاری از این  اصطلاحات فارسی است که حتی ترک زبانان نیز در ارتباطات زبانی خود دقیقا آن را به فارسی استعمال می نمایند و حتی بعضی نیز عربی یا عربی آمیخته با فارسی است و علاوه بر این ها بعضی از لغات حالت بینابینی دارند که ترجمه بودن از زبان فارسی یا برعکس بسیار دشوار و قابل تامل است .

                         

 

+ نویسنده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 |

نگاهی به تک واژها

کوچکترین واحدهای معنی دار هر زبان  ((تک واژ)) نام دارند. تعداد تک واژهای هر زبان بیشمار و نامحدود است و هرگز نمی توان به طور قطعی تعداد تکواژ های یک زبان را تعیین نمود. زیرا که نیاز های جوامع پیوسته در حال دگرگونی و تغییر است و در پی این تغییرات دایما تکواژی مهجور مانده ، از زبان خارج می گردد و یا نیازی تازه موجب می شود تا تکواژی جدید وضع یا قرض  شود.

روی هم رفته تعداد تکواژهایی که گویندگان یک زبان با آن سروکار دارند هزاران هزار است ولی کاربرد و بسامد این تکواژ ها همه یک دست و یکسان نیست. برخی از آنها معنی مستقلی دارند لذا می توانند هم به تنهایی به کار روند و هم با تکواژهای دیگر ترکیب شده ، واژه های جدیدی را بسازند مانند : ((دست)) که هم مستقلاً در معنی و مفهوم مشخصی به کار میروند و هم در واژه هایی چون : دستیار،دستگیره،دستمال،دست آموز،دست راست و جز اینها ترکیب می شوند و در هر ترکیب معنایی تازه ارائه می کند.

برخی دیگرازتکواژهاباوجوددلالت داشتن بر معنی و مفهوم خاص هرگز به تنهایی به کار نمی روند و همیشه در ترکیب با تک واژهای دیگر به کار می روند و اغلب ایفاگر نقش دستوری ویژه هستند. مانند:«ان» در واژه های فرزانگان،دانشجویان،رهروان و« م» در واژه های :فرزندم،رفتم ،می روم  « ی » در واژه های : بزرگی ،باغی ،مشهدی

 بنابر این می توان تک واژهای هر زبان را به «تک واژ های قاموسی »و«تک واژهای دستوری » تقسیم کرد.

تک واژهای قاموسی :

درهرزبان تک واژهای که به خودی خود معنی مستقلی  دارند ویر اشیا ،اعمال و کیفیات خاصی که قابل حس و لمس و درک هستند دلالت دارند مانند:کفش ،ترس ،قرمز ، سکوت و.... گروه باز نامحدودی را تشکیل می دهند و تعداد اجزا این گروه ثابت و معین نیست ،فهرست آن ها در زبان باز است ومی توان بر حسب نیازهای جامعه ،بر تعداد آن ها افزود یا کاست ،بدون اینکه در دستگاه زبان تغییری ایجاد شود.

تک واژهای دستوری :

تک واژهای دستوری اغلب به تنهایی به کار نمی روند و معنی آنها با پیوستن به تک واژهای دیگر آشکار می شود مانند : « - ت » در کتابت ، و« مند » در هنرمند. این گروه از تک واژ ها شمار معین و ثابتی ندارند و  نمی توان بر تعداد اجزای آن چیزی افزود یا کاست .فهرست این تکواژها در زبان بسته و محدود است وهر چقدر هم بر اثر نیاز های اجتماع  تغییراتی در واژگان زبان روی دهد تک واژ های دستوری از این تغییرات نسبتاً دور می مانند و چنانچه تغییری در این نظام بسته روی دهد بر کل زبان تاثیر می گذارد .

 

گروهی از این تک واژ ها عبارتند از : تمامی وند ها (پیشوند – پسوند -  میانوند )،ضمایر پیوسته (م-ت-ش- و...)،شناسه های فعل ،نشانه های جمع فارسی ،نقش نمای اضافه ، «ی » نکره  « ی » نسبت وحاصل مصدر و...تکواژ های ماضی ساز مثل : « اد » در ایستاد ، « ت » در شکافت .

تکواژ های دستوری خود به دو قسمت تقسیم می شوند:  1- تکواژ تصريفي 2- تکواژاشتقاقی

تکواژ های تصریفی موجب صرف واژه ی اصلی می شوند  مثل : ضمایر « - م ، - ت، -ش  ، مان ، تان ، شان ، و شتاسه های افعال و...»

تکواژ های اشتقاقی :در ترکیب با تکواژ های دیگر در بار معنایی آن مؤثر واقع شده  و مفهوم تازه ای می سازند  مثل : « - ش » در کوشش  ،ورزش و دانش -  « ار » در رفتار ، گفتار

 

+ نویسنده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 |

جواب خود آزمايی های ادبيات فارسی سال دوم دبيرستان

 

خودآزمایی درس اول:

                                                                                                                           

ج1:ما را آن ده که آن به .

ج2:اعمال و کارهای انسان.

ج3:به ضربت خوردن حضرت علی(ع)و اسارت ضارب و تاکید مولا بر مدارا کردن با وی.

ج4:نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت/متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را.

ج5:اگر شعر را از حافظ بدانیم منظور ازپیام آشنا"الهام الهی و الطاف رحمانی"و مقصود از آشنا"خود حافظ"است و چنانچه شعر را گفته ی شهریار بدانیم پیام آشنا"پیامی از حضرت علی(ع)" و منظور از آشنا"شهریار است.     

ج6:آزاده و سرمستم،خود کرده به هامونم      رانده است جنون عشق،از شهر به افسونم

بیت اشاره به داستان لیلی و مجنون دارد.

خود آزمایی درس دوم:  

                                                                                                      

ج1:شكست دادن،نابود کردن

ج2:الف.که بنشین پیش گرانمایه جفت                     ب.مرا مادرم نام مرگ تو کرد

ج3:عناصر ملی،پهلوانی،داستانی

ج4:تو نظم و ترتیب و آرایش سپاه را حفظ کن.

ج5:به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ             سوار اندر آیند هر سه به جنگ؟

که جوابش این است که شیر و نهنگ و پلنگ سواره به جنگ نمی آیند.

ج6:به رستم بر آنگه ببارید تیر         تهمتن به او گفت بر خیره خیز

     همی رنجهداری تن خویش را          دو بازوی و جان بدانیش را

ج7:بر او راست خم کرد و چپ کرد راست        خروش از خم چرخ چاچی بخواست

     بیامد که جوید زایران نبرد            سر هم نبرد اندر آرد به گرد

ج8:به گرز گران دست برد اشکبوس       زمین آهنین شد سپهر آبنوس

     چو بوسید پیکان سر انگشت اوی     گذر کرد بر مهره ی پشت اوی

خود آزمایی درس سوم: 

                                                                                                    

ج1:خشمگین شدن

ج2:آهنین کوه (استعاره از عمرو)               شیراله (استعاره از علی)

ج3:زیرا شاعر تحت تاثیر حماسه های ملی،این حماسه ی دینی را با دخل و تصرف در اصل موضوع سروده است.

ج4:بخشی از خاوران نامه ی ابن حسام خوسفی یا شهنشامه ی صبا خوانده شود.

ج5:ابیات سیزده(اله،اژدها)و بیست(نبی،علی)

ج6:زبان مثنوی معنوی ساده و سنجیده است حال آنکه زبان حمله ی حیدری رسا وسنجیده نیست،شعر مولوی منطقی است در حالی که حمله ی حیدری از این نظر موفق نیست،شعر مولوی بیشتر جنبه ی عرفانی (غنایی)دارد اما شعر باذل جنبه ی پهلوانی و حماسی و موضوع هر دو اثر تقریبا یک چیز است.

خودآزمایی درس چهارم:                                                                                                       

ج1:زیرا او می خواهد جایزه ی نفر سوم را-که یک کفش است-ببرد تا آن را به خواهرش بدهد.

ج2:در آن قسمت که خوانواده ها در کنار فرزندانشان هستند و با شیرینی و آب میوه از بچه هایشان پذیرایی میکنند در حالی که علی با آن کتانی کهنه مبهوت فضا شده است.

ج3:به خاطر ایثار،صداقت و معنویت کودکانه ی خواهر و برادر

ج4:به منظور فهم و درک بیشترفیلنامه،خودتان به این سؤال و سؤال پنج جواب بدهید.

 خودآزمایی درس پنجم:                                                                                                        

ج1:از ماست که بر ماست.

ج2:مرحله ی دوم تعارف میزبان،وقتی که صاحب خانه اصرار می کند مهمان ها از کباب غاز بخورند.

ج3:الف.استفاده از ضرب المثل های عامیانه و کنایات

      ب.جزیی نگاری در توصیف                                  ج.استفاده از چاشنی طنز

ج4:جلو کسی در آمدن:خوب پذیرایی کردن،سماق مکیدن:انتظار بیهوده کشیدن

     شکم را صابون زدن:در انتظارخوردن چیزی بودن،چند مرده حلاج بودن:توانایی انجام کاری را داشتن

 ج5(توصيف سيلي زدن) پنج انگشت دعا گو به معیت مچ وکف ومایتعلق به،برصورت گل انداخته ی آقای استادی نقش بست.

ج6:واترقیده اند،تک و پوز،کیفور شدن،آسمان جل و پخمه.

ج7:پیام هر دو این است که مسبب همه ی گرفتاری ها خودمان هستیم.

خودآزمایی درس ششم:                                                                                                       

ج1:پنج فرزند داشتن محمدولی و عجز و التماس او.

ج2:اوضاع کشور بسیار نامناسب توصیف شده است و نشانگر این است که اربابان به مردم ظلم می کردند و دولت خودکامه ی پهلوی به بیدادگری و استبداد برخواسته بود.

ج3:مامور دوم زمینه ی فرار گیله مرد را آماده کرده بود از ترس این که گیله مرد پس از دستگیری دوباره،اعتراف به خرید اسلحه از او بکند،او را کشت.البته توجه داشته باشیم که گیله ی مرد موقع فرار محمدولی را پوشیده و این سؤال پیش می آید که چه بسا مامورد دوم-بلوچ-او را نمی شناخته و به قصد محمد ولی شلیک کرده است که اگر این گونه باشد هدف او این است که چون قصد فرار داشته است می خواسته تنها شاهد ماجرا(محمدولی)را هم از بین ببرد.

ج4:ایجاد حس هیجان و ترحم در خواننده از گم شدن زنی در جنگل(اشاره به گم شدن و از بین رفتن صغری دارد).

ج5:محمدولی:نماد انسان های ظالم و وابسته به حکومت و مجری بی اختیار حاکمان

     گیله مرد:نماد انسان های ظلم ستیز و مبارزه و آزاده

    مامور دوم: نماد انسان های ستم دیده ولی اغفال شده و ناآگاه و خائن.

خودآزمایی درس هفتم:                                                                                                           

ج1:نامنظم درو کنید تا خوشه های بیشتری باقی بماند و خوشه چین ها بتوانند بیشتر استفاده ببرند.

ج2:نویسنده مظلومیتی را که در داستان یوسف وجود دارد با داستان سیاوش مقایسه کرده است و می گوید که هر دو در برابر بیگانه ایستادند و بی گناه کشته شدند.

ج3:آفتاب تیغ کشید:)کنایه)طلوع کرد         خم به ابرو آوردن:(كنايه)اظهار ملال کردن     

پلک هایشان داغ شده:(کنایه)نزدیک است گریه کند.

ج4:ماری که از دیشب بر روی قلبش چنبره زده بود.

ج5:تحقیق کنید و بنویسید.

ج6:ثوابت باشد ای دارای خرمن            اگر رحمتی کنی بر خوشه چینی

      شلخت درو کنید تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید.

خودآزماییدرس هشتم:                                                                                                            ج1:مثلا در مزرعه سبد کارگران ضعیف و رنجور را پر می کرد و خود را به خطر می انداخت.

ج2:خشونت و سنگدلی نسبت به او،تا بدین وسیله او را مجبور به کار کشیدن از کارگران و تنبیه کردن آنها کند.

ج3:آنجا که می گوید من همه ی نیرو های بازوانم را در اختیار شما می گذارم اما روانم را به موجود فناپذیری

نمی سپارم و آن را برای خداوند محافظت می کنم.

ج4:در آنجا که می گوید وقتی که جسم من را کشتید دیگر کاری از دستتان برنمی آید و پس از آن ابدیت در کار است

ج5:به عهده ی دانش آموز

ج6:رنج و سختی و درد

خودآزمایی درس نهم:                                                                                                              

ج1:سر گردانی در بیابان،خانه خرابی و ویرانی.

ج2:الف.نرون مرد ولی رم نموده است/باچشمهایش می جنگد.

      ب:دانه های خشکیدهی خوشهای/دره ها را از خوشه ها لبریز خواهد کرد.

ج3:سرود های صلح و شادی:وحی الهی                      چوپانان:پیامبران

ج4:صلح،فلسطین

ج5:جمله ی اول:ظالم می میرد اما فلسطین پایدار است.

     جمله ی دوم: با آگاهی و بصیرت و شناخت کامل می جنگد.    

خودآزمایی درس دهم:

ج1:دسته ی سطل را تکان می داد،چند بار از یک تا ده را می شمارد.

ج2:الف.چند دسته از بوته های خار،در نقاط بی درخت سوت می کشید.

     ب.درخت های خاردار مانند بازوهای طویلی که مسلح به چنگال و مهیای گرفتن شکار باشند،به هم می پیچیدند

ج3:از ستاره ی درخشان و نورانی مشتری که آن را نمی شناخت و آن را همچون یک زخم نورافشان می دید،

می ترسید.

ج4:زنی نفرت انگیز با دهانی هم چون دهان کفتار و چشمانی برافروخته از غضب.

خودآزمایی درس یازدهم:

ج1:الف.(تشبیه،اضافه ی تشبیهی)مادام سوفیا چنگال حریص خود را در خرمن زلف دلا فرو برد.خرمن زلف،زلف مانند خرمن است.

ب:(استعاره)دلا کلاهش را برداشت و از زیر آن،آبشار طلایی رنگ سرازیر شد.آبشار طلایی استعاره از گیسوان دلا .

ج2:زیرا به قیمت ارزان خریده بود و در مقابل آن پول کمی پرداخته بود.

ج3:زیرا بدین وسیله متوجه شدند که چقدر نسبت به هم محبت دارند.

ج4:وجود یک حادثه بایک شخصیت اصلی،محدودیت مکان،دقت در پرداخت شخصیت ها.

ج5:ایثار،عشق

ج6:هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد.

ج7:سرانجام این طور می گوییم که او در همه جا هست،هر جا و نایافتنی است.

ج8:هر دو معتقدند که باید با دیدی نو به امور و پدیده ها نگریست.آندره ژید نگاه را مهم نی داند و سهراب نیز همین اعتقاد دارد و علاوه بر آن می گوید باید نوع نگاهمان را عوض کنیم.

خودآزمایی درس دوازدهم:

ج1:عشق،مستی

ج2:درویش نوازی:ای صاحب کرامت شکرانه ی سلامت         روزی تفقدی کن درویش بینوا را

    حسن خلق:آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است      با دوستان مرورّت با دشمنان مدارا

   اغتمام فرصت:ده روز مهر گردون افسانه است و افسون      نیکی به جای یاران،فرصت شمار یار را

ج3: حافظ در بیت-آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است           با دوستان مروت با دشمنان مدارا-معتقد است که آسایش و راحتی دو جهان در این است که با دشمنان و مخالفان به نرمی برخورد کرد و این ،مضمون همان آیه است که خدا به موسی(ع)می فرماید:با فرعون ستمگر و طاغی با بیانی نرم صحبت کن؛البته هدف از این ملایمت،اصلاح یا تاثیر گذاشتن بر مخالف است؛ولی در غیر این صورت جایز نیست.

ج4:«اینه ی اسکندر نامه» آیینه ای بوده که اسکندر با همکاری ارسطو بر فراز مناره ی شهر اسکندریه(مصر)ساخته است؛کارش این بوده که از دور کشتی ها را می دیده است،این آیینه،از عجایب هفتگانه ی عالم بوده است.یکی از ویژگی این آیینه این بوده که از آینده خبر می داده است.«دارا»همان داریوش سوم است که در زمان او اسکندر به ایران حمله کرد و او را شکست داد و«دارا»به شمال شرقی ایران گریخت و به دست والی بلخ کشته شد.با مرگ او سلسله ی هخامنشی منقرض شد.

ج5:صحرای قیامت

ج6:الهی گلهای بهشت در پای عارفان خار است،جوینده ی تو را با بهشت چه کار است؟    

                  حدیث روضه نگوییم گل بهشت نبوییم                    جمال حور نجوییم دوان به سوی تو باشم                                                

خودآزمای درس سیزدهم:

ج1:«الف»کثرت می باشد،مثل«الف»در موارد زیر:

بسا کسا که به روز تو آرزومند است.(جه بسیار کسانی که...)

زهی سودا که خواهی یافت فردا از چنین سودا(چه سرماییه های زیادی که...)

ج2:خدا

ج3:ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد

                                                که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی

ج4:اقبال و ادوار،اوج و قعر،سود و زیان،عرش و فرش

ج5:تنزل مقام یافتن،از مقام عالی پایین آمدن

ج6:بیت آخر

ج7:مصراع دوم شعر بیت هشتم: بهسوی عیب چون پویی گر او را غیب دان بینی

ج8:هشتن و هلیدن

ج9:تنه ی اصلی

خودآزمایی درس چهاردهم:

ج1:قیام کاوه ی آهنگر علیه ضحاک ماردوش

ج2:احترام به آزادی خود و دیگران،عدالت خواهی و تنفر از زور،مسعولیت اجتماعی،وظیفه شناسی و همکاری با دیگران.

ج3:زیرا با سقوط ساسانیان روی کار آمد و تجمل پرستی و اختلاف عظیم طبقاتی از بین رفت و آزادی و مساوات و برابری برقرار شد.

ج4:ص دوم درس از خط11تا18

ج5:زیرا پیام های آن نیازهای روحی انسان ها را برطرف میکند و با ذهن انسان قرن بیستم سازگارتر است.

ج6:اتحاد،مشارکت اجتماعی،یکدلی و ایثار و فداکاری 

خودآزمایی درس پانزدهم:

ج1:اصفهان

ج2:زیرا کاشی ها و رنگ ها بهار را تداعی می کند.بهاری که همیشگی و غیر قابل تغییر است.

ج3:اشاره به این اعتقاد دارد که در روزگار زرتشت روح و روان یکی از عوامل بنیادی بوده که بر کردار و رفتار  انسان حکم فرما بوده است و همچنین در ایجاد اندیشه و هنر و تفکر او موثر بوده و این روح بعد از مرگ در همین دنیای خاکی در اجسامی همچون شیشه محبوس می شده است.بد نیست بدانیم گذشتگان معتقد بودند که روح دیو را در شیشه حبس می کردند و به دیا می انداختند. 

تشبیه درستی نیست زیرا منظور نویسنده این است که کاشی ها بیانگر روح ایران است در حالی که در تشبیه اسارت روح به نظر می رسد.

ج4:راستی،همیشه سبز بودن،آزادی،تهیدستی،وارستگی.

ج5:قاب بندی های محرابی شکل،طره های کنار سردرها،طاووس های سردر مسجد شاه.

ج6:(قاعده ی ممال بودن:تبدیل و تمایل یافتن الف به یا)     مزاح:مزیح،جهاز:جهیز،رکاب:رکیب،هلام:هلیم.

خودآزمایی درس شانزدهم:

ج1:کمیتش لنگ بود:کم مایه و ضعیف و ناتوان بود.،مثل شاخ شمشاد:در کمال شادابی و خوش قامتی،سپر انداختن:تسلیم شدن،اب دندان:مناسب و مطابق طبع.

ج2:دوستان ناباب-بي سرپرستي-مانع شدن مادربزرگ در انجام کار مورد علاقه اش.

ج3:فقر،بیکاری،بی ارادگی،محیط.

ج4:حروف اضافه         1.حروف اضافه ی دستوری            2.حروف بیهوده و زاید

     سخن رانی موجی:1.سخنرانی فردی که در سیستم لغزش اختلالی است 2.سخن رانی از طریق موج رادیو

ج5:اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب               گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری

خودآزمایی درس هفدهم:

ج1:نشانه ی آمادگی جامعه برای فروپاشی و ویرانی و این که مردم سخت غمگین هستند.

ج2:و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکین می ترکد/چون دل یاران که در هجران یاران       (ترکیدن نی به شکستن دل در هجران یار تشبیه شده است.)

ج3:ابر را با پوستین سرد نمناک توصیف کرده و«باغ بی برگی»را با توصیفاتی چون:تنهایی،سکوت پاک غمناک، پوشیدن شولای عریانی و باغ نومیدان.

ج4:باغ

ج5:در واقع زیبایی باغ ناشی از گذشته ی پر افتخار آن می باشد که اکنون از دست رفته است.(انسان های بزرگ و توانایی که اکنون در خاک خفته اند)

ج6:تعداد یاران پیامبر(ص)و امام زمان(عج)در هر دو جنگ313 تن و در هر دو پیروزی از آن مسلمانان است؛مبدا هر دو جنگ یک مکان است و نام رهبر هر دو جنگ هم یکی است.(محمد)

ج7:داروگ:نیمایی                    باغ من:نیمایی                 انتظار:سپید

ج8:بیابید و در کلاس بخوانید.

ج9:اگر آن سبز قامت رو نماید               در باغ خدا را می گشاید

     دلم را فرش کردم تا بتازد                 سرم را نظر کردم تا بیاید                   مصطفی علی پور

خود آزمایی درس هجدهم:

 ج1:گون:نماد انسان های پای در بند و اسیر           -  نسیم:نماد انسان های آزاد و رها

ج2:شعر«سفر به خیر»در قالب نیمایی سروده شده است،حال آنکه«ناله ی مرغ اسیر»در قالب غزل است.در شعر«سفر به خیر»همچنان که از عنوانش بدست می آید،فرد،دیگر طاقت ماندن در وطن را ندارد،حال آنکه در شعر «ناله ی مرغ اسیر»فرد مبارز،معتقد به ماندن و ادامه ی مبارزه است.ج3:به داستان پیرزنی اشاره دارد که از علی(ع) کمک خواست و مولا به کمک او شتافت.او نان می پخت و علی از بچه های او نگهداری می کرد و پیرزن در حین کار مدام علی(ع)را نفرین می کرد.آن زن حضرت علی(ع)را نمی شناخت و مولا چهره اش را به آتش نزدیک کرد و گفت:این سزای کسی است که در حکومت او افراد فقیر فراموش شده باشند.

ج4:خدا از «خواتای»پهلوی گرفته شده است و این لفظ در سانسکریت «از خود زنده»و «از خود آغاز کرده»معنی می دهد لفظ خدا وقتی با کلمه ای ترکیب شود بر غیر خدا اطلاق می شود.مثلا:کدخدا،ده خدا،که در این صورت«صاحب و رئیس»معنی می دهد و بعضی گفته اند این واژه از ترکیب«خود»و «آ»(بن مضارع آمدن)ساخته شده است یعنی خدا در وجود خود به کسی محتاج نبوده است.

ج5:پیش از تو هیچ اقیانوسی را نمی شناختم که عمود بر زمین باستد/شب از چشمان تو آرامش را به وام می گیرد.ج6:یعنی چشمان من با ندیدن تو احساس تنهایی و یتیمی می کند.

ج7:صولت حیدری دست ماییه ی شادی کودکانه شان کردی /و بر آن شانه که پیامبر پای ننهاد/کودکان را نشاندی

ج8:به بی وزن بودن شعر سپید .

ج9:از آن جایی که حضرت علی حافظ کل قرآن بوده،قرآن ناطق لقب گرفته است و شعر اشاره به این موضوع دارد .

ج10:داستان کمک کردن حضرت علی(ع) به پیرزن،در قسمتی دیگر به زخمی شدن آن حضرت در جنگ احد و همچنین مصرع(بر آن شانه ها که ...)به زمانی اشاره دارد که آن مولا درخانه ی کعبه بر شانه ی پیامبر ایستاد و

بت ها را به زیر آورد.

خودآزمایی درس نوزدهم: 

ج1:با ياد رنگ و بوي تو اي نوبهار عشق        همچون بنفشه سر به گریبان کشیده ام

ج2 :ایهام(هوا هم به معنی آسمان و هم در معنی آرزوی رسیدن به تو،عشق تو)

     تشخیص: هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام                     بنفشه

  ج3:شعر«حدیث نوجوانی»در قالب غزل است،در حالی که  قالب«متاع جوانی»قطعه می باشد.نوع ادبی حدیث جوانی«غنایی»می باشد،در حالی که نوع ادبی متاع جوانی«تعلیمی»است و هر دو شعر بیانگر ناراحتی به علت طی شدن دوره ی جوانی است.

ج4:نه سایه دارم و نه بر،بیفکنندم و سزاست/اگر نه بر درخت تر،کسی تبر نمی زند

ج5:امید واهی داشتن

ج6:غنایی

خودآزمایی درس بیستم:

ج1:پس از موعظه ی مردم سوالات خود را در رقعه ای می نوشتند و واعظ به همه ی آن ها پاسخ می گفت.

ج2:الف.این امیر با همه ی بزرگی که داشت،به دست خود غذا تعارف می کرد و قطعات گوشت را به ذست خود  از هم جدا می کرد و به ما می داد.

  ب.من نه نظم آن مدرسه را در جایی دیده ام و نه لذیذتر از غذای آن جا غذایی خورده ام.

ج3:ايران

ج4:خورشيد به تدريج پایین می رود و سایه ستون ها و هیکل پاسبان،روی خاک این زمین و ایوان سلطنتی درازتر می شود.

ج5:مفهوم هر دو مورد بی وفایی دنیا و عبرت گرفتن از پادشاهانی است که در اوج قدرت از بین رفته اند؛البته سخن خاقانی شعر است و زیبایی و آهنگ خاصی دارد و بسیار مختصر و کامل این موضوع را بیان کرده است حال آنکه در جملات علی پسر سلطان خالد نه آن سحرانگیزی آهنگ دیده می شود و نه اختصار و تاثیر گذاری شعر خاقانی.

خودآزمایی درس بیست و یکم:

ج1:قسمت اول(اگر ممکن بود)

ج2:چاپلوسی،رشوه خواری،بی ادبی،یعایت و سخن چینی، رواج خرافه پرستی،اقتصاد ضعیف،بی خبری،

خوش گذرانی.

ج3:گریه ی مادر،نصیحت پدر و تمسخر افراد خانواده.

ج4:ابوالعلای معری؛چون هر دو نابینا بودند و حس مشترکی داشتند.و همچنین دارای استعداد سرشاری بودند.

ج5:کنجکاوی و تیزهوشی این فرد نابینا که فقط با حضور در کنار دیگران و شنیدن سخنان آنان مطالب را فرا گرفته

خودآزمایی درس بیست و دوم:

ج1:این بیت بیانگر سرنوشت بد شاعر است.

ج2:مراعات نظیر(طالع،اختر،منحوس)           واج آرایی(خ)                 تشخیص

ج3:تقدیر و سرنوشت

ج4:من و طالع نگون سارم(یعنی بخت بد یار و همراه من است.)

ج5:من نگویم که من را از قفس آزاد کنید/قفسم برده به باغی دلم شاد کنید.

ج6:فاطمه فاطمه است-آری این چنین بود برادر-هبوط-پدر و مادر،ما مقصریم-حج.

ج7:خداوند به علمای ما مسولیت،به عوام ما علم و به روشنفکران ما ایمان ببخش.خدایا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند،مرا،با نداشتن و نخواستن روئین تن گردان. خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.

خودآزمایی درس بیست و سوم:

ج1:خدا

ج2:_مراعات نظیر(طواف،کعبه)          _ایهام(تخلص شاعر،پنهان)        _.تشبیه(دل مانند کعبه است)

ج3:رنگین سخنان در سخن خویش نهان اند/از نکهت خود نیست

     در سخن مخفی شدم مانند بو در برگ گل/هر که خواهد دیدم گو در سخن ببیند مرا

خودآزمایی درس بیست و چهارم:

ج1:گوشه ی سنگر

ج2:خیس شدن از اشک،اشکباران شدن

ج3:دستمالی که مهر و تسبیح و انگشتر شهید در آن قرار دارد.

ج4:پیوند ناگسستنی و عمیق با فرهنگ ایران.

ج5:افتخار به گذشتگان و پیوند عاطفی با ایران. 

 

+ نویسنده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 |

                                                     ذکر حسین بن منصور

چنین نقل کرده اند که آن روز درویشی از میان جمع از او پرسید که « عشق چیست» به حلاج گفت: « عشق آن است که امروز می بینی و فردا و پس فردا خواهی دید» آن روز او را بر سر دار بردند، کشتند. فردای آن روز جسدش را سوزاندند و پس فردای آن خاکسترش را بر باد دادند. یعنی عشق ، مردن و سوختن و فنا شدن است.

وقتی در دروازه باب الطاق او را به زیر ایوان سرپوشیده بردند، او پای بر نردبان نهاد تا از ایوان بالا برود مردم از او پرسیدند « چه حالی داری؟ » گفت: گویی به معراج می روم معراج مردان حق بر بالای دار است. دست ها را بلند کرد و رو به قبله به مناجات ایستاد و دعا کرد و آنچه می خواست از خدا خواست. سپس بر بالای دار رفت . گروه شاگردان او گفتند . درباره ما که پیرو تو هستیم و درباره آنان که تو را انکار می کنند و می خواهند تو را سنگباران کنند چه می گویی؟

جلاج گفت: « منکران دو برابر شما پاداش دارند. زیرا شما فقط از روی خوش گمانی به من ارادت دارید و تقلید می کنید در حایل که آنان از هیبت اعتقاد به خدای یکتا و از هیبت دین و شریعت در جنب و جوش هستند و در شریعت ایمان به خدای یکتا از اصول دین است در حالی که حسن ظن از فروع دین است.

پس مردم شروع به سنگسار کردن حلاج کردند. شبلی هم برای همراهی دیگران گلی به سوی او انداخت ؛ حسین از سردرد آهی کشید ، گفتند : از این همه سنگی که به تو زدند هیچ دم نیاوردی ، چرا با این گل آه و ناله کردی؟ این کار چه رازی دارد؟ حسین گفت: کستنی که نمی دانند و سنگ می زنند قابل بخشش هستند .آن کار برایم سخت است که شبلی راز انا الحق گفتن مرا می داند و نباید با غافلان همراهی کند .سپس دست های او را از تن جدا کردند و او خندید گفتند: برای چه می خندی؟ گفت: بریدن دست های آدم دست بسته آسان است ، مرد کسی است که دست هوای نفس را کوتاه کند که همت بلند انسان را به پستی می کشاند. سپس پاهایش را بریدند . او تبسمی کرد و گفت: با این پای جسمانی بر روی زمین خاکی سفر می کردم اما پای دیگری دارم که پای روح و جان است و با آن هر دو عالم را زیر پا می گذارم .اگر مرد هستید آن پا را جدا کنید. ولی نمی توانید. سپس دو دست بریده  خون آلودش را به صورتش مالید و چهره و بازوانش را خون آلود کرد. گفتند: چرا چنین کردی؟ گفت از آنجا که خون زیادی از من رفته است ، می دانم که رویم زرد شده است . می ترسم شما خیال کنید که از بیم و هراس مرگ چهره ام زرد شده است از این روی خونم را به چهره مالیدم تا در نظر شما ظاهربینان سرخ روی باشم، زیرا آرایش مردان حق خون آنان است.

                                                                         

                                                                               (1)


                                  در ذکر حسین بن منصور (رحمه الله علیه)

آن کشته راه حق آن دلاور بیشه عرفان و حقیقت جویی ، آن دلیر مرد راستگو آن فرو رفته در دریای پرموج عشق ، حسین بن منصور حلاج بود که رحمت خداوند بر او باشد – کاری که او کرد، کار عجیبی بود و واقعه های کمیاب و عجیبی داشت که وی‍ه او بود ، زیرا هم به اوج و نهایت سوختن در عشق حق و شوق رسیدن به حق را داشت و هم از سختی و شدت شعله های آتش هجران و دوری از حق در تب و تاب بود – از عشق حق مست و بی قرارا و سرگشته در روزگار شده بود و در این راه، عاشق راستگو و پاکباخته و از جان گذشته بود و برای مبارزه با نفس سعی و تلاش بسیار کرد و به خود سختی بسیار داد تا نفس را سرکوب کند وکارهای شگفت و خارق العاده بسیار داشت. در طلب حق و حصول کمال همت و اراده ای بلند داشت و بلند مرتبه بود – و او در زمینه عرفان و شناخت حقیقت و اسرار حق و معانی مختلف ، کتاب های بسیاری با بیانی دشوار و پیچیده و کلماتی مشکل نوشته است – خوش صحبت بود کلامش شیوا و جذاب و رسا بود و هیچ کس چنین کلام و بیانی نداشت و در راه حق ، حالت های عارفانه و بینش و ادراک و هوشیاری داشت که هیچ کس نداشت – بیشتر بزرگان و پیران صوفیه کارهای او را انکار کردند و گفتند که در راه تصوف قدمی بر نداشته . فقط ابو عبدالله خفیف و شبلی و ابوالقاسم قشیری که خداوند برآنها رحمت کند، او را تایید کردند، چنانکه استاد ابوالقاسم قشیری درباره او چنین گفت که : اگر حلاج در پیشگاه حق مورد قبول و پذیرش قرار گیرد ، انکار و مخالفت مردم او را رد نمی کند، تاثیری در حال او ندارد و اگر از درگاه حق رانده شده باشد ، قبول و تایید خلق ارزشی ندارد و در نزد حق مقبول نیست.

پیوسته در حال سختی دادن به نفس و عبادت کردن حق وبیان شناخت یگانگی حق بود و هنگامی که سخن معروف خود یعنی انا الحق راگفت، در لباس اهل علم و مصلحت و در میان گروه اهل شریعت و سنت بود – اما عده ای از مشایخ به خاطر شریعت و مدهب و دین او را راندند و علت ناخشنودی بزرگان صوفیه از حلاج این بود که او را در حالت شکر و سرمستی عارفانه اسرار عرفان را فاش می کرد . چنین شد که او نخست به خدمت سهل بن عبدالله شوشتر آمد و دو سال در خدمت و مریدی او بود. سپس تصمیم گرفت به بغداد سفر کند و این نخستین سفر او بود که در آن هنگام هیجده سال داشت – سپس از بغداد به بصره رفت و با عمروبن عثمانی مکی ملاقات کرد ، هیجده ماه در محضر درس و صحبت عمروبن عثمان بود در این هنگام ابویعقوب اقطع دختر خود را به عقد همسری او درآورد 0 آن گاه عمروبن عثمان از او آزرده شد و رنجیده و در نتیجه حسین از بصره به بغداد بازگشت و به پیش جنید رفت جنید به او گفت که در گوشه خلوتی به گوشه نشینی بپردازد. مدتی هم در هم صحبتی و شاگردی او بود تا این که تصمیم گرفت به سفر حج برود .یک سال در حجاز گوشه نشینی اختیار کرد ، سپس دوباره به بغداد بازگشت – حسین با گروهی از صوفیان به پیش جنید رفت ومسایل و سئوال هایی از او پرسید ولی جنید پاسخ او را نداد و گفت: تو هنوز جوانی ، زود است که در این باره صحبت کنی و خود را به کشتن دهی و سرت بر بالای چوب دار برود – حسین گفت: « روزی که من بر سر چوبه دار بروم تو خرقه تصوف از تن در خواهی آورد لباس اهل ظاهر و شریعت خواهی پوشید(دورویی و نفاق خواهی کرد)

نقل کردند که آن روز پیشوایان دین فتوا دادند که حسین را باید کشت ، جنید خرقه درویشی به تن کرده بود و فتوا نمی نوشت خلیفه دستور داده بود که « فتوای جنید لازم است» چنین شد که جنید لباس عالمان پوشید عمامه برسرنهاد و جبّه بر تن کرد، وبه مدرسه رفت و در جواب حکم نوشت که « ما به ظاهر حکم می کنیم» یعنی در ظاهر امر با توجه به احکام شریعت باید کشته شود و حکم بر ظاهر است .اما باطن امر را خدا می داند.

پس چون حسین جواب مسایل را از جنید نشنید دگرگون شد و بدون اجازه او به شوشتر رفت و یک سال در آنجا بود او در ژیش مردم بسیار معروف شد ولی او به سخنان مردم ظاهر بین هیچ اعتنا نمی کرد تا این که به او حسادت کردند، عمروبن عثمان درباره او نامه هایی نوشت و به خوزستان فرستاد و کارها و احوال حسین را در نظر آنان زشت جلوه داد و حسین نیز دلگیر شد .از آنجا روی گرداند و لباس صوفیانه را از تن بیرون کرد ولباس مردم عامی را پوشید و با مردم هم نشین شد اما با این کار تغییری در حالت و رفتار او پیدا نشد. حسین پنج سال ناپدید شد و در طول این مدت چیزی در خراسان و سرزمین ماوراءالنهر بود و چندی در سیستان بود .بعد از پنج سال دوباره به اهواز بازگشت و برای اهالی آنجا سخنرانی کرد و مورد قبول خاص و عام قرار گرفت و از اسرار حق و عرفان برای خلق سخن می گفت و مردم به او لقب حلاج الاسرار یعنی گشاینده رازها دادند. سپس خرقه درویشی پوشید و قصد زیارت خانه خدا را کرد در این سفر مریدان خرقه پوش زیادی با او بودند. وقتی به مکه رسید ابو یعقوب نهر جوری به او نسبت سحر و جادوگری داد . پس از آنجا به بصره آمد و از بصره دوباره به اهواز برگشت .سپس گفت: « به سرزمین های شرک می روم تا مردم را به خداپرستی دعوت کنم » سپس عازم هندوستان شد و از آنجا به ماوراءالنهر آمد ، پس از آن به ولایت چین بزرگ رفت و خلق را به خداپرستی دعوت کرد و کتابهایی برای آنها نوشت.

چنین نقل کرده اند که روزی حلاج به شبلی گفت: « ای ابابکر ! مرا یاری کن یا برایم دعا کن که من تصمیم گرفته ام دست به کار بزرگ و خطیر بزنم .قدم در راهی نهاده ام و مشتاق انجام چنان کاری هستم که پایان آن مرگ و کشته شدن است .» هنگامی که مردم در کار عجیب حیران شدند ، مخالف و منکر بی حد و حساب و موافق و تایید کننده بسیار پیدا شد . وقتی کارهای عجیب و خارق العاده را دیدند خبر چینان سخن چینی کردند و سخنان او را به گوش خلیفه رساندند و همگی بر کشتن او اتفاق نظر کردند زیرا او می گفت: «انا الحق» یعنی من حق هستم. پس به خاطر این حرف حسین را بردند تا بکشند .صد هزار آدم جمع شده بودند و او برروی همه چشم می گرداند و می گفت: «حق ، حق من حق هستم.»

    

          توجه

با پوزش از بازدید کنندگان محترم ممکن است  متن دارای غلط های نگارشی باشد زیرا فرصت بازبینی نداشته ام

 

بنام خداوند جان و خرد

« گذر سیاوش از آتش»

1- پیشوای زرتشتی به شاه کاووس گفت: که غم و درد شاه پنهان نخواهد ماند.

 

2- اگر می خواهی حقیقت آشکار شود باید آنها را (سیاوش یا سودابه) آزمایش و امتحان کنی.

 

3- هر چند فرزند (سیاوش) عزیز است اما بدگمانی نسبت به او دل شاه را آزرده خواهد کرد.

 

4- از طرف دیگر بدگمانی نسبت به سودابه نیز شاه را آزرده خاطر می کند.

 

5- چون خیانتکار معلوم نشد و در این باره سخنان گوناگون است برای مشخص شدن بی گناه یکی از  آن دو باید از آتش عبور کند.

 

6- رسم و آئین روزگار این گونه است که آتش به انسانهای بی گناه آسیبی  نمی رساند.

 

7- کیکاوس سودابه را به نزد خود فراخواند واو را با سیاوش روبه رو کرد .

 

8- در پایان کیکاووس گفت: دل و جان من نسبت به شما آرام و مطمئن نمی شود.

 

9- مگر آتش سوزنده گناهکار را مشخص سازد و او را رسوا کند.

 

10- سودابه این چنین پاسخ داد که: من راست می گویم.

 

11- سیاوش باید بی گناهی خود را ثابت کند زیرا که او کار بد کرده است و به گناه روی آورده.

 

12- کیکاووس به پسر جوان خود گفت: نظر تو در این باره چیست؟

 

13- سیاوس در پاسخ چنین گفت که : ای پادشاه جهان تحمل دوزخ از این تهمت برایم آسانتر است. (آتش جهنم برایم سهل است.)

 

14- اگر کوهی از آتش باشد از میان آن عبور می کنم و اگر قرار بر عبور از میان آتش باشد، برای من آسان است.

 

15- ذهن و روح شاه کاووس بواسطه ی اندیشه درباره فرزند و همسر نیکوکارش پریشان شد.

 

16- اگر یکی از از این دو گناهکار شناخته شود از این به بعد چه کسی مرا شاه کاووس خواهد خواند.(آبرو و اعتبار پادشاهی ام از بین می رود.)

 

17- فرزند و زنم به منزله ی خون و مغز من است. آیا آبرو ریزی از این بدتر هم می شود.!

 

18- همان بهتر که ذهن و دل خود را از فکر این عمل زشت پاک کنم و چاره ای بیندیشم.

 

19- آن انسان خوش سخن و نکته سنج این گونه فرمود که: با بد دلی و بدگمانی حکومت نکن.

 

20- کیکاووس دستور داد تا ساربان صد کاروان اسب و شتر های بزرگ را از دشت بیاورد.

 

21- اسب و شتر ها هیزم ها را حمل می کردند و همه ی مردم برای تماشا به آن جا آمدند.

 

 22- پهلوان جنگجو (کیکاووس ) با صد کاروان شتر سرخ مو هیزم های فراوانی آورد.

 

23- هیزم ها را مانند دو کوه بزرگ در آن دشت بر روی هم انباشته کردند و مردم برای تماشا گرد آمده بودند.

 

24- فضای خالی بین دو کوه هیزم به اندازه ای بود که چهار نفر سوار به سختی می توانستند از آن عبور کنند.

 

25- در آن زمان (زمان کیکاووس) ،راه و رسم شاهان در تشخیص خطاکار از درست کار این گونه بود .

 

26- سپس شاه به روحانی مشاور دستور داد که بر روی هیزم ها نفت بریزند.

 

27- دویست مرد برای آتش زدن هیزم ها آمدند و در هیزم ها دمیدند .گویی شعله های بزرگ آتش شب تاریک را به روز روشن مبدل می کرد.

 

28- در اولین دمیدن دود سیاهی به هوا برخاست ولی پس از آن آتش زبانه کشید و هیزم ها شعله ور شد.

 

29- زمین بواسطه ی شعله های آتش از آسمان هم نورانی تر شد و در حالی که مردم ناله و زاری می کردند آتش سوزنده زبانه می کشید.

 

30- همه ی مردم برای سیاوش و آن چهره ی خندانش غمگین و گریان شدند.

 

31- سیاوش در حالی که کلاه جنگی زرینی به سرگذاشته بود به نزد پدر آمد .

 

32- سیاوش با آرامش و هوشیاری در حالی که لباسهای سفید بر تن کرده بود خندان و امیدوار بود.

 

33- سیاوش در حالی که سوار بر اسب سیاه عربی شده بود آنچنان تاخت که  گردو غبار نعل اسبش به ماه  رسید.

 

34- مانند کسانی که کفن می پوشند لباس سفید پوشیده بود و به خود کافور زده بود.

 

35- زمانی که سیاوش به نزدیک کاووس شاه رسید از اسب پیاده شد و در برابر پدر تعظیم کرد.

 

36- سیاوش پدرش را شرمنده و خجالت زده دید و پدرش با او به نرمی سخن می گفت.

 

37- سیاوش به پدرش گفت: غمگین نباش ، رسم و آیین روزگار این است.

 

38- سراسر وجود من شرمنده ی تو است اگر بی گناه باشم از آتش رهایی خواهم یافت.

 

39- اگر من گناهکار باشم خداوند جهان آفرین مرا زنده نخواهد گذاشت.(خواهد سوزاند)

 

40- به کمک پروردگار وصاحب نیکی ها از این کوه آتش هیچ ترسی در دل ندارم و به سلامت از آن عبور خواهم کرد.

 

41- از این سخنان سیاوش ناله و فریاد مردمان بلند شد وهمه ی مردم نیز از این کار اندوهگین شدند.

 

42- سیاوش بدون ناراحتی و اندوه اسبش را تاخت و به جنگ (مقابله) با آتش رفت.

 

43- آتش از همه طرف زبانه می کشید و کسی نمی توانست سیاوش و اسبش را ببیند.

 

44- مردم در دشت در حالی که گریه می کردند منتظر بودند ببینند سیاوش کی از آتش بیرون می آید.

 

45- مردم وقتی سیاوش را دیدند که به سلامت از میان آتش بیرون آمد فریاد کشیدند.( شور و غوغایی به پا شد)

 

46- سیاوش در حالی که لباسها بر تنش سالم بود با اسبش از آتش بیرون آمد گویی به جای آتش درون گلها رفته است.

 

47- در اثر بخشایش خداوند آتش مانند آب سرد و بی اثر شد.

 

48- زمانی که سیاوش از میان آتش عبور کرد و به دشت رسید شور و غوغایی در مردم شهر و کسانی که در دشت بودند به پا شد.

 

49- سواران لشکر اسبهایشان را تاختند و به نزد سیاوش رفتند و مردم جلوی پای سیاوش پول ریختند.

 

50- بزرگان و کوچکتران همگی شاد و خوشحال شدند.

 

51- مردم این خبر را برای یکدیگر نقل می کردند (مژده می دادند) که خداوند عادل بی گناه را بخشید.

 

52- سودابه از روی خشم موهایش را می کند و در حالی که گریه می کرد صورتش را چنگ می انداخت.

 

53- سیاوش در حالی که اثری از دود، آتش و گرد و غبار بر روی تنش مشاهده نمی شد پاک و بی گناه به نزد پدر رفت.

 

54- شاه کاووس و تمامی لشکریان به احترام سیاوش از اسبهای خود پیاده شدند.

 

55- شاه کاووس سیاوش را محکم در آغوش گرفت و از رفتار بد خود معذرت خواهی کرد.

« کاوه ی دادخواه»

1-  وقتی که جمشید  مغرور شد و خود را خدا خواند شکست خورد و اوضاع دگرگون شد.(تغییر کرد.)

2- آن انسان سخن گو (نکته گوی) باهوش بسیار زیبا گفته: زمانی که به قدرت رسیدی بیشتر خداوند را عبادت کن و  بنده ی او باش.(به فرامین او عمل کن)

3- هر کس که نسبت به خداند ناسپاسی کند از همه چیز و همه کس می ترسد و ضربه می خورد.

4- روزگار جمشید تیره و تار شد و از پادشاهی برکنار شد.


 

 

 

 


 

1- رسم و آیین نیکی و فرزانگی از بین رفت و جای آن را بدی و ظلم فرا گرفت.

2- علم و هنر جای خود را به مکر و حیله داد. راستی و درستی جای خود را به دروغ و ریا داد.

3- انسانهای دیو سیرت دست به انجام هر عمل بدی می زدند و درباره ی نیکی و خوبی فقط مخفیانه سخن گفته می شد.

4- ضحاک کاری جز بدی ،کشتن، غارت و سوزاندن بلد نبود.

 

 

 

 


 

1- ناگهان از جلوی بارگاه شاه فریاد دادخواهی فردی به گوش رسید.

2- فرد ستم دیده را نزد شاه بردند و او را در کنار بزرگان مجلس شاه نشاندند.

3- پادشاه با خشم به او گفت که: بگو ببینم چه کسی به تو ظلم و ستم کرده.

4- فریاد کشید و در حالی که دست به سر کوبید گفت از شاه ستم دیده ام و من کاوه ی دادخواه هستم.

5- من آهنگری هستم که به هیچ کس ضرر و زیان نمی رسانم ولی شاه به من ظلم و ستم کرده.

6- تو شاهی یا اژدهایی باید در این مورد داوری و قضاوت شود.

7- اگر تو پادشاه هفت کشور هستی پس چرا ما باید این همه رنج و سختی بکشیم.

8- باید به خاطر این اعمالت به من حساب پس بدهی تا اینکه مردم جهان شگفت زده شوند.

9- باشد که در موقع حساب پس دادن به من بگویی که چرا فرزند من را می خواهی بکشی.

10- چرا می خواهی مغز فرزندان من را خوراک مارهایت کنی.


 

 

                                                               

1- زمانی که کاوه استشهاد نامه را خواند فورا روبه بزرگان مجلس ضحاک کرد.

2- فریاد برآورد؛ ای حامیان ضحاک دیو صفت و ای کسانی که از خدای جهان نمی ترسید

3- همه ی شما با او هم رای شده اید و در آتش دوزخ گرفتار خواهید شد.

4- من این استشهاد نامه را امضاء نمی کنم و از پادشاه هم هیچ ترسی ندارم.

5- کاوه فریاد کشید و در حالی که ا ز خشم و عصبانیت می لرزید استشهاد نامه را پاره کرد و زیر پا انداخت.

6- به همراه فرزند عزیز خود در حالی که فریاد می کشید از بارگاه ضحاک بیرون رفت.


 

 

 


 

1- مردم روی بام ها در کوچه ها کسانی که جنگجو بودند.

2- از بالای دیوارها خشت و از روی پشت بام سنگ می انداختند و مردم کوچه با شمشیر و تیرو کمان به مقابله با ضحاک و یارانش پرداختند.

3- مانند باران که از ابر سیاه  می بارد سنگ و خشت از آسمان می بارید و بر ضحاک و یارانش فرود می آمد.

4- جوانان شهر و پیران جنگ آزموده .

5- به لشکر فریدون پیوستند و ضحاک نیرنگباز را رها کردند.

 

 


 

« دریای کرانه ناپدید»

1- دوباره عشق و علاقه ی او مرا اسیر خودش کرد و تلاش برای رهایی از این عشق بی فایده بود.

2- عشق مانند دریایی است که ساحل ندارد، ای انسان عاقل در دریای عشق نمی توان شنا کنی و غرق خواهی شد.

3- اگر می خواهی به عشق خود وفادار بمانی بسیار چیز های زشت و ناپسند را باید برخود قبول کنی و بپسندی .

4- زشتی ها را باید خوبی و نیکی ببینی و فرض کنی زهر را به جای قند و شکر بنوشی و اعتراض نکنی.

5- من در عشق خود سرکشی و نافرمانی کردم و نمی دانستم که هر چه بیشتر از عشق گریزان باشم بیشتر شیفته و عاشق می شوم.(هر چه کمند بیشتر کشیده شود محکم تر می گردد.)

قلب مادر

1- معشوقه به عاشق خود گفت که: مادر تو با من ناسازگاری (جنگ) می کند.

2- هر جا و هر وقت من را می بیند چین به پیشانی و ابرو می اندازد و به من با خشم  اخم می کند.

3- مادرت با نگاه خشم آلود خود گویی تیری به دل نازک من می زند.

4- مادرت من را مانند سنگی که از فلاخن (قلاب سنگ) پرتاب کنند از منزل بیرون می اندازد و به منزل راه نمی دهد.

5- تا زمانی که مادر سنگدل تو زنده است، شیرینی زندگی در کام من و تو زهر و سم است (با وجود مادرت زندگی ما شیرین نیست)

6- معشوق گفت: تا زمانی که او را غرقه به خون نکنی و نکُشی با تو همدل و همراه نخواهم شد.

7- اگر می خواهی به وصال من برسی و با من خوشبخت باشی باید الان بدون معطلی و ترس.(موقوف المعانی)

8- بروی سینه مادرت را بشکافی و قلبش را از سینه اش بیرون بیاوری.(موقوف المعانی)

9- و همچنان که گرم و خونین است برایم بیاوری تا اینکه کینه و زنگار دشمنی از روی قلبم پاک شود. (از بین برود)

10- عاشق نادان بی ادب نه آن فاسدِ گناهکار بی آبرو(موقوف المعانی)

11- پسر عاشق در حالی که از خوردن شراب و کشیدن بنگ  مست و از خود بی خود شده بود حرمت و احترام مادری را فراموش کرد و (موقوف المعانی)

12- رفت و مادرش را به روی زمین انداخت؛ سینه اش را شکافت و دل مادرش رابیرون آورد.

13- در حالی که دل مادرش مانند نارنجی خونین در دستش بود به سمت منزل معشوق حرکت کرد.

14- اتفاقا پایش به چارچوبه ی در گیر کرد دم در به زمین خورد و آرنجش کمی زخمی شد.

15- دل مادر که هنوز گرم بود و حیات داشت از دست آن عاشق بی فرهنگ به زمین افتاد .

16- پسر از روی زمین بلند شد وبرای برداشتن دل مادر به سمت آن رفت.

17- دید که از دل خونین مادر آهسته این صدا بیرون می آید.

18- آخ دست پسرم زخمی شد؛ وای پای پسرم به سنگ خورد و مجروح شد

 

 

 

          دولت یار

1- روز جدایی و شب فراق (دوری) دوست به پایان رسید .فالی گرفتم و دیدم کارها به سامان می شود و اوضاع مساعد خواهد شد.

2- آن همه تکبر و ستیزه جویی که پاییز می کرد سرانجام در پیشگاه نسیم بهاری به پایان رسید.

3- خدا را شکر که به خوش یُمنی و نیک بختی گوشه ی تاج گل ، ناز و تکبر باد دی (زمستان) و قوّت و قدرت خار به پایان رسید.

4- به صبح امید که در حجاب غیب گوشه نشین مانده است بگو برآید و طلوع کند زیرا کارشبِ تیره ی ناامیدی به پایان رسید.

5- آن همه آشفتگی و پریشانی شبهای طولانی و غم واندوه ، همه در اثر ورود محبوب به پایان رسید.

6- با این که دولت تو روی نموده ، ولی من به دلیل بدعهدی و پیمان شکنی روزگار، هنوز باور ندارم قصه ی طولانی غم و غصه ی ما به پایان رسیده باشد.

7- ای ساقی لطف کردی، پیاله ی شرابت پیوسته پر می (شراب) باشد؛ زیرا در اثر چاره جویی تو بود که آشفتگی و سر درد ما که از رنج ننوشیدن می پدید آمده بود پایان یافت.

8- اگر کسی حافظ را به حساب نیاورد و غم ما را نخورد، سپاس خدای را که غم بی پایان ما به پایان رسید.

مناظره ی خسرو با فرهاد

1-     ابتدا خسرو از فرهاد پرسید اهل کجایی؟ خسرو در جواب گفت از سرزمین عشق و آشنایی هستم.

2-     خسرو سئوال کرد شغل و حرفه ی مردم آن سرزمین چیست؟ فرهاد گفت : جان خود را در قبال غم و اندوه می فروشند.

3-     خسرو گفت: جان فروشی دور از ادب است. فرهاد گفت: این امر از عاشق بعید نیست و جای شگفتی ندارد.

4-     خسرو گفت : از ته دل این گونه عاشق و شیفته شده ای؟ فرهاد گفت: تو می گویی از ته دل ولی من می گویم با تمام وجودم عاشق شده ام.

5-     خسرو گفت: حال و احوالت با عشق شیرین چگونه است؟ فرهاد گفت: عشق او عزیزتر از جان شیرین من است.

6-     خسرو گفت: آیا هر شب او را مانند مهتاب در خواب می بینی؟ فرهاد گفت: بله، اگر بخوابم ولی با وجود عشق او خواب به چشمانم نمی آید.

7-     خسرو گفت: چه وقت شیرین و عشق او را از یاد خواهی برد؟ فرهاد گفت: او را زمانی از یاد می برم که بمیرم.

8-     خسرو گفت: اگر به بارگاه (منزل) شیرین راه پیدا کنی چه می کنی؟ فرهاد گفت: فرش زیر پای او خواهم شد.(جانم را فدای او می کنم)

9-     خسرو گفت: اگر شیرین یک چشم تو را کور کند چه می کنی؟ فرهاد گفت: این چشم دیگرم را فدای او می کنم.(پیش کش او می کنم.)

10-خسرو گفت: اگر فرد دیگری شیفته ی او شود چه می کنی؟ فرهاد گفت: پاسخ او را با شمشیر آهنین می دهم اگر چه او مانند سنگ سخت باشد.

11-خسرو گفت: اگر به وصال او نرسی چه می کنی؟ فرهاد گفت: می توان لااقل دورادور در چهره ی او نگاه کرد و همین برایم کافی است.

12-خسرو گفت: شایسته نیست که از شیرین همچون ماه دور باشی.فرهاد گفت: آدم مجنون (دیوانه) بهتر است از ماه دوری کند.

13-خسرو گفت: اگر شیرین از تو تمام دارائیت را بخواهد چه می کنی؟ فرهاد گفت: من این را با گریه و زاری از خداوند آرزو دارم.

14-خسرو گفت: اگر او به عنوان هدیه سر تو را بخواهد تا بدین وسیله شاد شود چه می کنی؟ فرهاد گفت:  این دِین (قرض) خود را فورا اِدا می کنم.

15-خسرو گفت: عشق شیرین را از دلت بیرون کن. فرهاد گفت: عاشقان واقعی این کار را نمی کنند.(این کار از عاشقان واقعی بر نمی آید.)

16-خسرو گفت: این کار بیهوده ای است، عشق او را رها کن و آسوده خاطر شو.فرهاد گفت: آسایش و راحتی برای من حرام است.

17-خسرو گفت : او را رها کن و در این درد و رنج خود صبور باش . فرهاد گفت: بدون جان (معشوق) چگونه می توانم شکیبایی کنم.

18-خسرو گفت: هیچ کس بواسطه صبوری خجل و شرمنده نیست. فرهاد گفت: دل می تواند صبر و شکیبایی کند ؛ حال آن که من دل خود را از دست داده ام.

19-خسرو گفت: حال و روز تو بواسطه عشق جان فرسایت آشفته و زار است. فرهاد گفت: کاری شیرین تر و بهتر از عاشقی سراغ ندارم.

20-خسرو گفت: جانت را بیهوده فدای او نکن، او عاشقان و شیفتگان بسیاری دارد. فرهاد گفت: دل و جان بدون عشق (معشوق) دشمن یکدیگرند.

21-خسرو گفت : عشق شیرین را از دلت بیرون کن .فرهاد گفت: عشق شیرین به منزله جان و روح من است و بدون آن زنده نیستم.

22-خسرو گفت: شیرین متعلق به من است او را فراموش کن. فرهاد گفت: من هیچ وقت او را از یاد نمی برم .(فراموش نمی کنم.)

23-خسرو گفت: اگر من به چهره ی زیبای او نگاه کنم چه می کنی؟ فرهاد گفت: با آه و ناله ی خود آفاق (آسمان ها) را به آتش می کشم.

24-وقتی خسرو در مقابل حاضر جوابی و عشق فرهاد مغلوب و عاجز شد؛ صلاح ندید که بیشتر از این با او گفتگو نماید.

25-خسرو به دوستان خود گفت: در میان همه ی موجودات (موجودات آبی و خاکی) کسی به این حاضر جوابی ندیده ام.


اکسیر عشق

1-                 از در وارد شدی و من از خود بی خود شدم (بی هوش شدم) گویی مُردم و از این جهان به جهان دیگر رفتم.

2-                 منتظر بودم ببینم چه کسی از معشوق (دوست) برایم خبری می آورد.معشوق (دوست) خودش آمد و من با دیدن او بیهوش شدم و بی خبر ماندم.

3-                 گفتم او را ببینم شاید درد اشتیاق من تسکین پیدا کند اما او را دیدم و بیشتر شیفته و مشتاق او شدم و دردم بیشتر شد.

4-                 من همچون شبنمی ناچیز در مقابل خورشید بودم و به کمک گرمای عشق و محبت تو به این مرتبه ی بالا رسیدم.

5-                 برایم ممکن نشد که به نزد دوست (معشوق) بروم.قسمتی از راه را با پا و قسمتی را با سر رفتم(کنایه از این که: با اشتیاق فراوان رفتم و سر از پا نشناختم.)

6-                 برای این که رفتن او را ببینم و سخنانش را بشنوم ، تمام وجودم گوش و چشم شد.(تمام وجودم برای دیدن او و شنیدن سخنانش چشم و گوش شد.)

7-                 من چگونه می توانم چشمهایم را به روی او ببندم در حالی که در نگاه اول با دیدن او بینا و صاحب بصیرت شده ام.

8-                 نسبت به تو وفادار نبوده ام، اگر یک روز آسوده و آرام زندگی کرده باشم.

9-                 او به من توجه نداشت؛ من اسیر نگاه همچون کمند او شدم.

10-به من می گویند چهره ی سرخ و زیبای تو را چه چیزی این چنین زرد و زار کرد؟

می گویم: عشق همچون اکسیری (کیمیایی) در وجود همچون مس من آمیخت و مرا تبدیل به طلا کرد.( عشق مرا این چنین زرد و زار و گرانبها کرده است.)

اشارت صبح

1- رعد و برق در مقابل شوق و اشتیاق من شراره ای (شعله ای) بیشتر نیست و شعله در مقابل من مانند کودکی سوار بر نی است.

2- آرزوهای دنیا (ثروت ، قدرت و ...) و آخرت برای من مانند گرد و غبار کف پایم بی ارزش هستند.

3-گل و لاله به دلیل خمیازه کشیدن (شکفتن) زخمی (پرپر) می شوند. خوشی های این جهان جز خماری زود گذر چیز دیگری نیست.

4- تا کی می خواهی به زیبایی امانتی (عاریه ای ) خودت بنازی و افتخار کنی. زیبایی های امانتی مانند آینه دارانی هستند که زیبایی خداوند را نشان می دهند و خود ناپایدارند پس نباید به آنها نازید.

5- صبح هر روز آغاز می شود و پس از مدتی به پایان می رسد و به ما پند می دهد که این روزهای خوش و نعمتهای دنیا مانند خنده ای گذرا و ناپایدارند.

6- ما اسیر دریای توّهم هستیم، تصور می کنیم که به ذات و حقیقت اقیانوس هستی پی برده ایم؛ در حالی که هنوز به ساحلی بیشتر نرسیده ایم.

7- ای انسان (ای کسیکه عمر کوتاه و گذرا داری) ما نباید از هم غافل باشیم زیرا فرصت ما نیز اندک است.

8- ای بیدل این انسانهای بی اراده و ناتوان  به مقام و مرتبه ی خود افتخار می کنند و نمی دانند این مایه ی ننگ و عار آنهاست نه چیز دیگر.

                                                         پرورده گویی

1-      اگر مانند کوه گوشه نشین باشی مقام و مرتبه ی بلند خواهی یافت.

2-      ای مرد دانا سکوت اختیار کن زیرا فردای قیامت انسان بی زبان از نظر گفتار باز خواست و مواخذه نمی شود.

3-      انسانهای سخن دان و دانایان راز، مانند صدف هستند و زمانی که سخن می گویند سخنان همچون مروارید می گویند.

4-      انسان پرحرف ناشنوا است و نصیحت را در هنگام سکوت می پذیرد و می شنود (انسان پرحرف فرصت شنیدن ندارد) .

5-      اگر بخواهی پیوسته حرف بزنی قطعا نمی توانی سخنان دیگران را بشنوی.

6-      انسان نباید سخن نسنجیده بگوید(اول فکر کند بعد حرف بزند) همانگونه که اول باید پارچه را اندازه گرفت بعد برید.

7-      انسانی که درباره درستی و یا نادرستی حرفی فکر کند بهتر از کسی است که بدون اندیشه و فکر کردن سخنان بیهوده می گوید.

8-      سخن گفتن مایه ی کمال انسانی است سخنان بیهوده و نابجا تورا از رسیدن به کمال باز می دارد.

9-      انسان کم حرف هیچ وقت شرمنده و خجل نمی شود مقدار کمی مشک حتی به اندازه یک جو ارزشش از خروارها گل بیشتر است.

      10 - از انسان نادانی که به اندازه ده نفر حرف می زند دوری کن مانند انسانهای دانای کم حرف  سنجیده و به جا سخن بگو.

      11- صد تیر رها کردی و همه خطا رفت  اگر انسان عاقلی هستی یک تیر به درستی پرتاب کن تا به هدف بخورد.

      12- چرا انسان پشت سر کسی غیبت کند که اگر آن سخن آشکار (فاش) گردد شرمنده و خجل  بشود.

      13- پشت سر کسی غیبت نکن چه بسا ممکن است کسی سخنان تو را بشنود و به گوش غیبت شونده برساند.

      14- انسان باید رازهای خود را در دلش پنهان کند تا اینکه کسی به آنان دسترسی نداشته باشد.

      15- به این علت انسان دانا حرف نمی زند و دهانش را بسته زیرا می بیند شمع به دلیل حرف زدن سوخته و آتش گرفته.

کیش مهر

1-من بارها گفته و باز هم می گویم که دین و آیین من مهرورزی و محبت.

2-در آیین مهرورزی پرستش در حالت مستی است و انسانهای هوشیار جزو این گروه نیستند.

3-عاشقان به فکر شادی ، راحتی ، خوابیدن و خوردن نیستند.

4-انسانهای عاشق (گرفتار عشق) داغ عشق در سینه دارند و گریانند.(برای عشق خود اشک می ریزند.)

5-بین دل و آرزوهای عاشقان دیوار کشیدند و آنها را جدا ساختند.

6-بخاطر عشق، انسانهای زیادی مانند فرهاد و حلاج کشته شدند و سرشان بالای دار رفت.

7-آنچه در جهان ارزش دارد دل و عشق یار است و بقیه پندار و وهم است. (حقیقتی ندارد.)

8-انسانهای جوانمرد و پاک به دنیا و مادیات توجّهی نمی کنند.

9-عاشقان واقعی که آزاده هستند، جان و روح خود را از قید و بندهای دنیوی رها می کنند.

10-عاشقان با خون خود گلهای رنگارنگ کنار رودها را رنگین کرده اند.

11- در فصل بهار که از آسمان قطرات باران به عنوان شادباش به روی گلها می ریزد.

12- و سبزه و چمن در دشت و صحرا و گلها در گلزار می رویند.

13- و گلهای کنار جویبار، چهره ی خود را در آب مانند آینه آرایش می کنند.

14- و گل همبستر نیلوفر می شود و گلهای انار با صدناز و عشوه می رقصند.

15- و باد بامدادی غنچه را می شکفد و بلبل آواز خوانی می کند.

16- و درخت سرو و سمن با صدای نی و چنگ به رقص در می آیند.

17- به یاد چهره ی زیبای معشوق در مجلس عاشقان و عارفان سرمست ، شراب عشق الهی را بنوش.

18- با خوردن شراب راز جهان وآفرینش را آشکار کن زیرا شراب،کارهای غیر ممکن را ممکن می سازد.(با نوشیدن شراب کار دشوار ، آسان می شود.)

19- جهان سراسر مکر و حیله و افسانه (حقیقتی ندارد) است، جهان چشم انسانها را برروی حقیقت می بندد.

20- نگران آینده نباش و غم آینده را نخور.زیرا آینده نیز مانند خواب گذشته است. (آینده نیز می آید و می رود.)

21- آگاه باش و فریب دنیا و مادیات را نخور زیرا دنیا نیز مانند گلی است که خار دارد.( دنیا دارای شیرینی ها و تلخی هاست.)

22- پیوسته پیاله ی عشق خدواندی را بنوش و از این مستی ،گرم و پرنشاط باش، بگذار انسانهای بیکار و بی درک خرده و ایراد بگیرند.

                                                     رنج بی حساب

1 – ما را با این رنج بی پایان ، دلی پاره پاره و سینه ای سوخته به حال خودمان رها کنید.

2- عمر ما در غم دوری از دوست مانند پرنده ای درون آتش و ماهی ای بیرون از آب سپری شد.

3- از این رنج و زندگی چیزی نصیب من نشد و لذت نبردم، جوانی ام بیهوده گذشت و پیری فرا رسید.

4- ای عزیز، آگاه باش و قدر جوانیت را بدان و از آن استفاده کن زیرا در هنگام پیری کاری غیر از خواب نمی توانی انجام دهی.

5- انسانهای نادانی که ادعای رهبری و هدایت مردم را می کنند انسانهای متکبر و خودخواهی هستند.

6- ما عیب و نقص خود را ، و توانایی ها و زیبایی های دیگران را پنهان می کنیم مانند موهای سفید زمان پیری را که حنا می کنیم و پنهان می نماییم.

7- صحبت نکن و حرف های بیهوده را کنار بگذار تاکی می خواهی حرفهای بیهوده و نادرست بگویی.

                                                                          مست و هوشیار

1- مامور حاکم در راه مستی را دید و یقه پیراهنش را گرفت . مرد مست به او گفت : چرا یقه مرا گرفتی ، این که افسار نیست، پیراهن است.

2- مامور به او گفت که تو مست هستی، از این رو هنگام راه رفتن به زمین می افتی و بر می خیزی ، مست گفت: که تقصیر من نیست ، راه ناهموار است( گناه از راه رفتن من نیست اوضاع اجتماع نابسامان است.)

3- مامور حاکم گفت: باید تو را به خانه قاضی ببرم تا درباره ی گناه تو قضاوت کند. مست گفت: که برو صبح بیا و مرا آنجا ببر چون قاضی این موقع از نیمه شب در خواب است.

4- مامور حاکم گفت: خانه والی نزدیک است به آنجا برویم تا او حکم کند. مست گفت: که از کجا معلوم که خود والی در میخانه نباشد.

5- مامور حاکم گفت: زمانی که من برای آوردن نگهبان می روم تو در مسجد بخواب .مست گفت: که من گناهکارم و مسجد جای مردم گناهکار و بدکار نیست.

6- مامور حاکم گفت: پنهانی یک دینار به من بده تا آزادت کنم. مست گفت که در شرع رشوه دهی و رشوه خواری حرام است و کار شریعت درهم و دینار و رشوه سرش نمی شود.

7- مامور حاکم گفت: به عنوان غرامت و تاوان گناهی که انجام داده ای لباست را از تنت بیرون می آورم و می برم .مست گفت که این لباس از شدت کهنگی پوسیده و فقط نقشی از تار و پود آن باقی مانده است. به درد تو نمی خورد.

8- مامور حاکم گفت: کلاه از سرت افتاده است و تو خبر نداری . مست پاسخ داد که کلاه بر سر نداشتن ننگ و عیب نیست مهم این است که در سر عقل باید باشد. ( در گذشته بدون کلاه بیرون آمدن را عیب می دانستند.)

9- مامور حاکم گفت: چون بسیار شراب خورده ای ، به این دلیل مست و از خود بیخود شده ای ، مست گفت که ای بیهوده گو، حرف های تو بیهوده است ، صحبت کم و زیاد بودن شراب نیست مسئله نفس عمل است نه کمیت آن.

10- مامور حاکم گفت: وظیفه مردم هوشیار این است که شخص مست را به مجازات شرعی برسانند. مست گفت : پس برو هوشیاری پیدا کن و بیاور ، چون اینجا هیچ کس هوشیار نیست.(حتی تو نیز مستی)

خوان هشتم

آري به يادم آمد/ داشتم اين را مي گفتم ، آن شب هم / سوز و تندي سرماي دي ماه شدت داشت/ آه كه چه سرماي شديدي بود/ برف و بوران بود و سوز و سرمايي وحشتناك / اما سرانجام جاي را براي سر پناه پيدا كردم / هرچند كه بيرون از آن سر پناه ، فضايي تيره و سرد همانند ترس و هراس بود / قهوه خانه چون شرم و حيا، گرم و روشن بود / همگي نسبت به هم ، صميميت و صفا و يكدلي داشتند /، فضاي قهوه خانه گرم و روشن و مرد نقال هم سخنانش گرم و گيرا بود / به راستي كه مجمع و مجلسي صميمانه بود./ مرد نقال كه صدا و نوايي گرم و دلنشين داشت / سكوت و خاموشي اش نيز سنگين و گيرا بود / و سخنش همانند داستان و روايت آشناي او جذاب بود/ در حاليكه راه مي رفت سخن مي گفت/ در حاليكه چوب دستي ، شبيه عصا در دست داشت / و غرق شور و گرم گفتن بود / فضاي ميدان كوچك ( قهوه خانه ) را/ گاهي تند و گاهي ارام طي مي كرد ./ از سوي ديگر همه ي حاضرين خاموش بودند / به مانند صدف هايي كه بر گرد مرواريد نشسته باشند ، خاموش و ساكت نشسته بودند/ با تمامي وجود به سخنانش توجه مي كردند/ هفت خوان را آزاد سرو/ و يا به قولي ماخ سالار آن مرد گرامي و ارجمند /و آن هراتي خوب و پاك دين اين گونه روايت كرد/ اما خوان هشتم را /اكنون من برايتان روايت مي كنم / من كه نامم «ماث» (مهدي اخوان ثالث) است./ مرد نقال همچنان در فضاي قهوه خانه قدم مي زد/ و همچنان داستان را روايت مي كرد و اينگونه مي گفت: / سخن من ، قصه است قصه ي درد و رنج مردم ايران است / مبتني بر واقعيت است و شعر نيست/ اين سخنان من ، ابزار سنجش مهر و دوستي هرمرد و كينه و دشمني هر نامرد است . /سخن بي ارزش و فقط شعر خوب خالي از معنا نيست  / سخن من مانند شعري كه ظاهري عالي دارد ولي از معني تهي است ،نيست../ شعر من گليم تيره بختي ها و درد و رنج اين جامعه است/ كه به خون داغ سهراب ها و سياوش ها آغشته شده / و روكش تابوت پهلواناني چون تختي گرديده است/ مردنقال لحظه اي توقف كرد و ساكت شد / سپس با صدايي خشم الود / با صدايي لرزان و آهنگي رجز گونه و دردناك / اينگونه گفت:/ آه / ديگر آن تكيه گاه و اميد كشور ايران / شيرمرد ميدان جنگ هاي ترسناك /، فرزند ، پهلوان جهان ، زال / آن صاحب و سوار رخش بي همتا / و آن كسي كه هرگز خنده /  از لبانش كنار نمي رفت ،/ چه در روز صلح كه براي مهر و دوستي پيمان بسته /و چه در روز جنگ كه براي كينه و انتقام سوگند مي خورد/ آري اكنون رستم اين شير ايران زمين / دلاور و پهلوان سيستاني / مظهر استواري و مردانگي / رستم فرزند زال / در ته چاه تاريك و عميق و پهناور/ كه در هر طرف بر كف و ديواره هايش نيزه و خنجر كاشته شده بود ./ چاه مكر و حيله ناجوانمردان /، چاه فرومايگان و بي دردان ، /چاهي كه بي شرميش همچون عمق و پهنايش باور نكردني /و غم انگيز و شگفت آور است./ آري رستم اكنون با اسب غيور و دلاور خويش /، در ته چاهي كه به جاي آب ، زهر شمشير و نيزه در خود داشت ، ناپديد شده/ و اين پهلوان هفت خوان اكنون/ در دام دهان اين خوان هشتم(چاه) اسير گشته است. / رستم با خود انديشيد /كه ديگر نبايد چيزي بگويد / چرا كه تزوير و فريب و دشمني در اطراف او بسيار بي شرمانه و پست بود / و او در مقابل اين نيرنگ ، چشم هاي خود را ببندد تا چيزي نبيند/ بعد از اينكه چشمانش را گشود / رخش خود را ديد كه خون زيادي از تنش خارج شده بود/ و از بس كه شدت زخم هايش كاري بود/ انگار كه رخش از حس و هوش رفته بود و داشت مي خوابيد./ او / از تن خو كه از تن رخش بسيار بدتر بود / بي خبر بود و هيچ اعتنايي به آن نمي كرد/ رخش را مي ديد و به توجه مي كرد / رخش ،آن يگانه ي عزيز ، ان يگانه ي بي مانند/ رخش نوراني / با هزاران خاطرات خوش گذشته / رستم در دل خود اينگونه گفت: بيچاره رخش عزيز/ آه/ و اين براي اولين بار بود / كه لبخند از لبان رستم دور مي شد/ ناگهان گويي / بربالاي چاه / سايه ي كسي را ديد / او شغاد آن ناجوانمرد بود / كه به داخل چاه نگاه مي كرد و مي خنديد/ و صداي نحس ناجانمرد او در درون چاه مي پيچيد / دو باره چشم او به رخش افتاد ...اما...افسوس/ رخش زيبا و غيور/  رخش بي نظير او/ با آن همه خاطرات خوشي را كه با اوداشته ، مرده است/ آنچنانكه انگار/ آن خاطرا ت فراوان و خوش را در خواب مي ديده است . / بعد از آن تا مدتي طولاني /يال و روي رخش را / بارها نوازش كرد ،بوييد  و باره بوسيد/ چهره خود را به يال و چشمان رخش مي ماليد/ در حاليكه از صداي مرد نقال ، ناله و زاري مي باريد / و نگاه چشمانش مثل خنجري تيز بود اينگونه مي گفت:/ رستم آرام در كنار رخش نشست  در حاليكه يال رخش در دستش بود / در اين انديشه به سر مي برد/ كه آيااين جنگ بود يا شكار و آيا/ اين ميزباني بود يا فريب؟/ داستان اينگونه مي گويد كه او اگر مي خواست مي توانست/ كه شغاد را به درخت بدوزد همچنانكه دوخت/ به وسيله ي كمان و تير / بر همان درختي كه شغاد زير آن ايستاده بود / و بر آن تكيه زده بود / وبه داخل چاه نگاه مي كرد/ داستان اينگونه مي گويد / كه برايش بسيار آسان بود / همانگونه كه او مي توانست اگر مي خواست / آن كمند بسيار بلند خود را / به بالاي چاه به دور درختي گيره اي سنگي بيندازد/و بالا بيايد / و اگر راستش را بپرسي من مي گويم / بدون شك قصه راست مي گويد / او مي توانست  خود را نجات دهد اگر مي خواست /اما...


 

 

+ نویسنده در سه شنبه هشتم بهمن 1387 |

شرح غزل حافظ کلاس دوم دبيرستان

 دل می رود ز دستم

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

شاید که باز بینیم دیدار آشنا را

....

سعدی غزلی دارد بر همین وزن و قافیه:

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

کشتی شکستگانیم: صفت مرکب و جمع «کشتی شکسته یعنی آنکه بر اثر طوفان کشتی او خرد و شکسته شده باشد.» (لغت نامه)

سعدی گوید: «دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل برنیابد: تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندران نشسته.» (کلیات، صفحه 186) همچنین: «کاروان زده و کشتی شکسته و مردم زیان رسیده را تفقد حال به کمابیش بکند.» (کلیات صفحه 877)

به جای «کشتی شکستگانیم» قرائت مرجوح «کشتی نشستگانیم» نیز مشهور است. (برای تفصیل در این باره ß ذهن و زبان حافظ به همین قلم، صفحه 132 و 133)

باد شرطه: دکتر غنی مینویسد:

شرطه لغت عربی نیست و قطعا اصل لغت سانسکریت و هندی است. در قرن چهارم بزرگ ابن شهریار، رئیس ناخدایان دریاهای بین خلیج فارس و هند بوده است. از این مرد یادداشتهایی باقی مانده که نسخه هایی از آن در کتابخانه ملی پاریس هست. این یادداشتها در اروپا چاپ شده و ترجمه کرده اند. طابع که هندی میدانسته میگوید «شرطه» لغت هندی و سانسکریتی است و یک قسم بادی است. صاحب کتاب در ضمن صحبت میگوید: «و جاء الریح الشرتا» (حواشی غنی، صفحه 46)

جامع ترین تحقیق درباره باد شرطه را علامه قزوینی به عمل آورده است که تلخیص آن - با تصرفی در عبارات - به این قرار است:

باد شرطه به معنی باد موافق است. یعنی بادی که مساعد کشتیرانی باشد و کشتی را، به خصوص کشتیهای شراعی را به طرف مقصد مسافرین سوق دهد.

این سه کلمه سه باد در شعر سعدی و یک بار در شعر حافظ به کار رفته است. سعدی گوید: با طبع مبوبت چه کند دل که نسازد / شرطه همین وقتی نبود لایق کشتی (کلیات، صفحه 110)

سعدی در این بیت شرطه را ظاهرا به معنی مطلق باد استعمال کرده است. چه باد موافق بدیهی است که همیشه لایق کشتی است. همچنین: بخت بلند باید و پس کتف زورمند / بی شرطه خاک بر سر ملاح و مادبان (کلیات، صفحه 736) + تو کوه جودی و من در میان ورطه فقر / مگر به شرطه اقبالت اوفنم به کران (همان، صفحه 741)

حافظ گوید: کشتی شکستگانیم. ای باد شرطه برخیز.

این کلمه با شرطه عربی به معنی عسس هیچ ربطی ندارد. این کلمه نه عربی است و نه فارسی. اصل املای این کلمه شرتا بوده است. در کتاب عجاب الهند بره و بحره تألیف بزرگ این شهریار الناخدا الرام هرمزی که در حدود سنه سیصد و چهل و دو تألیف شده و یک نسخه قدیمی از آن در کتابخانه ملی پاریس موحود است، در صفحات 36، 130، 132 حکایتی نقل میکند و در ضمن آن دو بار به «شرتا» اشاره میکند که از سیاق عبارت به وضوح برمیآید که مراد از شرتا باد موافق است.

در کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم تألیف محمد ابن احمد مقدسی که در حدود سال 278 هجری تألیف شده (به اهتمام دخویه، چاپ لندن، صفحه 31) نیز ذکری از کلمه شرطه شده است. («باد شرطه» به قلم محمد قزوینی، یادگار سال چهارم، شماره اول و دوم، صفحه 63 - 68)

باشد که: بسی امید است. انتظار میرود. چه بسا و غالبا در مقام تمنی گفته میشود. حافظ در جاهای دیگر گوید:

-         باشد که چو خورشید درخشان به درآیی.

-         باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

-         باشد که چو وا بینی خیر تو در این باشد

-         باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

-         باشد توان سترد حروف گناه از او

-         باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

غزالی مینویسد: «آفت دوم آن که قیام کردن به حق عیال نتوان الا به خلق نیکو و صبر کردن بر محالات ایشان... و این هرکسی نتواند کردن. باشد که ایشان را برنجاند.» (کیمیای سعادت، جلد 1، صفحه 307)

به جای: یعنی در حق. در جاهای دیگر گوید:

گرت ز دست برآید مراد خاطر ما

به دست باش که خیری به جای خویشتن است

خداوندی به جای بندگان کرد

خداوندا ز آفاتش نگه دار

•         منوچهری: نعمت عاجل و آجل به تو داد از ملکان / ز آنکه ضایع نشود هر چه به جای تو کند (دیوان، صفحه 15)

•         سنایی: ای جان جهان مکن به جای من / آن بد که نکرده ام به جای تو (دیوان، صفحه 2003)

•         انوری: هرچ از وفا به جای من آن بی وفا کند / آن را وفا شمارم اگرچه جفا کند (دیوان، صفحه 833)

•         نظامی: دهر نکوهی مکن ای نیکمرد / دهر به جای من و تو بد نکرد (مخزن الأسرار، صفحه 53)

•         سعدی: مرا به هرچه کنی دل نخواهی آزردن / که دوست هرچه پسندد به جای دوست، رواست (کلیات، صفحه 427)

همچنین: نکویی با بدان کردن چنان است / که بد کردم به جای نیکمردان (همان، صفحه 42)

همچنین: آن را که به جای توست هر دم کرمی / عذرش بنه ار کند به عمری ستمی (همان، صفحه 59)

مل: «نبیذ باشد.» عنصری گفت: به زرینه جام اندرون لعل مل / فروزنده چون لاله بر زرد گل (لغت فرس، تصحیح دبیر سیاقی)

حلقه گل و مل در واقع این دو بیت منوچهری است که 9 بار گل و 8 بار مل را به کار برده است:

می ده پسرا بر گل، گل چون مل و مل چون گل

خوشبوی ملی چون گل، خودروی گلی چون مل

مل رفت به سوی گل، گل رفت به سوی مل

گل بوی ربود از مل، مل رنگ ربود از گل

(دیوان، صفحه 223)

سعدی گوید: بلای خمارست در عیش مل / سلح دار خارست با شاه گل (کلیات، صفحه 279)

همچنین در بعضی نسخ، از جمله قریب به جای هات الصبوح، فات الصبوح، یعنی صبوح از دست رفت، آما است. هبوا یعنی بیدار شوید، برخیزید. ضبط بعضی نسخ از جمله سودی هیوا است به معنی بشتاب یا آگاه باش. ولی اکثریت قاطع نسخ از جمله قزوینی و خانلری و تمامی نسخه بدلهایش «هبوا« ضبط کرده اند. هب یهب هبا و هبوبا یعنی بیدار شد (لسان العرب) این کلمه در مطلح معلقه عمرو ابن کلثوم به کار رفته: الا هبی بصحنک فاصبحینا (ای ساقی از خواب برخیز و برای صبوحی رظل گران بده.)

معنای بیت: دیشب در بزم گل و باده بلبل به زبان حال چنین میخواند که ای ساقی می صبوح بیاور و ای مستان از پا افتاده از خود بیخبر از خواب برخیزید و خمار دوشین را با بده سحرگاهی بزدایید.

صبوح: در نوشابه به ویژه باده ای که پگاه نوشند. در حافظ بارها به صورت صبوحی هم به کار رفته است و مشتقات صبوحی زده، صبوحی زادگان، صبوحی کشان، صبوحی کنان در دیوان او بسیار است. حافظ حتی صبوح و صبوحی را برای خواب هم به کار برده است.

در کوی نیکنامی: مضمون این بیت حاکی از اندیشه های ملامتی و جبرانگاری حافظ است. در جای دیگر شبیه این مضمون میگوید: «گر نیستت رضایی، حکم قضا بگردان.»

تغییر کن: یعنی تغییر ده. در جاهای دیگر گوید:

•         این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد.

•         این کارخانه ای است که تغییر میکند.

تلخوش: یعنی تلخ گونه، تلخ مزه، البته پسوند «وش» برای بیان طعم غریب است و کمتر نظیر دارد. و کنایه از «می» است.

ام الخبائث: اما الخبائث یعنی مادر و منشأ تباهی ها و صفت خمر است و اصل آن متخذ از حدیث نبوی است: الخمر ام الخبائث و من شربها لم یقبل الله منه صلاة اربعین یوما و ان مات و هی فی بطنه مات میتة جاهلیة. (ß مجمع الجوامع، الجامع الکبیر، سیوطی، صفحه 410) یعنی خمر ام الخبائث است و هر که بنوشدش خداوند چهل روز نماز او را نخواهد پذیرفت و اگر مست بمیرد، همانا به مرگ جاهلیت مرده است.

عطار در داستان شیخ صنعان گوید: بس کسا کز خمر ترک دین کند / بی شکی ام الخبائث این کند (منطق الطیر، صفحه 78)

خاقانی گوید: لیک یا ام الخبائث چون طارقش واقع است / خروش رجعت نفرماید به فتوی جفا (دیوان، صفحه 23)

دیگر: «الحق شرباتی بس مسکر، اما خیراب است نه شراب. ام اللطائف است نه ام الخبائث» (منشآت خاقانی، صفحه 199) همچنین: «اباء همت از مصالحه ام الحوادث و آن دنیاست و تبراء نفس از مناکحة ام الخبائث و آن صهباست...» (پیشین، صفحه 269)

کمال الدین اسماعیل گوید: شیره انگور باشد هر دو اما نزد شرع / باشد از ام الخبائث فرق تا نعم الادام (دیوان، صفحه 322)

اشبهی لنا و أحلی من قبله العذارا: برای ما دل انگیزتر و شیرین تر است از بوسه دوشیزگان.

کیمیا: شمس الدین عاملی در تعریف کیمیا مینویسد: «معرفت کیفیت تغییر صورت جوهری با جوهری دیگر و تبدیل مزاج آن به تطهیر و تحلیل و تعقید و مانند آن. آن را اکسیر و صنعت نیز خوانند...» (نفائس الفنون، جلد 3، صفحه 158)

فن یا بلکه آرزوی ساختن طلا و نقره... این فن افسانه وار و پر از رمز و راز که فردا شاخص همه علوم غریبه است. در قرون نخستین میلادی در شهر اسکندریه مدعیان و هواخواهانی پیدا کرد. بعدها از طریق ترجمه های سریانی کتب یونانی به جهان اسلام راه یافت و سپس از طریق اندلس به اروپای قرون وسطی انتقال یافت و تا زمان پاراسلوس در قرن شانزدهم معتقدان فراوان داشت... پاراسلسوس کسی بود که کیمیاگری را با شیمی جدید پیوند زد... (تلخیص با تضرف از مقاله کیمیا، دائرة المعارف فارسی)

جالب اینجاست که رؤیای محال اندیشانه کیمیاگران به همت دانشمندان شیمی و فیزیک در قرن حاضر جامه عمل پوشید ولی این طریقه چندان گران تمام میشود که صرف نمیکند. در دایرة المعارف بریتانیکا آمده است»

کشف ساختمان اتم در اوایل قرن بیستم، به یک معنی صحت یکی از کهن ترین نظریه های کیمیاوی را ثابت کرد. چه الکترون هسته اتم متشکل از پروتون و نوترون را میتوان ماده اصلی شمرد و روابط ساختاری آنها را صورتی که حامل خواص فردی هر عنصر است. در واقع دانشمندان توانسته اند عنصری را به عنصر دیگر تبدیل کنند و حتی طلا بسازند. ولی این تبدیل عناصر چه در روش و چه در هدف با کوششهای کیمیاگران باستان فرق دارد. (از مقاله «کیمیا» در دایرةالمعارف بریتانیکا، نیز برای اطلاع از نظرگاه قدما و معاصران حافظ درباره کیمیا ß نفائس الفنون، جلد 3، صفحه 158 تا 177)

کیمیا و مترادف آن «اکسیر» بارها در دیوان حافظ به کار رفته است:

چو زر عزیز وجود است شعر من آری

قبول دولتیان کیمیای این مس شد

.

وفا مجوی ز کس ور سخن نمیشنوی

به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا میباش

 

یک معنای استعاری کیمیا نظر پیر و مرشد کامل است (برهان)؛ همین است که حافظ میگوید:

آنچه زر میشود از پرتو آن قلب سیاه

کیمیایی است که در صحبت درویشان است

.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟

.

غلام همت آن رند عافیت سوزم

که در گدا صفتی کیمیاگری داند

 

همچنین عشق و عاشقی را کیما و کیمیاگری گویند (برهان)؛ چنان که حافظ گوید:

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

.

گدایی در میخانه طرفه اکسیری است

گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد

.

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این حیال که اکسیر میکند

 

قارون: حافظ بارها به گنج و قصه قارون اشاره کرده است:

گنج قارون که فرو میرود از قهر هنوز

خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است

.

ز بیخودی طلب یار میکند حافظ

چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است

.

احوال گنج قارون که ایام داد بر باد

با غنچه باز گویید تا زر نهان ندارد.

.

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ

خزانه ای به کف آور ز گنج قارون پیش

.

من که ره بردم که گنج بی پایان دوست

صد گدای همچو خود را بعد از این قارون کنم

.

چو گل گر خرده ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را غلطها داد سودای زر اندوزی

.

ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی

بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی

.

بیا ساقی آن کیمیای فتوج

که با گنج قارون دهد عمر نوح...

در قرآن چند بار نام قارون آمده است. (عنکبوت 39، مؤمن 24، قصص 76 تا 82) که به نحو موجزی داستان او و گنج بدفرجامش را بیان میکند که ترجمه آن از این قرار است:

قارون از قوم موسی بود و بر آنها کبر و ناز میکرد و ما گنجهایی به او بخشیده بودیم که حمل و نقل کلیدهایش بر گروهی از مردان نیرومند هم گران میآمد. قومش به او گفتند سرمستی مکن، چه خداوند شادی فروشان را دوست نمیدارد. و از طریق مال و منالی که خداوند به تو عطا کرده آخرت خود را آبادان ساز و بهره دنیوی خود را از دنیا هم فراموش مکن. همچنان که خداوند به تو نیکی کرده تو نیز نیکوکاری پیشه کن و در پی فتنه و فساد مباش. چه خداوند تبه کاران را دوست ندارد. قارون پاسخ داد این ثروت را با علم و تدبیر خود (احتمالا کیمیا) به دست آورده ام. آیا نمیداند که خداوند بسیاری گروه های نیرومندتر و مال اندوزتر از او را پیش از او نابوده کرده و این گونه گناهکاران بدون پرسش و پاسخ به مکافات عمل خود میرسند.

روزی قارون با هیأتی آراسته در میان قوم خویش گذر میکرد. دنیا پرستان با دیدن او گفتند کاش ما نیز جاه و مالی مانند قارون داشتیم. به راستی چه دستگاهی دارد. آنان که اهل دین و دانش بودند میگفتند وای بر شما. بهره ای که خداوند در آخرت به مؤمنان و صالحان میدهد بهتر است و جز شکیبایان کشی شایسته آن مقام نیست.

باری (به کیفر گناهانش) او و خانه اش را به اعماق زمین فرو بردیم و از آن همه خدم و حشم کسی نبود که بتواند در برابر حکم الهی بلاگردان او باشد و بی یار و یاور ماند. و کسانی که دیروز آرزوی مال و مقام او را داشتند میگفتند حقا که خداوند روزی هریک از بندگانش را که بخواهد فراخ یا تنگ میگرداند، و اگر لطف الهی شامل حال ما نمیشد، ما نیز چنین سرنوشتی میافتیم و چنین مینماید که کافران روی رستگاری نمی بینند. (قصص، 76 تا 82)

شادروان خزائلی مینویسد:

ابن ندیم و مسعودی قارون را نخستین کیمیاگر شناخته اند... قارون معرب قورح است و داستان او در تورات و تلمود و کتب دیگر یهود، به قسمی که در قرآن مسطور است با تفصیلات بیشتری نقل شده است. (اعلام قرآن، صفحه 488 تا 490؛ نیز ß کشف الأسرار میبدی، جلد 7، صفحه 342 تا 354؛ ترجمه و قصه های قرآن، مبتنی بر تفسیر ابوبکر عتیق نیشابوری، نیمه دوم، صفحه 799 تا 802)

معنای بیت: هنگام تنگ دستی به جای آن که در غم و غصه دنیا فرو روی، به عیش و نوش بپرداز و بدان که می، این ماده حیرت انگیز و دگرگون کننده هستی (هستی هم محتمل دو معناست: وجود و انانیت و رعونت) گدایان را چون قارون بی نیاز و توانگر میسازد. البته عیش و نوش با تنگدستی جمع نمیشود که این از مقوله تناقض گوییهای مباح یعنی شطاحی های حافظ است.

اما اینکه مراد از کیمیای هستی که توانگری میبخشد از بیت دیگر حافظ

ای گدای خانقه بر جه که در دیر مغان

میدهند آبی و دلها را توانگر میکنند

سرکش مشو...: کسروی این بیت را بی معنی خوانده است. مینویسد:

این شعر از بس چرند است من هیچ نمیدانم چه معنایی بکنم و چه نویسم. سرکش مشو زیرا که اگر سرکش شوی چون شمع از غیرتت بسوزد، دلبر که سنگ خارا در کف او همچو موم است. شما بیندیشید که آیا از این معنایی تواند درآورد؟ ( حافظ چه میگوید نوشته احمد کسروی، چاپ چهارم، تهران با همان آزادگان، 1335، صفحه 35 و 36.

پیداست که کسروی نمیتوانسته است بیت را درست بخواند. و ضمنی «غیرتت» را نه مفعولی، بلکه ملکی میگرفته. و «سوزد» را نه متعدی بلکه لازم میانگاشته. حال آنکه مراد از دلبر در این بیت معشوق ازلی (=خداوند) و مراد از غیرت، غیرت الهی است و معنای بیت چنین است که «از حدود الهی از جمله رسم وفاداری عاشق تجاوز و تعدی مکن وگرنه خداوند که همه چیز در ید قدرت اوست تو رت به آتش غیرت خود خواهد سوزاند.»

آیینه سکنر: (= آیینه اسکندر = آیینه سکندری) مخلوطی از افسانه و حقیقت است. مراد از آیینه سکندر، آیینه اسکندریه است یعنی آینه ای است که گویند در فانوس دریایی (منارةالبحر) معروف واقع در شبه جزیره فاروس در اسکندریه تعبیه شده بود و کشتی ها را از صد میل راه نشان میداده است و از عجایب هفت گانه عالم شمرده شده. طبق افسانه آن مناره را اسکندر به دستیاری ارسطو بنا کرده و فرنگان از غفلت پاسبان استفاده کرده، آینه را در آب افکندند و اسکندریه را بر هم زدند و ارسطو به فسون و اعداد آن را از قعر دریا بیرون آورد. در اصل این مناره را بطلیموس سوتر (رهاننده، نجات بخش، متوفای 81 قبل از میلاد) ساخته یا تکمیل کرده است. اما از آنجا که بنای اسکندریه و نیز این مناره را به خود اسکندر نسبت داده اند، لذا آن آیینه افسانه ای یا واقعی را نیز به اسکندر نسبت داده اند. یاقوت (متوفای 626 ق) در معجم البلدان بازدید خود را از این مناره شرح میدهد و میگوید از جای آینه ای که تصور میکردند بر بالای آن نصب شده و رسیدن کشتی ها را از دور خبر میدهد، جستجو کردم و چیزی نیافتم. ( برهان قاطع، لغت نامه، فرهنگ معین و دایرةالمعارف فارسی - ذیل کلمه «فاروس»)

حافظ اشاره های دیگری هم به آیینه اسکندر دارد:

•         نه هر که آینه سازد سکندری داند

•         من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندر وار

ولی چون ساختن آینه عادی نیز به اسکندر نسبت داده شده ممکن است در واقع دو آینه به اسکندر منسوب باشد.

حافظ در این بیت، صفت افسانه ای دیگری هم به آیینه سکندر افزوده است و آن غیب نمایی این آینه است و آن را کمابیش به پایه جام جم رسانده است. (درباره خلط شدن جام جم و آیینه سکندر ß مکتب حافظ صفحه 214 - 216)

دارا: «این پادشاه همان دارای بزرگ است که به دست اسکندر در سال 330 قبل از میلاد کشته شد و در تواریخ متأخر او را به عنوان داریوش سوم میشناسیم.» (لغت نامه) سرگذشت او و شرح شکستش در شاهنامه فردوسی و اسکندرنامه نظامی به شیوه دلپذیری به نظم درآمده است.

معنای بیت: آینه عجایب نما و غیب نمای اسکند همین جامی است که اگر در آن به دیده تحقیق بنگری احوال پادشاهی و سرانجام دارا (داریوش سوم) که با آن همه حشمت جفاها بر او رفت، و خلاصه بی اعتباری جهان را به عیان نشان میدهد.

خوبان پارسی گو / ترکان پارسی گو: در بعضی نسخ به جای «خوبان»، «ترکان» آمدده است. ضبط «خوبان پارسی گو» برابر است با نسخه قزوینی، خانلری و شرح سودی. جای تعجب است که سودی با وجود ترک بودن چرا جانب این قرائت «فارسی» را گرفته است. نسخه قدسی، عیوضی- بهروز و انجوی «ترکان پارسی گو» است. ضبط نذیر احمد - جلالی نائینی «خوبان پارسی گو» است ولی در حاشیه اش آمده است: «ایاصوفیه، ستایشگر، قدسی و پرتو «ترکان پارسی گو» و در این سیاق ظاهرا عبارت «ترکان پارسی گو» مناسب تر به نظر میرسد.» ضبط قریب «خوبان فارسی گو» (با «ف») است و در حاشیه اش آمده است: «ضبط ایاصوفیه: ترکان پارسی گو، شاید این ضبط مناسب تر باشد.»

آری به دلایلی «ترکان پارسی گو» مناسب تر است.

1.     خوبان فارسی و ایرانی خواه و ناخواه پارسی گو هستند و این فی نفسه فضیلتی برای آنان نیست. بلکه حتی نوعی حشو است. لطف معنی در این است که سخن از زیبارویانی باشد که علاوه بر هنر زیبایی، از هنر پارسی گویی نیز برخوردار باشند. ترک فارسی گو، همان ترک شیرازی است که ذکر خیرش گذشت.

شادروان غنی هم طرف دار این ضبط است: «ترکان پارسی گو: جاحظ میگوید خود «لحن» هم بر نمک معشوق میافزاید. لحن یعنی کسی عربی (یا هر زبانی را) غلط حرف بزند.» ( حواشی غنی، صفحه 45)

2.     دلیل دوم در کلمه «پارسا» در همین بیت یعنی در «رندان پارسا» نهفته است. در اینجا پارسا به معنی پرهیزگار و پاکدامن نیست. زیرا رند با صفاتی که در حافظ دارد نمیتواند پارسا باشد. بلکه به معنی پارسی، یعنی فارسی (اهل فارس) است. حافظ در جاهای دیگر هم این کلمه را به معنی پارسی به کار برده است:

تازیان را غم احوال گرانباران نیست

پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم

و علامه قزوینی تصریح کرده است: «پارسایان یعنی اهل پارس در مقابل تازیان» (دیوان، صفحه 394)

حافظ یک بار دیگر هم «پارسا» را به معنی پارسی به کار برده است:

مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ

ولی معاشر رندان پارسا میباش

لذا به قرینه «بیگانگان» در مصراع اول معلوم میشود که پارسا باید پارسی و آشنا باشد.

3.     دیگر آن که - چنان که پیش تر گفتیم - رند حافظ پارسا نیست و رند پارسا مثل کوسه ریش پهن است (و در غزلی که بیت اخیر جزء آن است سک بار پارسا به معنی پرهیزگار را قافیه قرار داده است: سه ماه می خو و نه ماه پارسا میباش، و قائدتا نباید به این آسانی تکرار قافیه کرده باشد.)

حاصل آن که چون در غیر از بیت مورد بحث در این غزل، دو بار پارسا را به معنی پارسی به کار برده و یک بار آن را در مقابل «تازیان» و یک بار در برابر «بیگانگان» قرار داده است، قائدتا باید اینجا هم آن را در مقابل «ترکان» قرار داده باشد.

 

*          *          *          *

 

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

شاید که باز بینیم دیدار آشنا را

ده روز مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

در حلقه گل و مل، خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکاری

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمیپسندی، تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثــش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او، موم است سنگ خارا

آیینه سکندر جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

ترکان پارسی گو، بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشد این خرقه مه آلود

            ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

زبان فارسی 2

الف- زبان شنا سي(4نمره)

====================================================================================

1- دو فايده از فوايد زبان وگفتار را بنويسيد.                                                                                                                    

 

2-چگونه مي توانيم  ثابت كنيم كه كرولال ها از توانايي زبان بر خوردارند؟

 

3- راز اصلي انسان به آ موختن خطّ ونوشتار چيست؟

 

4- تكيه دريك واژه يعني چه؟با يك مثال آن را توضيح دهيد.                                                                                         

 

5- واج هاوهجاهاي كلمه ي"آزاد" را مشخّص كنيد؟

 

6- اصطلاحات زبان شنا سي زيررا توضيح دهيد.

الف-نمودحركتي:                                                                            ب-  تكواژ:

 

ج- واج:                                                                                          د- مصوّت:

 

===================================================================================

ب- دستور(8 نمره)

 

1- نقش هاي  گروه هاي اصلي جمله ي  را با رسم نمودار مشخّص كنيد.((مردم هميشه آن كوچه را كوطراز مي گفتند.))

 

2- به چه دليل درمثال هاي زير نهاد وشناسه مطابقت نمي كنند؟

 

الف- پيامبر (ص)با كفار جنگيد ند. (                 )         ب- هر يك از شكوفه ها روزي ميوه مي شود.(                       )

 

3- هسته ونوع وابسته را در مثال مشخّص كنيد و نمودار پيكاني آن را رسم كنيد.((اين آفتاب روشن ))

 

 

4- واژه ي "آرام" را در جملاتي جداگانه در نقش قيدي ومسندي به كار ببريد؟

 

5- با توجه به متن به سوالات داده شده پاسخ دهيد.

  «ماري كه از ديشب روي قلبش چنبره زده بود،سربلند كردبه نيش زدن اما چراغ هاي ذهنش روشن بود درحالي كه    خان كاكا  مي گفت :(( استغفرالله،آدم را كفري مي كنند.)) 

 

1- يك جمله ي مركب در متن مشخّص كنيد؟                                     2- كدام واژه شبه جمله است؟

 

3- ساختمان فعل "بلند كرد"را بنويسيد.                                         4- "ازديشب"چه نوع قيدي است؟

 

5- واژه ي چراغ ها تصريفي است يا اشتقاقي؟                                  6- زمان فعل "مي گفت"  را بنويسيد.

 

6- گروه اسمي"چراغ هاي ذهن"  اضافي است يا وصفي؟           7-   نقش دستوري واژه ها ي مشخّص شده را بنويسيد.

 

6- جمله ي معلوم «اعتياد بسياري از استعدادهارا مي كُشد»  به مجهول تبديل كنيد؟

 

7- ساختمان كلمات  زير را مشخّص كنيد.

 

الف- گريان:   (                         )         ب- شتر مرغ: (                         ) ج- سفيد:  (                     )

===================================================================================

ج- نگارش(5 نمره)

1- جملات زيرا ويرايش كنيد ودليل غلط نگارشي هر كدام را توضيح دهيد؟

الف- امير فرامين لازم را صادر كرد.                                       ب-در فينا ل آخراز حريف باختيم .

 

2- نوع نگارش نوشته ي زيررا ازنظر زبان،بيان و قالب نوشتار مشخّص كنيد.

" سر زانو ها يش يك وجب خورد رفته بود وچنان باد كرده بو د كه تصؤر كردم دورأرس هندوانه درآن مخفي كرده....."

 

الف-زبان: (                     )                ب- بيان: (                      )              ج- قالب نوشتار:  (                        )

 

3- سه فايده ي طرح يك نوشته را نام ببريد.

 

4- فضاسازي در يك نوشته يعني چه؟بامثال توضيح دهيد.

 

5- اطلا عات يك گزارش ممكن است به سه شيوه گردآوري مي شود آنها را نام ببريد؟

 

6-درباره ي يكي از موضوعات يك توصيف ادبي بنويسيد.  الف-غروب خورشيد             ب-آسمان

 

 

===================================================================================

د-املاوبياموزيم(3نمره)

1-  كدام يك از جملات زيرا ترجيح مي دهيد ؟چرا؟                                                                                                                                                              

الف- رستم پهلوان قوي اي است.                                      ب-رستم پهلواني قوي است.

2- كدام يك از واژه هاي زير جزءِگروه هاي اصلي گزينش املايي وكدام يك جزءِ گروه هاي فرعي است؟

الف- رسماً :                                                          ب- عليم:

3- تشديد پاياني چه موقع روي كلمه آورده مي شود؟بامثال توضيح دهيد.

4- باتوجّه به معنيِ درست واژه ها ،شكل صحيح واژه هاي نادرست رابنويسيد.

الف-نقض:زيبا ودلكش               ب- تأمّل:فكر            ج- زلّت:اشتباه                د-صواب: پاداش

5-املاي بعضي ازواژه ها در گروه كلمات زير نادرست است شكل صحيح آنها را بنويسيد.

(قضاوپيكا رـ قيمت گذارـ قصرِ عمل ـ غدقن وممنوع ـ ضياع وعقارـ آرايش صوري ـ تبع و غريزه ـ شبح و سايه)

                                                                                                                                «تنت به ناز طبيبان نياز مباد »

 

 

 

5/

 

5/

 

5/

 

5/

 

 1

 

 1

 

 

 

 

5/1

 

5/

 

 

1

 

5/

 

 

 

 

75/

 

5/

 

5/

 

25/1

 

 75/

 

75/

 

 

 

 1

 

 

75/

 

 

 

75/

 

 75/

 

75/

 

 1

 

 

 

 

 

5/

 

 

5/

 

 

 

5/

 

5/

 

 

 1

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

   ادبیات اول *بیان معنی ومفهوم شعر ونثر (6نمره)

==========================================================================================================================

 

ـ ابیات وعبارا ت زیررا بانثری ساده وروان معنی کنید.

 

1  - خانه هاتازه از سینه ی خاک درآمده بودند.           2-  سه ماه بود که مویِ سر، باز نکرده بودیم.( 5/

 

3- نامش بَرم به اوج سَما می رسد سرم.          4-پی بردیم راه دست خودش هم نیست.(5/)

 

5- سی غلام را فرمودتا سلیح پوشندو تیغ ها بر کشند.      (5/)                                                                                                                                                                                                                                                                                 

 

6- مردم بدانند به شدتی که از روزگار پیش آید،نباید نالید.      (5                                                                              

 

7- خداآن ملّتی را سروَری داد        که تقدیرش به دست خویش بنوشت (5                                               

 

8- مردِپارسی تنگ دست بود ووسعتی نداشت که حال مارامَرمّتی کند.     (75                                                               

 

9- تو مرا کُشتی وخدای نکُشت        مُقبل آن کز خدا ی گیرد پشت (75)

 

10- از خونِ رگ خویش است گر رنگ به رخ دارم       مَشّاطه نمی خواهد زیبایی رخسارم (1)

 

11- خانه ای کاو شود از دست اَجانب آباد       زاشک ویران کُنش آن خانه که بیت الحَزن است(1)

 

==========================================================================================================================

 معنی لغت(2نمره)

ـ معنی واژه های مشخّص شده را بنویسید.

1- اُشتر طلبید ومَحمل آراست      2- سَرسان مشو عدو/قُبحی زمن مجو   3- رنگ را نگارین می ریخت.

4- همی خواست پیروزی و دستگاه    5- رُقعه ای نوشتم و عذری خواستم.     6- تحصیل باید با فراغ بال وتانّی باشد.

7- آخر یک شب به تنگ آ مدم .        8- خدایی او راست در خورنده  .

============================================================================================          

ـ درک مطلب(4نمره)

1-باتوّجه به متن زیر به سوال ها پاسخ دهید. (2)

ـ بار اوّل که پیرمردرادیدم درکنگره ی نویسندگانی بود که خانه ی فرهنگ شوروی در تهران عَلَم کرده بود؛ من هم که

شاعر نبو دم ، توی جماعت بُر خورده بودم.آخر با حقارت ها ی زندگی ها مان اُخت شدوهم چون مروارید در                                                دل صدف کج کوله ای سال ها بسته ماند.

الف- منظور نویسنده از «پیرمرد»کیست؟            ب-« عَلَم کرده بود» یعنی چه؟

ج- «توی جماعت بُرخورده بودم»به چه معناست؟                       د- نویسنده ی متن کیست؟

هـ ـ منظور نویسنده از جمله ی «هم چون مروارید در دل صدف کج و کوله ای سال ها بسته ماند»چیست؟

2- ابیات زیررا بخوانید و به سوال های داده شده پاسخ دهید. (2)

ـ من تفنگم در مشت /کوله بارم در پشت/بند پوتینم را محکم می بندم / پسرم می پرسد:/ تو چرا می جنگی ؟/

با تمام دل خود می گویم:/تا چراغ ازتو نگیردشمن/

الف- «بند پوتین را محکم بستن» کنایه از چیست؟         ب- منظورشاعر از «چراغ »چیست؟

ج- شعر در چه قالبِ شعری سروده شده است؟                                                                                                                      

 

=====================================================================================================================================

خود آزمایی(4نمره)

1- در صدر اسلا م از مسجد چه استفاده هایی می شده است؟(دو مورد)   (5/)                                                                                                                             

2- منظور از مرغ اسیر دربیت چیست؟ «ناله ی مرغ اسیر این همه بهروطن است/مَسلک مرغ گرفتار قفس هم چو من است»(5/)

 

3- کشیدن چه قسمتی از اسب برای معلم مشکل بود؟او برای حل مشکل چه چاره ای اندیشید؟ (5                                                          

 

4- معادل امروزی «فرو بریم»درجمله ی «بگذار فرداداری در میدان فرو بریم»چیست؟                                                

 

5- چرا علیرضا قزوه نام سفر نامه ی خود را«پرستودر قاف»گذاشته است؟(دو مورد) ( 5                                          

 

6-« دیده ور» در بیت «ولی با من بگو آن دیده ور کیست/که خاری دیدو احوال چمن گفت»چه کسی است؟ (5/)             

 

7- مصراع «رانده است جنون عشق از شهر به افسونم»یاد آور کدام داستان است؟ (5                                                   

 

8- مصراع "زمانه بیامد نبو دش توان"یعنی چه؟  (5/) 

================================================================================================                                                                                                      

دانش های ادبی (3نمره)

 

1- جان  مایه ی اشعار ملک الشعرای بهارچه موضوعاتی است؟(دومورد)   (5                                                                   

 

2-هر کدام از کتابهای روبرو از کدام نویسنده است؟(5/)  الف- اتاق آبی :                       ب- بحر در کوزه:                        

 

3- غزل در دوره ی مشروطه چه تحوّ لی پیدا کرد؟یک شاعر ازاین دوره نام ببرید. (5                                                                                                     

 

4- در کلمات مشخّص شده ی جمله ی«نه هر که به قامت مهتر به قیمت بهتر»چه آرایه ادبی وجود دارد؟ (5/)                     

 

5- هریک از مثال های زیر جزءِ کدام نوع ادبیات محسوب می شود؟                                                                                                                                              

 

الف- متاع جوانی:                                    ب- رستم و سهراب:

 

6- دربیت زیر دو آرایه ی ادبی مشخّص کنید. (5                                                                                                            

 

«بیستو ن بر سر راه است مباد از شیرین                 خبری گفته غمگین دل فرهاد کنید»

 

========================================================================================================================

 

ـ حفظ شعر (1نمره)

1- ابیات زیر را کامل کنید.                                                                                                                              

 

الف- بوی گل و بانگ مرغ بر خاست                      .........................................................

 

ب- درآن نوبت که بندد دست................ به پای سرو کوهی دام/گَرَم یاد آوری یا نه ، من از.............. نمی کاهم.

 

                                                                                                                    «سر سبزو سر بلند باشید»

 

 

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

زبان فارسی 8 نمره

بارم

 

با توّجه به جمله ی زیر به سوالات داده شده  پاسخ دهید .

        (( اگر خریدار محبّت هستی، نخست فروشنده ی ادب باش .))

الف) جمته ی بالا از نظر ساخت چگونه است ؟( یک جمله یمستقل مرکّب – دو مستقل ساده )

ب )در  جمله ی " اگر خریدار محبّت هستی " یک تکواژ صرفی و یک تکواژ ا شتقا قی مشخص کنید .

 

ج)جمله ی  "نخست فروشنده ی ادب باش " چند تکواژ دارد ؟

د) تعداد واج های واژه ی " ادب "را بنویسید .

 

 

 

این تعریف مربو ط  به کدام یک از واحد ها ی زبانی است ؟

(( از یک یا چند واژه ساخته می شود و در ساختمان جمله به کار می رود .))

 

قسمت ها ی حذف شده ی جملات زیر را بنویسید و مشخص کنید هر مورد چه نوع حذفی دارد ؟

_ منظره ی ترسناکی را دیدم .  امّا شکر خدا ،  همه در عالم خواب بود .

 

 

جملات زیر چند جزئی هستند ؟

الف) حجاب یعنی مصو نیّت .

ب)در هر سال میزان پیشر فتهای پزشکی را با سال قبل می سنجند .

 

 

نوع دستوری  (نقش ) کلمات مشخص شده را بنویسید .

الف ) فلز این دستگاه  از چد ن است .

ب ) زمین، خاک زیر پای ما،  قدرت جاذبه دارد .

ج )آواز خاکستر ی جیر جیر کها  مثل نخی  بی انتها بود .

 

 

ساختمان افعال جمله ی زیر را مشخص کنید .

(( او گذشته اش  را فراموش کرد،  تا آ رامش به زند گیش لبخند بز ند .))

 

با حفظ شخص از فعل " داشتند بر می گشتند "  موارد خواسته شده را بنویسید .

 - مضارع اخباری :                                   - آینده :

 

 

 

 

 

 

 

 

25/1

 

 

 

 

 

 

 

 

25/0

 

 

   1

 

 

 

   1

 

 

 

 

  75/0

 

 

 

 

 

5/0

 

5/0

 

 

ردیف

سوالات

بارم

8

 

 

 

    9

 

 

 

10

 

 

11

 

12

 

13

 

 

 

 

14

 

 

15

 

 

16

 

17

 

 

18

 

 

 

 

 

19

 

20

 

21

 

 

 

 

 

 

 

 

 

22

 

23

 

 

 

24

 

 

25

 

 

26

 

 

 

 

27

 

 

 

28

29

 

30

 

31

 

 

 

32

 

 

33

 

 

34

 

 

 

 

 

35

 

 

36

کدام جمله رانمی توان مجهول کرد ؟

1.       -          در همه ی جهان رعایت قانون پسندیده است .

2.       -          مجله ها را به کتاب فروشی سپرده است .

 

عبارت زیر را گذرا کنید .

3.       -          کودک از خانه بیرون آمد و از خیا بان گذ شت .

 

 

فعل" پخت" را در دو جمله با معانی متفا وت به کار ببرید .

1)                                                     2)

 

اگر " اسم غیر جاندار جمع " نهاد جمله ی باشد فعل آن چگونه می آید ؟

 

مؤ دبانه ی فعل " بودن " درباره ی مخاطب چیست ؟

 

بن مضارع کدام مصدر نادرست است ؟

الف) جوشاندن : جوش     ب) خواستن :خواه       ج) بر خاستن : بر خیز            د) بر افروختن :برافزای

 

زبان شناسی 4 نمره

 

الگوی هجایی واژه ی  " آ بگینه " را بنویسید .

 

 

در  تولید واحد زبانی "دانش آموزان به آسمان آ بی رفت " کدام قواعد ترکیب رعایت نشده است ؟ (2 مورد )

 

 

چرا گروه اسمی " فرش ها دست ی با فت – "صحیح نیست ؟ ترکیب صحیح آن را بنویسید .

 

با تغیر محل تکیه  روی هجای کدام واژه  معنا ی جمله تغیر می کند ؟

_ تنها نویسند ه ی  مقاله او ست .

 

آهنگ جملات زیر را مشخص کنید .

 

_ آیا عید نوروز ارزش مذهبی دارد ؟

_ زمستان از راه  رسید .

_ این اند یشه های ناب از آن کیست ؟

 

درنگ همواره با .......... همراه است .

 

به قواعدی که به ما کمک می کنند که هر جمله ی را در جایگاه خودش بکار ببریم چه می گویند ؟

 

برای درنگ میان واژه ی  و پایان واژه ی مثال بزنید .

 

 

 

4.       -         

 

 

 

 

املا  و بیاموزیم 3 نمره

شکل صحیح همزه را در کلمه ی " ر / ء / و / ف " بنویسید .

 

با توجّه به املای هر جمله کدام کلمه ی داخل پرانتز صحیح است ؟ آن را در جای خالی قرار دهید .

الف ) او به ریا ست بزرگترین بانک  ملّی  ............  شد .( منسوب – منصوب )

ب) آ ب خوراکی تمام منازل باید  ...........  باشد . ( تصفیه – تسویه )

 

" ان " در کدام یک از موارد زیر معنای جمع دارد ؟

    کندوان – گویندگان – لرزان لرزان – بهاران .

 

کدام گزینه دارای واج میانجی " ک " است ؟

الف ) کودکان      ب ) گنجشکان           ج ) پلکان            د ) تفکّرات

 

املای درست گروه کلمات نا درست را بنویسید .

    حلال بی شبهت – وهته ی اوّ ل – شبح درخت – رشته ها ی نا مر عی – لئا مت و پستی – نظم و نسق – قدار و فریفتکار – حتام دنیا – اداره ی مطبوع – فراصت و زیرکی .

 

 

کدام کلما ت از نظر املا یی نا مطا بق هستند ؟

   خوار – متنبّه – وصال – انابه – ینبوع .

 

نگارش 5 نمره

نوشته ی تحلیلی حاصل  ...........     است و نوشته های تحقیقی بر اساس .............    هستند .

عا ّم ترین راه  تشریح چیست ؟

 

زندگی نامه چه نوع نوشته ی است ؟

 

در نوشته ی زیر از چه روشی استفاده شده است ؟

" یک مرد علوم مذهبی است ؟ یز یک انقلابی به تمام معنا ؟ چگونه میتوان این دو عنوان را در کنار هم جامع و کامل داشت ؟

امام خمینی رهبر کبیر انقلاب ...........  ."

 

چرا به کار بردن جمله ی زیر صحیح نیست ؟

(( پدر به فرزندش گفت :" کتابش چاپ شده است .))

 

درست و نا درست بودن جملات زیر را مشخص کنید .

الف) تضاد بین اجزای جمله بر جسته می شود وقتی از " و " مباینت استفاده شود .

ب) مطابقت موصوف و صفت در زبان فارسی الزامی است .

ویرایس کنید .

 

الف) بارندهگی در پارسال گذشته در افزایش آبهای زیر زمینی بی تأ ثیر نیست .

 

ب) این قانون مشمول حال او نمی شود ولی سایر متخلّفان از انجام مجازات آن بر خوردارند .

 

اگر بخواهیم چیزی یا کسی که امروز وجود ندارد وآثار آن از میان رفته است تشریح کنیم از چه منابعی باید استفاده کرد ؟

 

 

................ و ................. به یک زندگی نامه اعتبار می بخشد .

 

 

25/0

 

 

75/0

 

 

 

5/0

 

 

25/0

 

25/0

 

25/0

 

 

 

 

75/0

 

 

5/0

 

 

5/0

 

5/0

 

 

75/0

 

 

 

 

 

25/0

 

25/0

 

5/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

25/0

 

5/0

 

 

 

25/0

 

 

25/0

 

 

25/1

 

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

5/0

 

25/0

 

25/0

 

 

 

5/0

 

 

5/0

 

 

5/1

 

 

 

 

 

5/0

 

 

5/0

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

ادبیات تخصصی«الف) معني و مفهوم نظم و نثر

معنا و مفهوم بيت ها و عبارت هاي زير را به نثر روان بنويسيد.

1- زبور آموز كبك كوهساري

2- كريم السجايا

 

3- نماند زمن در جهان بوي و رنگ

 

4- پسري داشت صاحب فراست

 

5- چرا در ترقيم اين صفحات از عقلا دلالت نخواستي؟

 

6- به هر جزيي زخاك اربنگري راست       هزاران آدم اندر وي هويداست

 

7- موجه ي اين محيط ، طوفان زاست     گر به چشم آرميده مي آيد

 

8- پشت و پناه سپاه من بود، در ديده ي دشمنان خار و بر روي دوستان خال

 

9- چو دمدمه ي دمنه در شير اثر كرد گفت : من كاره شده ام مجاورت گاو را

 

10- آب اجل كه هست گلو گيرخاص و عام   بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد

 

11- اين زبان چون سنگ و هم آهن وش است       و آنچ بجهد از زبان چون آتش است

 

................................................................

«ب) لغت

لغت هاي مشخص شده را معني كنيد:

12- گهربخشنده ي ابر تتق بند (   )

13- برآن باره ي پپل پيكر نشست (       )

14- دستلاف پرده دار فراموش نشود(     )

15- براي گشادن دردكان مُعّد بود(   )

16- و اين جهان گذرنده را خلود نيست (    )

17- او برخي رستم است (       )

18- از اطراف و اكناف گيتي آگاهم(      )

19- زسر شَعر گلنار بگشود زود(     )

6 نمره

25/0

 

25/0

 

25/0

 

25/0

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

75/0

 

75/

1

 

1

 

 

 

2

 

 

 

 

27- مفهوم عبارت كنايي زير را بنويسيد.

گياه بام شدن (                                   )

28- باتوجه به درس «سه ديدار» نويسنده چه تفاوتي در نگاه حضرت امام (ره) و برادرش مي بيند؟

 

29- اصحاب صفّه و تابعين چه كساني بوده اند؟

 

30- منظوراز« حجله ي سبز» در بيت زير چيست؟

«آيينه ي عرياني زيباي معانيست اين حجله ي سبزي كه خداوند گشوده است»

31- مقصود شاعر از « و ساعتي بعد/ در باران متواتر پولاد / بريده بريده / افشا شدي» چيست؟

 

32- مقصود از عبارت زير چيست؟

«سنگ سراچه ي دل به الماس آب ديده مي سفتم»

 

33- منظور از عبارت « كار و بار و حشمت ايشان برود» چيست؟

 

«ث)دانش هاي ادبي

34- پديد آورنده ي هر يك از آثار زير را بنويسيد.

شب هاي ايراني (         )       كشف الاسرار(      )

35- توضيح زير معرف كدام شاعر است؟

«درقصيده طرحي نودرانداخت و زبان خشن آن رابه زبان لطيف ونرم غزل نزديك كرد، نخستين مجموعه شعر او «از كاروان رفته» است»

 

36- نثر سفرنامه ي ناصرالدين شاه چگونه است؟

 

37- در هر كدام از بيت هاي زير، يك آرايه ادبي مشخص كنيد.

الف) چشم نابينات را بينا كند        سينه ات را سينه ي سينا كند

 

ب) قمري ريخته بالم، به پناه كه روم؟                                         تا به كي سركشي ، اي سرو خرامان از من؟

 

38- دو درون مايه از سروده ها ونوشته هاي انقلاب اسلامي نام ببريد.

 

39- نوع نثر كتابهاي زير را بنويسيد.

قصص الانبيا(  )  تاريخ جهان گشا(      )                                           

«ج) حفظ شعر

40- بيت هاي زير را كامل كنيد.

الف) خوان  .............گسترده اي ، مهمان خويشم برده اي

                                                                                  گوشم چرا...........................اگر، من گوشه ي نان بشكنم

ب) زنهار ، مزن دست به دامان ..........

        كز حق ببريدند و به .................................گرويدند.

5/0

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

 

 

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

 

5/0

 

 

25/0

 

 

 

 

 

25/0

 

5/0

 

 

 

 

 

 

 

 

5/0

 

5/0

 

5/0

 

 

1

 

 

 

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

به نام خدای مهربان

دبیرستان و پیش دانشگاهی

 نام ونام خانوادگی :                                                امتحان ادبیّات فارسی 2                           تاریخ امتحان : 25/2/1385

 نام کلاس :                                                                                                                      مدّت امتحان :  60 دقیقه

 الف ) معنا ومفهوم اشعار وعبارات زیر را به نثر روان بنویسید .  ( 6 نمره )

   1- ای صمدی که از ادراک خلق جدایی                                                                                                                      25/0

   2- به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم  .                                                                                                        25/0

       3- راه بیابان را به رویمان باز گذاشتند .                                                                                                                      25/0

   4- هماوردت آمد مشو باز جای .                                                                                                                               5/0

   5- مختارید ولی خوب بود میهمانی را پس می خواندید .                                                                                                 5/0

   6- در سخن مخفی شدم مانند بو در برگ گُل    هرکه خواهد دیدنم گو در سخن بیند مرا                                                       5/0  

   7- ای کاش اهمّیّت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری .                                                                                5/0

   8- نه بر اوج هوا او را عقابی د ل شِکر یابی                                                                                                                 5/0

   9- فی الجمله نماند از معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد  .                                                                                5/0

   10- ساز او باران سرودش باد / جامه اش شولای عریانی است .                                                                                      5/0

   11- یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند          کسی به کوچه سار شب در سحر  نمی زند                                             75/0

   12- سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد         دلبر که در کف او موم است سنگ خارا                                               1

 


 

  ب ) با توجّه به جملات ، معنای لغات مشخّص شده را بنویسید . (  2 نمره )                                                                   2

   1- در برابر هر انعطاف خالصانه ای تواضعی مضاعف از خود بروز می داد .    (                         )                                            

   2- بت پرستی کی کُند گر بَرهَمن بیند مرا    (                                )                                                                                  

   3- همان دستمالی که پولک نشان شد               و پوشید اسرار چشم ترت را       (                                    )                    

   4- آنان از شنیدن جنگاوری های عنتره لذّت فراوان می بردند .  (                                                        )                                       5- نایب السّلطنه در مجلس خنده کرده بود به وضع عَرض و لهجه ی آن ها .  (                           )                                               

   6- آلتی مقراض مانند که هم از آن استخوان ساخته شد .  (                                 )                                                                  7- زری و یوسف می آیند به سراغ خوشه چین ها . جوال های آن ها پُر است .   (                                )                                   

   8- تا قهوه خانه چند صد ذرع بیشتر فاصله نبود .  (                  

                     )                                                                       

خود آزمایی ( 4 نمره )             پ )

  1- در عبارت « مبحث حروف اضافه » چه ایهامی وجود دارد ؟                                                                                           5/0

  2- « شلخته درو کنید تا چیزی گیر خوشه چین ها بیاید » بیانگر کدام روحیه ی گوینده است؟                                                  5/0

  3- « از عرش به فرش آمدن » کنایه از چیست؟                                                                                                                                5/0

  4- دو کلمه ی مُمال مثل « اسلیمی » بنویسید .                                                                                                                             5/0  

  5- « در انتظار غبار بی سوار نشستن » کنایه از چیست ؟                                                                                                                  5/0

  6- « با چشمانی یتیم ندیدنت » یعنی چه ؟                                                                                                                                    5/0

  7- « سپر انداختن » چه مفهومی را می رساند  ؟                                                                                                                            5/0

  8- در بیت « من آنم که در پای خوکان نریزم     مر این قیمتی در لفظ دری را » منظور از کلمات مشخّص شده چیست ؟                                   5/0

 


 

 ت ) درک مطلب   ( 4 نمره )

  1-  با توجّه به ابیات زیر به سوالات آن پاسخ دهید .

             1- شخصی به هزار غم گرفتارم                   در هر نفسی به جان رسد کارم

             2-  زندان خدایگان که و من که                  ناگه  چه قضا نمود دیدارم

            3-  ترسیدم و پشت بر وطن کردم                گفتم من و طالع نگونسارم

  الف ـ شعر بالا چه نوع شعری است و قالب آن چیست ؟   نوع شعر (                                 )  قالب (                                  )                  5/0

  ب ـ « به جان رسیدن کار » یعنی چه ؟                                                                                                                                         5/0

  پ ـ « واو معیّت » در کدام بیت آمده است ؟                                                                                                                                   5/0

  ت ـ  منظور از « خدایگان » و « عیّار » چیست ؟   خدایگان  (                                   ) عیّار (                                        )                        5/0

  ث ـ شاعر علّت زندان شدن خود را چه می داند ؟                                                                                                                            5/0

  2- با توجّه به متن زیر از کتاب « آن روز ها » به پرسش های آن پاسخ دهید .

      « دوست ما حقیقت این نشیب و فراز های زندگی ابوالعلا را دریافته بود . چون خود او گرفتار همان دام بلا بود . »

  الف ـ منظور از « دوست ما » کیست ؟ (                                      ) ب ـ منظور از « دام بلا » چیست ؟ (                                      )          5/0

  3- در بیت « کجا می روی ای مسافر درنگی       ببر با خودت پاره ی دیگرت را » منظور از « پاره ی دیگر » کیست ؟  (                           )       5/0

  4- « در سینه ام هزار خراسان نهفته است » بیانگر کدام مفهوم است ؟    (                                                               )                         5/0

 

 

 

    ث ) دانش های ادبی  ( 3 نمره )

  1- نام نویسندگان آثار مقابل را بنویسید .  آتش خاموش (                         )  دیدار صبح (                                     )              5/0

  2- در بیت « آیینه سکندر جام می است بنگر      تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا  » دو آرایه ی ادبی ذکر کنید .                        5/0

  3- نخستین کسی که افکار و اصطلاحات عرفانی را با مضامین عاشقانه آمیخت چه کسی بود ؟ یک اثر از او ذکر کنید .                 5/0

  4- مقدمه ی قصیده چه نام دارد و شامل چه مضامینی است ؟ ( ذکر یک مضمون کافی است )                                                       5/0

  5- دو شاعر یا نویسنده ی طنز پرداز نام ببرید .                                                                                                              5/0                                                                                                                  

  6- دو ویژگی شعر نیمایی را از نظر قالب بیان کنید .                                                                                                        5/0

 

 

  ج ) شعر حفظی   ( 1 نمره )

     1- مردم شهر به یک  .......................... چنان می نگرند / که به یک ......................... به یک خواب لطیف  .                       5/0                                               

     2- تا تماشای وصال خود کند             ............................................................... .                                                     5/0                                                          

 

                                                                                                                                         توفیق رفیق موافقتان   

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

به نام خدای مهربان

امتحان درس زبان فارسی 2   انسانی- تجربی دبیرستان صادقآل محمد وردنجان

نام و نام خانوادگی:                 رشته:         نام پدر :                    تعداد صفحات : 2صفحه                    

                          

تاریخ امتحان : /3 / 1387         مدّت امتحان : 60 دقیقه            دبیر :کریمی             نمره :       

          

 زبان شناسی  ( 4 نمره )

 1- تعداد تکواژ های کلمه ی « نابه هنجاری » را بنویسید .                                                                   25/0

 2- چرا گوناگونی های سبکی و لهجه ای به یگانگی زبان آسیب نمی رساند ؟                                          5/0

 

 3- سابقه ی زبان و گفتار به ................ سال پیش باز می گردد ؛ ولی سابقه ی نوشتار به ....................  

     سال پیش می رسد .                                                                                                              5/0    4- واج های کلمه ی « اندیشه خوان » را بنویسید .                                                                            5/0    

  5- کلمه ی « دل آزرده ترین » چند هجا دارد و جایگاه تکیّه روی کدام هجا است ؟                                     5/0

 6- دو واج مثال بزنید که یک شکل نوشتاری و دو شکل گفتاری داشته باشند .   (        ) ، (      )   

 7- در عبارت مقابل یک تکواژ وابسته ی اشتقاقی و یک تکواژ وابسته ی تصریفی نشان دهید .                      5/

    این نوشته را در روز بعد خواهد خواند .             

 8- سطح های زبان شناسی را نام ببرید .                                                                                                

    75/0

دستورزبان  ( 8 نمره ) 

1- در جمله ی مقابل نهاد چند وابسته دارد ؟ این درختان زیبا ، با باد بهاری شکوفا شده اند . (                         )        25/0

 2- یک جمله بنویسید که در آن « قیدِ قید » به کار رفته باشد .                                                                          25/0

 3- با توجّه به نهاد و مصدر داخل پرانتز ، جای خالی را با فعلی در زمان ماضی نقلی پر کنید :                       5/0                   لشکر با همه ی قوای خود به طرف دشمن .......................................... ( تاختن )

 4- نقش های مفعول و مسند را در جمله ی مقابل مشخّص نمایید  :                                                      5/

     شاید پرداختن به مشکلات دیگران را بزرگترین هدف خود می دانست .    

 5- با توجّه به جمله ی زیر ویژگی های خواسته شده ی فعل را بنویسید :                                                5/0

    او در کلاس درس مطالبش را کاملاً بررسی کرده بود . وجه (               )  ساخت (                         )

 6- فعل « برنجانَد » را مجهول و منفی کنید . مجهول (                    ) منفی (                       )                 5/0

 7 - در جمله ی مرکّب مقابل « هسته » و « وابسته » را مشخّص نمایید .                                                            5/

     تابلوهایی را که آورده بودند به دیوار نصب کن .                                                 

 8- کدام یک از کلمات مقابل « نام آوا » و کدام « شبه جمله » است ؟                                                    5/0

    تق و توق (                         ) استغفرالله (                          )         

 9- کدام یک از ترکیب های مقابل « اضافی » و کدام « وصفی » است ؟                                                  5/0

   قلمِ دانشمند (                         )  قلمِ ریز  (                          )      

10- کدام یک از ترکیب های مقابل « تعلّقی » و کدام غیر تعلّقی » است ؟                                               5/0

   شنیدن پیام (                          ) چشم طمع (                        )        

11- ویژگی های اسم مشخّص شده را با توجّه به جمله بنویسید .     عام و خاص    شمار    معرفه ، نکره ، اسم جنس     ساختمان          1            

     گویا ، خودخواهی این مرد ، پایان ندارد .

 

 


 

12- با توجّه به جمله های زیر به سوالات آن پاسخ دهید .                                                                     25/1

     « برای بیرون آمدن از این حالت غریب که چیزی از آن نمی فهمیدم با خودم فکر کردم ، امّا سرانجام نفهمیدم که کدام آرزویم را برای او گفته بودم »

 الف ) مجموعاً چند ضمیر در عبارت بالا به کار رفته است ؟ (          )  ب ) یک وابسته ی ضمیر مشخّص کنید .  (                 )

 پ ) یک ضمیر شخصی پیوسته ، ذکر کنید (                           )     ت ) یک ضمیر شخصی جدا ، ذکر کنید . (                  )

 ث ) مرجع اوّلین ضمیر را بنویسید . (                                 )

 

 

13- با توجّه به جمله های صفحه ی بعد به سوالات آن پاسخ دهید  .                                                      25/1

  هرروز به طور متوسّط دو هزار نفر به کتابخانه مراجعه می کنند و تقریباً همگی راضی هستند ؛ امّا شاید به زودی این مقدار کاهش پیدا کند .

  الف ) یک قید مختصّ نشانه دار ذکر کنید . (                  )  ب ) یک قید مختصّ بی نشانه ذکر کنید . (                )

  پ ) یک متمّم قیدی مشخّص نمایید . (                        )  ت ) یک قید مشترک مشخّص نمایید . (                    )

  ث ) یک قید پیشوندی ذکر کنید . (                                      )

  نگارش  ( 5 نمره )

1- از میان چاپ های گوناگون دیوان حافظ کدام از همه معتبر تر است ؟                                                                                               25/0

25/0      2- گام اوّل در نگارش چیست ؟                                                                                                                                               

    3- چرا در یک تحقیق باید از منابع معتبر استفاده کنیم ؟                                                                                                                  25/0

 4- اشکالات جمله ی زیر را برطرف کنید .                                                                                                                                     5/0

     می توان این امید را داشت که به قول معروف رفتن و برگشتن از موزه خیلی طولانی نشود .

 5- دو ویژگی زبان کودکانه را بنویسید .                                                                                                                                        5/0

6- دو بخش از بخش های سه گانه ی یک برگ تحقیق ( فیش ) را نام ببرید .                                                                                        5/0   

 7- کاربرد  کمانک ( ) در لغت نامه ی دهخدا  چیست ؟                                                                                                                    5/0

 8- دو بخش از بخش های سه گانه ی فرهنگ فارسی معین را نام ببرید  .                                                                                           5/0

 9- دو ویژگی مقاله را بنویسید .                                                                                                                                                  5/0

10- تفاوت مقاله های پژوهشی و تحلیلی را بنویسید .                                                                                                                    5/0

 11- اگر بخواهید گزارشی از گردش در اطراف رودخانه ای بنویسید :                                                                                                  75/0

   الف ) گردآوری اطّلاعات از چه راهی صورت می گیرد ؟

    ب ) یک طرح برای آن بنویسید .

 

       املا و بیاموزیم ( 3 نمره )

  1- کدام یک از کلمات مقابل نیازی به (      ) ندارد :   الان ـ خوش اواز ـ سردابه ـ منابع و ماخذ                                                                  25/0  

  2- کدام گروه از گروه های مقابل « دو املایی » نیست ؟  ارّابه و عرّابه  ـ قدر و غدر ـ زغال و ذغال ـ حوله و هوله                                            25/0

  3- در کدام یک از جفت واژه های مقابل تفاوت معنایی دیده می شود ؟  پیرامن و پیرامون ـ هماره و همواره ـ آباد و آبادی ـ جارو و جاروب .            25/0

  4- دراملا  چه هنگام می توانیم از ( ص ) به جای « صلی الله علیه و آله » استفاده کنیم ؟                                                                        25/0

  5-  هر کدام از گروه کلمات را که نادرست است تصحیح کنید .                                                                                                              5/0

    وقاهت و بی شرمی (                 ) مائده های زمینی (                 ) صواب و مصلحت (                    ) حرض و دعا (                 )

  6- حرف اضافه ی مخصوص مصدر های مقابل را بنویسید .   گُنجیدن (             ) شوریدن (                )                                                      5/0

  7- جمله ای بنویسید که در آن « واو استبعاد » به کار رفته باشد .                                                                                                        5/0

  8- جمله ی مقابل را به گونه ای باز نویسی کنید که « کژتابی » نداشته باشد .  دو ماشین کهنه و نو تصادف کردند .                                       5/0

                                                                                                                                       

 

 

 

 

 

توفیق رفیق موافقتان

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

تمونه سوالات آرایه های ادبی

 1- باتوجه به ابيات داده شده به سوالات پاسخ دهيد.

دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است

چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است

هرکه جز معشوق باشدپرده ی بی گناهی است

بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است

بی چراغان تجلی ، طور سنگ تفرقه است

کعبه و بت خانه را بی یار دیدن مشکل است

بی قراران هر نفس در عالمی جولان کنندد

همچو بوی گل به یکجا آرمیدن مشکل است

در گلستانی که بوی گل گرانی می کند

با قفس برعند لیب ما پریدن مشکل است

تا نگردد جذبه ی توفیق صائب دستگیر

از گلب تعمیر بای خود کشیدن مشکل است

الف) ابیات زیر در چه قالبی سروده شده است؟چرا؟

غزل- مصراع اول با مصراع های زوج هم قافیه است و موضویی عاشقانه دارد

ب) کلمات قافیه و ردیف را در بیت اول بیابید؟

ندیدن و نچیدن – مشکل است

ج) کدامیک از ابیات بالا مصرع است؟چرا؟

بیت اول – چون هر دو مصراع قافیه دارد

د)تخلص در این شعر کدام است؟

صائب

ح) آیا شعر فوق مردف است ؟چرا؟

بله – چون دارای ردیف است

و) حروف قافیه در این شعر چیست؟

دَن

2- هجاهای مصراع زیر را با علامت های خاص خود تعیین کنید.

ای ساروان آهسته ران کارام جانم می رود

ای- سا- رِ- با- آ- هِس- ته- ران- کا- را- مِ- جا- نم- می- رَ- وَ- د

3- شریطه و دعا از بخش های مهم کدام قالب شعری محسوب می شود آن را توضیح دهید؟

قصیده – شامل دعا برای جاودانه بودن ممدوح است ودر پایان قصیده در جواب جملات شرط می آید.

4- درو مایه قطعه چیست؟

اخلاقی – تعلیمی – حکایت- شکایت مدح – هجو – تقاضا

5- تفاوت اساسی ترکیب بند و ترجیع بند چیست؟

در ترکیب بند یک بیت نامکرر خانه های رشته ها را به هم وصل می کند ولی در ترجیع بند یک بیت یکسان

6- بنیان گذار مسمط کیسست؟

منوچهر دامغانی

7- رایج ترین قالب شعری در میان روستاییان کدام قالب شعری است؟

دوبیتی

8- تنها قالب شعر سنتی که مصراع های آن با هم برابر نیست کدام قالب شعری است؟

شعر نیمایی

9- شاهنامه ی فردوسی و حدیقه الحقیقه ی سنایی جز کدام یک از انواع مثنوی از نظر محتوا است؟

حماسی و تاریخی- عارفانه

10- بنیان گذار شعر نیمایی کیست؟عمده ترین درون مایه شعر نیمایی چیست؟

نیما یوشیج- عشق- سیاست و اجتماع

11- در بیت زیر پایه های تشبیه را مشخص کنید.

همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف

همچو سرو چمن خلد سرا پای تو خوش

ادات مشبه به مشبه وجه شبه ادات مشبه به مشبه وجه شبه

12 – تشبیه بلیغ را در مصراع های زیر بیابید ونوع آن را مشخص کنید ؟

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی بلیع اضا فی

13- در ابیات زیر تشبیه های مفرد ومرکب را مشخص نموده وطرفین تشبیه و وجه شبه را در تشبیه مرکب تعیین کنید.

الف ) رخساره چو گلستان خندان مفرد زلفین چو زنگبان لا عب

مشبه مشبه به مشبه مشبه به

ب) بگیر به ستاره که بتازد زسپس دیو مفرد

چون زر گدازیده که بر خیر چکانیش

مشبه مشبه به

14-انواع استعاره رادر ادبیات زیر مشخص کنید وبنویسید کدام یک تشخیص محسوب می شود؟

الف )ما هم این هفته برون رخت به چشم سالی بود

حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است مصرحه

ب) بسمای سمن شکست گیرد

گل نامه غم بدست گیرد تشخیص

15- در بیت های مجاز های مشخص شده از چیست ؟

گلبرگ راز سنبل مشکین نقاب کن

چهره یار گیسو

16- در ابیات زیر مجاز ، نوع علاقه و قرینه های آن را بنویسید.

الف) بر آشفت ایران و بر خاست گرد

همی هر کسی کرد ساز نبرد

قرینه محلیه

ب) سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی

چه خیال ها گذر کرد و نکرد خوابی

محلیه قرینه

17- در کدامیک از ابیات زیر ترصیع به کار رفته است؟دلیل خود را بنویسید.

الف) بر سخاوت او نیل را بخیل شمار

بر شجاعت او پیل را ذلیل شمار

چون کلمات قرینه مصراعها سجع متوازی دارند.

ب) یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- با توجه به ابیات زیر به سوالات پاسخ دهید :

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

بر زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد

هر شب از افغان من بیدار خلق اما چه سود

آنکه باید ناله ی من بشنود بیدار نیست

الف) کدامیک از ابیات مصرع نیست؟

بیت 2

ب) واژه های قافیه رادر بیت اول مشخص کنید.

خبر – تر

2- الف) واژه ی «هجران» چند هجا دارد ؟

2تا

ب) علامت های هجای آخر آن را با علامت خاص بنویسید.

ج) یک کلمه هم وزن آن ذکر کنید.

گلسار

3- در «قصیده»شاعر به چه منظور «تجدید مطع» می کند؟

طولانی کردن مطلب و انتقال مطلبی به مطلب دیگر

4- «غزل» در کدام دوره جنبه ی اجتمایی به خود می گیرد؟

مشروطه

5- درون مایه ی «ترجیع بند» های معروف فارسی چه چیز هایی است ؟ذکر دو مورد

عشق – عدفان

6- با توجه به مصرع زیر کدام گزینه درست است؟

«توبه آفتاب ما نی به کمال و حسن و طلعت»

1- آفتاب : وجه شبه 2- به کمال و حسن طلعت : مشبه

3- مانی : مشبه * 4- آفتاب : مشبه به

7- در بیت زیریک « تشبیه بلیغ» بیابید و« مشبه» و«مشبه به»آن راذکر کنید

روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت

بی تو اگر سرخ شود بر اثر غازه بود .

لبت مانند لعل است

مشبه مشبه به

8- در تشبیه مرکب زیر ،مشبه به را مشخص کنید

پیراهن برگ بر درختان چون جامه ی عید نیکبختان

9- درهریکاز ابیات زیر استعاره را مشخص کنید.در هر بیت چه نوع استعاره ای بکار رفته است؟

الف) تا تو را جای شد سرو روان در دل من

هیچ کس نپسندم که به جای تو بود

مصرحه

ب) تو را زکنگره ی عرش می زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتاده است

مکینه

10- در عبارت زیر « دم » مجاز از چیست؟ علاقه وقرینه ی آن کدام است ؟

این دم شنو کهراحت از این دم شود پدید.سببیه

11- در بیت زیر کدام کلمه مجاز است ؟ علاقه ی کدام است؟

محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست

چون رخت از آن توست به یغما چه حاجت است

علاقه ی لازمیه

12- در بیت زیر کنایه کدام است؟ مفهوم آن چیست؟

چنین است رسم سرای درشت گهی پشت برزین ، گهی زین به پشت

13- در هر یک از عبارات زیر چه نوع جناسی به کار رفته است؟

الف) مکن تا توانی دل خویش ریش

اگر می کنی ، می کنی بیش خویش

ناقص حرکتی

ب) می شکفتم ز طرب زان که چون گل بر لب جوی

بر سرم سایه ی آن سرو سمی بالا بود

ناقص اختلافی

14- در عبارات زیر بین کدام کلمات سجع وجود دارد ؟ نوع آن کدام است ؟

سر عشق نهفتنی است نه گفتنی

مطرب

15- در ابیات زیر آرایه های (تلمیح،حس آمیزی،ابهام تناسب،لف و نشر،اغراق و حسن تعلیق) را مشخص کنید.

الف) دلم گرفت از این روزها دلم تنگ است

میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است

اغراق

ب)پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت

من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم

ج) چو سرو از راستی برزد علم را

ندید اندر جهان تاراج غم را

د) گر هزار است بلبل این باغ

همه نغمه و ترانه یکی است

ه) دل و کشورت جمع و معمور باد

ز ملکت پراکندگی دور باد

لف و نشر

و) بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم

شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

حس آمیزی

16- در ابیات آرایه های (اشتقاق،تکرار،مراعات نظیر،تضمین،تضاد و تناقص) را مشخص کنید.

الف)گشتند نا امید همهئ جانور ز جان

با جان کوهساران چو پیوست جان برف

تکرار

ب) اگر چه سپید کرد همه خان و مان ما

یا رب سیاه باد همه خان و مان برف

ج) گوش تر حمی کو کز ما نظر نپوشد

دست غریق یعنی فریاد بی صداییم

تناقص

د) چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری شرنوشت

شیوه ی جنات«تجری تحت الانهار»دانست

تضمین

ه) حافظ از باد خزان در چمندر هر مرنج

فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

و) لب میالای به شعر ی که ندارد شوری

شاعری قدر تو داند که شعوری دارد

اشتقاق

 

 

 

 

 

 

1- در بیت زیر کلمات قافیه و حروف قافیه کدامند؟

هر کجا که یوسفی باشد چو ماه كلمات قافیه

جنت است از چه که باشد قعر چاه

کلمات قافیه

«اه» حروف قافیه

2- کلمه ی «امین» چند واج دارد؟علامت خاص این کلمه را بنویسید.
اَ مین

U-

3- زیباترین تخلص در قصیده کدام است؟ چرا؟

4- کدامیک از شاعران زیر از سرا یندگان مشهور ترکیب بند هستند؟

الف) مولوی

* ب) محتشم کاشانی

ج) فردوسی

د) پروین اعتصامی

5- هریک از اشعار زیر در چه قالبی سروده شده است؟

الف) بهترین مراتب آن باشد کان به فضل و هنر بدست آید

رتبتی کان نباشد استحقاق زودش اندر بنا شکست آید

دو بیتی

ب) دلم بی وصل تو شادی مبنیاد به غیر محنت آزادی مبنیاد

خراب آباد دل بی مقدم تو اللهی هرگز آزادی مبنیاد

رباعی

ج) وقت است که در بر آشنایی بزنیم تا بر گل و سبزه تکیه جایی بزنیم

زان پیش که دست و پا فرو بندد مرگ آخر کم از آن که دست و پایی بزنیم

رباعی

6- شعر زیر در چه قالبی سروده شده است؟ چرا؟

سخن های نا خوش ز من دور دار به بدها دل دیور نجور دار

مگوی آنچه هرگز نگفته است کسی به مردی نکن باد را در قفس

مثنوی

7- قدیمی ترین متضاد در دیوان کدام شاعر پدید آمده است؟ درون مایه یا محتوای این نوع شعر چیست؟

مسعود سعد

8- در تشبیه زیر

الف) هر یک از کلمات مشخص شده جزء کدامیک از ارکان تشبیه هستند؟

ب) کدام یک از پایه های تشبیه حذف شده است؟ وجه شبه

ثریا چون منیژه بر سر چاه

دو چشم من بدو چون چشم بیژن

مشبه ادات تشبیه

 

9- در مصراع زیر چند استعاره وجود دارد ؟

بتی دارم که گرد گل ز سنبمل سایبان دارد

3 تا

10- در بیت زیر هر یک از کلمات مشخص شده استعاره از چیست ؟ چه نوع استعاره ای بکار رفته است ؟

هزاران نرگس از چرخ جهان گرد

خروشد تا برآمد یک گل زرد

ستاره _ مصرحه خورشید- مصرحه

11- در بیت زیر استعاره کدام است؟ چه نوع استعاره ای بکار رفته است؟

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود

مکنیه _ تشخیص

12- در هر یک از ابیات زیر کدام کلمه در مفهوم مجازی بکار رفته است؟

الف) هرگز وجود حاضر غائب شنیده ای

من در میان جمع و دلم جای دگر است

ب) گر نبندی زین سخن تو حلق را

آتشی آید بسوزد خلق را

13- در هر یک از عبارات زیر کنایه کدام است؟

الف) هر که دل پبش دلبری دارد

ریش در دست دیگری دارد

تسلیم شدن

ب) از مکافات عمل غافل مشو

گندم از گندم روید جو از جو

هر کاری نتیجه ی خودش را دارد

14- انواع سجع را در هر یک از عبارات زیر بدست آورید:

الف) که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت

متوازی

ب) گاه از دیدن خط مکتوب منتعش و گاه از ندیدن روی مطلوب مشتعل

متوازی متوازن

ج) الحمد الله شهر تبریز است و حسن و جمال و خیر

مطرف

15- در هر یک از عبارات زیر چهئ نوع جناسی بکار رفته است؟

الف) مکن تا توانی دل خلق ریش

اگر می کنی ، می کنی بیخ خویش

ناقص اختلافی

ب) می ز طرب زان که چو گل بر لب جوی

بر سرم سایه ی آن سرو سهی بالا بود

اختلافی

ج) هر تیر در کیش است گر بر دل ریش آید ما نیز یکی باشیم از جمله ی قربان ها

اختلافی

د) گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست

چون من در آن دیار هزارن غریب است

تام

16- تکرار کدام صامت یا مصوتدر بیت زیر باعث به وجود آمدن واج آرایی شده است؟

چرشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

17- در عبارات زیر آرایه های «تضاد،حسن تعلیل،لف و نشر،حس آمیزی،اغراق و تضمین» را بیابید.

الف) گدای نیک انجام ، به از پاشاه بد فرجام تضاد

ب) موسی(ع) قارون را نصیحت کرد که « احسن کما احسن الله الیک » تضمین

ج) دو کس دشمن ملک و دینند : پادشاه بی حلم و زاهد بی علم لف و نشر

د) با من بیا به خیابان تا بشنوی بوی زمستانی که در باغ رخنه کرده حس آمیزی

ه) آن فرومایه هزار من سنگ بر می دارد و طاقت یک حرف نمی آورد اغراق

و) از صوفی پرسیدند : هنگام غروب خورشید چرا زردی روی است؟ گفت از بیم جدایی حسن تعلیل

18- درابیات زیر آرایه های « تناقص،مراعات نظیر،تلمیح،اشتقاق ایهام،ایهام تناسب » را بیابید.

الف)ابر و باد و مه وخورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

مراعات نظیر

ب) گفت آن یار کز و گشتسردار بلند

جرمش آن بود که اصرار با هویدا می کرد

تلمیح

ج)جان ریخته شد با تو آمیخته شد با تو

چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم

ایهام

د)فلک در خاک می غلتید از شرم سرافرازی

اگر می دید معراج ز پا افتادن ما را

تناقص

ه) مدادم مست می دارد نسیم جعد گیسویت

خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت

ایهام تناسب

و) چشم آسایش که دارد از سپهر تیز رو

ساقیا جام میم ده تا بیا سایم دمی

اشتقاق

19- در کدام یک از عبارتها آرایه ی ترصیح و در کدام یک آرایه مولزنه بکار رفته است، علت آن را بیان کنید.

الف) به ظاهرش عیب نبینم و در باطنش غیب نمی دانم.

ب) عقل گفت : من دبیر مکتب تعلیمم ، عشق گفت : عبیر نافه ی تسلیمم.

20- در هر یک از مصراع های زیر کلماتی را که جناس ناقص دارند ، مشخص کنیدو نوع جناس ناقص را نیز بنویسید.

الف) سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند.

ب) یاد یاران یا را میمون بود.

ج) گل از خارم بر آوردی و خار از پای از گل

21- در کدام بیت جناس تام آمده است ؟ آن را مشخص نمایید و تفاوت معنایی آن را بنویسید.

الف) که چندان بپیچیم اسفندیار مگر بپیچاند از کار زار

ب) گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست / چون من در آن دیار هزاران غریب است

 

 

 

 

 

 

1- در بیت زیر کدام کلمات با هم آرایه ی «اشتقاق» را به وجود آورده اند ؟صامت های مشترک را بیابید.

همه بینند نه این صنع که من می بینم

همه خوانند نه این نقش که من می خوانم

خوان

2- آرایه لفظی موجود در بیت زیر را مشخص کنید :

عصا بر گرفتن نه معجز بود همی از دها کرد باید عصا

3- در بیت زیر آرایه ی مراعات نظیر را بیابیدو بنویسید که تناسب واژه ها از چه جهت است ؟

هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو

باید که سپر باشد ، پیش همه پیکان ها

آلات جنگی

4- در اشعار زیر تلمیح،تضمین،تضاد،تناقص و حس آمیزی را باد ذکر مورد مشخص کنید.

الف) در کوچه با غ های نیشابور / مستان نسیم شب به ترنم / آواز های سرخ تر ار باز / ترجیع وارزمزمه کردند

حس آمیزی

ب) وز ملک هم بایدم جشن ز جو

کل شئ هالک الا و جهه

تضمین

ج) عنکبوتی را به حکمت دام داد

صدر عالم را دار آرام داد

تلمیح

د) ساز او؛ باران؛ سروش باد؛/ جامه اش شو لای عریانی است

تناقص

ه) مرا نصیحت غم آمد به شادی همه عالم

چرا که از همه عالم محبت تو گزیدم

تضاد

5- درباره ی آرایه ی حسن تعلیل در بیت زیر توضیح دهید .

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم

همه برسر زبان اند و تو در میان جانی

6- در بیت زیر مفهوم و نوع کنایه ی مشخص شده را بیان کنید.

چو بشنید بیچاره بگریست زار

که ای خواجه دستم ز دامن بدار

رها شدن

7- در بیت زیر کلمات قافیه و ردیف را بیابید.

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

قافیه ردیف

 

8- کدام یک از شاعران زیر به قطه سرایی شهرت یافتند؟

*الف) ابن یمین ب) حافظ

ج) نظامی د) فریدون مشیری

9- درو ن مایه ی ترجیع بند های معروف فارسی چه چیز هایی است؟ ذکر دو مورد .

عشق ، عرفان

10- شعر زیر در چه قالبی سروده شده است؟ چرا ؟

نخستین بار گفتش کز کجایی بگفت از دارملک آشنایی

بگفت آنجا صنعت در چه کوشند بگفت انده خرند و جان فروشند

مثنوی ؛ زیرا هر بیت قافیه ای جداگانه ای دارد .

11- دو ویژگی شعر نیمایی را بیان کنید.

وزن اجباری است – قافیه وردیف اختیاری است.

12- در بیت زیر مشبه و مشبه به را بیابید.

چون آب روان می گذرد عمر و تو غافل

ای وای در این قافله گر فاصله بودی

13- تشبیه بلیغ را در عبارت زیر بیابید و نوع آن را مشخص کنید:

اسمی در دلهای ما جزء تخم محبت خود مکار

اضافی

14- در بیت زیر چه نوع تشبیهی بکار رفته است؟

آن قطره ی باران بر افته بو گل سرخ

چون اشک عروسی است بر افتاده به رخسار

15- در بیت زیر کدام کلمه در مفهوم استعاری بکار رفته است؟ آیا تشخیص است یا خیر ؟ چرا ؟

ای بخارا شاد باش و دیرزی میرزی تو شادمان آید همی

بله ؛ چون انسان مخاطب واقع شده است.

16- در بیت زیر کدام کلمه مجاز است ؟ علاقه و قرینه ی آن را بیابید.

جهان انجمن شد بر تخت اوی فرو مانده از فره و بخت اوی

قرینه

علاقه : محلیه

17- در بیت زیر کدام یک از کلمات مشخص شده مجاز و کدام یک حقیقت است؟

ماها ، پری رویا ، سخن با ما نمی گوید چرا

آخر من از دیوانگی با ماه می گویم سخن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

20 -در شعر زير دو واژه را بيابيد كه با هم جناس» دارند .

شمع جويي و آفتاب بلند روز بس روشن و تو در شب تار

چشم بگشا به گلستان و ببين جلوه‌ي آب صلف در گل و خار

21-چرا مي‌گوييم در عبارت زير ، «جناس تام» وجود دارد ؟

« گفت آن يار كزو گشت سردار بلند جرمش اين بود كه اسرار هويدا مي‌كرد »

23-در عبارت زير ، سعدي با آوردن بخشي از يك آيه عيناً در كلام خويش ، از آرايه‌ي ............. بهره گرفته است .

« موسي (ع) قارون را نصيحت كرد كه اَحْسِنْ كَما اَحْسَنَ الله اليكَ. »

24-در كدام يك از ابيات زير ، آرايه‌ي «تناقص» ديده مي‌شود ، دليل خود را بنويسيد .

الف) بگويم تا بداند دشمن و دوست كه من مستي و مستوري ندانم

ب) دولت فقر خدايا به من ارزاني دار

كاين كرامت سبب حشمت و تمكين من است

25-با توجه به بيت زير ، به سؤالات داده شده : پاسخ دهيد : ژ

«ماهي اين هفته برون رفت و به چشم سالي است حال هجران تو چه داني كگه چه مشكل حالي است »

الف) كدام كلمه ، داراي «ايهام تناسب» است ؟

ب) اين كلمه ، در بيت بالا به چه معناست ؟

پ) كلمه‌ي داراي ايهام تناسب ، با كدام واژه تناسب برقرار كرده است ؟

26-ارتباط ميان واژه‌هاي مشخص شده در بيت زير ، كدام آرايه‌ي ادبي را به وجود آورده است ؟

«هر كو نظري دارد با يار كمان ابرو بايد كه سپر باشد ، پيش همه پيكان‌ها»

27-با توجه به بيت زير :

«از عفو و خشم تو دو نمونه است ، روز و شب

وز مهر و كين تو دو نمونه است شهد و سم»

الف) در مصراع اول ، « لف‌ ها » را نشان دهيد .

ب) چه نوع لف و نشري در بيت زير ديده مي‌شود ؟

28-در ابيات زير ، آرايه‌‌هاي «تصدير ، حس آميزي ، اشتقاق ، اغراق ، حسن تعليل» را بيابيد .

الف) شود كوه آهن چو درياي آب اگر بشنود نام افراسياب

ب) گل ، آن جهاني است نگنجد در اين جهان در عالم خيال چه گنجد ، خيال گل

پ) رسم بد عهدي ايام چو ديد ابر بهار گريه‌اش بر سمن و سنبل و نسرين آمد

ت) من كه باشم در ان حرم كه صبا پرده‌دار حريم حرمت اوست

ث) از صداي سخن عشق نديدم خوشتر يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند

 

 

 

1-در بيت زير واژه‌هاي قافيه و رديف را مشخص كنيد :

هواي عشق ، مرا تازه در دل فتاده است

نظر كنيد كه دريا به ساحل فتاده است

2-كلمه‌ي نيلوفر الف ) چند واج دارد ؟ ب ) چند هجا ؟ ج ‌) علامت خاص آخرين هجاي ان را بنويسيد :

3-محتواي غزل الف ) در آغاز چگونه بود ؟ ب ) اين محتوا از چه زمان ج ) با ظهور چه كسي تغيير پيدا كرد ؟

4-چه تفاوتي بين بيت مصرع ميان تركيب بند و ترجيع بند وجود دارد ؟‌

5-كداميك از اشعار زير قطعه و كدام مثنوي است ؟

الف : گفت دزدي شحنه را كاي پادشاه آنچه كردم بود آن حكم اله

گفت شحنه آنچه من هم مي‌كنم حكم حق است اي دور چشم روشنم

ب : يا وفا خود نبود در عالم يا كسي اندر اين زمانه نكرد

كس نياموخت علم تير از من كه مرا عاقبت نشانه نكرد

6-شاهنامه فردوسي از نظر محتوا جزو كداميك از انواع مثنوي است ؟

7-رايج‌ترين قالب شعري در ميان روستاييان كدام قالب شعري است ؟

8-كدام يك از ابيات زير در قالب رباعي سروده شده است ؟

الف ‌: هر سبزه كه بر كنار جويي رسته است گويي ز لب فرشته خويي رسته است

پا بر سر سبزه تا به خواري ننهي كان سبزه ز خاك لاله رويي رسته است

ب : به صحرا بنگرم ، صحرا ته وينم به دريا بنگرم دريا ته وينم

به هر بنگرم كوه و درو دشت نشان از قامت رعنا ته وينم

9-تنها قالب شعر سنتي كه مصراع‌‌هاي آن با هم برابر نيستند كدام قالب شعري است ؟

10-بارزترين تفاوت شعر نيمايي و سنتي در چيست ؟

الف ) ‌وزن و قافيه ب ) درون مايه ج ) قافيه د ) طول مصرع‌ها و قافيه

11-در عبارت ( جان تو مرغي است نامش قفس ) چه اركاني از تشبيه حذف شده است؟

12-تشبيه بليغ را در مصرع زير بيابيد و نوع آن را مشخص كنيد :‌

« دست از مس وجود چو مردان ره بشوي »

13-در تشبيه مركب زير طرفين تشبيه و وجه شبه را مشخص كنيد :

آن شاخه‌هاي نارنج اندر ميان ابر چون پاره‌هاي اخگر اندر ميان دود

14-استعاره را در ببت زير مشخص كنيد و نوع آن را بنويسيد :

اي ماه سرو قيامت ، شكرانه سلامت از حال زيردستان ، مي‌پرس گاهگاهي

15-يك استعاره مصرحه و يك استعاره مكنيه را در مثال‌هاي زير نشان دهيد :

الف : قضا چون زگردون فرو هشت پر مرا برف باريده بر پر زاغ

16-دو تشخيص در عبارت زير بيابيد :

بحر در لاكت اي حيوان كه سرما نهاني دستش اندر دست مرگ است

17-در بيت زير مجازهاي مشخص شده استعاره از چيست ؟

گلرگ را زسنبل مشكين نقاب كن يعني كه رخ بپوش و جهاني خراب كن

18-در بيت زير الف ) مجاز را مشخص كنيد ب ) نوع علاقه ج ) قرينه‌ي آن را بنويسيد :‌

بر آشفت ايران و برخاست گرد همي هر كسي كرد ساز نبرد

19-در بيت زير الف ) كنايه كدام است ب ) مفهوم آن چيست ؟ حج ) نشانه ، نمونه يا دليل است ؟

هنوز از دهن بوي شير آيدش همي راي شمشير و تير آيدش

20-الف ) سجع را در عبارت زير بيابيد . ب ) نوع آن را مشخص كنيد :

هر چه نپايد دلبستگي را نشايد .

21-در كدام يك از ابيات زير آرايه‌ي ترصيع وجود دارد ؟

الف– ما برون را ننگريم و قال را ما درون را بنگم و حال را

ب-آه از آن جور و تطاول كه در اين دامگه است

آه از آن سوزي و گداري كه در آن محفل بود

22-در كدام يك از ابيات زير آرايه‌ي تصدير و كدام آرايه‌ي تكرار وجود دارد ؟

الف-هم نظري ، هم خبري ، هم قمران را قمري

هم شكر اندر شكر اندر شكر اندر شكري

ب-ز خاك آفريدت خداوند پاك

پس اي بندا افتادگي كن چو خاك

23-جناس را در ابيات زير بيابيد و نوع آن را مشخص كنيد :

الف-سوزد مرا ، سازد مرا در آتش اندازد مرا

وزز من رها سازد مرا بيگانه از خويشم كند

ب-خرامان شد سوي آب روان

چنان چون شده باز جويد روان

24-در ابيات زير در آرايه‌هاي (اشتقاق ، تصدير ، مراعات النظير ، تضمين ، تلميح ، تضاد و تناقص ) را مشخص كنيد .

الف-بگويم تا بداند دشمن و دوست كه من مستي ومستوري ندانم

ب-نرگسش بيمار بيني ، لاله‌اش دلسوخته غنچه‌اش دلتنگ يابي و بنفشه سوگوار

ج-يارب اين آتش كه بر جان من است سرد كن آن سان كه كردي بر خليل

د-اگر تو فارغي از حال دوستان يارا فراغت از تو ميسر نمي‌شود ما را

هـ- خواب و خورت زمرتبة خويش دور كرد

آنگه رسي به خويش كه بي‌خواب و خور شوي

و-خير تا خاطر بدان ترك سمرقندي دهيم

كز نسيمش «بوي چوي موليان آيد همي »

ز-گوش ترحمي كو كزما نظر نپوشد دست غريق يعني فرياد بي‌صداييم

25-در ابيات زير آرايه‌هاي ( اغراق ، ايهام ،‌ايهام تناسب ، حس آميزي ، لف و نشر و حسن تعليل ) را مشخص كنيد .

الف-روي و چشمي دارم اندر مهر او كاين گهر مي‌ريزد آن زر مي‌زند

ب-به زيورها بيارايند وقتي خوبرويان را

تو سيمين تن چنان خوبي كه زيورها بيارايي

ج-چنان سايه گسترد بر عالمي كه زالي نينديشد از رستمي

د-ما را در پياله عكس رخ يار ديده‌ايم اي بي‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هـ-آشنا هستيم با سرنوشت تر آب ، عادت سبز درخت

روشني را بچشيم

و-به صديق كوش كه خورشيد زايد از نفست كه از دروغ سينه روي گشت صبح نخست

 

1-با توجه به ابيات زير به سؤالات داده شده ، پاسخ دهيد :

زان يار دل نوازم شكري است با شكايت گر نكته دان عشقي بشنو تو اين حكايت

عشقت رسد به فرياد دار از خود به سان حافظ قرآن ز بر بخواني در چاره روايت

الف ) كدام واژه «تخلص» را با علامت خاص خود نشان دهيد .

2-درون‌ مايه‌ي «چهارپاره» بيش‌تر چه موضوعاتي است ؟

3-كدام يك از ابيات زير ، نمي‌تواند «مطلع» يك «قصيده» باشد ؟ چرا ؟

الف ) جهان بر آب نهادست و زندگي بر باد غلام همت آنم كه دلد بر او ننهاد

ب ) خبري هست كه مرغان سحر مي‌گويند

آخر اي خفته سر از خواب جهالت بردار

4-هر يك از كلمات مشخص ‌شده‌ي بيت زير ، كدام يك از «پايه‌هاي تشبيه» هستند ؟

«روز چو شمعي بهخ شب ، زود رو و سرفراز شب چو چراغي به روز ، كاسته و نيمتاب »

5-يك « تشبيه بليغ اضافي » بسازيد كه واژه‌ي « دانش » ، مشبه آن باشد .

6-در مصراع زير :

« تو سرو جويباري ، تو لاله‌ي بهاري »

الف ) كدام يك از پايه‌هاي تشبيه ، حذف شده است ؟

ب ) اين « نوع تشبيه » چه ناميده مي‌شود ؟

7-كدام يك از تشبيهات زير ، « مفرد » و كدام يك « مركب » است ؟

الف ) بر گل سرخ از نم ، او فتاده لالي همچو عرق بر عذار شاهد غضبان

ب ) زلف تو مگر جانا اميد و ناز است

زيرا كه چنين هر دو سياه است و درز است

8-در كدام يك از ابيات زير ، آرايه‌ي « تشخيص » وجود دارد ؟ دليل خود را بنويسيد.

الف ) اي نسيم سحر ، آرامگه يار كجاست ؟ منزل آن مه عاشق كش عبار كجاست ؟

اي غنچه خندان ف چرا خون در دل ما مي‌كني ؟ خاري به خود مي‌بندي و ما را ز سر وا مي‌كني

9-با توجه بيت زير ، به سؤالات پاسخ دهيد :

« در اين بازار اگر سودي است با درويش خرسند است خدايا ، منعمم گردان به درويشي و خرسندي »

الف ) كدام كلمه در مفهوم استعاري به كار رفته است ؟

ب ) استعاره از چست ؟

پ ) چه نوع استعاره‌اي است ؟

10-استعاره‌ي به كار رفته در كدام يك از ابيات زير ، « بليغ‌تر و مؤثرتر » است ؟ چرا ؟

الف ) فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز است

ب ) بخت ان نكند با من ، كان شاخ ، صنوبر را

بنشينيم و بنشانم ، گل بر سرش افشانم

11-جمله‌اي بنويسيد و در آن واژه‌‌ي «قلم» را در « مفهوم مجازي » به كار ببريد .

12-با توجه به بيت زير :

«دل عامي بسوزي چو عذار بر فروزي تو از اين چه سودي داري كه نمي‌كني مدارا»

الف ) كدام كلمه در مفهوم مجازي به كار رفته است ؟

ب) « قرينه‌ » ي آن كدام است ؟

13-در بيت زير ، « دينار و درم » مجاز از چيست ؟ نوع علاقه‌ي ان را بنويسيد .

« آن كس كه به دينار و درم خير نيندوخت سر عاقبت اندر سر دينار و درم كرد »

14-كنايه‌ي به كار رفته در كدام بيت ، اثبات اين حقيقت است كه «آسايش بي رنج » در اين جهان وجود ندارد ؟

الف ) حافش از باد خزان در چمن دهر مرنج فكر معقول بفرما گل بي خار كجاست

ب ) نپندارم اي در خزان كشته جو كه گندم ستاني به وقت درو

15-در هر يك از ابيات زير ، كنايات را مشخص كنيد و مفهوم هر يك را بنويسيد .

الف ) چو بشنيد بيچاره بگريست زار اي كه خواجه دستم ز دامن بدار

ب ) دلا معاش چنان كن كه گر بلغزد پاي فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

16-در بيت زير :

« لبخند تو خلاصه‌ي خوبي‌هاست لختي بخند ، خنده‌ي گل زيباست »

الف ) كدام « صامت » بيش از بقيه تكرار شده است ؟

ب ) نام آرايه‌ي ادبي حاصل از اين تكرار چيست ؟

17-در هر يك از عبارات زير ، بين كدام كلمات ، « سجع » وجود دارد ؟ « نوع سجع‌ها » را بنويسيد ؟

الف ) ملك بي دين باطل است و دين بي ملك ، ضايع .

ب ) هر كه را زر در ترازوست ، زور در بازوست .

18-در ابيات زير ، آرايه‌هاي « موازنه » و « ترصيع » را بيابيد . در هر مورد ، دليل خود را بنويسيد .

الف ) اي منور به تو نجوم جمال اي مقرر به تو رسوم كمال

ب ) شاكر نعمت به هر مقام كه بوديم داعي دولت به هر طريق كه هستيم

19-در هر يك از ابيات زير ، بين كدام كلمات ، بين كدام كلمات « جناس » به كار رفته است ؟ نوع هر جناس را مشخص كنيد .

الف ) اي گدايان خرابات ، خدا يار شماست چشم انعام مداريد از انعامي چند

ب ) كار دلم به جان رسد ، كارد به استخوان رسد ناله كنم بگويدم : دم مزن و بيان مكن

1-مقدمه عاشقانه قصيده چه نام دارد .

الف تعزل ب تخلص ج غزل د مطلع

2-كدام يك از شاعران زير به قطعه سرايي شهرت دارند .

الف ابن يمين ب حافظ ج نظامي د فريدون مشيري

3-اين شرح كدام شعر را به خاطر مي‌آورد . غزل‌هايي است با قافيه متفاوت كه بيت يكساني آن‌ها را به هم مي‌پيوندد .

الف مسمط ب قطعه ج تركيب بند د ترجيع بند

4-كدام يك از شاعران زير از سرايندگان مشهور تركيب بند است .

الف مولوي ب محتشم كاشاني ج فردوسي د پروين اعتصامي

5-اگر شاعر مقصود خود را تنها در يك بيت بيان كند به آن بيت.......... گويند .

6-قصيده شعري است كه از نيمه قرن ........ هـ . ق به تقليد از شعر......... گويند .

7-بنيان‌گذار مسمط ............. است .

8-در بيت زير كلمات قافيه و رديف را بيابيد .

هر كسي كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش

9-در بيت زير حروف قافيه كدامند .

هر كجا يوسفي باشد چو ماه جنت است ار چه كه باشد به قعر چاه

10-كلمه‌ي «دلگشا» چند صامت و مصوت دارد . ( به عدد بنويسيد )

11-هجاهاي كلمه‌ي «اختصاص» را مشخص كنيد . علامت خاص هجاها را بنويسيد .

12-اصلي‌ترين عوامل تأثير شعر را نام ببريد . يكي را به دلخواه توضيح دهيد .

13-زيباترين مختلص در قصيده كدام است . چرا ؟

14-تجديد مطلع در قصيده چيست . چرا شاعر تجديد مطلع مي‌كند .

15-نظام قافيه‌ها در غزل چگونه است .

16-ويژگي‌هاي شعر نيمايي را نام ببريد . (ذكر سه مورد)

17-قديمي‌ترين مستزاد در ديوان كدام شاعر پديد آمده است . محتواي اين نوع شعر چيست . (ذكر سه مورد)

18-مسمط را شرح دهيد .

19-اركان تشبيه را در مصرع زير مشخص كنيد .

يكي دختري داشت خاقان چو ماه

20-هر يك از اشعار زير در چه قالبي سروده شده‌اند . چرا .

الف سخن‌هاي ناخوش ز من دور دار .

به بدها دل ديو رنجور دار .

مگوي آن چه هرگز نگفته است كس

به مردي مكن باد در قفس

ب-بهترين مراتب آن بشتد

كان به فضل و هز به دست آيد

رتبت كان نباشد به استحقاق

زودش اندر نبا شكست آيد .

21-كدام يا از اشعار زير دو بيتي و كدام رباعي است . چرا .

الف) وقت است كه در برآشنايي بزنيم

تا بر گل و سبزه تكيه جايي بزنيم

زان بيش كه دست و پا فرو بندد مرگ

آخر كم از آن كه دست و پايي بزنيم ‌

ب ) اگر صد تير ناز از دل آيد .

مكن باور كه آه از دل بر آيد .

پس از صد سال بعد از مرگ فايز

هنوز آواز دلبر دلبر آيد .

22-بر پايه ويژگي قالب‌ها به سؤالات زير پاسخ دهيد .

الف مناسب ترين قالب براي ثبت لحظه‌هاي زودگذر شاعرانه است

ب قديمي‌ترين نمونه ترجيع بند از كدام شاعر است .

ج مناسب ترين قالب براي بيان داستان‌ها و مطالب طولاني است .

د قالبي كه وحدت موضوع دارد .

23-در تشبيه زير : الف هر يك از كلمات مشخص شده جزء كدام يك اركان تشبيهند .

ب كدام يك از پايه‌هاي تشبيه حذف شده است .

ثريا چون منيژه بر سر چاه دو چشم من بدو چون چشم بيژن

24-در ابيات زير چه نوع تشبيهي ديده مي‌شود طرفين تشبيه را مشخص كنيد .

الف- پير دهن برگ بر درختان چون جامه‌ي عيد نيكبختان

ب- چون آب روان مي‌گذرد عمر تو غافل

اي واي در اين قافله گر فاصله بودي

25-در عبارات و مصراع‌عاي زير تشبيه بليغ را بيابيد نوع آن ا مشخص كنيد.

الف تا كيمياي عشق بيابي و ز رشوي

ب الهي در دل‌هاي ما جز تخم محبت خود مكار

ج-دانش اندر دل چراغ روشن است .

26-در ابيات زير هر يك از كلمات مشخص شده استعاره از چيست .

الف هزاران نرگس از چشم جهانگرد برون شد تا بر آمد يك گل زرد

ب-چو تنها ماند ماه سر و بالا فشاند از نرگسان لولوي لالا

27-در مصراع زير چند استعاره وجود دارد مشخص كنيد .

بتي دارم كه گرد گل ز سنبل سايه بان دارد

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

نمونه سوالات زبان فارسی 3

 

الف ) نگارش

1- در نظام آوايي زبان فارس الگوي هجايي با صامت آغاز مي شود يا مصوّت ؟

 

2- كدام واژه در بيت زير كاملا ً متروك شده است ؟

 

چو سوفارش آمد به پهناي گوش                ز شاخ گوزنان برآمد خروش

 

3- وقتي كه در گوشه اي مي نشينيم و آهسته و بي صدا درباره ي خود حرف مي زنيم از كدام نقش زبان استفاده كرده ايم ؟

 

4- آهنگ جمله ي «‌ آيا شما به مدرسه مي رويد ؟ » چگونه است ؟

 

5- تكيه ي واژه ي « پروردگار و مي رويم » را به طور جداگانه مشخّص نماييد .

 

6- چرا توليد واحد هاي زباني زير رايج نيست ؟

 

1- امروز دانش آموزان به مدرسه رفت .             2- كار آن ها مرد

 

7- الگوي هجايي واژه ي « سَرو » را بنويسيد.

8- با گذاشتن علامت « ، » در جاي مناسب عبارت « ما همه كار مي كنيم » آن را به دو گونه بنويسيد كه معاني متفاوتي داشته باشد . ( بحث درنگ )

 

9- واژه هاي مقابل به كمك كدام روش واژه سازي ساخته شده اند ؟   

الف) دردناك        ب) روپوش

 

10- در نمونه ي هاي زير كدام يك از چهار نقش زبان مطرح مي شود؟

          الف ) فلك به دست مردم نادان دهد زمام مراد         تو اهل دانش و فضلي همين گناهت بس

          ب) آزمون سراسري دانشگاه در تير ماه برگزار مي شود.

 

ب) املا و بياموزيم

 

11- املاي نادرست كلمه را در عبارت مقابل اصلاح كنيد.       « سعدي سخنان نغض و دلكش در گلستان آورده است . »

 

12- كدام عبارت به قيد تأكيد نياز ندارد؟

      الف) بي شك آنان كه خوب مي نويسند ، كساني هستند كه خوب مطالعه كرده اند.

      ب) بي شك قطره قطره ي باران و دانه دانه ي برف از ابر هاي آسمان فرو مي ريزند.

 

13- كدام يك از كلمات عربي دخيل زير نشان دار است ؟

      من جمله -  تأليف  -  قلم

 

14- در كلمات زير ،‌ كلمه اي كه از نظر املايي نا مطابق است ، مشخص كنيد.

      الف) باستاني         ب) استاد      ج) ايستگاه

 

15- فقط يكي از واژه هاي مقابل  دو تلفّظي است ، مشخّص كنيد.       تند گو ، آسمان ، هوشمند

 

16- صامت ميانجي را در كلمه ي « هفتگي » مشخّص كنيد .

 

17- در گروه كلمات زير ، تركيب هاي غلط را يافته و صحيح آن ها را بنويسيد.

 

      حبوط و صعود استشهاد محلي بوي متبوع نوابغ رياضي صوَر و سِير

 

18- املاي كدام يك از گروه كلمه هاي زير نادرست است ؟ صحيح آن ها را بنويسيد.

 

      الف ) بليغ و زدوده     ب) ستور كتاب         ج) اقتضاي مقام

19- نوع فرآيند هاي واجي واژه هاي زير را بنويسيد .

 

 

     الف) هگرز                 هرگز                               ب) شب پره                  شپّره

 

20- كدام جمله از نظر نگارشي درست تر است ؟ دليل خود را توضيح دهيد.

        الف) مسكو مايل به انجام طرح خلع سلاح هسته اي اوكراين است.      

        ب) مسكو مايل به اجراي طرح خلع سلاح هسته اي در اوكراين است.

 

21- عبارت زير را ويرايش كنيد:

       « هنوز معلوم نشده است چه تعداد از قبول شده گان شامل اين قانون شده اند.

 

22- مقاله ي تشريحي يعني چه ؟

 

23- در نگارش « زندگي نامه » رعايت چه مواردي ضروري است ؟ ( ذكر دومورد)

 

24- اساس تمام شيوه هاي ساخت طنز پردازي بر چه چيزي استوار است؟

 

25- در نمونه ي مقابل از چه شيوه اي براي طنز پردازي استفاده شده است ؟ 

« يكي نان نداشت بخورد پياز مي خورد اشتهايش باز شود . »

 

26- بيت زير را با مختصر جا به جايي به نثر باز گرداني كنيد.

               گرت همواره بايد كامكاري           ز مور آموز رسم بردباري

 

27- دو منبع از منابع ديداري و شنيداري استفاده شده در تحقيق را نام ببريد.

 

28- درباره ي موضوع « يك روز باراني » قطعه اي ادبي كوتاه بنويسيد.

 

دستور

29- در جمله ي زير متمّم اسم را پيدا كنيد؟

     « نفرت از بيگانگان در دل هر انسان آزاده اي نهفته است . »

 

30- تعداد واج هاي كلمات مقابل را به عدد بنويسيد.                          اصول -  قوانين

 

31- كدام عبارت درست است ؟ دليل پاسخ خود را بنويسيد.

الف ) مردم به خيابان آمدند.          ب) مردم به خيابان آمد.

 

32- با توجّه به جمله ي « با احترام ، ما ، دانش آموزان كلاس سوم دبيرستان تقاضا مي كنيم... » چرا حذف نهاد « ما » غير ممكن است؟

 

33- از مصدر « بستن » دوم شخص مفرد ماضي مستمر و مضارع اخباري بسازيد.

 

34- در نوشته ي زير نوع افعال را از نظر ساختمان ( ساده ، پيشوندي و مركّب ) بنويسيد.

       او با سخنان دلنشين خود ، ما را به آينده اميدوار كرد و به تلاش بيشتر وا داشت .

 

35- فعلِ جمله ي مقابل را با تغيير جمله گذرا كنيد.         « علي به مدرسه رفت . »

 

36- كدام جمله مجهول نمي شود؟ به چه دليل ؟

الف ( او از چيزي نمي ترسد .          ب) پدرش او را علي ناميده بود.

37- نام وابسته هاي پيشين مشخّص شده را بنويسد.      اين چند روز هفته

 

38- كلمه ي « دكتر » را طوري به كار ببريد كه يك بار شاخص قرار بگيرد و بار ديگر هسته ي گروه اسمي باشد.

39- وابسته ي وابسته ي جمله ي زير را بيابيد و نوع آن را بنويسيد.

قيمت پنج قطعه مرغ ، حقوق ماهيانه ي اوست .

 

40- يك واژه ي مركّب بنويسيد كه در اصل يك گروه اسمي تشكيل شده از هسته و وابسته باشد كه در آن جاي هسته و وابسته عوض شده است.

 

41- واژه ي « همكاري » را بر اساس ترتيب اجزاي سازنده ي آن تا مرحله ي تكواژ تجزيه كنيد.

 

42- نمودار جمله ي « اين پارچه ابريشم است . » را رسم كنيد

.

43- واژه هاي زير از نظر ساختمان ( ساده يا مشتق يا مركّب يا ... ) بنويسيد.

سياه چادر -  آويزه -  دانشسرا -  خيابان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات زبان فارسي (3)              رشته علوم تجربي  و رياضي فيزيك       دي  1382         شماره 2

 

الف ) املا و بياموزيم

1- جمله ي زير را ويرايش كنيد.

   « مسّ  سر و پا از اعمال وضو است . »

 

2- « ان » در واژه ي كوهان نشانه ي چيست ؟

 

3- املاي نادرست كلمات را در عبارت مقابل اصلاح كنيد.

 بايد غدر دوستان را بدانيم و از علم و رنج آنان بكاهيم.

 

4- براي هر يك از فرآيند هاي واجي « كاهش » و « ابدال » يك مثال بنويسيد.

 

5- شكل درست همزه / ء / را در كلمه هاي زير بنويسيد.

مُ / ء / انست                  / ء / ء / تلاف

 

6- كدام يك از واژه هاي «‌ سُنبل ، منابع ،‌ انبساط ، انابه » از نظر املايي نامطابق است ؟ تفاوت آوايي و املايي آن ها را مشخّص كنيد.

 

زبان شناسي

7- كوچكترين جزء يا واحد زبان چيست؟

 

8- هر واژه اي در زبان فارسي چند تكيه دارد؟

 

9- نوع آهنگ جمله ي مقابل را بنويسيد.            آيا فردا امتحان داريم ؟

 

10- جايگاه تكيه را در واژه ي « مي روم » تعيين نماييد.

 

11- از ميان واژه هاي زير ، كدام يك هم ، معناي قديم را حفظ كرده است و هم ، معناي جديد گرفته است ؟

 

             زيبايي -  برگستوان -  يخچال

 

12- اساسي ترين نقش زبان ................. در ميان افراد يك جامعه زباني است.

 

13- جاي خالي را پر كنيد.       آفرينش ادبي به زبان مربوط نمي شود بلكه به ................ مربوط مي شود.

 

14- با گذاشتن علامت « ، » در جاي مناسب عبارت «‌اين جا آشپزخانه ندارد » را به دو گونه بنويسيد كه معاني متفاوت داشته باشد.

 

15- با توجّه به واژه سازي جديد ، واژه ي « ساف » چه معنايي دارد و چگونه ساخته شده است ؟

 

16- اگر به كمك زبان از خود و آن چه در درونمان مي گذرد ، سخن بگوييم ، از كدام نقش زبان استفاده كرده ايم ؟

 

17- در توليد واحد هاي زباني زير چه قواعدي رعايت نشده است؟

 

الف) بر مي داشتند داشتند.    ب) من من را صدا زدم .        پ ) مدرسه ي يك روز خاطره .

 

 

نگارش

 

18- كدام جمله از نظر نگارشي نادرست است ؟

الف) نتايجي را كه امروز به دست آمد ، گزارش مي كنم.     

 ب) اين كه گفتم مشمول حال شما هم مي شود.

 

19- از جمله منابع رايانه اي كه  دسترسي به مراكز اطلاعاتي سراسر دنيا را ممكن مي كند ، چيست؟

 

20- جمله ي مقابل را ويرايش كنيد:    مسكو مايل به انجام طرح خلع سلاح هسته اي اوكراين است.

 

21- معادل امروزي واژه هاي « گزند » و « سرا » را بنويسيد.

 

22- از ميان واژگان داخل كمانك واژه هايي را كه مناسب نوشته ي ادبي و هنري است مشخّص نماييد.

 

زمين به بهار نشست ؛ بهار گره از شكوفه باز كرد . نسيم در ( موي ، گيسوي ) بيد افشان فرو پيچيد.گل هم چون يادي فراموش گشته ، در ( بغل ، آغوش ) چمن بشكفت.

 

23- به كمك آرايه هاي ادبي گونه ي ديگري از جمله ي ( محبّت دل انسان را شاد مي كند .) بنويسيد.

 

24- مقاله ها از نظر شيوه ي نوشتن به چند گونه تقسيم مي شود؟ فقط نام ببريد.

 

25- روش هاي گرد آوري اطّلاعات براي زندگي نامه نويسي را بنويسيد . ( سه مورد )

 

26- دو ضرب اامثل ِ فارسي بنويسيد كه بياني طنز آميز داشته باشند.

 

دستور

 

27- هسته ي گروه فعلي ، ........ است .

 

28- به چه دليل در جمله ي زير نهاد جدا را نمي توان حذف نمود؟

من اين موضوع را گفته بودم.

 

29- نوع حذف را در جمله ي مقابل مشخّص كنيد؟           « گفته بودم درس را بخوانيد. »

 

30- هسته ي گروه اسمي « همان جوانمرد دلير شهر ما » از چند تكواژ تشكيل شده است ؟

 

31- گونه ي مؤدبانه ي افعال مقابل را بنويسيد.              از شما مي خواهم ، حقيقت را بگوييد.

 

32- از مصدر « رفتن » ماضي مستمر ، سوم شخص مفرد بسازيد.

 

33- جمله ي زير چند جزئي است ؟ نوع آن را مشخّص كنيد.

« علي به پدرش مي نازد. »

 

34- واژه هاي « مجنون » و « دليل » را جمع مكسّر ببنديد.

 

35- واژه هاي مميّز را در واژه هاي «‌ خواهر ، راه ، سير( واحد وزن ) ، دستگاه ، مهندس » معيّن كنيد.

 

36- از ميان اسم هاي مقابل ، كدام ساده اند ؟      دبيرستان دبستان نمكدان ناودان

 

37- براي تركيب « اسم + گاه                   اسم » يك نمونه ذكر كنيد و آن را در جمله اي به كار ببريد.

 

38- كدام يك از واژه هاي زير بيش از يك وند دارند ؟

كتابفروشي ، ناشكيبا ، دانش آموز ،‌ ستايشگري ،‌ اسم نويسي

 

39- نمودار جمله ي « موزه ي كلمانسو ديدني است . » را رسم كنيد.

 

40- واژه هاي زير را از نظر ساختمان ( ساده يا مشتق يا مركّب يا ... ) بنويسيد.

رفتن -  كشت و كشتار -  ميان وند -  ابريشم

 

41- دو كلمه ي « سرهنگ » و « كدخدا » را طوري به كار ببريد كه يك بار «‌ شاخص » قرار بگيرند و بار ديگر هسته ي گروه اسمي باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات زبان فارسي (3)   رشته علوم تجربي و رياضي فيزيك        شهريور1382             شماره 3

 

 

املا و بياموزيم

 

1- صامت ميانجي را در كلمه ي « سبزيجات » تعيين نماييد.

 

2- در جمله ي مقابل آوردن كدام واژه نامناسب است ؟ چرا؟     

                                                « بي شك آب دريا ها بخار مي شود . »

 

3- با توجّه به معني ، كدام واژه صحيح است ؟

استجاره : اجاره كردن                                   تسويه : پاك كردن

گزير : چاره                                                مسّ : كشيدن ِ دست تر بر سر يا پا « در وضو »

 

4- املاي كدام يك از گروه كلمه هاي زير نادرست است ؟‌ صحيح آن را بنويسيد.

الف ) خصايل و سجايا                 ب) غدّار و فريفتگار          ج ) تور سينين

 

5- براي هر يك از فرآيندهاي واجي « كاهش » و « ابدال » يك مثال بنويسيد.

 

6- در گروه كلمات زير املاي درست كلمات نادرست را بنويسيد.

 

طوع و رغبت -  حوضه ي عرفان -  ترقّي و انتساب سفت فلك عتاب و خطاب -  مذيق حيات

 

زبان شناسي

7- در توليد واحد زباني مقابل چه قاعده اي رعايت نشده است ؟       درخت به ديدن من شتافت.

 

8- هر تكواژ يا  واژه براي اين كه توليد شود يا از زبان هاي بيگانه به زبان فارسي راه يابد، بايد از صافي كدام قواعد زبان عبور كند ؟

 

9- آهنگ جمله ي مقابل را معين كنيد ؟                 كدام گل را مي پسندي؟

 

10- كدام واژه معناي پيشين خود را از دست داده و با پذيرفتن معناي جديد به دوران بعد منتقل شده است ؟

خوازه شوخ سپر

 

11- تكيه ي واژه هاي « مظلوم » و « نشستم » در كجا قرار دارد؟

 

12- براي هر يك از الگوهاي هجايي زير يك تكواژ بسازيد.

الف ) صامت + مصوت           ب)‌صامت + مصوت + صامت + صامت

 

13- كدام يك از نقش هاي اساسي زبان در نمونه ي زير ديده مي شود؟

                  به نام خداوند جان و خرد             كزين برتر انديشه بر نگذرد

 

14- واژه ي « نهاجا » چه معنايي دارد و چگونه ساخته شده است ؟

 

15- واژه ي « ماه »‌را در دو جمله به كار ببريد كه معناي آن ها با هم متفاوت باشد .

 

نگارش

16- مولوي در اين دو بيت « آن يكي پرسيد اشتر را كه هي         از كجا مي آيي ، اي فرخنده پي

                                      گفت : از حمام گرم كوي ِ تو            گفت : خود پيداست از زانوي تو ! »

      از كدام قشر انتقاد مي كند ؟

17-    در جمله ي زير موارد نادرست را از نظر نگارشي مشخص كنيد و درست آن ها را بنويسيد.

 

 بازرسين با توجّه به گذشته ي متّهم نتايج را تلفني يا به وسيله ي پست گزارش مي كنند.

 

18- چرا در نوشتن يك زندگي نامه ، اغراق و بزرگ نمايي تأثير منفي دارد ؟

 

19- جمله ي مقابل را با كلمات مناسب كامل كنيد.        مقاله يا نوشته تشريحي حاصل ........ و ........ هستند.

 

20- دو مورد از روش هاي گرد آوري اطلاعات را براي زندگي نامه بنويسيد.

 

21- در بيت « يكي شكر گفت اندر آن خاك و دود              كه دكّان ما را گزندي نبود »   سعدي

      به جاي واژه ي مشخص شده چه معادل هايي از زبان معيار امروزي قرار مي گيرد؟

 

22- « دايرةالمعارف فارسي » به سرپرستي چه كسي و در چند مجلّد چاپ شد ؟

 

23- كاربرد كلمات « بر عليه و بر له » در چه صورتي درست است در مثال نشان دهيد.

 

24- با بهره گيري از چه عواملي ، نثر معمولي به نثر هنري تبديل مي شود ؟ چهار مورد را ذكر كنيد.

 

دستور

25- جمله ي سه جزئي « توقّف ممنوع است . » را به جمله ي دو جزئي بي فعل تبديل كنيد.

 

26- يك جمله مثال بزنيد كه واژه ي «‌ ارغواني » در آن صفتِ فعل قرار بگيرد.

 

27- در عبارت « دوستم كتاب جغرافي  جهان را به من داد . » مضاف اليه مضاف اليه را پيدا كنيد.

 

28- هسته ي گروه هاي « آن تپّه هاي جنگل سوخته » و « ريگ هاي كف رودخانه » را بنويسيد.

 

29- فعل كدام عبارت درست است ؟‌ دليل پاسخ خود را توضيح دهيد:

الف) مجلس در اين باره گفت : ...             ب) مجلس در اين باره گفتند: ...

 

30- به كمك مصدرهاي « گرفتن » و « گرداندن » فعل يا مصدر پيشوندي بسازيد.

 

31- از مصدر « چيدن » سوم شخص جمع را در زمان «‌ آينده » بسازيد.

 

 

32- براي واژه ي « يخچال » يك مميز و يك صفت شمارشي بنويسيد.

 

33- هر يك از تركيب هاي مقابل را به يك واژه ي مركّب تبديل كنيد.         سراي مهمان      مرد بزرگ

 

34- با توجّه به الگوهاي داده شده ، واژه ي مشتق بسازيد.

الف) اسم + ناك                                        ب) اسم + ور               

 

35- با ذكر علّت بنويسيد كدام كلمه ، «‌مشتق- مركب » نيست ؟      ناخوشايند -  ناهماهنگي -  ناخودآگاه

 

36- در همه ي گزينه ها به جز گزينه ي ..... پيشوند ديده مي شود.

    1- ناروا    2- نوجواني     3- بيكاره         4- بافرهنگ

 

37- نمودار جمله ي « مادر غذا پخت . » را رسم كنيد.

 

38- وابسته هاي گروه اسمي مقابل را مشخّص كنيد و نام هر يك را بنويسيد.  

   پنجمين سال تأسيس

 

39- واژه هاي زير را از نظر ساختمان ( ساده يا مشتق يامركب يا ... ) بنويسيد.

 

كم حوصله -  خوش -  دوپهلو -  نوآوري

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات زبان فارسي (3)       رشته رياضي فيزيك علوم تجربي    خرداد 1384            شماره 4

 

 

زبان شناسي

 

1- در جمله ي « من ، من را در آينه ديدم . » كدام قاعده ي تركيب زباني رعايت نشده است ؟

 

2- الگوي هجايي واژه ي « گُل » را بنويسيد.

 

3- تغيير تكيه ، روي كدام واژه سبب تغيير معنايي عبارت زير مي شود؟

« ولي دانش آموز بايد بداند كه با تلاش و پيگيري مستمر مي توان به نتيجه رسيد. »

 

4- آهنگ هر يك از جمله هاي زير چگونه است ؟

الف) جنين شتابان به كجا مي روي ؟               ب) هيچ به زندگي انديشيده اي ؟

 

5- در بيت زير ، واژه اي را بيابيد كه هم معناي قديم خود را حفظ كرده و هم معناي جديد گرفته است.

« دريادلان را سفر در پيش دارند                                     پا در ركاب راهوار خويش دارند »

 

6- علامت اختصاري تركيب « كتابخانه ي ملّي ايران » را با استفاده از سر واژه هاي  آن بنويسيد.

7- كدام يك از نقش هاي زبان ، كاركرد اجتماعي بيشتري دارد ؟ چرا ؟

 

نگارش

1- عبارت زير را ويرايش كنيد.

  « بازرسان با توجّه  به سوابق گذشته ي متّهم ،  نتايج به دست آمده را تلفنا ً يا با پست گزارش مي كنند . »

 

2- نوشته هاي تحليلي حاصل ......... ما هستند.

 

3- در نوشته ي زير كه بخشي از زندگي نامه ي ملا صدراي شيرازي است ، نويسنده از چه شيوه اي بهره گرفته است ؟

 

« ابراهيم نگاه را از لاي در گذراند و به محمّد انداخت . محمّد با چشمان بسته سخن مي گفت . اما چاره اي نبود. لاي چشم ها را آهسته باز كرد و گفت : عاقبت اين نور مرا كور خواهد كرد ، پدر ، در را تمام گشود ؛ با چاشني خشونت . »

 

4- بيت زير را به نثر بازگرداني كنيد .

« اگر هوشمندي به معني گراي            كه معني بماند نه صورت به جاي »

 

5- شيوه هاي ساخت طيزها بر چه اساسي است؟

 

6- يك بند ادبي در مورد « خورشيد » بنويسيد.

 

7- لوح فشرده ( ديسكت ) جزء كدام منابع تحقيق محسوب مي شوند ؟

 

8- ازميان واژگان داخل كمانك ، واژه اي را انتخاب كنيد كه مناسب يك نوشته ي ادبي و هنري باشد .

( همانند مثل ) امواج كه به شنزار ساحل راه مي جويند ، دقايق عمر ما نيز به ( جهت -  سوي ) فرجام خويش مي شتابند.

 

 

دستور

1- واج هاي كلمه ي « آرزو » را مشخص كنيد.

 

2- گروه اسمي زير ، چند تكواژ آزاد و چند تكواژ وابسته دارد ؟

               پرشتاب ترين كوشش

 

3- در گروه اسمي زير ، «  هسته » را مشخص كنيد و نام وابسته هاي پيشين و پسين آن را بنويسيد.

« بلند ترين كوه هاي جهان »

 

4- در عبارت زير ، چه بخشي حذف شده است و به چه قرينه اي ؟

        « بعد از ظهري بود و هوا آفتابي و بچه ها سرشان گرم بود . »

 

5- با توجه به عبارت مقابل :      « باران مي باريد . ريزش آب از ناودان و بوي تند كاه گل او را بي تاب مي كرد. »

 

الف ) واژه ي « كاه گل » از نظر ساختمان چه نوع كلمه اي است ؟

 

ب) فعل « مي باريد » را به صورت ماضي مستمر بنويسيد.

 

پ) نام اجزاي تشكيل دهنده ي واژه ي « ريزش » را بنويسيد.

 

6- جمله ي مقابل ، چند جزئي و گذرا به چيست ؟            « مادر كنار فرزند اشك شوق مي ريزد . »

 

7- در جمله ي مقابل ، متمم اسم را پيدا كنيد.  « نفرت از بيگانگان در دل هر انسان آزادهاي نهفته

است . »

 

8- نمودار پيكاني گروه اسمي « شهري نسبتا ً بزرگ » را رسم كنيد.

 

9- در نوشته ي زير نوع افعال را از نظر اختمان ( ساده ، پيشوندي و مركب ) بنويسيد .

« او با سخنان دلنشين خود به ما اميد مي داد و به تلاش بيشتر وامي داشت . »

 

10- فعل جمله هاي زير را گذرا كنيد .

الف) پرنده از روي شاخه ي درخت پريد .                             ب)‌ برگي روي زمين افتاد.

 

11- واژه ي « همكاري » را بر اساس ترتيب اجزاي سازنده ي آن تا مرحله ي تكواژ تجزيه كنيد.

 

12- نام وابسته ي پيشين و نام نقش هاي تبعي ِ مشخص شده را در عبارت زير بنويسيد.

« آقا مراد ، همسايه ي مادر بزرگ ، هياهو و فرياد مردم را شنيد و به كوچه آمد. »

 

13- در جمله ي زير ، كدام واژه را معادل فعل « است » محسوب مي كنيم ؟

« شناخت يعني جدا كردن ارزنده از بي ارزش در همه ي شئون زندگي . »

 

املا و بياموزيم

 

1- عبارت مقابل ، به شيوه ي بلاغي است يا عادي؟ چرا؟        « رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد. »

 

2- در واژه هاي مقابل ، واج ميانجي را مشخص كنيد؟           الف ) نياكان              ب) روستايي

 

3- املاي صحيح كلمات مقابل كدام است ؟           الف )‌ رذل ، رزل          ب) مذبور ، مزبور

 

4- در تلفّظ كدام يك از واژه هاي زير ، فرآيند واجي كاهش اتفاق مي افتد ؟ كدام واج آن در زنجيره ي گفتار حذف مي شود؟

اجتماع -  خيابان -  دست فروش -  زودتر

 

 

5- املاي صحيح واژه هاي نادرست را در گروه كلمات زير بنويسيد.

الطاف الوهيّت -  وحله ي اول  -  بغ كرده و غمگين -  سياق مطلب

 

6- پسوند « ان » در هز يك از واژه هاي زير بنانگر چه مفهومي است ؟

 

الف ) بامدادان          ب) سپاهان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سؤالات زبان فارسي(3)   رشته علوم تجربي و رياضي فيزيك     خرداد1383               شماره 5

 

زبان شناسي

 

1- در جمله ي « دانش آموزان ِ خوب در درس موفّق مي باشد . » كدام قاعده ي زباني رعايت نشده است؟

 

2- يك جمله بنويسيد كه آهنگ آن « افتان » باشد.

 

3- در عبارت : « راستي ، فردا كلاس ادبيات ديرتر شروع مي شود » از كدام نقش زبان استفاده شده است ؟

 

4- منظور از نقش « حديث نفس » در زبان چيست ؟

 

5- چرا ساختن واژه ي « وْتْد » امكان پذير نيست ؟

 

6- تعداد واج هاي كلمات مقابل را بنويسيد .                 1- ابر              2- دماوند

 

7- كدام واژه هاي مقابل داراي تكيه در هجاي پاياني هستند؟   الف )‌ آهو         ب) نمي گويند   ج) آبي     د) برگشتي

 

8- دو واژه مثال بياوريد كه پس از انتقال به دوره ي ديگر ، ‌كاملا ً متروك شده باشند.

 

9- جاهاي خالي را با كلمات مناسب به گونه اي تكميل كنيد كه معناي فعل ها تغيير يابد.

الف ) ........... گرفت .               ب) ................ گرفت .                      ج) .................... گرفت .

 

 

املا و بياموزيم

10- كدام يك از واژه هاي مقابل ، يك تلفّظي است ؟      « مهربان -  روزگار -  هوشمند -  دودمان »

 

11- واج ِ ميانجي « نياكان ، سبزيجات » را مشخّص كنيد .

 

12- در كدام كلمات زير ، واج / ن / به صورت / م / تلفّظ مي شود ؟ آنها را مشخص كنيد.

الف ) نبرد              ب) جانبداري              ج ) ينبوع              د) جنبه

 

13- در كدام گروه كلمات ، غلط املايي وجود دارد ؟ درست آن را در برگه ي خود بنويسيد.

الف ) عتاب و خطاب ،  بطالت و بيهودگي ، اضطراب و تنش

ب) بحبوحه ي حمله ، حدّ و حصر ،  مواحب خداداد

 

14- با توجّه به معني هر واژه ، كدام كلمات غلط نوشته شده است .

قرض = مقصود                         مَقام = ارزش                      متاع = كالا              نصب = اصل و نژاد

 

15- مشخص كنيد واژه هاي  گروه « الف » جزء كدام نوع از فرايندهاي واجي گروه « ب » مي باشد؟

الف ) امضاء -  شب پره -  پاي تخته                      ب) ادغام -  افزايش -  كاهش

 

 

 

 

 

دستور

16- يك جمله ي دو جزئي استثنائي ( بي فعل ) بنويسيد.

 

17- تعداد تكواژها و جمله هاي نوشته ي زير را به عدد بنويسيد.

 اختر شناسي علمي است كه به مطالعه ي احرام آسماني مي پردازد.

 

18- در همه ي گزينه ها جز گزينه ي ............. پيشوند ديده مي شود.

1- ناروا                       2- نوجواني                 3 - بيكاره                     4- بافرهنگ

 

19- مطابق ساخت مقابل دو واژه ي مركب بسازيد.         اسم + اسم                  اسم

 

20- واژه ي « عمو » در كدام جمله شاخص و در كدام ، هسته ي گروه اسمي است.

الف ) عمو پرويز دوست داشتني است .        ب) محمّد ، عموي محسن است.

 

21- هسته ي گروه هاي « آن تپّه هاي جنگل سوخته » و « ريگ هاي كف رودخانه » را بنويسيد.

 

22- اگر كلمات داخل كمانك از حمله ها حذف شوند ، چه نوع حذفي صورت گرفته است ؟

الف ) ( هوا ) سرد شد .                 ب) چه بهتر ( شد )‌ كه شما را آن جا نديدم.

 

23- صورتِ مؤدبانه ي جمله ي مقابل را بنويسيد.             « تو گفته بودي »

 

24- نمودار جمله ي « ما به فرهيختگان خود مي باليم » را رسم كنيد.

 

25- نقش كلمات مشخص شده را بنويسيد.

الف ) تا از دل و جان نكوشيم به آزادگي نخواهيم رسيد.           ب) ابو علي سينا ، شيخ الرئيس در همدان در گذشت.پ ) به شما دارم مي گويم به شما.

 

26- درتركيب « رنگ قرمز تند » كدام واژه ، هسته و كدام واژه ، وابسته و كدام واژه ، وابسته ي ِ وابسته است.

 

27- ساختمان واژه هاي زير را مشخص كنيد. ( ساده ، مشتق و ... )     

 دانشنامه                       ديدار                         خوش رنگ                          خاندان

 

28- در نوشته ي زير نوع افعال را از نظر ساختمان ( ساده ، پيشوندي و مركّب ) بنويسيد.

دانش آموزان اگر درسي را دوست داشته باشند مي كوشند تا مطالب مهمّ آن را فراگيرند و به موفقيت برسند.

 

نگارش

 

29- چه آرايه اي موجب ادبي شدن عبارت زير، شده است ؟

« مي دانست كه اگر ديده بگشايد ، آفتاب بي رحمانه از پنجره ، بر چشمان خسته ي او هجوم خواهد آورد. »

 

30- عام ترين و رايج ترين راه تشريح چيست ؟

 

31- از چه نظر كتاب تاريخ بيهقي از ديگر كتاب هاي تاريخي ممتاز شده است ؟

 

32- دو دايرةالمعارف به زبان فارسي نام ببريد.

 

33- به طور كلي منابع تحقيق به دو دسته تقسيم مي شوند . آن ها را نام ببريد.

 

34- بيت زير را با جا به جايي  مختصري به نثر بازگرداني كنيد.

 « چه باشد گر خورم صد سال تيمار             چو بينم دوست را يك روز ديدار»

 

35- معادل امروزي واژه هاي  « گزند » و « سرا »  را بنويسيد.

 

36- جمله ي زير را ويرايش كنيد.

      

    آيا چگونه پيامبر خدا « صلّي الله » بر عليه كفّار جنگيد؟

 

37- دو ضرب المثل ِ فارسي بنويسيد كه بياني طنزآميز داشته باشند.

 

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

پاسخ خود آزمایی زبان فارسی2 پیش دانشگاهی

خودآزمايی پيش دانشگاهی۲

ترم دوم

88

1- مقصود از « اسب سياه » و « لؤلؤ تر » به ترتيب « ابربهاري » و « باران » است .

2- ابر بهاري را به اسبي سركش تشبيه كرده است كه از ضربه هاي سم اش بر صفحه – ي  آسمان ، باران همچون مرواريد مي بارد .

3- « مشك سياه » در شعر منوچهري استعاره از « سياهي گوش كبك » و سياهي داخل گلبرگ لاله ، « داغ لاله » است . در « ثمين » نيز استعاره از « قطرات باران و شبنم » است كه بر گلبرگ هاي لاله مي نشيند .

4- « خرگه » خيمه ي باشكوه و منفرد شاه و « خيمه » محل اسكان سربازان است ، چون لاله بلندتر از سبزه ها است و شكوه و جلوه ي آن بيشتر و تعداد آن كمتر است و سبزه ها به تعداد بي شمار لاله ها را احاطه كرده اند . لاله را شاهي در ميان خيل سربازان انگاشته است .

5- مسمّط

6- گويي بطّ سفيد : تخيّلي / مست و هشيار : نمادين – تخيّلي / راه بي نهايت : نمادين – تخيّلي / شب كوير : نمادين – تخيّلي – واقعي / سپيده ي آشنا : واقعي – تخيّلي

7- وقتي به آموخته ها و اطّلاعات خود تكيه نكند و به تجربه هاي عاطفي و برقراري ارتباط با دنياي برون بپردازد . صيقل دادن و شفّاف ساختن روح و انديشه شرط آفرينش آثار ماندگار است .

 

92

1-« سيم » : برف و « كمربند آهنين » : سياهي دامنه و بخش مياني كوه مي باسند كه هر دو استعاره مي باشند .

2- بلندي و رفعت دماوند كه به صورت حسن تعليلي شاعرانه بيان شده است

              ( حسن تعليل : ارئه ي بياني شاعرانه براي امور واقعي )

3- زيرا « مشت » صفت انسان بر پا خواسته و معترض است . حال آنكه دماوند خاموش است و قلبي منجمد دارد .

4- زيرا مي خواهد « از دم ستوران و اين مردم نحس ديو مانند وارهد » و از مصاحبت و همنشيني با مردم ديو سيرت بيزار است .

5- « ورم » استعاره از « برآمدگي كوه دماوند » است كه شاعر آن را نتيجه ي آماس دل منجمد و دردمند زمين مي داند . « كافور » استعاره از « برف » براي التيام و كاهش ورم مي باشد .

6- لب دوختن آزاديخواهان در دوره ي قاجاري و اختناق و استبداد حاكم بر جامعه .

7- شاعر يا هر انسان آزاديخواه ديگر كه جانش در آتش مبارزه سوخته است .

8- دماوند نماد آزاديخواهان ، دردمندان و روشنفكراني است كه انزوا و سكوت اختيار كرده اند ، اگرچه آتش آزاديخواهي در دل و جانشان شعله ور است ( خود شاعر نيز مي تواند باشد ) .

9- ابيات 4و5 / 6و7

94

1-چون توصيف او از نوع توصيفات واقعي است ، تصويري دقيق از معماري ، جغرافياي طبيعي و زيستي ، وضعيت اقتصادي و نظامي و جمعيتي ارائه داده است .

2- توصيف واقعي

3- -« روي از سوي جنوب » : به سمت جنوب ، به طرف نواحي جنوب

- « سه جانب آن با آب دريا است » : از سه طرف آب دريا آن را احاطه كرده است ( شبه جزيره ) .

4-در حومه ي شهر طرابلس ( آن سوي حصار و باروي شهر ) خانه اي جز دو يا سه استراحتگاه ( كاروان سرا ) وجود ندارد .

5- « مشهد » اسم مكان است . از مصدر شهادت به معني « مكان حاضر آمدن مردم » ، « شهادت گاه » و « مقبره ي شهيدان » است . در اين درس به اماكني اطلاق شده كه در اطراف مقابر متبرّكه ساخته شده و محل استراحتگاه مسافران بوده است . (كاروانسرا)

6- دقّت ، تيز بيني كه ناشي از مشاهده ي دقيق است و در مجموع ارئه ي توصيفي دقيق و گويا همراه با بيان اطّلاعات واقعي ، بيان صادقانه و بي پيرايه نثر ساده و مرسل است .

7- « آدينه » كه به معني « جمعه » است . چون در اين مساجد روز جمعه نماز جماعت برپاي مي داشتند .

1- خندق

2- نايژه : لوله / پاژه : ديواره – پاشويه

99

1-« صفات مثبت » : بي باك ، صبور ، قهرمان ، فروتن ، بي چشم داشت نوزش ، بي نياز از آب و . . .

     « صفات منفي » : بي برگ و بار ، بي بهره از شوق و شور جوانه زدن و شكفتن ،   بي ثمر ، بي گل و . . .

2- بيد

3- خيال

4- كشور سبز آرزوها ، چشمه ي موّاج و زلال نوازش ها ، اميدها و انتظار ، سرزمين نجات . . . ( پراگراف اوّل صفحه ي 97 )

5- حضرت علي (ع) – سر در چاه فرو بردن و گريستن ايشان و نيز ناله هايشان در نخلستان هاي كوفه .

6- حصار عبوس غربت – پراونه ي شوق – كاسه ي فهم هاي پليد – لبخند نوازش – مشت خونين بي تاب قلب – باران غيبي سكوت – دامن حرير الهه ي عشق .

7-« مزرع سبزفلك ديدم و داس مه نو // يادم از كِشته ي خويش آمد وهنگام درو »       ( حافظ )

9-مهتاب

10- زندگي شهري را زشت و پلشت و پريشان كه نظمي عاقلانه آن را از عواطف و احساسات تهي كرده است . رندگي روستايي كه شاعرانه و پاك و معصومانه است . و ادراك مصلحت بين عقلي در آن راه ندارد .

11- شب ها به مهتاب روشن است و يا به قطره هاي درشت باران ، ستاره ، مصابيح آسمان .

103

1-شاعري در نزديكي تو است كه چنگي ساده تر از ارغنون تو دارد . آواي سبك و لطيف تو زودتر از نيايش من به سوي آسماني كه در انتظار آن است بالا مي رود .

2- الف) اختر شب از كنار كوهساران سر خم مي كند تا صداي تو را بشنود .

ب) صداي تو ، صداي درّه اي است كه در سايه خفته است .

ج) ناله هاي پر هوسي كه از زبان شاخه شنيده مي شود .

3- تركيب موزوني از دلپذيرترين صداهاي طبيعت و مبهم ترين آه هاي آسمان ها

4- تصنيف « مرغ سحر ناله سر كن // داغ مرا تازه تر كن » از ملك الشعراي بهار.

5- آسمان - اختر شب – نيزار – امواج – چشمه سار – جنگل – كوهسار – ساحل

6-صداي شيرين ( صداي شنيدني ، شيرين ، چشيدني ) – آواي سبك ( آواي شنيدني ، سبك لمس كردن ) – زمزمه سوزان ( شنوايي ، لامسه ) – دم لطيف ( شنوايي ، لامسه )

107

1- تابستان ها مي آيند ، چند تا خر دارند و دو برابر آن سنگ ، زن هاشان به خوشه چيني و گدايي ، مردهاشان به آهنگري مشغولند ( صفحه ي . . . )

2-  از خودشان هم طبيب دارند ، هم ماما و هم مستجاب الدّعوه از مازندران قو        مي آوردند و برنج و زغال از ساوجبلاغ ، قند و توتون و پارچه .

3- آبريزان : افرازان

4- پوشاندن سقف خانه ها با تير و ساختن ديوارها از سنگ و چينه و خشت و گل سفيد . گچ كاري امامزاده بكاربردن توفال در سقف خانه .

5-  عبارت وصفي است . نوع آن صفت بيانيِ مركّب و نقش آن مسند است .

115

1- تا به طور غير مستقيم به شيخ بوعبدالله باكو بفهماند جايگاه افراد متكبّر و خودبين ، دوزخ است .

2- تمام حكايت هاي اسرارالتّوحيد بطور عام مصداق چنين شيوه اي هستند ، امّا بطور خاص در حكايت هاي « غرور شكني » ( سطر سوم حكايت ) و « پاكبازي »     ( عكس العمل شيخ در مقابل جمله ي امير مقامران ) به اين موضوع اشاره دارد .

3-هر چه نگاه كردم ، هيچ كس را بدتر از خود نديدم ( در حكايت انسان راستين ) .

4-- « به قول مردمان خطّي به وي فرو نتوان كشيد .»

5-- « انسان راستين »

6--  با بياني غير مستقيم و تمثيلي از طريق جملاتي كوتاه و موثّر آنان را تربيت    مي كردند .

7--  بهتراست خود را گناهكار بدانم .

8-  فرود آمد – فرو مي راند – باز كنيم – برخيزد – درآمد – فرو نتوان كشيد

9--  شيخ بوعبدالله بشكست / با خويش رسيد / او را تصديق كرد / گفت : به راست باختن و پاك باختن / . . .

10- ريختن خاكستر بر سر پيامبر (ص) به وسيله ي زني از ياران ابولهب

122

1- فروتن ، ساده و شكيبا

2- چون همه چيز را در حال تغيير مي ديد  از هيچ پيشامد جالبي زياده اظهار شادماني نمي كرد و از هيچ حادثه ي سوئي نيز به شِكوِه در نمي آمد .

3- اگر انسان نمي تواند در اوج افلاك و آفاق معنويّت پرواز كند ، لااقل از فروافتادن در دام ماديّات و روزمرّه گيها بپرهيزد ( كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ // كار ما شايد اين است / كه در افسوس گل سرخ شناور باشيم ) .

4- من دنيا را از شما دريغ نمي دارم بلكه شما را از دنيا دريغ مي دارم ( دنيا را ناكام از تسلّط بر نفس آنها مي كند ) .

5- جنگ هاي صليبي و حمله ي مغول به ايران

6- جنگيدن براي بوجود آوردن امكان زيستن ( به شيوه اي از زندگي حيوانات كه جزو قوانين جنگل است و ضعيفان را پايمال قدرت زورمندان مي كند ) .

7- بينش مندي ( بصيرت و معرفت باطني از امور ) ، زيرا در نظر او دانشمندي ( علم حصولي يا اكتسابي يا ظاهري يا دنيايي ) نوعي دانايي است كه هيچگاه نمي تواند به عمق و ژرفاي مبهمات زندگي راه يابد ، زيرا درك معمّاي هستي در نظر عرفا نيازمند آن است كه « پشت دانايي اردو بزنند » و از طريق كشف و بهبود و اشراق ( ماوراي علم و عقل ) حقيقت هستي را جستجو كنند .

8- هر گونه اهانت و ايذا را با خونسردي و كم زني مقابله مي كرد ( آخرين پراگراف صفحه ي 127 چاپ 81  است كه ( اين پراگراف در چاپ 83 حذف شده ) دانشمندي زمينه ساز غرور مي شود و محدوديّت ايجاد مي كند ) .

9- زيرا گاندي هم مثل مولانا منادي سلم ( صلح ) و دوستي بود و از زندگي فقط به قدر ضرورت ، خود را بهره مند مي كرد و بيش از قدر ضرورت را موجب دور افتادن از خط سير روحاني خويش مي يافت .

10-نه آيا بايد شكر كني كه باز تو راكبي و او مركوب 

11-وارستگي – رهايي از تعلّقات مادّّي

12- كتاب « پلّه پلّه تا ملاقات خدا » روايت داستان گونه اي است از زندگي مولانا كه به قول دكتر زرّين كوب به اشعار ناسروده ي مولانا يعني زندگي و سير سلوك آدمي مي پردازد و درك عميق اشعار سروده شده ي او را ممكن مي سازد . انتخاب معادل هاي دقيق براي كلمات عربي از ويژگي هاي زباني كتاب است ; ( خاك نهادي : تواضع ) ( دل نهادگي : تعلّق خاطر ) .

 

127

1- منظور نويسنده پذيرش بي چون و چراي مشيّت الهي است و پذيرفتن اين نكته كه « هر چه پروردگار براي بنده بخواهد بهترين است .» اين حالت توكّل و تسليم موجب آرامش روحي و كاهش دل نگراني ها مي شود و به شخص مقاومت و استحكام روحي مي بخشد .

2- نويسنده عالم افسانه ها را پررنگ و نگار و پرّان و نرم مي داند .

3- تشرّع و عرفان / عشق و زندگي عملي / شوريدگي و عقل / همدم كودك و دستگير پير .

4- سخن سعدي به همه شبيه است و به هيچ كس شبيه نيست ، در زبان فارسي احدي تنوانسته است مانند او حرف بزند و در عين حال نظير حرف زدن او را هر روز در كوچه و بازار مي شنويم .

5- ر.ك به حكايت دهم ار باب چهارم بوستان ، مفهوم كلّي حكايت آن است كه نبايد با فرومايگان مقابله به مثل كرد . اگر جاهلان همچون سگ ، با دندان         بي خردي خود وجود خردمندان را آزرده كنند ، خردمند چاره اي جز سكوت ندارد ، همانگونه كه سنگي بي ارزش مي تواند گوهر گرانبها را بشكند .

6-  نوعي حركت ميان يورتمه و قدم زدن ( حركتي است كه با خم كردن پشت همراه است و به راه رفتن شتر مي ماند ) .

7-  زيرا دامنه ي كلام سعدي به قدر كافي وسعت دارد و ناآگاهي از مفهوم يك لغت يا نفهميدن معناي يك بيت مجموعه ي اثر را نا مفهوم نمي كند . هميشه قرائن و نشانه هايي براي درك مفاهيم دشوار در ساير ابيات وجود دارد .

8- نويسنده با فروتني اعتراف مي كند كه قدم در ميداني نهاده كه سعدي يكّه تاز آن است . خود را همچون بيماري مي پندارد كه كه به مرض استسقا ( سيري ناپذيري از آب ) دچار است و كلام سعدي همچون آبي عطش او را فرو مي نشاند و مي گويد كه ميدان براي فعّاليّت نوشتن باز بود . من هم بسيار مايل به نوشتن بودم پس چون همه ي امكانات فراهم بود به اين كار دست زدم .

131

1- فرقه ي نقشبنديّه يكي از سلسله هاي صوفيه شامل پيروان خواجه محمّد نقشبند كه پيرواني در هندوچين ، تركستان ، تركيه و جاوه ، در ايران در كردستان و نيز عراق دارد . كتاب « رشحات عين الحيات » تاليف علي ابن حسين واعظ كاشاني درباره ي اين فرقه و آداب و طريقت ايشان است ( فرهنگ معين – جلد ششم ) . اين سلسله نَسَب خود را به معروف كرخه ( عارف قرن سوم و چهارم ) از شاگردان امام رضا(ع) مي رسانند . آنان اهل سنّت هستند ولي به اهل بيب پيامبر (ص) و ائمّه ارادت خواص دارند . اين سلسله از صوفيان محتاط اند و به شريعت نزديك اند يعني سماع به جا نمي آورند ولي صوفيان سماع كار را هم كافر نمي دانند جامي از برجستگان اين فرقه بود .

2- به دليل تولّد در خرجرد جام و اِرادتي كه به شيخ احمد جامي داشت .

3- هر چه در نوشتن حروف رنج ببري بيهوده است ، باد تند آن را به سرعت پاك    مي كند و از صفحه ي ريگ محو مي كند .

4- مي گفت براي تسلّي خاطر خود مي نويسد و از نام ليلي ياد مي كند و با اين نام دل خود را آرامش مي دهد .

5- نام ليلي كه سبب اعتلاي وجود او شده است .

6- بيان اين آموزش معتبر عرفاني كه : جان مايه ي حيات آدمي ، عشق است و بي عشق ، آدمي همچون حيوان مي شود . « حيات از عشق مي شناس و ممات ،      بي عشق مي ياب ، سوداي عشق از زيركي جهان بهتر ارزد » ، « عين القضاه همداني » 

7- ياد معشوق موجب تسلّي خاطر و رفعت و بلندي عاشق مي شود . اگر وصال ناممكن است يادآوري خاطره و نام معشوق ميسّر است .

8- « خر » در تركيب « خرگمشده » در معناي حقيقي خود يعني ،« حيوان باربر» بكار رفته و در مصراع دوم معناي غير حقيقي دارد زيرا استعاره از مردي است كه از موهبت عشق بي بهره است .

137

1- لباس راسته ( لباس دراز و بي چين ) و بر روي آن عبايي مي پوشيد ، يك چشمش كمي پيچيدگي داشت ( پاراگراف آخر صفحه ي 133 ) .

2-  سبب ادامه ي شيوه ي او در خطّاطي بوسيله خوشنويسان پس از كلهر شد .

2- بيان ساده و روان و جذّاب / به كار بردن جملات كوتاه ( ايجاز ) / توصيف دقيق جزئيّات و وضع ظاهري و حالات شخصي افراد / استفاده از زبان عاميانه . . .

3- هنگام توصيف لباس ميرزا زضا كلهر / توضيح درباره ي شيوه تراشيدان قلم   بوسيله ي كلهر / توصيف حالات فيزيكي ميرزا هنگام خطّاطي ( نفسه زدن ) .

4- خش خش ، چِك چِك ، تق تق ، وِز وِز ، جَر جَر . . . ( « نام آوا » يا « اسم صوت » كه با اصطلاح دستوري « صوت » متفاوت است ) .

5- يك كلمه را بدون برداشتن قلم و ايجاد مكث و فاصله ، از ابتدا تا انتها مي نوشت  ( درواقع حروف يك كلمه را بدون قطع و ايجاد فاصله مي نوشت ) .

6- ( سر هم رفته : روي هم رفته ، در مجموع ) / ( از كار درآودن : تمام كردن به پايان رساندن ) / ( سروا زدن : سرباز زدن ، خودداري )

7- در مجموع ميرزا رضا كلهر مردي اهل سياست معرفي شده كه گاهي بدون پرده پوشي از رفتار حكومت انتقاد مي كرده است . ( پراگراف آخر صفحه ي 136 )

8- ميرزا عبّاس خان ( قوام الدّوله ) ، ميرزا محمد حسين فروغي ( ذكاء الملك ) ، ميرزا زين العابدين شريف قزويني ، سيّد محمود ( صدرالكتاب ) ، ميرزا حسن خان مشير الملك ( مشيرالدّوله ) . . .

9- ( حبس كردن نفس : نفس نكشيدن در مدّت طولاني ) / ( نفسه زدن : بازدم طولاني و كشيده پس از حبس نفس ) .

10- خبر تلخ – صداي لطيف – خنده ي شيرين – قيافه ي با نمك – شعر شيرين – كلام و سخن روشن – فرياد تلخ – جيغ بنفش . . .

بوي دهن تو از چمن مي شنوم / از صداي سخن عشق نديدم خوش تر / مثل اين است كه شب نمناك است .

ببين چه مي گويم / حرفهايم مثل يك تكّه چمن روشن بود / از اين شعر تر شيرين زشاهنشه عجب دارم .

11- خط تحريري همان خط شكسته ي نستعليق است .

   149

1- سفارش خليفه به احمد اين بود كه : اقدام به آزادي بودلَف كند ولي نامي از نياورد و چه كم و چه زياد پيغامي از خليفه به افشين ندهد .

2- با چشمان بسته ، شلواري بر تن ، بر فرشي چرمي نشسته و جلّاد نيز با شمشير برهنه بر بالاي سرش ايستاده .

3- انتظلر داشت او را با آوردن عذري بازگردانند . درحاليكه آنان بنابر عادت ديرينه به پيشواز او آمده ، وي را به درون خانه راه داده بودند .

4- زيرا مي دانست او به شفاعت و به منظور نجات دوست خود ، بودلَف ، آنجا آمده است .

5-  بخاطر اصرار بيش از حد افشين و نيز منزلتي كه او نزد خليفه يافته بود « در نتيجه   خدمات افشين و برانداختن بابك خرّم دين » .

6- « هركسي آن كند كه از اصل و گوهر وي سزد . »

7- مي گويد : « يا اميرالمؤمنين خون مسلماني ريختن نپسنديدم و مرا مزد باشد و ايزد تعالي بدين ، دروغم نگيرد و چند آيت قرآن و اخبار پيغامبر(ص) بياورده » .

8- بيان صريح و دقيق – رعايت ترتيب و توالي اركان جمله – آوردن جملات كوتاه  ( ايجاز ) و نيز جملات طولاني ( بنابرضرورت ) – توصيفات زيبا و دقيق .

9- احمد بن دؤاد قاضي ( شخصيت اصلي ) و اسماعيل بن شهاب ، راوي است .

157

1-داشتن عينك / كراوات ، تعليمي . . .

2- داستان به روايت اوّل شخص مفرد نوشته شده و راوي آن دانش آموزي كلاس پنجم ابتدايي و در واقع رسول پرويزي است / زمان حدود سالهاي 1311 ( پرويزي متولد سال 1300 و متوفّي به سال 1356 است .) مكان شيراز- محل تولد نويسنده بوشهر است .

3- باد دقّت عينك را از جعبه بيرون آورد و آن را به چشمش گذاشت ، دسته ي سيمي را به پشت گوش راست گذاشت و نخ قند . . .

4- لحظه اي كه نخستين بار ، راوي ، عينك بر چشم مي گذارد و چيزهايي را مي بيند كه پيش از آن نديده بوده است .

5-به كار بردن جملات بلند / توصيف دقيق جزئيّات / استفاده از گويش عاميانه / نثر ساده و شكسته

6- الف: ( سن و سال ) // ب: ( صحنه ي تئاتر ) // ج: ( نوعي حشره ي آفت زاي گياهي)

7- مي خواستي زودتر بگي ( بگويي ) / مگه ( مگر ) اينجا دسته ي هفت صندوقي آوردن ( آورده اند )

8-  منظور از « چشم مسلّح » چشمي است كه بوسيله ي ابزارهايي از قبيل عينك ، تلسكوپ و غيره قدرت بينايي آن افزايش يافته و در اين درس منظور از « چشم مسلّح » چشمي است كه داراي عينك است .

 

163

1-از زبان اوّل شخص مفرد ( كودك دبستاني / احتمالا خود نويسنده )

2- حفظ زبان ملّي

3- اهمّيّت حفظ زبان ملّي و حكم دشمن را كه از اين پس هيچ كس نبايد به زبان ملّي خود شخن بگويد .و بنويسد ( اجبار مردم به سخن گفتن به زبان بيگانه ) .

4- وطن پرستي / مبارزه با دشمن

5- نوشتن جمله ي « زنده باد ميهن » به وسيله ي معلّم .

6- هنگامي كه وسيله ي وحدت ملّي در برابر تهاجم بيگانگان باشد .

7- آگاهي از اينكه معلّم ، فردا آنها را ترك خواهد و ديگر كسي نيست كه زبان ملّي و ميهني آنها را تدريس كند .

8-  هنگامي كه بدون اطّلاع كسي ، قصد انجام كاري درباره ي او داشته باشند ( در غياب كسي براي او نقشه اي طرّاحي كرده باشند ) .

169

1- علوم مختلف ملل مشهور و آثار علماي طراز اوّل قديم در دسترس علماي اسلامي قرار گرفت و مسلمانان از راه مطالعه و تحقيق در آن كتب با اين علوم آشنا شدند و آنها را با همديگر درآميختند .

2- شاگردان ايراني دارالفنون كه دست به ترجمه ي كتابهايي زدند كه معلّمان اروپايي اين مدرسه ، آنها را در اختيار آنان قرار داده بودند .

3- تاثير در ساخت فرهنگي فرد و جامعه ( بيدار كردن مردم ) / غني ساختن گنجينه  واژگان زبان فارسي / پويا تر كردن نثر فارسي / رواج دادن ساده نويسي / رهانيدن شعر فارسي از حالت يكنواختي گذشته / جهت بخشيدن به كار نويسندگي و شاعري / رواج علوم و روش هاي تحقيق .

4- هيچ بخشي از « صوت و معناي » اثر اصلي از بين نرود / سبك مؤلّف حفظ شود / پيام او تحريف نگردد .

5- در ترجمه ي ارتباطي ( آزاد ) توجّه مترجم ، بيشتر به گيرنده ي پيام ( خواننده ) است ، يعني سبك مولّف ( ساختهاي صوري ) حفظ نمي شود و از محتواي اثر او نيز بخش هاي ناآشنا حذف مي شود .. درحاليكه در ترجمه معنايي ( تحت الّفظي ) مترجم بيشتر به فرستنده پيام ( نويسنده ) مي انديشد و پيوسته مي كوشد تا حد امكان ساختهاي زبان مبداء را وارد زبان مقصد كند . بنابراين ترجمه ارتباطي بر خلاف ترجمه ي معنايي ، راحت تر خوانده مي شود .

6-  ترجمه ي آزاد از اشعار « مارگوت بيگل » : ( مي خواهم آب شوم / در گستره ي افق / آنجا كه دريا به آخر مي رسد / و آسمان غاز مي شود / مي خواهم با هر آنچه مرا در برگرفته يكي شوم / حس مي كنم و مي دانم / دست مي يابم و       مي ترسم / باور مي كنم و اميدوارم كه هيچ چيز با آن به عِناد بر نخيزد ‹ ترجمه : الف بامداد › )

7- شاهنامه به زبان هاي عربي ، روسي ، انگليسي ، فرانسوي و ايتاليايي / رباعيات خيام به اكثر زبان ها ترجمه شده كه معروف ترين آنها ترجمه ي « فيتز جرالد » به زبان انگيسي است / ديوان حافظ به زبان هاي آلماني ، انگليسي ، روسي . . .

172

1- وحدت دشمنان در باطل خود و تفرقه ي مسلمين در حق خود .

2- سرپيچي از جهاد به بهانه ي سردي يا گرمي هوا ( صفحه 171 – پراگراف دوم : اگر در تابستان شما را بخوانم ، مي گوييد هوا سخت گرم است . . . )

3- با طرح مسائل فرعي اوضاع را پيچيده و دشوارتر مي كنيد .

4- مرجع ضمير « ش » در جمله ي قبل آمده است : « آن را كه فرمان نبرند »       « فرمانده = امام علي (ع) »

5- مفعول است ( كشته و خسته اي برجاي ننهاده . . . )

6-  ( اي نه مردان به صورت مرد ، اي كم خردان ناز پرورد ) / ( چه جاي ملامت است كه در ديده ي من شايسته ي كرامت است )

7-  آنكه از غم چنين شكست خفّت باري بميرد .

8-  تفرقه و خوارمايگي و شانه خالي كردن از زير بار مسؤليّت جهاد .

9-  به خدا سوگند با مردمي در آستانه ي خانه اشان نكوشيدند ، جز آنكه جامه ي خواري بر آنان پوشيدند .

175

1-حجاب ظلمت از آن بست آب خِضر كه گشت

                                                   ز شعر حافظ و آن طبع همچمن آب ، خجل

    آبي كه خِضر حيات از او يافت // در ميكده جو كه جام دارد

                         ( ر.ك صفحه 263 حافظ نامه خرّمشاهي )

2-همچنان كه جرقّه اي براي آتش زدن و سوختن شهر امپراطوران كافي است ، گفته شور انگيز تو نيز اين شاعر آلماني را در تب و تاب افكنده است .

3- هيچكدام را نمي توان پوشيده و پنهان نگاه داشت .

4-  سطر پنجم صفحه ي 175 ( بخش تقليد ) حافظ خويش را با تو برابر نهادن جز نشان ديوانگي نيست . . .

5-  دلارام در بر دلارام جوي // لب از تشنگي خشك برطرف جوي

     آتش است اين بانگ ناي نيست باد // هر كه اين آتش ندارد نيست باد

183

1- مهتاب – شب تاب – سحر – صبح – خار – گل – آب

2- آرزوهاي بر باد رفته – غم حاصل از غفلت مردم – پاي مجروح و آبله گون

3- نه تنها دري به روي او گشوده نمي شود بلكه ويراني خانه ها نيز در نظر او آشكارتر مي شود . رنج حاصل از غفلت مردم و نابساماني جامعه او را نا اميدتر    مي كند . / ( اوضاع نابسامان اجتماعي) مي تواند منظور نويسنده باشد .

4- مردي كه با خستگي روحي و جسمي با كوله باري بر دوش مردم دهكده ايستاده و روايت اندوهناكش را تكرار مي كند .

5-  نازك آراي تن / پاي آبله / قوم به جان باخته / مبارك دم / خفته ي چند

6- نگران با من ، استاده سحر / صبح مي خواهد از من

7- « دست ساييدن » كنايه از جستجو براي چيزي ( جستجوي كورمال كورمال ) /  « پاي آبله ماندن » كنايه از رنجور شدن و ناتوان شدن .

194

1- داستان هاي شاهنامه

2- شاهنامه ( وشعر خود را ) را وسيله ي سنجشن مهر و كينه و روايت درد مي داند و نوشته هاي ديگران را بي عيار و بي ارزش و خالي و بدون درون مايه مي داند .

3- بي شرمي لازم براي كندن چنان چاهي را بيان مي كند . بي شرمي كندن چاه مثل عمقش بي انتها و ناباورانه است . 

4- عميق و پهناور و با نيزه هايي كه بر ديواره و كف آن تعبيه شده بود .

5- « كليد » استعاره از لبخند رستم / « مرواريد » استعاره از دندان هاي او

6-  آتشين پيغام / سكوت ساكت و گيرا / پاك آيين / خيس خون داغ / خروش چشم / چاهسار گوش / ناي بي همتا . . .

7- جنگ با شير بيشه / تشنگي / جنگ با اژدها / رويارويي با جادوگر / گرفتار كردن « اولاد » ديو / رويارويي با « ارژنگ » ديو / نبرد با « ديو سپيد »

201

1-در هر دو شعر سرتاسر طبيعت جلوه و آييه ي وجود خداست ( در شعير آب را گِل نكنيم : پس از توصيف روستايي آرماني مي گويد : « بي گمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست » و خدايي كه در اين نزديكي است لاي اين شب بو ها  . . . )

2- از مصراع « من نمي دانم » تا مصراع « چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد» .

3- آب ، گِل ، روشني كه ساير عناصر شعر به نوعي با آنها در ارتباط اند ( آب و گِل: درخت ، سرو ، علف ، چشمه ، موج ) ( روشني : آسمان ، نور ، خورشيد ) ساير كلمات و عناصر مهم اين شعر عبارتند از : شقايق ، گل سرخ ، دانايي ، نيلوفر… 

4- واقعي ( اهل كاشانم ) / خيالي ( هيجان ها را پرواز دهيم ) / نمادي ( ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم )

5- از مصراع « دست در جذبه ي يك برگ بشوييم و سر خوان برويم / صبح ها وقتي خورشيد در مي آيد متولّد بشويم » تا آخر شعر .

6- « گاه گاهي قفسي مي سازم . . . » تا « خوب مي دانم ، حوض نقّاشي من بي ماهي»

7- ( تكّه نان ) ، ( سر سوزن )

8- چپلين در قيام عصر جديد

9- همه ي آنها را جلوه اي از وجود خدا و مرتبط با انسان مي داند / شب بو نماد كوتاهي ، كاج نماد بلندي

10- از مصراع « من نمازم را وقتي مي خوانم » تا مصراع « پي قد قامت موج »

203

1- ترسيم فضاي عاطفي و صميمانه / تشبيهات و استعارات زيبا / ساختمان به هم پيوسته ي شعر / صورت هاي خيالي متنوّع

2- « خنده ي شمع » – « جلوه كردن بخت » در بيت پنجم / « چشم ناله » و « روي شكوه » در بيت سوم

3- يعني سپيدي بخت فقط در موهاي من هنگام پيري جلوه كرد . تنها سپيدي بختم همين موهاي سفيدم بود .

4- بخاطر ناچيزي و در عين حال سرعت گرد و اين كه گرد هيچ گاه به سوار      نمي رسد.

5- زيرا معشوق بي وفا و جفا كار است و عاشق از همه ي جهان تنها عشق را برگزيده است .

6- در بيت نهم ( رنگ : لون – بز كوهي ) بعضي گفته اند « كشيدم » به معني حمل كردن – تحمّل نمودن / « دوش » به معني ديشب – كتف و شانه

7- بيت پنجم :

چو شمع خنده نكردي مگر به روز سياهم // چو بخت جلوه نكردي مگر ز موي سپيدم

205

1-شرايط نا مساعد اجتمايي و سياسي مانع بروز خصلت هاي نيك مردم بود . مردم نمي توانستند عشق خود را به ايشان ابراز كنند .

2- آب – دريا / شب – فردا / بهار – علف

3- مي تواند استعاره از وطن استبداد زده ي قبل از انقلاب اسلامي باشد .

4- خيالي – نمادي

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

زبان فارسی 3

 

 

1- زبان شناسان صورت های ممکن غیر رایج گروه های اسمی را چه نامیده اند؟

 

 

2- چرا واج های / ت/ء / د/ نمی توانند بدون فاصله درکناریکدیگر قرار گیرند؟

 

 

3- یک مثال بنویسید  که قواعد کاربردی درآن رعایت نشده باشد.

 

 

4- درجمله ی ((او هرروزنامه ای رامی خواند.)) درنگ روی کدام  کلمه است؟

 

 

5- درجمله ی زیر املای درست واژه داخل پرانتز را انتخاب کنید وبنویسید.

(( پروردگارا از ظلمات جهل و (زلالت، ضلالت) به توپناه می برم .))

 

6- درجمله ی زیر واژه ای را بیابید که دارای یک تکواژآزاد و دو تکواژوابسته باشد

((عالم عشق، عالم بی نیازی وتجرد است))

 

7- جمله ی ((کمال عشق درجان دادن است )) ازچند تکواژ ساخته شده است؟

 

8- آهنگ جملات زیر چگونه است؟

الف)  رنج ناشی ازعشق پایان ناپذیراست

ب) هیچ به صدای امواج دریا گوش داده ای ؟

 

9- درعبارت زیر هجای تکیه دار واژه های مشخّص شده راتعیین کنید.

((شادی به دنبال غم می آید، گشایش به دنبال بستگی))

 

10- در جمله ی زیر آوردن کدام واژ نامناسب است؟چرا؟

((بی شک آب دریاها بخار می شود))

 

11- املای کدام گزینه باتوجه به معنی مقابل آن نادرست است؟ صحیح آن را بنویسید.

منصوب= گماشته شده   ،     قدر= ارزش    ،     براعت= برتری    ،     فراق= آسایش

 

12- واج میانجی را درکلمه های مقابل مشخّص کنید.    نامه ای                رفتگان

 

13- شکل درست همزه /ء/ را در کلمه های« ملج/ء/» و « س/ء/ال» بنویسید.

 

14- کلمات متشابه را درگروه کلمات زیر مشخّص کنید .

(نغز- نقض)  --  ( نصب- نسب)  --  (مطاع- متاع)  --  ( براعت- برائت)

 

15- چرا استفاده ازتنوین درواژه ی ((خواهشاً)) نادرست است؟

 

16- کدام اشتباه زبانی درهریک از جمله های زیر دیده می شود؟

الف) حسین به برادرش گفت که مقاله اش منتشرشد.

ب) تیم مقابل در مسابقه ی فینال  نهایی برنده شد .

 

17- درجمله ی مستقل مرکب« سزاوار نیست که زورمندان به ناتوانان ستم کنند» حرف پیوند وابستگی وجمله ی وابسته را مشخّص کنید .

 

18- درجمله ی زیر ((شاخص)) و((ممیز)) کدامند.

((درکترعبدالحسین زرین کوب یک جلد کتاب تحت عنوان پله پله تاملاقات با خدا درشرح حال مولانا نوشته است))

 

19- جمله ی((سروده بود غزلی بی معنا و بی قافیه شاعری را )) مرتب کنید .

 

20- جمله زیر چند جزیی و گذار به چیست ؟

((شعراین دوره ، پناه شکست خوردگان ونومیدان شده بود.))

 

21- هسته ی گروه اسمی ((دفتر چه ی مشق بچّه ها )) کدام است؟ تعداد واج های هسته را مشخّص کنید.

 

22- واژه ی ((می تواند )) چند تکواژدارد؟ تعداد هجاهای آن را مشخّص کنید .

 

23- چرا تولید واحدهای زبانی زیر غیرممکن است؟

الف) آن دانشمند مرد ایرانی دو

ب) حسن صورت حسن را درآیینه دید.

ج) پرنده باغ را کاشت .

 

24- علت نادرستی جمله های زیررا بنویسید .

الف) این که گفتم مشمول حال شما هم می شود.

ب) دیدگاه اواز دیدگاه روان شناسان متفاوت است.

ج) این مسئله را مطرح و مورد بررسی قرار دهید .

 

25- درگروه کلمات زیر کدام نادرست است صحیح آن را بنویسید. معنی درست کلمه ی اشتباه را نیز بنویسید.

سیادت وبزرگی- زرع وکاشتن - مقام وجایگاه – حایل وترسناک.

 

26- نوع ساخت هریک ازکلمات زیررا بنویسید.

زیبا رو=                                تندخو=                                     پنجره =                                  آرامش=

 

27- واژه ی((دانش پژوهی)) از نظر ساختمان چه نوع اسمی است؟ نام اجزای تشکیل دهنده ی آن را بنویسید.

 

 

28- هسته ی گروه ((دمای اجرام آسمانی)) را مشخّص کنید. این گروه چند تکواژ و چند واژه دارد؟

 

 

29- نام اجزای اصلی جمله ی زیررا بنویسید.

                          (( اهل بیابان چنین هوایی را گرگ ومیش می نامند))

 

 

30- جمله ی ((کودک ترسید )) را گذار به مفعول ومتمم کنید – با ذکر مراحل گذار کردن

 

 

31- درهریک ازواژه ها ی مشخّص شده ی عبارت زیر ، وند ونوع آن را مشخّص کنید .

 

                      (( عشق عرفانی تنها یک معشوق می شناسد وآن هم پروردگار توانا است))

 

 

32- به ویژگیهایی نظیر لحن های مختلف خشم ، نفرت، التماس و............... که از ظاهر سخن قابل درک نیستند ویژگیهای...............گویند

ومهمترین واحدهای آن عبارتند از................،..................،.................. .

 

 

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

زبان وادبیات فارسی 3-

 

1-    درترکیب ها و گروه واژه های زیر چند غلط املایی وجود دارد؟

فیّاض و بخشنده- قدح وکاسه - تضّرع والتماس – لطیفه ی نغز- معلوف وانس گرفته – منزّه از مادهّ – زبون و مخزول – بهره ور ومحظوظ – زشت ومذموم – شادمان و معشوف- مضغ و جویدن – معاصی وگناهان

1) دو                      2) سه                           3) چهار                          4) پنج

 

2-    در کدام عبارت غلط نگارشی وجود دارد؟

1)    تاریخ ادبیات از آن جهت که معرّف اوضاع واحوال اجتماعی هر ملت است ، اهمیت بسیار دارد.

2)    نقد تاریخی ، نقد ی است که منتقد برای تحلیل یک اثر ادبی، حوادث با امور مربوط به تاریخ را مورد بررسی قرار دهد.

3)    ازمطالعه ی آثار ادبی می توان دریافت ، که عواطف و احساسات هنرمند چیست و محرک او دراندیشه اش کدام است ؟

4)    از طریق اشعار محلّی و عامیانه ، می توان با احساسات درونی و اعتقادات مذهبی و ارزش های

اجتماعی  گویندگان آن پی برد .

 

3-    در کدام عبارت ، انواع سه گانه ی واژه های مشتق ، مرکّب ومشتق – مرکّب، وجود دارد؟

1)    حافظ درتلفیق دو فرهنگ ایران واسلام به مانند استاد و حکیم فرزانه توس، فردوسی، به توفیق بیشتری دست یافته است .

2)    زمانی که هنوز سپاه مغول شهرهای مردخیز ایران رامیان تاخت وتاز خود قرارنداده بود،عراقی درخانواده ای دانشور دیده به جهان گشود.

3)    عبید زاکانی در رساله های کوتاه خود،بی گمان ظهور نیرمندترین وخلاّق ترین منتقد اجتماعی رادرادبیّات انتقادی فارسی بشارت داده است.

4)    ازمیان همه ی شاعران زبان فارسی بی گمان کسی توفیق آن رانداشته است که به اندازه ای حافظ، مطلوب نظر خاص وعام قرارگیرد.

 

4-    کدام هجای کلمه های((وصل کردن، بی حوصلگی ،می پیوندند، پیشینه ))،به ترتیب تکیه داراست؟

1) پایانی،قبل ازآخر،پایانی،آغازی                          2) پایانی، آغازی، آغازی ،پایانی

3) قبل ازآخر، پایانی،آغازی،پایانی                         4) قبل ازآخر،آغازی،قبل ازآخر،پایانی

 

5- مفهوم بیت((نبیندمرا زنده با بندکس      که روشن روانم براین است وبس))برنفی.......تأکید می کند.

1) آزادگی             2) ستم پذیری              3) جوانمردی                 4) بیداد ستیزی

 

6-عبارت زیراز نویسنده ی کدام کتاب است و مفهوم آن با مفهوم کدام بیت متناسب است؟

((غرض من آن است که تاریخ پایه ای بنویسم وبنایی بزرگ افراشته گردانم ، چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند))

1)    تاریخ بیهقی- پی افکندم از نظم  کاخی بلند                  که ازباد وباران نیابد گزند

2)    تاریخ طبری- همیشه تا برآید ماه و خورشید                مراباشد به وصل یار امّید

3)    تاریخ بیهقی- خوش است اندوه تنهایی کشیدن              اگرباشد امید باز دیدن

4)    تاریه طبری - نمیرم ازاین پس که من زنده ام              که تخم سخن را پراکنده ام

 

7- معانی درست همه ی واژه های ((القا ،الم، براعت ،مسطور،نواهی))به ترتیب درکدام گزینه آمده است ؟

1) آموختن، درد ورنج، برتری، پوشیده شده، ناحیه ها

2) لغو کردن، درفش، بیزاری، نوشته شده، نهی شده ها

3) لغوکردن، درفش، بیزاری، پوشیده شده، ناحیه ها

4) آموختن، درد ورنج، برتری، نوشته شده، نهی شده ها

 

8- درکدام گزینه ،غلط املایی وجوددارد؟

1) پیمان شکن کسی است که میثاق خودرا نغز می کند.

2) جزردریا به پایان رسید و صفیرگلوله ها ازهر طرف شنیده شد

3) سفیرآلمان ،نظردولت متبوع خودرااعلام کرد.

4) عید غدیر مانند عید فطر ازاعیاد بزرگ اسلامی است

 

9- کاربرد همه ی گزینه ها بجز گزینه ی............ خلاف آیین نگارش فارسی است .

1) اعلم تر              2) دوگانگی              3) حسن خوبی               4) سوابق گذشته

 

10- کدام گزینه ، مثالی برای عدم رعایت قواعد معنایی است ؟

1) توتورا فریب دادی                                   2) من به مدرسه می رویم        

    3) مدادم با دلخوری مرا خورد                        4) عقاب ها، پرنده را شکار کرد

 

    11- تعداد تک واژه ها و واژه ها ی کدام گزینه بیشتراست؟

     1) مطالعه فرهنگ و هنر هر ملت مارا با تاریخ آن ملت ونشیب وفرازهای اجتماعی وتاریخی آن آشنا                                

      می سازد.

     2) موضوعات گوناگونی هستند که شاعران ونویسندگان آن رامایه ذوق وهنر خویش قرارداده اند.

     3) فرهنگ وهنر هر ملت جلوه گاه ذوق ،باورها، گرایش ها، آرمان ها و آرزوها ی آن ملت است

     4) آداب ورسوم، دعوت به ارزش هاورفتارهای سازنده اجتماعی ازمهم ترین عناصر وموضوعات       

      فرهنگی هستند . 

 

     12- درکدام گزینه غلط نگارشی وجود دارد؟

      1) نثر دینی فارسی دری، باترجمه ی تفسیر طبری آغاز شد

      2) سبک نویسندگی ناصر خسرو درسفرنامه ، همواروساده و دلپذیراست

      3) شعر عامیانه ازدل شاعرانی گمنام برآمده که هرگز ادعای شاعری نداشته اند.

      4) نثر خواجه عبدالله دررسایل، آهنگین وآراسته به شعرو آیه وحدیث است

 

     13- معانی مقابل همه ی جمله ها بجز جمله ی ..............درست است

      1) تامردم زنده باشد او را از قوت چاره نیست : برای ادامه حیات باید نیرومند وقوی شد

      2) هفتاد هزار سوار او همه به هزیمت شدند:همه ی سربازان او،شکست خوردند

      3) بفرمود تااو را به یوزبانان سپردند: یوزبانان را مأمور مراقبت ومحافظت ازاو کردند

      4) سگی بیامدوسردردیگ کرد،دهنش بسوخت، سبک برآورد:سگ به علت سوختن دهنش ،فوراً

       سرش را بالا کشید.

 

 

14- باتوجه به بیت ((به راه اندر شتاب تو چنان باد            که گردت را نباید درجهان باد))کدام گزینه نادرست  است ؟                                                              

1) بیت ،ردیف دارد.                                               2) آرایه ی کنایه دربیت ، وجود دارد

3) آرایه ی جناس تام دربیت مشاهده می شود                 4) هردوکلمه پایانی مصراع ،کلمات قافیه اند.

 

15- اسفندیار دربیت زیر، به کدام موضوع توصیه ودعوت نشده  است؟

(( بترس از جهان داریزدان پاک            خرد را مکن بادل اندرمغاک))

  1) خوف ازخالق                                              2) تعقّل وتأمل         

  3) توجه به عواطف واحساسات انسانی                  4) بی اعتنایی به مرگ به هنگام جنگ   

 

16- معانی درست واژه های ((قربت، ممدّ، فایق، باسق، صفوت)) به ترتیب درکدام گزینه، آمده است؟

1) نزدیکی، مددکننده، بهتر،گناهکار،پاک                    2) دوری،یاری رساننده،برتر،کوتاه،خلوص

3) نزدیکی، یاری رساننده،برتر،بلند، برگزیده           4) دوری،طولانی،برگزیده،بالا،خالص

 

17- دو جمله آخر عبارت ((اميرازدوربديد وبشنيد وبخنديد وگفت: ((اي حكيم ،ازمن چيزي بخواه)) گفت:جامه ي خود مي خواهم اگرانعام فرمايي.)) با همه ي گزينه ها بجزگزينه ي...........متناسب است

1) ازطلا گشتن پشيمان گشته ايم             مرحمت فرموده مارا مس كنيد

2) اميدواربود آدمي به خير كسان            مرا به خير تواميد نيست شرمرسان

3) داني چه كني؟مرابه من باز گذار         وين دست عنايت ازسرمن بردار

4) بده فرمان به هرموجب كه خواهي       كه تا باشم مراسلطان توباشي

 

18- در كدام بيت،آرايه ي حس آميزي وجوددارد؟

1) چنين پاسخ آوردش اسفنديار                  2) چنين گفت رستم به آواز سخت

3) غمين گشته اسپان ومردان تباه               4) خروش آمدازباره ي هردو مرد

 

19- كدام بيت، اززبان اسفنديار خطاب به رستم است ؟

1) تو بامن به بيداد كوشي همي                 دو چشم خرد را بپوشي همي

2)من امروز نزبهر جنگ آمدم                 پي پوزش ونام وننگ آمدم

3) بترس ازجهان دار يزدان پاك              خرد را مكن با دل اندرمغاك

4) زنيرنگ زالي بدين سان درست          وگرنه كه پايت همي گورجست

 

20- همه ي گزينه ها بجز گزينه ي.............درون مايه ي داستان رستم واسفنديار را تشكيل مي دهد.

1) تضاد اقتدارگرايي وميهن پرستي                   2) برخورد آزادي و اسارت 

3) تقابل پيري و جواني                                  4) نزاع كهنه ونو

 

 

 

21- دركدام گزينه محدوده هاي ساخت صوري زبان آمده است؟

1) ساخت آوايي وصرفي و نحوي                        2) ساخت واجي ومعنايي

3) ذخيره هاي زباني                                        4) ساخت وزن وقافيه

 

22- دركدام گزينه فرآيند واجي افزايش به كارنرفته است؟

1) سيامك               2) كيان             3) رياست                 4) شيطان

 

23- در همه گزينه ها به جزگزينه ي ...........اسم مركّب به كاررفته است.

1) نفوذ نقاشي غرب از اواسط دوره ي صفوي آغاز شد

2) مسجد ومدرسه ي سپهسالار درقرن سيزدهم ساخته شد

3) نگرش پيكر تراشان ناتوراليست به طبيعت وانسان بود

4) هنر معماري درقرن هجدهم تجمل گرا و واقعي بود

 

24- ساخت كدام واژه براساس الگوي ((اسم+پسوند)) نيست؟

1) گوشواره              2) نوين                3) بلوچستان               4) دانشگاه

 

25- رعايت نكردن كدام واحد زبر زنجيري گفتار، موجب ابهام درجمله مي شود؟

1) آهنگ             2) طنين             3) تكيه              4) درنگ

 

26- كدام گزينه بي نياز از ويرايش است؟

1) ما ازاين نتيجه كاملا‌‌‌ً خشنود هستيم                         

 2) هوا سرد هست

3) هنوز معلوم نيست چه تعداد ازدانشجويان شامل اين طرح شده اند.

4) بشد سوي آب وسروتن بشست

 

27- دركدام گزينه فعل مجهول به كاررفته است؟

1) هيچ خلق آن خواب آشكار نكرد               2) درقصص خوانده آمده است

3) دانش آموزان خوشحال شدند                  4) بشد سوي آب وسروتن بشست

 

28- درهمه ي گزينه به جز گزينه ي ..........بخشي از جمله حذف شده است

1) هركه به قامت مهتربه قيمت بهتر            

2) پيرفرتوت راازميان كاربيرون آوردند وزمام كاربد وسپرد

3) اول قصه اي كه اهل كوفه رفع كرده بودندواز عامل خود شكايت كرده

4) مرا زورو فيروزي ازدارو است چ

 

29- چنان چه براي توصيف موضوعي ازعلم معاني وبيان وآرايه هاي ادبي بهره بجوييم ازكدام نقش زباني استفاده كرده ايم؟

1) محمل انديشه           2) آفرينش ادبي             3) ايجادارتباط             4) حديث نفس

 

30- درهرگزينه اي به جز گزينه ي ...........كنايه به كاررفته است

1) در بوته ي آزمايش گذاشتن                     2) بند،افكار گوهرپهلواني اوست

3) گوشش بهاين حرفها بدهكار نيست           4) زرتشت اورا كمربسته ي خودكرده

31- درمصراع ((كفی راد دارد ولی پر زداد)) كدام آرايه ی ادبی ديده نمي شود؟

1) استعاره              2) مجاز              3) واج آرايي               4) جناس

 

32- نقش صفير((م)) دركدام گزينه متفاوت است؟

1) كه درآن جا خبر از جلوه ی ذاتم دادند              2) كه بدان جور جفا صبر وثباتم دادند

3) كه زبذر غم ايام نجاتم دادند                           4) مستحق بودم واين ها به زكاتم دادند

 

33- مصراع دوم شعر((من اگر كام رواگشتم و خوشدل چه عجب))چيست؟

1) باده از جام تجلّی صفاتم دادند              2) مستحق بودم واين ها به زكاتم دادند

3) كه بدان جور جفا صبر وثباتم دادند       4) كه درآن جا خبر از جلوه ي ذاتم دادند             

 

34- عبارت((فراغ ملك قناعت شدن))يعنی:

1) دورشدن ازقدرت               2) وارستگی حاصل ازخرسندی وبی نيازي

3)‌ به آسايش رسيدن               4) ثروتمند شدن

 

35- عبارت((ملك را گفت درويش استوار آمد)) يعني:

1) به پادشاه گفت كه رويش به تندی و استواری وارد شد

2) پادشاه گفت كه درويش درگفتاروعقيده ی خود استوار است

3) سخن درويش براي پادشاه بسيار ناخرسندو دشوار آمد

4) سخنان درويش برای پادشاه منطقی وپسنديده بود

 

36- در عبارت ((مرد خود مرده بود كه جلادش رسن به گلوافكنده بود وخبه كرده )) ضمير((ش)) وابسته به كدام يك از اجزای جمله است ؟

1) بدل                2) متمّم               3) مفعول                4) نهاد

 

37- هدف از به جای آوردن تدابير زير با توجه به داستان قاضی بست بيهقی چه بوده است ؟

((يافتيم خانه تاريك كرده وپرده های كتان آويخته وتركرده و اميررا يافتم آن جا زير تخت نشسته ، پيراهن توزی ،مخنقه درگردن ، عقدی همه كافور وبوالعلای طبيب آن جا زير تخت نشسته ديدم))

1) تخفيف ميزان تب واعتدال دمای بدن امير  

2)  كاهش خشم اميرو ايجاد مكانی مناسب جهت آرامش روانی وی

3) مساعد كردن محيط برای اقدام به زخم بندی         

4)آماده كردن امير جهت جراحی و شكافتن جراحت

 

38- كدام گزينه برای كامل كردن عبارت ((هر ايرانی فارسی دان در كلام بيهقي موسيقي پرتأثيري حس مي كند. اين آهنگ موزون از يك سوواسطه ی به گزين كردن بيهقی است ازميان انبوه واژه ها وتركيبات وازسوی ديگرمحصول .........اوست)) مناسب است؟

1) بررسی و تصحيح مكرر              2) توجه درباريان به كلام

3) اقتضای زمان نويسندگی              4) حسن تأليف كلام

 

39- ازعبارت ((مشتی رندراسيم دادند كه حسنك وزير را سنگ زنند))چه پيامي را نمي توان استنباط كرد؟

1) نشان دادن عدالت اجتماعي                             2) نشان دادن  محبوبيت حسنك وزير

3) اجير كردن گروهي ازمردم بي بندو بار             4) همراه نبودن حكومت با مردم

40- در ادبيات خارجي به چه نوع قصه هايي فابل ( (fable مي گويند؟

1) اززبان ساده انسان باشد       2) عرفانی باشد      3)اززبان حيوان باشد       4) سياسي واجتماعی باشد

 

41- نمودار عبارت((همه ی قشرها،ازعرفای مجذوب جلوه های الهی تا اديبان وشاعران خوش ذوق ورندان بی سرو پا ومردم عادّی،درشعر حافظ، سخن دل خود رايافته اند)) كدام است ؟

 

               سه جزئي گذاربه مفعول                                          چهارجزئي گذرا به متمّم ومفعول                                             

                                                                           

 


              نهاد                    گزاره                                                                                             

                                                                                            نهاد                      گزاره                 

                                     

                                                          مفعول        فعل

                                                                                                                متمّم      مفعول      فعل

                 همه قشر ها                سخن دل خود   يافته اند                                                                                              

  چهارجزئي گذار به متمّم ومفعول                                                                            همه قشر ها            درشعرحافظ    سخن    يافته اند                                                                                                                    

                                                                                                                     سه جزئي گذار به مفعول             دل خود                                                                           

 

    

  نهاد                      گزاره                                                نهاد                  گزاره                                                      

                                                                                                              

 

                                                                                                                                                                                              مفعول             فعل

                                  متمّم          مفعول        فعل                                                                                                                                                               همه قشرها                                                                                                             

                                                                                                                               ...ازعرفاي مجذوب                 خود را           يافته اند         

                              ازعرفا           سخن دل     يافته اند                                                       جلوه هاي الهي                                         

          مجذوب جلوه هاي الهي          خود را      

      تااديبان وشاعران خوش ذوق                 

                                                                                                                                                                                              

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

زبان فارسی 3

 

الف – نگارش (5 نمره)

1- در متن زیر ازکدام شیوه ی نگارش استفاده شده است ؟

(( مدرسه دو طبقه بود ونوساز بود ودردامنه ی کوه تنها افتاده بود و آفتاب روبود. یک فرهنگ دوست ،عمارتش را وسط زمین های خودش ساخته بود، تابلوی مدرسه هم حسابی بزرگ و خوانا ، ازصد متری داد می زد که ، توانا بود هر که ..........))

 

2- کدام نوع نوشته براساس پژوهش های ما ودیگران به وجود می آیند؟

 

3- اگر مصراع ((خانم ملک سلیمان است علم )) را به صورت ((علم خانم ملک سلیمان است.)) تغییر دهیم به این کار چه می گویند؟

 

4- دو مورد ازروش های گرد آوری اطّلاعات را برای نوشتن (( زندگی نامه )) بنویسید.

 

5- تفاوت بازنویسی وبازآفرینی درچیست؟

 

6- با استفاده ازچه شیوه ی نگارشی ، بیت زیر به نثر امروز درآمده است؟

          ((حافظ چه طرفه شاخ نباتی است کلک تو/ کش میوه  دلپذیرتر ازشهد و شکر است))

          (( حافظ قلم توچه شاخ نبات مطبوعی است که میوه اش ازشهد وشکر دلپذیرتراست)) 

 

7- نگارش تشریحی را در نیم سطر شرح دهید.

 

8- مقاله ها ازجهت شیوه ی نوشتن به چند دسته تقسیم می شود؟نام ببرید.

 

9- عام ترین و رایج ترین راه  تشریح ..............................................است.

 

10- چرا در نوشتن یک زندگی نامه ، اغراق و بزرگ نمایی تأثیر منفی دارد؟

 

11- بیت زیر را به نثر بازگردانی کنید.

                ((شنیدم که درتنگنایی شتر                   بیفتاد و بشکست  صندوق دُر))

 

12- جمله زیررا ویرایش کنید .

                 ((مورخان جرئت به افشای کشف خود کردند))

 

ب- زبان شناسی(4 نمره)

1- به چه دلیل تولید واحد زبانی ((بلند آسمانِ این)) درزبان معیار غیر ممکن است؟

 

2- یک مثال بنویسید که قواعد معنایی درآن رعایت نشده باشد .

 

3- کدام یک ازابیات زیر سخن منظوم است ؟ چرا ؟

الف) به نام خداوند جان وخرد                                  کزین برتر اندیشه برنگذرد

  ب) دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم                نقشی به یاد روی تو برآب می زدم

 

4- آهنگ جمله های زیر چگونه است؟

الف) باد سردی ازجلگه می وزید.                             ب) آیااین دلیل شادمانی توست؟

 

5- درهریک از واژه های مشخص شده درجمله ی زیر((هجای تکیه دار)) کدام است؟

      ((خورشید نورطلایی خود را بردشت و صحرا ریخت.))

    

6- برچه اساسی به کارگیری گروه اسمی ((عمیق زمین)) درست است؟

 

7- مصدر((پختن)) را با تغییر معنای اصلی دوبار درجمله به کاربرید.

 

8- منظور ازواحد زبرزنجیری گفتار چیست؟

 

9- صورت های ممکن غیر رایج گروه های اسمی چه نام دارد؟

 

10- عبارت زیر از چند تکواژ وچند واژه تشکیل شده است؟

    ((کشاورزان فارغ از کارروزانه دربستری گرم خفته اند.))

 

ج- دستور(8نمره )

1- با توجه به عبارت زیر به سؤالات مطرح شده پاسخ دهید.

((شعله ی نفرین ها و دود آه مردم ستم دیده ، کارساز می شود. آتشی مهیب دربازار افتاد. نیمی ازبغداد سوخت وخانه ی حاکم ستمگر نیز درآتش می سوزد.))

الف) کدام واژه درعبارت بالا((مشتق مرکب)) است؟

 ب) شکل گذرای فعل ((افتاده )) چیست؟

 ج) زمان ونوع فعل((می سوزد )) را بنویسید.

 د) نام اجزای تشکیل دهنده ی واژه ی ((کارساز)) را بنویسید.

 

2- اگرکلمات داخل کمانک از جمله های زیر حذف شوند، چه نوع حذفی صورت گرفته است؟

الف) (هوا) سرد است.                              ب) چه بهتر(شد) که شما را آن جا ندیدم

 

3- درجمله های زیر ساختمان فعل ها رامشخّص کنید.

الف) خانه ی علی آتش گرفت .                    ب) کجا داشتی می رفتی؟

 

4- نام وابسته های((پیشین وپسین)) را درجمله ی مقابل بنویسید.((عجب گلِ زیبایی درباغ روییده است!))

 

5- واژه ی((خوش بخت))را به صورت یک جمله ی سه جزیی با مفعول بنویسید.

 

6- درجمله ی زیر((شاخص)) و((ممیز)) کدامند؟

((سه جلد کتاب دایرﺓ المعارف فارسی به سرپرستی دکترغلامحسین مصاحب به چاپ رسید.))

 

7- آیا جمله ی زیراز نظرمطابقت نهاد با فعل درست است؟ چرا؟

 ((برگ های درختان با وزش باد پاییزی برزمین ریخت.))

 

8- درجمله ی((کارهرچه دقیق تر،بهتر)) کدام جز حذف شده است؟ نوع حذف را بنویسید.

 

9- اجزای سازنده جمله ((زندگی یعنی عقیده)) رابا نمودار مشخّص کنید.

 

10- به کمک مصدرهای((گرفتن)) و ((گرداندن)) فعل پیشوندی بسازید.

 

11- برای نقش تبعی ((بدل )) یک مثال ذکر کنید .

 

12- جمله ی((کودک خوابید)) را گذرا به مفعول کنید.

 

13- جمله ی ((کودک ترسید))  را گذرا به مفعول ومتمم کنید.

 

14- دو جمله ی زیر چه تفاوت اساسی باهم دارند؟

   عید شما مبارک                زندگی زیباست.

 

15- برای احترام به جای فعل های امر((بخوانید- بنویسید- بنشینید و....)) چه فعلی را می توان به کاربرد؟

 

16- با توجه به دو جمله ی زیر نهاد کدام را می توان حذف کرد؟چرا؟

الف) ما کتاب می خوانیم.

 ب) نامه ی دوستم رسید.

 

17- مجهول فعل((دارم می خورم)) چیست؟

 

د- املاء وبیاموزیم(3نمره)

1- چرا جمله ی مقابل به (( قید تأکید)) نیاز ندارد؟  ((بی تردید با رسیدن بهار شکوفه ها باز می شوند))

 

2- ازمیان گروه کلمات زیر، کلمات متشابه را مشخّص کنید.

( ثواب- صواب)    (فطّرت- فترت)   (قرض- غرض)     (تحدید- تهدید)

3- پسوند ((ان)) درواژه ی((کوهان)) و((بهاران)) چه مفهومی دارد؟

 

4- شکل درست همزه را درکلمات زیر بنویسید.

مُ/ء/اخذه=                          مَ/ء/اخذ=

 

5- املای صحیح جمله ی زیر را بنویسید.

آنها اَلَم را روی دیوار نسب کردند.

 

6- باکلمه ی((گزیر)) جمله بسازید.

 

7- از واژه های داخل کمانک (حِکْمی- حِکَمی) شکل درست را برگزینید وجمله را کامل کنید.

((سروده های ناصرخسرو جزء آثار...............است.))

 

8- جمله های زیر را ویرایش کنید.

روز گذشته ازسِمَت خود استیفا داد.

 

عده ای با خرید نان بیش ازحد تفریط می کنند.

 

9- ازمیان گروه کلمات زیر املای کدام واژه نادرست است . صحیح آن را بنویسید.

امل وآرزو- القا وآموختن - جذرومد- امارت وفرمانروایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

زبان وادبیات فارسی 3 –

 

1- كدام گزينه نيازبه ويرايش دارد؟

1) وزن شعرنيمايی با اوزان عروضی قديم متفاوت است.                     2) تعدادي از زندانيان، مشمول عفو شدند

3) آل بويه خليفه را بركنار كردندوپسرش را به جای او گمارند              4) كتابي كه ديروز خريدم را خواندم

 

2- تكيه در همه ی گزينه ها به جز گزينه ی.............روی هجای پاياني است.

1) نشست وبرخاست              2) پروردگار                     3) شنيد                              4) نرفتم

 

3- املای كدام گزينه درست است؟

1) املاي مطاع                 2) اصل ونصب                   3) ختواط متقارب                 4) سفروحذر

 

4- همه ی افعال زير مي توانند جمله يگذار به مفعول ومسند بسازند به جز گزينه ي .................

1) به شمار آوردن             2) پنداشتن                        3) رهاندن                              4) ناميدن

 

5-  همه ی واژه ها تغيير معنايی يافته اند به جز..........

 1) دستار                     2) سوگند                            3) رعنا                                    4) قوس                       

 

 6- كدام جمله ازنظرگذاربودن با بقيّه فرق دارد؟

 1) بهار گره ازشكوفه گشود                           2) خورشيد تيرگي شب را به دورترين نقطه ي افق مي راند

  3) نسيم فرش سبزي برزمين گسترده بود           4) دخترك از سايه ي درختان ترسيده بود

 

7- دركدام گزينه صفت صفت ديده نمی شود؟

 1) كوزه ي بزرگ گشاد               2) رنگ سبز چمن                    3) لباس آبي سير                 4) رنگ سرخ آتشي

 

 8- به كار بردن كدام جمع مكسّردر فارسي امروز معمول نيست؟

 1) قناديل                                   2) سلاسل                               3) غرايب                         4) مدن

 

  9- درهمه ی گزينه ها ((فرايند واجی افزايش)) ديده مي شود به جز گزينه ی ..........

   1) سياست                                  2) خانه ي دوست                     3) بيان                             4) خيال

 

10- درهمه ی گزينه ها ((فرايندواجی))صورت گرفته به جز گزينه ی ...........

  1) اجرا                                     2) يگانه                                  3) تن پرور                      4) هرگز

 

 11- با توجه به جمله ی((کلبه ی گلی آنان روی خاک خیس نم کشیده ی کناررودخانه قوز کرده بود)) صفت صفت و مضاف الیه مضاف الیه به ترتیب در کدام گزینه آمده است؟

1) خیس- کنار                           2) نم کشیده - آنان                      3) نم کشیده - رودخانه          4) رودخانه – گلی

 

12- در کدام جمله فعل مجهول وجود ندارد؟

1) آن چه را اقرار بکردی،شنیده آمده است .                             2) شد آن که اهل نظر برکرانه می رفتند.

3) گفته آمد که به دلجویی ما می آیی                                       4) ده تن بردست سمک کشته گشتند.

 

13- کدام گروه از واژه ها، معنای پیشین خود را از دست داده وبامعنای جدید به دوران بعد منتقل شده اند؟

1) سفینه - کثیف- دستور                                                     2) جامه -  سوفار- رعنا

3) چشم -  سوگند - رعنا                                                     4) دستار- یخچال- سپر

 

14- تفاوت املایی- آوایی درهمه ی گزینه ها به جز گزینه ی.............. وجوددارد.

1) دست بند                           2) مجتمع                         3) انفجار                          4) خواسته

 

15- در کدام گزینه  ، وابسته ی وابسته  استفاده نشده است؟

1) من خویشتن اسیر کمند نظر شدم.                                2) رنگ اتومبیل پدرش سفید یخچالی است

3) درهوای نسبتاًخوبی ورزش می کنیم                            4) در سایت دبیرستان پنج دستگاه رایانه وجود دارد .

 

16- در همه ی گزینه ها به جز گزینه ی.............تکواژوابسته هست.

1) قلمدان                    2) فیزیکدان                     3) شمعدان                    4) چینه دان

 

 

 

17- درکدام گزینه نهاد بافعل مطابقت دارد؟

1) خورش ها بیا راست خوالیگران                                2) نوح وابراهیم خلیل بمرد

3) رحم اگر نکند مدّعی،خدا بکند.                                 4) مردم به آسمان نگریست

 

18- درکدام گزینه ((فرایند واجی کاهش ))وجود دارد؟

1) یگانه                     2) کیاست                  3) زنبیل                    4) برآورد

 

19- کدام واژه مفرد است؟

1) سجایا                   2) ستور                     3) نکت                   4) سطور

 

20- در کدام گزینه غلط املایی هست؟

1) آب برداشتم تا که را رمقی از حیات باقی است                      2) ما حقّ این نعمت تندرستی را لختی گزارده باشیم

3) شرارت و زعارتی در طبع وی مؤکّد شده است                    4) بوسهل برخشم خود طاقت نداشت برخواست نه تمام

 

21- نمودار جمله ی (( تصویر فردوسی از شهامت و مردانگی کاوه ، به شعر فارسی فروغی خاص بخشیده است)) کدام است؟

1) چهارجزئی گذار به  مفعول و متمم                                                        2)  سه جزئی گذار به مسند

 

 


     نهاد                           گزاره                                نهاد                                گزاره

                                                                                                    

 

گروه اسمی      متمّم اسمی       مفعول          متمّم            فعل                                                                         مسند                            فعل

 

 


                                                                                                                                  تصویر                             فروغی                           است

تصویر           ازشهامت و      فروغی        به شعر          بخشیده                          

                                                                                                                    فردوسی                         خاص بخشیده                      

فردوسی       مردانگی کاوه      خاص          فارسی           است

 

3) چهار جزئی گذار به متمّم و مسند                                                     4) چهارجزئی گذار به مفعول و متمّم

 

 


نهاد                           گزاره                                   نهاد                                  گزاره

                                                                         

                         متمّم            مسند              فعل

                                                                                                                                                                             متمّم             مفعول           فعل

 


تصویر                           به شعر         فروغی         بخشیده

                                                                                                                                    تصویر                          از شهامت      فروغی          بخشیده

فردوسی                       فارسی           خاص             است                                         

                                                                                                                                   فردوسی                        ومردانگی        خاص             است

 

22- کدام گزینه درباره ی طنز مناسب نیست؟

1) خنده ی تبخ و دردناک           2) اغراق در توصیف حالات           3) عدم تقلید از آثار ادبی           4) کش دار کردن ماجرا

 

23- از مفهوم طنز آمیز کدام ضرب المثل هم می توان فقر را برداشت کرد هم خساست را ؟

1) یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد اشتهایش باز شود.

2) خر را که به عروسی می برند برای خوشی نیست، برای آب کشی است

3) تیری که از شست رفته باز نمی گردد

4) دهنه ی جیبش را عنکبوت گرفته

 

24- کدام واژه ی مرکّب ، دراصل ،یک گروه اسمی بوده است که به هنگام ترکیب، جای هسته ووابسته درآن ، عوض شده است؟

1) آلو بخارا                         2) گل خانه                          3) چوب لباس                      4) جانماز

 

25- در تلفّظ کدام گزینه ، فرایندواجی به شکل ((ادغام)) پدید آمده است؟

1) انبار                              2) قند شکن                           3) زودتر                         4) سیاه تر

 

 

26- مجموع مضاف و مضاف الیه یا صفت و موصوف یا ترکیب های عطفی، هنگامی که با هم تشکیل یک کلمه بدهند چند تکیه و کدام تکیه ، باقی می ماند؟

1) فقط یکی- آخرین                2) فقط یکی - اولّین                 3) دوتا- میانی و آخرین                 4) دوتا- اوّلین و آخرین

 

27- کدام کلمه ، درزبان معیار، دوتلفّظی است؟

1) زورمند                           2) مستمند                             3) هوشمند                                  4) ثروتمند

 

28- درجمله ی((نگاه های اسیرم راهمچون پروانه های شوق دراین مزرع سبزآن دوست شاعرم رهامی کنم))به ترتیب چندصفت وچند مضاف الیه وجود دارد؟

1) پنج - چهار                     2) چهار- پنج                          3) چهار- سه                              4) سه- چهار

 

29- درعبارت((شما که این سخنان را می شوید چند نفررا می شناسیدکه بدانندزندگی راحت وآسوده رابرای چه می خواهند واصلاًبدانند زندگی کامل چیست؟))جمعاً چند صفت هست؟

1) هفت                            2) شش                                  3) چهار                                   4) پنج

 

30- هدف طنز:

1) ذم و قدح است              2) اصلاح و تزکیه است              3) مردم آزاری است                   4) برانگیختن خنده و مسخره کردن است

 

31- تکواژ وابسته ی کدام گزینه برمفهوم ((جمع )) دلالت دارد؟

1) کوهان                      2) پاییزان                                 3) نیاکان                                4) باختران

 

32- ازکدام مصدرمی توان جمله ی گذار به مفعول ومتمم ساخت؟

1) نگریستن                   2) ربودن                                 3) شوریدن                             4) نامیدن

 

33- بن مضارع کدام گروه ازمصادر درست نیست؟

1) گسستن- خواندن- رستن:گسل- خوان- رس

2) سفتن- داشتن- کاستن: سنب- دار- کاه

3) گذاشتن- نشستن- غلتیدن: گذار- نشین- غلت

4) ماندن- رشتن- کاشتن: مان- ریس- کار

 

34- نوشته ای که حاصل تأملات درونی نویسنده باشد درچه گونه ای ازنوشته ها می گنجد؟

1) تشریحی                 2) تحقیقی                       3) توصیفی                   4) تحلیلی

 

35- همه ی واژه ها به جز گزینه ی............به کلّی اززبان امروز حذف شده است.

1) پرّه                       2) برگستوان                  3) چهارآینه                   4) ازفنداک

 

36- درهمه ی گزینه ها به جز گزینه ی............صامت میانجی به کاررفته است.

1) آوارگان                 2) ریزه ای                    3)  دلداده ها                  4) مهرویان

 

37- کدام گزینه واژه ای مشتق- مرکّب نیست؟

1) برابر                     2) روان شناس              3) سه پایه                     4) دانشجو

 

38- در کدام گزینه ((شاخص)) به کاررفته است؟

1) غلامحسین یوسفی،نویسنده و استاد برجسته ی دانشگاه درسال 1306 شمسی در مشهد ولادت یافت.

2) معلّم نقّاشی ما یکی ازسرتیپ های دوران ناصرالّدین شاه بود

3) مجموعه ی((درکوچه باغ های نیشابور)) را دکتر شفیعی کدکنی سروده است.

4) درایران مهندس عمران ، خیلی زیاد است .

 

39- همه ی کلمات کدام گزینه وابسته ی وابسته  است؟

1) ممیز- شاخص- صفت صفت- قید صفت

2) مضاف الیه مضاف الیه - ممیز- صفت صفت- متمّم متمّم

3) معطوف- بدل- ممیز- شاخص

4) شاخص- بدل- معطوف- تکرار

 

 

 

40- فرمول مقابل همه ی گزینه ها به جز گزینه ی ............ درست نیست؟

1) بحث درباره ی مسائل ادبی این روزها بسیار رایج است.=نهاد+متمّم+مسند+فعل اسنادی

2) مردم ایران به دین و فرهنگ اصیل خویش پای بندی استواری دارند.= نهاد+متمّم+ مفعول+فعل

3) استادان دانشگاه برای مطالعات علمی به اروپا رفتند.=نهاد+ متمّم+متمّم+فعل

4) انتقاد اززشتی ها و نا بسامانی ها دراصلاح رفتار اجتماعی سودمند است.= نهاد +مسند+ فعل

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

 

 

 

زبان فارسی 3

الف- زبان شناسی(4نمره)

1- الگوی هجایی واژه ی ((افت)) را بنویسید.

 

2- آهنگ کدام جمله اقتان است؟

الف) چرا تاریخ امتحان راتغییر دادید؟

  ب) آیا شما هم این موضوع رامی دانید؟

 

3- ((تکیه )) یعنی چه ؟

 

4- واژه های ((یارانه )) و ((نزاجا)) هرکدام به چه شیوه ای ساخته شده اند؟

 

5- معنای غیرمستقیم هرواحد زبانی یعنی چه؟

 

6- با استفاده از روش های ساختن واژه های جدید ازواژه ی ((پوش)) دو واژه ی جدید بسازید.

 

7- درتولید واحدهای زبانی زیر چه قواعدی رعایت نشده است؟

الف) برمی داشتند  داشتند.

 ب) من من را صدا زدم .

 ج) مدرسه ی یک روز خاطره

 

8- درابیات وعبارت زیرکدام یک ازنقش های زبانی نمود بیشتری دارد؟

الف) دراندرون من خسته دل ندانم کیست/ که من خموشم واو در فغان وغوغا

 ب) باغ بی برگی/روزو شب تنهاست/ با سکوت پاک غمناکش

 ج) (آهسته با خود بگویم) :ٍ حتماً زنگ خورده ومن دوباره دیر به مدرسه می رسم.))

 

ب- املا وبیاموزیم(3نمره)

1- کدام واژه ی متشابه برای تکمیل عبارت زیر درست است؟

همه ی کارکنان ..........او را به این مقام تبریکّ گفتند.(انتصاب- انتساب)

 

2- کدام واژه عبارت (( این پهلوان اززورمندان روزگار بود.)) دوتلفظی است؟

 

3- کاربرد((ان)) درواژه های((برگ ریزان)) و((آشنایان)) چه مفهومی دارد؟

 

4- درتلفظ هریک ازواژه های زیرکدام فرآیند واجی رخ می دهد.

یگانه=                                      دل آرام=

 

5- فعل((کشید)) را دردوجمله طوری به کاربرید که معنای آن تغییر کند.

 

6- املای کدام گروه ازکلمات زیر نادرست است؟ صحیح آنها را بنویسید.

توابع و لواهق – حبوط وصعود- ذرع وپیمان- معادل وهم تراز- سستی واهمال- استراق صمع

 

پ- نگارش(5نمره)

1- درمتن زیرنویسنده ازچه شیوه ای برای ساخت ((طنز)) استفاده کرده است؟

((وقتی پس ازسالها اورادیدم مثل یک درخت چنار خشک شده دراز شده بود.گونه هایش فرورفته وچشم هایش مثل قورباغه بیرون زده بود .))

 

2- توضیح زیر مربوط به کدام کتاب مرجع است؟

((به سرپرستی دکتر غلامحسین مصاحب وبا همکاری 43تن ازنویسندگان درسه مجله چاپ شده است.))

 

3- نوشته های تحلیلی به چه نوع نوشته هایی می گویند؟  

 

4- ((داستان،نمایش نامه ، سفرنامه)) درچه صورتی به نوشته ی ادبی تبدیل می شود؟

 

5- عبارت ((ستاره درآسمان دیده می شود)) را با استفاده ازکاربرد زبان به یک جمله ی ادبی تبدیل کنید.

                               

6- درعبارت زیر کدام شیوه ی طنز پردازی به کار رفته است؟

((سالها کارکردم و نانشان دادم امّا حالا دیگر دهانه ی جیبم را تارعنکبوت گرفته.))

 

7- كتاب ((احصاء العلوم فارابي)) جزء كدام يك ازكتابهاي مرجع است؟

 

8- شاعر درابيات زيرازكدام گونه ي بيان بهره گرفته است؟

((ازخدا جوييم توفيق ادب))/من،غضنفر،شاغلام ياميش رجب

((من به هرجمعيتي نالان شدم))/تا گل آقاي همين دوران شدم

هردومان خورديم دود ازيك چراغ/من شدم بلبل غضنفر شد كلاغ

 

9- درجمله هاي زيرچه خطاي رايج زباني صورت گرفته است؟

الف) كاراوازبقيه ي دانش آموزان متفاوت است.

 ب) كليّات لايحه ي بودجه درجلسه ي امروز مجلس مطرح و به تصويب رسيد.

 

10- هنگام نگارش زندگي نامه علاوه بررعايت نكات فني،چه موارد ديگري را بايد رعايت كرد؟ (ذكردوموردكافي است)

 

11- ((زندگي نامه )) و ((نمايه )) هركدام جزء كدام يك ازمنابع تحقيق هستند؟

 

12- بيت زيررا به نثر امروزي بازگرداني كنيد.

((اي دوست چنان بزي كه بعد ازمردن/ انگشت گزيدني به ياران ماند))

 

13- عبارت زيررا ويرايش كنيد.

((دانشمندان به منظور دست يابي به دانش هسته اي آزمايشات زيادي انجام دادند.))

 

14- به چه نوشته اي ((سند)) گرفته مي شود؟

 

 

ت- دستور(8نمره)

1- از مصدر((خوردن )) مضارع مستمر، دوم شخص مفرد بسازيد.

 

2- جمله ((آن نامه را ديدن)) را به گونه ي مؤدّبانه بنويسيد.

 

3- درگروه اسمي جمله ي((يكي ازاستادهاي بزرگ ادبيات ، دكتر محمد معين است.)) كدام واژه شاخص است؟

 

4- متمم اسم را درجمله ي مقابل مشخص نماييد.((ما ازنياز شما به كتابخانه مطلع شده ايم.))

 

   اسم)) يك اسم مشتق مركب بسازيد.   5- با استفاده از الگوي(( اسم+ بن +وند

 

6- جمله ي((كارخلاقيت وسازندگي است.)) را به جمله ي استثنايي استفاده تبديل كنيد.  

7- براي نهاد هاي زير، فعل مناسب بنويسيد.

الف) برگ ها با وزش نسيم به رقص ..........(درآمدن)

 ب) شورا چنين تصميم .........(گرفتن)

 

8- نقش واژه هاي مشخص شده را درجمله ي زير، معلوم كنيد.

((شعراي متعهد دهه ي چهل،شعرمبتذل مسلط بي مايه را شعري بيمار مي دانستند.

 

9- درجمله ي زير، هريك از واژه هاي مشخص شده چه نوع وابسته ي وابسته اي است؟

((من امروز دو جلد كتاب ازكتاب فروشي پدر دوستم خريدم .))

 

10- فعل دركدام يك ازجملات زير مجهول ودركدام گذرا است؟

الف) گفته آمد كه به دلجويي ما مي آيي

 ب) نامه ها را به كدام موضع سوختند.

 

11- براي(( خواستن)) در مورد اول شخص مفرد دو گونه ي مؤدبانه  بنويسيد.

 

12- درجمله ي((دركتابخانه اوراديدم)) چه جزيي حذف شده است؟به چه قرينه اي؟

 

13- فعل هاي ((پريد)) و ((رفت)) را گذرا كنيد.

 

14- با واژه ي((كودكانه))دوجمله بسازيد،كه دريكي((صفت)) ودرجمله ي ديگر ((قيد)) باشد.

 

15- واژه ي ((هنرآموزي))را براساس ترتيب اجزاي سازنده ي آن تا مرحله ي تكواژ تجزيه كنيد.

 

16- درگروه اسمي((همه ي نوشته هاي طنز آلود)) نوع وابسته هاي پيشين وپسين را بنويسيد.

 

17- با توجه به گروه اسمي((چند دوربين نجومي)) به سؤالات پاسخ دهيد.

الف) اين گروه چند تكواژ دارد؟

 ب) هسته ي گروه را معلوم كنيد وتعداد واج هاي هسته را بنويسيد.

 

18- نقش هاي تبعي را درجمله ي زيرمعلوم كنيد.

((صلاح الدين وحسام الدين،شاگردان مولانا، اورا دراين سلوك ياري كردند.

 

همواره  سرسبز وبهاري باشيد .

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

زبان فارسی 3

 

الف- زبان شناسی(4نمره)

1- کاربرد گروه اسمی((بلندِ دماوند کوه )) براساس کدام قاعده ی ترکیب زبانی، نادرست است؟

 

2- چرا ساختن واژه ی ((رَتد)) امکان پذیر نیست؟

 

3- با توجه به عبارت (( تواین همه شمع را ازکجا می آوری که شب ها تا طلوع می سوزانی؟

الف) آهنگ جمله ی مشخّص شده چیست؟

  ب) کدام هجای واژه های(( طلوع )) و((می آوری)) تکیه دار هستند؟

 

4- توضیح دهید به چه علّت جمله ی((دشت، گوسفندان را می چراند.)) نادرست است. صورت صحیح آن را بنویسید.

 

5- کدام یک از الگوهای هجایی زیر درفارسی معیار کاربرد ندارند؟ چرا؟

الف) صامت+مصوت+صامت

  ب) صامت+صامت+مصوت+صامت

 

6- الگوی هجایی واژه ی ((بار)) را بنویسید.

 

7- درجمله ی زیر برچه اساسی به معنی واژه ی ((ماه )) پی می بریم؟

((ماه رمضان بود. مردان وزنان برای افطار انتظار می کشیدند.))

 

8- هریک ازواژه های مقابل مشمول کدام وضعیت زبانی هستند؟ پیکان- یخچال-

 

9- درمورد معنی واژه ی((دستور)) وتحول معنایی آن درگذرزمان توضیح دهید.

 

ب- املا وبیاموزیم(3نمره)

1- کدام واژه ی((متشابه)) برای تکمیل عبارت زیر درست است؟

((همه ی افراد درکشور)) مطبوع / مثبوع ((خودازحمایت کامل برخوردارند.))

 

2- درعبارت زیر، کدام واژه ((صامت میانجی)) دارد؟ صامت میانجی این واژه را مشخّص کنید.

((شهرمیان دشت گسترده بود، پرازدارودرخت،حالتی رویایی؛))

 

3- پسوند ((ان)) درهریک ازواژه های((برگ ریزان)) و((کوهساران)) چه مفهومی دارد؟

 

4- ازمیان گروه کلمات زیر،املای دو واژه نادرست است،صحیح آن ها را بنویسید.

اعتلاف احزاب- سخن مطایبه آمیز- الفغدن مال- حکم انتساب-شایبه ی انثحال

 

5- چرا به واژه ((عَلَم)) و ((الم)) ، اصطالحاً «متشابه » می گویند؟

 

6- کدام یک ازعبارت های زیر، به قید تأکید نیازدارد؟

الف) پاییز،برگ درختان زرد می شود.

  ب) روح درفصل بهارزاده می شود.

 

نگارش(5نمره)

1- چرا باید زندگی نامه دوراز تعصّب وغرض ورزی نوشته شود؟

 

2- بیت زیر را باجابه جایی  محصربه نثر بازگردانی کنید.

((مبرطاعت نفس شهوت پرست                 که هر ساعتش قبله ی دیگر است.))

 

3- درهریک ازعبارت های زیر، ازکدام شیوه ی نگارش استفاده شده است؟

الف) خودگنبد چنگی به دل نمی زد، لخت وآجری با گله گله سوراخ های برای کفترها، ازته برسقف مسجد نشسته بود.

نخراشیده وزمخت.

ب) توانایی وناموری رستم درآن است که نماینده ی مردم است، پرورده ی تخیل هزاران هزارآدمی زاد است که درطی زمان های دراز او رابه عنوان تجّسمی ازرؤیا ها وآرزوهایشان آفریده اند.

 

4- عبارت زیررا ویرایش کنید.

((درسیستم نوین  آموزش وپرورش ، استفاده از پیشنهادات خانواده ها می تواند تأثیر گذار باشد.))

 

5- کدام نوع نوشته براساس پژوهش های ماودیگران بوجود می آیند ؟

 

6- چرا عبارت زیر را جهت نگارش نادرست است؟

((به اوگفتم: عجله نکن.به قول معروف، با عجله کاردرست نمی شود.))

 

7- اگرزندگی نامه شکلی رمان گونه داشته باشد نویسنده باید برچه اساسی ماجرای زندگی نامه را بنویسد؟

 

8- مقصود از امروزی کردن نوشته چیست ؟

 

9- زندگی نامه ها گونه ای از نوشته های........... است.

 

10- اگر بخواهیم زندگی نامه را ازحالت معمولی وعادی درآوریم چگونه عمل می کنیم؟

 

11- تفاوت بازگردانی وبازنویسی درچیست؟

 

12- معنای غیر مستقیم هر عنصر زبانی از............عنصر با عنصر دیگر استنباط می شود؟

 

د- دستور(8نمره)

1- هسته گروه اسمی زیر را بیابید وتکواژهای هسته را مشخص کنید.

((خواننده ی متون ارزشمند پیشنییان))

 

2- گروه اسمی((همان اختران تابناک )) چند واژه دارد.

 

3- چرا در جمله ی زیرنهاد بافعل مطابقت ندارد؟

((برگ های درختان باوزش باد پاییزی به زمین ریخت.))

 

4- فعل های زیررا باحفظ شخص وزمان گذرا به مفعول کنید.

رسیده است=                         می چرخند=

 

5- فعل ((شنیده باشد)) را با حفظ شخص وزمان مجهول کنید.

 

6- نمودار جمله ی ((کاریعنی خلاقیت وسازندگی)) را رسم کنید.

 

7- شیوه نگارش جمله ی زیر چگونه است؟

((بیاوردم از حدیث این پادشاه بزرگ ))

 

8- نقش قسمت مشخص شده را بنویسید.((حافظ ، شاعر بزرگ ایران ، شهرت جهانی دارد.))

 

9- با توجه  به عبارت زیر به سؤالات پاسخ دهید.

((شش روزازماندن ما دربیشه می گذشت، هنگام ظهر، آرام وبی صدا به درختی تکیه داده، دراندیشه ای فرورفته بودیم.))

الف) ساختمان افعال رامشخص کنید.

ب) دردوجمله ی پایانی عبارت، حذف فعل به چه قرینه ای است؟

 

10- نام اجزای تشکیل دهنده ی واژه ی ((نشست و برخاست)) را بنویسید.

 

11- فعل(( می بینید)) را به صورت ماضی بعید درآورید.

 

12- با فعل ((درخت )) دو جمله ی کوتاه بسازید که معنای متفاوتی داشته باشد.

 

13- عبارت زیر را با گذرا کردن فعل بازنویسی کنید.

((مریم هرروز برای دیدن غروب خورشید به کنار دریا می رفت وساعتی درآن جا می ماند.))

 

 

14- آیا در جمله ی زیر نهاد جدا قابل حذف است؟چرا؟

((ما،ملت ایران،همگی به یاری زلزله زدگان خواهیم شتافت.

 

15- مشخص کنید جملات زیر چند جزئی است.

الف) قدم نورسیده مبارک.                      ب) طریقه ی مولانا درترکیه پیروان زیادی دارد.

 

                                                                

 

                                                    

                                سرفراز وسربلند باشید.

 

 

+ نویسنده در یکشنبه ششم بهمن 1387 |

آزمون چهار گزینه ای زبان فارسی2

 

1- کلمه های .........عربی که درزبان فارسی معمول استمانند ظاهراً قید مختص اند.

1) وصفی                2) بی تنوین                3) منوّن                 4) فارسی

 

2- کدام گزینه جایز نیست که کلماتش در نقش قیدی بکارروند؟

1) ظاهراً- باطناً- سریعاً                       2) اصلاً- اصولاً- احتراماً

3) گاهاً- جاناً- زباناً                             4) حتماً- احتمالاً- اجباراً

 

3- کدام تعریف درباره ی قید مشترک صدق نمی کند ؟

1) کلیّه ی کلماتی که صفت یا اسم اند امّا نقش قیدی می گیرند قید مشترک اند.

2) کلمه هایی که دراصل قید نیستند ولی درجمله نقش نقش قیدی پیدا می کنند قید مشترک اند.

3) کلماتی که دراصل نوع دیگری از کلمه هستند ولی از نظر نقش همیشه ودرتمام جمله ها نقش قیدی دارند.

4) کلمه هایی که درصرف قید نیستند ولی درنحو قید هستند.

 

4- درکدام گزینه هیچ گونه قیدی وجود ندارد؟

1) مردم خوب همه چیز را روشن و پاک می بینند.

2) هرکس که خوب باشد پاداش خوبی خود را دریافت خواهد کرد

3) آن که خوب است و با مردم خوب رفتار می کند خدا از اوراضی است.

4) عیّاران فاصله های بین شهرها را به تندی طی می کردند.

 

5- درکدام گزینه قید مختص وجود ندارد؟

1) بنای کار عیّاران بر جوانمردی بود و درراه دفع ظلم و یاران به مردم بینوا هرگز از تحمّل خطر امتناعی نداشتند.

2) سیّد جمال الدین اسد آبادی دائماً برای وحدت اسلامی تلاش می کرد.

3) هنوز نیک و بد زندگی به دفتر عمر                   نخوانده ای و به چشم توراه و چاه یکی است

4) روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست             وز بهر طلب بال و پر خویش بیار است

 

6- با توجّه به قید های هر جمله کدام گزینه با بقّیه متفاوت است؟

1) وقت خیلی دیر است.                        2) لقمان بسیار دانا بود.

3) هوا کاملاً صاف شد .                       4) او خیلی خوب می نویسد.

 

7- صورت مجهول ((برسانم))چیست؟

1) رسانده شوم                    2) رسانده شدم                    3) رسیده شوم                         4) رسانده خواهم شد

 

8- در عبارت ((گفت: گفته ام را پیش ازآن که به تو گفته باشم به او گفته بودم.)) کدام یک از انواع ماضی نیست؟

1) نقلی                             2) مطلق                            3) التزامی                              4) بعید

 

9- در کدام مصدر((بن مضارع )) موجود است؟

1) آفریدن                        2) خواستن                           3) دویدن                               4) گفتن

 

10- کدام گزینه نگارش صحیحی دارد؟

1) من زباناً و جاناً از او حمایت خواهم نمود.                                    2) من رسماً از او تشکّر کردم.

3) او ناچاراً به خانه ی ما مراجعه نمود.                                          4) او مطلب را تلفناً به اطلاع  محسن رساند

 

11- استفاده از کدام ترکیب در نوشته صحیح نمی باشد؟

1) مکّه ی معظّمه                   2)  مدینه ی منورّه                   3) شهرهای معموره                    4) مدینه ی فاضله

 

12- استفاده از کدام ترکیب در نوشته درست است؟

1) خانم های دانشور               2) خانم های محترمه                3) خانم مدیره                            4) خانم رئیسه

 

13- کدام گزینه از نظر نگارش درست است؟

1) ابن سینا از دانشوران عصر خود اعلم تر است.

2) اوسال هاست که به بیماری فشارخون مبتلا شده است .

3) خوبیّت و مرغوبیّت میوه ها را تضمین می کنیم    

4) ما زباناً وعملاً برای خدمت به خریداران گرامی آماده ایم .

 

14- نگارش کدام جمله شیوا نیست ؟

1) له او به مبارزه پرداخت .                                2) علیه او به مبارزه پرداخت .

3) با او به مبارزه پرداخت .                                4) بر علیه او به مبارزه پرداخت

 

15- استفاده از کدام واژه درنوشته درست است؟

1) خوبیّت                   2) منیّـت                 3) هویّت                  4) رهبریّت

 

16- به کاربردن کدام ترکیب در جمله ازنظر نگارشی صحیح نیست؟

1) نماز گزار             2) خراجگزار            3) سپاسگزار            4) قانونگزار

 

17- کدام گزینه نگارش نادرستی دارد؟

1) کتابی را که خریده بودم، به علی دادم                               2) کتابی  که خریده بودم را محسن با خود برد.

3) سکوت را شکست و مطالب را گفت .                              4) نیکویی برخلق ازواجبات دینی است.

 

18- کدام گزینه نگارش درستی دارد؟

1) ضعیف کشی و مردم آزاری خوبیّت ندارد.

2) درک  هویّت موجودات ، دشوار است.

3) خودخواهی و منیّت،موجب ضعف و گمراهی است

4) باید ازتفرقه و دوئیّت بپرهیزیم .                   

 

 19- نوشته ای که دریافت ها یا نظریّات نویسنده را در موضوع یا موردی خاص به خوانندگان منتقل می کند، اصطلاحاً چه می گویند؟

1) زندگی نامه                   2) سفرنامه                     3) گزارش                       4) مقاله 

 

20- اگرنویسنده یا شاعری ضمن ستایش خدا وپیامبر به ذکر الفاظی بپردازد که بامحتوا و مضمون کتابش ارتباط داشته باشد به آن چه می گویند؟

1) براعت استهلال               2) تعریض                  3) مراعات نظیر                4) تمهید

 

21- کدام گزینه به واج میانجی نیاز ندارد؟

1) نامه                             2) بچّه                       3)کلاه                            4) پخته

 

22- فعل در مصراع ((زمانه به دست تو دادم کلید))چیست؟

1) دست دادم                     2) دادم                      3) داد                             4) به دست توداد

 

23- درکدام گزینه نقش ضمیر((ش))با بقیّه متفاوت است؟

1) ازتمام بندرگاه هایش راندند                        2) تن پوشش را و پرچمش را ربودند

3) زیبای کوچکش را ربودند                          4) بردهانش زنجیر بستند.

 

24- بیت((علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را / که به ماسوا فکندی همه سایه هما را ))چند جمله است؟

1) چهار جمله                 2) پنج جمله                   3) دو جمله                    4) سه جمله

 

25- نگارش کدام جمله صحیح است؟

1) ناصر خسرو کتاب سفرنامه را تألیف کرده است.

2) من با او آشناییّت ندارم .

3) کتاب گلستان به وسیله ی سعد ی شیرازی نوشته شده است.

4) کشور فوق الذکر از سه قوم تشکیل شده است .

 

26- کدام گزینه درباره ی جمله ی((هوای شمال سرد و دلپذیر است.))غلط است؟

1) هوا= نهاد              2) شمال= مضافٌ الیه             3) و = حرف ربط                 4) مطبوع = مسند

 

27- گونه ی زبانی که زبان کوتاه و صریح دارد و در آن از اصطلاحات خاصی می شود چه نام دارد؟

1) ادبی                   2) اداری                  3) مطبوعاتی              4) علمی

28- کدام گزینه درباره ی ((نهاد)) در زبان فارسی معتبرتر است؟

1) اوّلین عنصر جمله به شمار می رود.

2) کننده ی کار و انجام دهنده ی فعل است.

3) عنصری است که حالتی به آن نسبت داده می شود .

4) عنصری است که از لحاظ شخص و عدد می تواند با فعل مطابقت داشته باشد .

29- همه ی افعال زیر به جز .........متمم گیر هستند.

1) اندیشیدن                  2) پرداختن                   3) آمیختن                     4) فریفتن

 

30- واژه« پدر خوانده» چند واج دارد؟

1) 9تا                        2) 10تا                      3) 11تا                        4) 12تا

 

31- جمله« که تو برمی گردی» درجمله ی«دیروز شنیدم که توبرمی گردی» کدام نقش دستوری را برعهده دارد؟

1) نهاد                     2) مفعول                    3) قید                           4) متمم فعل

 

32- مفعول جمله ی« تونیکی می کن و دردجله انداز» چیست؟

1) تو                       2) دجله                     3) نیکی می کن               4)محذوف

 

33- در جمله ی «حافظ خود را رند می داند»،«رند» چه نقشی دارد؟

1) مفعول                2) قید                       3) مسند                       4) جزء فعل مرکّب است.

 

34- د رجمله ی « دسته دسته از ایرانیان به سپاه اسلام می گرویدند»نقش دستوری« اسلام » چیست؟

1) فاعل                  2) متمم                  3) مضافٌ الیه                 4) متمم قیدی

 

35- کلمه ی «دوچرخه سواری » از چند تکواژه تشکیل شده است؟

1) دو تا                 2)سه تا                   3) پنج تا                        4) هفت تا     

 

36- بیت زیر چند مسند دارد؟

            زخم خونینم اگر به نشود،به باشد                   خنک آن زخم که هر لحظه مرا مر هم از اوست

1) یکی                 2) دوتا                  3) سه تا                         4) چهارتا

 

37- نوع« را» در کدام گزینه با بقیّه متفاوت است؟

1) اورادیدم           2) کتاب را خواندم          3) عمر را سپری کردم              4) خویش را فضیلت ثابت کند.

 

38- بیت «کنون بند بگشا از جوشنم/ برهنه ببین این تن روشنم» چند مفعول دارد؟

1) یکی                2) دوتا                       3) سه تا                                4) ندارد

 

39- باتوجّه به جمله ی« ناگاه حربه بینداخت و برسینه ی وی آمد.»کدام گزینه غلط است؟

1) حربه بینداخت= فعل مرکّب            2) وی= مضافٌ الیه             3) سینه= متمم               4) عبارت دوجمله است

 

40- بیت زیر چند شناسه دارد؟

                 گفتاکه ، که را کشتی تا کشته شدی زار                      تا باز که او را بکشد آن که تو را کشت

1) یکی                     2) دوتا                       3) سه تا                       4) چهارتا

 

 

 

 

+ نویسنده در شنبه پنجم بهمن 1387 |

 

 

 

* باتوجه به متن زير به پرسشهاي شماره 355 و 366 پاسخ دهيد.
شيخ ما را گفتند« که فلان کس بر روي آب مي رود» گفت: «سهل است صعوه اي نيز بر روي آب مي رود» گفتند: در فلان کس در هوا مي پرد. «گفت: ... و مگس نيز در هوا مي پرد» گفتند: «فلان کس در يک لحظه از شهري به شهري مي رود» شيخ گفت: شيطان نيز در يک نفس از مشرق به مغرب مي رود». اين چنين چيزها را قيمت نيست. مرد آن بود که در ميان خلق بنشيند برخيزد و بخورد و بخسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در ميان خلق، ستد و داد کند و زن خواهد و با خلق درآميزد و يک لحظه از خداي غافل نباشد».(سراسري 80)

  355- شيخ چه چيزي را نکوهش مي کند؟

1) بي اعتنايي به اقوال عامه 2) پرهيزد از اقدام به امور خارق العاده 3) پيروي از هواي نفس 4) انزوا و عزلت از خلق  

  356- کدام گزينه از ديدگاه شيخ مهمتر است؟ (سراسري 80)

1) معاشرت و مصاحبت با ديگر بندگان خدا2) تأمين معاش از طريق داد و ستد با ديگران 3) اقدام به تشکيل خانواده و حفظ حرمت جامعه 4) پرداختن به زندگي اجتماعي توأم با ذکر پيوسته ي معبود  

  357- کدام گزينه ، از متن زير دريافت نمي شود؟
«به بهترين فرد بني اسرائيل گفته شد که بدترين بني اسرائيل را پيدا کند «او را مهلت خواست و گرد عالم مي گشت. مردي را ديد که به فساد و ناشايستگي معروف بود، چنان که انگشت نماي گشته بود. خواست او را ببرد. ولي با خود گفت ، به قول مردمان خطي بروي فرو نتوان کشيد ، پس اين گمان در حق خويش برم، بهتر ، آن گاه و مي آمد به موسي که بدرستي که آن مرد بهترين ايشان است». (سراسري 80)

1) تشخيص فسق و فساد ممکن نيست 2) تحت تأثير شايعات نبايد بود 3) حکم به ظاهر نبايد کرد 4) در حق مردم بايد حسن ظن داشت  

  358- مؤلف کدام اثر ميرزا طاهر تنکابني است؟ (سراسري 80)

1) الغارات 2) قصص العلما 3) قصص الانبياء 4) مغازي  

  359- «بمان» در عبارت «بعد از اين دانشمندی رابمان ، بينش مندي را پيش گير» با کدام حکمه قرابت معنايي دارد؟ (آزاد 80)

1) يیگر 2) همانند باش 3) توجه کن 4) بگذار  

  360- «به قول مردمان حظي به وي فرو نتوان کشيد معادل کدام اصطلاح امروزي است؟ (آزاد 80)

1) برچسب زدن به کسي 2) سرکيسه کردن مردمان 3) مردم را به پشيزي نگرفتن 4) همه را سرو ته يک کرباس دانستن  

  361- کاربرد حرف «را» در «شيخ ما را چشم بروي افتاد» مشابه کاربرد همين حرف است در عبارت ... (آزاد 80)

1) ما را در دوزخ (دوزخ) بايد 2) خواجه، بوسهل را بسيار ملامت کرد 3) هميشه وي را از ما حاجت آن بود 4) سه خليفت را خدمت کرد  

  362- معني دو عبارت «شيخ بوعبدالله شکست و با خويش رسيد» چيست؟ (آزاد80)

1) شيخ بو عبدالله همه چيز را نابود کرد و به راه خود رفت 2) شيخ بوعبدالله را خفيف کرد و به مقصود رسيد
3) شيخ بو عبدالله خوار شد و به خود آمد 4) شيخ بو عبدالله از حريف شکست خورد و شرمسار شد  

  363- کدام اثر«شرح حال امام محمدغزالي» است؟ (آزاد 80)

1) شرح زندگاني من 2) صفير سيمرغ 3) فرار از مدرسه 4) جست و جو تصوف  

  364- در عبارت «از اين که تکيه بر و نذور اهل خير نمايند. تهذيرشان مي نمود». کدام دو واژه از نظر املايي درست نوشته نشده است؟

1) فطوح، تهذير 2) صفير سيمرغ 3) فرار از مدرسه 4) جست و جو تصوف  

  365- کدام گزينه يا متن « ... را دوست داشت تا آن جا که انسان را از منزلت عالي انسان فرو نيندازد و به دريوزگي و بيکارگي سوق ندهد، آن را مايه ي سبک باري و تعالي روح مي يافت. درست است که مجرد ..... در نزد او موجب نيل به حق نمي شد باري چون با تسليم به طريقت پاي روح از دام تعلق خاک مي رهيد براي پروازش نمي ماند...» تناسب معنايي ندارد؟ (سراسري 81)

1) در اين بازار اگر سودي است با دو روش خرسند است / خدايا منعم کردان به درويش و خرسندي
2) به پادشاهي عالم فرو نيارد سر / اگر ز سر قناعت خبر شود درويس
3) پرسش حافظ دل سوخته کن بهر خدا / نيست از شاه عجب گر بنوازد درويس
3) پرسش حافظ دل سوخته کن بهر خدا / نيست از شاه عجب گر نبود از درويش 4) دولت فقر خدايا به من ارزاني داد / کاين کرامت، سبب خست و تمکين من است  

  366- مفهوم عبارت: «راست باز و پاک باز و امير باش» کدام است؟(سراسري 81)

1) شرط رسيدن به فرمانروايي، راستگويي و بخشيدن مال فراوان است 2) شرط رسيدن به عالي ترين درجه توفيق در هر کاري دقت عمل و اخلاص و از خودگذشتگي کامل در آن کار است 3) بازي کردن درست توأم با راستگويي عامل اصلي وصول به مقام قهرماني است 4) از ويژگي هاي راستين يک فرمانروا صراحت و صميمت در اجراي احکام است  

  367- در همه گزينه ها به جز گزينه ي ... نام يکي از آثار دکتر عبدالحسين زرين کوب ذکر شده است. (سراسري 81)

1) از مقامات تبتل تافنا / پله پله تا ملاقات خدا 2) با کاروان حله برفتم ز سيستان / با طلاي تنيده ز دل بافته ز جان
3) در غم ما روزها بيگاه شد/ روزها با سوزها همراه شد 4) گربريزي بحر را در کوزه اي / چند گنجد قسمت يک روزه اي  

  368- عبارت «واروي است از خداوند بر دل سالک که او از گذشته و اينده غافل مي گرداند» و «توجه طالب است با تمام قواي روحاني خود به جاب حق براي حصول کمال براي خود يا ديگري»توضيح کدام اصطلاحات عرفا و صوفيه است؟ (سراسري 82)

1) همت- وقت 2) کرامت- فتوح 3) وقت- همت 4) فتوح- کرامت
369- با توجه به عبارت «مولانا به هر طفلي و بيوه اي که در راهش پيش مي آ مد، کرنش و توضع مي کرد و به دربار سلطان و درگاه اهل قدرت هرگز نمي رفت» کدام بيت بهتر و کامل تر مي تواند ويژگيهاي اخلاقي مولوي را بيان کند؟ (سراسري 82)
1) گر به صد نامه نويسم صفت مشتاقي / اشتياقم به ملاقات تو صد چندان است 2) هر کس به ميدان کوشش دراند / ولي گوش بخشش نه هر کس بزند 3) افتادگي جدا و گران مطلبي (= فزون خواهي) جداست / تا کهربا (= کاه ربا) توان شدن، آهن ربا مباش. 4) شنيده ام سخن خوش که پيرکنعان (= حضرت يعقوب) گفت / فراق يار نه آن مي کند که بتوان گفت
370- مؤلف «ايمان الشيعه» کيست؟(سراسري 82) 1) علامه اميني 2) ميرزا طاهر تنکابني 3) سيدمحسن امين 4) محمدتقي مدرس رضوي
371- خلاصه ي حکايت زير را «اسرارالتوحيد» با همه ي بيت ها به جز بيت ... پيام مشترکي دارد.
«ناگاه زني پاره اي از خاکستر از بام بينداخت. بعضي به جامه ي شيخ رسيد. جمع و اظطراب آمدند و خواستند حرکتي بکنند. شيخ ما گفت: آرام گيريد، کسي که مستوجب آتش بود، به خاکستر باز و قناعت کنند، بسيار شکر واجب آيد» (سراسري 82)
1) غم زيردستان بخور زينها بترس از زيردستي روزگار 2) ز مغرور دنيا ره دين مجوي خدا .... از خويشتن بين مجوي
3) طريقت جز اين نيست درويش را که افکنده داود تن خويش را 4) بزرگان نکردند در خود نگاه خدا بين از خويشتن بين مخواه
372- معني کدام واژه ي مشخص شده است؟ (آزاد 82)
1) عاقبت در قدم باد بهار آخر شد = سپري شدن 2) شيخ بوعبدالله شکست و با خوش رسيد= به خود آمد 3) همي با سياوش به گفتن نشاند= اشاره کرد 4) به بعده شد و با عمرو بن عثمان کلي افتاد = درگير شد
373- معني کدام واژه غلط است؟ 1) مفاوضت، هم نشيني 2) فتيان، فتنه گران 3) نعت، صفت 4) کليدت، تيرگي
374- در کدام عبارت غلط املايي وجود دارد؟ (آزاد 82)
1) سهل است چغره اي و..... بر روي آب مي رود 2) هر يکي از او پاي چرمين پوشيده 3) به اين که مرا خلق اختيار کردند که بهترين خلقي قره نتوان گشت 4) شيخ بوعبدالله پير شد و توبه کرد
375- معني «شيخ بوعبدالله شکست و با خوش رسيد» چيست؟ (آزاد 82)
1) شيخ بوعبدالله بيمار شد و سلامت يافت2) شيخ بوعبدالله خفيف و خوار شد و به خود آمد 3) شيخ بوعبدالله خشمگين شد و به حساب او رسيد 4) شيخ بوعبدالله پير شد و توبه کرد
376- معناي عبارت «افراط اقويا در تمتع حق ساير ناس را ضايع مي کند» کدام است؟ (آزاد 82)
1) زورمندان حقوق مردمان ناتوان را ضايع مي کنند 2) زياده خواهي توانگران در بهره وري ، بهره ي ديگر مردمان را به تباهي مي کشد 3) با تجاوز دولتمندان ساير مردم از حقوق خود محروم مي شوند 4) محروميت مردم از حقوق خود به زياده خواهي زومداران انجامد
377- معني عبارت «اين سراي باز کنيم» چيست؟ (آزاد 82)
1) اين در را بگشائيم 2) اين در را خراب کنيم 3) اين خانه را خراب کنيم 4) اين سقف را برداريم
378- موضوع کتابهاي «چهارمقاله- اسرار التوحيد- سياست نامه- نصاب الصبيان» به ترتيب کدام است؟ (سراسري 83)
1) عرفان- معرفت آفريدگار- حماسه- تعليم موسيقي2) کرامات اوليا- شرح مفاهيم عرفاني- بازرگاني- طب کودکان
3) تعليم و تربيت- کرامات عارفان- سيرت پادشاهان- تعليم لغت 4) شرح مفاهيم عرفاني- زندگي پيامبران- امثال و حکم- کودک ياري
379- عبارت «درگيري دايم در تنازع بقا را ، در سلوک راه کمال،انحراف از خط سير روحاني و امري خلاف شأن انساني تلقي مي کرد. حتي به کساني که با او .... مي کردند، جز به ندرت و در احوالي بسيار محدود، همواره طريق سلم و درستي مي سپرد». با مفهوم کدام بيت متناسب است؟ (سراسري 83) 1) چرب و نرمي با عدونايد که شدت به کار/ آهن سرد ست نتواني به گوهر کوفتن 2) تلخ از آن منطق شيرين چو شکر نوش کنم / زان که دشنام که محبوب دهد عين دعاست 3) دشنام خلق را ندهم جز دعا جواب / ابرم که تلخ گيرم و شيرين عوض دهم
4) محتاج کس ندام و نداريم غم ز کس/ گر لطف مي کند و گرم قهر فارغيم
380- «مقرر کرده بود هر روز نيم دينار به جهت اصحاب ...... به خانقاه ياران مي دادند» يعني : «مقرر کرده بود که .... (سراسري 83)
1) هر روز نيم دينار علاوه بر حقوق ياران به آن ها بدهند 2) روزانه نيم دينار به عنوا حقوق و مستمري ياران به خانقاه بدهند 3) به عنوان صدقه ، نيم سکه ي طلا به دوستان خانقاه بپردازند 4) براي دوستان وي به خانقاه وي به عنوان يارانه، نيم سکه طلا بپردازند.
381- مفهوم عبارت «راست باز و پاک باش و امير باش» کدام است؟ (آزاد 83)
1) فرمانروايي ، در درستکاري و صداقت در دوستي است 2) اميري در استقامت و از خود گذشتگي است 3) فرماندهي حقيقت شناس و پاکدامن باشد 4) اميري مصمم و سخاوتمند و ايثارگر باشد
382- در کدام گزينه آرايه ي «کنايه» ديده مي شود؟ (آزاد 83)1) پدرم به زندگي درويشانه اي قناعت کرده بود 2) مولوي در همه احوال سبق کلام را مي ستود 3) مولوي در مواردي معدود از کوره در مي رفت 4) توکلي داشت که به او مقاومت، استحکام اراده مي بخشيد
383- منظور «اين گمان در حق خويش برم بهتر» چيست؟1) بهتر است که خود را بدترين بدانم 2) حق را برگمان خويش برتر بدانم بهتر است 3) بهتر است که خود را بهترين خلق بدانم 4) حق خود مي دانم که گماني بهتر داشته باشم
384- در عبارت «در دنيا همه ي دلتنگي ها از دل نهادگي بر اين عالم است» معناي کتابي «دل نهادگي» چيست؟(آزاد 83)
1) بيزاري 2) دل آزردگي 3) دلبستگي 4) نارضايي